Menu


منتور کیست و منتورینگ یعنی چه؟


منتور کیست؟ منتورینگ چیست؟

نمی‌توانیم از مسیر شغلی و موفقیت شغلی حرف بزنیم، اما به اهمیتِ منتورینگ (Mentoring) داشتنِ منتور (Mentor) اشاره نکنیم.

اصطلاحاتی مثل منتورینگ و کوچینگ طی سال‌های اخیر با گسترش فضای استارت‌آپی بیشتر به گوش می‌خورند. اما این اصطلاحات اصلاً تازه نیستند و قدمتی طولانی دارند. چندین دهه است که در کتاب‌های مدیریتی به این مباحث پرداخته شده و نویسندگان بسیاری در این حوزه به مطالعه و تحقیق پرداخته‌اند (+).

در این درس می‌خواهیم کمی درباره‌ی منتور و منتورینگ حرف بزنیم و توضیح دهیم که پیدا کردن یک منتور خوب می‌تواند مسیر موفقیت شغلی را برای شما ارزان‌تر و کوتاه‌تر کند.

ترجمه‌ی منتور و منتورینگ به فارسی

درباره‌ی ترجمه‌ی منتور و منتورینگ هم دردسر کم نیست. معمولاً منتور را به مربی ترجمه می‌کنند اما از آن‌جا که کوچ هم به مربی ترجمه می‌شود، به کار بردن این معادل در فارسی دردسرساز خواهد بود. ضمن این‌که به فرض که منتور را ترجمه کنیم، برای ترجمه‌ی Mentee (مِنتی) یعنی کسی که از راهنمایی منتور استفاده می‌کند، دچار مشکل خواهیم شد.

باور ما در متمم این است که می‌توان منتور را به راه‌نما و منتی را به راه‌جو (یا رهجو) ترجمه کرد. اگر چه در این‌جا هم این دردسر وجود دارد که ممکن است این دو اصطلاح با رهبر و پیرو اشتباه گرفته شوند.

به همین علت در این درس، ما از همان واژه‌ی منتور استفاده می‌کنیم و امیدواریم استفاده‌ی مکرر از این واژه‌ی انگلیسی را در یک متن فارسی بر ما ببخشید و در ادامه، به اصل درس توجه کنید و حواستان به بازیِ معادل‌‌یابی و معادل‌سازی پرت نشود.

منتور کیست؟ به چه کسی منتور می‌گویند؟

درباره‌ی تعریف منتور اتفاق‌نظر وجود ندارد.

برخی معتقدند که هر مشاوری را می‌توان منتور نامید. مثلاً اگر یک پلتفرم وجود داشته باشد که شما را از این نقطه‌ی دنیا به فرد باتجربه‌ای در نقطه‌ی دیگری از دنیا متصل کند و شما هیچ‌کدام یکدیگر را نشناسید و در یک جلسه‌ی مشاوره‌ی کوتاه یک ساعته از او مسئله‌ی خود را بپرسید، می‌توانید بگویید که به یک منتور مراجعه کرده‌اید‌ (+).

برخی دیگر منتورینگ را کاری جدی‌تر، رسمی‌تر و بلندمدت‌تر می‌دانند (+/+).

دیدگاه ما در متمم به نگاه دوم نزدیک‌تر است و فکر می‌کنیم که باید «مشاوره‌ی موردی» را از منتورینگ متمایز دانست و این دو مفهوم را با هم مخلوط نکرد.

بر این اساس ما منتورینگ را یک رابطه‌ میان دو نفر در نظر می‌گیریم که در آن، یکی از طرفین دارای تجربه، توانمندی‌ها و مهارت‌هایی است که می‌تواند به تدریج و در طی زمان به طرف دوم منتقل کند.

به تعبیری ساده‌تر و خودمانی‌تر، منتورینگ رابطه‌ای است که در آن منتور فرد راه‌جو (مِنتی) را زیر پر و بال خود می‌گیرد و به او کمک می‌کند تا مسیر شغلی را سریع‌تر و ساده‌تر و با خطای کمتر طی کند.

در این رابطه، فرد کم‌تجربه‌تر می‌تواند مشکلات شخصی و شغلی خود را پیش منتور ببرد و از او برای راهنمایی در حل آن‌ها کمک بخواهد.

رابطه با منتور یک رابطه‌ی عمیق است

بسیاری از رابطه‌‌های رسمی سازمانی، عمیق نیستند. شما از مدیر یا سرپرست خود تبعیت می‌کنید، چون چارت سازمانی از شما چنین چیزی را می‌خواهد. چه‌بسا در بخشی از رفتارها و تصمیم‌ها، حرف او را قبول نداشته باشید، اما به علت جایگاه سازمانی بالاتر، از او «تبعیت» می‌کنید.

این در حالی است که وقتی شما کسی را به عنوان منتور انتخاب می‌کنید، قاعدتاً مدل ذهنی و تجربه و نحوه‌ی نگرش او را پذیرفته‌اید و همین باعث می‌شود که با جان و دل (و نه به خاطر فشار قانونی) حرف‌ها و توصیه‌های او را بپذیرید.

تفاوت‌های دیگری هم بین منتور و سرپرست وجود دارد. ما معمولاً مسائل شخصی خود را نزد مدیر و سرپرست خود نمی‌بریم. این در حالی است که ممکن است یک نفر، خستگی، سرخوردگی یا حتی تضاد میان کار و زندگی شخصی را نزد منتور خود مطرح کند و از او کمک بخواهد.

به همین علت گفته می‌شود که رابطه‌ با منتور یکی از عمیق‌ترین رابطه‌هایی است که در یک سازمان شکل می‌گیرد (+).

آیا خود ما منتور را پیدا می‌کنیم؟

در بعضی سازمان‌های بزرگ، برنامه‌های رسمی منتورینگ تعریف می‌شود. به این معنا که از هر یک از مدیران و افراد باتجربه خواسته می‌شود سرپرستی و هدایت یک یا چند نفر را بر عهده بگیرند و به آن‌ها در طی کردن مسیر شغلی کمک کنند. چنین برنامه‌هایی معمولاً به‌طور خاص برای کسانی در نظر گرفته می‌شود که امید می‌رود بتوانند در آینده سمت‌های بالا را در سازمان بر عهده بگیرند.

اما این نوع تعریف رسمی رابطه‌ی Mentor و Mentee الزاماً کارآمدی بالایی ندارد. ممکن است منتور این رابطه را صرفاً به عنوان یک تکلیف سازمانی بپذیرد و یا این‌که فرد کم‌تجربه‌تر، اساساً توانمندی و قدرت و شایستگی منتور را نپذیرفته باشد (بسیار پیش می‌آید که افراد کم‌تجربه‌تر در مقابل تجربه‌ی افراد مجرب تمکین نکنند و آن‌ها را الگویی مناسبِ دیروز و دورانِ گذشته بدانند).

به همین علت معمولاً وقتی از نقش منتورینگ در رشد و پیشرفت شغلی صحبت می‌شود، جنس صحبت این‌گونه است که به نسل جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر توصیه می‌شود که برای خود یک یا چند منتور بیابند و از آن‌ها برای طی کردن مسیر شغلی خود کمک بگیرند.

آیا منتور باید حتماً از درون کسب و کار و سازمان خودم باشد؟

محدودیت در دسترسی به مجموعه‌ درس‌های مسیر شغلی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های مسیر شغلی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

اعضای ویژه‌ی متمم علاوه بر دسترسی به درس‌های مسیر شغلی به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها به شرح زیر دسترسی پیدا می‌کنند:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  خودشناسی  |  شخصیت شناسی

  کار تیمی  |  رفتار سازمانی

  مذاکره

  دوره MBA (مطالعه‌ی منظم همه‌ی درس‌ها)

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    حسن پیوسته گر ، معصومه شیخ مرادی ، احمد احمری ، امیرحسین معین ، آزاد قادری

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مسیر شغلی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مسیر شغلی

قوانین کامنت گذاری در متمم

16 نکته برای منتور کیست و منتورینگ یعنی چه؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا قره‌داغی

    من‌هم تفاوت بین منتورینگ و کوچینگ را به‌صورت دقیق نمی‌دانستم و برخی مواقع این اصطلاحات را به‌صورت اشتباه به‌کار می‌بردم.

    حالا می‌فهمم رابطه‌ای که من با یکی از دانشجویانم داشتم در حقیقت رابطه منتور و منته بوده.

    از سال 93 که ایشان از مقطع کارشناسی فارغ‌التحصیل شد، رابطه ما شروع شد. اوایل به دلیل تجربیاتی که داشتم، در زمینه‌های توسعه کسب‌و‌کار و برندینگ توصیه‌هایی برای ایشان داشتم. در ادامه و به‌مرور در رابطه با شرکت تبلیغاتی وی توصیه‌هایی داشتم و خطاهای وی را برطرف می‌کردم. بعد از گذشت چندین سال، کم‌کم کار به جایی رسید که در رابطه با تصمیمات خانوادگی، صحبت‌های درددلی و تخلیه ذهنی هم صحبت می‌کردیم و پیشنهادات من را انجام می‌داد.

    بعد از مدتی، که البته چند سال بود، به مرحله استقلال تدریجی رسیدیم. این امر با اتمام مرحله کارشناسی ارشد ایشان اتفاق افتاد و دوست داشتم در اکثر موارد وی مستقل عمل کند و گاهی به‌عمد خودم را از برخی مشکلات کنار می‌کشیدم و وی را تنها می‌گذاشتم؛ هرچند دورادور نظاره‌گر بودم.

    بارها وی را به درون مشکلات هل می‌دادم تا قدرت وی در برخورد با مشکلات را بسنجم و وی سربلند بیرون میامد.

    الان پس از گذشت حدود 6 سال از شروع این رابطه، در فاز چهارم هستیم. وی را به عنوان یک همکار امین و قابل اعتماد می‌شناسم و از طرفی، وی به یک دوست مطمئن برای من و خانواده‌ام تبدیل شده.

    با توجه به این وضعیت، احتمالا باید کم‌کم منتظر منتورینگ معکوس باشم؛ امری که در دنیای روبه‌رشد و متغیر کسب‌و‌کار امری بدیهی و طبیعی است.

    به قول پیتر فیسک در کتاب gamechangers:

    راز موفقیت نسل جدید کسب‌و‌کارها، تغییر قواعد بازی است

    پس با توجه به تغییرات قواعد بازی، که نمونه‌ای از آن را در چند ماه اخیر نظاره کرده‌ایم، منتورینگ معکوس امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .