Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره صوتی آموزشی نکته‌هایی برای مدیران (کلیک کنید)


سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو


سواد چیست

«از یک آدم باسواد انتظار می‌رود چنین رفتاری انجام ندهد.» «این روزها سواد دیجیتال به همان اندازهٔ سواد سنتی برای گذران زندگی ضروری است.» «مشکل دموکراسی این است که یک انسان بی سواد می‌تواند برای سرنوشت یک فرد متخصص تصمیم بگیرد.» «در دوران کرونا دیدیم که سواد سلامت برای فرد و جامعه بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است.» «برای حضور موثر در شبکه های اجتماعی لازم است سواد رسانه ای داشته باشید.» «بسیاری از طلاق‌ها ناشی از پایین بودن سطح سواد عاطفی و سواد زندگی است.» «با وجود سهم قابل‌توجهی کشاورزی در کشور، سواد کشاورزی آن‌چنان که باید رشد نکرده است.» «سیاست‌گذاری که سواد اقتصادی ندارد نمی‌تواند در سیاست‌گذاری اقتصادی موفق باشد.» «شوق مذهبی در میان مردم زیاد است اما سواد مذهبی چندان زیاد نیست.»

این‌ها صرفاً نمونه‌هایی از گزاره‌هایی هستند که هر روز، این‌جا و آن‌جا، بر پایهٔ مفهوم سواد می‌خوانیم و می‌شنویم. سواد که زمانی به خواندن و نوشتن محدود بود، امروزه معنای بسیار گسترده‌ای پیدا کرده و همه از آن حرف می‌زنند و هر کس به فراخور حال خود، اصطلاحی بر پایهٔ سواد می‌سازد.

رونق «سواد» در حدی است که بازار بزرگی حول آن شکل گرفته و حتی کسانی که قبلاً از عناوین دیگری برای کارشان استفاده می‌کردند، به‌تدریج «سواد» را در عنوان کارهایشان می‌گنجانند. مثلاً نام کارگاه‌های هوش هیجانی بدون تغییر جدی در محتوا به سواد عاطفی تغییر می‌کند و آن‌چه پیش از این به عنوان روانشناسی پول یا برنامه ریزی مالی شخصی مطرح می‌شده، سواد مالی نامیده می‌شود.

در این درس دربارهٔ تعریف سواد صحبت می‌کنیم و به این موضوع می‌پردازیم که چرا پس از گسترش انواع مدارس و دانشگاه‌ها طی چند دههٔ اخیر، دوباره سواد تا این حد به دغدغهٔ ما تبدیل شده است؟

معنی لغوی سواد چیست؟

تشخیص ریشه کلمه سواد دشوار نیست. سواد با اَسوَد (رنگ سیاه) هم‌خانواده است معنی آن سیاهی است. بنابراین می‌توان گفت کلمه سواد در فرهنگ ما به این اشاره داشته که کسی می‌تواند «کاغذ سیاه کند» یا «سیاهی‌های کاغذ را بخواند.»

دربارهٔ ریشه شناسی کلمهٔ سواد در زبان انگلیسی (Literacy) هم زیاد صحبت شده است. یکی از نظریه‌های پرطرفدار این است که Literate با Letter هم‌خانواده است و باسواد – در فرهنگ انگلیسی – کسی بوده که با حروف سروکار داشته و می‌توانسته آن‌ها را بخواند و بنویسد.

البته انبوه اصطلاحاتی که با واژهٔ سواد ساخته شده نشان می‌دهد که دنیای امروز از افراد باسواد چیزی فراتر از سیاه کردن کاغذ و خواندن و نوشتن انتظار دارد. در یک مقاله که در سال ۱۹۹۸ میلادی با محوریت سواد رسانه ای نوشته شده، در کنار سواد خواندن و نوشتن و سواد رسانه ای این اصطلاحات را هم می‌بینیم (فایل PDF مقاله): سواد آثار چاپی، سواد کامپیوتر، سواد چندرسانه‌ای، سواد فرهنگی، سواد اجتماعی و سواد بوم شناسی.

امروز بعد از حدود دو دهه، ده‌ها اصطلاح دیگر از این دست هم رواج یافته است: سواد دیجیتال، سواد عددی و سواد آماری، سواد احساسی، سواد اقتصادی، سواد کشاورزی،‌ سواد نقد، سواد منطقی،‌ سواد مذهبی، سواد سلامت روانی، سواد نژادی، سواد بصری و سواد ترجمه.

مفهوم همهٔ این اصطلاحات را که کنار هم می‌گذاریم، به چیزی  بسیار بزرگ‌تر از سواد خواندن و نوشتن می‌رسیم.

چرا اخیراً بیشتر دربارهٔ معنی سواد و انواع سواد صحبت می‌شود؟

اگر کتابها و رسانه‌های شش یا هفت دهه قبل را نگاه کنید می‌بینید که کلمهٔ سواد و ترکیب‌های آن در حد امروز رایج نبوده‌اند. اما طی بیست یا سی سال اخیر، سواد به‌شدت در کتاب‌ها و مقالات مطرح شده و نویسندگان دربارهٔ اهمیت سواد و انواع سواد حرف می‌زنند.

اگر گزارش Ngram گوگل را مبنا قرار دهیم، حدود نیم قرن است که بحث دربارهٔ مفهوم سواد رونق بسیاری پیدا کرده و نویسندگان بیشتر از گذشته دربارهٔ آن حرف زده‌اند (+). احتمالاً علت را حدس می‌زنید: رواج رسانه جدید به‌ویژه کامپیوتر و اینترنت.

تعریف سواد

از نخستین روزهای تاریخ مکتوب بشر تا اوایل قرن بیستم، خواندن و نوشتن معنای نسبتاً شفافی داشته و همیشه با «متن مکتوب» در ارتباط بوده است. اما گوش دادن به اخبار رادیو یا تلویزیون را در نظر بگیرید. در نگاه اول به نظر می‌رسد که حرف‌های گویندهٔ خبر از جنس گفتگوهای شفاهی است. اما می‌دانیم که چنین نیست. او یک متن مشخص را می‌خواند. آن‌چه در اخبار «می‌شنویم» به «خواندن» متن نزدیک‌تر است.

با گسترش اینترنت و شکل‌گیری وبسایتها و رواج یافتن شبکه های اجتماعی ماجرا پیچیده‌تر هم شد. متن و صدا و تصویر در رسانه های جدید آن‌قدر در هم آمیخته که هنگام نقل مطلبی از یک شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام نمی‌دانیم بهتر است بگوییم «در اینستاگرام گفته بود» یا «در اینستاگرام خواندم.»

به همین علت صاحب‌نظران، جهان امروز ما را جهان Post-typographic می‌نامند (پسانویسه‌نگاری یا پساحروف‌نگاری)؛ جهانی که از خواندن و نوشتن حروف فراتر رفته است (+): «ما باید همواره این پرسش را در ذهن داشته باشیم که در فرهنگ‌های مختلف،‌ خواندن و نوشتن چه مصداق‌ها و معناهایی پیدا می‌کند؟»

تعریف سواد

طی چند دههٔ اخیر، محققان و صاحب‌نظران، دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مختلف، کوشیده‌اند به این پرسش پاسخ دهند. با وجودی که محققان سال‌ها قبل از سازمانهای بین‌المللی به این موضوع پرداخته‌اند، اما رایج است که در بحث‌های عمومی‌ برای تعریف سواد به تعریف سواد از دیدگاه یونسکو اشاره می‌کنند.

تعریف سواد از نظر یونسکو

همان‌طور که می‌دانید برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) هفده شاخص برای توسعه پایدار تعریف کرده است (این هفده مورد را می‌توانید در درس اهداف توسعه پایدار بخوانید). چهارمین هدف از این هفده هدف، آموزش کیفی (Quality Education) است.

طبیعتاً تعریف دقیق‌تر هر یک از این هفده هدف به یکی از سازمانهای تخصصی زیرمجموعهٔ سازمان ملل سپرده شده و تدوین و تشریح هدف چهارم به علت ماهیت آموزشی آن به یونسکو سپرده شده است. سند یونسکو در این باره در ایران آن‌قدر معروف شده که حتی کسانی که شمردن را هم به‌درستی بلد نیستند، نام آن را بلدند: سند ۲۰۳۰ (فایل PDF در سایت یونسکو).

آن‌چه به عنوان تعریف سواد از نظر یونسکو می‌شناسیم در این سند آمده است. البته یونسکو در سند ۲۰۳۰ تعریف سواد را از سند دیگری که در سال ۲۰۰۵ منتشر شده نقل کرده، اما تکرار آن در سند ۲۰۳۰ تأییدی بر این است که طی یک دههٔ پیش رو احتمالاً سواد هم‌چنان به شکل زیر تعریف خواهد شد:

Literacy is defined as the ability to identify, understand, interpret, create, communicate and compute using printed and written materials associated with diverse contexts.

Literacy involves a continuum of learning in enabling individuals to achieve their goals, develop their knowledge and potential and participate fully in community and society.

پرداختن به جزئیات این تعریف، برای بحث ما که قرار نیست از تعریف ساده سواد فراتر رود، ضروری نیست. اما چند نکتهٔ مهم در تعریف سواد از نظر یونسکو وجود دارد که خوب است به آن توجه کنیم:

سواد فراتر از خواندن و نوشتن

«تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط» به مولفه‌های سواد افزوده شده است. پس اگر کسی خواندن و نوشتن می‌‌داند اما نمی‌تواند متن‌های مورد نیازش را کامل درک کند، یا این‌که خواندن و نوشتن می‌داند، اما نمی‌تواند نامه‌ای را که برای کارهای روزمره‌اش لازم دارد بنویسد (مصداقِ خلق) باسواد محسوب نمی‌شود.

حد مورد نیاز سواد

وقتی از توانایی درک مطلب یا توانایی تفسیر متن و یا محاسبه و توانایی برقراری ارتباط حرف می‌زنیم، منظورمان چه سطحی از توانایی است؟ مثلاً آیا همه باید بتوانند متون حقوقی را بخوانند و درک کنند؟ یا هر فرد باسواد باید بتواند گزارش‌های آماری را بخواند و تحلیل کند؟

بر اساس تعریف یونسکو از سواد، یکی از مهم‌ترین معیارها این است که سواد فرد باید در حدی باشد که بتواند در جامعه مشارکت کامل داشته باشد.

سواد یک طیف است

چنان‌که در تعریف یونسکو آمده، و البته درک آن هم دشوار نیست، سوادی که به این شکل تعریف می‌شود کاملاً طیفی است. یعنی ما نمی‌توانیم انسان‌ها را به دو دستهٔ باسواد و بیسواد تقسیم کنیم. بلکه باید یک طیف در نظر بگیریم که یک سمت آن بیسوادی است و انسان‌ها با یادگیری و توسعهٔ توانمندی‌های خود، از نقطهٔ بیسوادی دور شده و به سمت باسوادی حرکت می‌کنند.

درباره انواع سواد

در سند یونسکو اصطلاحاتی مثل سواد رسانه ای و سواد دیجیتال و مانند این‌ها را نمی‌بینیم. در عین حال در همین سند به تم‌های فراوانی اشاره شده است. موضوعاتی مثل مهارتهای شغلی، دانسته‌های حوزهٔ سلامت و سواد مرتبط با کارآفرینی از جملهٔ این موارد است. موضوع برابری جنسیتی هم – که بحث‌های فراوانی را در رسانه‌های رسمی کشورمان ایجاد کرده است – یکی از همین تم‌هاست.

با این حال، وقتی از «مشارکت کامل در جامعه» حرف می‌زنیم، طبیعی است که فرد باید بتواند از زیرساخت‌های اجتماعی و خدمات مدنی استفاده کرده و در ساختارهای اجتماعی فعال باشد. بنابراین استفاده از تعبیرهایی مثل سواد مالی، سواد سلامت، سواد خبری، سواد اخلاقی و مانند این‌ها، با تعریفی که یونسکو ارائه کرده هم‌خوان است.

درس های مرتبط با سواد در متمم

بسیاری از درس‌های متمم را به‌نوعی می‌توانید زیرمجموعهٔ آموزش سواد و سوادآموزی در نظر بگیرید. مثلاً درس‌های روانشناسی پول را می‌شود کاملاً از جنس سواد مالی دانست. یا درس‌های مهارت یادگیری مشخصاً از جنس سواد هستند. چون درک و فهم و تفسیر و خلق را آموزش می‌دهند. درس‌های هوش هیجانی هم از همان جنسی هستند که معمولاً به عنوان سواد عاطفی آموزش داده می‌شوند. دربارهٔ درس‌هایی مانند هوش کلامی و ظرافتهای کلامی هم نیازی به توضیح نیست.

در کنار این‌ها تا کنون دو درس هم اختصاصاً با عنوان «سواد» در متمم منتشر شده‌اند: درس سواد دیجیتال و سواد رسانه.

در آینده هم این دو درس ویرایش و تکمیل شده و هم درس‌های دیگری در قالب افزایش سواد زندگی به متمم افزوده خواهد شد.

پیشنهاد عضویت در متمم

با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) می‌توانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درس‌های متمم از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  | هدف گذاری

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  فکر کردن با نوشتن

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید محصولات صوتی هم می‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۲۲۸ نظر برای سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علی کریمی

    دنیای کلمات

    من در ابتدای عضویتم در متمم و مطالعه روزنوشته‌ها
    هیچ اهمیتی برای کلمات قائل نبودم.
    اما به مرور زمان با مطالعه روزنوشته‌ها و سایت متمم متوجه شدم که کلمات، میراث بشری و ابزاری برای بقا هستند.
    در ادامه چند جمله در این باره می‌نویسم.

    زبان بستری برای اندیشیدن و فهم دنیا

    همانطور که محمدرضا عزیز در باز هم دربارهٔ اهمیت کلمات نوشته‌ است.

    بارها گفته و نوشته‌ام که کلمه و زبان، فقط یک ابزار برای گفتگو نیست، بلکه بستری برای اندیشیدن است. از این رو هر چقدر دربارهٔ کلمه و کلمات حرف بزنیم، باز هم حق مطلب را ادا نکرده‌ایم.

    یا در نوشته برای فردا از محمدرضا عزیز به ((اهمیت کلمات)) در متن این نوشته با ذکر مثال اشاره می‌شود.
    یک مطلب را در اینجا نقل قول می‌کنم.

    در مورد من و تو به عنوان آدم‌های عادی، کلمات مهم‌ترین متر و معیار و ابزار Cognition هستن (این کلمه رو قراره در همین نوشتهٔ «برای فردا» به زودی توضیح بدم). یعنی ما با کلمات، جهان‌مون رو می‌فهمیم. اگر کلمات کمتری داریم، جهان رو کمتر می‌فهمیم. اگر تفاوت «رنج» و «درد» رو ندونیم، شعور لازم برای درک متفاوت درد و رنج رو هم پیدا نمی‌کنیم. ما جهان رو با چشم و گوش و بینی و زبان و پوست‌مون «حس» می‌کنیم. اما با کلمات «می‌فهمیم». اگر کلمه رو نداشته باشیم، حتی ورودی‌های Sensory مغز رو هم درک نمی‌کنیم و کنار می‌ذاریم و Ignore می‌کنیم (این‌ بحث‌ها رو معمولاً در کتاب‌های آنتروپولوژی و همین‌طور روانشناسی شناختی می‌تونی پیدا کنی).

    در ادامه چند مطلب استحاله کلمات، انواع هیجانات و ابراز احساسات با کلمات | چرخ رابرت پلاچیک و اتیمولوژی چیست؟ برای مطالعه بیشتر معرفی می‌کنم.

  1. فاطمه گفت: (عضو ویژه)

    قبل از هر نظری بگویم که به نظر من سواد دینی باید در اولویت یادگیری های زندگی مان قرار داشته باشد و حواسمان به بروز شدن آن هم باشد.
    درباره برداشتم از مفهوم سواد هم بنظرم باسواد شدن در هر زمینه ای با کمک و راهنمایی متخصصان و اهل فن حوزه مورد نظر باعث می شود توانایی تعامل مان تقویت شده و بهره برداری بهتری از زندگی داشته باشیم و معیار بهتر شدن را هم دین نشان می دهد.
    مطالعه این درس و بخصوص این بخش:
    "«تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط» به مولفه‌های سواد افزوده شده است"
    برایم این روشنگری را داشت که سوادمان در هر مرحله ای یا جایی در یک طیف می تواند با مولفه هایی سنجیده شود که کمک می کند دچار توهم سواد نشده و واقعا باسواد باشیم

  2. کوچکترین گفت: (عضو ویژه)

    سلام 

    باورش کمی سخته، اما اگر چیزهای را که از طریق گوش، چشم و بطور کلی ادراکاتمون دریافت کنیم و نتونیم بکار بگیریم و تغییر ایجاد کنیم چه در خودمان و چه در دیگران سواد حساب نمیشه

     

    • علی کریمی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

      با سلام و وقت بخیر

      من هم با دیدگاه شما موافق هستم
      فقط در رابطه با کاربردی کردن دانسته‌ها، کطلبی به ذهنم رسید.
      این مطلب را در ادامه می‌نویسم.

      معجزه‌ای به اسم میکرواکشن

      طبق درس میکرواکشن (اقدامک) | ارزش گام‌های کوچک را فراموش نکنیم و تمام دیده‌ها و شنیده‌های من تاکنون (مطالعه بیش از ۱۰۰ کتاب غیر درسی مشهور در چند سال اخیر)
      شاید تنها پلی که باعث می‌شود دانسته‌های ما به عمل تبدیل شوند
      و بتوان سبک زندگی را عوض کرد و به اهداف رسید
      استفاده همزمان از ((حداکثر چند میکرواکشن)) است.

      چون نمی‌خواهم که متن دیدگاه طولانی بشود
      اگر کلیدواژه میکرواکشن را در سایت متمم یا سایت بی‌نظیر (بی نظیر حداقل از نگاه من) روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی سرچ شود
      تعداد زیادی مطلب را می‌آورد.

      حتی کتاب پر فروش و مشهوری در سطح جهان مانند کتاب اثر مرکب
      ایده اصلی این کتاب، بر پایه بیان اهمیت میکرواکشن‌ها است.

      در کل، حرف من این است
      هرکسی که قصد تغییر دارد
      می‌تواند با میکرواکشن‌ها، شروع کند. 

      روز و روزگار خوش 

  3. درود بر دوستان 

    اینکه قسمت ناچیز و کمی از تعریف سواد در بر گیرنده سواد رسانه ای و دیجیتال و شبکه های اجتماعی هست یکم جای سوال داره برام؟ چرا که بسیاری از مردم دنیا ( البته ملاک اعتبار در ایران منظور هست ) بیشتر وقت و در آمدشون توی این دو موضوع قرار گرفته و دارن سواد این نوع کار رو بیشتر میکنن تا سود بیشتری ببرن. حتی خیلی از مفاهیم دیگه هم که یونسکو روی اونا تاکید داره بخش بسیار زیادیش از همین دو موضوع ناشی میشه 

  4. به نظرم اگر سواد رو فقط به توانایی خواندن و نوشتن و معنایی که تا قرن ۲۰ میداد نخواهیم تعبیر نکنیم،فرد بیسوادی در این دنیا وجود نداره. به نظرم سواد از دو طریق به دست میاد:
    ۱_ آموزش و مطالعه
    ۲_ جبر بقا و زندگی
    اگر شخصی حتی تا آخر عمرش دنبال آموزش و مطالعه نره(مثل کسانی که در قبایل دورافتاده ی وحشی که هنوز هم مثل انسان های اولیه زندگی میکنند، به دنیا می آیند)، خواه ناخواه برای بقا، به صورت ناخودآگاه به یک سری از مهارت ها یا سواد ها دست پیدا میکنه مثل مهارت و سواد شکار. این استدلال حتی  بر یک نوزاد هم که تلاش میکنه تا سینه مادرش رو بمکه صدق کنه.
    به نظرم هر فعالیتی در راستای بقا، سواد و علم محسوب میشه و همه ی انسان ها با هر نژاد و ملیت و شرایطی با سواد محسوب میشن و شخص بی سوادی نداریم، مگر کسی که روح در بدن نداشته باشد.
    تنها فرق  و تفاوت ما انسان ها باهم در راجب به سواد این است که در جای مختلفی از این طیف ایستاده ایم و هچقدر بیشتر در راستای بقا تلاش کنیم، ثانیه به ثانیه به سواد  و تجربه ما افزوده خواهد شد.خواه از طریق تجربه و آزمون و خطا، خواه از طریق مطالعه و آموزش

  5. سواد یک طیف است.

    اگر بخواهیم به سواد افراد نمره بدهیم،می‌توانیم بگوییم درجه سواد افراد،بین صفر و یک است و می‌تواند بی‌نهایت عدد اختیار کند.همچنین هرگز صفر نیست و هیچگاه یک نمی‌شود!
    ۱.هر فرد،باتوجه به میزان اطلاعاتی که از محیط کسب کرده(از زمان تشخیص،درک و یادگیری مطالب در کودکی تا زمان مورد نظر)یک جای طیف صفر و یک قرار دارد و سواد هیچ فردی با فرد دیگر کاملاً برابر نیست.چون تجارب و زمینه‌های منحصر به فردی وجود دارد،پس می‌تواند هر عدد منحصر بفردی باشد.
    ۲.ممکن است با گذراندن یک روز،یا حتی زمان بسیار کوتاهی که صرف یادگیری شده،سواد ما در طیف جایگاه نزدیکتری به عدد یک را اختیار کند.پس ما دائما با کسب اطلاعات و تجارب جدید و با سرعت های متفاوت به سمت عدد یک در حرکتیم.اگر ۱۰ فرد همسن را در نظر بگیریم(یعنی افراد زمان یکسانی داشتند)،کسانی که با سرعت بیشتری به سمت باسواد شدن حرکت می‌کنند نمره بیشتری دارند.
    ۳.زمانی می‌توان نمره نهایی یک فرد را در سواد او مشخص کرد که زندگی هوشیار فرد به پایان رسیده باشد.
    ما با چه نمره‌ای طیف سواد را ترک می‌کنیم؟
    بعد از ما،با چه نمره‌ای از سواد ما یاد می‌شود؟

  6. حسن دمیرچلی گفت: (عضو ویژه)

    چند وقتی هست در زندگی حس می کنم می تونم کلمات بهتری و جایگزین های بهتری برای یکسری از کلماتم پیدا کنم و دارم سعی می کنم سوادمو در این زمینه ارتقا بدم.

    بنظرم خیلی اهمیت داره.

  7. با گسترش اینترنت و شکل‌گیری وبسایتها و رواج یافتن شبکه های اجتماعی ماجرا پیچیده‌تر هم شد. متن و صدا و تصویر در رسانه های جدید آن‌قدر در هم آمیخته که هنگام نقل مطلبی از یک شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام نمی‌دانیم بهتر است بگوییم «در اینستاگرام گفته بود» یا «در اینستاگرام خواندم.»

    خوندن این سطرها باعث شد برگردم به چندین سال قبل. سر کلاس زبان بودم و داشتم ریدینگ اون جلسه رو به‌صورت خلاصه واسه معلمم می‌گفتم. قرار بود ویژگی‌های ظاهری یک کاراکتر رو از زبون نویسنده‌ای مشهور توضیح بدم. وسط صحبتام ان‌قدر گفتم فلانی گفت، فلانی می‌گه که معلمم کلافه شد و بهم گفت که آیا فلانی الان با ما توی کلاس نشسته؟ طبیعتا گفتم نه. بعد بهم گفت یادت باشه وقتی داری یه سری نوشته رو از یه آدم دیگه‌ای نقل می‌کنی نباید از کلمه‌ی گفت استفاده کنی باید بگی فلانی نوشت. این تو ذهنم موند و تا آخرین دوره‌ای که اونجا زبان خوندم دیگه هیچ وقت موقع خلاصه‌گفتن نمی‌گفتم فلانی گفت. همیشه می‌گفتم فلانی نوشته یا این‌که برداشت من از این قضیه اینه‌ که… . بعدش که از اون آموزشگاه و چارچوب سخت‌گیرانه‌ش خارج شدم دیگه نیازی نمی‌دیدم رو این نکته حساس باشم. تا همین چند روز قبل هم توی وبلاگ‌نویسی روزانه‌م وقتی می‌خواستم بخشی از نوشته‌های کسی رو بیارم وسط نوشته‌هام، می‌نوشتم فلانی توی فلان کتابش می‌گه… . الان که به اون روز فکر می‌کنم می‌فهمم برای من اهمیتی نداشت که چرا معلمم روی کوچیک‌ترین نکات هم حساسه و چرا ازم می‌خواد همه‌چیز رو درست بگم. برام مهم نبود که بدونم وقتی دارم سعی می‌کنم به یه زبون دیگه حرف بزنم و فکر کنم، ظرفیت مغزم بیشتر می‌شه و همین موضوع روی کارکردهای دیگه‌ی مغزم اثر مثبتی می‌ذاره. تنها چیزی که برام اهمیت داشت این بود که اون خلاصه رو تندتند بگم و بشینم سر جام. چرا؟ چون زمان زیادی واسه آماده‌کردن اون صرف نکرده بودم و برای همین موقع صحبت‌کردن همه‌ش دنبال کلمه‌های معادل می‌گشتم تا بتونم روان‌تر و پیوسته‌تر صحبت بکنم. و همین تنش زیادی بهم وارد کرده بود. و این قضیه مدام تکرار می‌شد. پس انگیزه‌ی من برای یادگیری زبان خیلی سطحی بود و عملا می‌خواستم اون روندی رو که توش قرار گرفته بودم طی کنم و به آخر برسم. الان که به موضوع سواد فکر می‌کنم می‌بینیم مشکل من هم با سواددارشدن سر همین قضیه بوده و من صرفا می‌خواستم اون روند عمومی رو طی بکنم تا به مرحله‌ی آخر برسم. پس دونستن دلیل این‌که چرا باید باسواد باشیم به‌اندازه‌ی خود باسوادشدن مهمه. اونم توی دوره‌ای که سواد با چیدن مدارک ریزودرشت تحصیلی معنی می‌شه و کلمه‌ی «بی‌سواد» یه جورایی فحش محسوب می‌شه. من از خوندن این درس لذت بردم. ممنون.

