Menu


داستان گویی در تبلیغات


داستان گویی در تبلیغات

یکی از اصطلاحاتی که طی سال‌های اخیر به صورت گسترده در حوزه‌های مختلف مدیریت و بازاریابی رواج پیدا کرده، بحث داستان‌گویی و Storytelling است.

می‌توان گفت به طور خاص داستان گویی در تبلیغات بیش از سایر زمینه‌ها مورد توجه بوده که احتمالاً می‌توان علت این مسئله را در هزینه پایین اجرای این شیوه و دستاوردهای اقتصادی بالای آن جستجو کرد (البته باید به خاطر داشته باشیم که خلاق بودن و استفاده از نیروی فکری خلاق، هزینه دارد).

وجود شبکه های اجتماعی فرصت ارزشمندی برای به کارگیری این ابزار در خدمت تبلیغات است.

چون اگر داستان جالب و جذابی خلق شده باشد، مردم در نقل و بازنقل آن – بدون دریافت هرگونه هزینه (بر خلاف رسانه‌های بزرگ تبلیغاتی) – کمک خواهند کرد.

بسیاری از ما با شنیدن واژه‌ی داستان‌گویی، به یاد سبک قدیمی‌ داستان‌های مادربزرگ‌ها می‌افتیم؛ در حالی که بحث اصلی در کاربرد داستان در کسب و کار این است که دو اتفاق بیفتد: یکی اینکه به جای منطق (یا در کنار منطق) احساس مخاطب هم درگیر شود و دیگر اینکه او ترغیب شود پیامی را که دریافت کرده برای دیگران نقل کند.

پیام غیرمستقیم در تبلیغات - داستان گویی در تبلیغات

طی هفته‌های اخیر دو رستوران زنجیره‌ای مطرح جهان یعنی KFC و McDonald با دو انگیزه‌ی متفاوت از این شیوه استفاده کردند.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان تبلیغات مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  مهارت فروش

  دیجیتال مارکتینگ

  سیستمهای کنترل مدیریت (برای سنجش اثربخشی تبلیغات)

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

[ درس مرتبط: نقش داستان گویی در مذاکره ]

در پایان این بحث، خوب است دوباره بر این نکته تأکید کنیم که:

وقتی از داستان گویی در تبلیغات حرف می‌زنیم، منظورمان این نیست که الزاماً بنشینیم و برای مخاطب داستان بگوییم (اگر چه این کار هم اشتباه نیست). بلکه منظور این است که کارهایی انجام دهیم که دیگران داستانی داشته باشند تا از ما برای دیگران بگویند.

شما در کشور خودمان، وضعیت تبلیغات را از نظر فاصله گرفتن از توصیه‌ی مستقیم به خرید و نزدیک شدن به خلق روایت‌های داستانی چگونه می‌بینید؟

چه مثال‌های موفق و ناموفقی در ذهن دارید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مهسا عربکوهی , احمد , سارا جانی‌پور , یوسف شیخه , محسن کیان مهر

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تبلیغات به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تبلیغات
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

30 نکته برای داستان گویی در تبلیغات

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : رضا جوادی

    موارد زیادی از داستان گویی در تبلیغات دیدم.دو موردش که برام متفاوت و جالب و البته یک جورایی هم راستا بود رو اینجا میگم.

    اولی تبلیغی که اخیرا بیمه فروشی آنلاین بیمیتو انجام داد و واکنش های زیادی رو در پی داشت.تا حدی که مدیر عامل بیمیتو بابت این تبلیغ مجبور به عذر خواهی شد.

    داستان تبلیغ بیمیتو و ویدیو تبلیغ شماره 1 - ویدیو تبلیغ شماره 2

    حقیقتا من خودم به شخصه و بعدها از اطرافیانم هم که پرسیدم هیچ کدوم تبلیغ ویدیویی بیمیتو که توسط اینفلئونسرها انجام شده بود رو ندیده بودیم.ولی بعد از جنجالی که به پا شد تبلیغش رو دیدم و با بیمیتو آشنا شدم.و خب طبیعیتا تو ذهن من هم ماندگار شد.بعدش برای چند نفر هم داستان رو تعریف کردم.الان هم که اینجا دارم تعریف میکنم و عملا داستانی شد برای من تا برای اطرافیانم تعریفش کنم.نمیدونم هدف از کمپین چی بود ولی هرچی که بود به نظر من افراد زیادی با بیمیتو آشنا شدند.هر چند شاید خیلی ها از محتوای تبلیغ خوششان نیامده باشد ولی به هر حال آشنایی ایجاد شد و Impression   بالایی داشت.

    مورد دوم هم کمپین تبلیغاتی شیپور بود که یکی از ویدیوها توسط سروش رضایی انجام شد.هم راستا با اون یک سری بیلبور هم در سطح شهر نصب شده بود که فروش تلمبه در شیپور رو نشون میداد.

    این تبلیغ رو هم من بعدها شنیدم و باز هم خودم با خیلی از اطرافیانم راجع بهش صحبت کردیم که به نظرم باز هم باعث دیده شدن زیاد تبلیغ شد.

    این دو تا تبلیغ هر جفتشونم با استفاده از تابوهای جامعه میخواستند دیده بشند که به نظرم تا حدود خوبی دیده شدند و درباره شان صحبت شد.اما تاثیرشان در ذهن مخاطب چقدر بوده و آیا این تاثیر مثبت بوده یا منفی رو من نظری ندارم و اطلاعاتی هم پیدا نکردم.

    از دوستان دیگه خواهش میکنم اگه در رابطه با این نوع تبلیغات نظری دارند لطف کنند و نظرشان را زیر این کامنت من بنویسند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .