Menu


ماتریس توانایی های ارتباطی


منظور از ماتریس توانایی های ارتباطی چیست؟

در درس جستجوی نقاط ضعف در ارتباط فهرستی از رایج‌ترین ضعف‌ها و مشکلات ارتباطی را ارائه کردیم.

آن فهرست صرفاً در حد یک نقطه‌ی شروع بود و احتمالاً شما خود، موارد دیگری هم در ذهن دارید که می‌تواند به این فهرست یا چنین فهرست‌هایی افزوده شود.

اما اگر قصد داشته باشید به صورت جدی برای توسعه مهارت ارتباطی خود برنامه ریزی کنید، لازم است چارچوب شفاف‌تری تعریف کنید و صرفاً به یک فهرست بلند از مشکلات و نقاط ضعف، اکتفا نکنید.

مدل های بسیار متنوعی برای توصیف و طبقه بندی توانایی های ارتباطی مطرح شده‌اند.

در میان آن‌ها، یکی از مدل‌های ساده و ارزشمند توسط دو نفر به نام‌های اشپیتزبرگ و کوپاچ مطرح شده است (+).

این مدل (با عنوان Communication Competency Model) حدود سه دهه قبل پیشنهاد شد؛ اما به علت مفید بودن، هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

حتی خود اشپیتزبرگ هم در یکی از کتابهای جدید آموزش مهارتهای ارتباطی – که یک مرجع معتبر هم هست – هم‌چنان آن را مبنای ارزیابی توانایی ارتباطی قرار داده است (+).

ماتریسی برای سنجش و اندازه گیری توانایی ارتباطی

برای این‌که چهار بخش این نمودار را بهتر درک کنیم، ابتدا لازم است دو مولفه‌ی اصلی را که در قالب دو محور افقی و عمودی نشان داده شده‌اند، بهتر بشناسیم.

 اثربخش بودن ارتباط

منظور از اثربخش بودن ارتباط، این است که پیام مد نظرمان به شکل درستی منتقل شود.

به زبان ساده‌تر و خودمانی‌تر، حرف‌مان را به طرف مقابل برسانیم (و به شکل مشابه، حرف طرف مقابل را بفهمیم).

بخشی از مواردی که به عنوان ضعف ارتباطی مطرح می‌شوند، در دسته‌ی اثربخشی پایین پیام قرار می‌گیرند.

اثربخشی پایین می‌تواند ریشه‌های متنوعی داشته باشد. به عنوان مثال، به موارد زیر توجه کنید:

  • سبک رفتاری شما در مدیریت تعارض به “اجتناب” نزدیک است و معمولاً از ترس این‌که تعارض جدی‌تر نشود، پیام خود را به شکل درست و کامل نمی‌رسانید.
  • رابطه عاطفی با طرف مقابل برای شما مهم است و تا کنون تجربه‌های ناموفق متعددی در اداره‌ی جر و بحث‌ها داشته‌اید. نهایتاً این تجربه‌ها شما را به این نتیجه رسانده که به جای تلاش برای ارتباط قوی‌تر، از ارسال بخشی از پیام‌های خود صرف‌نظر کنید.
  • هیچ ریشه و خاطره‌ی منفی وجود ندارد. واقعاً دلتان می‌خواهد پیام‌تان را درست و کامل برسانید و حرف طرف مقابل را هم به خوبی درک کنید. اما معمولاً متوجه می‌شوید که انتقال پیام به شکل کامل انجام نشده است.

به عبارت دیگر، پایین بودن اثربخشی می‌تواند ناشی از ضعف مهارتی یا ناشی از یک انتخاب و یا ترکیبی از این دو باشد (که البته در هر حالت، منطقی است برای بهبود آن تلاش کنیم).

مناسب بودن شیوه‌ی ارتباط

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید.

شما با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، به درس‌های مختلفی (از جمله: استعدادیابی، سبک زندگی، هوش کلامی، افعال پرکاربرد انگلیسی، مهارتهای ارتباطی و پاراگراف فارسی) دسترسی پیدا خواهید کرد.

تمرین و مشارکت در بحث

خوشحال می‌شویم اگر مثال و مورد دیگری هم به ذهن شما رسید که می‌توانست مکمل مثال‌های درس باشد، آن‌ها را با دوستان خود مطرح کنید.

فقط لطفاً حوزه‌ی ارتباط (Context) را به شکل شفاف مشخص کنید.

مثلاً این‌که مثال‌تان به ارتباط در نرم‌افزارهای پیام‌رسان مربوط است یا این‌که درباره‌ی یک جلسه‌ی سازمانی حرف می‌زنید یا هر موضوع دیگری که در ذهن‌تان تداعی شده است.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    حسین بنی ، سپیده ، شیرین کبریایی ، مژگان قاسمی ، محمد زمانی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارتهای ارتباطی و زبان زندگی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارتهای ارتباطی و زبان زندگی

قوانین کامنت گذاری در متمم

74 نکته برای ماتریس توانایی های ارتباطی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امین

    مرداد 98 شروعی بود برای این‌که با یکی از دوستانم به مشکل جدی بربخورم

    مثلا ساعت 4 عصر بود که با هم قدمی زدیم و صحبتی کردیم؛ مشخصا او طرفدار منفی‌بافی و من طرفدار مثبت‌بافی (!) بودم.شاید هر دو در مرحله افراطی!
    این اخلاق‌مان برایم مهم نبود. چون ازش صحبتی به میان نمی‌آمد و کاری هم باهاش نداشتیم.
    ناگهان و بر حسب اتفاق صحبتی خیلی کوتاهی در این باره کردیم و سریع‌تر بحث را عوض کردم به سمتی که انقدر تضاد فکری وجود نداشته باشد. (چون می‌دانستم اگر ادامه پیدا می‌کرد به تعارض منجر می‌شد)

     

    ساعت 7 عصر از هم خداحافظی کردیم و ساعت 9 شب دیدم او در قالب یک پست اینستاگرامی و ویدیویی از مهران مدیری با این کانتکست که "دیگه مسخره شده این دنیا و ..." و به سخره گرفتن یکی دو جمله‌ای که چند ساعت پیش گفته بودم و تفکراتم پرداخت.
    و خیلی بهم برخورد!

    من هم در قالب یک استوری ناقابل اینستاگرامی از خودم و نگرشم دفاع کردم

    -------------------------------------------------

    و همین شروعی بود بر پایان رابطۀ ما... .

    نسبت به هم سرد شدیم و کم کم فراموش کردیم چه چیز‌هایی در اولویت است. ثابت کردن خودمان به همدیگر و دیگران در رقابتی برای بهتر بودن باعث شد رابطه کاملا شکراب شود

     

    انتخاب اشتباهی کردم و تصمیم اشتباهی گرفتم.

    احساسات در شبکه‌های اجتماعی به درستی منتقل نمی‌شوند و گاها کاملا برعکس منتقل می‌شوند.

    شاید اگر بجای اینستاگرام زنگی به او میزدم یا در جلسات بعدی پیاده‌روی این موضوع را مطرح می‌کردم این اتفاقات نمی‌افتاد و موضوع راحت حل می‌شد.

    اختلاف نظر جز جدایی ناپذیر انسان‌هاست. کمتر دو انسانی، حداقل در یک نسل، با ذهنیت‌های مشابه پیدا می‌شوند. ولی گاها وجود سوء تفاهم و برداشت اشتباه از صحبت‌های متضاد افکارِ دیگری، باعث وجود چنین مشکلاتی هم می‌شود.

     

    تصمیم گرفتم از آن روز تا حد ممکن شخص را ببینم. و یا تماس بگیرم. یا در بدترین حالت ممکن وویس (Voice) بفرستم و از متن (Text) فاصله بگیرم.

    کلمات قدرت زیادی دارند.

    کلمات مکتوب بیشتر.

    قدرتِ سازش و همینطور قدرتّ تخریب

     

    شاد و تاثیرگذار باشید :)
    امین

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .