فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقهای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که میخواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، میتواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کردهاند میتواند یک یادآوری باشد.
البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایلها تلاش میشود بحثها و مثالها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درسها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.
در فایل صوتی مقدمهای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفتهاند:
خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.
در دوران جدید، سهم آموزش کمرنگتر و سهم یادگیری پررنگتر شده است.
خطاهای شناختی ما، میتوانند مانع یادگیری اثربخش شوند.
نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش میدهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.
با کلیک بر روی تصویر، میتوانید نسخهی با کیفیتتر را مشاهده کنید:
این فایل صوتی را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:
دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری
سایر فایلهای صوتی مرتبط با مباحث درسی را میتوانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.
[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی
با سلام به همه متممی های عزیز
مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،
امیدوارم مفید باشه...
http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg
در دنیای فعلی بزرگترین تمایزی که بین افراد فاصله ایجاد میکنه میزان دانش و یادگیری اونهاست مطلبی با این مضمون از شوماخر مطالعه میکردم که راز موفقیتش رو بیان کرده بود که تنها رمز موفقیت من اینست که زمانی که دیگران ترمز میگیرند من گاز میدهم تنها رمز موفقیت در دنیای فعلی و گاز دادن یادگیری است و لازمه اون فراموشی آموخته های گذشته است تجربه من در یادگیری زمانی به بهترین شکل خودش میرسید که مطالب رو برای دیگران بازگو میکردم مخصوصا در شرکت و برای کارکنان این کار سبب تثبیت اموخته های من میشد زمانی این یادگیری برای من حاصل میشد که من یاد گرفتم تنها راه یادگیری فراموشی مفروضات گذشته و ایجاد امادگی برای پا گذاشتن روی باور ها و دانسته ها و به نوعی تکیه گاه های کاذب قبلیم بود و چه شیرین تجربه ای بود .
فوق العاده مهم و کاربردی
بسیار لذت بردم
ممنون از به اشتراک گذاشتن
در ابتدا می خواهم این نکته را ذکر کنم که این مقاومت در برابر یادگیری ممکن است به چند دلیل باشد. دوستان می توانند موارد دیگری نیز ذکر کنند.
تنبلی برای یادگیری: شاید یکی از دلایلی که باعث می شود ذهن انسان مفروضات قبلی را نتواند فراموش کند، این باشد که ما دوست نداریم انرژی و زمان صرف کنیم تا این مفروضات را بازآفرینی کنیم. در واقع تنبلی می کنیم.
غرور: به نظر من یکی از پیش فرض هایی که می تواند به ما در یادگیری کمک کند این است که غرور خود را کنار بگذاریم و خاضعانه و خاشعانه در برابر حقایق جدید سر خم کنیم.
تعصب: شاید به مانند غرور به نظر برسد ولی فکر می کنم تعریف متفاوتی داشته باشد. بعضی اعتقادات قبلی ما که ممکن است از محیط یا خانواده یا هر چیز دیگری گرفته باشیم و پرورانده باشیم باعث می شود نتوانیم با حقایق جدید آشنا شویم.
قبل از اینکه این مطلب رو بخونم ( به بیان بهتر فایل مربوطه رو گوش بدم) سری به روزنوشته های محمدرضای عزیز زدم و جدیدترین مطلبش رو خوندم. اصولاً در روزنوشته ها، به پاسخ های محمدرضا به کامنت های دوستان؛ حتی بیش از مطلب اصلی نوشته شده توجه می کنم و راجع به اون پاسخ ها بیشتر فکر می کنم. بعد از خوندن یکی از پاسخ ها؛ تمام مکانزیم های ذهنی من با “ زره پوشی تمام” به میدون اومد که مانع از به چالش کشیده شدن مفروضات قبلی و آموخته های پیشینم در این خصوص بشه. خب بر اساسِ برنامه ی قبلی که تو ذهنم داشتم باید بعد از خواندن روز نوشته ها به متمم سر می زدم و این درس رو مطالعه می کردم. حتی در ابتدا ذهنم تمام تلاشش رو به کار بست که با ارتباط برقرار کردن بین آن پاسخ و به چالش کشیده شدن مفرضات ذهنی من در روزنوشته ها؛ من رو به جای “متمم خوانی” به کار دیگه ای مشغول کنه! شاید برای همه ما بارها و بارها اتفاق افتاده که آموخته های قبلی مون به چالش کشیده شده باشه؛ اما این توالی زمانی برای من خیلی با اهمیت بود. شاید هیچگاه به این حد درک نکرده بودم که به چالش کشیده شدن مفروضات ما چقدر میتونه سخت و دردناک باشه! بویژه زمانی که آموخته ای در ذهن ما سال ها و سال ها با تقویت، همانند درختِ بزرگِ پرریشه ای شده که کندنش؛ کار بسیار سختیه. البته چاره ای هم نیست. به نظر میرسه همیشه سخت و دردناک بودن حادثه ای، اونقدرها هم که فکر می کنیم بد نباشه.
امیدوارم همه بتونیم که یادگیری رو از نو “یاد”بگیریم.
یادگیری فرایندی پیچیده است که احتیاج به تمرکز بالا و دقت کافی دارد و صدالبته نکته ای که در فایل صوتی ذکر شداهمیت بالایی دارد.
مطالب قبلی نباید روی یادگیری ما اثر بگذارد و باید مسقل از مطالب گذشته یاد بگیریم اما این مهم است که برای یادگیری نیاز داریم که مطالب را به هم پیوند بزنیم تا یادگیری حاصل بشود.
حالا این جا مجبوریم که اطلاعات به درد بخور قبلی را متناسب با مطالب جدید نگه داریم و از روی مطالب زائد عبور کنیم که خود این کار، کار ساده ای نخواهد بود.
مثلا اگر قرار است در حوزه ریاضیات چیز جدیدی یاد بگیریم نیاز است که به مطالب گذشته رجوع کنیم حتی اگر قرار است مسئله نسبیت را در فیزیک یاد بگیریم باز هم از مطالب فیزیک مکانیک بی نیاز نخواهیم بود.
سلام. این اصل که سر کلاس درس (حضوری یا مجازی) خالی حاضر بشیم خیلی مهم و تاثیرگذاره.
میگن بیسواد قرن ۲۱ کسی هست که نمیتونه یاد بگیره، بیاموزه و دوباره یاد بگیره.
درست به خاطر نمیارم که چه شخصیتی این جمله رو گفته ولی به نظرم حرف درستیه.
خیلی اوقات ما حاضریم مطالب بیمحتوا و بدون سندِ موافق با نظر خودمون رو بپذیریم اما نظر مستندِ مخالفمون رو حتی نشنویم.
علاوه بر اینکه پذیرش غلط بودن اشتباه گذشته دردناکه، پذیرش اینکه “من” اشتباه کردم هم دردناکه.
هنوز همهی مطالبتون رو مطالعه نکردم، اما اگر در این مورد مطلبی در سایت وجود نداره، چقدر خوبه که به نقش “منیت” به عنوان عاملی که مانع توسعه و ارتقا ما میشه بپردازید و برای رفعش راهکار بدید.
ممنونم.
به نظرم اگر یک بار برای همیشه با خودمان قرار بزاریم که من خودم را تا آخر عمر مقید به یادگیری می کنم باعث می شود راحت تر با یادگیری کنار بیایم. این موضوع باعث می شود که یادگیری را محدود به منابعی مثل متمم یا کتاب ها نکنیم و سعی کنیم که در امور روزانه هم به فکر یادگیری باشیم و تا حدی آن حالت قطعیت مطالب خوانده شده را از بین می برد.
یادم است یک بار در مصاحبه استخدامی، مصاحبه کننده از من پرسید: دوست داری شبیه کدام یک از هم کلاسی هایت باشی؟ و چرا؟
بعدا مصاحبه کننده برایم توضیح داد که هدف ما از این سوال این است که بفهمیم تو به چه بخش های از زندگی بیشتر توجه داری.
چون این درس رو با نگاه آموزشی بیشتری نسبت به سایر دروس نگاه میکنم و بدنبال یک تغییر در خودم هستم و موضوع مورد بحث این درس دغدغه شخصی خودم هست تمام تلاشم رو میکنم که بیشترین استفادم رو ببرم.بنابراین سعی در درس پس دادن دارم بیشتر تا اظهار نظر و میخوام روش یادگرفتن رو یاد بگیرم.
با این تفاسیر در تمام کامنتهای بعدی در ذیل درس مهارت یادگیری برداشتهای خودم از درس رو خواهم گفت تا اگر جایی برداشت غلط یا مبهمی دارم دوستان متممی به کمکم بیان.اما برداشت من از اولین فایل صوتی:
اول:منابع مهم هستند و محدود.درواقع انتخاب ما محدودشون میکنه که اگر منابع خوبی انتخاب کرده باشیم قطعا مسیر رو بهتر و خوبتر پیش خواهیم برد.اینجا یک سوال دارم: آیا روش و معیاری وجود دارد که ما بتونیم براساس اون منابعمون رو بطور کلی بسنجیم؟یعنی راهکاری که وقتی میخوایم فیزیک بخونیم به همون میزان کمک کنه در پیدا کردن منابع خوب که وقتی میخوایم فلسفه یاد بگیریم؟
سوال:چطور میتونیم بطور مشخص در هر زمینه ارزش منابع به لحاظ کیفی رو بسنجیم؟
دوم:مغز ما ناخواسته دچار خطاهای شناختی ایی هست که میتونه باعث بروز تصمیمات غلط بشه.سوال: آیا راهکارهایی برای کاهش این نوع خطا وجود داره؟
سوم:اگر فقط بدنبال منابع تائید کننده باشیم کم کم دچار یک نگرش یکسویه و تونلی میشیم که این قدرت یادگیری رو از بین میبره.بر این اساس بهتره که اجازه بدیم منابع متناقض ما رو به چالش بکشن و دانسته ها و مفروضات فعلی ما رو زیر سوال ببرن تا گامی در مسیر افزایش یادگیری برداشته بشه.
من درسی که تا اینجای مطالعه مهارت یادگیری از متمم یاد گرفتم این بود
مهارت انتخاب هوشمندانه اطلاعات
دور ریختن اطلاعات بی ارزش
امادگی برای کنار گذاشتن اطلاعات پیش فرض
من به شخصه اوایل که وارد متمم شده بودم همه چیز رو با دانسته های قبلیم مقایسه میکردم ولی متمم واقعا دیدم رو درست کرد و اینو مدیون طرز فکر محمدرضای عزیز هستم
سلام خدمت دوستان عزیز
در رابطه با قسمت “زره پوش” به میدان یادگیری وارد نشدن، موضوع جالبی به ذهنم رسید که شاید دقیقا برعکس زره پوشیدن باشد. معضلی که در بین دانشجوها بسیار شایع است، به خصوص دانشجویانی که تعداد زیادی واحدهای حفظی دارند و آن معضل چیزی نیست جز عبارت”حفظش کن برود.” میشود این جمله را به بدون هیچ سلاحی حتی سلاح اندیشه به میدان وارد شدن دانست. در واقع این مشکل که حتی برای خودم هم پیش آمده، نه تنها به یادگیری کمکی نمیکند و به سرعت مطلب از ذهن پاک میشود، بلکه گاهاً باعث یادگیری مطالب غلط نیز میشود.
همین مسئله ی عدم قطعیت بر دانسته های حال حاضر می تواند کمک به راحت قضاوت نکردن دیگران باشد.یک بعد از قضاوت دیگران، مطابق با تفکرات و عقاید و دانسته های فرد صورت می گیرد و به نظر من ابهام داشتن همیشگی به دانش خود علاوه بر بهبود مهارت یادگیری، مزیت بهبود مهارت عدم قضاوت را هم در بر دارد.
البته باید متوجه این موضوع هم باشیم که شک و تردید داشتن به دانسته های خود، کاهش عزت نفس را به همراه نداشته باشد.
شخصی که مهارت کامل قضاوت نکردن را داشته باشد، به کمال روح می رسد.
به نظر من جان مایه این فایل صوتی رو در یک جمله میشه خلاصه کرد: “مهارت یادگیری یعنی آمادگی نقض مفروضات قبلی”! واقعا تا به حال از این بعد و اینقدر جدی به موضوع یادگیری نگاه نکرده بودم، هر چند شاید خیلی از نکات و اصول اون رو ناخودآگاه به کار برده باشم.
شاید اگر جدی تر و کمی هم فلسفی بخوایم فکر کنیم، تعریف و تکنیکهای مطرح شده برای یادگیری در متمم، شکل و شمایلی از مسیر رشد انسان در زندگی- چه رشد معنوی، چه مالی و بقیه ابعاد- رو ترسیم میکنه. موجودی که احتمالا آفریده شده برای یادگرفتن، خطا و اصلاح آموخته های قبلی. و هر انسانی انتخاب میکنه در این مسیر چقدر و تا کجا میتونه رشد کنه.
و البته هنوز یک ابهام برای من حل نشده: اگر قراره در متمم من دائم در حال یادگیری و اصلاح آموخته ها و مفروضات قبلی خودم باشم، تمرین حل کنم، کامنت بخونم و …، با توجه به اینکه مباحث مختلف هم مثل تار و پود یک پارچه در هم تنیده شده و قابل تفکیک نیست، چه مسیری رو باید پیش برم؟
مثلا سه موضوع مهارت یادگیری، مدیریت زمان و هدف گذاری رو نیاز هست یاد بگیرم، اول یک دوره رو تموم کنم بعد برم سراغ بعدی؟ یا هر سه رو با هم پیش برم؟ اگر مطلبی جدید در سایت منتشر شد که در نقشه یادگیری در جایگاه قبلی مطالبی بود که تا به حال مطالعه کردم احتماش هست که هرگز متوجه نشم تکلیف چیه؟
جواب این سوالاتم رو در متمم پیدا نکردم، ممنون میشم اگر کسی میدونه راهنماییم کنه.
سلام.
خوب و معتبر بودن منبع یادگیری، از شاگرد انسان یادگیرنده تر و متضادپذیر تری میسازه.
۱
فرض کنیم شما اعتقاد و باور قلبی دارید که خوردن میوه برای لاغر شدن مفیده و شما هم ۱۸۰ کیلو هستید و نیاز دارید به کاهش وزن. حالا در این شرایط، اگر یک کانال معمولی تغذیه در تلگرام پیام بذاره که: برای لاغری نباید میوه خورد. فروکتوز بده.
شما چقدر حاضرید عریان ظاهر بشید جلوی این بسته اطلاعاتی و باور خودتون رو زیر سوال ببرید و اصلا دو دلی ای به وجود میاد براتون که در نتیجه اش برید یه نصف کتاب تغذیه بخونید؟ یا راحت از کنار این پست تلگرام رد میشید؟!
حالا اگر پروفسور سمیعی بگه که: برای لاغری ماندگار باید ۶ ماه قند فروکتوز و میوه نخورد.
در این حالت چی؟
آیا اون بعد دانشجویی شما تحریک نمیشه که برید مطالعه کنید راجع به قضیه؟!
۲
WHO DO YOU LISTEN TO?
اول این سوال مهم رو باید از خودمون بپرسیم.
و در درجه بعدی باید دقت کنیم به:
HOW TEACHABLE ARE YOU?
ترتیب پرسیدن این سوال ها بسیار بسیار مهم است.
درود
سلام.
هرچقدر هم که بگویند یادگیری و آموزش با هم فرق دارند و در یکی شاگرد مهم است و در دیگری آموزگار، باز هم در کت من نمیرود که استاد نقش مهم تری ندارد!
۱
در مدارس دولتی و معمولی(بخوانید درپیت!) – و به یاد داشته باشید که محمدرضا دبیرستان البرز رفته یکی از بهترین های کشور- معمولا هر سال یک یا دو نفر رتبه ی قبولی خوبی در کنکور به دست می آورد. مدیر و معلمین هم همین fact را میکنند پتک و بر سر بقیه دانش آموزان سال پایین تر میکوبند که ببینید: احمد توانست از همین مدرسه برود و شریف قبول شود، پس هرکس میتواند، اگر شما نتوانید پس تنبلی از شما بوده( یا حرف هایی از همین جنس).
دیگر نمیگوید که در مدارس غیر انتفاعی و تیزهوشان نرخ قبولی چند درصد است و رتبه های زیر ۱۰۰ کشور از کدام دبیرستان ها از زیر بال و پر کدام دبیران برخواسته اند!
حماقت محض اقناع! بستن چشم دانش آموز به روی گزینه های دیگرش!( اینکه برود دبیرستان دیگری ولو اینکه پول بیشتری بدهد)
۲
در مثال بالا، چیزی که مهم است: من بدانم دارم راجع به افراد غیرسیاهیلشگر صحبت میکنم. بله برای افرادی که مدرسه و درس برایشان کشک حساب میشود- که نه بد میدانمش نه خوب- رفتن به مدارس بهتر اصلا دغدغه نیست.
۳
در بحث یادگیری هم همین است، صحبت ما در مورد متممخوانها، بهدنبالموفقیتها، تشنهیرشدهاست! نه بقیه افراد.
پس، برای این افراد که دیفالت ما این است که شاگرد زرنگ هستند، مهم ترین چیز فضای آموزشی درست است و معلم و منتور خوب.
۴
الکی سنگینی وزنه را به دوش شاگرد نیندازیم. هرگز چنین نکنیم. (منظور از شاگرد= شاگرد زرنگ و پرتلاش)
۵
نگاه به دست ننه کن همون طوری غربیله کن!
درود
اول: نکتۀ جالب این درس برای من این بود که مهارت به چالش کشیدن آموخته های قبلی و پیش فرض های ذهنی را در خودم تقویت کنم. به عبارت دیگر، تعصبی روی آموخته های گذشته ام نداشته باشم و نسبت به مواردی که آموخته هایم را نقض می کنند گارد نگیرم.
دوم: دغدغه یادگیری داشتن، مسیر زندگی آگاهانه را هموارتر می کند. (تسلط بر محیط)
سوم: منابع یادگیری که اطلاعات متضاد اما در عین حال معتبر در اختیار قرار می دهند، به یادگیری کمک می کنند.
سلام
بعد از شنیدن فایل صوتی، مفهوم ذهن مصداقیاب و تناقضیاب ،مطرح شده در روزنوشتهها، به ذهنم رسید.
گمان میکنم در برخورد با مطالب جدید باید به دنبال مصداقهایی برای آن باشیم و با پیداکردن مصادیق مفاهیم را درونی کنیم.
اما برای من مهمتر از اون پیدا کردن تناقض در پیش فرض ها و آموختههای قبلیم هست؛ هر چند که فکر میکنم این کار خیلی سخت باشه.
احساس میکنم همچین نگرشی راه رو بر سوگیری تایید خود میبنده.
شاید بعد از خوندن آرا هر متفکر و نظریه پرداز و پیدا کردن مصداقها، خواندن نقدی بر آرا اونها بتونه به بینش بهتر ما کمک کنه.
از طرفی تا مدتها پیش یادگیری و آموختن رو مثل انباشت کردن دانستهها میدونستم، اما الان آموختههام رو مثل توشهای همراه خودم میبینم که هر از چند گاهی باید چیزی از اون رو نادیده بگیرم و کنار بذارم.
باید از خودمون بپرسیم یادگیری رو به مثابه چه چیزی میبینیم و چه استعارهای رو برای اون به کار میبریم.
در مورد مهارت یادگیری و اهمیت این مهارت برای استخدام نیروی کار جدید میخواهم بگویم.
در جلسه مصاحبه جهت استخدام از بنده پرسیدند که اگر نیاز داشته باشم مهارت جدیدی برای پیشبرد بهتر کارها و وظایفم یاد بگیرم، چگونه این کار را خواهم کرد؟
اما جواب من:
پ.نوشت: میدانم که افراد زیادی با توانایی من وجود دارند اما حتما شما مرا به دلیل خاصی نسبت به دیگران تمییز دادید. شاید یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی من قدرت و شوق برای یادگیری مهارتها و دانش مرتبط با وظایف سازمانیام باشد.
حال میپردازیم به اینکه چگونه یک مهارت جدید را یاد میگیرم. ابتدا کمی در مورد آن مهارت جستجو و تحقیق میکنم. سعی میکنم بفهمم که با کدام یک از حوزههای قبلی که به آنها تسلط دارم، ارتباط نزدیک دارد.
در گام بعدی لیستی از کتابها، اساتید شناخته شده آن حوزه و وبلاگهای معروف آن حوزه را یافته و دسته بندی میکنم. سپس به بررسی و اولویت بندی منابع میپردازم. ممکن است بخواهم جهت ورود به این حوزه از کتابهای مقدماتی آموزشی آن حوزه شروع کنم یا ممکن است تصمیم بگیرم ابتدا کمی وبلاگ بخوانم و بعد به متون آکادمیک بپردازم.
شروع به مطالعه کرده و هرچیز جدیدی که یافتم سعی میکنم در یک درخت ذهنی کلی دسته بندی کنم. همچنین سعی میکنم برای هر بخشی که مطالعه میکنم، مثال، مصداق یا کاربردی ذکر کنم تا یادگیری صورت بگیرد.
به تدریج مهارت یا دانشی که یاد گرفتم در رفتارم متجلی خواهد شد.
—
در آخر بدون هیچ گونه سابقه کار مرتبط یا بدون هیچگونه مدرک مرتبط یا گذارندن دوره های مرتبط، در شغل مورد نظر استخدام شدم!
سبز باشید و موفق.
یعقوب دلیجه.
سرعت تغییر علم خیلی زیاد شده، ما اگر نتونیم خودمون رو با این سرعت وفق بدیم مسلما تبدیل به کسی میشیم که این غافله عقب موندهایم.
نکتهای دوست دارم در اینجا تاکید کنم اینه که این دانستههای جدید لزوما دانستههای قبلی رو نقض نمیکنند بلکه ممکن از زاویهای دیگر به موضوع نگاه کنند و یا ابعاد دیگری از موضوع را کشف کنند. به عنوان نمونه روشهای Agile روشهای سنتی مدیریت پروژه رو رد نمیکنه بلکه از منظر دیگری مدیریت و پیشبرد پروژهها را در نظر میگیره
دوستان عزیزم سلام
ما در تمام دوران زندگیمون، دائم در حال یادگیری و شناخت خود و محیط پیرامونمون هستیم.
مسئله شناخت، مهمترین دغدغه انسان از ابتدای پیدایش اون به عنوان موجودی هوشمند در دنیا بوده و هست. اهمیت فراگیری یادگیری، تکنیکها و ابزارهای مورد نیاز، پیش شرط مهمی برای به دست آوردن شناخت درست از خود و پیرامونمون هست.
حال یک سوال در ذهن من نقش بسته و اون این هست:
چطور قبل از نقش بستن در ذهن و درک درست یک مسئله، به منابع و صحت مطالب ذکر شده در اون اطمینان داشته باشیم؟
مثال: چطور قبل از یادگیری مهارت رانندگی حرفه ای،بتونیم نسبت به قابلیتهای یک اتومبیل مسابقه ای نظر بدیم؟
آیا قیاس با اطلاعات قبلیمون کافیه؟ آیا قیاس با محتویات منابع دیگه کافیه؟ آیا از صحت عملکرد محتویات یک منبع میتونیم به درستی کارکرد اون محتویات اطمینان داشته باشیم؟
به نظر من در علوم تجربی که بر مبنای تجربه و آزمایش عملکرد صحیح یک علم شکل گرفته، منابع کاملا مشخص و اطمینان به اونها تا سرحد اون دانش میتونه کمک کننده باشه.
ولی در علوم غیرتجربی، در ابتدا پیدا کردن تعدادی از منابع موجود مورد تایید اساتید اون علم، بررسی محتویات اولیه، بررسی کاربردها، بررسی رفتاری سایر جویندگان و نتایج مورد انتظار و عملکرد ابتدایی اون منابع باید مورد توجه قرار بگیره.