Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقه‌ای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که می‌خواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، می‌تواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کرده‌اند می‌تواند یک یادآوری باشد.

البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایل‌ها تلاش می‌شود بحث‌ها و مثال‌ها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درس‌ها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.

در فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفته‌اند:

  خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.

  در دوران جدید، سهم آموزش کم‌رنگ‌تر و سهم یادگیری پررنگ‌تر شده است.

  خطاهای شناختی ما، می‌توانند مانع یادگیری اثربخش شوند.

نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش می‌دهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.

با کلیک بر روی تصویر، می‌توانید نسخه‌ی با کیفیت‌تر را مشاهده کنید:

یادگیری به عنوان یک مهارت


این فایل‌ صوتی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری

سایر فایل‌های صوتی مرتبط با مباحث درسی را می‌توانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.

[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۷۱۱ نظر برای فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی

    با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه...

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  1. مصطفی قاسمی گفت: (عضو ویژه)

    یادم میاد اولین بار سال اول دانشگاه ( ۸۵ ) بودم که با این مفاهیم آشنا شدم.

    ابنکه ذهن ما ناخودآگاه دنبال اثبات مفروضات قبلی خودش می گرده و سایر واقعیت ها را فیلتر یا کم اهمیت می کنه…

    این موضوع انقلابی در من وجود آورد. همه چیز در ادامه خوب پیش رفت اما در افراط در این قانون برای من مشکلاتی بوجود آورد.

    کتابهای زرد و اطلاعات غلط رو سریع بعنوان یک اصل قبول می کردم…

    یادم است یک استادی بهم همین تذکر رو داد و من گفتم استاد نباید آدم مثل سنگ سخت باشه و نسبت به اطلاعات جدید مقاومت نشون بده

    استادم این حرفم رو تایید کرد و البته تذکر داد که انعطاف پذیری به معنای شل ول بودن نیست…

    الان که فکر می کنم می بینم که در دنیای واقعی شاید تمایل به سخت سفت بودن مفیدتر باشه…

    اطلاعات غلط و زرد زیادی از طریق منابع مختلف به ما  داده میشه…

    همچنین امروز مشاورها و دلسوزهایی هستند که پندهاشون سعی دارند ما رو توی یک وضعیت خاص نگه دارند یا ببرند…

    تعدادشون کم نیست

  2. بعد از گوش کردن به فایل صوتی سوالی برای من ایجاد شد. مهم ترین مساله در یادگیری این است که پیش فرض های خود را کنار بگذاریم و در میدان یادگیری عریان حاضر شویم و آغوش خود را در برابر دانسته های جدید باز کنیم. از طرفی بیان شد مغز انسان آمار نمی فهمد و همیشه به آخرین اطلاعات وزن بیشتری می دهد. لذا باید به کلیت دانسته ها توجه کنیم (جدید و قدیم). آیا این دو موضوع در تناقض نیستند؟ از طرقی گفته شده دانسته های قبلی فراموش شود و از طرفی گفته شده به آنها توجه شود.

    پاسخ من به این سوال این است. خیر تناقضی نیست. درست است که ما باید در میدان یادگیری عریان حاضر شویم، اما باید به صحت منابع اطلاعات دریافتی نیز توجه کنیم. مغز انسان آمار نمی فهمد و ما باید توجه کنیم اطلاعات ورودی چقدر از نظر منابع و آمار و علم صحت دارند و منطقی هستند. بعد از اطمینان از درستی مطلب، باید دانسته های قبلی خود را با اطلاعات ورودی جدید ارزیابی کنیم و دانش خود را بروز کنیم.
    برای مثال نباید از شبکه های اجتماعی توقع اطلاعات صحیح داشت و در مقابل آنها عریان و بدون زره ظاهر شد. 

  3. این فایل صوتی مقدمه ی خیلی خوبی برای یادگیری هست

    حتما پیشنهاد میکنم این مبحث رو به ترتیب دنبال کنید

    با تشکر فراوان

  4. اگر بخواهم دیدگاهی بنویسم باید بگویم که مخالفت با این سخن احمقانه است و نیازی هم به صحه گذاری یا تمجید فرومایه ای مثل من را ندارد. اما میخواهم چیزهایی را بگویم که با شنیدن این متن به ذهنم رسید.

    نخست مسئله شک

    شاید بتوانیم با تعریفی ساده لوحانه مدرنیسم را توانایی شک در باورهایی که بدست آوردیم یا یاورهایی که به ما ارث رسیده است تعریف کنیم. اگر این تعریف را قبول کنیم چند درصد ما حافظین باورهای پوچ خود هستیم؟ چند نفر از ما حاضرند که قبول کنند که فکر و ایده هایشان صحیح نیست؟ راستی چقدر به جای داوری بی طرفانه در مورد ایده هایمان فقط وسایل و ظواهر جدید را اطرافمان جمع کردیم .

    این تعریف را چند سال پیش در متنی خواندم که در مورد مدرنیسم در علم بود. مطلب همچون سواد من دست و پا شکسته بود, اما در آن شروع علم شیمی و پایان کیمیاگری را مدیون کتاب شیمیدان شکاک رابرت بویل میدانست.

    کیمیا قسمتی از فلسفه بود که در آن تلاش میشد با که فقط با تفکر به ذات مواد به ماهیت آنها پی برده شود. این علم سینه به سینه ارث رسیده بود تا اینکه این شیمیدان شکاک نوشت باید دست از تفکر خالی برداریم و در آزمایشگاه به دنبال تجربه و علم باشیم. حرفی که باعث شد شیمی متولد شود.

    حرف دوم زره پوشی

    همین چند روز پیش بلاخره حاضر شدم به دلایل ناموفق بودنم فکر کنم. اگر میپرسید چه چیز باعثش شد باید بگویم که به چند مشتری پیشنهاد ساخت تبلیغ دادم و همگی رد کردند. من هیچ وقت کلاه خود را قاضی نمیکردم و به زره فولادینم مینازیدم و همیشه ایراد را به هر چیز به جز فکر خودم نسبت میدادم. میگفتم مشتری نمیفهمد یا در بحث فنی ساخت کم قدرتم. ولی ایراد این بود که من ایده ها را از اول تا آخر در ذهنم ایجاد میکردم و جایی برای خواست مشتری نمی گذاشتم. این را از آنجا فهمیدم که در جایی خواندم وظیفه ما به عنوان مبلغ این است که خواست مشتری را به وسیله ادبیات تبلیغ بسازیم. این حرف را امتحان کردم با ایده های کمتر به پیش مشتری رفتم حرفش را گوش دادم و بر اساس مفاهیم دنیای تبلیغات راهی برای انجام کارآمد آن ایجاد کردم.

    پروژه با موفقیت انجام شد و من فهمیدم آن زره چنان مرا بیسواد بار آورده که حتی نمیتوانم بر اساس نتایج بگویم که آیا آن جمله الگو صحیح بوده یا نه. به جای دست و پا زدن با اندک مطالبم شروع به مطالعه کردم. چیزهای بسیاری را یاد گرفتم ولی بیشتر از آن مقدار برداشت ها و افکار اشتباهم را دور ریختم.

    سوم منابع مطالعه

    خوشحالم که در اینجا گوشی موبایل یا یک فیلم را به عنوان منبع آموزشی قبول داریم. چون باور عجیبی در بعضی ها وجود دارد که فکر میکنندمنابع فقط کتابها هستند.

    گزارشگر تلوزیون در شهر بدنبال همه میافتد و میپرسد روزی چند دقیقه کتاب میخوانید؟ و در آخر هم وقتی عددهای کم مقدار را میشنود به این نتیجه میرسد که وضع خیلی خراب است. اما اگر به    جای کتابخوانی در مورد یادگیری میپرسید چه جوابهایی را میشنید؟ شاید کتابخوانی باعث یادگیری  شود اما مسلما تنها روش نیست.

    شاید اگر تلویزیون یا اینترنت یا حتی بازی های کامپیوتری به عنوان وسایلی با قابلیت آموزش رسمی مطرح شوند بفهمیم بسیار بیشتر از آنچه فکر میکنیم در روز یاد میگیریم. مثلا همین متمم خودمان یک روش غیر رسمی است ولی از بسیاری از روشهای رسمی عملکرد و نتیجه بهتری دارد.

    چهارم گسترش یادگیری و کم شدن آموزش

    شاید هنوز آماده آن نیستیم که دانش را بجوییم در عوض نیازمند فردی هستیم که برایمان مرشد و مدیر باشد. قبلا معلم بودم. نرم افزارهای گرافیک کامپیوتری را آموزش میدادم. روند کار اینطور بود که از طرف آموزشگاه پروژه ها تعیین میشد و معلمین وقتی برای تمرین داشتند تا تسلط کافی بیابند. همه چیز به ظاهر خوب بود و آموزشگاه و دانش آموزان از کلاس ها راضی بودند. اما وقتی دانش آموزان به سر کار میرفتند در انجام پروژه های دیگر ناموفق بودند چون در کلاس ما به آنها میگفتیم چه کار کنند و فقط با پروژه از پیش تعیین شده ای سر و کار داشتند.

    میدانستم راه حل چیست. معلم ها کمتر کاری را که  خارج از متن درس باشد انجام میدهند و همیشه مطالب تعیین شده را کافی میدانند. یکی از علت هایش این است نمیخواهند تصویر خداگونه و عالمانه خود را پیش دانش آموزان خراب کنند. ولی من حاضر بودم که اینکار را بکنم.

    کلاس بعدی را بر این اساس گذاشتم که پروژه ها بر اساس انتخاب خودشان باشد. این کار فرصت تمرین را از من میگرفت و اشتباهاتم را زیاد میکرد اما راضی بودم چون میخواستم بفهمانم که حتی من که با تجربه ترم در انجام کارها به مشکل میخورم. هدف دیگر این بود که فقط ابزارها معرفی شوند ولی چگونگی به کارگیری آنها را در پروژه یاد بگیرند تا خودشان بفهمند که برای حل هر مشکل کدام ابزار مناسب است . حالا میشد گفت کلاس بار آموزشی کافی داشت و تمرکز بر یادگیری و گسترش مهارت بود.

    ولی دانش آموزان نمیتوانستند با این روش بهتر اما غیر معمول تر کنار بیایند. از من خواسته شد که به روش قبل بازگردم و من سر باز زدم. حالا دو سال از آن موقع میگذرد و من رایزنی هایی را انجام دادم تا کلاس جدیدی بر مبنای تمرکز بر روی یادگیری دایر کنم. امیدوارم تجربه این دوساله باعث موفقیت این کلاس شود و یادگیری منزلت بیشتری از آموزش دیکته ای بیابد.

     

    بسیار از متممی ها متشکرم چون بعد از مدتها, حضورم در این جمع باعث شد دوباره بهتر و بیشتر فکر کنم.

     

    موفق باشید.

  5. به دلیل چند سال حضور در بازارهای مالی و معامله انواع دارایی های مالی همیشه علاقه مند به خواندن در مورد خطاهای شناختی هستم، با شنیدن خطای تاکید بر آخرین اطلاعات در دسترس، مثالی که در زمینه معامله گری به ذهنم خطور کرد این بود که بسیاری از معامله گران ساعت ها و شاید روزها برای تحلیل یک دارایی وقت صرف می‌کنند و برای خود حد سود و حد ضررهایی تعیین می‌کنند، اما با وارد شدن به پوزیشن مذکور و یا حتی قبل از آن بر اساس یکسری هیجانات یا اخبار غیر موثق تحلیل خود را نادیده گرفته و اقدامات غیر عقلایی انجام می‌دهند.

  6. مسیر یادگیری مناسب را از محمدرضا شعبانعلی شروع کردم . به جاهای خوبی هم رسیدم اما متاسفانه اون رو رها کردم و از مسیرم منحرف شدم. زمانی که من با متمم آشنا شدم، بیکار بودم و وقتی این مطالب را می خواندم، آنقدر که باید برایم ملموس نبود. اما مطالب برایم جدید بود و ازش لذت می بردم. اما حالا که برای خودم شغلی دارم، اهمیت برخی از منابع یادگیری و تکنیک ها را بیشتر درک می کنم و میدانم که روش اصولی همین هست که محمدرضا و تیم متمم می گوید. دلیلی که این مطلب را بیان کردم به این خاطر بود که در یکی از فایل های صوتی محمد رضا شعبانعلی شنیدم که می گفت یکی از تکنیک های یادگیری این است که مطالبی را یاد بگیرید که به آن نیاز دارید. حالا که پشت سرم نگاه می کنم، می بینم که اتفاقا من به تمام این مطالب نیاز داشتم و کاملا به دردم می خورد.امروز در این فایل به این مطلب بر خوردم که کسانی که توانایی روبرو شدن با عقاید گذشته اش را دارد و صرفا به دنبال تایید یافته های قبلی خود نیست، یادگیری را متوجه می شود و اتفاقا در زندگی و شغل خود نیز موفق می شود. وقتی به خودم نگاه کردم، دیدم که آنقدر روی خودم کار کرده ام که توانایی پذیرش باورهای جدید را در خودم پرورش دهم و اتفاقا همین پذیرش ،اتفاقات خوشایندی را برای من رقم زده است.

  7. در بررسی افراد مختلف برای تمرین  ((یادگیرنده یا  مغز زره پوش))  به این نتیجه رسیدم که برخی افراد یادگیرنده منابع خودشون رو برای یادگیری مشخص کردن و ممکنه در مقابل بسیاری از دیدگاه ها که مخالف منابع آنها بوده زره پوش به نظر برسن ولی اگر در محدوده منابع خودشان آموزش یا مطلبی ببینند به یک یاد گیرنده تبدیل میشوند.

    و این نتیجه را گرفتم که انتخاب ارزش و معیار برای انتخاب منابع یادگیری باعث انتخاب درست یا نادرست منابع میشود و مشخص است که انتخاب منابع درست باعث یادگیری درست هم میشود

  8. خیلی آموزدنده بود.

    مخصوصا نقشه ذهنی کمک کرد با تمرکز بیشتری فایل رو گوش بدم

    سپاس

  9. jalil گفت:

    خیلی خوشحال و راضی هستم و شاکر بابت آشناییم با متمم.
    تو این روزای اول که با متمم آشنا شدم  سعی کردم همه دانش و تجربه های قبلیم را حداقل برای یک مدت فراموش کنم و شروع به یادگیری از منابع معتبر بکنم .

    چند روزه دارم آموزش های اولیه کار با وان نوت را میبینم و اکانت اینستاگرامم را هم غیر فعال کردم . فوق العاده اثر بخش بوده
    جا داره از امین آرامش تشکر بکنم که یک بار سایت متمم را تو یکی از کلاس هاش شنیدم و با آقای شعبانعلی و متمم همراه شدم . امیدوارم این راه همچنان ادامه داشته باشه برای همه

  10. امیرعلی رستگار کازرونی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    ..::هوالرفیق::..

    طبق قراری که با خودم گذاشتم، مطالب جدید را حداقل دو بار بخوانم (گوش دهم و…) و بعد به خودم این اجازه را بدهم که بگویم: «فکر می کنم، متوجه شدم چه می خواهد بگوید.»

    آنچه که فکر می کنم در فایل صوتی اول یادگرفتم این بود که ما باید خود «یادگیری» را هم یاد بگیریم؛ و شنیدن این جمله برایم بسیار تازگی داشت.

    مهارت انتخاب بین منابع مختلف، آمادگی برای کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های قبلی و آمادگی برای شنیدن متناقضات، بخش‌هایی از مهارت یادگیری است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

    «توضیحات»

    مهارت انتخاب بین منابع مختلف:

    «ما مجبور به یادگیری منتخب هستیم» چرا که امروز، امکان پذیر نیست که همه ی حرف ها را بشنویم، همه دیدگاه ها را بخوانیم، همه منابع را مطالعه کنیم و بعد ببینیم بهترینش کدام یک است. از بین این دریای منابع، مهارت انتخاب چند منبع برای پیگیری و دنبال کردن، بخشی از مهارت یادگیری دنیا امروز به حساب می آید.

    آمادگی برای نقض شدن و کنار گذاشتن پیش‌فرض‌ها:

    «انسان‌ها هر یک باری که مفروضات‌شان زیر سوال می‌رود، انگار که زمین زیر پایشان می‌لرزد.» مهم تر از یادگرفتن مطالب جدید، فراموش کردن یادگرفته‌های قبلی است که اولین قدم برای رسیدن به این مهم، آمادگی برای نقض شدن است.

    این که یک نفر بتواند مسائل را از دیدگاه‌های مختلف بررسی و تحلیل کند، و همه‌ی مشکلات را به یک مسئله ربط ندهد (و دید آهن‌ربایی نداشته باشد) خود نشانه‌ی آن است که فرد مهارت یادگیری را فرا گرفته است.

  11. غرور بی­جا یکی از سموم یادگیری است که باعث بسته ماندن ذهن ما در مقابل یادگیری ایده­‌ها و نکات جدید می­شود. این کار باعث می­شود با دیدن تناقضات به جای اصلاح دانسته‌­های خود بر اشتباهاتمان پافشاری کنیم. در دنیای کنونی برای رساندن بهره‌وری به بیشترین حد خود باید سعی کنیم تا حدممکن در همه لحظات زندگی یادبگیریم که لازمه آن یادگرفتن از افرادی است که روزانه با آن­ها ارتباط داریم.
    همچنین هر آدم موفقی همواره نسبت به چند ساعت قبل خود تغییراتی داشته و همواره در مسیر پیشرفت است پس تغییر دیدگاهایمان نسبت به چند سال و چند ماه قبل اصلا کار عجیب و اشتباهی نیست.
     

  12. علی مظفری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    در قسمت قبلی آموختم که:

    هر روشی که بتواند یک دانش جدید را در ذهن ما، از حالت منفصل و ایزوله خارج کرده و به ساختار دانش فعلی ما مربوط کند، یادگیری را تقویت می‌کند و عمق می‌بخشد.

    سعی کردم کامنتم با رویکرد بالا باشد.

    این فایل صوتی بیان دیگری از تفکر علمی است که جورج باکس بدان اشاره کرده، خصوصا بحث عریان به عرصه یادگیری قدم نهادن، در دوره مدل ذهنی خواندیم : ویژگی تفکر علمی این است که دیدگاه و قضاوت‌های خود را به عنوان مدلی از واقعیت می‌بیند، نه خود واقعیت، بنابرین همیشه آماده است که مدل فعلی خود را به نفع مدل ذهنی جدیدتر و کامل‌تر کنار بگذارد.

    و یا مثلا نیل گرشفلد می‌گوید:

    مدلسازی یک فرایند پایان ناپذیر کشف و اصلاح و تصفیه است.

    همچنین در تفکر سیستمی خواندیم که در سیستم، اجزا، علیرغم اهداف متفاوت و بعضا مغایر، در خدمت بقا و سلامت سیستم خواهند بود. حال در سیستمی که به دنبال کشف و تحلیل بهتر جهان است، طبعا آشنایی با مدل‌های ذهنی مختلف و عرصه دادن به بحث یادگیری مهم شمرده شده و به ما در حرکت به سمت هدف سیستم کمک شایانی می کند.

  13. چیزی که من از هدف اصلی این فایل صوتی متوجه شدم این هست که توجه به قانون نسبی بودن مخصوصا در امر یادگیری بسیار مهم هست.این که ما این قدرت و شهامت رو داشته باشیم که بتوانیم مفروضات ذهنی اجتماعی،سیاسی و حتی اطلاعات علمی خودمون رو به چالش بکشیم و بعضا تغییر بدیم.

    بحث استفاده نکردن از تمامی منابع با توجه به بمباران اطلاعاتی که ما امروزه شاهد اون هستیم بسیار جالب توجه بود که این موضوع هم میتونه مفید باشه از این جنبه که ورودی های زیادی برای ذهن داریم و میتونیم انتخاب های زیادی داشته باشیم  و هم مضر باشه از این نظر که انتخاب کردن منابع تصمیمی سخت و شاید گاهی اوقات همراه با اشتباه باشه که باعث اتلاف زمان ما بشه.

  14. بسم الله

    این مسئله ای که اقا محمدرضای شعبانعلی عزیز به آن اشاره کرد دقیقا یک شبهه هرمنوتیکی هست در باورها. یک نکته گوش دادن بدون تبعیت هست که روانشناسان به سختی آن اذعان دارند و گفته شده تقریبا محال است. به همین علت دو راهکار اسلام شناسان هرمنوتیست به مسئله جذب علم صحیح و دفع علم باطل ارائه داده اند:

    ۱٫الگوی قبول موقت گزاره های دو طرف:یعنی هر گزاره ای که گفته میشود را رد می کنیم و دوباره از ان دفاع میکنیم و دوباره رد و دوباره دفاع. این الگو براساس کثرت حرکت در رد و دفاع موجب فهم حداکثری مفاهیم شده و ما را از طرفداری نابجا از علم سابق فاصله می دهد.

    ۲٫راهکار دیگر تقسیم داده های ذهنی براساس درجه اعتبار است: با این خصوصیت سخن هایی که با علوم قطعی ما در تضاد باشند مشکل مبنایی پیدا میکنند و کنار گذاشته میشوند ولی علومی که در مقابل داده های غیر قطعی ایستادگی میکنند منجر به تضارب علم و رای جدید براساس تفکر در تعارض می شوند. با این حساب علم دچار مبناگرایی افراطی نمی شود. یکی از دلائل انحرافات فکری نیز بی توجهی به مبانی قطعی عقل است که بر اثر بی تعلقی مطلق در برخی افراد پدید می آید. (شاید شما این انسان ها را دیده باشید که اصلا هیچ باور قطعی ای ندارند،بلکه هر روز به کسی می گویند تو راست میگویی،گاه نیز این دید منجر شبهه عقیدتی در آنها شده است.)

  15. در این درس دو نوع برخورد در یادگیری مطرح شد که به صورت خیلی خلاصه یکی از اون‌ها این بود که فرد در مقابل اطلاعات و تجربیات جدید گارد می‌گیره تا دانسته‌های قبلیش رو تایید کنه و… و نوع دیگه اینکه این گارد رو نداره. این دسته‌بندی به نظرم خیلی جالب هست ولی کامل نیست. حالتی که به نظرم خیلی رایج هست (شاید به خاطر تاثیری باشه که شبکه‌های اجتماعی روی قدرت تحلیل آدم‌ها میذارند) اونم اینکه فرد در مقابل هیج اطلاعات و حتی تجربه‌ی جدیدی گارد نداره و همه‌ی اطلاعات و تجربیات رو تایید می‌کنه.

    به عنوان مثال ضمن اینکه معتقد هست کشورهایی مثل ژاپن و چین به علت سخت‌کوشی نیروی انسانی، پایین بودن انتظاراتشون و پیروی بی‌قید و شرط پیشرفت کردند و با همین نگرش هم همیشه در مسیر پیشرفت خواهند بود. در عین حال معتقد هست که تنها راه پیشرفت اینکه به نیروی انسانی خیلی نباید فشار آورد، زمان کاری باید به حداقل کاهش پیدا کنه، فضای کاری مفرح (مشابه آنچیزی که گوگل از خودش به نمایش می‌گذاره) باید ایجاد بشه و … . این مثال با توجه به مخاطبان سایت و قید کوتاه بودن بهترین چیزی بود که الآن به ذهنم میرسید اما میشه موارد دیگری رو هم ذکر کرد که جنبه‌ی عملی مساله پررنگ‌تر از این هم باشه.

    نتیجه‌ی صحبتم اینکه در صحبت از مهارت یادگیری به نظرم اشاره فقط به گارد نداشتن کافی نیست و آدم باید یک فکری هم برای قدرت تحلیل و جمع‌بندی خودش بکنه. به نظرم در جامعه‌ی ما آدم‌هایی که از این طرف بوم افتادن(اصلا هیچ گاردی در مقابل هیچی نداردن) اونقدری هستند که به چشم میان و باید مدنظرشون داشت. از طرفی در مسائل حوزه‌ی علوم انسانی که صفر و یک نیستند این مشکل می‌تونه خیلی خودش رو نشون بده.

  16. اگر بخوام یک نکته از این قسمت از درس رو که تا ابد بر تارک ذهنم خواهد درخشید انتخاب کنم اون جمله اینه: باید دل اینو داشته باشیم که بدون زره وارد میدان یادگیری بشیم و آمادگی اینو داشته باشیم که آماج تیرهای دردناک دانش از هر سویی بشیم و تاب زخم هایی که هر سو می خوریم رو داشته باشیم اون وقت اگه از این میدان سربلند بیرون اومدیم می تونیم مدال افتخار رو به سینه مون بچسبونیم. آقای شعبانعلی عزیز تا ابد این جمله در ذهنم خواهد چرخید معلم عزیز دیگری همواره به من می گفت در برابر مطالبی که میشنوی تعصب نداشته باش و امروز با گوش کردن به صحبت های زیبای تو این مطلب برام قشنگ باز شد. ازت ممنونم. خودت گفتی گاهی چند صد صفحه کتاب می خونی به امید یافتن یک جمله که تو زندگیت اثر بذاره … مطالب و گفته های تو همه شون طلا و نقره ان ولی گاهی یه تیکه ازشون یه الماس درخشان تابناکه.

  17. کلا گوش کردن به فایل صوتی های محمدرضا شعبانعلی کمترین لطفی که داره اینه که آدم رو به فکر کردن وادار میکنه من حتی در مورد خیلی از چیزهایی که به نظرم بدیهی هستن، بعد از شنیدن این فایل ها دید و نگاه دیگه ای دارم. اینبار هم در مورد موضوع یادگیری، من تا الان تجربه بهم ثابت کرده که اگه تو موضوعی تصمیم به یادگیری بگیرم معمولا یادگیری خوبی دارم و زیاد تو این موضوع دچار مشکل نمی شم بعد از صحبت های محمدرضا شعبانعلی متوجه شدم که شاید یکی از دلایلی که تا الان کمک کرده من تو یادگیری زیاد به مشکل نخورم اینه که من کلا همیشه آماده نقض کردن دانسته هام هستم و تعصب و اصرار زیادی روی چیزهایی که میدونم ندارم، این یکی از عادت های من شده که همیشه یه احتمال گوشه ذهن خودم دارم که ممکن من اشتباه میکنم و این اخلاق بهم اجازه میده خیلی منعطف تر باشم در برابر هر چیزی جدیدی که باهاش روبه رو میشم. همچنین یکی دیگه از مواردی که به نظر من اهمیت خیلی زیادی تو مسیر یادگیری داره، انتخاب منابع درست و به جاست که من تو این مورد تا به الان خیلی اشتباه کردم و دقت کمی داشتم برای انتخاب بهترین منابع ممکن امیدوارم از این به بعد بتونم تو این قسمت بهتر عمل کنم

  18. فاطمه گفت: (عضو ویژه)

    متاسفانه همینطور که در پایان این فایل صوتی گفته شد اطلاعاتی رو وارد مغزم میکنم (مخصوصا آخر شب) که اکثرشون منابع معتبری ندارن و الان که دقت میکنم من تقریبا هر روزه اطلاعات پراکنده و نصفه رو جذب میکنم که علتش گستردگی فضای دیجیتال هست.

    کاملا موافقم . بسیار سخته بخوای اطلاعات قبل رو پاک کنی و با ذهن عریان پذیرای اطلاعات جدید و از منابع معتبر باشی. گفتنش راحته اما در جایگاه عمل حداقل برای من بسیار سخته.

  19. سلام به دوستان متممی عزیز

    در خصوص موانع یادگیری و آموزش

    اینکه تمامی انسانها با توجه به دانشی که تا به امروز کسب کرده اند با آموزش یا یادگیری قبل از اینکه در مورد سیستم یا ساختار ( هرچیزی که ما را به فکر کردن مجبور میکند ) بخواهند نظری بدهند یا آن را ارزیابی کنند با خودشان وارد یک گفتگوی ذهنی میشوند .

    《 که در زمان گوش کردن به فایل صوتی حتما برای شما هم پیش امده  مثلا نظرتان در مورد خواندن مقاله در مصاحبه استخدامی قبل از اینکه محمدرضا بیان کند چه بوده ؟  این نظر همان گفتگوی ذهنی مورد نظر بنده است.》

    و این گفتگوی ذهنی میتواند در نهایت منجر به نظر قطعی ما در مورد مسائل مختلف بشود . و این ساختار در بدن تمامی انسانها وجود دارد

    قدم اول در یادگیری بنظر بنده شنوایی موثر و تاثیر گذار گفتگوی ذهنی خودمان است که میتواند در گامهای بعدی تصمیمات و نتایج بهتری را برایمان بسازد.

     

  20. پوریا بهروان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    من فکر می کنم استعداد یادگیری دارم که باعث شده مهارت یادگیری را یادنگیرم. معمولا زود یاد می گیرم، یا نشون میدم که خوب یاد گرفتم، در چشم استاد و بقیه تبدیل میشم به یک آدم که توانایی های خاصی داره و هر کدوم فکر می کنند که من در اون زمینه خاص استعداد دارم. ریاضی، کُشتی، تکواندو، نقاشی، خطاطی، داستان نویسی، شعر، رقص و… تو هر کدوم یک کار هایی می کنم، یا اون اول ها به بقیه نشون دادم که من می تونم یادبگیرمشون اما؛ اما تو هیچ کدوم هیچ وقت هیچ چی نشدم و شدم اینی که هستم.(البته که بودن خودش خیلیه)
    در رابطه با مهارت یادگیری، خصوصا تواناییِ دیدنِ ریشه های مختلف مشکلات و مسائل و درک اینکه دانسته های من لزوما درست نیستند و مشکل پیش آمده می تونه دلایل دیگه ای هم داشته باشه یا دیدن عوامل دیگه ای که می تونند در حل مسئله موثر باشند، باید بگم این توانایی ها گاهی هم دردسرساز میشن. آدم هایی که مسئله را خیلی ساده می بینند سریع از تنها راهی که بلد اَند وارد کار میشن و یک کار هایی می کنند اما کسی که بقیه عوامل را هم دیده کار براش سخت میشه و سخت تر می تونه تصمیم بگیره. چیزی که فکر می کنم باعث شده فارغ التحصیلان فنی حرفه ای در بازار کار ایران موفق تر از فارغ التحصیلان دانشگاه های برتر کشور باشند. البته تو این سال ها یاد گرفتم نباید تمام این عوامل را به مدیر بالادستی منعکس کنم، باید خودم یه بررسی بکنم و برای مدیر یک گزاره مطلق ارائه کنم تا اون با خیال راحت بتونه تصمیم بگیره!