Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره آموزشی هدف گذاری (کلیک کنید)


آیا داخل کتاب‌هایی که دوست دارید چیزی می‌نویسید؟


آیا داخل کتابها می‌نویسید؟

از کجا می‌فهمید که کسی یک کتاب مشخص را چقدر دوست داشته است؟ از این‌که تمام حاشیه‌ها و متن کتاب، از رنگ و هایلایت و توضیح و دست‌نوشته پُر باشد؟ از این‌که جلد کتاب خراب شده و کثیف باشد؟ از این‌که روی بعضی برگه‌ها ته‌مانده‌ی چای و شکلات ببینید؟

یا این‌که کتاب، چنان تمیز باشد که به سختی کسی بتواند بپذیرد لای آن باز شده است؟

این موضوع ساده، دستمایه‌ی نگارش مطلبی است که در ادامه می‌خوانیم. لوری هرتزل (Laurie Hertzel) نویسنده و روزنامه‌نگار توانمندی که بیش از دو دهه با استار تریبیون (Star Tribune) همکاری کرده، خاطرات و دیدگاه خود را در این زمینه نوشته است.

ما بخش‌هایی از مطلب او را در قالب پاراگراف فارسی می‌آوریم تا گفتگو و تبادل‌نظر و نقل خاطرات و دیدگاه‌ها در زیر مطلب، ساده‌تر و فارغ‌ از چارچوب باشد.

اما این سبک نوشته را می‌توان به عنوان درسی در نوشتن هم خواند. روایت مطلبی ساده، اصیل و برخاسته از دل که می‌تواند مخاطبان خود را نیز به سادگی جذب کند:

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

برای مشاهدهٔ متن کامل این مطلب کافی است (بدون پرداخت هرگونه هزینه) در سایت متمم ثبت نام کنید. پس از ثبت‌نام به تعداد قابل‌توجهی از درس‌‌های متمم دسترسی پیدا خواهید کرد نمونهٔ آن‌ها را می‌توانید از طریق لینک زیر ببینید:

نمونه درس‌های کاربر آزاد متمم

البته اگر بخواهید به همهٔ درس‌های متمم دسترسی داشته باشید، لازم است حق اشتراک بپردازید.

ثبت نام رایگان    تجربه‌ٔ متممی‌ها

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری چالش نوشتن به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه چالش نوشتن
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۲۷ نظر برای آیا داخل کتاب‌هایی که دوست دارید چیزی می‌نویسید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرمحمد قربانی

    در تعطیلات نوروز ۹۸ که پس از چندین ماه توانستم به شهری که مادر و پدرم زندگی می‌کنند بروم، به سراغ کتاب‌های دوران کودکی و نوجوانی‌ام رفتم.

    هر چقدر کتاب‌ها در سن کمتری خوانده شده بودند، صفحات‌شان از انواع لکه‌های غذا پر بود، گوشه‌ی صفحه‌ها تا خورده بود و بعضی از آن‌ها در اثر ورق زدن‌های مکرر پاره شده بود.

    یادم هست که آن زمان‌ها دراز می‌کشیدم و می‌خواندم. لبه‌ی پایینی کتاب را زیر بالش می‌گذاشتم که صفحه‌اش موقع خواندن عوض نشود و شروع به خواندن می‌کردم. گاهی که پدر یا مادرم می‌گفتند که چرا هنوز بیداری و چشمت درد می‌گیرد و ...، کتاب را سریع زیر بالش پنهان می‌کردند و می‌گفتم که می‌خواهم بخوابم.

    در آن کتاب‌ها چیزی نوشته نشده بود و صفحاتشان خالی از هر گونه علامت‌زدن‌ای بود.

    بعد از دانشگاه اما، روش کتاب خواندن‌ام عوض شد. سهم کتاب‌های Non-fiction بیشتر شد. جنس ادبیات داستانی‌ای که می‌خواندم هم عوض شد.

    دیگر صفحات کتاب تا نمی‌خورد. دیگر آن‌ها را زیر بالش نمی‌گذاشتم و جلد کتاب سالم‌ می‌ماند.

    در سبک جدید، اوایل هنوز در کتاب‌ها اثری از علامت زدن نبود. جملاتی را که دوست داشتم در یک دفترچه می‌نوشتم.

    کم کم ماژیک‌های هایلایت اضافه شد. با رنگ‌های مختلف بعضی از جملات را هایلایت می‌کردم. در ابتدا رنگ‌ها معنایی نداشت؛ بعدها کم کم هر رنگ معنایی داشت و موضوع متفاوتی را نشان می‌داد.

    یادم نمی‌آید که چه شد تصمیم گرفتم به جای ماژیک هایلایت از مداد رنگی استفاده بکنم.

    پس از آن زمان، یک جعبه مداد رنگی ۲۴ رنگ در کنارم هست.

    گاهی تک کلمه‌ای را رنگ می‌کنم. کلماتی را که از آن‌ها خوشم می‌آید و با آن‌ها ارتباط عاطفی خوبی برقرار می‌کنم و دوست دارم به دایره‌ی واژگان فعالم اضافه شوند.

    گاهی جمله‌ای را رنگ می‌کنم و در پایان کتاب از بین این جملات رنگ شده، برخی را انتخاب کرده و در دفترچه‌هایم می‌نویسم.

    در کنار این تغییرات، نوشتن در صفحه‌ی نخست کتاب نیز شروع شد. در صفحه‌ی ابتدایی، این موارد را معمولا می‌نویسم:

    ۱. تاریخ شروع و تاریخ پایان کتاب؛

    ۲. کتاب‌فروشی‌ای که کتاب را از آن خریدم؛

    ۳. کاری که آن روزها زیاد مشغولش هستم (معمولا جایی که مشغول به کار هستم)؛

    ۴. حال و هوای آن روزهای خودم و دغدغه‌های آن روزهایم؛

    ۵. گاهی یک جمله از خود کتاب (جمله‌ای که از جملات گزینش‌شده‌ی نوشته‌شده در دفترچه، انتخاب می‌کنم)؛

    ۶. گاهی هم این که به دنبال چه بودم که این کتاب را خواندم.

    آخرین تغییری که در کتاب خواندن‌ام به وجود آمد، حاشیه‌نویسی‌ها بود که شامل سه مورد است. دو مورد نخست را از محمدرضا در فایل صوتی ویژگی‌های انسان تحصیل کرده یاد گرفته‌ام:

    ۱. اهمیت پاراگراف‌ها بر اساس نوشتن حروف A یا B یا C یا D در کنار آن‌ها؛

    ۲. گفت و گویی در ذهنم در هنگام خواندن کتاب با نویسنده و نوشتن کلمات یا جملاتی از آن گفتگو در حاشیه‌ی کتاب؛

    ۳. تداعی‌هایی که کتاب برایم دارد. معمولا این تداعی‌ها، مصداق‌هایی از حرف‌های نویسنده هست که در زندگی خودم وجود دارد.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .