سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو

«از یک آدم باسواد انتظار میرود چنین رفتاری انجام ندهد.» «این روزها سواد دیجیتال به همان اندازهٔ سواد سنتی برای گذران زندگی ضروری است.» «مشکل دموکراسی این است که یک انسان بی سواد میتواند برای سرنوشت یک فرد متخصص تصمیم بگیرد.» «در دوران کرونا دیدیم که سواد سلامت برای فرد و جامعه بسیار مهم و سرنوشتساز است.» «برای حضور موثر در شبکه های اجتماعی لازم است سواد رسانه ای داشته باشید.» «بسیاری از طلاقها ناشی از پایین بودن سطح سواد عاطفی و سواد زندگی است.» «با وجود سهم قابلتوجهی کشاورزی در کشور، سواد کشاورزی آنچنان که باید رشد نکرده است.» «سیاستگذاری که سواد اقتصادی ندارد نمیتواند در سیاستگذاری اقتصادی موفق باشد.» «شوق مذهبی در میان مردم زیاد است اما سواد مذهبی چندان زیاد نیست.»
اینها صرفاً نمونههایی از گزارههایی هستند که هر روز، اینجا و آنجا، بر پایهٔ مفهوم سواد میخوانیم و میشنویم. سواد که زمانی به خواندن و نوشتن محدود بود، امروزه معنای بسیار گستردهای پیدا کرده و همه از آن حرف میزنند و هر کس به فراخور حال خود، اصطلاحی بر پایهٔ سواد میسازد.
رونق «سواد» در حدی است که بازار بزرگی حول آن شکل گرفته و حتی کسانی که قبلاً از عناوین دیگری برای کارشان استفاده میکردند، بهتدریج «سواد» را در عنوان کارهایشان میگنجانند. مثلاً نام کارگاههای هوش هیجانی بدون تغییر جدی در محتوا به سواد عاطفی تغییر میکند و آنچه پیش از این به عنوان روانشناسی پول یا برنامه ریزی مالی شخصی مطرح میشده، سواد مالی نامیده میشود.
در این درس دربارهٔ تعریف سواد صحبت میکنیم و به این موضوع میپردازیم که چرا پس از گسترش انواع مدارس و دانشگاهها طی چند دههٔ اخیر، دوباره سواد تا این حد به دغدغهٔ ما تبدیل شده است؟
معنی لغوی سواد چیست؟
تشخیص ریشه کلمه سواد دشوار نیست. سواد با اَسوَد (رنگ سیاه) همخانواده است معنی آن سیاهی است. بنابراین میتوان گفت کلمه سواد در فرهنگ ما به این اشاره داشته که کسی میتواند «کاغذ سیاه کند» یا «سیاهیهای کاغذ را بخواند.»
دربارهٔ ریشه شناسی کلمهٔ سواد در زبان انگلیسی (Literacy) هم زیاد صحبت شده است. یکی از نظریههای پرطرفدار این است که Literate با Letter همخانواده است و باسواد – در فرهنگ انگلیسی – کسی بوده که با حروف سروکار داشته و میتوانسته آنها را بخواند و بنویسد.
البته انبوه اصطلاحاتی که با واژهٔ سواد ساخته شده نشان میدهد که دنیای امروز از افراد باسواد چیزی فراتر از سیاه کردن کاغذ و خواندن و نوشتن انتظار دارد. در یک مقاله که در سال ۱۹۹۸ میلادی با محوریت سواد رسانه ای نوشته شده، در کنار سواد خواندن و نوشتن و سواد رسانه ای این اصطلاحات را هم میبینیم (فایل PDF مقاله): سواد آثار چاپی، سواد کامپیوتر، سواد چندرسانهای، سواد فرهنگی، سواد اجتماعی و سواد بوم شناسی.
امروز بعد از حدود دو دهه، دهها اصطلاح دیگر از این دست هم رواج یافته است: سواد دیجیتال، سواد عددی و سواد آماری، سواد احساسی، سواد اقتصادی، سواد کشاورزی، سواد نقد، سواد منطقی، سواد مذهبی، سواد سلامت روانی، سواد نژادی، سواد بصری و سواد ترجمه.
مفهوم همهٔ این اصطلاحات را که کنار هم میگذاریم، به چیزی بسیار بزرگتر از سواد خواندن و نوشتن میرسیم.
چرا اخیراً بیشتر دربارهٔ معنی سواد و انواع سواد صحبت میشود؟
اگر کتابها و رسانههای شش یا هفت دهه قبل را نگاه کنید میبینید که کلمهٔ سواد و ترکیبهای آن در حد امروز رایج نبودهاند. اما طی بیست یا سی سال اخیر، سواد بهشدت در کتابها و مقالات مطرح شده و نویسندگان دربارهٔ اهمیت سواد و انواع سواد حرف میزنند.
اگر گزارش Ngram گوگل را مبنا قرار دهیم، حدود نیم قرن است که بحث دربارهٔ مفهوم سواد رونق بسیاری پیدا کرده و نویسندگان بیشتر از گذشته دربارهٔ آن حرف زدهاند (+). احتمالاً علت را حدس میزنید: رواج رسانه جدید بهویژه کامپیوتر و اینترنت.
از نخستین روزهای تاریخ مکتوب بشر تا اوایل قرن بیستم، خواندن و نوشتن معنای نسبتاً شفافی داشته و همیشه با «متن مکتوب» در ارتباط بوده است. اما گوش دادن به اخبار رادیو یا تلویزیون را در نظر بگیرید. در نگاه اول به نظر میرسد که حرفهای گویندهٔ خبر از جنس گفتگوهای شفاهی است. اما میدانیم که چنین نیست. او یک متن مشخص را میخواند. آنچه در اخبار «میشنویم» به «خواندن» متن نزدیکتر است.
با گسترش اینترنت و شکلگیری وبسایتها و رواج یافتن شبکه های اجتماعی ماجرا پیچیدهتر هم شد. متن و صدا و تصویر در رسانه های جدید آنقدر در هم آمیخته که هنگام نقل مطلبی از یک شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام نمیدانیم بهتر است بگوییم «در اینستاگرام گفته بود» یا «در اینستاگرام خواندم.»
به همین علت صاحبنظران، جهان امروز ما را جهان Post-typographic مینامند (پسانویسهنگاری یا پساحروفنگاری)؛ جهانی که از خواندن و نوشتن حروف فراتر رفته است (+): «ما باید همواره این پرسش را در ذهن داشته باشیم که در فرهنگهای مختلف، خواندن و نوشتن چه مصداقها و معناهایی پیدا میکند؟»
طی چند دههٔ اخیر، محققان و صاحبنظران، دانشگاهها، سازمانها و نهادهای مختلف، کوشیدهاند به این پرسش پاسخ دهند. با وجودی که محققان سالها قبل از سازمانهای بینالمللی به این موضوع پرداختهاند، اما رایج است که در بحثهای عمومی برای تعریف سواد به تعریف سواد از دیدگاه یونسکو اشاره میکنند.
تعریف سواد از نظر یونسکو
همانطور که میدانید برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) هفده شاخص برای توسعه پایدار تعریف کرده است (این هفده مورد را میتوانید در درس اهداف توسعه پایدار بخوانید). چهارمین هدف از این هفده هدف، آموزش کیفی (Quality Education) است.
طبیعتاً تعریف دقیقتر هر یک از این هفده هدف به یکی از سازمانهای تخصصی زیرمجموعهٔ سازمان ملل سپرده شده و تدوین و تشریح هدف چهارم به علت ماهیت آموزشی آن به یونسکو سپرده شده است. سند یونسکو در این باره در ایران آنقدر معروف شده که حتی کسانی که شمردن را هم بهدرستی بلد نیستند، نام آن را بلدند: سند ۲۰۳۰ (فایل PDF در سایت یونسکو).
آنچه به عنوان تعریف سواد از نظر یونسکو میشناسیم در این سند آمده است. البته یونسکو در سند ۲۰۳۰ تعریف سواد را از سند دیگری که در سال ۲۰۰۵ منتشر شده نقل کرده، اما تکرار آن در سند ۲۰۳۰ تأییدی بر این است که طی یک دههٔ پیش رو احتمالاً سواد همچنان به شکل زیر تعریف خواهد شد:
Literacy is defined as the ability to identify, understand, interpret, create, communicate and compute using printed and written materials associated with diverse contexts.
Literacy involves a continuum of learning in enabling individuals to achieve their goals, develop their knowledge and potential and participate fully in community and society.
پرداختن به جزئیات این تعریف، برای بحث ما که قرار نیست از تعریف ساده سواد فراتر رود، ضروری نیست. اما چند نکتهٔ مهم در تعریف سواد از نظر یونسکو وجود دارد که خوب است به آن توجه کنیم:
◾سواد فراتر از خواندن و نوشتن
«تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط» به مولفههای سواد افزوده شده است. پس اگر کسی خواندن و نوشتن میداند اما نمیتواند متنهای مورد نیازش را کامل درک کند، یا اینکه خواندن و نوشتن میداند، اما نمیتواند نامهای را که برای کارهای روزمرهاش لازم دارد بنویسد (مصداقِ خلق) باسواد محسوب نمیشود.
◾حد مورد نیاز سواد
وقتی از توانایی درک مطلب یا توانایی تفسیر متن و یا محاسبه و توانایی برقراری ارتباط حرف میزنیم، منظورمان چه سطحی از توانایی است؟ مثلاً آیا همه باید بتوانند متون حقوقی را بخوانند و درک کنند؟ یا هر فرد باسواد باید بتواند گزارشهای آماری را بخواند و تحلیل کند؟
بر اساس تعریف یونسکو از سواد، یکی از مهمترین معیارها این است که سواد فرد باید در حدی باشد که بتواند در جامعه مشارکت کامل داشته باشد.
◾سواد یک طیف است
چنانکه در تعریف یونسکو آمده، و البته درک آن هم دشوار نیست، سوادی که به این شکل تعریف میشود کاملاً طیفی است. یعنی ما نمیتوانیم انسانها را به دو دستهٔ باسواد و بیسواد تقسیم کنیم. بلکه باید یک طیف در نظر بگیریم که یک سمت آن بیسوادی است و انسانها با یادگیری و توسعهٔ توانمندیهای خود، از نقطهٔ بیسوادی دور شده و به سمت باسوادی حرکت میکنند.
درباره انواع سواد
در سند یونسکو اصطلاحاتی مثل سواد رسانه ای و سواد دیجیتال و مانند اینها را نمیبینیم. در عین حال در همین سند به تمهای فراوانی اشاره شده است. موضوعاتی مثل مهارتهای شغلی، دانستههای حوزهٔ سلامت و سواد مرتبط با کارآفرینی از جملهٔ این موارد است. موضوع برابری جنسیتی هم – که بحثهای فراوانی را در رسانههای رسمی کشورمان ایجاد کرده است – یکی از همین تمهاست.
با این حال، وقتی از «مشارکت کامل در جامعه» حرف میزنیم، طبیعی است که فرد باید بتواند از زیرساختهای اجتماعی و خدمات مدنی استفاده کرده و در ساختارهای اجتماعی فعال باشد. بنابراین استفاده از تعبیرهایی مثل سواد مالی، سواد سلامت، سواد خبری، سواد اخلاقی و مانند اینها، با تعریفی که یونسکو ارائه کرده همخوان است.
درس های مرتبط با سواد در متمم
بسیاری از درسهای متمم را بهنوعی میتوانید زیرمجموعهٔ آموزش سواد و سوادآموزی در نظر بگیرید. مثلاً درسهای روانشناسی پول را میشود کاملاً از جنس سواد مالی دانست. یا درسهای مهارت یادگیری مشخصاً از جنس سواد هستند. چون درک و فهم و تفسیر و خلق را آموزش میدهند. درسهای هوش هیجانی هم از همان جنسی هستند که معمولاً به عنوان سواد عاطفی آموزش داده میشوند. دربارهٔ درسهایی مانند هوش کلامی و ظرافتهای کلامی هم نیازی به توضیح نیست.
در کنار اینها تا کنون دو درس هم اختصاصاً با عنوان «سواد» در متمم منتشر شدهاند: درس سواد دیجیتال و سواد رسانه.
در آینده هم این دو درس ویرایش و تکمیل شده و هم درسهای دیگری در قالب افزایش سواد زندگی به متمم افزوده خواهد شد.
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : علی کریمی
دنیای کلمات
من در ابتدای عضویتم در متمم و مطالعه روزنوشتهها
هیچ اهمیتی برای کلمات قائل نبودم.
اما به مرور زمان با مطالعه روزنوشتهها و سایت متمم متوجه شدم که کلمات، میراث بشری و ابزاری برای بقا هستند.
در ادامه چند جمله در این باره مینویسم.
زبان بستری برای اندیشیدن و فهم دنیا
همانطور که محمدرضا عزیز در باز هم دربارهٔ اهمیت کلمات نوشته است.
یا در نوشته برای فردا از محمدرضا عزیز به ((اهمیت کلمات)) در متن این نوشته با ذکر مثال اشاره میشود.
یک مطلب را در اینجا نقل قول میکنم.
در ادامه چند مطلب استحاله کلمات، انواع هیجانات و ابراز احساسات با کلمات | چرخ رابرت پلاچیک و اتیمولوژی چیست؟ برای مطالعه بیشتر معرفی میکنم.
جستجو در فرهنگ های لغت هم می تواند مفید باشد. با مراجعه به سایت واژه یاب، دو تعریفِ اول از “سواد” اینها هستند:
توانایی خواندن و نوشتن
مجموعۀ آگاهی ها از چیزی؛ معلومات
اگر معنی لغوی کلمه سواد رو با واژه های “دانش” و “علم” مقایسه کنیم، شاید بتوان گفت سواد بر خلاف آنها دارای دو جنبه است؛ هم توانایی ست و هم آگاهی.
پس می توان اینچنین هم گفت که؛ سواد توانایی استفاده از ابزارها برای کسب و به کارگیری آگاهی هاست.
روند فعلی آموزش هم به این تعریف نزدیک است. ما ابتدا با ابزار الفبا به خواندن و نوشتن مسلط می شویم تا از طریق ابزار خواندن و نوشتن، آگاهی به دست آورده و سپس این آگاهی ها را به کار می گیریم.
ما با کلمات، جهانمون رو میفهمیم. اگر کلمات کمتری داریم، جهان رو کمتر میفهمیم.
بنظرم تنها کلمات نیستند که در شناخت جهان به ما کمک می کنند اما دانش درک و تشخیص کلمات و استفاده از آنها (خلق) نقش بسزایی در شناخت جهان و هر چیز دیگری دارند. ما در شناخت جهان و محیط اطرافمان از احساسات درونی و همچنین احساس پنجگانه (بینایی، شنوایی و …) استفاده میکنیم و با داشتن دانش کلمات و درک و تشخیص استفاده از آنها میتوانیم گام بزرگی برای اندیشیدن و همچنین انتقال این احساس و شناخت نسبت به جهان هستی و یا دانش مورد نظر برداریم.
احتمالا برای شما هم پیش آمده که برخی از اساتید دانشگاهی یا معلمین بسیار خوبی بوده اند اما قدرت انتقال خوبی نداشته اند و شاید یکی از دلایل این موضوع نداشتن سواد در ارتباط با کلمات و قدرت انتقال آن (خلق) بوده باشد.
و همچنین بالعکس معلمینی که دانش تخصصصی معمولی داشته اند ولی قدرت آنها در استفاده و انتقال کلمات بسیار زیاد بوده و این امر آنها را بر سر زبانها انداخته است.
عزیزان آیا کسی که قدرت تشخیص دارد اما توانایی بیان و یا نوشتن ندارد باسواد است؟ مثلاً فرض کنید فردی که قدرت تحلیل مسائل روز را دارد اما در عوض سواد آکادمیک ندارد،از نگاه شما باسواد است؟
بین دو نفر زیر نظر کدامیک را ارجح می دانیم:
۱. فردی که کف بازار ارز است و تحلیل های خود را از سالها خرید و فروش به صورت پیش بینی ارائه می کند.
۲. استاد دانشگاهی که تحلیل های خود را در بازار ارز در روزنامه ها و نشریات چاپ می کند.
از نگاه عرف ممکن است هر دوی این افراد باسواد باشند. در حقیقت آیا این مطلب درست است که ما قضاوت در خصوص باسواد بودن افراد را به یافتن پاسخ خود از آنها میدانیم؟
ممنون می شوم نظرات شما را هم بشنوم.
سلام بر شما
من خودم به برچسب استاد دانشگاه بودن اهمیت زیادی نمیدم. اگه شیوه حل مسئله هر کدوم از اون دو نفر قویتر باشه، ارجحیت نهاییم با همونه.
سلام
میشه گفت کسی سواد یه موضوعی ر داره که سطوح ششگانه یادگیری بلوم (به یاد سپردن، فهمیدن، کابردی کردن، تحلیل کردن، نقد کردن و خلق و ترکیب کردن) را تا آخر طی کرده وگرنه بیسواد حساب میشه.
در واقع یادگیری ناقص باعث وهم سواد در افراد میشه و این منجر به قضاوتهای اشتباه و عملکردهای غلط میشه. برای همین گاهی سواد ناقص بسیار آسیب زا تر از بیسوادی است.
سواد و تعیرفش مقوله عجیبی هستش؟
گفتم نقطه نظر خودم رو با شما به اشتراک بذارم.
از نظر من سواد کلمهای است برای تعریف ابزار مورد نیاز برای بقا، ابزاری که در گذشت زمان نه فقط گستره فنی خودش رو افزایش داده بلکه در میان مردم و وامع مختلف نیز اهمیت پیدا کرده.
اگر فقط به صد یا ۲۰۰ سال پیش برگردیم و حتی در برخی وامع این بازه زمانی شاید نیاز به چنین سیری نداشته باشه و فقط در ۵۰ سال پیش، عموم مردم خواندن و نوشتن نمیدونستن، برخی از مواردی رو که الان به عناوین مختلف علمی تدریس یا فراگرفته میشن هم اگر کسی بلد بود با کلمات کلی تری شاید توصیف میشدن ولی چیزی که معلومه هرکسی به اندازه نیاز خودش برای بقا سواد داشته.
برای فردی که در روستا بوده یا حتی داخل شهر و مراوده آنچنانی نداشته بسته به نیاز سطوح متغیری از سواد رو در بر میگرفته، برای مثال قطعا یک پادو کمتر از کارمند ساده حجره سواد داشته، به همین منوال کارمند از کارمند ارشد کمتر و در نهایت صاحب حجره که شاید حتی خواندن و نوشتن هم آنچنان بلد نبوده و کار با اعداد از ابزار حیاتی براش به حساب میاومده.
بازهم همین ترتیب بستگی به شهر، سطح آشنایی و رفاه مردمش و موارد دیگه ای مرتبط بوده ولی میخوام این موضوع رو برسونم که در زمان قدیم سواد بسته به نیازی که مستقیما با بقا داشت رواج پیدا میکرد در صورتی که در دنیای امروز تقریبا هر انسانی که به شبکه جهانی وصل هست و جزو قبایل منزوی و یا منزوی شده توسط گروه مشخصی نباشه باید یکسری از موارد رو به عنوان سواد در سطوح ابتدایی بلد باشه وگرنه بقای اونفرد به خطر میوفته.
به خطر افتادن بقا رو فقط به صورت مستقیم و آشکار در نظر نگیرید، هزاران دلیل کوچک و نهفته میتونن بقای یک نفر رو آرام آرام به خطر بیندازن به صورتی که شاید تا سالیانی قابل مشاهده نباشند.
برای مثال مادر من به شدت با فضای دییتال ناآشناست و هیچ تمایلی هم نداره که یادبگیره یکسری کارهارو، چون من هستم و ضرورتی در یادگیری نمیبینه. اما امان از روزی که من در دسترس نباشم و مادرم نیازمند یک اسنپ باشه در یکروز خاص و حیاتی.
این دقیقا بخطر افتادن بقاست، سواد از دید من یعنی کسب حداقل دانش مورد نیاز در حوزههای مختلف که به صورت آشکار یا نهان میتونن زندگی و بقای مارو تحت تاثیر قرار بدن.
سواد در هر موضوعی به مجموعه فهم تئوری و تجربیاتی که از وضعیت بالفعل حرکت دهد و بسمت مطلوب پیش ببرد گفته می شود
تجربه، مهارت، سواد، دانش
داشتم به معنی این کلمات که فکر میکردم دیدم انگار از چندین هزار سال قبل که بشر وجود داشته هرکدومشون تونستن آروم آروم جایگاه خودشون رو پیدا کنن و به مرور توی پیشرفت فردی و اجتماعیمون به ما کمک کنن. و هرچی جلوتر میریم به واسطه گسترده شدن موضوعات عمقی که میتونیم داخل هر موضوع خاصی پیدا کنیم به مرور کمتر و کمتر میشه.
البته شاید هم دارم اشتباه میکنم. این کامنت رو میذارم که ذهنیت الانم رو رو هوا ول نکنم و بتونم دوباره برگردم بش.
خوندن این مطلب در شرایطی که وظیفۀ جذب کارشناس فروش برای سازمانی که در اون مشغول به کارم به من واگذار شده همزمانی جالبی بود. از این حیث که طی روزهای اخیر من با برخی متولدین اواخر دهۀ هفتاد مصاحبۀ اولیه داشتم و جملگی این دوستان وقتی ازشون میخواستم ایمیلشون رو بهم بدن با جملاتی مثل «ایمیلم رو فراموش کردم
»، «ایمیل ندارم، میشه بهم واتساپ بدین»، «من اهل فضای مجازی نیستم» و… بسیار متعجبم کردن. بدون شک این دوستان در شبکههای اجتماعی حضور داشتن، حتما از محتوای اینستاگرام برای صرف وقت و یا اشتراک تجارب و مشاهداتشون با دوستانشون استفاده میکنن اما درکی از اهمیت شناخت و استفاده از ابزارهای دیجیتال برای مشارکت فعال در ساختارهای جامعۀ امروز نداشتن.
و باید به این بخش از متن تاکید دوبارهای کرد که اگرچه در سند ۲۰۳۰ اشارۀ مستقیمی به سواد رسانهای و سواد دیجیتال نشده اما لزوم مهارتهای مشارکت در ساختار اجتماعی با تعریف یونسکو از سواد همخوانه.
چیزی که پس از خواندن این متن ذهنم را درگیر کرد این بود که در هر دوره به چه سوادی نیاز داریم و یا اصلا موضوعی که در جامعه از آن به عنوان سوادی یاد می شود آیا موضوعی درخور توجه و دارای ارزش برای صرف زمان هست یا خیر…
هر روزه در جامعه، اخبار و شبکه های اجتماعی با حجم وسیع تری از اطلاعات مواجه می شویم که نیاز انسان به داشتن سواد لازم برای تصمیم گیری را افزایش می دهد. اما براستی که زمان محدود انسان گنجایش مقابله با تمام این اطلاعات را داراست؟ و چگونه می توان مسیری هموار تر برای تصمیم گیری برای حوزه لازم برای افزایش آگاهی را انتخاب کرد؟
یکی از موارد مهمی که باید بهش توجه کرد، طیف سواد در جامعه است؛ به نظر من باید نقش آموزش همگانی در دولت و کشورها، توسعه این طیف به سمت بیشتر شدن هست
یعنی سواد عمومی جامعه به قدری ارتقا پیدا کنه تا بیشتر افراد امکان داشته باشند که در جامعه مشارکت فعال داشته باشند
سلام
ما مشکل کمبود آب داریم، اما سواد استفاده از اون نداریم. یعنی در واقع هیچ فرهنگ سازی در موردش نشده. فقط روی بیلبوردها مینویسن خطر کمبود آب یا خطر خشکسالی… اما نمیگن چطور درست مصرف کنیم. پس خیلی مواقع تا معنی کلمات برامون عمیق نشه یا جا نیفته، کلمات ارزش و مفهوم خودشون از دست میدن یا برامون عادی میشن.
خیلی مثالهای دیگه میشه زد مثل اینکه تمام ما روز و شب داریم از سیاست حرف میزنیم و کلمههای قلمبه سلمبه هم بکار میبریم. اما همون موضوع رو میتونیم به درستی تحلیل کنیم؟ ما حتی بلد نیستیم در مواردی که مربوط به ما مردم عادی نیست، صحبت نکنیم. یعنی حتی سواد این رو نداریم که در زندگی به چه چیزهایی باید بیشتر اهمیت بدیم و چه مسائلی فقط آب در هاون کوبیدن است. همه پزشک هستیم، همه تحلیلگر سیاسی، همه اقتصاد دان، همه ورزشکار…
این موضوع که خلق هم یکی از مولفههای سواد از نظر یونسکو هست برای من خیلی جالب بود، وقتی داشتم این قسمت مطلب رو میخوندم یاد این جمله از ریچارد فاینمن، برنده نوبل فیزیک افتادم که گفته بود:
چیزی را که نتوانم خلق کنم، نمیفهمم
چیزی که بیشتر از همه نظر من را به خود جلب کرد و تا حدی جای سوال بود، حد مورد نیاز سواد در هر زمینه در جهت امکان پذیر کردن مشارکت فرد در جامعه و نیز طیف سواد است.
مسئله اینجاست که حد مورد نیاز را چه چیزی تعریف میکند و وقتی میگوییم تا حدی که فرد بتواند در جامعه مشارکت داشته باشد یعنی چه؟ هم معنای مشارکت در اینجا چیست و از آن مهمتر، مصداق آن چیست؟ آیا این مشارکت صرفا به رتق و فتق امور فردی مربوط میشود و یا فرد باید بتواند در جامعهی خود مولد و خلاق باشد.
مسئلهی دوم نیز بیشتر معطوف به یک سمت طیف است. ما به راحتی کسی که سواد به خصوصی در زمینهای نداشته باشد و یا بالکل بیسواد باشد را تشخیص میدهیم (هرچند همین معیار بیسواد بودن هم خودش جای پرسش است: چه حد از بیخبری در زمینهای را به عنوان بیسوادی در نظر باید بگیریم؟ آیا بیسوادی صرفا نداشتن اطلاعات است و یا ناکارآمد بودن آن هم ملاک بیسوادی است چرا که حد مورد نیاز، مشارکت فرد است؟) اما باسواد کیست؟ چه میزان سواد یک فرد را باسواد میکند و یا میتوان گفت که دیگر بیسواد نیست.
البته پرسشهای بالا در شرایطی برای من مطرح شدهند که هنوز خوانشی بر سند اصلی یونسکو نداشتهام و امیدوارم که توضیحی در آن سند وجود داشته باشد تا پس از مطالعه، معیار درست تری برای تصمیم گیری به دست دهد.
بعد از خوندن این درس نکته ای که برای من آموزنده بود این بود که چطور درک خود کلمه سواد در طول سالها تغییر نکرده بود (خواندن و نوشتن) اما الان ما از این کلمه برداشت متفاوتی داریم مثلا وقتی یک نفر فقط مدرک گرفته بهش به سختی میگیم باسواد اما اگه کسی خیلی خوب در مورد یه موضوعی تجربه داشته باشه یا اطلاعات خوبی داشته باشه و توی صحبت کردن ببینم به خوبی اون موضوع رو «تشخیص» میده، «درک کرده» و به خوبی «تفسیر» میکنه یا توانایی خلق رو داشته بهش به راحتی میگیم «دقیقا نمیدونم چی داشت اما طرف واقعا باسواد بود». خواستم بگم برام جالب بود که انتظار جامعه از کلمات هم در طول زمان تغییر میکنه، کلمه دم دستی که الان توی ذهنم هست کلمه برنامهنویس هست حدس میزنم ده سال بعد احتمالا نشه به راحتی به کسی که فقط مدرک این کار رو داره بهش بگیم برنامهنویس، چون الان پذیرفته شده که برنامهنویسی رو در حد ابتدایی همه یاد بگیریم. (توی این مثال منظورم تعریف این کلمه در سطح اجتماع هست وگرنه همین الان هم این جملات رو میشنویم که «تو برنامهنویس نیستی بلکه کدر(coder) هستی» یا «تو فقط بلدی چند اسکریپت رو اجرا کنی و برنامهنویس نیستی» همون طور که کسی که فقط خوندن و نوشتن رو بلده دیگه نمیگیم باسواد)
گفته شد در هر فرهنگ مطالعه ( خواندن ) یک معنا دارد .
این برای من که با چند فرهنگ شانس آشنایی ( تا حدودی ) رو داشتم جالب بود چون دیدم که یک کشور و فرهنگ سواد رو به معنای مطالعه در همه ی زمینه ها میدونن و کسی باسواده که از هر چیزی سر در بیاره .
اما در کشوری دیگه عمق و تخصص اهمیت داره و نه تنها دانستن در برخی حوزه های جانبی ارزشی نداره بلکه در برخی موارد نکوهیده هم میشه .
مثالی که همیشه در ذهنم مونده
در کلاس درس پروفسورای یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا در زمینه هوش مصنوعی سوالی پرسیده که :
استاد سیستمم به پایگاه داده وصل نمیشه آیا کمکم میکنید ویندوزم رو عوض کنم ؟
جواب استاد :
من بلد نیستم ویندوز رو عوض کنم !
اینکه متمم در ابتدا تعریف جامعی از موضوع میده و سپس به جزییات وارد میشه رو خیلی میپسندم و حس میکنم باعث دیدی عمیقتر میشه
من بیشتر عملگرایانه متمم رو دنبال می کنم و زمان بندی من برای خودآموزی اجازه ورود به مباحث تئوریک رو نمیده. اما مطلبی که در این درس برام بسیار جذاب بود ، پیدا کردن قابلیت Google ngram viwer بود که پیشنهاد می کنم دوستان کمی باهاش کار کنن. مثلا من کلمه ایران رو که سرچ کردم آمار بسیار بامعنایی رو به من نشون داد. خوبی این قابلیت گوگل این هست که صرفا آمادی است و جهت گیری نداره اما قابل استناد و تحلیله. ممنون از متمم.
به نظرتون برای تولید محتوا در یوتوب هم میشه از این قابلیت گوگل استفاده کرد؟
اگر جواب شما بلی است استراتژی خاصی رو برای استفاده تا تولید پیشنهاد دارید ؟
نکته جالب این درس که باعث شد به فکر بروم تعریف سواد از منظر یونسکو بود به خصوص که مشارکت در جامعه یکی از معیار های سواد است. توجه به اینکه مهارت های یادگیری چقدر میتواند در فضای جامعه اثر بگذرد بسیار حائز اهمیت است و وجه تمایز فرد باسواد به فرد بیسواد در نحوه ی پاسخ فرد نسبت به مسائل پیرامونی خود با توجه به مهارت های شخص است.
کلماتی که هر روز با آنها سر و کار داریم ولی معنی آن را نمیدانیم.
شاید در گفت و گوهای روزمره زیاد از کلمه سواد استفاده کنیم؛ ولی کمتر کسی واقعا به معنای این کلمه دقت کرده و کمتر از آن واقعا معنی کلمه را پیدا کرده است. برای من جالب است که بدانم نویسندهی مقاله از کجا به سوال “سواد چیست” رسیده و چه نوع تفکری در این مسیر کمکش کرده؟
برای من جالب است که بدانم نویسندهی مقاله از کجا به سوال “سواد چیست” رسیده و چه نوع تفکری در این مسیر کمکش کرده؟
به عقیده من چندین دلیل برای پاسخ به سوال ذهنی شما وجود داره که چندل موردش رو من میتونم تخمین ( نه حدس ) بزنم :
نویسنده کتب زیادی در این زمینه مطالعه کرده که سواد و کلمه های مشابه و مرتبط باهاش در اون ها بسیار کاربرد داشته
ایشون به سطح بالایی از عمیق شدن در درون مفاهیم پراخته و از مرحله ، جمع آوری داده های ،اطلاعات گذر کرده و اون به دانش یا wisdom تبدیل کرده
این بحث دغده اش شده
سلام.
من به یاد یک موضوع عامیانه در جامعه ی خودمان افتادم با خواندن این مطلب؛ اینکه یک دعوایی بوده و هست بین سواد و شعور. مثلاً وقتی یک نفر تحصیلکرده ی دانشگاهی (آقا یا خانم دکتر یا مهندس مثلاً) یک رفتار اشتباهی می کند (باز مثلاً رفتار ترافیکی نادرستی دارد)، متهم به با سوادِ بیشعور می شود.
به زبان اینجا می شود اینکه سواد فلان تخصص را دارد ولی سواد اجتماعی یا حقوقی یا … را ندارد.
سخن فراوان است در این باب، جالب بود.
متشکرم