Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
شرایط دریافت هدیه نوروزی متمم: دوره صوتی آموزش هدف‌گذاری (کلیک کنید)


کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟


پرفروش ترین کتاب های جهان

«کتاب های پرفروش لزوماً کتابهای خوبی نیستند.» بعید است کسی با این گزاره مخالف باشد (نگفتیم حتماً بد هستند. گفتیم لزوماً خوب نیستند). این گزاره دو تفسیر کاملاً‌ متفاوت دارد که به یکی از آن‌ها کمتر توجه می‌شود.

تفسیر اول این است که سلیقه و قضاوت عامهٔ مردم معمولاً قابل‌اتکا نیست. بنابراین اگر افراد بسیاری یک کتاب را خریده و خوانده‌اند، نمی‌شود آن‌ها را لزوماً بهترین آثار ردهٔ خودشان دانست. همه کم‌و‌بیش قبول دارند که بسیاری از کتابهای پرفروش کتابهای زرد محسوب می‌شوند. کتاب‌هایی که به جای دقیق، مفید یا فاخر بودن، با هدف جذاب و عامه‌پسند بودن نوشته شده‌اند (البته کتاب زرد اصطلاح چندان شفافی نیست. برای آشنایی بیشتر با این اصطلاح می‌توانید درس محتوای زرد را بخوانید).

تفسیر دوم – که کمتر به آن پرداخته می‌شود – این است که حتی ورود به فهرست کتاب های پرفروش هم می‌تواند با فریب، تقلب و دستکاری همراه باشد.

در این درس می‌خواهیم کمی دربارهٔ روش‌های ورود کتابها به فهرست کتاب های پرفروش صحبت کنیم. توجه ما به طور ویژه که بازار جهانی و کتابهای پرفروش در سطح جهان است. اما مشابه برخی از این تکنیک‌ها در بازار ایران هم دیده می‌شوند.

تعریف کتاب خوب چیست؟

صفت خوب صفتی مبهم است و اگر در مقاله‌ای تخصصی به‌کار می‌رفت می‌شد از آن ایراد گرفت. اما فعلاً در حد نیاز این مطلب، می‌توانیم کتاب خوب را به این شکل تعریف کنیم:

کتاب خوب را کتابی فرض می‌کنیم که در یک حوزهٔ مشخص و برای یک دسته مخاطب مشخص که با یک هدف مشخص به جستجوی کتاب می‌روند، از کتاب‌های دیگری که در همان حوزه و برای همان مخاطبان و برای همان هدف مشخص نوشته شده مناسب‌تر باشد.

چرا تمرکز افراطی بر کتاب های پرفروش نگران‌کننده است؟

برای کسی که در کشورهایی مثل آمریکا، انگلیس یا آلمان و فرانسه زندگی می‌کند و می‌تواند بسیاری از کتاب‌های روز دنیا را به زبان اصلی بخواند، این‌که «آیا کتاب های پرفروش کتابهای خوبی هستند یا نه؟» سوال مهمی است. اما به محض این‌که به نتیجه برسد کتابهای پرفروش لزوماً بهترین کتابها نیستند، می‌تواند در سایت آمازون یا در کتابفروشی شهرش به سراغ کتابهای دیگر برود و گزینه‌های دیگر را هم بررسی کند.

اما بخش بزرگی از صنعت نشر در کشور ما بر پایهٔ ترجمه شکل گرفته و به‌طور خاص، اغلب کتابهای غیرداستانی از جمله کتابهای مدیریت، کتابهای روانشناسی و کتابهای توسعه فردی ترجمهٔ کتابهای خارجی (اغلب انگلیسی) هستند.

پس اگر ناشران ایرانی بیشتر به سراغ کتابهای پرفروش بروند، عملاً خواننده فارسی زبانی که می‌خواهد کتابهای ترجمه‌شده بخواند، در همان نقطهٔ شروع انتخاب کتاب، بخش بزرگی از بازار کتاب جهان را از دست داده و باید کتاب مطلوب خود را از بین عناوین یا آثار نویسندگانی انتخاب کند که در بازار جهانی پرفروش بوده‌اند.

پرفروش ترین کتاب ها بهترین کتاب ها نیستند

با این مقدمه، کمی دربارهٔ تکنیک های رایج برای گنجاندن کتابها در لیست کتابهای پرفروش حرف می‌زنیم و سپس – به فرض این‌که با متمم هم‌عقیده باشید – به چارهٔ آن می‌پردازیم.

روش ورود به فهرست کتاب های پرفروش جهان چیست؟

یک فرض ساده‌اندیشانه این است که کتابها در بازار عرضه می‌شوند و همه با یکدیگر رقابت کرده و در رقابتی آزاد، مشتریان از برخی از آن‌ها بیشتر استقبال می‌کنند و به این شکل در فهرست پرفروش ترین کتابهای جهان قرار می‌گیرند.

اما در عمل تکنیک‌ها و ترفندهای بسیاری وجود دارند که نویسندگان و ناشران می‌توانند با تکیه بر آن‌ها کتاب خود را در لیستهای کتابهای پرفروش بگنجانند.

البته می‌دانیم که فهرست پرفروش‌های پلتفرمها و رسانه‌های مختلف یکسان نیست. یعنی کتابهای پرفروش آمازون (Amazon) لزوماً با کتابهای پرفروش بازنر اند نوبل (Barnes & Noble) یکسان نیست و کتابهایی که در لیست کتابهای پرفروش نیویورک تایمز می‌بینیم با آن‌چه در لیست رسانهٔ دیگری مثل گاردین (بر اساس داده‌های Bookscan) منتشر می‌شود فرق دارد. اما در نهایت، تکنیک‌هایی که برای تأثیرگذاری بر لیست پرفروش‌ها وجود دارد کم‌و‌بیش یکسان‌اند.

پیش از این‌ که به سراغ تکنیک‌ها برویم، خوب است به این نکته اشاره کنیم که «ورود به فهرست پرفروش‌ها» و «ماندن در فهرست پرفروش‌ها» دو مقولهٔ متفاوت هستند. اما اولی قطعاً دشوارتر از دومی است.

اگر کتابی بتواند وارد فهرست کتابهای پرفروش شود، عده‌ای از سر کنجکاوی آن را می‌خرند. سایتهای معرفی کتاب هم درباره‌اش (مثبت یا منفی) می‌نویسند تا هم مخاطب خود را راضی کنند و هم با سئو ترافیک ورودی خود را – از طریق کسانی که درباره آن کتاب جستجو می‌‌کنند – افزایش دهند. بلاگرهای کتاب هم – به فرض که تا آن لحظه ناشر با آن‌ها برای تبلیغ کتاب تماس نگرفته باشد – برای این که از موج آن کتاب جا نمانند و مخاطب خود را راضی کنند، درباره کتاب حرف می‌زنند.

در مرحلهٔ‌ بعد، موج کامنت‌ها و ارزیابی‌ها در پلتفرم‌های جهانی مانند آمازون و گودریدز (Goodreads) و پلتفرمهای محلی آغاز می‌شود. پلتفرم‌های تخصصی کتاب و شبکه های اجتماعی عمومی مانند اینستاگرام هم در هستهٔ خود موتورهای توصیه گر دارند و در پی درگیر کردن بیشتر مخاطب، کتابهایی و محتواهایی را که بیشتر درباره‌شان حرف زده می‌شود به افراد بیشتری پیشنهاد می‌دهند و یک حلقهٔ تقویت‌شونده شکل می‌گیرد.

در نهایت دینامیک این سیستم به‌ گونه‌ای خواهد بود که حتی نقد یا ایراد گرفتن از کتاب هم به نوعی به آگاهی بیشتر از آن دامن می‌زند. همان اتفاقی که به شکلی دیگر دربارهٔ سلبریتی‌های شبکه های اجتماعی می‌بینیم. عده‌ای آن‌ها را فالو می‌‌کنند که بدانند چرا بقیه آن‌ها را فالو می‌کنند (در این‌جا: عده‌ای کتاب را می‌خوانند که بدانند چرا بقیه آن را می‌خوانند).

مهم‌ترین چالش برای قرار گرفتن در فهرست پرفروش‌ها ورود به فهرست است. ماندن در فهرست نسبتاً‌ ساده‌‌‌تر است.

بعد از این مقدمه می‌توانیم دربارهٔ بعضی از تکنیک‌ها و ترفندهای ورود به فهرست کتاب های پرفروش صحبت کنیم. ناشران و نویسندگان ممکن است این تکنیک‌ها را به‌تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر اجرا کنند:

خرید عمده

یکی از ساده‌ترین کارهایی که ناشر و نویسنده می‌توانند برای ورود به لیست کتابهای پرفروش انجام دهند این است که کتاب را به شکل عمده در یک هفته یا یک دورهٔ نسبتاً کوتاه بخرند.

طبیعتاً این کار بازی‌های خودش را دارد. مثلاً ممکن است خرید بین چند مجموعه پخش شود یا با آدرس‌ها و مشخصات متفاوتی انجام شود. اگر این خرید در هفتهٔ مناسبی انجام شده و با پیک فروش کتاب‌های دیگر هم‌زمان نشود، معمولاً روش مناسبی برای ورود به لیست پرفروش‌هاست.

البته ناشران بزرگ و معتبر معمولاً خودشان به سراغ این ترفند نمی‌روند. اما نویسندگان و گاهی ناشران کوچک‌تر وارد چنین بازی‌هایی می‌شوند.

انتخاب زمان‌های خاص برای انتشار

وقتی از پرفروش‌های هفته یا ماه حرف می‌زنیم، طبیعتاً فروش کتاب را با سایر کتاب‌هایی که در همان هفته یا ماه فروخته شده‌اند مقایسه می‌کنیم.

ناشران به تدریج به نتیجه می‌رسند که کتاب‌هایشان در چه ماه‌هایی بیشتر و بهتر فروخته می‌شود. دستیابی به آمار رقبا هم دشوار نیست. اگر ناشر کتاب را در زمان رونق فروش خود و یا زمانی که کتاب پرمخاطب دیگری در آن حوزه در بازار عرضه نشده به بازار عرضه کند، شانس ورود به فهرست پرفروش‌ها بیشتر خواهد بود.

دسترسی کامل به این مطلب برای اعضای ویژهٔ متمم امکان‌پذیر است.

یادآوری پایانی و اقدام عملی

لازم است دوباره تأکید کنیم که آن‌چه در بالا گفته شد به این معنا نیست که هر کتاب پرفروشی بد است یا هر کتابی که به فهرست پرفروش‌ها قرار گرفته، با تقلب به این فهرست راه یافته است.

بلکه این‌ها را صرفاً گفتیم تا یادمان باشد پرفروش بودن به تنهایی معیار مناسبی برای کیفیت بالای یک کتاب نیست. ضمناً این احتمال بسیار زیاد است که کتابی که ما و شما به مطالعهٔ آن نیاز داریم در فهرست پرفروش‌ها نباشد.

مسئله‌ای که در این‌جا وجود دارد این است که بسیاری از ناشران ایرانی کتاب‌های ترجمه‌شده، معمولاً ترجیح می‌دهند به سراغ کتابهای پرفروش بروند. چون اگر کتابی خارج از این فهرست را انتخاب کنند، باید خواننده به برند ناشر اعتماد کند و کتاب را بخرد. اما با انتخاب کتاب پرفروش، عملاً سوار بر برند نویسندهٔ‌ اصلی و آمار فروش آمازونی کتاب می‌شوند و بدون این‌که لازم باشد تلاشی جدی در راستای جایگاه‌سازی برای کتاب انجام دهند، کتاب‌شان به فروش می‌رسد.

ما نمی‌توانیم از ناشران انتظار داشته باشیم که یک‌شبه روش خود را عوض کنند. آن‌ها هم محدودیت‌های مالی خود را دارند و موسسهٔ خیریه هم نیستند. پس طبیعی است که کسب سود را – مستقل از هر تعارفی که بر زبان میاورند – در اولویت قرار دهند. اما با سه میکرواکشن (اقدامک) می‌توانیم کمی بر این روند تأثیر بگذاریم:

اقدامک اول | نقد کتابهای پرفروش ترجمه‌شده

ناشران نباید بتوانند پشت آمار فروش کتاب‌ها پنهان شوند. اگر کتاب پرفروشی در دنیا وجود دارد که کیفیت چندانی ندارد، لازم است پس از ترجمه و انتشار، ضعف‌های آن یادآوری شود. آمار فروش کتاب در آمازون نباید امنیت ذهنی به ناشر بدهد (که هر چه بود، می‌گوییم بالاخره این همه در دنیا خریده‌اند. ما هم آن را به شما فروختیم).

ناشر موظف است کتاب‌ها را بخواند و دقیق بررسی کند و با شناختی که از مشتریان و مخاطبان ایرانی دارد، تصمیم بگیرد که این کتاب برای مخاطبش مفید است یا نه.

اقدامک دوم | تشویق ناشران و بلاگرهایی که سراغ کتاب‌هایی خارج از لیست پرفروشها می‌روند

ناشران بسیاری در کشورمان هستند که بازار کتاب جهان را به دقت بررسی می‌کنند و کتاب‌های را میابند که گمان می‌کنند برای خوانندهٔ ایرانی مفید است. آن‌ها این ریسک را به جان می‌خرند که کتاب، به خاطر فروش کمتر در بازار جهانی، خوب فروخته نشود. اما از طرفی به برند و نظر کارشناسی خود اعتقاد دارند و تصمیم می‌گیرند در این زمینه خطر کنند.

هم‌چنین در بین بلاگرهای کتاب و رسانه‌های معرفی کتاب هم کسانی هستند که صرفاً به کتابهای پرفروش و جریان اصلی اکتفا نمی‌کنند. بلکه کتاب‌ها را مستقل از میزان فروش‌ و بر اساس کیفیت و تطبیق با نیازهای مخاطب معرفی می‌کنند.

تشویق این ناشران و حمایت از آن‌ها و نیز استقبال از این نوع بلاگرها و رسانه‌ها می‌تواند به تدریج ذائقهٔ بازار را تغییر دهد. در این صورت، ناشران محافظه‌کارتر هم به تدریج رغبت پیدا می‌کنند تا به سمت انتخاب آگاهانه‌تر کتاب‌ها – که یکی از مسئولیت‌های مهم ناشر است – حرکت کنند.

واضح است که خواننده انتظار ندارد کتاب‌های پرفروش «به جرم پرفروش بودن» از فهرست ترجمهٔ ناشران خارج شوند. اما این انتظار کاملاً معقول است که بخشی هر چند کوچک از سبد نشر هر ناشر، به کتاب‌هایی خارج از فهرست پرفروش‌ها اختصاص پیدا کند.

اقدامک سوم | معرفی کتاب‌های ترجمه‌نشده و خارج از لیست پرفروش‌ها

سایت‌ها، رسانه‌ها و بلاگرهای کتاب که به کتاب‌های زبان اصلی دسترسی دارند، می‌‌توانند با معرفی و حرف زدن از کتاب‌های مفیدی که هنوز ترجمه نشده‌اند، آگاهی اولیه‌ای دربارهٔ این کتاب‌ها ایجاد کنند. با این کار به تدریج ناشران محافظه‌کارتر هم احساس می‌کنند که ریسک ترجمهٔ چنین کتاب‌هایی کمتر است و یک تقاضای اولیه – هر چند اندک – برای آن‌ها وجود دارد.

تمرین و مشارکت در بحث

تمرین اول | بررسی کنید و ببینید در بین ناشرانی که از کتاب‌هایشان را می‌خرید، چه کتابی پیدا می‌کنید که در پرفروش‌های آمازون نبوده، اما آن را انتخاب و ترجمه کرده‌اند؟ یک معیار ساده می‌تواند تعداد Review‌ها در آمازون باشد (موضوع کتاب و زمینهٔ‌ فعالیت ناشر مهم نیست).

تمرین دوم | در بین رسانه‌ها و بلاگرهایی که کتاب معرفی می‌‌کنند، چه نمونه‌ای به ذهن‌تان می‌رسد که کتابی خارج از کتاب‌های پرفروش جریان اصلی را معرفی کرده باشند؟ مشخصاً: کتابی که بگویید اگر آن‌جا نامش را نمی‌شنیدم، احتمال داشت هیچ جای دیگر نشونم. لطفاً از شخص یا رسانه و کتابی که معرفی کرده نام ببرید.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     تعدادی از دوستان علاقه‌مند به این مطلب:    مرضیه رفعتی ، محسن میرحسینی ، انسان احمدی ، سید مجید ابراهیمی ، محمد صداقت

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۲۲ نظر برای کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟

  1. شایان عالمیان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    به طور معمول و طبق آشنایی که با انتشارات آریانا قلم پیدا کرده‌ام معمولاً نسخ چاپی کتاب را از این انتشارات تهیه می‌کنم.
    طبق بررسی که داشتم کتابهای تله نصیحت، مدیریت توجه، داستان پردازی با داده‌ها، بازیکن تیمی ایده‌آل از امتیاز بالا و تعداد Review‌ بالایی برخوردار بودند و فقط کتابی که با عنوان هوش هیجانی برای مدیران پروژه خواندم دارای پایین ترین Review‌ بوده ولی واقعا از نظر من کتاب جالب توجهی می‌باشد. 
     

  2. زهرا عیدی گفت: (عضو ویژه)

    من شخصا وقتی به یک ناشر اطمینان پیدا می کنم و کیفیت محتوا، ترجمه، ویرایش و صفحه آرایی و …رو در اون تجربه می کنم (توی زمینه ی مورد علاقم ) هر کتابی چاپ کنه رو دوست دارم تهیه کنم و بخونم و هیچ وقت هم پشیمون نمیشم، مثل انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی در زمینه ی خودشناسی و توسعه ی فردی کاملا مورد اطمینان من هست، کلاس ها و سمینارهایی که آقای سهیل رضایی بر اساس کتاب های بنیاد برگزار می کنند هم به نظرم نقش موثری در بهتر دیده شدن و خوندن کتاب ها توسط مخاطب داره، و یا انتشارات آریانا قلم در زمینه ی کسب و کار (البته هر دو ناشر معرف حضور هستند).
    من اغلب کتاب ها رو برای خوندن علاوه بر نقش شبکه های اجتماعی، سایت ها و…با اطمینان به ناشر و یا نویسنده انتخاب می کنم .

  3. محمد خدادادی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    متاسفانه تنها کتابی که بشه گفت در دسته پر فروش های آمازون نبوده و خوندم ، کتاب "زنی از مصر" هست که الان در سایت آمازون کلا ۳۹ تا رای داره!

    بقیه کتاب هایی که خوندم از دسته خیلی پرفروش های آمازون بوده!

    اما در این حین به مطالبی برخوردم:

    – در این کامنت ، منظورم از نشر خوب ، نشری هست که : کتابهاش ترجمه خوبی دارند و صرفا ترجمه کلمه به کلمه صورت نگرفته. کیفیت چاپ و کاغذ قابل قبوله و خلاصه اینکه اصل مطلب با کیفیت بهتری در اختیار خواننده قرار گرفته و اقداماتی که روی آن (اصل مطلب) صورت گرفته مانعی برای خواننده نمیشه.

    -در کشور بیش از ۲۲ هزار مجوز نشر داریم، اما در سال گذشته حدود ۵ هزار ناشر فعال بوده‌اند. یعنی در یک‌سال حداقل یک کتاب چاپ یا تجدید چاپ کرده‌اند ( منبع ، تاریخ انتشار ۱۴۰۱/۰۵/۲۹ )

    -مدیر واحد شابک خانه کتاب تعداد ناشران کشور را حدود ۱۴ هزار عنوان کرد  ( منبع ، تاریخ انتشار ۱۳۹۷/۰۹/۰۷)

    – در کامنت آقای شعبانعلی از یک نشر آمریکایی صحبت شده که سراغ کتاب های خاصی هم میره ، آقای شعبانعلی درباره این ناشر میگه که :

    نه‌تنها کتاب‌های بسیاری داره که اصلاً آدم باور نمی‌کنه کسی بخره و بخونه، بلکه حتی بعضی از سری‌های اون (مجموعه‌ کتاب‌ها) تیترهای عجیبی داره که حتی اون‌ها هم بدون مشتری به نظر می‌رسن. یعنی روی موضوعی که ذاتاً مخاطب نداره، به جای یه کتاب اومده ده، بیست، سی کتاب منتشر کرده.

    جالبه بدونید که تعداد کل بیزینس های فعال در حوزه نشر کتاب در ایالات متحده آمریکا ۱۹۴۴ است !

    یعنی برای ۳۳۲ میلیون جمعیت ، ۱۹۴۴ نشر و بیزینس فعالیت دارند اما برای ۸۰ میلیون جمعیت بیش از ۲۲۰۰۰ نشر !  ( به نظرم خیلی پارامترهای دیگه مثل فقر و موضوعات اقتصادی و سرانه مطالعه را هم میشه در نظر گرفت و بررسی کرد)

    اگر فقط براساس جمعیت و تعداد ناشر هم بررسی کنیم به اطلاعات جالبی میرسیم. در ایالات متحده آمریکا به ازای هر ۱۷۰۷۸۲ نفر یک نشر وجود داره و در ایران به ازای هر ۳۶۳۷ نفر ! حدودا ۵۰ برابر بیشتر !

    همین مساله جای ریسک ناشران رو کمتر میکنه! 

    تازه با وجود ریسک نکردن و رفتن سراغ کتاب های پرفروش هم ، بازهم مساله دیگری گریبان یک نشر خوب رو خواهد گرفت:

    هزینه مترجم ، چاپ و کاغذ و … برای نشر یک کتاب ، عدد کمی نیست. یک نشر خوب که وسواس روی کیفیت کتابش داشته باشه در نهایت یک هزینه قابل توجهی میکنه و قیمت کتاب مثلا میشه n تومن!

    بعد شما در مترو میبینی همان کتاب با قیمت n/2 ( شایدم کمتر ) در حال عرضه شدن هست. اون نشر کوچک میتونه هزینه کمتری بکنه برای کتاب:

    – هزینه کمتری برای ترجمه بکنه

    – از جلد و کاغذ و صفحه آرایی ارزان تری استفاده بکنه

    – صفحات کتاب تا حد ممکن پر بشه و حاشیه های سفید کمتری ببینید

    و…

    بعضی از این کتابهای با تخفیف زیاد ( که نشرهای عجیب و غریبی هم دارند) خیلی خنده دار هستند اگر بخونید. حتی یه جاهایی مثلا یک صفحه تکرار شده! یا یک پاراگراف دوبار اومده! در کنار این ها حدس میزنم تعداد کتابفروشی های رسمی در سطح کشور ( فقط تهران رو در نظر نگیریم ) خیلی کم شده ودر سایت ها و فروش آنلاین هم میشه گفت که شرایط عرضه به ضرر نشرهای خوب هست ! شما وقتی اسم یک کتاب رو سرچ کنی ، از نشرهای مختلفی به شما کتاب پیشنهاد میشه. نشری که برای یک کار با کیفیت تلاش کرده نمیتونه تخفیف زیادی بده اما بقیه با تخفیف های بیشتری عرضه میشن و همین مخاطب رو ترغیب به خرید میکنه. 

    پس جدای از اینکه با رفتن سراغ کتابهای پرفروش بخشی از ریسک ناشر کمتر میشه ، اما با تهیه کتاب با کیفیت هم ( به دلیل وجود تعداد زیادی نشر و شرایط عرضه) بازهم ناشر متحمل ریسک و خطر میشه!

  4. نگین گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    سلام به همگی

    این درس تلنگر دوباره‌ای بود برای من که بدونم هنوز با کتابخوان حرفه‌ای شدن فاصله دارم؛ چون اکثر کتاب‌هایی که تا الان خوندم جزو کتاب‌های مطرح و مشهور بودن… از این به بعد سعی می‌کنم سراغ کتاب‌های مختلف از ژانرهای مختلف برم. البته در این راستا اقدامک‌هایی هم انجام دادم:

    ۱) قبلا بیشتر کتاب داستان یا روانشناسی می خوندم… جدیدا خوندن زندگی‌نامه رو امتحان کردم و از زندگی‌نامه‌های کمتر خوانده شده میتونم کتابِ «استاد عشق» (زندگی‌نامه پروفسور حسابی) و «غروب جلال» (روزهای پایانی زندگی جلال آل احمد از زبان همسرش، سیمین دانشور) رو نام ببرم

    ۲) رمان‌هایی که قبلا می‌خوندم از نویسنده‌های خارجی بود و اخیرا چند تا کتاب از نویسنده‌های ایرانی خوندم که خیلی نظرم رو جلب کردن؛ مثل «پاییز فصل آخر سال است» و «راهنمای مردن با گیاهان دارویی»

    یکی دیگه از کتاب‌هایی که خوندم و مخاب کمتری داشته (در ایران البته) می‌تونم «خوش‌یبنی آموخته شده» رو مثال بزنم. از اونجایی که توی متمم بارها اسم این کتاب رو دیده بودم فکر می‌کردم کتاب پرمخاطبی باشه ولی وقتی رفتم کتابفروشی فقط یک نسخه ازش مونده بود که اونم مال سال ۹۲ بود! 

    پ.ن.۱: من بیشتر از روی تعداد rating هر کتاب در سایت goodreads نظر دادم. البته همه این کتاب‌هایی که گفتم لزوما کم‌فروش نبودن…

    پ.ن.۲: یکی دیگه از اقدامک‌هایی که در راستای کتابخوان حرفه‌ای شدن می‌خوام بردارم اینه که مجموعه کتاب‌های یک نویسنده رو پشت سر هم بخونم تا آثارش رو بهتر بفهمم و با آخرین کتابی که ازش می‌خونم بهتر از کتاب‌های قبلی ارتباط بگیرم

    • محمد خدادادی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

      سلام
      درباره کتاب استاد عشق نقدها و شبهات زیادی وجود داره

      مثلا در اینجا به نکته جالبی اشاره شده ؛ از آنجایی که در سالهای حیات پروفسور حسابی و انیشتین اینترنت وجود نداشته و پروفسور حسابی هم در هیچ یک از کشورهایی که انیشتین حضور داشته ، حاضر نبوده ؛ میشه نتیجه گرفت این دو با هم کار نکردند.

      من هم این کتاب رو خوندم و برای هیچکدام از داستان ها مستند خوبی نتونستم پیدا کنم.

      مثلا از جلسه ای که انیشتین و دکتر حسابی حضور داشتند و در این کتاب نقل شده هیچ مستندی پیدا نکردم انگار که فقط سه نفر تو این جلسه بودند و به کسی هم چیزی نگفتند :)

      مطلبی که آقای شعبانعلی نوشته واقعا جای تامل داره و خواندنی هست به نظرم این مطلب رو از دست ندید.

  5. مهدی مجیدزاده گفت: (عضو ویژه)

    اخیرا کتابی با عنوان تفکر نقادانه برای مدیران  Critical Thinking for Managers: Structured Decision-Making and Persuasion in Business خوندم که این کتاب تو گودریدز ۵ تا ریویو نداره 
    نکته ای که وجود داره انتشاراتی که این کتاب رو ترجمه کرده هم انتشارات معروفی نیست. 

    نکته ای که به نظرم هست اینکه وقتی انتشارات یا رسانه بزرگ میشه، میره سراغ اینکه جامعه بزرگ‌تری از کاربران رو هدف قرار بده، برای همین ریسک رو کم میکنه و کتاب های معروف رو ترجمه یا معرفی میکنه.

    در نتیجه یه حلقه معویب هست که کتاب هایی که بیشتر دیده میشه و باز بیشتر دیده میشه

    به نظرم خوبه که دنبال کتاب‌های کمتر دیده باشیم از جاهایی مثل کتاب های مشابه گودریدز و آمازون و از طرفی هم کتاب های دیده شده رو باید خوند تا بدونیم که اکثریت جامعه چه محتوایی رو میخونند.

    • محمدرضا شعبانعلی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

      سلام مهدی جان.

      داشتم به یک قسمت از صحبت‌های تو فکر می‌کردم، به نظرم رسید که من یه سمت دیگهٔ ماجرا رو هم بگم. به نظرم نقض حرف تو نیست. بیشتر یه جورایی مکمل محسوب می‌شه.


      رسانه‌ها یا ناشرهای کوچیک به نظرم بیشتر منطقیه که محافظه‌کار باشن. مثلاً فرض کن یه ناشر کل سرمایه‌اش رو می‌خواد بذار روی اولین کتابش (یا یکی از اولین کتاب‌هاش). و طبیعتاً چون تازه‌کاره، پایگاه مشتریان بزرگی نداره.

      خب منطقیه که این ناشر سراغ کتاب‌های پرطرفدار و پرمخاطب بره. مثلاً برای صدمین دفعه، اثر مرکب رو ترجمه کنه یا برای هزارمین بار، عادت‌های اتمی جیمز کلییر.

      هر چقدر هم ترجمه بد باشه و رقابت زیاد، بالاخره این کتاب فروش می‌ره؛ حالا کمی دیرتر یا زودتر.

      اما وقتی یه ناشر یا رسانه خیلی بزرگ میشه، این شانس رو داره که روی موضوعات کوچک‌تر و کم‌مخاطب‌تر هم کار کنه. و بالاخره می‌دونه توی جمع بزرگ مخاطبانش، حتماً کسانی هستن که اون کتاب رو بخرن.

      ‌الان توی ناشران بزرگ جهان هم تقریباً چنین روندی رو میشه دید. مثلاً نشر Routledge که من از علاقه‌مندها (و شاید بشه گفت فن‌ها)ی اون هستم، نه‌تنها کتاب‌های بسیاری داره که اصلاً آدم باور نمی‌کنه کسی بخره و بخونه، بلکه حتی بعضی از سری‌های اون (مجموعه‌ کتاب‌ها) تیترهای عجیبی داره که حتی اون‌ها هم بدون مشتری به نظر می‌رسن. یعنی روی موضوعی که ذاتاً مخاطب نداره، به جای یه کتاب اومده ده، بیست، سی کتاب منتشر کرده.

      قطعاً فروش این کتاب‌ها کمه. من اطلاع دست اول دارم که بعضی از کتاب‌های راتلج ۵۰۰ نسخه و ۱۰۰۰ نسخه فروش میرن یا حتی On-demand هستن. یعنی شاید چند صد نسخه هم فروش نرن. اما راتلج می‌گه خب من بالاخره ۱۰۰۰ تا می‌فروشم ازش. اگر یه ناشر زیرپله‌ای این رو منتشر کنه که جز نسخهٔ نویسنده، هیچ‌کس نمیاد ازش بخره (البته قیمت کتاب‌های خاص از این جنس، معمولاً چند برابر عرف هست).


      حالا حرفم اینه که اتفاقاً ناشر بزرگ می‌تونه مطمئن باشه که هر کتابی رو بالاخره می‌تونه بفروشه. چرا باید بزرگ بودن باعث شه بیشتر از یه ناشر کوچیک محافظه‌کار شه؟

      ‌مگر این‌که بگیم ناشر وقتی بزرگ می‌شه، اولویتش Scale-up کردن حجم فروشه. اما خب توی نشر، واقعاً Scale-up به این معنا چندان قابل‌دستیابی نیست. چون خیلی Consolidate شده. همین الان هم به خاطر اشباع بازار، تیراژها در ایران و جهان کمتر شده و خیلی Scale-up معنا نداره (برای این‌که ناشرها چند سال بعد بتونن هر سال بیست درصد بیشتر از سال قبل بفروشن، لازمه مردم الان بیست درصد بیشتر از سال قبل بچه‌دار بشن). 


      البته شاید هم منظور تو این باشه که وقتی ناشر کوچیکه، دغدغهٔ فرهنگی داره. وقتی بزرگ میشه دیگه یه بنگاه اقتصادیه. و وقتی اقتصادی شد، اولین و تنها فاکتور تصمیم‌گیریش سود عملیاتیه و چون می‌خواد این رو ماکسیمم کنه، محافظه‌کار می‌شه.

       

      • سیدمهدی حسینی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

        سلام. به نکته خوبی اشاره کردید که برایم جالب بود. من هم یک طرف دیگر ماجرا رو بگم. بعضی ناشرها هم هستند که دغدغه‌شون فقط چاپ کتابهای افرادی هست که دوست دارند برای رزومه یا علاقه کتاب چاپ کنند و ناشر حتی به بازار فروش یا محتوای کتاب یا حتی یکدست‌بودن و روان‌بودن کتاب هم کاری نداره. (پول چاپ کتاب به تعداد محدود هم از نویسنده یا مترجم دریافت میشه)
        بعضی از ناشران هم اگر انتفاعی نباشند و هزینه چاپ کتابها از جای دیگر تامین بشه، بیشتر کتابهایی رو چاپ می‌کنند که اسپانسر تقاضا داره و باز هم نگاه محتوایی کمتری دارند.

  6. زهرا محمودی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    به تازگی جام جهان‌بین اثر محمدعلی اسلامی ندوشن رو خیلی اتفاقی در کتابخانه دیدم و به امانت گرفتم. مجموعه‌مقالاتی بسیار خوندنی، با عنوان‌هایی متنوع که به ادبیات تطبیقی و نقد ادبی آن‌هم در دهه‌ی چهل پرداخته. نکته‌سنجی و دقت‌نظر نویسنده و اشراف ایشون بر فرهنگ و اندیشه‌ی ایرانی تحسین‌برانگیزه. ظاهرا زمانی در دانشکده‌های مختلف جزو کتاب‌های درسی بوده، اما در حال حاضر کتابی نایاب محسوب میشه. چاپ اولش برمی‌گرده به سال ۸۲٫ این کتاب در سایت Goodreads تنها دو  Review داشت.
    در وبلاگ دوستی کتابخوان، درباره‌ی یکی از همین کتاب‌های پرفروش نکاتی ذکر شده که خوندنش خالی از لطف نیست.

  7. مصطفا خوش خلق گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    من پیگیر ناشر، رسانه یا بلاگر خاصی در حوزه کتاب نیستم. البته برای خودم لیست کتاب دارم و بسته به دغدغه های ذهنی خودم جستجو میکنم و کتاب ها رو به لیستی که دارم اضافه میکنم.
    فقط روزانه سایت متمم و روزنوشته ها رو پیگیر هستم و چون همیشه این جا به کتاب ها اشاره میشه یا درباره کتاب ها صحبت میشه، همیشه با نمونه هایی از کتاب های خوب و بی سروصدا آشنا شدم مثلا:

    • کتاب کانکتوگرافی – پاراگ خانا (روزنوشته ها)
    • کتاب زندانیان جغرافیا – تیم مارشال (روزنوشته ها)
    • کتاب هیچ اتفاقی نیفتاد – سوزان کرین (روزنوشته ها)
    • کتاب نوت بک – ساراماگو (روزنوشته ها)
    • کتاب modern science writing – ریچارد داوکینز (روزنوشته ها)
    • کتاب فرهنگ معاصر پویا – محمدرضا باطنی (روزنوشته ها)
    • پاراگراف های فارسی (متمم)

    پینوشت:
    یک. چند روزی میشه که کتاب های منتخب جایزه جلال امسال معرفی شدند(+/+). برگزاری جایزه های مربوط به حوزه کتاب هم یکی از راه های ایجاد موج مثبت در بازار کتاب میتونه باشه. در برنامه (رویداد) میراث جلال هم اشاره ای به چرایی پرفروش بودن آثار کسانی مثل جلال و شریعتی پس از گذشت چهل پنجاه سال شده بود.(+)
    دو. در دوران سرگردانی و حیرانی، سراغ دو تا کتاب پرفروش "راز" و "فکر کنید و ثروتمند شوید" هم رفته بودم. چه کنیم؟ گویا در هر زمانی متناسب با افق فکر و اندیشه مان، فقط توانایی ارتباط با کتابهایی هم سطح با افق ذهنیمان را داریم و اگر کتاب ارزشمندتری هم در دسترس مان باشد، توانایی ارتباط با آن و بهره مند شدن از محتوای آن را نداریم. مثل اینکه برای رشد فکری هم باید صبور بود و راهی کوتاه و میان بر وجود ندارد.

  8. دانشجوی همیشگی مدیریت گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۵ درس)

    کتاب های پرفروش هیچ وقت معیاری برای مناسب بودن به حساب نمیان؛ چرا که هر انسانی، مسیر اختصاصی یادگیری و توسعه فردی خودش رو داره.

  9. محمدرضا شعبانعلی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

     بین کتاب‌هایی که دم دستم بود نگاه کردم و چند نمونه از این کتاب‌های کم‌فروش (یا پرنفروش) رو در بین کتابهای نشر گمان دیدم.

    مثلاً کتاب درباره دوستی که در متمم هم معرفی شده (دوستی یعنی چه؟) الان که ده سال از انتشارش می‌گذره ۴۲ نفر بهش Rating داده بودن و ۱۱ تا هم Review داشت (On Friendship). میشه حدس زد که احتمالاً اون‌قدر که این کتاب در ایران خونده شده، توی دنیا خونده نشده (یا لااقل آمار خواننده‌های ایرانی و بیرون ایران، قابل‌مقایسه هستند).

    کتاب معنای سفر امیلی توماس هم با وجودی که سه سال از انتشارش می‌گذره، ۹۷ تا Rating‌داشت و ۴ تا Review. یعنی اگر ناشر فقط می‌خواست توی لیست پرفروش‌ها دنبال کتاب برای ترجمه بگرده، هیچ‌وقت این کتاب‌ها به فارسی ترجمه نمی‌شدند (The Meaning of Travel).

     

  10. پوریا قاسمی زاده گفت: (عضو ویژه)

    با سلام 

    روش هایی که در اینجا در مورد فروش کتاب صحبت شد بهشون برخورده بودم و جالب بود برام 

    از همین روش ها برای اکران فیلم ها نیز جدیدا استفاده می کنند ، توی رسانه های مختلف قسمتی از اون فیلم رو می گذارند ( مانند نویسنده ها که قبل از انتشار کتاب در مورد محتوای کتاب حرف می زنند) 

    خوشبختانه خیلی وقته که با تجربه هایی که از خوندن کتاب های پر فروش داشته ام ، خیلی سمت این کتاب ها تمایلی به رفتن ندارم ( البته کاملا موافقم که به جرم پر فروش بودن نباید کتابی رو حذف کرد . اما کتابی که پر فروش هست معمولا در ادبیات عموم هم راه خودش رو باز می کنه و خیلی از حرفاش تکراریه)

    روش من برای انتخاب کتاب : 

    ۱- گرفتن لیست از کسانی که برام معتبر هستند 

    ۲ – قدم زدن توی کتابخانه و بررسی عناوین ، معمولا عناوینی که نیاز روزم هستند خودشان من رو جذب می کنند 

    ۳- خیلی وقته که فهمیدم فضای داستان و رمان هم خیلی می تونه خوندنش مفید باشه ، به غیر از اموزش های مستقیمی که داره ، بصورت غیر مستقیم هم تاثیراتی داره ( هر از چند گاهی خرید رمان رو فراموش نکنید) 

    ۴ – سعی می کنم هر از چند گاهی به نویسنده های ایرانی هم رجوع کنم و از این کارم پشیمان نیستم ، جدیدا رمان خانه لهستانی نوشته خانم مرجان شیرمحمدی رو می خونم و از انتخابم راضی ام

  11. یوسف شیخه گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    من این رویه رو به صورت خیلی واضح توی خود متمم می بینم که خیلی وقتها کتاب های خیلی گمنام و در عین حال مهم و خوب رو معرفی میکنه. برای مثال کتاب روانشناسی پول از آدریان فرنهام که ده سال از انتشارش میگذره ولی فقط ۷تا rating و ۴ تا review توی آمازون خورده.

  12. علیرضا موثق گفت: (عضو ویژه)

    یه کار دیگه هم که نویسندگان معمولا میکنند اینه که از افراد شناخته شده میخوان که در صفحات ابتدایی کتابشون، براشون چیزی مثل توصیه نامه بنویسن. خب بنظرم اونقدر بد نیست اما اونجاش جالب میشه که معمولا، این رابطه دو طرفه میشه. سال دیگه، اون یکی کتاب مینویسه، این یکی توصیه میکنه و تعریف و تمجید میکنه ازش.

  13. سید بابک مطهری گفت: (عضو ویژه)

    یه چند روزی بود که بخاطر تراکم بالای کار، فرصت گذاشتن حتی یک کامنت کوچک رو هم نداشتم، اما موضوع این درس متمم بقدری ذوق زدم کرد که تا نیمه شبِ دیشب توی کتابخونم داشتم دنبال این کتابها میگشتم. البته کار زیاد سختی نبود. ملاک رو گذاشتم کتابهایی که در سالهای اخیر چاپ شدن، موضوعوشون برام جذاب بوده، هیچ review هم پشت جلد یا داخل جلد نداشتن. تقریبا حدس هام هم نزدیک به واقعیت بود و البته همشون هم بدون استثنا متعجبم کردن. قبل از این فکر میکردم که این کتابها قاعدتا باید از کتابهای پرفروش دنیا باشن. مخصوصا با توجه به جلد سخت یا گالینگور و روکش جلد تمام رنگی و کیفیت بالای چاپ و کیفیت کاغذهاشون. ولی بیشتر از همه از کتاب "هزار چهره علم" شگفت زده شدم. بقدری این کتاب بنظرم پرمحتوا و عالی بود که تا الان فکر میکردم شاید از کتابهای مرجع یا دانشگاهی باشه. لیست ده تا از کتابها رو به ترتیب rating کم به زیاد براتون می نویسم:

    ۱ محاکمه های نمایشی، تصفیه های استالینی در اروپای شرقی (۱۹۴۸-۱۹۵۴)، نشر خانه هنر مد
    rating 2 review 1
    "Show Trials: Stalinist Purges in Eastern Europe, 1948-1954 "
    ۲ زندگی روزمره در امپراتوری روسیه، نشر نگاه
    rating 2 review 1
    "Daily Life in Imperial Russia "
    ۳ زندگی روزمره ژاپنی‌ها در دوره سامورایی‌ها، نشر نگاه
    rating 3 review 2
    "Daily Life in Japan: At The Time of the Samurai, 1185-1603 "
    ۴ هزار چهره علم، دانشمندان، ارزش ها و اجتماع، نشر نو
    rating 9 review 4
    "The Many Faces Of Science: An Introduction To Scientists, Values, And Society "
    ۵ خاطرات یک ابله سیاسی، زندگی عادی در بلگراد، نشر ماهی
    rating 9 review 4
    "The Diary of a Political Idiot: Normal Life in Belgrade "
    ۶ حیات سری اعداد، مباحثی درباره نگرش و طرز فکر ریاضی دانان، نشر سبزان
    rating 11 review 10
    "The Secret Life of Numbers: 50 Easy Pieces on How Mathematicians Work and Think "
    ۷ شهر فرنگ اروپا، چکیده ای از پیدا و پنهان تاریخ قرن بیستم، نشر ماهی
    rating 22 review 13
    "Europeana: A Brief History of the Twentieth Century "
    ۸ آخرین روزها، یادداشت های روزانه گوبلز، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
     rating 23 review 10
    "The Goebbels Diaries, the Last Days"
    ۹ می اندیشم، پس طراحی میکنم، فهم فلسفه از طریق کاریکاتور، کتاب کوله پشتی
     rating 73 review 17
    "I Think, Therefore I Draw: Understanding Philosophy Through Cartoons"
    ۱۰ خاطرات کولینا (قواعد بازی)، انتشارات خجسته
     rating 78 review 29
    "Rules Of The Game"

    • سید بابک مطهری گفت: (عضو ویژه)

      بابت کتاب "هزار چهره علم، دانشمندان، ارزش ها و اجتماع"، به شدت به نتیجه ای که رسیدم شک داشتم. دوباره رفتم سایت آمازون و مجددا چک کردم. حتی بخش "See all formats and editions" رو هم دیدم که نکنه کتاب با فرمت دیگه ای چاپ شده که من ندیدم و اون یکی فرمتش، review خورده. نه، نبود. بدتر از اون، رتبه فروشش در کتابهای علمی وریاضی حدود ۱۰۴ هزار بوده. ولی برعکس، این کتاب با ترجمه فارسی به چاپ سوم رسیده، یک اپیزود از یک پادکست بطور کامل در موردش منتشر شده (اپیزود شصت و نهم پادکست “کتاب جیبی”)، توی یک پادکست دیگه هم بهش اشاره شده (اگه درست یادم مونده باشه در پادکست “فلسفه علم”). توی فضای مجازی فارسی هم کامنت های خوبی هم داره. قاعدتا برای علاقمندان به این موضوع در خارج از کشور می بایست جذاب بوده باشه که نبوده! فکر کنم این از اون کتابهای عجیب و غریب موضوع این درس متمم است که اصلا در زبان اصلی هیچ اقبالی بهش نشده ولی با ترجمه فارسی، حداقل به چاپ سوم رسیده.

  14. الميرا خزاعی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    تنها جایی که تا به حال با معرفی یک کتاب کم تر محبوب مواجه شده ام خود متمم  با کتاب "چگونه از برخورد با کشتی های بزرگ اجتناب کنیم" است.  بنظرم کتاب می تونست اسم کامل تری داشته باشه تا بتونه مخاطب هاش رو پیدا کنه، مثلا: کتاب راهنما برای ناخداهای جوان: چگونه از برخورد با کشتی های بزرگ اجتناب کنیم.

    البته شاید هم کسانی که روی کشتی ها کار می کنند اهل کتاب خوندن نباشند. شاید هم بازاریابی درستی برای کتاب انجام نشده.

    متاسفانه خبری از صفحات نمونه هم نیست که بتونم در مورد کتاب بهتر قضاوت کنم.

    کامنت هایی که توی سایت آمازون برای این کتاب داده شده واقعا جالب هستند. اگر وقت داشتید حتما یک نگاهی بندازید. 

  15. محسن شیروانی گفت: (عضو ویژه)

    انتشارات "ققنوس" کتابی رو ترجمه کرده که عنوان اصلی اون Worldviews هست.
    بعد از چهارده سال از انتشار کتاب، فقط ۵۴ نفر بهش rating داده اند.
    این کتاب، درآمدی است بر تاریخ و فلسفه ی علم.

  16. علی کریمی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    یک خاطره از کتاب پرفروش و جهانی بیندیشید و ثروتمند شوید!

    من در سال‌های دور قدیم، خاطره‌ای از یکی از اساتید زرد موفقیت داخل ایران شنیدم
    ایشان گفتند که کارمند فقیر صداوسیما بودند و یا خواندن کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، در غرض مدت کوتاهی زندگی ایشان متحول شد.

    بخش اول خاطره: دوران عاشقی کردن با کتاب

    من هم ساده‌تر از امروز، کتاب را خریدم.
    بعد که در اینترنت سرچ کردم
    مشخص شد فروش این کتاب در سطح جهان، سال‌های سال است که پرفروش است
    گفتم این واقعا عجب کتابی هست
    وابسته به هیچ زمان، جغرافیا، حکومت و مذهبی نیست.(که تحلیل درستی ولی ناقصی بود)
    در شبکه‌های اجتماعی هم بخش بزرگی از افراد به این کتاب، به چشم کتاب مقدس نگاه می‌کردند.

    حتی سال‌های پس از انتشار این کتاب، قصد داشتند با استفاده از گیاهخواری و مفاهیم این کتاب، افرادی جاویدان و نامیرا پرورش بدهند.(+)

    من هم این کتاب را شبانه‌روز مطالعه می‌کردم و قصد داشتم تمام اتفاقات دنیا را با این کتاب توجیه کنم.
    اگر درس مدل مفید، نه مدل درست؛ مسئله‌ی مدل سازی این است را مطالعه کرده باشید
    تصویر یک گربه درون یک ظرف شیشه‌ای است
    واقعا چنین وضعیتی داشتم.
    گویی به اکسیر موفقیت و رضایت رسیده بودم.

    بخش دوم خاطره: ناکارآمدی معشوق و جدایی

    شاید یک‌سالی بود که درگیر این کتاب و اساتید موفقیت مرتبط به این کتاب بودم
    به طور اتفاقی این نوشته را دیدم
    متوجه شدم که اصلا نویسنده این کتاب، برای ادعاهای خود هیچ رفرنسی ندارد.
    همانطور که محمدرضا عزیز در راهنمای خواندن و خریدن کتاب | فایل صوتی آموزش کتابخوانی اشاره می‌کند
    این کتاب بدون رفرنس عملا مانند یک کتابی است که یک بلاگر نوشته باشد.

    واقعا هم خروجی از این کتاب جز اتلاف وقت ندیدم.
    ((چند درس از این کتاب یاد گرفتم که در ادامه مطرح می‌کنم.))

    مسیر تبدیل شدن بسیاری از اساتید زرد موفقیت از کارمند فقیر به شیاد ثروتمند

    وقتی به آثار این استاد موفقیت ایرانی که کتاب را معرفی کرد فکر می‌کنم
    به نظرم می‌رسد او از یک کارمند فقیر تبدیل شد به یک شیاد حرفه‌ای!

    حتی نمونه خارجی اساتید موفقیت که این کتاب را عامل خوشبختی می‌دانند
    دقیقا همین است
    از یک کارمند فقیر با تدریس این کتاب، تبدیل می‌شوند به یک شیاد حرفه‌ای!

    الگوریتم جالب و فراگیری است.

    علت فروش جهانی کتاب

    جایی می‌خواندم در زمانی که در آمریکا گرفتار رکود بزرگ بودند
    برای حداقل‌های مالی باید شبانه‌روز تلاش می‌کردند
    در این شرایط، نوسینده کتاب می‌گوید تو کار نکن، با فکر کردن پول در میاری
    اگه قبول نداری بیا کتاب را بخون تا بهت ثابت می‌کنم.(با معجونی از واقعیت‌ها و اراجیف ساخته نویسنده، برای افراد ساده که در هر جغرافیا و زمانی وجود دارند) 

    ساده‌سازی خطرناک است!

    در درس از پیچیدگی نترسید، اما از ساده‌سازی بی‌حدوحساب بترسید! از بامتمم به مطلبی اشاره می‌شود که به نظرم اشاره‌ای به  تفکر سیستمی است.

    از «پیچیدگی» نترسید.

    از کسانی بترسید که وجود میان‌بری راحت برای رسیدن به «سادگی» را وعده می‌دهند.

    در دام بعضی گوسفندها گرفتار شدم

    محمدرضا عزیز در معیار ما در چیدمان محیط کار و زندگی چیست؟ سلیقه، عملکرد یا مدیریت رفتار؟ مطلبی را می‌نویسند که در اینجا نقل می‌کنم.

     احتمالاً می‌دونی که گوسفند اهلی (چیزی که ما می‌شناسیم و برای دامداری استفاده میشه) نژادی است که انسانها پرورش داده‌اند و اصالت نداره (شبیه قاطر). و ظاهراً مطالعات نشون میده که انسانها، به خاطر برخی ویژگی‌ها از گوسفند به عنوان یک گونه‌ی مناسب برای دامداری استفاده کرده‌اند (در مقایسه با قوچ‌های وحشی و بز و …) که مهم‌ترین دلیل این انتخاب، توجه گوسفندها به بحث سلسله مراتب است.
    به عبارتی، گوسفندها به سادگی به دنبال یکدیگر راه می‌افتند و به همین دلیل، هدایت و مدیریت آنها در مرتع ساده‌تر بوده است.

    در دکور خونه، از گوسفند زیاد استفاده می‌کنم تا یادم نره که رفتار گله وار، نهایتاً به اسارت و استثمار منتهی میشه

    متاسفانه عده‌ای از خوانندگان این کتاب
    گوسفندانه به درون چاه این کتاب سقوط کردند
    با افزایش آمار سقوطی ها،من هم به درون چاه پیش سایر دوستان سقوط کردم!

    یک خاطره خوب از یک کتاب پرفروش جهانی

    کتاب ((آیین زندگی)) از آقای دیل کارنگی، یک کتاب پرفروش در سطح جهانی است
    یکی از کتاب‌هایی است که هرگز از مطالعه آن خسته نشدم و همیشه نزدیک به من است
    واقعا برای من فوق العاده بوده و است.

    به نظرم برای هر لحظه از زندگی مخصوصا لحظات ناگوار، حرفی برای گفتن دارد
    چه برای حل مشکلات چه برای حال بهتر، همیشه صحبت می‌کند.

    تا کنون هم بین مفاهیم سایت متمم و روزنوشته‌ها و این کتاب
    تناقضی ندیدم.

    • علی کریمی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      در رابطه با تمرین درس
      کتاب ((آخرین انار دنیا)) نوشته بختیار علی است.
      این کتاب به نظرم مطالب تامل برانگیزی دارد.

      این کتاب توسط خانم گلی بوک به آدرس اینستاگرامی golibook  معرفی شد.

  17. هیوا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

    من حدود ۳۰-۴۰ کتاب برای فهم کتاب زرتشت نیچه دارم که دیگران برای تسهیل فهمش نوشته‌اند (از یونگ و هایدگر و یاسپرس گرفته که زمان پدربزرگهای ما در موردش نوشتن تا کتابهایی که همین امسال منتشر شده اند) اما یکی از بهترین کتابهایی که در این زمینه پیدا کرده‌ام، یک کتاب گمنام است که پارسال اتفاقی با آن مواجهه شدم. این کتاب حتی به انگلیسی ترجمه نشده: کتاب Introduction au Zarathoustra de Nietzsche  از Pierre Héber Suffrin فلسفه‌دان فرانسوی که توسط بهروز صفدری، مترجم توانای ساکن فرانسه، با عنوان زرتشت نیچه ترجمه شده.
    الان ۹ سال از انتشار نسخه اصلی این کتاب میگذره اما فقط دو review و پنج rating گرفته.