Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
شرایط دریافت هدیه نوروزی متمم: دوره صوتی آموزش هدف‌گذاری (کلیک کنید)


هوش هیجانی پایین چگونه به ما لطمه می‌زند؟


هوش هیجانی پایین

ضعف در هوش هیجانی را می‌توان به سبزیِ گیر کرده بین دندان‌ها تشبیه کرد: اگر در دهان دیگران باشد، به سرعت به چشم‌مان می‌آید. اما اگر در دهان خودمان باشد، ممکن است تا مدت‌ها – پیش از این که به آینه برسیم یا کسی به ما بگوید – از آن مطلع نشویم.

مصداق‌های هوش هیجانی ضعیف دیگران را هم به سادگی می‌توان تشخیص داد. اما این نگاه حساس و تیزبین، معمولاً برای دیدن ضعف‌های خودمان به کار نمی‌آید. تحقیقات هم این نکته را تأیید می‌کنند که ما در تشخیص قوت‌ها و ضعف‌های هوش هیجانی خودمان چندان قوی نیستیم (+).

بخشی از این ضعف را با یک تمرین نسبتاً ساده می‌توان جبران کرد. به این صورت که پای صحبت دیگران بنشینیم و از آن‌ها بپرسیم که مصداق‌های هوش هیجانی پایین را در چه جاهایی دیده‌اند و تجربه کرده‌اند. شنیدن این تجربه‌ها ممکن است حساسیت ما را به رفتارهای خودمان افزایش دهد و زمینه‌ای فراهم کند تا برای افزایش هوش هیجانی خود تلاش کنیم.

با این مقدمه، در این درس تمرین ساده‌ای داریم که اگر آن را با دقت و حوصله انجام دهید، نتیجه‌اش می‌تواند در ادامهٔ مسیرِ تقویت هوش هیجانی کمک‌کننده باشد.

برای پاسخ دادن به سوالی که در ادامه می‌آید، خود را درگیر تعریف‌های سنگین و علمی هوش هیجانی نکنید. هوش هیجانی را در حد توانایی فهم و تشخیص و مدیریت و استفاده از هیجانات در نظر بگیرید. هر چیزی که به هیجان‌ها و عواطف انسانی مربوط است و در قلمرو نگاه سنتی به تعریف هوش (IQ) نمی‌گنجد.

فردی که هوش هیجانی پایین برایش دردسرساز شده

آیا فردی را در اطراف خود می‌شناسید که سرمایه‌های ارزشمندی (مهارت، دانش، هوش ریاضی، اعتبار خانوادگی، پول و …) داشته، اما هوش هیجانی پایین مانع رشد و پیشرفتش شده یا برایش دردسر ایجاد کرده باشد؟

یا فردی که ظاهراً فرصت و زمینهٔ کافی برای یک زندگی خوب، دوستی‌های خوب و رابطهٔ عاطفی رضایت‌بخش دارد، اما هوش هیجانی پایین برایش چالش‌آفرین شده و نتوانسته به این چیزها دست پیدا کند (یا آن‌ها را از دست داده است).

بدون این‌که مستقیم از آن فرد نام ببرید، توضیح دهید که در تأیید حرف خود، چه نمونه یا نمونه‌هایی از رفتار او در ذهن‌تان دارید.

چنین فردی ممکن است در حال حاضر چندان موفق نباشد و یا حتی موفق باشد،‌ ممکن است شرایط زندگی‌ عاطفی‌اش خوب باشد یا شکست عاطفی خورده باشد، اما شما بر این باور هستید که اگر هوش هیجانی‌ بالاتری داشت، می‌توانست دستاوردهای بیشتر و وضعیت بهتری داشته باشد.

با وجودی که فکر کردن به این سوال و پاسخ دادن به آن بسیار مهم است، کار مهم‌تر این است که نظرات و تجربه‌هایی را که دوستان‌تان زیر این سوال مطرح می‌کنند بخوانید. چون احتمالاً مواردی را خواهید دید که از چشم خودتان دور مانده یا آن‌ها را جدی نگرفته‌اید.

محدودیت در دسترسی کامل به درس‌های هوش هیجانی

دسترسی کامل به درس‌های هوش هیجانی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

  تعداد درس‌ها: ۳۱ عدد

  دانشجویان این درس: ۴۶۶۵ نفر

  تمرین‌های ثبت‌شده: ۳۱۸۷ مورد

اعضای ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به درس‌های هوش هیجانی به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنند که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  فنون مذاکره | مهارت ارتباطی  | کار تیمی

  خودشناسی | شخصیت شناسی  |  تحلیل رفتار متقابل

  کوچینگ  |  مدیریت تعارض  | رابطه عاطفی

  افزایش عزت نفس  |  زندگی شاد

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     تعدادی از دوستان علاقه‌مند به این مطلب:    Ali Jafarizade ، طاهره خادمی ، محمد رضا جهانبخش قره‌باغی ، حسین قربانی ، نرگس حسنی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری هوش هیجانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه هوش هیجانی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۵۳۸ نظر برای هوش هیجانی پایین چگونه به ما لطمه می‌زند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    من دوستی دارم که یک کسب و کار اندازهٔ متوسط را با حدود ۱۰۰ نفر کارمند اداره می‌کند.
    آن‌ها محصول نسبتاً خوبی دارند و مشتریان‌شان هم تقریباً از خدمات‌شان راضی هستند. اما رشد کسب و کارشان تقریباً متوقف شده و خودش معتقد است که مشکل‌اش این است که - به رغم پرداخت حقوق و پاداش نسبتاً خوب - همکاران قوی با او نمی‌مانند و مجموعه‌اش را ترک می‌کنند.
    من هم به عنوان کسی که هم او و هم تعدادی از اعضای تیم‌اش را می‌شناسم، فکر می‌کنم که درست می‌گوید و این استعفاهای زودهنگام و کوتاه بودن مدت همکاری،‌ به مانعی برای رشد آن‌ها تبدیل شده است.
    دوست من، مبانی مدیریت را به خوبی می‌شناسد و هوش ریاضی‌اش هم عالی است. اما نقطه ضعف‌اش این است که حس و حال همکارانش را جدی نمی‌گیرد یا به خوبی درک نمی‌کند.
    این را هم از همکارانش شنیده‌ام و هم خودم در جلسات‌شان دیده‌ام که فضای کافی برای حرف زدن همکارانش ایجاد نمی‌کند و گاه به کلی فراموش می‌کند که حال و هوای آن‌ها را در نظر بگیرد.
    به این دو تجربه توجه کنید:
    یک بار سه نفر از همکارانش را همراه خودش به جلسه آورده بود. اما تمام مدت خودش صحبت کرد. وقتی بحث تمام شد، یکی از همکارانش اجازه گرفت تا چند نکته را مطرح کند. نکته‌ها واقعاً مهم نبودند و بعضی از آن‌ها هم قبلاً گفته شده بودند. به نظر می‌رسید که آن فرد،‌ از این‌که تمام مدت مانند مجسمه در جلسه بوده آزار دیده است و دوست دارد با چند جمله حرف زدن، این حس را القا کند که حضورش مفید بوده است. اما دوست من به او تذکر داد که: «همهٔ این نکات قبلاً گفته شده بودند. فکر کردم می‌خواهی حرف مهمی بزنی.»

    یک مرتبه هم یکی از همکارانش که معمولاً کارها را بدون اشکال انجام می‌دهد، در طراحی یک مجموعه اسلاید اشتباهات متعدد داشت. وقتی این اشتباهات را با لحن بسیار تندی به او تذکر داد، آن همکار ابراز تأسف کرد و گفت که روز گذشته رابطه‌اش با شریک عاطفی‌اش به هم خورده و به همین علت، تمرکزش کم بوده است. دوست من پاسخ داد: «اگر سر هر بار دوست شدن و قهر کردن، یک روز مغزت تعطیل باشد، پس کار را چگونه جلو ببریم؟»

    بررسی‌ها و شنیده‌هایم نشان می‌دهد که اکثر همکاران او، از حقوق پرداختی و شرایط شرکت راضی هستند. اما این نوع برخوردها باعث شده که همواره مترصد فرصتی بهتر باشند و از هر پیشنهادی برای جابه‌جایی به شرکت‌های دیگر استقبال کنند.
    من این ضعف‌ها را مصداق هوش هیجانی پایین می‌دانم. چون هر وقت کسی برای دوستم توضیح می‌دهد که این یا آن رفتار تو حس بدی را در فلانی ایجاد کرد، پاسخ می‌شنویم که: «جدی؟ فکر نمی‌کنم. او حالش خوب بود.» یا گاهی می‌گوید: «حالش از جای دیگری خراب بود. ربطی به حرف‌ها و رفتارهای من نداشت.»

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .