Menu


در دفاع از پرتاب کردن سکه!


ست گادین و دفاع از پرتاب سکه در تصمیم گیری

اوایل کارمان بود.

یک نرم افزار جدید تولید کرده بودیم و می‌خواستیم برای آن قیمت تعیین کنیم.

کارم را نسبتاً تازه شروع کرده بودم و یکی از پروژه‌های مهم کاری من محسوب می‌شد.

چهل نفر، یک سال تمام کار کرده بودند و حالا باید قیمت گذاری می‌کردیم.

اما نمی‌دانستیم قیمت درست چند است: ۲۹ دلار؟ ۳۴ دلار؟ یا ۳۹ دلار؟

این ماجرا را ست گادین تعریف می‌کند و در ادامه، می‌کوشد نکته‌ی مهمی در مورد #تصمیم گیری را بیان کند و به ما آموزش دهد:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

 
 

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

65 نکته برای در دفاع از پرتاب کردن سکه!

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    خانم محمودی عزیز. سلام.

    به بهانه‌ی صحبت شما و در تایید و تکمیل آن، خاطره‌ی کوتاهی به ذهنم رسید که اجازه می‌خواهم آن را نقل کنم.

    در زمان ما (سالهای حدود 76) در نخستین سال‌های دانشگاه، بین دانشجویان مهندسی و دانشجویان علوم پایه (خصوصاً‌ فیزیک) بحث‌های کودکانه‌ی زیادی بود که کدام رشته بهتر است و معمولاً فاصله‌ی بین کلاس‌ها، به گفت‌و‌گو‌ها و چالش‌ها و شوخی‌ بین بچه‌های هر دانشکده با دوستانشان در دانشکده‌های دیگر می‌گذشت.

    معمولاً بچه‌های فیزیک، می‌گفتند که بچه‌های هر یک از رشته‌های مهندسی، فقط تعدادی از فرمول‌های ما را یاد می‌گیرند و آنها را در حالت خاص ساده شده، حل می‌کنند و تازه، Handbook هم دارند که جواب‌ها را آنجا نوشته و اینها فقط ورق می‌زنند و انتخاب می‌کنند!

    یادم هست که زمانی، پرفسور ظهور که از اساتید دانشکده مکانیک دانشگاه ما بودند، در میانه‌ی یکی از این بحث‌ها و شوخی‌های کودکانه‌ی آن دوران و در ادامه‌‌ی آنها، نکته‌ی مهمی را مطرح کردند:

    گفتند بچه‌های فیزیک درست می‌گویند. اما شما مکانیکی‌ها یادتان باشد که کارتان در ظاهر ساده‌تر است. اما پیچیدگی بیشتری در انتظار شماست.

    بچه‌های فیزیک، فرمولی را می‌دانند که - لااقل در پارادایم فعلی - کاملاً درست است.

    ممکن است نتوانند آن را در دنیای واقعی به کار گیرند. اما حداقل روی کاغذ همه چیز را درست حل می‌کنند.

    حتی ممکن است نتوانند حل کنند، اما می‌توانند توضیح دهند که مسیر حل شدن آن چیست.

    اما شما، انبوهی از ابزارهای ساده شده دارید. انبوهی از فرمول‌ها. انبوهی از پیشنهادها و راهکارها.

    ضمناً شما قرار است راهکاری ارائه دهید که بعداً در زندگی واقعی انسانها به کار برود.

    بنابراین، چالش اصلی شما این است که بدانید هر ابزاری در کجا استفاده می‌شود و مرز اعتبار هر ابزار تا کجاست.

    وگرنه، اگر داشتن مجموعه‌ای از ابزارها به خودی خود، می‌توانست به درک و شعور مهندسی منتهی شود، الان صنعت جهان، در نقطه‌ای بسیار جلوتر از نقطه‌ی فعلی بود.

    فکر می‌کنم این ماجرای مرز اعتبار ابزار در تصمیم گیری و خیلی حوزه‌های دیگر هم اهمیت دارد.

    ما تعداد بسیار زیادی ابزارهای تحلیلی داریم. بدون اینها نمی‌توان تصمیم گرفت و با اصرار بر به کار گیری مطلق آنها هم، نمی‌توان به بهترین تحلیل دست یافت و تشخیص این مرز، همانطور که شما اشاره کرده‌اید، پختگی و تجربه و شهود و قدرت تحلیل بالایی می‌خواهد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .