Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




کریس آرگریس و فاصله‌ بین دانستن و عمل کردن


کریس آرگریس و نظریه حمایت شده و نظریه مورد استفاده

نمی‌توانیم از مدل ذهنی حرف بزنیم و به مطالعات و تجربیات کریس آرگریس اشاره نکنیم.

اگر چه او در حوزه‌های بسیار متعدد و متفاوتی از زیرمجموعه‌های مدیریت و کسب و کار، فعالیت و نظریه پردازی کرده است، ولی ما در اینجا می‌خواهیم به یکی از تقسیم‌بندی‌های زیبای او تحت عنوان نظریه مورد حمایت در مقابل نظریه‌ مورد استفاده بپردازیم.

 اجازه بدهید قبل از ادامه‌‌ی بحث و تعریف دقیق‌تر این مفاهیم، یک مثال مطرح کنیم:

چک کردن صفحه موبایل در هنگام رانندگی با سرعت بالا

افراد بسیار زیادی را می‌توانید بیابید که اصرار دارند هرگز این کار را نمی‌کنند. آنها معتقدند که موبایل خود را صرفاً در هنگام توقف در ترافیک یا هنگامی که سرعت حرکت بسیار کم است، چک می‌کنند. اما اگر کمی به رفتار دوستان و آشنایان خود هنگام رانندگی دقت کنید، می‌توانید موارد زیادی را مشاهده کنید که آنها در عمل، در این سرعت و حتی سرعت‌های بالاتر، برای کارهای بسیار کم اهمیت‌تر، به صفحه‌ی موبایل خود نگاه می‌کنند.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان مدل ذهنی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تصمیم گیری

  تفکر سیستمی

  تفکر استراتژیک

  مدیریت در شرایط ابهام

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

  تفکر نقادانه (بعد از گذراندن درس‌های تصمیم گیری و مدل ذهنی)

تمرین:

کمی فکر کنید. آیا می‌توانید در مورد خودتان موردی را پیدا کنید که Theory-in-use با Espoused Theory فرق داشته باشد؟ اگر در مورد خودتان نمی‌توانید، آیا می‌توانید در مورد اطرافیانتان مثالی را مطرح کنید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: روانبخش رحیمی , علیرضا یادگاری , پوریا , شهاب غیاثی , Mohammad Sh

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مدلهای ذهنی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مدلهای ذهنی

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

475 نکته برای کریس آرگریس و فاصله‌ بین دانستن و عمل کردن

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    زهرای عزیز.
    شاید مثال انتخاب شغل و انتخاب رشته یکی از مثال‌های خوب در این زمینه باشد. از شما به خاطر انتخاب این مثال ممنونیم.

    البته به بهانه‌ی مثال شما، می‌توانیم به یک پیچیدگی کوچک هم در این زمینه اشاره کنیم. آن هم تفکیک بین این دو وضعیت است:

    وضعیت اول: من یک «تئوری مورد علاقه» دارم. اما به دلیل شرایط اجتماعی و محیطی، تصمیم می‌گیرم آن را کنار بگذارم و به سراغ «تئوری قابل اجرا» بروم. شاید دیده باشید که ما در بحث دوران نوزادی سازمان، این مسئله را به عنوان مصداقی از پراگماتیسم و عمل‌گرایی معرفی کردیم (کوتاه آمدن از اصول با توجه به شرایط واقعی)

    وضعیت دوم: من یک «تئوری مورد حمایت» دارم. به معنای اینکه حاضر نیستم هیچ شکل دیگری را بپذیرم و معتقدم هر کس غیر از این تئوری را بگوید و قبول داشته باشد، هیچ چیز را نمی‌فهمد و اصلاً از نظر من مردود است و ...
    بعد دیده می‌شود که در عمل تصمیم‌هایی می‌گیرم که با آن تئوری خودم هم سازگار نیست!
    ما در یکی از درسهای تصمیم گیری (چرا این تصمیم را گرفتم) به این مسئله اشاره کردیم که در این حالت، مکانیزم‌های حل تعارض یا دیزونانس فعال می‌شوند. مثلاً اگر نظریه مورد حمایت شما، انتخاب رشته مورد علاقه (مثلاً نقاشی) باشد و در عمل به دلیل ملاحظات مالی به سراغ مهندسی عمران بروید، ممکن است طی مدت کوتاهی به یک تئوریسین حرفه‌ای تبدیل شوید که واقعاً باور دارد به عمران علاقه دارد و عمران رشته‌ی مفیدی است و خداوند را هم می‌توان نخستین مهندس عمران عالم هستی درنظر گرفت و انواع این توجیهات.
    به عبارتی، مغز انسان به طرز پیچیده و قدرتمندی تلاش می‌کند به انسان ثابت کند که تئوری مورد استفاده‌اش همان تئوری مورد حمایتش است تا انسان احساس خوبی داشته باشد! البته این تنها مکانیزم مغز، برای بیرون آمدن از فاز سوگواری نیست :))

    بنابراین شاید بتوان تعارض بین رشته (یا شغل) مورد علاقه را با رشته (یا شغل) انتخاب شده، به سه دسته تقسیم کرد:

    گروه اول: کسانی که توضیح می‌دهند باید در تحصیلات دنبال علاقه‌ات بروی (یا در انتخاب شغل، به دنبال خدمت به جامعه باشی و ...) اما در عمل خودشان هم به این حرف می‌خندند و میگویند که این کار حماقت است و ...
    مرحوم کریس آرگریس نیست و نمی‌خواهیم تن‌شان در آرامگاه دچار لرزش بشود، اما شاید عنوان Stated Theory برای این شرایط عنوان خوبی باشد. نظریه‌ای که «اعلام» می‌شود و واقعاً جزو باورهای فرد نیست.

    گروه دوم: کسانی که خودشان به خاطر جو اجتماعی یا ترغیب دیگران به سراغ یک حوزه رفته‌اند (مثلاً برخی زیرمجموعه‌های پزشکی یا مهندسی) و الان که سختی‌ها و دشواری‌ها را می‌بینند و چالش‌های شغلی و شخصی مختلف را مرور می‌کنند، به دیگران توضیح می‌دهند که شما به دنبال علاقه‌ی خودتان بروید. شاید بسیاری از افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند،امروز دیگر Espoused Theory و Thoery-in-use برایشان در این حوزه‌ی خاص،‌ یکی شده باشد. یعنی خودشان هم اگر بخواهند انتخابی انجام دهند، احتمالاً لذت و علاقه و ... را به عنوان معیار مورد توجه قرار می‌دهند.

    گروه سوم - که شما اشاره کردید - شاید پیچیده‌ترین شکل ماجرا باشد. کسانی که به تئوری مورد حمایتشان ایمان دارند و به خاطر شرایط محیطی، گزینه‌های دیگری را انتخاب کرده‌اند. که در طول زمان با مکانیزم‌هایی که اشاره شد به حل مشکلش می‌پردازند!

    ایده‌ی اصلی کریس آرگریس این است که انسانهایی که در تحلیل مدل ذهنی قدرتمند می‌شوند، هنوز می‌توانند این تفاوت را لمس و اعلام کنند. شاید برای عموم انسانها، فکر کردن به این مسئله، خوشایند نبوده یا حتی دردآور هم باشد. اما به همین دلیل است که می‌گویند رشد و یادگیری، معمولاً با تحمل درد انجام می‌شود!

    پی نوشت: عبارت «فاز سوگواری» واقعاً تعبیر جالبی بود. شاید با توجه به درس مفهوم پردازی، بعد از مدتی بتوانید یک کانستراکت علمی خوب برای آن بسازید ;)

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .