فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقهای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که میخواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، میتواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کردهاند میتواند یک یادآوری باشد.
البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایلها تلاش میشود بحثها و مثالها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درسها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.
در فایل صوتی مقدمهای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفتهاند:
خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.
در دوران جدید، سهم آموزش کمرنگتر و سهم یادگیری پررنگتر شده است.
خطاهای شناختی ما، میتوانند مانع یادگیری اثربخش شوند.
نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش میدهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.
با کلیک بر روی تصویر، میتوانید نسخهی با کیفیتتر را مشاهده کنید:
این فایل صوتی را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:
دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری
سایر فایلهای صوتی مرتبط با مباحث درسی را میتوانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.
[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی
با سلام به همه متممی های عزیز
مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،
امیدوارم مفید باشه...
http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg
در هنگام گوش دادن به این فایل صوتی یک نمونه جالب آن را در بین یکی از دوستانم یه یاد آوردم که از قضا مدیر یکی از شبکه های تلگرامی بچه های همکلاسی دانشگاهیم است. رفتار جالبی دارد. در طرفداری از یک گروه سیاسی خاص به قدری تعصب نشان می دهد که اگر کسی کوچکترین انتقادی در این مورد از آن جناح خاص بکند او را کاملا با خاک یکسان می کند. به هیچ وجه تحمل کسی که در این مورد با او همنظر نیست را ندارد. و علت آن این است که به مفروضات خود از ده همیشه ده می دهد و البته می دانیم که هیچ کس خدا نیست و بالاخره هر گروه سیاسی هم ضعفهای خود را دارد. اتفاقا من با او در این مورد هم عقیده هستم ولی هنگامی که بحثی پیش می آید و کاستی هایی هم وجود دارد ترجیح می دهم چیزی نگویم. یکی از خنده دارترین اتفاقاتی که در این مورد افتاد زمانی بود که با یکی از بچه های تازه وارد گروه ولی با دیدگاه مخالف او روبرو شد. هر دو به شدت و با حرارت از مواضع خود دفاع می کردند و با آوردن عکسها و مدارکی که تقریبا ۹۰% آنها واقعی نبود همدیگر را زیر فشار می گذاشتند. دست آخر همین دوست من که مدیر گروه هم بود طرف مقابل را از گروه بیرون کرد و تقریبا همه منابع مخالف نظرش را در گروه پاکسازی نمود.
سلام.به نظرم با توجه به مسائل قبل که یادگرفتم از اقای شعبانعلی به نظرم تو یادگیری و مواجه با مسائل جدید باید مغز رو به حالت دریافت برد ابتدا،در تمام مدت گوش دادن یا دیدن یا خوندن اون موضوع جدید و بعد به ارزیابی اون مطلب بپردازیم که میتونه چه جایگاهی در نظرات من داشته باشه
سلام دوستان عزیزم
به نظر بنده منظور محمد رضا از اینکه ما دانستاهای قبلی یا پیش فرضهامونو دور بریزیم این هست که اونها رو در مبحث یادگیری فراموش کنیم. بعد از این که مطلب رو فرا گرفتیم باید اموزهای قبلیمون رو به صورت کاملا بی طرفانه با مبحث فرا گرفته شده مقایه کنیم. و اون مطالبی رو که میشه منطبق کرد و واقعا مفید هست رو میشه توی اون کریستال ذهنیتون جایگذاری کرد.
گوش دادن به این فایل سبب شد که برخی از رفتارای اشتباه گذشته برام یادآوری بشه . زمانی که برای کنکور درس میخوندم و برای همه ی درس ها کلاس خصوصی گرفتم ( حتی برای دینی و ادبیات ) . اون زمان خانواده نسبت به مسیر اشتباه درس خواندن به من گوشزد میکردن و من به راه خودم ادامه دادم تا اینکه نتیجه اون چیزی که میخواستم نشد. الان که فایل رو گوش دادم متوجه اشتباهات خودم شدم
۱ ) نباید نسبت افراد و حرف هایشان گارد گرفت ( باید به حرف طرف مقابل توجه کنیم فارغ ازاینکه او کیست ، پدر ، مادر ، دوست یا یک غریبه ) مهم جنس حرفیست که او میزند و بافرضیات ذهنی خود مقایسه کنیم .
۲ ) انتخاب صحیح منابع که در این مورد هم اگر دقت بیشتری داشتم حاصل بهتری بدست می آمد.
بعد ازاون اتفاق با دقت بیشتری به حرف ها ی دیگران و نتیجه های ذهنی خودم نگاه می کنم و امروز که این مساله تحقیق علمی داره خوشحالم که ناخودآگاه توی این مسیر قرار گرفته بودم .
سلام دوستان من.
در مورد بخشهای مشخصی از این درس نظراتی داشتم و خواستم مطرح کنم که یک به یک با اشاره به بخشهای فایل صوتی نظراتم رو بیان می کنم.
سوالی را در اینجا از خودم می پرسم: آیا لزوما هروقت قصد یادگیری موضوعی را داریم، آموخته قبلی هم در این باره داریم؟
پاسخ به نظرم اینطور قابل ارائه است:
همیشه بین آموزش دهنده و یادگیرنده سطح مواضعی وجود داره و این سطح مواضع بدون توجه به دانش قبلی یادگیرنده همیشه در فرایند آموزش بوجود میاد. تا پیش از این که دیدگاه غالب، توجه به آموزش دهنده بوده، سعی بر این بوده که آموزش دهنده در جلسه اول آموزش با نشان دادن تسلط بالا روی مطلب و جدیت در کار در سطح بالاتری از یادگیرنده قرار بگیره و توی جلسات بعدی دانش رو از این اختلاف سطح بین خودش و یادگیرنده جاری کنه.
اما اگر با همین دیدگاه که محمدرضا توضیح میده توجه خودمون رو به یادگیرنده جلب کنیم میشه یک روند کاملا برعکس رو برای افزایش دانش جاری شده بین آموزنده و یادگیرنده ایجاد کرد. بدین صورت که یادگیرنده از موضع خودش پایین بیاد تا دانش از آموزش دهنده به یادگیرنده با بوجود اومدن این اختلاف سطح جاری بشه. حالا مهم نیست آموزش دهنده فردی باشه یا یک کتاب باشه.
سوالی رو در مورد این جمله از خودم می پرسم: چرا صرفا با توجه به شیوه آموزشِ صحیح و تاکید بر آموزش دهنده نمیتونیم ادامه بدیم؟
پاسخ این سوال در فایل صوتی بدین صورته که چون آموزش به زمان و مکانهای مختلف نشت کرده این امکان وجود نداره اما به نظرم میشه نکات زیر هم بهش اضافه کرد:
چون فرآیند آموزش و یادگیری به زمانها و مکانهای مختلف نشت کرده، امکان اینکه همه افرادی که ما میخوایم ازشون یاد بگیریم توانایی آموزش صحیح رو داشته باشند وجود ندارد.
همچنین بعضی از منابع یادگیری ما مثل کتاب و مقاله و فضای مجازی قابلیت ایجاد روش آموزشی هیجان انگیز رو ندارند و یا بهتره بگیم بیشترشون ندارن. پس به نظر من بهتره به جای اینکه منتظر بشینیم تا کتابها جذابتر بشن و همه معلم ها جذاب توضیح بدن و کاملا مسلط باشن، خودمون در وضعیت فعال و مسئول قرار بگیریم و بیشتر به یادگیری تمرکز کنیم تا آموزش.
مثال فوق العاده شیوه شرکت بین المللی در استخدام به من این رو آموخت که اون شرکت با حذف تمام روشهای آموزش جذاب و مسلط، مهارت یادگیری فرد مقابل رو مسنجیده.
سوالی که اینجا از خودم میپرسم: این فرد که مهارت یادگیری نداره چطور اون یک چیز رو یاد گرفته؟
پاسخ به نظرم به این صورته که این فرد یادگیریش رو از طریق فردی یادگرفته که به عنوان آموزگار او رو پذیرفته. یعنی فردی که به شخص مورد نظر ما یاد داده از تکنیک آموزش صحیح درست استفاده کرده و متاسفانه به دلیل اینکه فرد یادگیرنده مهارت یادگیری نداره تا زمانی که به تور آموزگار ماهر دیگری نیفته چیز جدیدی یاد نمیگیره. بنابراین همونطور که محمدرضا میگه این فرد از دنیا عقب میفته تو یادگیری.
این جمله و توضیحات در این مورد به من تفاوت دیگه ای به جز “سرعت یادگیری” رو بین دو فردی که مهارت یادگیری دارن و ندارن رو آموخت. اینکه فردی که مهارت یادگیری نداره تناقضهای روزانه رو نمیبینه و انکار و فراموششون میکنه. اما فردی که این مهارت رو داره از این تناقض ها استقبال می کنه. نکته جالبش به نظرم اینه که نتیجه این رفتار در شخصیت و رفتارهای روزانه افراد ظاهر میشه و فردی که تناقضها رو میبینه و از اونا استقبال می کنه در نهایت تنش کمتری رو در برخوردهای روزانش تجربه می کنه، کمتر به سخنرانی علاقه منده و همینطور میشه در این مورد بیشتر فکر و نظر داد.
و در آخر تعریف یادگیری که خیلی برای من جالب بود:
همونطورکه میدونید ما هیچ وقت نمینونیم ازفرضیات و دانسته های قبلی خود چشم پوشی کنیم و بگوییم در حال حاضر بنده در مورد یادگیری این مطلب هیچ یک از دانسته های قبلی خودم رو دخالت ندادم ما حتی در انتخاب منابع معتبر هم از فرضیات قبلی خودمان بهره میبریم و این یک واقعیت است منتها چیزی که اینجا اهمیت داره نه خالی کردن ذهن از فرضیات قبلیست بلکه داشتن این فرضه که هر علم و دانسته یک چرخه عمر داره و اعتبار این دانسته میتونه از چند ثانیه تا سالها ادامه داشته باشه ولی همیشگی نیست و با امدن دانسته جدید معتبر تر میتونه بمیره. با داشتن این فرض در میان فرضیات خود میتونیم اطمینان بدیم که ما زرهی به تن نداریم ویادگیری برای ما سهل تر میشه
من میخواستم این چند مورد رو از فایل صوتی اول اینجا بنویسم:
۱- اولین قدم در یادگیری فراموش کردن دانسته های نادرست قبلی است.(نادیده گرفتن پیش فرض های ذهنی)
۲- یادگیری ممکن است درد داشته باشد از آنچا که ممکن است دانسته های قبلی شما را انکار کند.
۳- باید منابع اطلاعات را با وسواس انتخاب کنیم.
الان که میخواستم این دیدگاه رو ارسال کنم ذهنم تحت تاثیر مطالب مربوط به فایل های بعدی (بویژه یادگیری کریستالی) بود و باعث شد قبل از نوشتن این دیدگاه ، نظرات متممی ها رو بخونم و از بین اون ها عکس زیر از حمیدرضا رازقندی در این نوشته آموزنده بود:
مدتی بود تو زندگیم فقط و فقط یه باور ذهنی لجوجانه داشتم و به هر دری میزدم به خودم ثابت کنم دارم درست فکر می کنم، انگار وحی منزل بود! الان که بر می گردم و به یک دندگی خودم نگاه می کنم حسابی خجالت می کشم. از وقتی تلاش کردم با دل گشاده و ذهن باز ببینم و بشنوم و از پست قضاوت استعفا دادمو فقط شاهد ماجراهستم، شرایطم بهتر از سابق شده.
یادمه وقتی سال چهارم برای کنکور آماده می شدم، معلم فیزیک قبل از تدریس قسمت های مربوط به پایه همواره تاکید می کرد که به عنوان مثال اگر یادگیری این قسمت ها برای دانش آموزان سال دوم یا سوم n جلسه نیاز داشته باشد، برای شما ۲n جلسه نیاز دارد و واقعن هم درست می گفت چرا که ما علاوه بر یادگیری ناقص و فراموش کردن، با “پیش فرض ذهنی” یاد داشتن به آن مباحث می نگریستیم و چنین پیش فرضی همانطور که در فایل صوتی بیان شده بود از موانع یادگیری محسوب می شود. شاید به تعبیر آقای شعبانعلی زره پوشانه وارد میدان یادگیری شده بودیم و اگر معلم چیزی می گفت آنرا با محک دانسته های قبلی که بعضا نادرست نیز آموخته شده بودند می سنجیدیم و به نوعی در برابر یادگیری “مقاومت” می کردیم.
در ارتباط با مطالب مطرح شده درباره خطای ذهن و دادن اعتبار بیشتر به آخرین اطلاعات در دسترس، ترم پیش قبل از آنکه انتخاب واحد نمایم از دوستانم و آنهایی که از نظر فکری بیشتر به من نزدیک بودند اطلاعات لازم را در مورد اساتید گرفته بودم و به نوعی می دانستم که می خواهم با کدام یک از اساتید درس های مربوطه را بر دارم اما درست قبل از انتخاب واحد فرد دیگری از تجربیات خودش در کلاس یکی از اساتید مدنظر من گفت و من با آنکه از چندین نفر پرسیده بودم و به نظرم معیارهایی که برای انتخاب اساتید در ذهن دارم به آن کلاس نزدیکتر بود، با فرد دیگری درس را برداشتم! در واقع تضاد بین حرف های آخرین فرد با افراد قبلی باعث شده بود به حرف های آخرین فرد اعتبار بیشتری بدهم.
از زمانی که دست چپ و راست را یادگرفته بودم سیاست هم به دنبالش فراگرفته بودم و همیشه ذهن من تمام مشکلات کشور درهمه ابعاد را با نگاه متعصبانه معطوف به یک فرد می دید. اما با گذشت زمان متوجه شدم بازنده اصلی این بازی منم. منی که درهای یادگیری را به خود بسته نگه داشته ام تا شاید به پایه ی نظریه های من آسیب نزند.
تغییر کردم وخوشحالم که در این شروع با سایتی آشنا شدم که رسالتش را یادگیری عزتمند تک تک افراد قرارداده است.
این جمله استاد شعبانعلی که “لازمه یادگیری، آمادگی نقض شدن دانسته ها و مفروضات قبلی است” مرا یاد جمله ای از عالم و مرجعی بزرگ انداخت که در جواب چرا رساله توضیح المسائلت را تغییر داده ای، فرمود : “دیروز، دیروز بود ولی امروز، امروز است.”
محمدرضا سپاس ارزنده توست که به من اندیشیدن را می آموزی آن هم از نوع درست.
شاید بتوان گفت در کلاس زندگی و کسب و کار شاگرد اول ها آنهایی هستند که سریعتر از بقیه مفروضات کهنه خود را با مفروضات جدید جایگزین می کنند و آنها را به کار میگیرند تا در میدان عمل نیز بازخورد یادگیری شان را امتحان کنند پس اهمیت این موضوع برای کسانی که تشنه یادگیری هستند چند برابر می شود که همواره ذهن خود را برای دریافت اطلاعات و مفروضات جدید باز نگه دارند و کسانی که در یادگیری نه تنها موفق بلکه پیش رو هستند کسانی هستند که به مفروضاتی می رسند که دیگران حتی شهامت فکر کردن به آن را نداشتند .
اگر ما دانستههای قبلی خود را توتم قرار دهیم، بدیهی است که در مواجهه با هر اطلاعات جدید، از مشابهتهای آن برای استحکام دانستههای قبلی استفاده میکنیم و تضادهای آن را نادیده میگیریم.
چنین مغزی – به مانند لیوان پر از آب، آماده پذیرش اطلاعات جدید نیست.
به نظر من آموخته های قبلی را باید درست یاد گرفت این آموخته ها مانند پلکان های یک راهرو میباشند که ما هر قدمی که برمیداریم روی این ها است این آموخته ها همان اطلاعات أساسی یا stable data میگویند هر کدام از این پله ها که بلرزد انسان به مسیر خود نمیتواند ادامه دهد به همین دلیل انسان از این اطلاعات أساسی هر چند غلط بسیار حمایت میکنداگر چیزی متضاد آن اطلاعات دریافت کنند چون باید یک پله را جایگزین چیز دیگری کنند و این باعث میشود که سایر پله های دیگر نیز تغییر کنند این برای انسان ریسک بزرگی میباشد که برای ترمیم دانش خود باید این ریسک را بپذیرد
با سلام
من در مرحله اول تصمیم گیری که در حال شنیدن فایل بودم فقط تو فکر نجات بچه ها بودم و تا این که بحث جامعه مطرح شد و قرار دادن آن در این داستان اگر تحلیل من درست باشه قطارباید جامعه باشه در اینجا ، بحث از نظر من مشکل میشه چون ایا اون جامعه اسیب میبینه یا نه حداقل اینه که از راه اصلی دور میشه و جالب اینکه این جریان در حال انجام در کشور ما نیز هست و ما همه حق به کسی میدیم در عمل که داره هم قانونو زیر پا میزاره و هم جامعه رو به بیراهه میبره واقعا ممنون از این مثال استاد دید من عوض شد البته اگر درست تحلیل کرده باشم .ممنون میشم اگر اشتباهی هست منو راهنمایی کنید.
خیلی به ظاهر ساده است ولی در باطن مشکل و به همان اندازه کارساز
این جمله هم جالب بود: کارمندان ما بیلبورد های متحرک سازمان ما هستند
داستان فنجانت را خالی کن
(دوست داشتم حالا اینجا که بحث سر یادگیری است این داستان را بگویم)
استاد سوزوکی کلاسی داشتن که ۴ سطح داشت. که می توانستی بعد از این ۴ سطح یا استاد شوی یا برای استادی اقدام کنی.
سطح اول جارو کردن و غذا پختن بود و …
سطح دوم کمی آموزش رزمی دیدن و تا برسند به سطح آخر
استاد معمولا از بین افراد روستایی و کم سواد جامعه شاگردان خود را می گرفت اما یکی از سال ها پسری با مدرک دکتری که اهل توکیو هم بود وارد کلاس های استاد شد.
سال اول که گذشت استاد همه شاگردان را به حیاط آورد و تک تک به آنان گفت تبریک می گویم تو قبول شدی وقتی به این پسر رسید گفت تو آماده نیستی و یک سال دیگر باید در این سطح بمانی.
در نظر بگیرید که درست کردن غذا برای دوستانتان که حالا یک سطح بالا رفته اند و تمیز کردن توالت ها برای یک سال دیگر کار چندان ساده ای نیست.
دوباره آخر سال شد و استاد همه شاگردان را به حیاط آورد و تک تک به آنان گفت تبریک می گویم تو قبول شدی وقتی به این پسر رسید گفت تو آماده نیستی و یک سال دیگر باید در این سطح بمانی.
پسر عصبانی شد و شتابان به سمت اتاق استاد رفت. در را باز کرد و شروع کرد به داد و بیداد.
استاد گفت آرام باش، بشین. برای من یک چای بریز( همه ما تا حالا چای ریختیم می دانیم وقتی نزدیک به لب شد دیگر کافیست) شاگرد هم همین کار را کرد و ریختن را متوقف کرد.
استاد گفت چه کسی به تو گفت دست از کار بکشی باز بریز.
چای سر ریز شد و بر روی سینی و میز ریخت. پسر که فکر کرد استاد آن را دست انداخته دوباره این کار را متوقف کرد.
استاد سوزوکی گفت: تو مانند این فنجان پُر می مانی من هر چقدر از مهارت و دانش خود می خواهم به تو یاد دهم تو یاد نمی گیری تا زمانی که فنجانت را خالی کنی.
به نظرم رد پایی از کمال گرایی در شخصیت کسانیکه زره یادگیری می پوشن و در یادگیری انعطاف پذیر نیستن دیده میشه، چراکه فکر میکنند دانسته هاشون کامل و کافیه. در نتیجه بهتره واقع بینی رو در خودمون تقویت کنیم و بدونیم که علم شاید نسبت به گذشته کامل باشه ولی نسبت به آینده ناقصه.ما هم بهتره همین نگرش رو نسبت به دانش و تخصص خودمون داشته باشیم.
مطلب دومیکه به ذهنم میرسه اینکه فقدان تواضع نسبت به دیگران(دانش، تجربه و عقایدشان) ، میتونه مانع دیگری در برابر یادگیری و از علل صلبیت ذهن باشه.
بهترین متخصص کسی هست که دائما در حال کار آموزی باشه
-در مورد منابع یادگیری به نظر من اولویت با کتابهای(منابع) معتبر و سختتر هست، چون ذهن رو به چالش میکشه
در آخر، قسمتی از سخنرانیهای اشو رو خدمت دوستان تقدیم میکنم که بیربط به موضوع بحث نیست:
زندگی همیشه تازه است و ذهن همیشه کهنه. زندگی هیچگاه کهنه نیست و ذهن هیچگاه تازه نیست. این دو هرگز به هم نمی رسند. نمی توانند که به هم برسند. ذهن عقب گرد می کند و زندگی به پیش می رود. از این رو کسی که می کوشد زندگی خود را با تکیه بر ذهن بگذارند کاری بس احمقانه انجام می دهد. او اگر روزی از کاری که با خود کرده آگاه شود، باور نخواهد کرد که چنان احمقانه و ابلهانه عمل کرده است. زندگی را تنها می توان در حالت بی ذهنی شناخت. این همان مراقبه است: کنار گذاشتن ذهن، بدون فکر بودن، « بودن» در سکوت
پس باید با دانسته های خود زندگی کنیم نه اینکه در دانسته های پیشین گرفتار و محدود بشیم
بسیار ممنون از همراهان عزیز
سلام دوست عزیز
احتمال از سواد کم من هست ولی در هر حال ارتباطی بین سخنرانی که نقل کردین و نتیجه گیریتان نمی بینم.
خوشحال می شوم اگر چشمتان به کامنت من خورد دیدگاهتان را بیشتر توضیح دهید.
سلام بر همه دوستان عزیز متممی،
انتخاب منابع درست می تواند گام نخست در این راه و شاید ساده ترین کار ممکن باشد (هر چند که در نظر گرفتن این مهم مسیر زندگی من را عوض کرد)
ولی سخت ترین گام که شاید تنها در گفتن راحت باشد فراموش کردن اطلاعات قدیمی و آموخته های قبلی باشد. صداقت با خود در این موضوع و پذیرفتن اشتباهات بسیار مشکل است. هر چند می توانم با ممارست و دقت عمل این کار را به درستی انجام داد.
امیدوارم هر روز در مهارت یادگیری موفق تر شویم.
با آرزوی بهترین ها،
یک جورایی برای یادگیری بهتر، می بایستی مدل ذهنی خودمون رو به چالش بکشیم که در حقیقت همان پذیرش تناقض و تضاد و آمادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض هاست. قبول کنیم که مدل ذهنی ما بهترین نیست و مدل های دیگری هم هستند که می توانند برای ما مفید تر باشند.
اینجا همون جمله ی همه مدل ها غلط هستند اما بعضی از مدل ها مفیدند از جرج باکس صدق می کنه
در انتخاب هوشمندانه اطلاعات هم حتما خطاهای شناختی در تصمیم گیری رو باید مدنظر قرار بدیم که خیلی می تونه به انتخاب منابع بهتر بهمون کمک کنه …
مهارت یادگیری
– مهارت انتخاب هوشمندانه اطلاعات
– دور ریختن اطلاعات بی اهمیت
– پذیرش تناقض و تضاد و تعارض و ابهام
– آمادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض های قبلی
با سلام
متن زیر خلاصه ای است از یک نوشته و اظهار نظر مرتبط که دو یا سه سال پیش منتشر کردم و به نظرم می تونه خیلی مفید باشه.
—
عنوان: ذهن منعطف، خوب یا بد؟
این جورى بحثم رو شروع میکنم، اول این که اطلاعات چطور وارد ذهن میشن و بعد انواع مختلف صلبیت و انعطاف پذیری رو ذکر میکنم. نتیجه گیرى این که انعطاف و صلبیت تا کجا می تونه خوب باشه و تعمیم این مطلب هم به عهده خودتون ؛) (پیشنهاد می کنم حتما مثال هایی برای خودتون پیدا کنید)
ورود اطلاعات:
به طور واضح می دونیم که ذهن یه در نه، بلکه چند راهروى ورودى داره، که اونجا روى داده ها حین ورود و قبل از ذخیره سازی تحلیل انجام میشه!
اگر تایید بشن!:
اطلاعاتى که پس از تایید این بخش وارد ذهن میشن، میتونن لایه به لایه برسن به هسته ى اصلى (همون چیزى که من بهش میگم باور. (ما این چیزا رو باور داریم، اینا برامون یه اصل هستن.)) این ممکنه یه اصل ریاضى باشه، یه بحث اقتصادى یا یه مطلب مذهبى.
اگر رد (ریجکت) بشن!:
اطلاعات به همراه دلایل ردشون یه گوشه بایگانى میشن!
اگر تحلیل نشن!: (یعنی به عنوان داده غیر ضروری فیلتر بشن)
دیتاها یا ذخیره نمی شن (مثل طرح اسکناس هزار تومانی یا طرح صفحه ساعتتون) یا بدون آدرس سیو میشن. چون اطلاعات تحلیل نشدن معلوم نیست باید تو کدوم بخش قرار بگیرن که بعدا بشه بازیابیشون کرد! (مثل یه مکالمه به زبان ناآشنا (اطلاعات مرتبط و پایه ای وجود نداشته که بشه باهاش این رو تحلیل کرد ))
—
و حالا انعطاف و صلبیت
اینور بوم:
سه تیپ صلبیت داریم،
١. اون هایی که دانسته هاشون رو رفته رفته اصل قلمداد می کنن و بعدا حاضر نیستن ذره ای تغییرش بدن. اینا با بزرگ کردن هسته سنگی ذهنشون، ورودى ها و بخش تحلیل رو تخریب کردن!
٢. اون هایى که موتور تحلیلشون، یا سوخت و کاتالیزور (دیتا) نداره یا این که این قدر ازش کار نکشیدن که ضعیف شده!
٣. اون هایى در هاى اصلى رو بستن میشه گفت همون آدم هاى لج باز!
اونور بوم:
آدم هایى که ورودى هاى ذهنشون رو یه سره میکنن، بى تحلیل میپذیرن، اینا همونایى هستن من بهشون میگم دوستان خیلى اوپن مایند. اینا اطلاعات بسیارى که با دنیاشون مرتبطه رو باور دارن (البته باورشون خیلى سفت و محکم هم نیست) اما به دردشون نمیخوره! (حتى ممکنه بین این داده ها تناقض هم وجود داشته باشه، چون بى فیلتر وارد شدن). آدم اطلاعات میخواد که باهاش چیزاى جدید رو تحلیل کنه ولى اینا کلا خط تحلیل رو یه سره کردن (و فقط گونی های اطلاعات رو پلمب می کنن و بی برچسب و نظم میندازن تو انباری ذهنشون). خیلى هم راحت، خیلى هم شیک!
و اما حالت ایده آل:
– هسته ى اصلى ذهن پایدار باشه طورى که با هر طوفان و زلزله اى نلرزه !!
– و همچنین درهاى ورودى به روى عالم مرتبط باز باشن
– و موتور تحلیل، سوختِ (دیتا) کافى و پاک، قدرت (تفکر) بالا و توانایی مقایسه داشته باشه
با احترام – صدری
—
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم ;)