Menu


توهم پایان تاریخ | آیا ما به آخر خط تغییر و تحول رسیده‌ایم؟


توهم پایان تاریخ

موضوعی که این بار برای #دعوت به گفتگو انتخاب کرده‌ایم،‌ یک تجربه‌ی نسبتاً آشناست. تجربه‌ای که حدس می‌زنیم بسیاری از خوانندگان این مطلب هم آن را حس و لمس کرده باشند.

ماجرا به مطالعه‌ای مربوط می‌شود که جوردی کُیدباک، دن گیلبرت و تیموتی ویلسون در سال ۲۰۱۳ منتشر کردند و در آن به طرح و بررسی دو سوال کلیدی پرداختند (فایل PDF مقاله).

سوال اول این بود که شما نسبت به ده سال پیش چقدر تغییر کرده‌اید؟

سوال دوم هم این بود که ده سال بعد نسبت به امسال چقدر تغییر خواهید کرد و به چه میزان با امروزتان تفاوت خواهید داشت؟

در این تحقیق مجموعاً ۱۹۰۰۰ نفر از گروه‌های سنی مختلف (از ۱۸ ساله تا ۶۸ ساله) مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و تغییرات آن‌ها در سه حوزه‌ی «شخصیت»، «ارزش‌ها» و «ترجیحات (مثلاً‌ سلیقه‌ی موسیقی، ذائقه‌ی غذایی و انتخاب دوستان نزدیک)» بررسی شد.

احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که در سن پایین‌تر، افراد حس می‌کنند که نسبت به گذشته‌ی خود تغییرات بیشتری را تجربه کرده‌اند. مثلاً یک فرد بیست‌ساله در مقایسه با یک فرد شصت‌ساله چنین برداشتی دارد که دهه‌ی پرتحول‌تری را پشت‌سر گذاشته است.

اما موضوع اصلی در تحقیق چیز دیگری است. با بررسی میانگین اعداد و ارقام گزارش شده مشخص شد که مستقل از این‌که افراد در یک دهه‌ی گذشته چقدر تغییر کرده‌اند، بر این باورند که در دهه‌ی آتی تغییرات کم‌تری خواهند داشت.

به زبان ساده، بسیاری از ما فکر می‌کنیم «در گذشته خیلی چیزها را نمی‌دانسته‌ایم یا نمی‌فهمیده‌ایم یا ارزش‌ها و نگرش‌های نادرستی داشته‌ایم، اما دیگر در این سن و در این لحظه و موقعیت، به ثبات نسبی رسیده‌ایم و درک کمابیش درستی از خودمان و دنیا و محیط اطراف‌مان داریم.»

در این‌جا مناسب است به دو نکته هم اشاره کنیم.

نکته‌ی اول این‌که اصطلاح توهم پایان تاریخ ما را به یاد کتاب پایان تاریخ فوکویاما هم می‌اندازد. عنوان کتاب فوکویاما به این نکته اشاره دارد که با وجود تاریخ طولانی تغییر و تحول مکاتب سیاسی، بسیاری بر این باورند که در آینده قرار نیست چنین تحولاتی ادامه پیدا کند و آن‌چه امروز به عنوان لیبرال دموکراسی در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته رایج است، آخرین ایستگاه تفکر انسان در حوزه‌ی اندیشه‌های سیاسی‌اجتماعی است.

دومین نکته هم این است که مطالعه‌ی انجام شده توسط کُیدباک و همکارانش، در برخی زمینه‌ها مورد انتقاد هم قرار گرفته است. مثلاً گروهی از منتقدان به این نکته اشاره می‌کنند که بهترین شکل اجرای چنین مطالعه‌ای، بررسی در طول زمان است. این‌که ما از عده‌ای شصت‌‌ساله بپرسیم که در دهه‌ی اخیر چقدر تغییر کرده‌اید و بعد آن را با نظر یک گروه بیست‌ساله مقایسه کنیم و بگوییم تغییرات در دهه‌ی منتهی به بیست‌سالگی بیشتر از دهه‌ی منتهی به شصت‌سالگی است، چندان دقیق نیست. روش دقیق‌تر این است که این سوال‌ها را از یک گروه بیست‌ساله بپرسیم و بعد، منتظر بمانیم و وقتی شصت‌ساله شدند، دوباره همان سوال‌ها را با همان افراد تکرار کنیم.

اما بحث ما در این گفتگو صرفاً روی نکته‌ای است که در ابتدای درس مطرح شد و در آن زمینه، اتفاقاً تحقیق انجام‌شده کاملاً قابل‌دفاع است: «این‌که بسیاری از ما در هر سنی که هستیم، فکر می‌کنیم به پایان تاریخ رسیده‌ایم و قرار نیست پس از این، تحولات چندانی داشته باشیم.»

در این‌جا چند پرسش وجود دارد که می‌ارزد درباره‌شان حرف بزنیم:

  • آیا شما هم وقتی با خود خلوت می‌کنید و به گذشته و حال و آینده‌تان فکر می‌کنید، با نتیجه‌ی این تحقیق همراه هستید؟ یعنی اگر بخواهید صادقانه حرف بزنید، چنین حسی دارید که به پختگی و ثبات نسبی رسیده‌اید و قرار نیست در آینده به اندازه‌ی گذشته تغییر کنید؟
  • اگر چنین حسی دارید، تبعات آن را چگونه می‌بینید؟ مثبت یا منفی؟
  • اگر فکر می‌کنید چنین نگرشی اثرات منفی دارد، توهم پایان تاریخ چگونه و در چه شرایطی می‌تواند به ما آسیب بزند و روی تصمیم‌ها و اقدام‌های ما تأثیر نامطلوب بگذارد؟
  • آیا روش‌هایی وجود دارد که ما بتوانیم این اثر را کمرنگ کنیم؟ یا به نظر شما باید این ویژگی را به عنوان «یک خطای شناختیِ ناگزیر» بپذیریم و با آن کنار بیاییم؟

محدودیت در دسترسی کامل به درس‌های خودشناسی و شخصیت شناسی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های خودشناسی و شخصیت شناسی برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با فعال کردن عضویت ویژه در متمم، به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

فهرست درس‌های متمم

البته از میان همه‌ی درس‌ها و مطالب مطرح شده در متمم، شاید مناسب باشد در کنار درس‌های شخصیت شناسی، مطالعه‌ی درس‌های زیر را در اولویت قرار دهید:

  تحلیل رفتار متقابل

  چگونه شاد باشیم

  افزایش عزت نفس

  کاریزما و ویژگی های افراد کاریزماتیک

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    جلیل شجاع زاده ، عاطفه اکبری ، محسن محمدی ، امیرعلی رستگار کازرونی ، علی رسولی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری خودشناسی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه خودشناسی

قوانین کامنت گذاری در متمم

24 نکته برای توهم پایان تاریخ | آیا ما به آخر خط تغییر و تحول رسیده‌ایم؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرمحمد قربانی

    من از واژه‌ی Illusion خوشم می‌آید. در دل خودش مفهوم Misperception را دارد:‌ یک درک اشتباه. 

    موضوع این است که محرکی برای درک شدن وجود دارد (بر خلاف Hallucination که محرکی وجود ندارد)؛ اما به دلایلی ما آن را درست درک نمی‌کنیم.

    مثلا در نور کم، چند نفر را می‌بینیم که به کمین ما ایستاده‌اند. کمی جلوتر می‌رویم یا روی آن‌ها نور می‌اندازیم تا محرک واضح‌تر بشود و آن‌گاه است که می‌فهمیم اشتباه درکش کردیم و این آدم‌های در ذهن ما، تنها چند شمشاد هستند.

    در مورد The End of History Illusion هم، به نظرم با راه‌هایی می‌توانیم این محرک را واضح‌تر بکنیم.

    چند ماه که این کار را انجام بدهیم، احتمالا اثر این Illusion کم می‌شود. البته شاید هیچ‌گاه کاملا حذف نشود - من باز هم شمشاد را به شکل آدم خواهم دید؛ اما از این به بعد در گوشه‌ای از ذهنم فکر می‌کنم که شاید این شمشاد باشد.

    پیشنهاد من، نوشتن و ثبت کردن (با ذکر تاریخ) است. من خودم وقتی نوشته‌های قدیمی وبلاگم را می‌خوانم، این فرد، برایم غریبه به نظر می‌رسد و با او احساس راحتی نمی‌کنم. با این‌که مدت زمان نوشتنم تازه حدود ۵ سال شده است.

    اگر وبلاگ نداریم، می‌توانیم پست‌های قدیمی اینستاگرام‌مان یا دیگر شبکه‌های اجتماعی را نگاه کنیم. هر چند به نظرم همانند وبلاگ، تغییرات ما را نشان نمی‌دهند.

    این نوشته‌ها و پست‌ها، همانند همان نور بیشتر به روی شمشادها عمل می‌کنند.

    هم‌چنین، همان‌طور که بارها در متمم پیشنهاد شده است، ما می‌توانیم دفترچه داشته باشیم و در آن ثبت کنیم: دفترچه‌ی پرورش استعدادهای من، دفترچه‌ی مهارت‌های من و ...

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .