Menu


اثر دانینگ کروگر | آن‌کس که نداند و نداند که نداند


اثر دانینگ کروگر

مهارت نگارش شما در مقایسه با دوستان‌تان و سایر افرادی که می‌شناسید چگونه است؟

آیا خودتان را آدم شوخ‌طبعی می‌دانید؟ چقدر بلدید آن موقع که می‌خواهید،‌ دیگران را بخندانید؟

مهارت شما در رانندگی چگونه است؟ اگر رانندگان جامعه را به ده دهک تقسیم کنیم، شما در کدام دهک قرار می‌گیرید؟

ما هر روزه بارها و بارها با چنین سوالاتی مواجه می‌شویم. شاید کسی به شکل صریح و مستقیم از ما این سوال‌ها را نپرسد، اما خودمان در ذهن خود به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم و بر اساس آن‌ها تصمیم می‌گیریم.

وقتی تحلیل سیاسی می‌کنیم، زمانی که روند تغییر قیمت سهام در بورس را پیش‌بینی می‌کنیم، هنگامی که می‌کوشیم احساسات دیگران را درک و کشف کنیم، برآورد‌هایی از «دانش سیاسی»، «دانش اقتصادی» و «هوش هیجانی» خودمان داریم و بر همین اساس، به برداشت‌ها و تحلیل‌ها و استنتاج‌های خود اعتماد می‌کنیم.

دیوید دانینگ (David Dunning) و جاستین کروگر (Justin Kruger) دو محققی هستند که در این زمینه مطالعه کرده‌اند و کوشیده‌اند «توانایی انسان را در ارزیابی توانایی‌های خودش» ارزیابی کنند.

اثر دانینگ – کروگر

اثر دانینگ – کروگر به زبان ساده می‌گوید: «افرادی که در یک مهارت ضعیف هستند، معمولاً ارزیابی خوبی از وضعیت خود ندارند و به عبارت دیگر، متوجه نیستند که در آن مهارت ضعیفند.»

این اثر، یک معجزه‌ی شگفت‌انگیز و غیرمنتظره نیست. بلکه اشاره به واقعیتی است که بسیاری از ما آن را تجربه و مشاهده کرده‌ایم.

اما ارزش کار دانینگ و کروگر در این است که یک دانسته‌ی عمومی را با استفاده از روش علمی آزموده‌اند. تحقیق آن‌ها مسیر تازه‌ای را باز کرد و محققان بسیاری علاقه‌مند شدند تا این پدیده را در حوزه‌های مختلف بسنجند و بیازمایند.

آن‌چه ما به عنوان اثر دانینگ – کروگر می‌شناسیم در سال ۱۹۹۹ در مقاله‌ای با عنوان Unskilled and Unaware of It منتشر شد. عنوان مقاله محتوای آن را به خوبی نشان می‌دهد: افراد بی‌مهارتی که از بی‌مهارتی‌ِ خود ناآگاه هستند.

آن‌ها در این مقاله به چند آزمایش اشاره می‌کنند که در آن‌ها توانمندی‌هایی مانند شوخ‌طبعی، منطق و قدرت استدلال و نیز تسلط بر گرامر و دستور زبان سنجیده شده است.

هر بار از شرکت‌کنندگان خواسته شده که توانمندی خود را در هر یک از این حوزه‌ها برآورد کنند. در کنار این برآورد، آزمونی هم از آن‌ها گرفته شده تا توانایی واقعی‌شان مشخص شود.

دانینگ و کروگر یافته‌های خود را در قالب چند نمودار گزارش کرده‌اند. از آن‌جا که این نمودارها کم‌و‌بیش مشابه هستند، اجازه بدهید یکی از آن‌ها را با هم ببینیم:

اثر دانینگ کروگر

همان‌طور که در حاشیه‌ی نمودار توضیح داده شده، خط تیره و ضخیم، برداشت هر فرد از توانایی‌های خودش را نشان می‌دهد. در حالی که خط کم‌رنگ، نشان می‌دهد که افراد در آزمون واقعی چه امتیازی کسب کرده‌اند.

به محور افقی نگاه کنید. اگر جمعیت مورد بررسی را به چهار بخش تقسیم کنیم، گروهی که از همه ضعیف‌ترند، فکر می‌کنند که توانایی نسبتاً بالایی دارند (توانمندی حدوداً خود را بالاتر از ۶۰٪ جامعه‌ی مورد بررسی برآورد می‌کنند).

این وضعیت در گروه‌های دوم و سوم، کمی بهتر می‌شود. یعنی فاصله‌ی توانایی واقعی و برداشت از توانایی کاهش می‌یابد.

قسمت آخر نمودار (Top Quartile) هم جالب است. کسانی که واقعاً توانمندی بسیار بالایی دارند، توانایی خود را کمتر از آن‌چه هست ارزیابی می‌کنند.

معمولاً اثر دانینگ کروگر را به این صورت خلاصه می‌کنند:

  • افرادی که در یک مهارت ضعیف هستند، متوجه نیستند که ضعیف هستند و سطح توانمندی خود را بالاتر از آن‌چه هست برآورد می‌کنند.
  • افرادی که در یک مهارت بسیار قوی هستند، به قوی بودن خودشان آگاهند، اما فکر می‌کنند که حتماً دیگران هم چنین مهارتی را دارند و توانایی دیگران را بالاتر از آن‌چه هست برآورد می‌کنند، به همین علت نمی‌توانند به سادگی بپذیرند که خودشان در گروه متخصصین برتر قرار می‌گیرند.

کروگر در مقایسه با دانینگ، حضور اجتماعی کمتری دارد. اما دانینگ مصاحبه‌های بسیاری درباره‌ی این اثر انجام داده و هم‌چنین با استفاده از همکاری محققان دیگر، مقالات متعددی هم در تأیید آزمایش اولیه ارائه کرده است (مثلاً اثر دانینگ کروگر در هوش هیجانی).

دانینگ مصاحبه‌ی جالبی هم با Vox دارد (+). او در این مصاحبه تأکید می‌کند که جالب‌ترین ویژگی «باشگاه دانینگ-کروگر» این است که اعضای این باشگاه، از عضویت خودشان خبر ندارند!

به زبان دیگر، همین الان که شما درباره‌ی این اثر مطالعه می‌کنید،‌ احتمالاً چند مورد از دوستان و آشنایان و همکاران را به خاطر آورده‌اید که در یک حوزه‌ ضعیفند، اما خودشان از این ضعف خبر ندارند و آن‌ را نمی‌پذیرند. بعید است به این سوال فکر کنید که «خود من در چه زمینه‌هایی گرفتار اثر دانینگ-کروگر هستم؟»

یک حالت دیگر هم وجود دارد. بعید نیست الان به نتیجه برسید که «من جزو همان متخصصانی هستم که خودم را دست‌کم می‌گیرم. باید اعتماد به نفس خودم را بیشتر کنم و واقعیت را بهتر ببینم!»

چگونه می‌توان اثر دانینگ – کروگر را کمرنگ کرد؟

متأسفانه هیچ جواب ساده و سریعی برای این کار وجود ندارد.

معمولاً پیشنهاد می‌کنند که «از دیگران بخواهید شما را نقد کنند و صادقانه بگویند که چه برآوردی از توانمندی شما دارند.»

هم‌چنین پیشنهاد می‌کنند که «در مسیر یادگیری متوقف نشوید و هرگز فکر نکنید که به سطح مطلوب رسیده‌اید.»

شاید یک راه‌حل دیگر هم این باشد که همیشه چند نفر را که از شما بسیار جلوتر و قوی‌تر هستند همیشه مد نظر داشته باشید و با پیگیری آن‌ها و فعالیت‌هایشان،‌ تصویری واقع‌بینانه‌تر از جایگاه خود به دست بیاورید.

برای چند لحظه سعی کنید کمی از نقد کردن دیگران فاصله بگیرید و دنبال مصداق‌های دانینگ-کروگر در اطرافیان نگردید.

به این فکر کنید که در چه مواردی، برآوردی غیرواقع‌بینانه از توانمندی خود داشته‌اید؟ آیا پیش آمده که برای این برآورد غیرواقع‌بینانه هزینه هم پرداخت کرده باشید؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

مجموعه درس‌های مهارت یادگیری برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر درس‌های مهارت یادگیری به مجموعه‌ی گسترده‌ای از درس‌ها دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست برخی از آن‌ها را در این‌جا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

 تفکر سیستمی

 تصمیم گیری

  استعدادیابی

 دوره MBA متمم (اگر به بحث‌های کلان مدیریتی علاقمندید)

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    کامران زیباکردار ، زهره ، وحید قاسمی ، سید مسعود وفایی ، طاهره خباری

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

قوانین کامنت گذاری در متمم

28 نکته برای اثر دانینگ کروگر | آن‌کس که نداند و نداند که نداند

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیر جافری

    در رابطه با اثر دانینگ-کروگر یه نمودار معروف دیگه هم وجود داره:

     

    من در حوزه فروش غوغا می کنم !

    زمانی که سن کمتری داشتم تصور می کردم روابط عمومی بالایی دارم و در حوزه فروش می تونم عملکرد عالی داشته باشم. بنابراین با همین تصورات و اعتماد به نفس بسیار بالا، سال ۸۹ تصمیم گرفتم در حوزه بازاریابی بیمه(که در کشور ما کار راحتی نیست) فعالیت کنم و احتمالا براتون قابل حدس باشه که بعد از مدت کوتاهی واقعیت رو فهمیدم، و متوجه شدم قضیه فروش و بازاریابی و روابط عمومی بسیار عمیق تر از چیزی هستن که من فک می کردم.

     

    پدیده دانینگ کروگر من رو یاد این جمله معروف هم انداخت:
    «درخت هر چه پربارتر سربه زیرتر»

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .