فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقهای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که میخواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، میتواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کردهاند میتواند یک یادآوری باشد.
البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایلها تلاش میشود بحثها و مثالها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درسها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.
در فایل صوتی مقدمهای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفتهاند:
خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.
در دوران جدید، سهم آموزش کمرنگتر و سهم یادگیری پررنگتر شده است.
خطاهای شناختی ما، میتوانند مانع یادگیری اثربخش شوند.
نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش میدهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.
با کلیک بر روی تصویر، میتوانید نسخهی با کیفیتتر را مشاهده کنید:
این فایل صوتی را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:
دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری
سایر فایلهای صوتی مرتبط با مباحث درسی را میتوانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.
[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی
با سلام به همه متممی های عزیز
مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،
امیدوارم مفید باشه...
http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg
در اجرای تمرین این درس و با مطالب غنی آن من به گذشته خودم سرکی می کشم و احساس می کنم که در اغلب موارد که شنوده یک سخنرانی یا خواننده یک مطلبی بودم بدوا شمشیرهایم را آماده کرده بودم. شمشیرهایی تیز و برنده و قاطع از باورهای پیشین. (مثال مصاحبه استخدامی چقدر به دلم نشست. )ولی این هم یادم هست که در ریشه یابی موضوعات وسواس دارم که دنبال فقط یک دلیل نباشم. علی ایحال این درس غنی ذهنم را خیلی مشغول کرد و به چالش کشاند. امیدوارم در ادامه مسیر نتایج خوبی عاید شود. ممنون از همه دوستان
با عرض سلام و تشکر ویژه از تهیه و تنظیم و انتشار این فایل بسیار مفید و پرکابرد و حساس ، در پی صحبت های شما عزیز گرامی عرض کنم که در واقع همان طور که اشاره کردید اصل بر یادگیری اطلاعات جدید، فراموش کردن اطلاعات قبلی است یا بهتر بگویم جهت دهی به اطلاعات قبلی است، در واقع پایه و ریشه ی اکثر اطلاعات با تعصبات قومی و اجتماعی ممزوج شده و این مهم ترین علت برای عدم فراموش کردن اطلاعات است و در مسیر یادگیری یک روزنه برای اصلاح و ویرایش اطلاعات خود در نظر نگرفته و این باعث فتنه و گمراهی در مسیر یادگیری است. البته بگم فراموش کردن یا اماده ی شنیدن انتقاد و اصلاح اطلاعات قبلی ای که در ذهن خاک خورده است کار بسیار سخت و دشواری است، راه حلی برای این موضوع پیش رو دارید؟
موفق باشید
سلام
فکر میکنم مقدمه بسیار خوبی بر چگونگی نگاه کردن بر مهارت یادگیری بود. اگر در درس قبلی بر اهمیت یادگیری و تفاوت آن با آموزش پی بردم در این درس علاوه بر این، محمد رضا دو محور مهم و یک جست و جو را به من یاد داد.
– نقطه شروع یادگیری تلاش برای به زیر کشاندن مفروضات خودمان است.
– پی گیری شبکه های اجتماعی خودمان و دیگران فرصت مناسبی می دهد تا دیگران را از جهت تمایل/عدم تمایل برای یادگیری بسنجیم.
– با توجه به محدودیت انتخابمان در منابع و کج فهمی های آماری مغزمان مساله انتخاب متعبرترین منابع بسیار مهم است.
اما نکته ای که می توانم اضافه کنم و شاید حرف محمدرضا را بتواند زیر سوال ببرد این است که لزوما در هر حوزه ای مفروضاتی نداریم. گاهی وقت ها ما برای آشنایی با یک حوزه کاملا جدید خودمان را در معرض آموزش قرار می دهیم.
به نظر می رسد بعد از اگهی حاصل نمودن از اینکه «یادگیری را می توانیم یادبگیریم» و فرا بگیریم، و اینکه امروزه داشتن مهارت یادگیری چه مزیت بزرگی برای «رشد و توسعه فردی» بحساب می آید؛ اولین و مهمترین نکته، قِسمی که در فایل صوتی بیان شد و با هم شنیدیم، توانایی فراموش کردن دانسته های قبلی در مقابل موضوعات و اطلاعات جدید است. باید به این مهم در همین شروع کار توجه داشته باشیم. قبل از اینکه از طرف ما به یک رفتار بدل گردد.
برعلاوه در ادامهی پروسهی یادگیری باید همیشه برای خود مان یادآوری کنیم که از تاکید بر «قطعیت فرضیات» خود فاصله بگیریم و برای شنیدن و یادگرفتن یک حرف، یک دیدگاه و یک خصوصیت تازه آماده باشیم.
در این بین از نقش «منابع و مراجع در یادگیری» نباید غافل شد. سعی کنیم حدالامکان منابع دیتاها و اطلاعات که از راه های مختلف وارد ذهن ما می شوند را درست و بادقت انتخاب کنیم.
من از کاهش سهم آموزش و پر رنگتر شدن سهم یادگیری در دنیای امروز خیلی خوشحالم و این مسئله برای من فواید زیادی داشته که از جمله آنها میتوان به رهایی از قید و بند حضور در مکان و زمان خاص، افزایش تمرکز و … اشاره کرد. همین فواید و دسترسی به منابع بسیار از طریق اینترنت و فضای مجازی و به قول یکی از دوستان متممی شهوت یادگیری باعث ایجاد این توهم در من شد که قدرت یادگیری بالایی دارم، اما شروع درس مهارت یادگیری من را از خواب غفلت بیدار کرد و باعث شد به دنبال یادگیری مبحث یادگیری باشم.
هنگامی که در مورد فراموش کردن آموخته های قبلی و پذیرا بودن دانش جدید و مغایر با باورهای قبلی و فعلی در این فایل صوتی صحبت شد ابتدا بر این باور بودم که خب شکر خدا من گرفتار این مورد نیستم و دارای ذهن بازی هستم و آمادگی پذیرش بالایی دارم، اما بعد از شنیدن مثال در مورد رانندگی خانمها و کمی تفکر به این نتیجه رسیدم که من هم در بعضی مواقع مرتکب این خطا شده و احتمالا خواهم شد. به عنوان نمونه در گذشته من چنین تفکری در مورد بد بودن و زورگو بودن مردها داشتم و تا مدت ها تنها مواردی که تایید کننده و مصداق این باور بود را میدیدم و به خاطر میسپردم تا اینکه با تذکر یکی از دوستان خوبم سعی کردم مثالهای نقض پیدا کنم و یک حکم کلی در مورد همه صادر نکنم. این ماجرا در واقع نقطه شروع تلاش من برای کاهش قطعیت در کلام و ذهنم بود.
در دنیای امروز به دلیل بهره مندی از امکانات عصر دیجیتال امکان دسترسی آسان به منابع وجود دارد اما به دلیل محدود بودن و در بسیاری موارد نبود منبع معتبر فارسی زبان ناچار به جستجو و استفاده از منابع زبان اصلی خواهیم بود. بنابراین تسلط بر زبان انگلیسی میتواند در این خصوص بسیار بسیار مفید و راه گشا باشد. به همین دلیل فکر میکنم باید یادگیری زبان انگلیسی و تقویت مهارت خواندن انگلیسی را در برنامه و اهداف سال ۹۸ خود بگنجانم.
سلام دوستان
پیشاپیش از طولانی بودن نظرم پوزش می طلبم ولی چند نکته در ارتباط با فایل صوتی به ذهنم رسید که با شما درمیان میگذارم:
۱) به نظر من درسته که آموزش رسمی، رفته رفته داره سهم خودش را از دست میدهد ولی این به این معنا نیست که مهارت آموزش هم باید از بین بره و همه چیز در مهارت یادگیری خلاصه بشه.
به نظر من هر دو هم زمان باید رشد کنند یعنی مهارت آموزش در کنار مهارت یادگیری. اگر به چند صد سال قبل ایران خودمان بازگردیم خواهیم دید که در آن زمان کسی به دنبال علم و دانش نمیرفت مگر اینکه واقعا جویای علم بود و ذهنی پرسشگر داشت و در مقابل هم کسی به کرسی استادی نمینشست مگر اینکه در فن آموزش در حد اعلای درجه بود و به همین جهت ایران گذشته مملو بوده است از ستارگان علم. بنابراین مهارت آموزش هم در کنار مهارت یادگیری بسیار مهم است و به همین خاطر است که محمد حسین نظیری نیشابوری شاعر قرن ۱۱ و ۱۲ هجری اینچنین سروده است:
درس معلم ار بود زمزمهی محبتی – جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
۲) به موازات متمم خوانی کلیپ های صوتی پروژهی موفقیت دکتر شاهین فرهنگ را هم دنبال میکنم. طبق صحبت های دکتر فرهنگ عدم تحول و عدم رسیدن به موفقیت چند علت دارد که اولین علت آن تعصب، غرور و لجاجت است و این دقیقا منطبق با همین نکته است که برای یادگیری بایستی توانایی فراموش کردن آموخته های قبلی خودمان را داشته باشیم. ما انسانها عموما نسبت به دانسته های خودمان دچار غرور هستیم و فکر میکنیم که آنچه که ما میگوییم و آنچه که نظر ماست صحیح است. تا زمانیکه این طرز تفکر در درون ماست نمی توانیم مهارت یادگیری را کسب کنیم. دکتر فرهنگ در این باره مثال جالبی زدند که نوشتنش برای شما خالی از لطف نیست:
روزی مردی سوار بر اسب از راهی می گذشت، در میان راه به گودال آب کوچکی رسید که اسب ناگهان متوقف شد، هرچه تلاش کرد اسب را وادار به حرکت کند موفق نشد.
شخصی که شاهد این صحنه بود به سوار گفت:آب را گل آلود کن تا اسب رد شود.
سوار آب را گل آلود کرد و ناگهان دید که اسب رد شد. با تعجب از آن شخص علت را پرسید.
آن شخص گفت:اسب تصویر خود را در آب میدید و حاضر نبود پا روی خودش بگذارد و از روی خودش رد شود و وقتی تو آب را گل آلود کردی تصویرش محو شد و به همین خاطر از گودال آب رد شد.
نتیجهی اخلاقی اینکه ما برای کسب مهارت در یادگیری باید غرور و تکبر خود را کنار بگذاریم و روحیهی شاگردی را در خودمان پرورش دهیم و اینگونه میشود که لقمان با مصاحبت با بیادبان به حکمت میرسد.
۳) به نظر من اطلاعات دو گونه است:
یا محاسباتی و منطقی و یا استدلالی و فلسفی
در هر دو مورد انتخاب منابع اهمیت دارد
اگر ورودیها از جنس محاسبه و منطق باشد که به راحتی و با اندکی تفکر میشود ورودیهای جدید را جایگزین ورودیهای قبلی کرد و اطلاعات اشتباه را به فراموشی سپرد مانند این: ۲+۲=۴
اما گاهی ورودیها از جنس فلسفه و یا سیاست هستند و اینجاست که اهمیت انتخاب منابع بیشتر مشخص میشود و حساسیت بیشتری پیدا میکند. در این موارد به اعتقاد من نباید به راحتی ورودیهای جدید را جایگزین ورودیهای قبلی کرد چراکه احتمال خطای ادراکی ما در این مواقع به شدت زیاد خواهد بود و در اینجاست که به اعتقاد من بایستی منابع مختلف موافق و مخالف را بررسی و در پایان با تمرکز و استدلال فراوان تصمیم گرفت که آیا ورودی جدید که متناقض با مفروضات قبلی است را جایگزین نمود یا خیر.
خود من متوجه شده ام که تا اکنون نمیدانستم که باید مهارت یادگرفتن را نیز بیاموزم. درواقع کسی هم در مدرسه و دانشگاه این نکته را متذکر نشده بود، همانند اکثر چیزهایی که به ما گفته نشده است!
اینکه ما آموزه های اشتباه قبلی خود را فراموش کنیم و به جای آن اطلاعات صحیح جدید را اضافه کنیم نیز مطمئنا زمان و انرژی زیادی از ما خواهد برد، مخصوصا اگر مدت زیادی در مسیر اشتباه بوده باشیم.
من برای اولین باز از نرم افزار نقشه ذهنی برای این درس استفاده کردم که آنرا مشاهده میکنید، امیدوارم صحیح باشد:
با توجه به مطالب گفته شده یکی از مهمترین وظایف ما انتخاب منابع مناسب است اما گاها ما در انتخاب خیلی از منابع به دنبال بهترین منابع هستیم به طوری کهبهتر از آن منبع دیگر وجود نداشته باشد و این موضوع هم باعث اتلاف زمان زیاد می گردد و هم بعد از انتخاب منبع مورد نظر باعث وسواس فکری ما می گردد که ممکن است منبع بهتری وجود داشته باشد که همین موضوع باعث دلسرد شدن ما در بحث یادگیری خواهد شد. به نظرم میرسه با توجه به فایل صوتی محمد رضا درباره ی پارادوکس تصمیم گیری (در این لینک میتونین بهش دسترسی داشته باشید) به نظرم میرسد در برخی مواقع باید به جای ایده آل گرا بودن (Maximizer) در انتخاب منابع به یک فرد رضایت مند در حد مطلوب (Satisfier) اکتفا کنیم و فقط چند منبع خوب و معتبر را انتخاب و استفاده کنیم.
دقیقا یکسری از حرف هایی که استاد فرمودند درباره آدم هایی که حاضر نیستند درست یاد بگیرند و تکیه دارند به مطالبی که معلوم نیست درست یاد گرفتند یا نه مانند داستان او آدم دنیا دیده ای هستش که میره پیش استاد سوزوکی در ژاپن برای آموزش و استاد قبولش میکنه و میگه سال اول جارو کشی و باید مثل همه جارو بکشی قبول میکنه و کارش شروع میکنه (همینطور که اطلاع دارید در ژاپن جاهایی بوده مثل معبد ها که همه چی آموزش میدادند) بعد از یکسال استاد سوزوکی میگه همه قبول شدند به جز تو و باید یکسال دیگه جارو بکشی طرف به خودش میگه من که از همه بهتر بودم که و دوباره یکسال دیگه جارو میکشه آخر سال استاد میگه همه قبول شدند و میرند سال بالاتر به جز تو و باید یکسال دیگه جارو بزنی اون طرف دیگه خیلی عصبانی میشه و با خودش میگفته من بیشتر از همه بلدم من یه آدم دنیا دیده هستم و از این حرفا خلاصه تصمیم میگیره بره پیش استاد سوزوکی و بگه استاد من شکایت دارم ، میره پیش استاد سوزوکی و استاد میبینه که این خیلی عصبی میگه بیا بشین و چایی بریز بخوریم طرف چایی میریزه داخل فنجون چایی پر میشه استاد میگه بازم چایی بریز میگه آخه پر جا نداره دیگه استاد میگه تو کاری نداشته باش بریز اونم چایی میریزه از فنجون سرریز میکنه میریزه تو سینی استاد سوزوکی میگه دیدی تو مثل این فنجون هستی تو پری من چیزی ندارم بهت یاد بدم.
به نظر من هدف از یادگیری توسعه مدل های ذهنی مون هست که بتونیم با هاش دنیا رو بهتر ببینیم درک و تحلیل کنیم.البته کنار گذاشتن مفروضات و اعتقادات و باورهایی که در شخص عمیقا ریشه داره و طی مدت زمان طولانی و با دیدن کیس متعدد بصورت الگو و مدل ذهنی بدست اومده کاری است بسیار سخت و زمانبر. انچه که من از فایل صوتی یاد گرفتم اینه که ما در ورود اطلاعات و داده و باور یا مدل های ذهنی جدید دو تا راه داریم
۱- ورودی ها رو ببندیم و اگر هم باز گذاشتیم هر گونه اطلاعات جدیدی که وارد ذهن ما میشه رو اگر مغایر با مفروضات ما بود رد کنیم
۲- یا اینکه هرگونه باور و مفروضات جدید رو اجازه ورود بدهیم و بطور قطع رد نکنیم و در گوشه ذهنمان بایگانی بکنیم تا بتونیم با دیدن کیس های که اونو تاییدمیکنن راهی رو در توسعه مدل ذهنی مون باز کرده باشیم و به مدل های بهتر برای تحلیل محیط دست پیدا بکنیم.
و در اخر تمرینی که میتونیم انجام بدیم اینه که هیچ چیزی رو بطور قطع باور نکنیم و در عمیق تری چیزهای که بهش باور و اعتقاد داریم همیشه دنبال مثال نقض براش بگردیم تا دانسته ها و مفروضات ما زیر سوال بره اینجاست که یادگیری اتفاق میفته
مقدمه ای بر مهارت یادگیری:
ما انسان ها تا زمانی که درک نکنیم که چیزی نمی دانیم، خیلی مغرور هستیم و فکر میکنم خیلی چیز ها را می دانیم، درحالیکه ما حتی در وادی یادگیری قدم نگذاشتیم. زیرا یادگیری زمانی شکل می گیرد که بفهمیم که ما خیلی اطلاعات کم داریم، و کوشش کنیم تا اطلاعات خود را زیاد کنیم.
یکی از دوستانم که وبگاه متمم را برایم معرفی کرد و از آن خیلی سپاسگذار هم هستم که کمک ام کرد تا به جمع شما عزیزان بپیوندم، برایم داستان را از مولانا تعریف کرد و گفت 《روزی مولانا به دیدار عطار رفت، زمانی که دانش خود را با دانش عطار مقایسه کرد، دید که خیلی دانشِ کم دارد و با شعر بسیار زیبا گفت《هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خمِ یک کوچه ایم》همین درک او بود که باعث شد مولانا به مولانا که تاثیر جهانی دارد تبدیل شود》ما هم اول باید بدانیم که نمی دانیم.
من در گذشته های نه چندان دور زمانی یک موضوع را توضیح می دادم، اگر یکی از دوستانم آن را رد می کرد رنج می بردم و کوشش می کردم که او سخن های مرا بپذیرد. ولی بعد ازینکه به متمم پیوستم دیگه این طور نبودم کوشش می کردم سخن های طرف مقابل را دقیق گوش کنم و دانستنی های او را با دانستنی های خود مخلوط کنم تا دید جامع ترِ نسبت به موضوع داشته باشم.
جالبه احساس می کنم بخاطر روشهای غلط یادگیری و اینکه هدفی برای یادگیری وجود نداشته از یادگیری زده شدم نه بخاطر اینکه از خواندن لذت نمی بردم یا از مطالب چیزی نمی فهمیدم فقط بخاطر انتخاب غلط منبع و انتخاب اشتباه مطالبی که شاید هیچ وقت نیازی بهشون نداشتم
با اینکه فکر می کنم هیچ وقت دیر نیست ولی می دونم اون شور هیجان جوانی از تنم رفته شاید یکی از اهداف در آینده من این باشه تا حد توان به اطرافیان جوانم توصیه کنم اشتباهات منو تکرار نکنند
پدر و مادر اولین مربیان و منابع اطلاعاتی ما هستند که ناخواسته داریم ازشون پیروی می کنیم ولی یادمون باشه اونها هم می توانند همون جوری که مفید هستند مضر هم باشند
دوست دارم به یک مورد از مواردی که خودم بسیار با آنها مواجه می شوم و برایم اهمیت خیلی زیادی دارند اشاره بکنم
رواج بسیار زیاد شبکههای اجتماعی به عنوان منابع خبری مخصوصاً اینستاگرام در سال ها و مخصوصاً ماههای اخیر
حتما برای شما هم پیش آمده است که شخصی میگوید فلان خبر را شنیدهای، و بعد که با تعجب شما مواجه میشود و سوال میکنید که از کجا این خبر را اطلاع میدهد میگوید که در اینستاگرام دیدم
شبکه های اجتماعی و سرعت انتقال اطلاعات همانقدر که باعث شفاف شدن بسیاری از موارد شده است و دیگر به راحتی قبل نمیتوان خیلی از خبرها را از مردم پنهان کرد، باعث ایجاد مسائل دیگری هم شده است.
از جمله انتقال بسیار زیاد مطالب نادرست و خبرهای غلط در سطح وسیع توسط افرادی که هیچ اطلاعی از آن مطالب ندارند.
برای من به شخصه بسیار عجیب است که چطور یک پیج اینستاگرام و یا کانال تلگرام میتواند اینقدر منبع خبری معتبر برای بسیاری از افراد باشد. در حالی که همه به خوبی میدانیم این پیج یا کانال ممکن است توسط یک فرد کاملا نامطلع و یا حتی یک نوجوان ۱۲ ساله ایجاد شده باشد.
همه ما شاهد انتشار عکسهای مربوط به سالهای گذشته و حتی گاهی کشورهای دیگر به عنوان عکسهای به روز از حوادث کشورمان بوده ایم. گرچه بعد از مدتی این عکسها و مطالب با ذکر منابع اصلی تکذیب میشوند اما این تکذیب هرگز نمیتواند اثری را که انتشار آن عکس در اولین بار بر روی عامه مردم گذاشته است جبران کند.
و متاسفانه تمام تلاش بنده و بسیاری از افراد دیگر برای متقاعد کردن عموم مردم به عدم اعتماد کامل و ۱۰۰% به شبکههای اجتماعی به عنوان منابع خبری همواره بینتیجه بوده است و جامعه ما علاقه وافری به انتشار اینگونه اخبار غیر واقعی و جذاب دارد و به همین دلیل عموماً این خبرها بسیار سریعتر و وسیعتر از خبرهای معتبر منتشر می شوند.
سلام خدمت دوستان متممی
این فایل و که گوش میکردم، سعی کردم هر جا که مثال در مورد رفتار اشتباه بود قبل از اینکه به رفتارهای مشابه اطرافیانم فکر کنم، به رفتارهای اشتباه خودم توجه کنم. اینکه چقدر در مقابل نظریات و مفروضات جدید گارد دارم؟
به نتایج زیر را(اگر نگم به عنوان توجیه) به عنوان دلایل مقاومتم رسیدم:
۱- همیشه موقع بررسی یک موضوع سعی می کنم منابع معتبر را بررسی کنم و ترجیحم منابع و سایتهای مربوط به مبدا نظریه است و سعی می کنم از سایتهای ترجمه شده دوری کنم. پس وقتی یک نفر یه نظریه بر اساس گروه تلگرامی مطرح میکنه ناخداگاه واکنش نشون میدم و مقاومت میکنم. شاید اصل مطلب درست باشه ولی با توجه به منابع طرف مقابل قضاوت میکنم.
۲- چون افراد جامعه در ۹۹% مواقع صاحب نظر هستند، سعی میکنم خیلی نظریاتشون و جدی نگیرم ولی متاسفانه در بعضی مواقع واکنش نشون میدم، که در این زمینه باید رو صبوریم کار کنم.
گمان می کنم من گارد محکمی نسبت به اطلاعات جدیدی که بنظرم منطقی میاد ندارم و در واقع اینقدر طرز تفکرم از سال نود تغییر کرده که این رویه را در خودم پذیرفتم و شاید بتوان گفت که دوستش دارم و آن را در مسیر تکامل و پختگی میدانم .
ولی فکر می کنم در انتخاب منابع اصلا قوی عمل نکردم. اگر قرار بود منبع انتخاب کنم اینقدر تعداد منابع زیادی را انتخاب می کردم که عملا می دانستم توانایی خواندن نصف آن را هم ندارم پس رهاش می کردم یا بدون معیار و انتخاب دقیق و صحیح منبعم رو انتخاب می کردم که در دام اجبار انتخاب و منابع متعدد نیفتم ولی عملا باعث می شد که منابعم دست اول نباشند ودر نتیجه پختگی لازم رو نداشته باشم.
بسیار مشتاقم مهارت انتخاب هوشمندانه اطلاعات را بیاموزم .
بنده با اون قسمت که گفتید نباید اصالت رو به اطلاعات و آموخته ها و پیش فرض های ذهنی خودمون بدیم کمی مشکل دارم … این بیان دقیقا تفریطی است مقابل افراط مفهوم این جمله که : هر کسی مثل من فکر می کند عاقل و شایسته تمجید است و هر آموخته ای که دانش مرا به چالش بکشد و نقدی به آن وارد کند اشتباه و محکوم است .
این بیان یک دید صفر و صدی را القا می کند . یعنی اعتدال مابین این دو دیده نشده است . ما باید ( موکداً عرض می کنم ) تا جایی که تیغ برهان و منطق مان میبرّد از آموخته های خود دفاع کنیم ( نه جدل و مغلطه ) اما هنگامی که با همان سلاح منطق و استدلال خلع سلاح شدیم دستان خود را بالا برده در مقابل آن دانش سر تعظیم فرود بیاوریم . که اگر غیر از این باشد ( در حالت بحرانی ) با شخصیتی در خود مواجه میشویم که مانند موم در دستان هر تفکر و اندیشه ای هر روز به یک شکلی در می آید .
البته همانطور که در ضمن درس فرمودید اغراق در آموزش یک ابزار است ، مسلما منظور اصلی شما این نبود ولی جهت تنویر افکار خوانندگان لازم دیدم این نکته را یادآور بشوم .
با تشکر
شاید بتونم بگم یکی از مشکلاتی که خیلی وقت هم نیست متوجهش شدم بحث منابع یادگیری بوده. با همهگیر شدن شبکههای اجتماعی، واقعا آدم هر طرف رو نگاه میکنه یه طرف کانالها و شبکههای آموزشی ریختن، یه طرف دیگه کانالهای اطلاعرسانی و اخبار. همه هم درباره همه چیز یه خورده اطلاعاتی دارن. این قضیه شاید خودش باعث بروز اون مسئلهی “با زره به مواجه یادگیری رفتن” بشه. آدم وقتی تو یک محیط، یکی در میون پالس خبری درست و غلط میگیره، احتمالا ترجیح میده کلا اون منبع رو بیخیال شه. حداقل عکسالعمل شخصی من این بوده.امروز که دستمون تو پیگیری مطالب و دسترسی به منابع جدید بسته نیست، واقعا حیفه درگیر منابع مشکوک باشیم.
به نظرم مهمه آدم یه مقدار منطقی از شک رو همیشه در مواجه با منابع یادگیری داشته باشه ولی با این فایل حواسم جمع این نکته هم شد که کار به جایی نرسه که این مدل برخورد، به الگوی رفتار آدم تبدیل بشه.
ممنون.
یادم هست مدتی پیش در دورهای ثبتنام کردم.
اولین درخواستی که مربی دوره از ما داشت این بود که آموزشپذیر یا همان تعلیمپذیر باشیم.
آن زمان برداشت من از تعلیمپذیری این بود که شاگرد خوبی باشم و آموزشهای استاد را بهخوبی فرابگیرم.
با خواندن این مقاله تازه متوجه شدم که منظور مربی از تعلیمپذیری چه بود!
محمدرضا شعبانعلی، تو واقعاً مایهٔ شگفتی هستی. از لحظهای که فایلهای صوتی شمارا شنیدم حالم عوض شد. گاهی احساس افسردگی و خمودگی میکردم، زمانی دیگر غم دنیا بر دلم سوار میشد و گاهی هم سرشار از شادی و سرور میشدم.
خیلی خوشحالم که افرادی مثل شما هستند تا مشعلی باشند برای روشن کردن مسیر و وسیلهای باشند برای رشد و ارتقاء دیگران.
تمامقد سپاسگزارم
در این کامنت جمله ای از محمدرضا شعبانعلی را نقل به مضمون می کنم بدین متن:
“انسان ها همیشه در پی امنیت بوده ذهن انسان آموخته است که به دنبال سرپناه بگردد و از موجودی که نمی شناسد دوری کند اما امروز،امنیت معنای دیگری یافته است.
ما نگران سقف بالای سرمان نیستیم.نگران سقفی بالای باورهایمان هستیم هر رویدادی یا باید به شکلی تفسیر شود که مدل ذهنی من را تایید کند یا کنار گذاشته و فراموش شود.ذهن آنقدر برای امنیت خود ارزش قائل است،که این فرایند را به سرعت و با کمترین زحمت انجام دهد“ یا “امنیت اولویت اول مدل ذهنی توسعه نیافته است” در توصیف تلاش ما انسان ها در حفظ مفروضات قبلی مان هست که همین تلاش مانعی در برابر یادگیری است.
مطالعه در زمینه مدل ذهنی و رابطه آن با یادگیری و تاثیر متقابل آنها بر همدیگر می تواند بهتر ما را به این نتیجه برساند که یادگیری باعث توسعه مدل ذهنی و مدل ذهنی توسعه یافته باعث یادگیری بهتر می شود.بیاییم این امنیت رو ازخودمون سلب کنیم و با یادگیری به توسعه مدل ذهنی خود بپردازیم.
یک نکته در مورد وزن منابع:بیشترین تاکید بر وزن منابع در مقاله های علمی است که هر چیزی ارزش نوشتن و خواندن نداره و هر متنی که استفاده می شود رفرنس داشته باشه و ارزش منبعی بیشتره که بیشترین مقاله به آن ارجاع داده شده به عبارتی h index بالاتری دارد این مورد میتونه در بالابردن ارزش مقاله شما تاثیر گذار باشد.همچنین در کتابخوان های حرفه ای قابل مشاهده است که هر کتابی را،از هر نویسنده ای،واز هر انتشاراتی مطالعه نمی کنند.
دوستی دارم که چند وقت پیش با نظریه بازیها آشنا شد و مطالعاتی و دورهای در این زمینه داشت. از بعد آن دوره، بسیار میبینم که دوستم سعی دارد بسیاری از وقایع اطرافش را با نظریه بازیها تحلیل کند. در حالیکه برای من که از بیرون نگاه میکنم، میبینم که خیلی از تحلیلهایش یک جانبه است.
یکی از مشکلاتی که بسیاری از افراد(به نظرم بیشتر افراد جوان و کمتجربه) دارند این است که سعی میکنند دنیا را فقط از دید یکی از نظریات و مدلهایی که با آن آشنایی دارند، ببینند. این افراد سعی میکنند همه اتفاقات اطراف را با آن عینک ببینند و تحلیل کنند. از آنجایی که این افراد زرهپوش به میدان میروند و به آن مدل تعصب دارند، طبیعتاً در نظر خود روز به روز تقویت میشوند. مثالی هم که آقای شعبانعلی در این درس زدند، نمونهای دیگر از این رویکرد است.
بدی این رویکرد این است که سعی دارد با یک مدل تقلیلگرا(مدلها برای سادگیاند و طبیعتا با کمکردن پیچیدگیها همراهاند)، همه وقایع دنیای پیچیده را بتواند کامل تحلیل کند. و به همین دلیل است که فکر میکنم اکثراً افرادی که به حدی از پختگی میرسند، به هیچ مدلی اعتقاد کامل ندارند، بلکه سعی میکنند از مدلها صرفا به تناسب نیاز استفاده کنند.
امّا جدای از نقایصی که این رویکرد دارد، رویکرد مذکور یک خوبی دارد و این است که باعث میشود که ما بتوانیم با به کارگیری نظریه یا مدل در مثالهای گوناگون، از تمام ظرفیت آن نظریه یا مدل آگاه شویم و به عبارتی کاملا آن را بچلانیم! مثلاً دوستم الآن میتواند با تجربیاتی که در زمینه به کارگیری آموختههایش از نظریه بازیها دارد، از ظرفیت این نظریه به خوبی استفاده کند؛ کاری که شاید خیلی افراد دیگر که صرفا آن درس را خواندهاند و آن را به کار نگرفتهاند، نتوانند بکنند.
در ادامه هم عکس یادداشتی را که از این درس نوشتهام، میگذارم.