  8. اشاره به مرحله‌ی خلق در تعریف سواد موضوع جالبی بود که تا به حال توجهم رو جلب نکرده بود و دقیقا این مرحله هست که سطح سواد در جامعه رو نشون میده.

  9. سارینا پیری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    یکی از پاراگراف‌های سند۲۰۳۰ توجه من رو جلب کرد:
    In our world, knowledge is power, and education empowers. It is
    an indispensable part of the development equation. It has intrinsic value
    – extending far beyond the economic – to empower people to determine
    their own destiny
    . That is why the opportunity to be educated is central
    to advancing human development.
    این جمله رو دوست داشتم:
    دلیل اینکه فرصت تحصیل مهم است: توانمندسازی مردم برای تصمیم‌گیری سرنوشت خودشان.
    به نظر من گفتن این جمله به یک محصل تاثیر زیادی روی کیفیت یادگیری او دارد(در دوران مدرسه نه تنها هیچ وقت با این دید به تحصیل نگاه نمی‌کردم بلکه فکر می‌کردم سرنوشت از قبل مشخص شده است:{ ).

  10. بنظر من سواد انتها نداره، دقیقا همونطوری که گفت " طیف " 

    من خودم هرچقدر که بیشتر میخونم بیشتر به این نتیجه میرسم که هنوز هم بی سوادم و جا داره بیشتر تلاش کنم!

    • در پادکستی که با عنوان یادگیری کریستالی محمدرضا شعبانعلی از روند حالت‌های صورت صحبت می‌کنه و اول از اهمیتش میگه و در نهایت میرسه به این مثال که به شرح زیره:
      فرض کنید شما به یکی از کارمنداتون مظنون شدید که دزده و اون دقیقا در حالت صورتش مثلا ابروش رفته بالا، داره کلمات شما رو تکرار میکنه و … که همه نشانه‌های ترس هست. شما حق ندارید که بگید این ترسیده پس دزده،‌چون ممکنه حالت ترس به این دلیل باشه که کارمنده شما فکر کنه که نکنه شما حرفش رو باور ندارید و اخراجش کنید.
      و در نهایت نتیجه می‌گیره که با قطعیت نمیشه حرف زد.

      راستش یکی از نشانه‌های با سوادی به نظرم تردید داشتن در دانسته‌ها است و گستاخ نبودن است.

      خاطره‌ای رو دکتر صاحبی نقل میکنه که در کودکی میره پیش علامه جعفری و بعد از کلی گرم گرفته شدن توسط ایشون، با کلی جسارت به ایشون میگن که فلان جای کتابت اشتباه است و بعد از آوردن دلایل لازم ایشون می‌پذیرند. نشون میده یک علامه هم قطعا در دانسته‌هاش تردید می‌کنه.

      کمی اگر بخوام بحث رو جلوتر ببرم،‌کریستن‌سن در کتاب دی‌ان‌ای نوآوران، رسما تردید در دانسته‌ها رو یکی از ویژگی افراد نوآور میدونه و شواهد بسیاری میاره که کلی از افرادی که الان اسمشون رو می‌شنویم و جهان رو متحول کردن،‌ به خاطر تردید داشتن در دانسته‌هاشونه.

      آن کس که نداند و بداند که نداند
      لنگان خرک خویش به منزل برساند

  11. تا همین لحظه اینگونه به موضوع سواد نگاه نکرده بودم. 

    بنده تا به حال خود را فردی با سواد میخواندم اما با این دیدگاه جدید می دانم که در ابتدای این طیف گسترده هستم و باید با تلاش بیشتر و یادگیری مستمر در این طیف حرکت کنم که راحت تر و بهتر با جامعه و تحولات آینده آن سازگاری پیدا کنم و نقش فعالی در جامعه برگزینم.

  12. "طی چند دههٔ اخیر، محققان و صاحب‌نظران، دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مختلف، کوشیده‌اید به این پرسش پاسخ دهند." کوشیده اند صحیح می باشد و باید اصلاح شود :) 

  13. یاشار نصابیان گفت: (عضو ویژه)

    من به نظرم تعریف سواد با گذشت زمان دچار تکامل شده، یعنی یه زمانی مقدار دانشی که یه فرد توی دوره حیاتش میتونست کسب بکنه محدود بود، برای همین صرف خواندن و نوشتن کافی بود تا یک نفر رو با سواد تلقی بکنیم، بعد که مهارت هایی مثل کشاورزی و دامداری و پزشکی و غیره به وجود اومدن کسی که هرکدوم این مهارت‌ها رو بلد بود با سواد تلقی میکردن و الان که همه به اینترنت متصل هستن دیگه این دانش جزیره‌ای نیست و افراد مختلف شروع کردن تو حوزه‌های مختلف مقداری از اون حوزه رو یادگرفتن برای همین مفهومی مثل سواد مالی، سواد عاطفی و غیره به وجود اومده. 

  14. سواد از نظر من مهارت ها و توانایی های شماست

    هرچه شما در یک زمینه مهارت و تخصص بیشتری داشته باشید در آن باسواد محسوب خواهید شد 

    ایا شما مهارت نوشتن را دارید یا ندارید اگر دارید و در آن متخصص هستید پس شما نویسنده هستید و اگر هم متخصص نباشید از آن برای یادگیزی یک مهارت و تخصص جدید کمک میکنید

    در درس قبل مهارت یادگیری هم گفتم تعریف من از باسواد کسی است که مهارت و تخصصی داشته باشد 

    حداقل من اینگونه باسواد و بی سواد را تفکیک میکنم 

  15. تعریفی که یونسکو ارایه داده واقعا تعریف رو به جلویی است و میتونه یکی از اهداف فرد و جامعه باشه برای باسواد شدن با توجه به اینکه در تعریفش گفته طیف؛ حد نهایی که برای این طیف به نظر من مورد تاکید قرار گرفته «مشارکت کامل در جامعه» است یعنی شخصی رو می شود با سواد خطاب کرد که توانایی مشارکت در جامعه رو داشته باشد.

  16. با توجه به اینکه سواد یک طیف است:
    “ما یا بی‌سوادیم یا داریم به سمت باسوادی می‌رویم.ولی هیچگاه باسواد نمی‌شویم”

    • به نظر بنده استفاده از کلمات باسواد یا بی سواد به صورت مطلق در مورد یک فرد درست نیست، زیرا همانطور که بیان شد هدف «مشارکت کامل در جامعه» می باشد و هر فرد می تواند در جنبه هایی از این مشارکت بی سواد یا باسواد باشد؛ بدین معنا که توانایی فرد در آن زمینه برای مشارکت کامل کافی باشد (باسواد) و یا نباشد(بی سواد). 
      و بی سواد بودن یک فرد در یک جنبه دلیل کافی ای نیست برای نادیده گرفتن سواد وی در سایر جنبه ها و بی سواد خطاب کردن او.

      • به نظرم سواد هم می‌تونه به صورت مطلق و هم به صورت نسبی بررسی شود.

        اگه به صورت مطلق بررسی کنیم میشه گفت نه با سواد داریم نه بی‌سواد و همه افراد بین این دو قرار میگیرند.هرکسی در هر جنبه ای می‌تونه مقداری به سمت با سوادی حرکت کنه .

        ولی در مورد نسبی بودن همین که شما می‌فرمایید درسته.

    • با توجه به اینکه سواد از جنس طیف هست، نمیشه بگیم بی سوادیم یا هیچ‌گاه باسواد نمی‌شیم، بلکه همواره ترکیبی از این دو هستیم.

  17. چقدر زیباست که متوجه میشم بنیاد برخی مطالب از کجا شکل گرفته اینکه بدونم سازمان ملل متحد ۱۷ شاخص برای توسعه پایدار دارد و چهارمین شاخص آن سواد است و آن را به یونسکو سپرده از این جهت که این زنجیره را مطالعه میکنم متن خیلی برام جذاب میشه. 

    و اما اینکه سواد یک طیف است به نظر من یک نگاه عالی به سواد شده است و میتوان گفت ما هیچ بی سوادی نداریم اگر بی سوادی نقطه صفر باشد هر فاصله از آن حتی اگر فقط خواندن و نوشتن مطلق هم باشد شما از بی سوادی فاصله گرفته اید و به سمت با سوادی حرکت کرده اید. با این نگاه حتی نمیتوانید بگویید اگر شما صرفا درس بخوانید با سواد هستید چه بسا انسانی که درس نخوانده و مولفه های سواد را در خود دارد 

    در دنیای امروز که نرخ تغییرات زیاد است آگاهی نسبت به مسائل جدید و ابزارهای نو که در دسترس مردم قرار میگیرد میتواند به حرکت در جهت سواد کمک کند . 

    توجه به کلمات و معنا و مفهوم آن ها جهت کاربرد در زندگی نیز میتواند تمرینی برای حرکت در مسیر باسوادی باشد. 

    تا مرد سخن نگفته باشد/عیب و هنرش نهفته باشد (سعدی) 

     

  18. کاملا با تعریف لغوی سواد موافقم. سواد یعنی سیاهی، ولی نکته ای که قابل تامله اینه که آیا هرکسی که بلد باشد به نحوی خودش را مصداق این سیاهی قرار بده آیا با سواد به حساب میاد?

    مثلا آیا به کسی که یه سری مسائل رو حفظ کرده و داره ذهن دیگران رو سیاه میکنه، یاکسی که بدون داشتن اندکی خِرَد در حال تحلیل کردن و سیاه کردن کاغذ برای رسیدن به همون هدف(آوردن اسمش میان باسواد ها) است هم میتوان با سواد گفت?

    با خوندن این درس متوجه شدم که خیلی از افرادی که ادعای با سوادی میکنند در واقع فقط خواندن و نوشتن بلد هستند و نه تنها علم کافی برای اراعه مطلب مورد نظر ندارند بلکه از مولفه های اولیه سواد هم بی خبر اند.

    و در نهایت برام جالب بود که در سند ۲۰۳۰ از سواد با مولفه های «تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط» تعریف شده است.

  19. شایان عالمیان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    جدای از این بحث که طبق تعریف یونسکو سواد مشتمل بر  توانایی شناسایی، درک، تفسیر، ایجاد، ارتباط و محاسبه در زمینه های مختلف می‌باشد و در طول زندگی نیاز می‌باشد با توجه به شرایط و محیطی که در آن قرار داریم به فراگیری زمینه‌های مختلف بپردازیم، اما نکته دیگر در گزاره دوم تعریف ارائه شده می‌باشد و آن هم اینکه "سواد شامل تداوم یادگیری برای توانمند ساختن افراد برای دستیابی به اهداف، توسعه دانش و پتانسیل خود و مشارکت کامل در جامعه است." که می‌بایست همیشه و به صورت مستمر به تداوم یادگیری و بروز رسانی دانسته‌هایمان بپردازیم زیرا با توجه به تغییرات سریع در فناوری و صنایع این امر ضروری است مضاف بر اینکه در مواردی نیز با توجه به اینکه ممکن است دانشمندان و محققین به مغایرتهایی با دانسته‌های قبلی ما برسند لازم است تا نسبت به بروز رسانی دانسته‌هایمان اقدام کنیم.

  20. کلمات کلیدی در تعریف سواد: «تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط»
    فکر میکنم این کلمات کلیدی تا حد خوبی گویای ابعاد مختلف یک فرد با سواد هستند. به طور کلی فکر میکنم این برداشت از تعریف سواد بیراه نیست:( با کمک گرفتن از درس  تعریف کارایی ، تعریف اثربخشی و تفاوت این دو )
    با سواد کسی است که می تواند اثربخشی و کارایی اش را در راه رسیدن به اهدافش افزایش دهد.
    تشخیص : تشخیص اینکه بسته به شرایط زندگی ، علاقه مندی ها و اهداف ، چه مطالب و موضوعاتی و به چه میزانی برای ما مفید هستند.
    تشخیص اینکه اهداف چیست
    تشخیص مسیر مطلوب.
    تشخیص مسیری که در حال پیمایش است.
    درک : درک کردن رویکردی است که باعث بهبود روابط و زندگی ما می شود. بدون درک کردن روابط انسانی ، جنبه عاطفی خود را از دست می دهند.
    تفسیر : همه انسان ها واقعه مشابهی را مشاهده می کنند اما تنها فرد با سواد است که می تواند آینده سیستم را پیش بینی کند. ابزارهایی که در اختیار یک تریدر است در اختیار اکثر مردم هست اما او متوجه می شود که آینده بازار چیست !
    خلق : سواد و درک عمیق به خلق هم منتهی می شود. فکر میکنم در قسمتهای بالای طیف خلق وجود دارد. آثار زیادی در حوزه های مختلف خلق میشوند اما تعداد کمی هستند که جامعه و دنیا را حرکت میدهند و جذب می کنند.
    محاسبه : در زندگی انسان ها از آن جایی که خرید و فروش ناگزیر است توانایی محاسبه ضروری می باشد.بچه ای که قصد خرید نان دارد باید بتواند مبلغش را محاسبه کند و سیاست گذار هم برای بررسی بودجه و پیش بینی بودجه به این توانایی نیاز دارد.
    ایجاد ارتباط: برای رشد کسب و کار ، تفریح ، لذت بردن از زندگی ، یادگیری و مدیریت زندگی ، داشتن یک خانواده صمیمی و خلاصه در همه ابعاد زندگی برای هر انسانی وجود ارتباطات ضروری است. پس ایجاد ارتباط و بهبود آن قطعا سبب رشد می گردد.