Menu


انسان‌ها تغییر می‌کنند


انسان ها تغییر می کنند

بسیاری از جمله‌هایی که ما به صورت روزانه در پیام اختصاصی متمم برای شما نمایش می‌دهیم، گزاره‌هایی نیستند که به سادگی بتوان آن‌ها را رد یا تأیید کرد. البته ما هم با چنین انگیزه‌ای آن‌ها را نمایش نمی‌دهیم.

هدف اصلی از جملات مطرح‌شده در پیام اختصاصی این است که برای لحظاتی، خاطره‌ها و دانسته‌ها و تجربه‌های خود را مرور کنیم و با نگاهی تازه، آن‌ها را واکاوی کنیم.

از سوی دیگر، در حاشیه‌ی بعضی از این جمله‌ها، آن‌قدر بحث و اما و اگر وجود دارد که دلمان می‌خواهد درباره‌ی آن‌ها با دوستان‌مان صحبت کنیم و دیدگاه‌های خودمان را هم به آن بحث‌ها بیفزاییم. مطالب دعوت به گفتگو در متمم بر پایه‌ی این فرض، منتشر می‌شوند. جمله‌ای که این‌بار انتخاب کرده‌ایم، از سامرست موآم است و می‌توان آن را زیرمجموعه بحث حمایت اجتماعی و رابطه عاطفی دانست: هیچ‌یک از ما آدم پارسال نیستیم. آن‌هایی که دوست‌شان داشته‌ایم هم، دیگر آدم سال قبل نیستند. این صرفاً نیک‌بختی است که انسان تغییرکرده‌ی امسال، انسان تغییرکرده‌ی دیگری را که سال قبل دوست داشته، هم‌چنان دوست بدارد.

این دیدگاه را می‌توان از زوایای مختلفی بررسی کرد.

در نخستین نگاه، احتمالاً سکانس‌های متداول فیلم‌های خانوادگی در ذهن‌مان تداعی می‌شود که در آن،‌ زن یا شوهر، با لحنی گلایه‌آمیز به دیگری می‌گویند: «تو دیگر آدم سابق نیستی. تو فرق کرده‌ای.»

البته این را هم می‌دانیم که بخشی از این تغییرها، در طرف مقابل نیست؛ بلکه در شناخت ما از طرف مقابل است. ما شناخت اولیه را غالباً بر پایه‌ی انتظارات خود می‌سازیم و به تدریج، با واقعیت طرف مقابل روبرو می‌شویم.

اما همه‌ی مسئله را هم نمی‌توان در این نکته خلاصه کرد.

شاید برایتان پیش‌ آمده باشد که گروه دوستان دانشگاهی یا دبیرستانی خود را در شبکه های اجتماعی پیدا کرده باشید و کار به قرار حضوری هم رسیده باشد و آن‌جا، دیده باشید که دیگر هیچ بهانه‌ای برای «دوست داشتن کسانی که روزی دوست‌شان داشته‌ایم» وجود ندارد.

لازم نیست راه دور برویم. شاید گروه دوستی نسبتاً تازه‌ای که همین دو سال قبل هم شکل گرفته، امروز دیگر آن استحکام قبلی را نداشته باشد و بخشی از این مسئله را بتوان به تغییر کردن اعضای گروه نسبت داد.

شاید باید پذیرفت که عشق و دوستی و محبت و شور و شوق، قرار نیست در تمام طول رابطه به همان شدت اولیه وجود داشته باشند، بلکه کم کم آتش آن‌ها فرو می‌نشیند و «عادت، تعهد یا اُنس» جای آن‌ها را می‌گیرد.

اما به هر حال، سایه‌ی تغییر هرگز از سر هیچ رابطه‌ای کنار نمی‌رود و شاید بتوان گفت یکی از ویژگی‌های رابطه‌ی موفق، باید این باشد که طرفین، تغییر را درک کنند و بپذیرند و از ابتدا، منتظر آن باشند.

جمله‌ی سامرست موآم، چنان‌که در ابتدای این مطلب گفتیم، فرصت خوبی است تا تجربه‌های خود را در این زمینه مرور کنیم و دیدگاه‌های خود را در این‌باره، با دوستان‌مان به اشتراک بگذاریم.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    مهدی عرب ، محمدحسن مازاراتابکی ، الهه ربیعی ، فهیمه ، سپیده

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری حمایت اجتماعی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه حمایت اجتماعی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

31 نکته برای انسان‌ها تغییر می‌کنند

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : نیلوفر کشاورز

    داشتم به تمام روابطی که با اطرافیانم، دوستان رفته ام، دوستان تاریخ گذشته ام، دوستان فعلی ام و بقیه دارم یا داشتم فکر می کردم.

    بارها افراد زیادی از لیست و دایره روابطم کنار گذاشته شده اند و بارها از " کوله پشتی" رابطه با دیگران بیرون گذاشته شده ام. در همه این بودن و ماندن و رفتن ها به چند مرحله در رابطه پی برده ام:

    مرحله اول: برداشت ما از طرف مقابل 

    غالبا آلوده به خطاهای شناختی و ادراکی فاحش است. بیشتر آدمها را همان طوری که دوست داریم باشند می بینیم.

    مرحله دوم: رویارویی با واقعیت

    در این مرحله آن آدم را به شکل واقعی تجربه می کنیم. حتی ماهرترین بازیگران هم بالاخره از یک جایی به بعد خسته می شوند و خود واقعی شان را نشان می دهند.

    مرحله سوم: شوک یا جاخوردن

    در این مرحله بسته به اینکه در مرحله اول چقدر تصویر شیکی ساخته باشیم، مقدار شوک متفاوت است. باور نمی کنیم این آدم همان آدمی باشد که برای رابطه انتخاب کرده باشیم.

    مرحله چهارم: شکل گیری برداشت جدید

    حالا ما آن آدم را به شکل جدیدی که با برداشت اولمان فرق دارد می بینیم و می شناسیم.

    مرحله پنجم: واکنش احساسی به مرحله چهارم

    گاهی خشمگین و عصبی می شویم، گاهی شرمنده می شویم. به هر حال حس مان به آن آدم عوض می شود.

    از اینجا به بعد افراد دو دسته می شوند:

    یا وارد فاز پذیرش می شوند،

    و یا خشم و سایر احساسات مثبت و منفی را تجربه می کنند.

    مرحله آخر : تصمیم گیری

    در این مرحله انتخاب می کنیم که آن آدم را کنار بگذاریم، همان طور که هست کنارش بمانیم، بمانیم و تلاش کنیم او را عوض کنیم، بمانیم اما به طور ذهنی او را کنار بگذاریم، پدرش را در بیاوریم برای کسی که هست و ....

    به نظر من بسته به عمق بلوغ و توسعه یافتگی فرد واکنش ها متفاوت است. اما یک گونه نادر از انسانها هم هستند که به آزادی روح انسان و مسیر منحصر به فرد آدمها   اعتقاد دارند. آنها زنجیر به پای دیگری نمی بندند و ماندنشان را به شرط و شروط آلوده نمی کنند. آنها می توانند با تو پرواز کنند و تا هر جا خواستند و توانستند با تو بیایند و هر جا خواستی جدا شوی بی آنکه از مهرش به تو کم شود و بدون آنکه مهرت به او تنزل پیدا کند، به جهت دیگری کوچ کنی. این آدمها هر تغییر تو را بخشی از مسیر روح تو می دانند و آن را پاس می دارند و برای تو هستند و بودنشان برای آدم، حال آدم را خوب می کند.

    این آدمها بناهای خوبی  هستند. حتی اگر آجر سمتشان پرت کنی، با آن چیزی می سازند که از ساخته شان حیرت کنی.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .