Menu


معرفی منابع: کتاب خوش بینی آموخته شده


خوش بینی آموخته شده

امروزه از مارتین سلیگمن، به عنوان پدر روانشناسی مثبت گرا نام برده می‌شود. او که همیشه باور داشته افسردگی، بیش از آنچه که باید فراگیر شده، مطالعات و تحقیقات گسترده‌ای را در این زمینه انجام داده است. مارتین سلیگمن بر این باور است که خوش بینی را هم می‌توان آموخت. همانگونه که بدبین بودن هم آموخته می‌شود. از میان انبوه عواملی که می‌توانند خوش بینی و بدبینی را شکل دهند، سلیگمن یکی از عوامل را تاثیرگذارتر از دیگران می‌بیند و آن «نحوه بیان کردن و توضیح دادن رویدادهای اطرافمان» است.

کتاب خوش بینی آموخته شده یا Learned Optimism به همین حوزه توجه کرده است. کتاب در مورد تفکر مثبت کم نیست. اما این کتابها عموماً کتابهایی انگیزشی و با محتوای غیرمستند هستند. ارزش کتاب خوش بینی آموخته شده در این است که این کتاب بر پایه‌ی تحقیق نگاشته شده و کسی که آن را نوشته سالها،‌ رییس انجمن روانشناسی آمریکا بوده و تحقیقاتش، از تاثیرگذارترین تحقیقات روانشناسی دهه‌های اخیر است.

سلیگمن در کتاب خوش بینی آموخته شده می‌نویسد:

 استعداد و هوش قطعاً در پیشرفت یا حداقل در سرعت پیشرفت نقش دارند. اما امید و انگیزه مواردی هستند که در نبود آنها، هیچ حرکتی شکل نمی‌گیرد و خوش بینی، پیش نیاز این حرکت است.

سلیگمن به شکل‌های مختلف به این مطلب اشاره کرده است که:

 مدت خیلی زیادی از آن دوران گذشته است که رفتارگرایان به رهبری اسکینر، حاکمیت مطلق حوزه روانشناسی را در اختیار داشته باشند. نگرشی که بگوید همه چیز فقط ناشی از شرطی شدن ما و پاداش و تنبیه‌های بیرونی است. بخش‌های زیادی از نگاه ما به بیرون، نحوه‌ی تحلیل ما، ارزیابی ما از محیط و …، با تغییر نگرش و ذهنیت ما می‌تواند تغییر کند.

اگر علاقمند باشید، در یکی  مطالب متمم تحت عنوان بدبینی، میراث نامطلوب والدین، می‌توانید بخش‌ کوچکی از توصیه‌های این کتاب را مرور کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری روانشناسی مثبت گرا به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

21 نکته برای معرفی منابع: کتاب خوش بینی آموخته شده

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : کوثرهاشم زاده

    متن تمرین :

    فرقی که این کتاب با کتاب های دیگه ای که من مطالعه کردم داره :توجه به مسئله ی تبدیل دانش به مهارت هست...

    کتاب به خواننده توجه بسیار زیادی داشته و از خود ترفند باور و ایجاد ذهنیت در مخاطب استفاده کرده...به طوری که در ابتدای فصل های اول نویسنده تمام تلاشش رو می کنه تا با دلیل  و مدرک ،  در مخاطب باور عمیقی در مورد مفهوم «باور» و «ایجاد ذهنیت»،شکل بده .

    و در فصل های آخر به شکل واضح و ساده و با مثال های بسیار ملموس خواننده رو در جهت آگاهی به لحظه ی اکنون و خوندن صریح و و اضح خودش پیش ببره.

     

    گفت و گوی ذهنی ،مبحثی هست که کمتر بهش توجه شده...و اگر هم بیان شده...در جهت تغییروشکل دادن متفاوت به این ساختار حجیم ذهنی ،راه حلی مناسبی مطرح نشده....

    اما راه حل های این کتاب  واقعا در ضمیر نفوذ پیدا میکنه و موجب تحول ادمی و خوداگهی در زمان حال میشه...

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .