پیتر دراکر کیست؟ | مروری بر زندگی و کتابهای پیتر دراکر

پیتر دراکر (Peter Drucker) را بنیانگذار مدیریت مدرن میدانند (اگر با کلمهٔ نوین مشکل ندارید، میتوانید بگویید بنیانگذار مدیریت نوین).
خودش هم گاهی به این عنوان اشاره کرده و تلویحاً آن را پذیرفته است. عناوینی از این دست برای او فراوانند. چنان که فیلیپ کاتلر هم بر این باور بود که «اگر من را پدر بازاریابی بدانند، دراکر را باید پدربزرگ بازاریابی در نظر بگیرند.»
پیتر دراکر پیش از آن که به شکل جدی وارد دنیای مدیریت شود، شغلهای مختلفی را تجربه کرده بود. کار در یک شرکت بازرگانی نخ و پارچه، روزنامهنگاری و تحقیقات صنعتی از جمله این فعالیتها بوده و شاید بتوان گفت این تعدد مشاغل و تجربیات باعث شده او نگاه عمیقتری به حوزهٔ کسب و کار داشته باشد و توصیهها و تجربههایش، به رشتهٔ مدیریت محدود نشود و قلمروهای دیگر را هم شامل شود.
پیتر دراکر جدای از تدریس به مشاوره مدیریت هم اشتغال داشت و اگر بخواهیم از اصطلاحات کوچینگ که این سالها رایج شده استفاده کنیم، کوچ مدیران اجرایی هم بود.
اگر این تنوع را در کنار حجم گستردهٔ مقالات و کتابهای پیتر دراکر قرار دهیم، میتوانیم با اطمینان بگوییم که در میان مشاهیر مدیریت، کمتر کسی مانند او، فعالیتهای گسترده، متنوع و تأثیرگذار انجام داده است.
پیتر دراکر سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد و سال ۲۰۰۵ در ۹۶ سالگی درگذشت. اگر چه دراکر بخش بزرگی از زندگیاش را در آمریکا گذراند، اما همچنان یک اتریشی بود و رگههای اروپایی را میتوان در حرفها، نگرش و کنایههایش مشاهده کرد.
حتی تلفظ درست Drucker هم «دروکر» است. چون این واژه از ریشهٔ Drucken در زبان آلمانی و هلندی گرفته شده و به این نکته اشاره دارد که اجداد او در اروپا به کار چاپ اشتغال داشتهاند. البته در آمریکا تلفظ نام او به دراکر تغییر کرد و خود او هم این تلفظ جدید را پذیرفت.
پدر دراکر وکیل بود و در ادارات اقتصادی اتریش هم صاحبمنصب بود. به همین علت، دراکر از همان دوران کودکی این فرصت را داشت که صاحبنظران بزرگ اقتصاد و مدیریت را ببیند و با آنها همنشین شود. به عنوان مثال، ژوزف شومپیتر که بسیاری او را پدر کارآفرینی میدانند، دوست پدر دراکر بوده و به خانهٔ آنها رفت و آمد داشته است.
زندگی نامه پیتر دراکر را افراد و موسسات بسیاری تدوین کرده و با جزئیات به آن پرداختهاند (+). به همین علت، ما در این درس در پاسخ به این پرسش که «پیتر دراکر کیست؟» بیشتر به اندیشه و افکار، مدل ذهنی، نظریهها و نوشتههای او میپردازیم.
آنچه در ادامه میخوانید:
نظریههای پیتر دراکر در سایهٔ دوران او
پیتر دراکر متفکری پیشتاز و پیشگو بوده است. از این منظر جایگاه او را در مدیریت میتوان با جایگاه کسانی مانند مارشال مک لوهان در دنیای رسانه مقایسه کرد. مکلوهان، در دنیایی که تکهتکه و از همگسیخته بود، پدیدار شدن دهکدهٔ جهانی را پیشبینی میکرد و دراکر در شرایطی که نظریهپردازان، از اهمیت پول و نیروی کارگر و زمین و ژئوپلتیک میگفتند، اصرار داشت که «دانش» مهمترین عامل تعیینکنندهٔ جایگاه سازمانها و کشورها در دهههای آینده خواهد بود.
اما با وجود همهٔ این نگاه آیندهنگر، نباید سبک زندگی در زمانهٔ دراکر و دغدغهها و نگرانیهایی را که روی ذهن دراکر و همعصرانش سایه میانداخت فراموش کنیم.
نظریهپردازان، هر چقدر هم که بکوشند رو به آینده نگاه کنند، پا در زمین حال دارند و بار گذشته را بر دوش میکشند. اگر این موضوع را نبینیم و نادیده بگیریم، نخواهیم توانست ضعفها و قوتهای آنها را به خوبی تحلیل کنیم.
در ادامه، برخی از ویژگیهای مهم عصر دراکر را مرور میکنیم.
ظهور تدریجی عصر اطلاعات
دوران پیتر دراکر را میتوان «طلوع عصر اطلاعات» نامید. در آن دوران، فناوری اطلاعات به تدریج در حال رشد بود و میشد حدس زد که در دهههای آتی، اطلاعات نقشی کلیدی در اقتصاد، مدیریت و سیاست ایفا خواهد کرد.
به همین علت، میبینیم که دراکر در سال ۱۹۵۹ اصطلاح کارگر دانشمحور یا کارگر دانشبنیان (Knowledge Worker) را ابداع کرد و در این باره نوشت.
دراکر یکی از نخستین کسانی بود که کوشید ویژگیهای عصر دانشبنیان را پیشبینی کند. از جمله این که به اهمیت یادگیری مادامالعمر (Lifelong Learning) پرداخت و توضیح داد که در دنیایی که دانش هر روز بیشتر میشود و سادهتر از گذشته در دسترس همه قرار میگیرد، کسانی که در مهارت یادگیری ضعیف باشند و یادگیری بخشی از زندگی روزمرهشان نباشد، بازندگان دوران جدید خواهند بود.
به خاطر داشته باشید که دراکر در زمانی این نکات را مطرح میکرد که هنوز مدیریت دانش به شکل امروزی مطرح نشده بود و حتی تعریف مدیریت هم چندان مشخص نبود.
شتاب گرفتن روند خصوصیسازی در غرب
بخش بزرگی از روند خصوصیسازی (Privatization) در اروپای غربی و آمریکا، در نیمهٔ دوم قرن بیستم و همزمان با سالهای فعالیت دراکر شکل گرفت.
به همین علت، بحث خصوصیسازی و مزیتها و معایب و فرصتها و تهدیدهای آن، یکی از دغدغههای دائمی دراکر بود. اگر چه این بحث امروز در ادبیات مدیریتی جهان کمرنگتر شده، اما از آنجا که این موج به تازگی به کشور ما رسیده، حرفها و تحلیلهای دراکر و مباحثی که در زمینهٔ فرصتشناسی و آسیبشناسی خصوصیسازی مطرح کرده، میتواند برای ما آموزنده و راهگشا باشد.
یکی از ایدههای کلیدی دراکر در این حوزه، توجه به بخش سوم اقتصاد (Third Sector) است. بخشی که نه دولتی است و نه خصوصی. سازمانهای غیرانتفاعی و مجموعههای مردمنهاد (NGO یا سمن) از جمله زیرمجموعههای بخش سوم اقتصاد محسوب میشوند.
دراکر بر این باور بود که اگر بخش سوم اقتصاد، حمایت و تقویت نشود، رابطهٔ دو بخش دولتی و خصوصی هرگز به درستی تنظیم نخواهد شد و دولتها گرفتار ناکارآمدی شده و بخش خصوصی هم در معرض فساد قرار خواهد گرفت.
رشد سریع ژاپن
نیمهٔ دوم قرن بیستم، دورانی بود که ژاپن توانست رشد سریع را تجربه کرده و به یک غول صنعتی تبدیل شود.
این اتفاق برای آمریکاییها بسیار عجیب بود و در آن سالها تقریباً هر کس از مدیریت حرف زده، دربارهٔ وضعیت ژاپن، آیندهٔ ژاپن و علتهای رشد ژاپن هم حرف زده است.
به عنوان مثال، در میان صاحبنظران استراتژی، میبینیم که مایکل پورتر بارها به ژاپن میپردازد و در میان صاحبنظران کیفیت، نام کسی مثل ادوارد دمینگ با ژاپن گره خورده است.
دراکر هم از این قاعده مستثنی نیست و بخش قابلتوجهی از نوشتههای او به ژاپن اختصاص دارد. او نهتنها دربارهٔ مدیریت ژاپنی فکر کرده و مطلب نوشته، بلکه دربارهٔ هنر ژاپن هم مقالات و تحلیلهایی دارد. تحلیلهایی که ژاپنیها میپسندند و باعث شده دراکر همچون دمینگ، میان ژاپنیها محترم و محبوب باشد.
هر وقت حجم زیاد اشارههای دراکر به ژاپن را میبینید، به خاطر داشته باشید دراکر در زمانی مینوشته و زندگی میکرده که در مدرسههای کسب و کار آمریکایی، پیشنهاد میشد مدیران به عنوان زبان دوم، پس از انگلیسی به سراغ ژاپنی بروند.
پیشنهاد | مجموعهٔ آموزشی صوتی پیتر دراکر
محمدرضا شعبانعلی در قالب یک فایل صوتی پنج ساعته، پیتر دراکر، زندگی و مدل ذهنی او را شرح داده است.
این مجموعه بر پایهٔ مطالعهٔ چندهزار صفحه از کتابها و مقالههای پیتر دراکر تدوین شده و میتواند شما را با شیوهٔ فکر کردن و تحلیلهای پیتر دراکر آشنا کند.
برای مشاهدهٔ سرفصلهای این دورهٔ صوتی آموزشی و خرید آن میتوانید به صفحهٔ زیر مراجعه کنید:
دیدگاه پیتر دراکر در مورد آینده مدیریت
در سال ۲۰۱۴، نشریهٔ کسب و کار هاروارد، مقالهٔ جالبی از ریک وارتزمن منتشر کرد که عنوان آن چنین بود (+): «دراکر دربارهٔ سال ۲۰۲۰ چه میدانست؟»
جذابیت عنوان مقاله در این است که میدانیم دراکر در سال ۲۰۰۵ در گذشت. به عبارت دیگر، این مقاله نُه سال پس از مرگ دراکر و با نگاه به اندیشههای دراکر در چند دهه قبل، میکوشید آینده مدیریت در شش سال بعد را پیشبینی کند.
مرور برخی از محورهای این مقاله، میتواند نوع نگاه آیندهنگر دراکر و برخی از نظریات پیتر دراکر را برای ما شفافتر کند:
پنجاه سال بعد، تحولات در جوامع آن قدر زیاد خواهد بود که فرزندان ما حتی در ذهن خود هم نمیتوانند سبک زندگی ما (پدربزرگها و مادربزرگهایشان) را تصور کنند. هر چه جلوتر میرویم، ذهنها بیشتر از ماهیچهها ارزش اقتصادی خلق میکنند.
کارگران دانشمحور، مهمترین نقش را در توسعهٔ اقتصادی جوامع ایفا میکنند. نقش آنها در خلق ارزش، بسیار بیشتر از زمین، سرمایه و نیروی کار فیزیکی خواهد بود.
ضروریترین منبع مورد نیاز برای مدیران و سازمانها، «اطلاعات» خواهد بود. وضعیت سازمانها به گونهای است که هیچکس احساس نمیکند کمبود اطلاعات وجود دارد. اتفاقاً اطلاعات، بیش از حد نیاز در دسترس است. اما مدیران و تصمیمگیران ارشد، در نهایت برای دریافت اطلاعات، به کارشناسان و افرادی در سطوح پایینتر وابستهاند. افرادی که ممکن است نقش و اهمیت اطلاعات را به درستی درک نکنند و دادههایی که در اختیار ردههای بالاتر قرار میدهند، به اندازهٔ کافی قابل اتکا نباشد.
زمانی نوآوری یک انتخاب استراتژیک بود. یعنی یک سازمان میتوانست انتخاب کند که نوآوری جزو اولویتهایش هست یا نیست. اما در آینده، گزینهای جز نوآوری وجود ندارد.
سازمانها باید در آینده، بیش از گذشته، استقلال کارکنان خود را به رسمیت بشناسند.
کارگر دانشمحور، معمولاً در کار خود، از سرپرست و مدیرش مطلعتر و صاحبنظرتر است. ضمن این که به مشتری هم نزدیکتر است و دادههای واقعیتری در اختیار دارد.
بنابراین قدرت چانهزنی مدیر و سرپرست، به اندازهٔ گذشته نیست و مدیران باید سبک سنتی مدیریت در کارخانههای قرن نوزدهم و بیستم را به فراموشی بسپارند.
تعریف مدیریت از نظر پیتر دراکر، در عصر دانشمحور، به کلی متحول خواهد شد و مدیران، بیش از آن که صاحب تخصص باشند، دستیار کارکنان متخصص خود خواهند بود.
دانش، اگر به چالش کشیده نشود، میمیرد و محو میشود.
دانش اگر چه سرمایهای ارزشمند و ارزشآفرین است، اما در مقایسه با سرمایههای دیگر، سریعتر مستهلک میشود.
بنابراین، سازمانها باید بکوشند یاد بگیرند و یادگیری سازمانی را تسهیل کنند. به این معنا که علاوه بر خلق، ذخیرهسازی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات، کمک کنند دانش در سازمان جاری شده و به تدریج رشد کند.
در آینده انسانها بیش از گذشته انتظار خواهند داشت که معنا و مفهوم زندگی و مأموریت خودشان را بدانند.
دیگر نمیتوانید از انسانها بخواهید کار مشخصی را، بدون این که معنای آن را بدانند و تأثیر آن را بفهمند، انجام دهند.
اعضای سازمان باید مأموریت سازمان را بدانند، درک کنند و باور داشته باشند. حتی یک چک حقوق درشت با صفرهای زیاد هم نمیتواند برای مدت طولانی به کارکنان سازمانها انگیزه بدهد.
درست است که اقتصاد آینده، اقتصاد دانشبنیان است. اما اقتصاد هرگز و هیچوقت، صرفاً بر دوش کارگران دانشبنیان نمیگردد.
صنایع دانشبنیان مشتری میخواهند. ارائهٔ خدمات میخواهند. و اساساً جامعهای میخواهند که بتوانند در بستر آن تنفس کرده و زندگی کنند.
اگر تفکر طبقاتی شکل بگیرد و کارگران دانشبنیان و شرکتهای دانشبنیان، باارزشتر و مهمتر از سایر کارگران و سایر کسب و کارها در نظر گرفته شوند، نابرابری و عدم تعادل در جامعه افزایش یافته و جامعه بیمار میشود.
وقتی نگاه آیندهنگر دراکر و نظریه های دراکر را میبینیم و میخوانیم، به نتیجه میرسیم که بخت با دنیای مدیریت یار بوده که او ۹۶ سال عمر کرده و فرصت بیشتری برای فکر کردن و نوشتن داشته است.
اگر چه خودش در سالهای آخر آزار میدید. او با واکر راه میرفت. گوشش به سختی میشنید و بدنش آسیبهای متعددی را تجربه کرده بود. شاید به همین علت بود که به شوخی میگفت، انسانها باید به جای عمر طولانی، مرگ راحت آرزو کنند (+).
آخرین پیشبینی دراکر در سالهای نزدیک به مرگ، تشخیص محور توسعه در قرن بیستویک بود. او میگفت، همانقدر که طلوع قرن بیستم، با تلاش برای افزایش کارایی فیزیکی کارگران همراه بود، اولویت اصلی در قرن بیستویکم، تلاش برای افزایش کارایی کارگران دانشبنیان خواهد بود. این که چه باید کرد تا این افراد، بهتر بیاموزند، بهتر بفهمند، بهتر فکر کنند و ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد کنند.
تعداد کتابهای پیتر دراکر را نمیتوان به شکل دقیق مشخص کرد. چون بعضی از این کتابها، ترکیبی از کتابهای قبلی هستند و گاهی هم او پس از ویرایش کتابهای قبلی و حذف و اضافهٔ برخی مطالب، تصمیم گرفته کتابش را با عنوانی دیگر منتشر کند.
با این حال، به فرض کنار گذاشتن عناوین مشابه و کتابهایی که محتوای مشترک دارند، میتوان گفت دراکر در طول زندگی خود، حدود چهل عنوان کتاب نوشته است.
کتابهای دراکر بسیار متنوعاند و چنان که خودش در کتاب ماجراهای یک مشاهدهگر اشاره کرده، موضوعات مختلفی از جمله مدیریت، سیاست، فلسفه، تاریخ، نظم اجتماعی، نهادهای اجتماعی، اخلاق، مدیریت دانش، فرهنگ، استراتژی، انگیزش، تکنولوژی و اقتصاد را در بر میگیرند.
بسیاری از کتابهای پیتر دراکر در زمان انتشار مورد توجه صاحبنظران قرار گرفتهاند.
نظر صاحبنظران دربارهٔ کتابهای دراکر
به عنوان نمونه، فردی مانند وینستون چرچیل در یادداشتی به مرور و ارزیابی کتاب پایان انسان اقتصادی (The End of Economic Man) او پرداخته است. چرچیل مشخصاً نقدهایی هم به کتاب داشته است. با این حال تأکید میکند که خطاهای دراکر هم قابل چشمپوشی است. چرا که او یک متفکر اصیل است و حرفهای دیگران را تکرار نمیکند و ضمناً قلمی دارد که میتواند ذهن دیگران را [برای مطالعه، یادگیری و اندیشیدن] برانگیزد.
مارشال مک لوهان هم که خود از نظریهپردازان بزرگ دنیای رسانه است، در نوشتهای با عنوان «مردی که آمده بود تا بشنود»، ذوق هنری و دقت نظر پیتر دراکر را تحسین میکند و بر این باور است که رشد پیتر دراکر در وین، جایی که محل تلاقی دیدگاههای مختلف اقتصادی و فرهنگی بوده است، نگاه دراکر را عمیقتر کرده و به او کمک کرده تا محیط اطراف خود را بهتر و دقیقتر تحلیل کند (+).
فهرست کتابهای دراکر
با توجه به تعداد زیاد کتابهای دراکر، صرفاً برخی از مهمترین کتابهای دراکر را به ترتیب زمان انتشار در ادامه میآوریم:
قبل از مرور و بحث در مورد کتابهای پیتر دراکر، مناسب است که دو نکته را یادآوری کنیم:
یکی از بهترین شیوههای آشنا شدن با سیر تحول فکری اندیشمندان و الهام گرفتن از آنها، مرور افکار و اندیشهها و گفتههای آنها بر اساس خط سیر زمانی (از نخستین گفتهها تا آخرین موارد) است.
بدیهی است که باید بپذیریم که صرفاً آخرین نوشتهها و آخرین حرفهای هر فرد را میتوان به عنوان نگرش قطعی و پخته و توسعهیافتهی او در نظر گرفت و در مورد وی بر اساس آنها قضاوت کرد و بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان نخستین حرفها و نوشتههای خود را صرفاً به عنوان یادگاریهایی از دوران خامی و جوانی در نظر میگیرند، اما همچنان مرور همان نوشتههای قدیمی هم میتواند به ما مسیر توسعه اندیشه را بیاموزد.
کتاب پایان انسان اقتصادی
پیتر دراکر نخستین کتاب خود یعنی «پایان انسان اقتصادی» را در سال ۱۹۳۹، یعنی سی سالگی، منتشر کرد.
اگر کمی این کتاب را ورق بزنید، به نتیجه میرسید که واژههایی مانند نژادپرستی، تمامیتخواهی، فاشیسم، نازیسم، مارکسیسم و کاپیتالیسم، از جمله پرتکرارترین واژگان این کتاب هستند. دراکر در این کتاب به تعامل و تضاد دو مکتب مارکسیزم و کاپیتالیسم پرداخته است.
این کتاب را میتوان نقد دراکر بر نگاه مارکسیستی به اقتصاد و سیاست دانست. او در همان دههٔ شصت میلادی، این نظریه را رو به افول ارزیابی میکند:
به نظر نمیرسد کمونیزم دوام طولانی داشته باشد. این را از موضع دفاعی کمونیستها میشود فهمید.
افکار، عقاید و نظریهها، تا زمانی که در مسیر رشد هستند، رفتارشان از جنس تبلیغی است.
وقتی به سراغ رفتارهای دفاعی رفتند، مشخص میشود که وارد مسیر افول شدهاند.
دراکر ضمن این که نگاه مارکسیستی را به شدت نقد میکند، به این نکته هم توجه دارد که با وجود جنگ و تضاد عمیق مارکسیزم و کاپیتالیزم، هر دو مکتب فکری در یک موضوع مشترکاند و آن این است که «انسان بیش از هر چیز، موجودی اقتصادی است و اقتصاد، مهمترین انگیزانندهٔ اوست.»
به عبارت دیگر، هر دو مکتب فکری میکوشند برای زندگیِ بهترِ «انسان اقتصادی» راهکارهایی ارائه دهند.
پیتر دراکر در ادامه به انگیزههای مختلف انسانها اشاره کرده و تأکید میکند که مجموعه ارزشهای انسانها صرفاً به ارزشهای اقتصادی محدود نمیشود. ضمن این که ارزشهای اقتصادی لزوماً برترین ارزشهای انسانها نیستند. از نگاه دراکر، باور بسیاری از انسانها به خدا را مستقل از بحثهای مذهبی، به شکل دیگری هم میتوان توضیح داد: این که ارزشها، اصول و باورهای غیراقتصادی در ذهن بسیاری از مردم جایگاه بالایی دارد.
بر این مبنا، او معتقد است که نظامهای فکری کمونیستی و مارکسیستی، با تأکید افراطی بر اقتصاد، یک خلاء جدی در حوزههای غیراقتصادی ایجاد میکنند و این خلاء دیر یا زود با چیزهایی از قبیل نژادپرستی یا وطنپرستی یا سایر ارزشهای افراطی پر میشود.
امروز کمتر کسی کتاب پایان انسان اقتصادی پیتر دراکر را میخواند.
ادبیات و اصطلاحات این کتاب قدیمی شده و نگرانیهای مطرح شده در آن، دغدغهٔ انسان امروزی نیست. نظریههای اقتصادی رادیکال مانند کمونیسم و مارکسیزم این روزها، بیش از آن که به عنوان یک «نظریه» در نظر گرفته شوند، به عنوان یک «ایدئولوژی خام و سطحی» مسخره میشوند.
با این حال، در مرور و ارزیابی این کتاب دراکر باید به دو نکته توجه کنیم:
کتاب پایان انسان اقتصادی در سال ۱۹۳۹ نوشته شده است. در دورانی که دو تفکر اقتصادی در جهان، رو به روی هم ایستاده و با هم در نبرد بودند. تلاش دراکر برای مقایسهٔ دو نظریه با تکیه بر «شناخت انگیزانندههای واقعی انسانها» جالب توجه است. به ویژه این که او در آن زمان سی ساله بوده است.
رگههای شکلگیری دراکر تحلیلگر را از همان سالها میتوان در نوشتههای او مشاهده کرد. دراکر بیش از این که به «رویدادهای امروز» بپردازد، میکوشد بر «روندهای فردا» متمرکز شود. این ویژگی به تدریج در کتابها و مقالههای بعدی او پختهتر و آشکارتر میشود.
دومین کتاب پیتر دراکر | آینده انسان صنعتی
دومین کتاب جدی دراکر، آیندهٔ انسان صنعتی (The Future of Industrial Man) است.
او این کتاب را در سال ۱۹۴۲ یعنی سه سال پس از کتاب قبلی نوشته است.
پیتر دراکر در مقدمهای که چند دهه بعد، یعنی در سال ۱۹۴۵، برای چاپ جدید این کتاب نوشت، توضیح داد که بسیاری از دوستانش این کتاب را «بهترین کتاب پیتر دراکر» میدانند. خود او معتقد است که این کتاب جایگاه ویژهاش را به خاطر هدف بلندپروازانهای که در نوشتنش بوده به دست آورده است: «تلاش برای ارائهٔ یک نظریه اجتماعی که بتواند جامعهٔ صنعتیشده را توصیف و تحلیل کند.»
با مرور فهرست موضوعات این کتاب، فضای آن را بهتر خواهید شناخت:
همانطور که میبینید کتاب با مشکلات و جنگهای درونی جوامع صنعتی آغاز میشود و با این موضوع ادامه پیدا میکند که ویژگیهای یک جامعهٔ کارا چیست (البته کارا ترجمه خوبی نیست. او از عبارت Functioning استفاده میکند. جامعهای که کار میکند. جامعهای که کارش میچرخد و ادامه پیدا میکند. دراکر عمداً از کلمه ایدهآل یا سالم یا کلمات مشابه استفاده نمیکند تا محافظهکارانهترین شکل تحلیل را داشته باشد).
هیتلر و هیتلریسم هنوز از کلمات کلیدی او هستند و مطالعهٔ نوشتههای دراکر در آن دوران نشان میدهد که او ظهور هیتلر را بیش از آن که یک «اتفاق موردی» بداند، یک پدیدهٔ قابلتکرار (هیتلریسم) میداند.
دراکر در این کتاب میکوشد به سوالاتی از این دست پاسخ دهد:
- پایههای اصلی برای ثبات و رشد یک جامعه چیست؟ قدرت نظامی؟ توان اقتصادی؟ قدرت سیاسی؟
- یک جامعهٔ صنعتی از چه جنبههایی با جوامع پیش از خود تفاوت دارد؟
- زیربنای قدرت چیست؟ مردم چه زمان به قدرت حاکمان خود احترام میگذارند و از آن تبعیت میکنند؟
- سیاست چه تعریفی دارد و سیاستمداران در یک جامعه چه وظیفهای دارند؟
بعید است دراکر تا پایان عمر بر این باور مانده باشد که این کتاب، بهترین نوشتهٔ اوست. امروز بسیاری از صاحبنظران، کتاب مدیر اثربخش را بهترین کتاب دراکر میدانند. برخی هم کتاب روش مدیریت را تأثیرگذارترین کتاب او میدانند. خودش هم در مقدمهٔ کتاب ماجراهای یک مشاهدهگر، به شکلی صحبت میکند که به نظر میرسد این مجموعه خاطرات و جستارهای شخصی را بهترین کتاب و اثر خود میداند.
خلاصه هر چه باشد، آیندهٔ انسان صنعتی را امروز دیگر نمیتوان بهترین کتاب دراکر دانست. اما همچنان برای کسانی که بخواهند پیتر دراکر را بهتر بشناسند، یک راهنمای مهم است.
این کتاب آخرین کتابی است که دراکر در آن به شکل صریح و پررنگ به سیاست و علوم اجتماعی میپردازد. به نظر میآید که پس از آن، دراکر از فضای اجتماعی و سیاسی به قلمرو اقتصاد و مدیریت مهاجرت کرده و کوشیده دنیا را از زاویهای دیگر درک کند. البته این به آن معنا نیست که دراکر در سالهای بعد، به سیاست و جامعهشناسی بیتوجه بوده است. بلکه این دغدغه از سطح حرفهای او به عمق نوشتههایش نفوذ کرده و ما در کتابها و مقالات بعدی دراکر، نویسندهای را میبینیم که در کنار مباحث اقتصاد و مدیریت، اثرات اجتماعی و سیاسی آنها را هم میبیند و تحلیل میکند.
تعریف مدیریت و سازمان در نگاه دراکر
کتاب آینده انسان صنعتی، یک ویژگی مهم دارد. ویژگیای که خود دراکر هم چند دهه بعد به آن اشاره کرد.
در دههٔ چهل و پنجاه میلادی، وقتی اصطلاح «سازمان» به کار میرفت، معمولاً همه به «سازمان صنعتی» فکر میکردند. سازمان، یعنی کارخانه. سازمان یعنی واحد تولیدی. سازمان یعنی شرکتهای بزرگ.
اما دراکر در این کتاب تأکید میکرد که سازمان فراتر از اینهاست و جامعههای صنعتی، اتفاقاً بر مجموعهای از سازمانها بنا میشوند که غالبشان صنعتی نیستند!
دانشگاهها، بیمارستانها، کلیساها، اتحادیههای کارگری، انجمنهای خیریه و گروههای کنشگر اجتماعی، از جمله سازمانهایی هستند که رشد و بقاء جامعهٔ صنعتی را تضمین میکنند. اما خودشان، به معنای رایج کلمه، صنعتی محسوب نمیشوند.
بنابراین اگر ما امروز به سادگی از واژهٔ «سازماندهی» استفاده میکنیم و برایمان بدیهی است که سازماندهی صرفاً به کارخانجات محدود نمیشود، به نوعی از دراکر و نوع نگاه او تأثیر گرفتهایم.
سایر کتابهای پیتر دراکر
دراکر کتابهای بسیاری دارد که بیشتر آنها از دو کتابی که در اینجا مطرح کردیم، مهمتر و تأثیرگذارترند. اما از آنجا که معرفی هر یک از آن کتابها به مطلبی مستقل و بحثی مفصل نیاز دارد، در آینده درسهای مستقلی را به آنها اختصاص میدهیم.
با توجه به این که کتابهای پایان انسان اقتصادی و آیندهٔ انسان صنعتی، از فضای درسهای متمم فاصله دارند، در اینجا اشارهای به آنها کردیم تا بعداً لازم نباشد به این دو کتاب برگردیم.
این را هم باید اضافه کنیم که هر کس بخواهد دراکر را بشناسد، مهم است از فضای این دو کتاب او اطلاع داشته باشد.
وقتی این دو کتاب را میخوانیم به چند نکته دربارهٔ دراکر و مدل ذهنی او پی میبریم:
دراکر خوشبین است و چنانکه در کتاب آیندهٔ انسان صنعتی گفته، این خوشبینی را یکی از ویژگیهای مهم خود میداند. این که در سالهای دههٔ چهل، در دنیایی که بر اثر جنگ جهانی ویران شده، بنشینی و راههای زندگی بهتر برای انسانِ دهههای آینده را جستجو کنی، معنایی جز خوشبینی ندارد. به بیان دیگر، دراکر سالها پیش از شکلگیری جهانِ پس از جنگ، اندیشیدن به این فضا و تنفس در آن را آغاز کرده بود.
دراکر، چنان که بعدها نیز بارها تأکید کرد، بر این باور بود که سه عنصرِ «جامعه، سیاست و اقتصاد» در هم تنیدهاند و اگر یکی از این سه را نشناسیم، نمیتوانیم در دو مورد دیگر هم تحلیلهای قابلاتکایی داشته باشیم. بنابراین اگر بخواهیم علت موفقیت دراکر به عنوان یک نظریهپرداز مدیریتی را بدانیم، میتوانیم بگوییم که حداقل از نظر خودش، توجه به سیاست و جامعه، در این موفقیت نقش داشته است.
تعدادی از جملات مدیریتی پیتر دراکر
در بخش پایانی این درس، تعدادی از جملات پیتر دراکر را میآوریم. واضح است که سخنان پیتر دراکر بسیار متنوعاند و آنچه در اینجا میآید، گسترهٔ آراء و نظرات رو را منعکس نمیکند:
دربارهٔ دانش
دانش باید پیوسته به چالش کشیده شده، افزایش یافته و بهتر شود. در غیر این صورت به کلی از بین خواهد رفت.
از کتاب سخنرانیهای دراکر (The Drucker Lectures)
دربارهٔ نوآوری
اگر در پی چیز تازهای هستید، ابتدا باید یکی از کارهایی را که در گذشته انجام میدادهاید، کنار بگذارید.
از کتاب نوآوری و کارآفرینی (Innovation and Entrepreneurship)
دربارهٔ مهارت ارتباطی
مهمترین توانمندی در مهارت ارتباطی این است که بتوانید آن چه را گفته نمیشود بشنوید.
دربارهٔ استراتژی و پیش بینی آینده
استراتژی به معنای پیش بینی آینده نیست. بلکه به این معناست که با تصمیمهای امروزمان برای آیندهای که قطعی نیست، آماده شویم.
از کتاب وظایف و مسئولیتهای مدیریت (Management: Tasks, Responsibilities)
دربارهٔ مدیریت زمان
زمان کمیابترین منبع در دسترس ماست. تا زمانی که زمان را به درستی مدیریت نکنیم، هیچ چیز دیگری را مدیریت نخواهیم کرد.
از کتاب مدیر اثربخش (The Effective Executive)
برخی جملات هم هستند که به دراکر منسوب شدهاند و معمولاً از قول پیتر دراکر نقل میشوند، اما دراکر آنها را نگفته است. نزدیک بودن این جملهها به مدل ذهنی دراکر باعث شده که کمتر کسی در درستی آنها تردید کند.
در ادامه برخی از این جملات منسوب به دراکر را میبینید (+):
جمله منسوب به دراکر درباره فرهنگ
فرهنگ، استراتژی را به سادگی صبحانه میخورد.
جمله منسوب به دراکر درباره پیش بینی آینده
بهترین راه ساختن آینده، پیشبینی آن است.
جمله اصلی دراکر
هیچکس نمیتواند آینده را پیشبینی کند. چه برسد به این که بخواهد آن را کنترل کند.
جمله منسوب به دراکر درباره مواجهه با تغییر در جهان
بزرگترین خطر در دوران آشفتگی، خودِ آشفتگی نیست؛ بلکه اقدام بر اساس منطق دیروز [دوران پیش از آشفتگی] است.
جمله اصلی دراکر
دوران آشفتگی، دوران خطرناکی است. و بزرگترین خطر هم این است که وسوسه شویم واقعیت را انکار کنیم.
جمله منسوب به دراکر درباره اندازهگیری و کنترل شاخصها
هر آن چه اندازهگیری شود، مدیریت خواهد شد [یا قابل مدیریت خواهد بود.]
جمله اصلی دراکر
تا زمانی که در یک حوزه، مشخص نکنیم چه چیزهایی باید اندازهگیری شوند و معیار اندازهگیری هر چیز چیست، آن حوزه برای ما نادیده باقی خواهد ماند.
پیشنهاد | مجموعهٔ آموزشی صوتی پیتر دراکر
محمدرضا شعبانعلی در قالب یک فایل صوتی پنج ساعته، پیتر دراکر، زندگی و مدل ذهنی او را شرح داده است.
این مجموعه بر پایهٔ مطالعهٔ چندهزار صفحه از کتابها و مقالههای پیتر دراکر تدوین شده و میتواند شما را با شیوهٔ فکر کردن و تحلیلهای پیتر دراکر آشنا کند.
برای مشاهدهٔ سرفصلهای این دورهٔ صوتی آموزشی و خرید آن میتوانید به صفحهٔ زیر مراجعه کنید:
شما با عضویت ویژه در متمم، میتوانید به هزاران درس دربارهٔ موضوعات مختلف از جمله موضوعات زیر دسترسی کامل داشته باشید:
دوره MBA (یادگیری منظم درسها)
استراتژی | کارآفرینی | مدل کسب و کار | برندسازی
فنون مذاکره | مهارت ارتباطی | هوش هیجانی
فکر کردن به کمک نوشتن | تسلط کلامی | یادگیری
توسعه فردی | مهارت یادگیری | تصمیم گیری | تفکر سیستمی
کوچینگ | مشاوره مدیریت | کار تیمی | کاریزما | هدف گذاری
عزت نفس | زندگی شاد | خودشناسی | شخصیت شناسی
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری متفکران کلاسیک مدیریت به شما پیشنهاد میکند:
- نویسندگان، نظریه پردازان و متفکران مدیریت | شما چه کسانی را میشناسید؟
- نویسندگان و دانشمندان کلاسیک مدیریت و روانشناسی مرتبط با مدیریت
- انقلاب صنعتی | دوران انقلاب صنعتی در اروپا چگونه آغاز شد؟
- فردریک تیلور و تیلوریسم | مدیریت علمی تیلور چه میگوید؟
- هنری گانت | از طراحی گانت چارت تا توسعه مدیریت علمی
- مک دونالدی شدن | منظور جورج ریتزر از مک دونالدیزاسیون چیست؟
- مزایا و معایب مک دونالدیزه شدن سازمانها، کسب و کارها و جامعه
- پیتر دراکر کیست؟ | مروری بر زندگی و کتابهای پیتر دراکر
- پیتر دراکر در کلاس درس – قسمت اول
- پیتر دراکر در کلاس درس – قسمت دوم
- درسهای پیتر دراکر: گذشته همیشه چراغ راه آینده نیست
- درسهای پیتر دراکر: همیشه پاسخ این سوالات را آماده داشته باشید!
- هنری فایول | اصول مدیریت فایول و نقش او در تاریخ مدیریت
- چستر بارنارد
- جملاتی از ادوارد دمینگ
- تئودور لویت (Theodore Levitt) – از بزرگان بازاریابی مدرن
- دنیل پینک
- تام پیترز و مدل هفت اس مکنزی
- هشت ویژگی شرکتهای موفق (کتاب در جستجوی برتری)
- چارلز هندی | نظریه پرداز و نویسنده کتاب خدایان مدیریت
- جامعه پساصنعتی | معرفی کتاب دانیل بل
- کریس آرجریس
- ادگار شاین | نظریه پرداز فرهنگ سازمانی
- هربرت سایمون (زندگینامه و دستاوردها)
- هنری مینتزبرگ
- ادوین لاک کیست؟ | نظریه پرداز روانشناسی سازمانی و هدف گذاری
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : علیرضا داداشی
سلام.
می خواهم د رباره ی او بر اساس یک کتاب بنویسم.
کتاب « روزنوشت پیتر دراکر» کتابی است که « جوزف ماچاریللو» از نوشته ها و رهنمودها و پندهای این مرد بزرگ و تاثیر گذار گردآوری کرده است. کتابی حاوی 365 پند به تعداد روزهای سال.
بخشی از آنچه بر اساس این کتاب در خصوص «نگاه متفاوت دراکر» می توان گفت این است که:
1- پندهای متفاوت او نشان از نگاه رو به جلویش دارد که بارها من را متعجب کرده که او چطور- چنانکه شما هم اشاره کردید- در هر زمان افقی جلوتر را می دیده و تحلیل می کرده و راه حل هم ارائه می داده است.
2- در انتهای کتاب - که جزییات بیشتری از آن را خواهم نوشت- فهرست کتاب های او با توضیحاتی یکی دو بندی آورده شده. در مقابل نام هر کتاب تاریخ آخرین و اولین چاپ آن جلب توجه می کند که معمولا چند دهه بین اولین و آخرین فاصله است.
یعنی او کتابهایی نوشته که بعد از چند دهه همچنان نیاز به تجدید چاپ داشته و دارد و هنوز قابل استفاده و استناد است.
3- از مرام متواضعانه و روشنفکرانه ی - به تعبیر من- این نویسنده بزرگ یکی این است که در پیشگفتار همین کتاب پربار نوشته:
«مهمترین بخش این کتاب، جای خالی زیر صفحه های آن است. این بخش را خوانندگان می آفرینند، جایی ویژه ی اقدام شان، تصمیم هاشان، و نتیجه ی تصمیم هاشان. به همین خاطر، این مجموعه را باید «مشق نامه» بنامیم.»
و مشخصات این کتاب:
نام :روزنوشت پیتر دراکر
به کوشش: جوزف ماچاریللو
ترجمه: فضل الله امینی
ناشر: سازمان فرهنگی فرا
نام تعدادی از کتاب های دیگر او (به استناد کتابنامه ی موجود د ر انتهای همین کتاب):
- فرجام انسان اقتصادی
- آینده ی انسان صنعتی
- جامعه ی نو پدید
- آیین مدیریت
- بیست سال آینده ی آمریکا
- نشانه های فردا
- مدیر اثربخش
- نوآوری وکارآفرینی
- جامعه ی پس از سرمایه داری
...
- و داستانهای کوتاه (آخرین جهان ممکن و وسوسه ی کار نیک).
ببخشید دوستان. این یادداشت برای من زیاد بود و برای او کم.
بسیار ممنونم.
یک جمله فوق العاده از پیتر دراکر:کارآفرینی یعنی اینکه چند سال به شکلی زندگی کنیم که دیگران نمی خواهند برای اینکه سالها به شکلی زندگی کنیم که دیگران نمیتوانند.
من چند سال پیش جایی شاغل بودم که در ازای هیچ کاری پول میگرفتم.مدیرم میگفت تو کار نداشته باش فقط پولت رو بگیر. حدود ۲ ماه شد.بعد استعفا دادم. خواستم یادگیری داشته باشم چیزی که اونجا اتفاق نیفتاد . در نتیجه احساس کردم بجای مفید بودن ، هیچ فایده ای ندارم. طرز فکر یه فرد ۷۰ ساله این بود که بشین پولت رو بگیر کاری هم نکن . و من از خودم میپرسیدم : پس برای چی آمده ام ؟
سازمان اون مدیر ظاهرا داره کار میکنه خیلی هم براش هزینه میکنه ولی خروجی نداره. کاش با پیتر آشنا میشد…
سلام
فکر میکنم ما هم نیاز داریم تلاش جدی برای خوش بینی رو آغاز کنیم و ادامه بدیم، بیش از اون که درگیر نقد ساختار فعلی باشیم خودمون رو برای ساختار ها و جوامع آینده آماده کنیم، به نظرم برای منی که در دهه سوم زندگی هستم، بهتر باشه تمرکزم رو روی ایران ۱۴۳۰ بگذارم و خودم رو برای اون آماده کنم تا اینکه توجهم و تلاشهام معطوف به ایران ۱۳۹۴ باشه.
با خوندن این مطلب به ایده های یک متفکر که دید بازی از مسایل پیرامونی دارد برخوردم .
کارگران دانش محور اصطلاح دقیقی بود که می توان آن را امروزه در کسب و کار ها بصورت مشهود مشاهده نمود یا بحث رشد سریع اطلاعات و وجود ابزار های مختلف که باعث نشده است دانش سازمان ها بیشتر شود بلکه سردرگمی و پیچیدگی جذب دانش را بیشتر از پیش کرده است
با سلام به همه دوستان
شاید در خصوص بسیاری از مسائل تا حدی راه حل و راهکار تعریف شده و بصورت مستمرر در حال بهبود و تکامل بیشتری هستن فقط سئوالی که برای من همیشه وجود داشته اینه که شاید خیلی از ما این راهکارهارو میخونیم و تا حدی با هاشون اشنایی داریم ولی چرا وضع کشور و سازمانهای ما اینجوریه و کسی به فکر تغییر نیس و حتی در مسائه بدیهی هم ما مشکل داریم.
واقعا چرا متوسط افراد جامعه ما و شاید حتی خواص جامعه ما به فکر تغییر و تکامل نیستند.
به نظر من مسئله اصلی چگونگی ایجاد تغییر هستش واگرنه همه افراد تمایل به حرکت رو به جلو خواهند داشت البته مطمئن نیستم خیلی
پیتر دراکر را با توجه به طرز فکر و دیدگاهش میتوان به قطع از روشن فکر نسل خود دانست که با نگاه وسیع از سطح هم نسلانش جلوتر فکر میکند و آینده پیش رو را ارزیابی میکند .
تمام محور های اصلی که دراکر برای سال ۲۰۲۰ مطرح کرده واقعا شعف انگیزه؛
“سازمانها باید بکوشند تا یاد بگیرند و یادگیری سازمانی رشد کند. باید بپذیریم که دانش اگر به چالش کشیده نشود میمیرد و محو خواهد شد. دانش اگر چه سرمایه ارزشمندی است. اما سریعتر از سرمایههای دیگر مستهلک میشود. الخ…”
مثل اینکه حرف زدن و انتقال دانش که زکات دانش هم به حساب میاد باعث میشه نظرات موافق و مخالف مطرح بشه و باعث تکمیل و تعالی دانش اولیه ما بشه. خطا و عیب ها تصحیح بشه نظرات و برداشت های مختلف مطرح بشه و پله به پله باعث مطرح شدن بحث های پیچیده تر و نو بشه.
یا حتی مثل بعضی از طرفداران شعر، منتقدان و موافقان نکاتی رو از دانش و نظریه اولیه(شعر) برداشت کنند که (شاعر) خود ما توجه متمرکزی بر روی اون نکته نداشتیم.
وقتتان را گرفتم
عذر مرا پذیرا باشید.
ممنون متمم عزیز.
سلام وقت بخیر
زمانی مدیر شرکتی که در آن فعالیت داشتم و خواندن و مطالعه در آن ممنوع بود و گاها دیدگاه ها و نظرات را به تمسخر میگرفت افتادم .
و برایم این سوالات پیش آمد که :
کارگران دانش محور در این بین چه باید کنند ؟
عکس العمل ما در این جامعه بیمار چیست ؟
جامعه که برای ایده ٬طرح ها ٬نظرات و … تره ای خورد نمی شود.
هرچند با قرار داشتن در دوران پسا سرمایه داری انگیزه بیشتری برای کسب مهارت ها و دانش روزپیدا کردم .
فکر می کنم شاخصه ی اصلی بزرگانی مثل پیتر دراکر و مارشال مک لوهان که از حد خود فراتر رفتند این بود که: به حدی در کار و مطالعه غرق می شدند و تلاش می کردند و پایداری به خرج دادند و تجربه اندوختند که دنیای روز خودشان ارضاء شان نمی کرد که در مورد آینده هم نظر می دادند.
بعدازهر موفقیت مدتی سکوت کنید…
چقدر از این جمله خوشم اومد…سالها پیش کتابی از شهید مطهری داشتم میخوندم گفته بود که مطالعه مثل غذاخوردن میمونه پشت سرهم بخونید وفکر نکنید بی فایدس.مثه اینکه کل معدهدرو پرکنی و…
موفقیت اتفاقی نیست.وتفکر یعنی اتفاقی ندیدن پدیده ها…
سلام
با خواندن این مطلب چقدر مصمم تر شدم که پرچمداران علم مدیریت را بیشتر بشناسم و کتابهایشان را مطالعه و با عقایدشان آشنا شوم.
و با خواندن این مقاله متوجه شدم که چقدر گرایش نزدیکی به افکار پیتر دراکر دارم ؛ آنجا که می گوید؛ ” اینکه میگویم اولین وظیفه هر کسب و کار این است که بتواند هزینه تامین سرمایهاش را پرداخت کند. به عبارتی بتواند سود سالم ایجاد کند و اینکه میگویم قدرت نظامی بدون پایه اقتصادی یک توهم است.”
فکر میکنم در کشور ما اگر تنها به این دو نکته توجه شود میتوانیم موفقیت های زیادی در زمینه اقتصاد و حتی سیاست کسب کنیم.
از تیم مدیریت بابت نگارش این سلسله مبحث و برانگیختنم برای پیگیری این گونه مباحث و مطالعه کتب مدیریت متشکرم.
ممنون از تیم متمم . علیرغم اینکه سعی دارم به قوانین کامنت گذاری پایبند باشم اما حس کردم باید بازم هم برای تشکراز تیم متمم عزیز، از کلمات بهره بگیرم بجای کلیک -روی پیگیری دوستان – ممنون از تلاش بی دریغ تون .
این دو جمله بسیار برام تامل برانگیز بودند . خصوصا جمله اول که نسخه ی خوبی برای شخص من هست .
– باید بپذیریم که دانش اگر به چالش کشیده نشود میمیرد و محو خواهد شد. دانش اگر چه سرمایه ارزشمندی است. اما سریعتر از سرمایههای دیگر مستهلک میشود.
– اگر تفکر طبقاتی شکل بگیرد و این گروه دوم پایینتر و کمارزشتر از گروه اول تلقی شوند نابرابری در جامعه زیاد میشود و بی عدالتی جامعه را بیمار خواهد کرد: هیچ کسب و کار سالمی نمیتوتند در یک جامعه ی بیمار رشد کند و پا بگیرد .
با درود
با توجه به تاریخ نگارش هر دو اثر ایتدایی دراکر که به دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد, فضایی که ترسیم کرده در کتاب نخست( ابتدای جمگ- انگیزه ها ) و کتاب دوم( انتهای جنگ-رشد , صنعت و ساختن) و بر اساس دیباچه بعدی خودش , طبیعی بود که نگاه اقتصادی وی از ادیبات صنعت , استعاره های آن , جنک و مفاهیم و استعاره های آن , که به تدریج بر ادبیات جاتمعه اثر میگذاشت , بی تاثیر نبوده است. مهم این بود که او به اقتصاد , سازمان و الزامات آن نگاهی فراتر از ادبیات و ضروریات روزمره داشت و جامعه را برای ورود به فضایی متفاوت آماده می کرد. شاید مطالعه دوباره این آثار برای ما که در شرایطی مشابه( به دلایل گوناگون) به سر می بریم و باید آماده فراتحریم و اقتصاد و جامعه ای پس از آن باشیم , مناسب باشد .
سلام
به نظر من در بررسی یک کتاب، هم شیوه بررسی و هم نوع نتیجه گیری و هم سوال و مسئله نویسنده مهم است. در کتاب اول آقای “دراکر” ، سوالی که ایشان به دنبال یافتن پاسخ آن بوده، مهم و ماندگار است.
اینکه متفکری به دنبال انگزاننده های انسان برای تلاش و حرکت باشد، ارزشمند است. مسئله ای که امروز نیز می تواند مهمترین مسئله بشر باشد.
در کتاب دیگر ایشان هم سوال و مسئله ایشان مهم است. ایشان با درک صحیح از وضعیت موجود ( بعد از جنگ ) با در نظر گرفتن واقعیت ها، به دنبال یافتن ایده هایی برای دوران بعد از جنگ است.
نتیجه ای که من از خلاصه کتابهای ” پیتر دراکر” و این مقاله گرفتم:
ما نیز در جامعه فعلی ایران باید وضعیت کشور و جهان را به درستی درک کنیم و با در نظر گرفتن واقعیت ها، مسئله های اساسی را مطرح کنیم. مهم نیست که به چه نتیجه ای برسیم؛ مهم این است که سوال های ما دغدغه های واقعی باشد. در این صورت هم به نتایجی خواهیم رسید و هم جامعه ما پیشرفت می کند.
….
باور کنید چنین تفکراتی موجب پیشرفت کشورها خواهد شد.
با درود
اصطلاح کارگران دانشی مرا به یاد سخنرانی ای انداخت که در این خصوص بود و توجه شرکت کنندگان را به فحوای این اصطلاح و منظور اصلی دراکر سوق می داد. چرا که اشاره به سخنان یکی از مدیران ارشد در صنعت خودرو مبنی بر این داشت که ما با روزنامه خوان کردن کارگران , امروز دیگر کارگرانی را میبینیم که به جای نان , روزنامه زیر بغل زده و وارد کارگاه می شوند و دوستی در آن جمع اجازه گرفت تا صحبتهای ایشان را کامل کند و تصحیح کرد که امروز دیگر کارگران نان خود را داخل روزنامه به کارگاه می برند چرا که کارفرما خواسته !! مفهوم کارگر دانشی به اعتقاد من مفهومی بسیار دور از دسترس در جامعه امروز ماست . افراد دانش آموخته ما , کارگری را تجربه نخواهند کرد و کارگران ما دل به دانش نخواهند سپرد . اینجا زنجیره دانش , مهارت , توانایی , بدرستی شکل نمی گیرد .
و اما از دید من , عبارت حساس بودن انسانهای امروزی نسبت به معنی و مفهوم کار که انجام می دهند و ارزشمندی آن بیش از پاداش نقدی , بسیار مهم بوده و درمان طلایی برای بهبود بیماری جامعه است تا امکان رشد یک کسب و کار سالم را فراهم آورد.
سلام.
می خواهم د رباره ی او بر اساس یک کتاب بنویسم.
کتاب « روزنوشت پیتر دراکر» کتابی است که « جوزف ماچاریللو» از نوشته ها و رهنمودها و پندهای این مرد بزرگ و تاثیر گذار گردآوری کرده است. کتابی حاوی ۳۶۵ پند به تعداد روزهای سال.
بخشی از آنچه بر اساس این کتاب در خصوص «نگاه متفاوت دراکر» می توان گفت این است که:
۱- پندهای متفاوت او نشان از نگاه رو به جلویش دارد که بارها من را متعجب کرده که او چطور- چنانکه شما هم اشاره کردید- در هر زمان افقی جلوتر را می دیده و تحلیل می کرده و راه حل هم ارائه می داده است.
۲- در انتهای کتاب – که جزییات بیشتری از آن را خواهم نوشت- فهرست کتاب های او با توضیحاتی یکی دو بندی آورده شده. در مقابل نام هر کتاب تاریخ آخرین و اولین چاپ آن جلب توجه می کند که معمولا چند دهه بین اولین و آخرین فاصله است.
یعنی او کتابهایی نوشته که بعد از چند دهه همچنان نیاز به تجدید چاپ داشته و دارد و هنوز قابل استفاده و استناد است.
۳- از مرام متواضعانه و روشنفکرانه ی – به تعبیر من- این نویسنده بزرگ یکی این است که در پیشگفتار همین کتاب پربار نوشته:
«مهمترین بخش این کتاب، جای خالی زیر صفحه های آن است. این بخش را خوانندگان می آفرینند، جایی ویژه ی اقدام شان، تصمیم هاشان، و نتیجه ی تصمیم هاشان. به همین خاطر، این مجموعه را باید «مشق نامه» بنامیم.»
و مشخصات این کتاب:
نام :روزنوشت پیتر دراکر
به کوشش: جوزف ماچاریللو
ترجمه: فضل الله امینی
ناشر: سازمان فرهنگی فرا
نام تعدادی از کتاب های دیگر او (به استناد کتابنامه ی موجود د ر انتهای همین کتاب):
– فرجام انسان اقتصادی
– آینده ی انسان صنعتی
– جامعه ی نو پدید
– آیین مدیریت
– بیست سال آینده ی آمریکا
– نشانه های فردا
– مدیر اثربخش
– نوآوری وکارآفرینی
– جامعه ی پس از سرمایه داری
…
– و داستانهای کوتاه (آخرین جهان ممکن و وسوسه ی کار نیک).
ببخشید دوستان. این یادداشت برای من زیاد بود و برای او کم.
بسیار ممنونم.
سلام
این جمله “سازمانها باید بیش از گذشته استقلال کارکنان خود را به رسمیت بشناسند.” را واقعا موثر میدانم.
اگر این نگته را به این شکل اجرا کنیم که ” زیرمجموعه ها در محدوده هایی وسیع، استقلال داشته باشند و خودشان مسئولیت تصمیمات خود را برعهده بگیرند” ، قطعا در آن مجموعه پیشرفت حاصل می شود.
یعنی افراد فعالیت را کار خودشان بدانند و هر تلاشی را برای خودشان انجام دهند.
واقعاً جمله آخرشو با همه وجود درک میکنم و قبولش دارم”هیچ کسب و کار سالمی نمیتواند دریک جامعه بیمار رشد کند و پا بگیرد”
همونطور که سمانه خانم هم اشاره کردن اصطلاح” کارگران دانش” که دراکر به کار میبره،دستمایه خوبی برای دنیل پینگ شده و در کتاب ذهن کامل نو توضیح میده که جهان در حال گذار از این مرحله ست و کارگران دانش اگر به سمت مهارتهای راست مغزی(به تعبیر پینگ) حرکت نکنن آینده ای جز نابودی در انتظارشون نخواهد بود-برای این نظریه ش سه تا دلیل میاره که بهتره خودتون کتاب رو مطالعه کنید و با دلایلش آشنا بشین-
همونطور که معلم عزیزمون در روزنوشته هاشون اشاره کرده بودن کسی از متوسط اطرافیانش بالاتر نمی ره و بایستی رشد و توسعه نه تنها در افراد بلکه در اطرافیانشان هم صورت پذیرد. در ضمن یاد صحبت های معاون اداره مون افتادم که در دید و بازدید عید صحبت بازدید از موسسات بهزیستی شد و ایشان گفتند که تلاششان کمک و همدلی با بچه های این مراکز است و از ما نیز خواستند تا سعی کنیم کمکی را که از دستمان بر می آید انجام دهیم.چون بچه های ما در آینده در محیط مدرسه و جامعه در کنار همین بچه ها خواهند بود و بایستی سعی کنیم چاله ها را پر کنیم. البته تعبیرشان به چاله جالب نبود اما مطمئنم منظورشان رشد و توسعه همه بچه های سرزمینمان بوده است. در این نوشته هم به این نکته اشاره شده است: جامعه ای به توسعه و پیشرفت می رسد که کلیه افراد در آن رشد کنند.
به امید رشد و توسعه همه جانبه
اصطلاح “کارگران دانش ” من رو یاد کتاب ذهن کامل نو دنیل پینک انداخت ،اولین بار این اصطلاح رو در این کتاب خوندم و خیلی برای من جالب بود.مقایسه ای که دنیل پینک از کارگران دانش و مفهوم پردازان داشته و الان این نوشته پیتر دراکر:” باید بیش از پیش مراقب آنهایی باشیم که عقب میمانند. به هر حال اقتصاد فقط بر مبنای کارگران دانش محور نمیگردد. گروهی هم هستند که کار خدمات را انجام میدهند. به مردم و به کسانی که بر پایه دانش فعالیت میکنند سرویس میدهند. اگر تفکر طبقاتی شکل بگیرد و این گروه دوم پایینتر و کمارزشتر از گروه اول تلقی شوند نابرابری در جامعه زیاد میشود و بی عدالتی جامعه را بیمار خواهد کرد” خیلی قابل تامل و ارزشمند بود.
بنابراین با دخل و تصرف در نوشته های استادمون محمدرضاشعبانعلی،
میشه گفت هیچ جامعه ای از متوسط افراد تشکیل دهنده اون جامعه چندان فراتر نمیره!