Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقه‌ای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که می‌خواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، می‌تواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کرده‌اند می‌تواند یک یادآوری باشد.

البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایل‌ها تلاش می‌شود بحث‌ها و مثال‌ها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درس‌ها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.

در فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفته‌اند:

  خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.

  در دوران جدید، سهم آموزش کم‌رنگ‌تر و سهم یادگیری پررنگ‌تر شده است.

  خطاهای شناختی ما، می‌توانند مانع یادگیری اثربخش شوند.

نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش می‌دهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.

با کلیک بر روی تصویر، می‌توانید نسخه‌ی با کیفیت‌تر را مشاهده کنید:

یادگیری به عنوان یک مهارت


این فایل‌ صوتی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری

سایر فایل‌های صوتی مرتبط با مباحث درسی را می‌توانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.

[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۷۲۵ نظر برای فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی

    با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه...

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  1. آترین نیک نام گفت: (عضو ویژه)

    سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
    یک مورد تجربه شخصی من از جنس اینکه «مغز ما وزن دهی صحیحی در مورد اطلاعات ورودی ندارد و آمار نمی فهمد» در مورد سفارش غذا از پلتفرم های آنلاین اتفاق می افتاد، خصوصا وقتی می خواستم از یک رستوران جدید سفارش بدم. با اینکه آیتم مورد نظرم رو با توجه به امتیاز بالا انتخاب می کردم و از حجم نظرات برای اون آیتم مطلع بودم، کافی بود یک یا دو کامنت منفی ببینم تا نظرم عوض بشه. نکته جالب دیگری که بعدا در نظرم اومد این بود که احتمالا مشتریان ناراضی بسیار بیشتر از مشتریان راضی امتیازدهی و بخصوص کامنت گذاری میکنن.

  2. علی نمازی گفت: (عضو ویژه)

    مثال رانندگی زنان، تجربه زیسته خود من بوده. مدتی بود به این فکر می‌کردم که چرا رانندگی زنان ضعیف هست. بعد از مدتی به ذهنم خطور کرد که انگار من به دنبال جمع کردن شواهدی برای تایید باورم هستم و به شواهد دیگر کم‌توجهی می‌کنم. مردها هم در حین رانندگی زیاد اشتباه می‌کنند اما انگار من آنها را ناخواسته نادیده می‌گرفتم چون در جهت تایید آن فرضیه‌ام نبوده‌اند.

  3. حميدرضا عباسي گفت: (عضو ویژه)

    با سلام و عرض ادب و احترام

    چقدر مهم است که محمدرضا جان می فرماید مهم تر از یادگیری و به خاطر سپاری مطالب آموخته شده این است که مهارت فراموشی مطالب قبلی که به نظر نیاز به جایگزینی با آموخته های درستی که به تازگی یادگرفته ایم را پرورش داده و مفروضات قبلی خود را به راحتی و بدون هرگونه مقاومتی به دست فراموشی بسپاریم

    اگر مهارت یادگیری را با تفکر سیستمی ممزوج کنیم می توانیم در امر یادگیری مطالب و به کارگیری دانسته ها و مفروضات درست خود موفق شویم

    ممنون و سپاس بیکران

  4. یادگیری باعث می شود قطعیت در کلام ما کمرنگ شود

    در جامعه، بسیاری از افرادی را دیده ایم که هم ما و هم خودشان میدانیم که اطلاعی از یک موضوع خاص ندارند؛ ولی با همان دانش بسیار کم، اصرار خیلی زیادی بر دانسته اندک خود (که صحت آن معلوم نیست!) می کنند.

    شخصی که یادگیری را یاد گرفته باشد می داند که هر یافته قبلی را می توان به چالش کشید و همواره به دنبال کشف موارد جدید هستند و این موضوع را به زیبایی درک کرده اند.

    توهم دانستن در یک جامعه بسیار خطرناک است و نهایتا نتیجه آن عدم استفاده از افراد متخصص می باشد.

  5. عرفان رجبی خراسانی گفت: (عضو ویژه)

    فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری، نگاهی دقیق و کاربردی به تحول مفهوم یادگیری در دنیای امروز داشت. به ویژه تأکیدش بر تفاوت آموزش و یادگیری و کاهش سهم نظام‌های آموزشی رسمی، مسئله‌ای است که نیاز به بازاندیشی در روشهای سنتی را پررنگ می‌کند. در اینجا چند نکته از برداشت‌هایم را به اشتراک می‌گذارم:

    اشاره به اینکه یادگیری دیگر محدود به سن، مقطع یا مکان خاصی نیست، کاملاً منطبق با نیازهای عصر دیجیتال است. امروزه دسترسی به منابع آنلاین و تنوع مهارت‌های موردنیاز، یادگیری مستمر را به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرده است.

    بحث فراموش کردن آموخته‌های نادرست و به‌روزرسانی دانش با اطلاعات جدید، نگاهی واقع‌بینانه به چالش ذهنیت‌های ثابت دارد. این موضوع به ویژه در حوزه‌هایی مانند فناوری یا علوم اجتماعی که به سرعت در حال تغییرند، حیاتی است.

    همچنین هشدار نسبت به توجه صرف به آخرین داده‌ها یا یادگیری پراکنده از طریق پیام‌رسان‌ها نکتۀ مهمی است. این مسئله به ما یادآوری می‌کند که بدون تمرکز و انتخاب منابع معتبر، یادگیری عمیق برایمان اتفاق نمی‌افتد.

    در مورد نقش آموزگار در آموزش هم نباید از این نکته غافل بشیم که اگرچه سهم نظام آموزشی رسمی کاهش یافته، اما مربیان و منتورها می‌توانند به عنوان تسهیل‌گران فرآیند یادگیری عمل کنند؛ نه صرفاً انتقال‌دهندگان اطلاعات. البته که آموزش روش‌های خودآموزی و تفکر نقادانه باید در اولویتشان باشد.

    نکات آقای شعبانعلی به خوبی نشان می‌ده که یادگیری در قرن ۲۱، بیش از هر زمانی نیازمند خودآگاهی، انعطاف و تفکر نقادانه است. با این حال، به نظر من جای خالی بحث دربارهٔ تأثیر فناوریهای نوین (مانند هوش مصنوعی در شخصی‌سازی یادگیری) یا روشهای عملی تقویت مهارت یادگیری (مثل تکنیک‌های یادگیری تعاملی) در این درس احساس می‌شود.

    در آخر هم از دوستانی که تجربه و دانش بیشتری در این زمینه دارند سوالی دارم:

    اول اینکه چگونه می‌توان در دنیایی که حجم اطلاعات به سرعت در حال افزایش است، منابع قابل اعتماد را شناسایی کرد؟ شاید نیاز به معرفی ابزارها یا چارچوب‌های مشخصی برای ارزیابی اعتبار منابع باشد تا بهتر کمکمون کنه.

    و دوم اینکه اگرچه فراموش کردن مفروضات نادرست مهم است، اما آیا طرد کامل دانش گذشته همیشه منطقی است؟ چگونه میشه بین حفظ دانش پایه و پذیرش ایده‌های جدید تعادل ایجاد کرد؟

    • آترین نیک نام گفت: (عضو ویژه)

      سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز

       

      در ابتدا باید متذکر بشم که من خود در حال آموختن هستم و ادعایی بر دانش و تجربه بیشتر ندارم. تحلیل شما برام جالب بود و تمایل داشتم نظرم رو در مورد سوالاتتون مطرح کنم.

      در مورد سوال اول: در تجربه شخصی من، دلیل اصلی استفاده افراد از منابع غیر معتبر، همان عدم آگاهی نسبت به اهمیت اعتبار منبع هست. بیشتر ما وقتی دنبال مطلبی هستیم به اولین منبعی که در اختیارمون قرار میگیره بسنده می کنیم. معمولا جستجو با موضوع «منابع معتبر در زمینه ی x» (که می تواند هر چیزی باشد) نتایج مناسبی در دسترس قرار می دهد. برای مثال اگر با همین عبارت در مورد مبحث مدیریت جستجو کنید، به احتمال بسیار بالا چشمتان به HBR (Harvard Business Review) خواهد خورد.

      در مورد سوال دوم: به نظر من منظور از این درس طرد کامل مطالب گذشته نیست، بلکه ایجاد «آمادگی» برای افزودن، ویرایش یا طرد دانش گذشته هست. برداشت من این هست که بهتر است ذهن ما یک آزمایشگاه برای مقایسه دانسته های گذشته و حال، و نتیجه گیری بر اساس نقد اطلاعات با درنظر گرفتن سوگیری ها باشد. فکر می کنم با تمرین تفکر نقادانه، یادگیری مستمر و آگاهی در مورد سوگیری های رایج ذهن انسان، این تعادل خود به خود و در طی زمان به دست خواهد آمد، چرا که رسیدن به تعادل، در کنار ابزار مناسب به تمرین و آزمون و خطا نیاز دارد.

       

      امیدوارم توانسته باشم کمکی بکنم. موفق باشید

  6. علی احمدی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    یک نکته ای که خیلی توجه الان منو رو به خودش جلب کرد در فایل، انتخاب منابع درسته.
    وقتی کمی نازک شدم در شیوه های یادگیری قبلیم متوجه این موضوع شدم که وقتی یک منبع رو در یک حوضه قبول میکنم بعنوان رفرنس، با تمرکز بیشتر و ریزبینی بیشتری به مطالب توجه میکنم و اجازه بهش میدم که یادگیری های قبلی ام رو مورد قضاوت قرار بده.
    با اینکه وقتی متوجه میشوم دانسته قبلی من درست نبوده بیشتر مشتاق میشوم که از این منبع بیشتر یادبگیرم.(البته در منابعی که مورد اعتمادم نیستند نگاهی از بالا و با زره ای ضخیم تر به موضوع نگاه میکنم)

  7. پردیس میرزایی گفت: (عضو ویژه)

    همیشه وقتی کسی رو می بینم که به واسطه مطالعه پراکنده (اخبار و اینستا و تلگرام و…) اطلاعاتی داره و روی درستی این داده ها پافشاری می کنه و به هر طنابی چنگ میزنه تا ثابت کنه که حرفاش درسته؛ با خودم فکر میکنم که چطوری حتی یک درصد احتمال نمیده که ممکنه این داده اشتباه باشه!

    عموما وقتی انسان اصلا اطلاعاتی نداره، راحت میگه نمی دونم و رد میشه.

    وقتی تا حدی مطالعات داره، توهم آگاهی میگیره و فکر میکنه می تونه درمورد همه چیز نظر بده و آگاهی داره و برای همین نظر میده و عموما متعصب هم هست.

    و بعد که اطلاعات بیشتری کسب میکنه و تخصصی تر میشه به نقطه ای میرسه که می فهمه در بین اطلاعات گسترده و زمینه های مختلف علمی، چیزهایی که میدونه خیلی خیلی کمه مثل نقطه بسیار کوچکی در کل جهان هستی! مصداق همون جمله که تنها چیزی که میدونم اینه که چیزی نمی دونم!

    و کم کم به سمت نظرات واقعا تخصصی و فروتنانه میل میکنه.

    این روند مثل یه نمودار سهمی مقعر می مونه.

  8. پردیس میرزایی گفت: (عضو ویژه)

    به واسطه تجربه هایی که داشتم میدونستم که فراموش کردن آموخته های قبلی مهمه و این درس تاییدی به این موضوع بود.

    اما نمی دونستم این موضوع چقدر مهمه و عملی کردنش چقدر سخت!

    در یکی از جمع های دوستانه در مورد یادگیری صحبت شد و من به این موضوع اشاره کردم که فراموش کردن آموخته های قبلی چقدر مهمه و با دلیل و مصداق توضیح دادم که نباید با تعصب و مقاومت نسبت به داده های قبلی بریم سراغ یادگیری چیز های جدید.

    یکی از دوستان گفت: من موافق نیستم که فراموش کردن آموخته های قبلی درسته.

    با عقاید این دوستم از قبل آشنا بودم و میدونستم منظورش چیه. اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که: حتی در برابر یادگیری همین موضوع هم مقاومت می کنی!

    در این جا متوجه شدم که این موضوع چقدر مهمه!

    احتمالا عملی نکردن و ندونستن این موضوع باعث شده که حتی افراد تحصیل کرده هم نتونستن گام موثری در مسیر یادگیری بردارن.

  9. محمدحسین پهلوان گفت: (عضو ویژه)

    در اساطیر یونانی به این سپرگرفتن و شمشیربازی با مفروضات قدیمی میگن اثر مدوسا. این خاصیت ذهنی به قدری برای روان‌درمانگر‌ها آزاردهنده است که میگن ما بین مکالمه احساس می‌کنیم که تبدیل به سنگ شدیم و ذهنمون خالی میشه. الآن می‌فهمم که این حس سنگ شدن بخاطر اینه که اون خاصیت ویژه ظرفیتی برای یادگیری و مواجهه مؤثر باقی نمیذاره.

  10. جواد سلطانی نژاد گفت: (عضو ویژه)

    من فکر می کنم یاد گیری یک امر داوطلبانه و از روی اختیار باید باشه تا اثر و نتیجه مطلوبی برایمان بگذارد؛علاوه بر آن هدف ما از بدست آوردن مهارت یادگیری در زندگی ما ؛باید از آموزش و یادگیری به منظور رسیدن به اهدافمان باشد نه هدف دیگران.
    در یادگیری باید جستجوگر باشیم ببینیم چی لازم داریم؟ چی دوست داریم ؟ چه روشی در رسیدن به این یادگیری روش بهتری بهمون یاد می‌دهد ؟
    اصلا هدفمان از یاد گیری چیه؟مثل راههای رسیدن به اهداف که می توانند  زیاد باشند؛راه رسیدن به یادگیری بهتر هم باید با شناخت و آگاهی باشه.
    ما باید تمام راهها را بررسی و اون راهی که مناسب حالمون هست و ازش لذت می بریم  را استفاده کنیم.
    اگر امروز از سیستم آموزشی که در واقع روش تزریق دانش برای یاد گیری است همه مون انتقاد داریم بزرگ‌ترین نقصش عدم شناخت راه مناسب و و عدم یاد دادن یادگیری قبل از آموزش بوده.
    چطور میشه ما مهارت یادگیری را بلد نباشیم اما توقع داشته باشیم فقط با جبر و انجام تکلیفی که دیگران برایمان تهیه کرده اند یاد بگیریم.
    پس به نظر من اول باید خوب  مهارت یادگیری را یاد بگیریم تا انتظار آموزش اثر بخش داشته باشیم.
    شاید اغلبتون بچه داشته باشید صبح که می خواهد بره مدرسه انگار داره چوب به پشتش میخوره!
    و با جبر و ناراحتی مدیره چون نه هدف را شناخته؛نه انگیزه داره و نه روش آموزش را دوست داره فقط به خواست پدر مادر و نظام آموزش رسمی می‌ره .
    حالا از چند ده میلیونی که اینطورمی می‌رن تعدادی هم هستند که خانواده ها با سواد هستند با صحبت و راهنمایی چراغی در پیش پایشان روشن می کنند تا هدفدار و با انگیزه و آشتی‌ای به سمت یادگیری و آموزش بروند.
    ای کاش بعد از با سواد شدن بچه و یاد گرفتن خواندن و نوشتن مهارت یاد گیری را بهشون یاد می دادند.

  11. عطا اسکندری گفت: (عضو ویژه)

    بخش زیادی از مشکلات و مباحث روزانه سیاسی توی محافل مختلف به دلیل همین عدم مهارت در یادگیری هست . اینجور به نظر میرسه که خیلی از ما با این پیشفرض وارد گفت و گو های اینچنینی میشیم که در اطلاعات ما هیچ نقصی نیست .

    درباره ی ربط دادن همه چیز به یک علت ، شبیه مثال تبلیغات هم خیلی موضوع عجیبی هست . انگار با این اتفاق همیشه میتونیم اظهار نظر کنیم و از کسب اطلاعات و دانسته های بیشتر بی نیاز میشیم. درک این موضوع سرنخ خیلی مهمیه

  12. امیرسالار حیدریان گفت: (عضو ویژه)

    شاید براتون جالب باشه! که سوگیری مغز در برخورد با اطلاعات درواقع نوعی مکانیزم برای صرفه جویی در مصرف انرژی و تطابق با محیط و پاسخ سریع به تغیراته!

    که یکی از راه هایی که خیلی به من کمک کرد در حل کردنش وادار به تفکر کردن خودم به مطالبی که اموخته بودم یا باهاشون مواجه میشدم بود و به عبارتی تحلیل اونها

    البته که مرور منظم و تکرار هم تا حدودی همراهیم کرد

  13. مهدی اسماعیل زاده گفت: (عضو ویژه)

    مهارت یادگیری رو به عنوان یک مهارت به رسمیت نمیشناسیم

    یادمه یه بار به یکی از دوستام تعریف میکردم که میخوام مهارت یادگیری رو یاد بگیریم اولش  تعجب کرد یه چند دیقه فکر کرد بعدش خندید و گفت خداشفات بده  هنوزم که هنوزه برای خیلیا عجیبه یاد گرفتن یادگیری

    درحالی که ریشه  خیلی از مشکلات من همین بود یک سال برای یادگرفتن یک موضوعی  وقت گذاشته بودم  و فکر میکردم که دارم چیز یاد میگیریم درحالی که میتونستم همون رو  توی سه ماه یا کمتر  یاد بگیرم

     

     

     

  14. امین گفت: (عضو ویژه)

    “معنی این این نیست که خودمان را برای دیگران نقض کنیم بلکه باید حاضر باشیم که دانسته های قبلی را ارزیابی مجدد کنیم”
    این بخش از صوت هم خیلی جالب بود، عزت نفس و یادگیری در مقابل هم نیستند ، یعنی شما قرار نیست هرکس هرچیزی گفت بگیم حتما درسته ، فیلتر و ارزیابی است که اهمیت داره

  15. امین گفت: (عضو ویژه)

    “فضای فرهنگ ما فرهنگ آموزش دادن بوده است و همیشه دنبال وادار کردن دیگران به درس خواندن بودیم در صورتی که باید کاری کنیم که افراد یادبگیرند یعنی باید دنبال این باشیم که دغدغه یادگرفتن باشد مخصوصا الان که نقش اموزش رسمی در مکان و زمان مشخص و از فرد مشخص کم رنگ شده است .”
    به عنوان کسی که سال هاست هرچند کار و شغل اصلیم اموزش نیست ، اما به واسطه علاقه ام کلاس های تخصصی زیادی برگزار کردم در حوزه کاری خودم این قسمت صوت بسیار برام هایلایت شد، آموزش رسمی و کلاس تقریبا دیگه معنایی ندارد،منابع اصلی و رفرنس ها در دسترس همه هست، همه در حد خوبی میتوانند منابع اصلی را مطالعه کنند و حتی به دنبال ترجمه نباشند ، پس شاید یکی از کارهایی که برای کارمندان  و دانشجویان باید انجام داد همین ایجاد علاقه و ذوق به یادگیری است نه برگزاری کلاس درس گام به گام

  16. کامبیز رستمی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    اینکه در یادگیری اصل دور ریختن مفروضات قبلی است، بسیار نکته مهمی است ولی حواسمان باید باشد که از انور بوم هم نیافتیم. یعنی الزاما هر چیز جدیدی که خلاف دانسته های قبلی مان باشد را بپذیریم و قبلی ها را دور بریزیم.

    در برخی علوم آزمایش و بررسی نظریات مختلف می تواند کمک کننده باشد که کدام یک درست و کدام یک غلط است. در برخی دیگر از علوم به ویژه علوم انسانی اینکه دو مطلب کاملا متضاد همزمان صحیح باشد، هم امکان پذیر است تنها موضوع شرایطی است که مسأله در آن بررسی شده است یا متغیرهای حساب نشده و شده متفاوتی داشته‌اند. با این حال الزاما حرف جدید را نباید خیلی سریع پذیرفت.

  17. رضا ثمرزاده گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    فایل صوتی آموزش / مقد مه ای بر مهارت یادگیری
    با درود
    **)  در ابتدا تشکر میکنم که این نکته ظریف ومهم  رادر یادگیری یادآوری کردید , تا کنون به این میزان به اهمیت آن فکر نکرده بودم  , بنابراین , کلاه خود آهنی که ذهن ما را در خود گرفته  , به راحتی , قابل  , جدا شدن  از وجود ما نیست , چه بسا با تعریف میکرواکشن ها , بتوان در دوره ای , از زیر سایه آن گریزی به ذهن باز و فراگیرتر , جهت گرفت .

    **)  در این دروران , سهم آموزش روز به روز کمرنگ تر میشود وبرعکس سهم یادگیری ملموس تر .
    **)  بخش از این کلاه خود آهنی , خطاهای شناختی است , که مانع یادگیری و اثر بخشی آن است .
    **)  نسبت آموزش به یادگیری مانند اجاره نشینی , خوش نشینی  است , در مقابل  اجاره نشینی  به شرط تملیک است .
    **)  چگونه باید یاد بگیریم هنوز از مهمترین نکته در یادگیری است .
    **)  اما مهمتر از یادگیری , حذف اندوخته های ذهنی  گذشته است . (خط بطلان بر گذشته اطلاعات)
    **)  یادآوری این نکته  در این مقال ,هم خارج از لطف و ارزش نیست , حذف ضرب المثل های قدیمی در مورد اقوام , مانند آذری , ترک , اصفهانی ,کرد , لر ,آبادانی , تهرانی
    **)  یافتیم که شکست تنها به یک ریشه یا دلیل نیست .
    **)  یکی از نشانه های یادگیری و مهارت یادگیری , کمرنگ شدن قطعیت است .

    **)  چنانکه در تفکر سیستمی یادگرفتیم که راه حل مشکلات , همیشگی , پایدار و ثابت نیستند , بنابر این در یادگیری نیز باید به بخشی از یادگیری های قبلی خود با شک و تردید بنگریم , آنها را به روز کنیم یا حتی نادیده  , و در اکثر مواقع حذف کنیم و با اطلاعات جدید جایگزین نماییم .

    **)  با عطف به موارد فوق , انتخاب هوشمندانه اطلاعات , را به کا ر بسته ایم , و یافتیم که تضاد , تعارض , ابهام , کج فهمی , و تناقض میتواند در یادگیری گدشته مان رسوخ کرده باشد , و حال  آماده ایم که آن را از ذهن خود , زدوده , و از آن عبور کنیم .
     
    **)  البته و صد البته در آوردن یا برداشتن  , این کلاه خود , آهنی , ازذهن و فکرمان , تصمیم , سهل و راحتی نیست به ممارست و تعریف میکرو اکشن های متعدد نیاز دارد .

    با احترام

  18. محمدرضا صفری گفت: (عضو ویژه)

    آمادگی برای مواجهه با حقایقی که خلاف اطلاعات و باور های قبلی ماست اجتناب ناپذیر است.

    در ذهن من هزاران و بلکه صدها هزار باور ریز و درشت در باره مسائل مختلف وجود دارد. احتمال درست بودن تمام آنها به اصطلاح آدم‌واری:‌ غیر ممکن و به عبارت علمی تر به صفر میل میکند. اینجا آدم ها چند جور می شوند.

    دسته اول، زره‌پوش به نبرد حقایق جدید می روند و تمام آن ها را قلع و قمع می کنند. با سلاح هایی مثل انکار، تحریف،‌ نادیده گرفتن و یا فراموشی.

    دسته دوم،‌ کسانی هستند که انعطاف دارند. حالا اگر این افراد از قبل آمادگی این رویارویی را داشته باشند تبدیل می شوند به انسان‌هایی در مسیر رشد.

    اما اگر آماده نباشند تا مدتی نامعلوم دچار سرگشتگی و سرگردانی می شوند. مانند کودکی که ناگهان در اجتماعی عظیم رها شده باشد.

    شاید یکی از روحیاتی که پدر و مادر می توانند در روند پرورش به فرزندان خود هدیه کنند،‌ همین باور به عدم قطعیت آموخته های قبلی و آمادگی برای تغییر باشد.

  19. خلاصه من از این درس: اگر می خای یادگیری رو یاد بگیری، باید بتونی مطالب قبلی رو بریزی دور، از تعارض نترسی و در انتخاب منابع یادگیری، وسواس داشته باشی.
    الان که فکر می کنم می بینم بعضی اوقات زره پوش رفتم به جنگ یادگیری و بعضی اوقات با آغوش باز. زمان هایی که زره پوشیدم بعد پشیمون شدم چون مطالب ارزشمند رو از دست دادم؛ مثلا در کلاسی استادی در مورد مطلبی شروع به تدریس کرده که من قبلا در موردش کلاس رفتم یا مطالعه داشتم. در این لحظه در فکر رفتم که من چقدر بهتر می تونستم درس بدم و یکهو بخودم اومدم و دیدم نکاتی رو استاد گفته که جدیده و من نمی دونستم و بخاطر اون زره، از دستشون دادم. اما زمان هایی که آماده بودم برای یادگیری، خیلی خوب و عمیق یاد گرفتم.
    فکر می کنم یکی از مسائلی که مانع یادگیری میشه، مرادپروری هست؛ یعنی افراد مرید یک فرد یا چند نفر میشن و هرچی که اون اشخاص بگن رو بدون تفکر و تحقیق و منبع و مدرک، می پذیرن. وقتی هم با ارائه مدرک و سند معتبر، اشتباه بودن بعضی حرفای اون مراد ها رو اثبات کنی، مریدانشون یا سعی می کنن توجیه کنن یا میگن: تو بهتر می فهمی یا استاد ما؟ خاطرم هست یکبار یکی از همین اساتید معروف حرف بسیار غلطی زده بود. من که اعتراض کردم یکی از مریدهای ایشون فرمودن که استاد ما فلان کارها رو کرده (کارهایی بی ربط به مسئله ی کنونی). من پرسیدم چون فلان کارها رو کرده حرف الانش درسته؟ باز بنده خدا از پاسخ طفره رفت و استدلال های این چنینی می آورد!

  20. محمدعلی عبدالعلی‌زاده گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

    چیزی که خودم توی این مدت تجربه کردم، اهمیت بالای انتخاب منابع درست و معتبر برای یادگیریه.
    انتخاب اشتباه، هم میتونه ما رو به بیراهه ببره و هم در نهایت حس و نظرمون رو نسبت به موضوعی که داریم یاد میگیریم بد بکنه. فکر میکنم مهارت جستجو و پیدا کردن منابع معتبر یادگیری، یکی از بخش‌های خیلی مهم یادگیریه که میتونه مسیر یادگیری رو شکل بده. احتمالا هر کسی روش‌هایی هم برای پیدا کردن منابع معتبر داره ولی شاید دوره جستجوی حرفه‌ای در گوگل هم بتونه توی این مسیر خیلی کمک‌ بکنه.