Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقه‌ای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که می‌خواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، می‌تواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کرده‌اند می‌تواند یک یادآوری باشد.

البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایل‌ها تلاش می‌شود بحث‌ها و مثال‌ها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درس‌ها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.

در فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفته‌اند:

  خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.

  در دوران جدید، سهم آموزش کم‌رنگ‌تر و سهم یادگیری پررنگ‌تر شده است.

  خطاهای شناختی ما، می‌توانند مانع یادگیری اثربخش شوند.

نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش می‌دهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.

با کلیک بر روی تصویر، می‌توانید نسخه‌ی با کیفیت‌تر را مشاهده کنید:

یادگیری به عنوان یک مهارت


این فایل‌ صوتی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری

سایر فایل‌های صوتی مرتبط با مباحث درسی را می‌توانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.

[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۷۱۱ نظر برای فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی

    با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه...

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  1. سلام، ممنون از آقای شعبانعلی و فایل صوتی مفیدشون.
    بسیار آموزنده بود.
     
    وقتی به فایل صوتی گوش میدادم یاد یکی از کتاب های خوبی که خوانده‌ بودم افتادم، کتاب ای کاش وقتی ۲۰ ساله بودم می‌دانستم از تینا سیلیگ که مطلب جالبی رو برای به چالش کشیدن مفروضات ذهنی مثال کرده بود که دوست داشتم کسانی که در این باره مشتاق‌ هستند رو در داشتن این مطلب شریک کنم:
     
    ویژگی های یک داستان یا یک واقعه رو برعکس تصور کنید و یا فرض کنید بعضی از آن ویژگی ها اصلا وجود ندارند.
    مثلا اگر طراح گرافیک هستید فکر کنید که اصلا دایره وجود ندارد و یا طرح هایی را که کشیده‌اید بزرگ و کوچک فرض کنید خلاصه دیدتان را در تضاد و برعکس مفروضات قبلی قرار دهید.

  2. من فکر می کنم تعصب یکی از مواردیه که میتونه مانع حرکت رو به جلوی ما توی هر زمینه ای بشه.وقتی حاضر نیستیم مسائل جدید رو بپذیریم، وقتی حاضر نیستیم در موردشون فکر کنیم، وقتی حاضر نیستیم حتی از روی کنجکاوی تجریه شون کنیم انگار که یه چیزی مانع میشه و احتمالا اون چیز "تعصب" باشه. حالا اینکه راه مقابله با همچین تعصب هایی چی هست رو دقیقا نمیدونم اما حدس می زنم شناخت بیشتر ذهن ناخودآگاه و کمی کنترل روی اون میتونه کمک کنه. اگه از دوستان کسی میدونه یا این تجربه رو داشته که راه های مقابله با تعصب چیه، لطفا در پاسخ به این کامنت، تجربه ش رو به اشتراک بذاره.

  3. ف.جمالی گفت:

    سلام، به گمانم همینجا بود که از قول دوستی خوندم: کیفیت زندگی هر شخصی را تعداد دفعاتی که می گوید “آها” مشخص می کند. این “آها” خیلی حرف ها داره؛ خیلی راه های یک شبه طی شده رو در خودش پنهان کرده. به نظرم یک تعریف دیگه برای یادگیری، همینه: تعداد دفعات آها گفتن.
    من اغلب وقتی متمم میخونم، مدام در حال تجربه کردن بهترین “آها” های زندگیم هستم.
    موفق و پیشرو باشید همیشه.

  4. سلام به دوستان متممی عزیز و گرامی

    منبع اطلاعات : من تا الان زیاد به منابعی که از اون کسب اطلاعات می کردم دقت نمی کردم(البته این بی دقتی بیشتر ناشی از فاصله بین ذهن و عمل بود به گونه ای که در ذهنم به آن اعتقاد داشتم اما در عمل تا حدودی نادیده گرفته می شد ) در صورتی که پس از شنیدن فایل صوتی و فکر کردن به منبع هایم دیدم به عنوان یک دانشجو در زمینه دروس پزشکی که با جان افراد رابطه مستقیمی دارد روی اعتبار اطلاعات ورودی به ذهنم حساسیت خیلی زیادی می بایست داشته باشم.

    با داشتن اطلاعات معتبر، شالوده علمی ما به طور محکم ریخته می شود ( یه جورایی با مصالح باکیفیت) پس در اینده خانه علمی ما اگر توسط عوامل محیطی  که بیماری های افراد باشد به چالش کشیده شد دیر تر فرو می ریزد  

  5. الهام گفت:

    بسیار عالی، علمی و عملی. 

    من به شدت معتقدم افراد به دنبال یادگیری نمیرن و یا خیلی سخت یاد میگیرن چون یادگیری رو به عنوان یک مهارت کاربردی یاد نگرفتن. این موضوع دقیقا در مورد مطالعه هم صدق میکنه. چیزی که به ما در مدرسه یاد دادن از رو خوندن و تکرار مطالب بوده و در مورد مطالعه و یادگیری چیزی به ما نگفتن. دقیقا همین بلد نبودن مطالعه و  یادگیری باعث شده کتابخانه های شخصی افراد پر از کتاب های خونده نشده باشه. به امید اینکه خیلی بیشتر و مفصل تر به موضوع یادگیری پرداخته بشه.

    ممنون از زحمات شما و سایت حرفه ای متمم

    سهیل امانی

  6. سیما گفت:

    هر درس از متمم رو که میخونم متوجه میشم تا قبل از این چقدر اشتباه میکردم.مثلا برای مباحث رشد شخصی،آموزش های چندین پیج رو دنبال میکردم،گاهی به تضاد میخوردم،هر پیج براساس ذهنیت و نظر خودش اون مطالب رو میگف،و ممکن بود با اون یکی پیج کاملا متفاوت باشه.درسته دیر متمم خوانی رو شروع کردم. اماتصمیم گرفتم تو حوزه mba و توسعه فردی ،فقط و فقط متمم بخونم.

    چون به دکتر شعبانعلی ایمان دارم.

  7. لینک کامنت قبلی من در زیر همین درس
    https://motamem.org/user-content/269592532
    ۱
    مهارت یادگیری و خودآموزی را تنها مهارتی می‌دانم که باید به فرزندم بیاموزم تا در آینده به یک اسلحه ترکیبی و تطبیق پذیر مجهز باشد. به این ترتیب مطمئن می‌شوم تا همیشه قدرت سازگاری با محیط اطراف و قدرت تاثیر گذاری را در هر شرایطی خواهد داشت. 
    سازگاری با شرایط و قدرت تغییر چابک را مهم‌ترین عامل بقا می‌دانم. بقا در تمام انواع آن!
    ۲
    کنار گذاشتن آموخته‌های پیشین، راه را برای آموخته‌های جدید باز می‌کند. اما همین جایگزینی و دانستن اینکه دانسته‌های قبلی اشتباه بوده‌اند، ما را به یک سطح جدید می‌رساند. سطحی که در آن علاوه بر یاد گرفتن آموزه درست و جدید، آموزه‌های اشتباه را نیز مسلط هستیم. 
    در فتح یک قلعه توسط فرماندهان بزرگ، دانستن استراتژی‌هایی که منجر به شکست می‌شوند، کم‌ ارزش‌تر از دانستن و ارائه استراتژی پیروز نیست. 
    ۳
    درست است که مهارت یادگیری، قطعیت را در کلام ما کمتر می‌کند و این موضوع شاید در یک نگاه سطحی، از نظر برند شخصی و جایگاه فکری ما را تنزل دهد. اما به گونه‌ای این کار را می‌کند که صلابت ما حفظ شود. اثر جانبی آن این است که ما توانایی نگاه از جنبه‌های مختلف را در حل یک مسئله به دست می‌آوریم. چرا؟ چون آموخته‌های ما طبیعت داینامیک خواهند داشت.
    ۴
    مهارت یادگیری به ما کمک می‌کند تا طبیعت یادگیری ما تکاملی باشد. یعنی هر وقت با دانسته‌های جدید، دانسته‌های قبلی را به چالش می‌کشیم، انگار دانسته‌های ضعیف کنار رفته و یک فونداسیون دانشی قوی‌تر جایگزین می‌شود. مگر نه این است که ارگانیزم، محصول، کسب و کار و سایر سیستم‌های پیچیده‌ی تکامل یافته، (اغلب) بهتر، قوی‌تر، معتبرتر و سودده‌تر هستند؟!
    ۵
    در انتخاب منابع ترجیح‌ام صرفا استفاده از ۵ منبع اصلی است. این منابع را با مشورت از متخصصان برتر حوزه و جستجو در گروه‌ها و نقد و بررسی کتابها پیدا کرده و انتخاب می‌کنم. البته باید اشاره کنم که در مدل یادگیری T حوزه‌ای یا حوزه‌هایی که می‌خواهم عمیق‌تر شوم، ترجیح‌ام مطالعه و بررسی تمامی منابع است.
    روبه رشد باشید؛ مستمر و پایدار
    یعقوب دلیجه

     

  8. شاید براتون پیش اومده باشه با تغییر یک باورتون _که شاید تا قبل از این فکر میکردید اصلا باور آنچنان مهمی هم نیس_ پیشرفت های محسوسی تو زندگی و کارتون کردین. چنین وقتایی پیش خودم فکر میکنم چندتا باور های این چنینی دارم که پر پروارمو ازم گرفته؟ چندتاشون باعث شدن درجا بزنم؟ چندتاشون باعث شدن به خودم و توانایی هام شک کنم؟ چندتاشون باعث شدن فکر کنم موفقیت در برخی زمینه ها مختص افراد خاصه ؟

    روبرو شدن با این سوالات  باعث میشه من تشنه اطلاعات جدید باشم. من عاشق اینم از منابع معتبر علمی مطالبی رو بخونم که دانسته های قبلی مو نه تنها زیر سوال ببره بلکه حتی پیامدهای بد اون باورامو بهم هشدار بده. هرچقد بیشتر باورام زیر سوال میره نه تنها اذیت نمیشم بلکه خوشحال میشم ، چون فکر میکنم باورهای مسمومم از باور های سازنده ام تفکیک میشه و دوباره بال های جدید برای پرواز درمیارم.

    دوستان حتما امتحان کنین. این طرز فکر بخصوص برای کسایی که عاشق پیشرفت هستن جواب میده! در باب خطاهایی که استاد گفتن میتونم بهتون کتاب هنر شفاف اندیشیدن اثر رولف دوبلی رو پیشنهاد کنم.

  9. Maya گفت:

    تشکر بابت صحبت های خوبتون واقعا یه تلنگر بود و باعث شد بیشتر به عقاید و فرضایت خودم بپردازم و اطلاعات درست و معتبر رو جایگزین کنم. متاسفانه در سطح جامعه زیاد میبینیم این رفتار ها رو و خود منم هنوز اغلب تفکراتم رو باید بازنگری کنم به امید روزی که باورهای پوچ و خرافه ایی جاش رو به اطلاعات درست معتبر بدهد.

  10. آن نکته ای که برای من بسیار اهمیت داشت:مهارت یادگیری صرفا به مباحث علمی محدود نیست .بلکه ما مدام در مورد افراد نزدیک زندگیمان ، یا افراد نزدیک در حرفه مان هم مدام باید یاد بگیریم.ریشه خیلی از مواردی که مدام از دست همدیگه خسته می شیم و از دست نفر بعد هم خسته می شویم هم یادنگرفتن" او "هست.این که بعد از انکه به حاشیه امنیت در رشته مان رسیدیم دیگه حوصله کار کردن نداریم همین یادنگرفتن یادگیری هست

  11.  

    یادداشت متممی من برای این بخش:

    ما خیلی چیزها یاد میگیریم. علاوه بر اونها باید یاد بگیریم چطوری یاد بگیریم. و یادگیری یه مهارته که باید روی اون کار کنیم و خودمون را ارتقا بدیم.

    مهارت یادگیری یه ویژگی مهم داره:

    آمادگی برای نقض شدن آموخته ها و مفروضات قبلی

     

    منابع در یادگیری مهم است و باید انتخاب کنیم و لزوما نباید منابع همسو انتخاب کنیم، بلکه باید منابع معتبری انتخاب کنیم که شاید همدیگر را نقض کنند.

     

    یه موضوع دیگه که در این درسنامه نبود اینه که ما باید روش خودمون را برای چطور یاد گرفتن پیدا کنیم.

     

    در مورد بخش قبلی که من پیدا نکردم که کجا میشه یادداشت (کامنت) گذاشت هم یه چیزی اینجا بنویسم.

    یکی از ویژگی های جالب آموزش الکترونیکی بی زمان بودنش هست. برای من این ویژگی خیلی جذابه

    هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

    این که آدم خودش زمانبندی کنه برای یادگیری نکته خوبی بود که گفتین. اما من بهم ثابت شده که هرموقع آمادگی ذهنی پیدا کردم سراغ یه کاری برم. و برنامه ریزی زمانی اذیتم میکنه و روانم را به هم میریزه. نمیگم استثنا هستم اما جزو گروهی هستم که نادیده گرفته میشند. 

    کتاب "کی" هم ظاهرا درمورد همین موضوع هست.

    یادداشت متممی من تمام شد.

  12. گوش‌کردن مجدد این فایل صوتی و نوشته‌ی محمدرضا درباره‌ی ذهن مصداق‌یاب، من رو یاد ماجرای این روز‌های واکسن کرونا انداخت.

    من به واسطه‌ی حرفه‌ام خیلی برام تعریف می‌شه یا ازم سوال می‌شه.

    چیزی که خیلی زیاد تجربه‌شو دارم این گزاره‌است که «فلان آشنامون هیچیش نبود واکسن زد فرداش مُرد»

    بیش‌تر مواقع هیچ اطلاعاتی هم از «فلان آشنا» به جز این که «هیچیش نبود» در دسترس نیست و مواقعی هم که در دسترسه گاهن پیش میاد که بنده‌ی خدا ۹۵ سال سن داشتن با ۱۸۰ کیلوگرم وزن و لیست بلندبالای بیماری‌های زمینه‌ای که در خوشبینانه‌ترین حالت انتظار می‌رفته که یکی دو ماه دیگه زنده باشه!

    یا این نقد رو توی هم‌‌دوره‌ای های پزشکم و فراوان‌تر، همکارای پرستارم می‌بینم که می‌گن دیدی بهمون به جای واکسن آب مقطر زدن؟ فلانی هم با این که واکسن زده بود، کرونا گرفته.

    اوایل خیلی زمان می‌ذاشتم و توضیح می‌دادم که مفهوم efficacy و این آمار و ارقامی که بهمون می‌دن از واکسن چیه ولی به مرور زمان متأسفانه انگیزمو از دست دادم و صرفن با لبخند سر تکون می‌دم.

    • حس میکنم یکی از موارد تاثیرگذار بر روی مهارت یادگیری اینه که بتونیم رو پذیرش خودمون کار کنیم، وقتی بپذیریم که فلان اطلاعات من انگار که درست نیست، فلان نظر من انگار که درست نیست و …. اون موقع دریچه فکر و ذهنمون برای دریلفت اطلاعات جدید باز میشه و اون موقع هست که مهارت یادگیری ما افزایش پیدا میکنه.

  13. سلام و وقت بخیر.
    اطلاعات دریافتی در این مبحث برای من بسیار مفید بود. نه برای اینکه این موضوعات رو نمیدونستم بلکه به این دلیل که تابحال بدنبال مثال این چنینی در زندگی خودم نبودم. پس از گوش دادن به این وویس زمانی رو صرف فکر به نحوه بیان خودم و فکر خودم داشتم. من همیشه فکر میکردم آماده یادگیری هستم و همیشه آموخته‌های قبلی خودم رو کنار میذارم اما الان میبینم که کاملاً هم اینطور نیست. باید یک فرآیند جدید در خودم آغاز کنم و یادگیری رو از اول شروع کنم. اینکه ذهن انسان بروی یادگیری باز باشه فاکتورهای خیلی زیادی داره اما واقعا تابحال از این منظر بهش نگاه نکرده بودم. خیلی از خرافات و موانع ذهنی ما ناشی از همین مقاومت در برابر یادگیریه و من الآن بهش پی بردم.
    برای مثال افتادن بختک روی آدم ها، این کاملاً یک مسئله بیولوژیکیه و به عضلات ربط داره اما بدلیل اینکه ما در برابر اینکه مفروضاتمون غلط بوده مقاومت داریم به هیچ وجه این مسئله پزشکی رو قبول نمیکنیم و اصرار داریم که بختک روی کسی افتاده. حتی اگر کسی مارو قانع هم بکنه بعد یکی دو هفته دوباره به دیدگاه خودمون برمیگردیم.
    ممنون از شما آقای شعبانعلی عزیز که این درس رو به بنده آموختید که چطور یاد بگیرم که یاد بگیرم.

  14. درود بر شما 

    ضمن تشکر از تهیه ی محتواهای خوب سایت، من قسمتی که گفتید: « اطلاعاتی رو میگیریم که از نظر وزن با آموخته های سالهای ما برابره و با ده ها مقاله ی دیگه که خوندیم برابری می‌کنه» رو نفهمیدم. اینکه ما اطلاعاتی رو بگیریم که با ده ها مقاله ی دیگه که خوندیم برابری کنه که نمیتونه دال بر نامعتبر بودن یا نسنجیده بودن اون اطلاعات باشه! یا اینکه منظورتون اینه ما میایم به طور اشتباه، یه اطلاعاتی که فقط ارزشش در وزنش برای ما هست رو از نظر کیفی با ده ها مقاله ی دیگه هم تزار میکنیم؟!

    • مجتبی گفت:

      سلام

      قسمتی که گفتید: « اطلاعاتی رو میگیریم که از نظر وزن با آموخته‌های سال‌های ما برابره و با ده‌ها مقاله‌ی دیگه که خوندیم برابری می‌کنه» رو نفهمیدم.

      اگه بخوام در پاسخ به سوال شما به نکته‌ای اشاره کنم، این قسمت از صحبتتون رو این طوری می‌تونم بهش بپردازم:

      مهارت یادگیری، مهارتِ "باز بودن ذهن" در برابرِ «اطلاعات و ورودی‌های جدید» و همچنین «داشتنِ شهامتِ قرار دادنِ ذهن خود در برابر نادانسته‌هایمان» است…(هرچند که این نادانسته‌ها ممکن است متناقض و متعارض با دیدگاه‌ها و عقاید قبلی ما باشند.)

      به این معنی که من، وقتی می‌تونم مدعی باشم از توانایی و مهارت یادگیری بهره‌مند هستم که:

      "دیدگاه‌های متناقض و متضاد با دیدگاه‌ها و مفروضات خودم رو اگر کاملا نمی‌پذیرم و قبول نمی‌کنم، باید با چشم بینا ببینم و با گوشِ شنوا بشنوم."

      آمادگی این رو داشته باشم که مفروضاتم زیر سوال برن و مورد نقد و بازبینی قرار بگیرند.

      به عنوان نمونه بیایید به مثالی که درمورد رانندگی خانم‌ها مطرح شد بپردازیم:

      من وقتی دیدم راننده‌ای که باعث به وجود اومدن ترافیک و راه بَندون شده، یک آقا هست، خیلی سریع و متعصبانه این موضوع رو ربط ندم به کلاچ خراب، فرمونِ غیرهیدرولیک پراید یا فشارهای عصبی و گرفتاری‌هایی که مردانِ کشورمون در این وضعیت اقتصادی دارند! بلکه ابتدا این احتمال رو در نظر بگیرم که ممکنه واقعا رانندگیش بد باشه!

      (البته که کلاچ خراب، فرمون داغون و … موثر هستند؛ اما به عنوانِ اوّلین گزینه‌ها برای توجیهِ «ضعف مهارت رانندگی بعضی آقایان» به حساب نمیان و نباید درمورد این مسائل، وزنِ بیشتری رو برای "آقایان" درنظر بگیریم. چراکه واقعا ممکنه

      اون آقا رانندگیش بد باشه؛ و من هم بهتره که هرچه سریع‌تر، این موضوع رو به عنوانِ عقیده‌ای ناهمسو و متناقض با تفکرات پیشینم بپذیرم.)

  15. با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی متمم

    با توجه به اینکه مدتهاست به صورت کاربر عادی همراه متمم عزیز بوده و به تازگی  دوره MBI رو شروع کردم تصمیم گرفتم مطالب رو به صورت مرتب و به ترتیبی که در دوره هست دنبال کنم  . قبلا فایل ها و مطالب رو به صورت پراکنده دریافت و مطالعه می کردم که متاسفانه به دلیل بی نظمی سود چندانی نداشت

    در خصوص مهارت یادگیری  و یادگیری مهارت یادگیری  در محیط کاری بنده دقیقا با موارد مختلفی برخورد داریم . همکار هست که نه تنها علاقه ای به یادگیری مطالب جدید ندارد که بر هر انچه از قبل می داند پافشاری کرده و گاهی بر یادگیری سایر همکاران و اشتیاق دیگران تاثیر منفی می گذارد

    در خصوص انتخاب منابع این مطلب برای بنده بسیار مفید بود با توجه به گستردگی مطالب در شبکه های اجتماعی به طور مثال در اینستاگرام  به شخصه تمامی صفحات زرد رو حذف و فقط پیج هایی رو که در حا حاضر از لحاظ فکری و محتوا با برنامه ی آموزشی م همخوانی دارد باقی گذاشتم .

    با سپاس

     

  16. متاسفانه منم نه تنها در یادگیری بلکه در زمینه های دیگر هم نسبت به دانسته ها و مفروضات قبلی ام ثابت قدم بودم  ، طوری که حتی حاضر نبودم یک غذای جدید رو هم تست کنم . اما الان خیلی دارم سعی می کنم که بتونم مفروضات قبلی رو نقص کنم و آماده پذیرایی از مفروضات جدید باشم . البته چندین ساله که با این طرز فکر رشد کردم و باید زمان زیادی رو صرف کن تا ذهنم رو رشد بدم . 

    ۱۴۰۰/۰۵/۰۸

  17. من متاسفانه تجربه بسیار گسترده از شکست در یادگیری یه دلیل جمع آوری منابع بیش از حد دارم. 

    همیشه وقتی میخواستم مطلب‌جدیدی یاد بگیرم اینقدر به جمع آوری کتاب، فیلم آموزشی یا متن آموزشی مشغول شدم که خود همین کار من رو خسته کرده و دیگه اصلا به شروع یادگیری نرسیده. 

    در زمینه تعصب بر‌اطلاعات قبلی، کاملا موافق این هستم که با ذهن باز پذیرای یادگیریهای جدید باشم اما همیشه فوبیای عدم اعتماد به اطلاعات جدید رو دارم و همیشه در پس زمینه ذهنم به اطلاعات جدید مشکوک هستم و این مسئله در کنار خیلی عوامل محدودکننده دیگه باعث شده کلا خیلی در بازگویی و به یادآوری مطالب جدید خوب‌نباشم. 

  18. نمونه ی مشابه ماجرای رستوران و خرید گوشی که آقای شعبانعلی گفتن، همین چند وقت پیش برای من پیش اومد و شاهدش بودم . ما کادر درمانی هستیم و قرار بر این شد که واکسن کرونا بزنیم و اون محلی که کار میکردیم،حق انتخاب رو بهمون داده بود که واکسن آسترازنکا یا سینوفارم انتخاب کنیم. روز قبل واکسن زدن،تو واتس اپ با همکاران کلی حرف زدیم راجع به مزایا و معایبشون و با بررسی حدود ۱۵ تا مقاله ،نتیجه بر این شد که آسترازنکا بزنیم. فرداش رفتیم که واکسنو بزنیم در همون حین یک خانومی به همکارمون برگشته بود گفته بود که شوهر منم پرستاره و آسترازنکا زده کارش به سی سی یو و مشکل قلبی کشید ! در عرض چند ثانیه نظر همکارمون عوض شد و واکسنی که قرار بود بزنیم عوض کرد و سینوفارم رو زد که هیچ مقاله ای میزان ایمنی یا عوارضش رو تایید و بررسی نکرده بود. همکارمون در عرض چند ثانیه کل مقالاتی که در تایید آسترازنکا خونده بودیم فراموش کرد و به خاطر حرف اون خانومی که اونجا بود،نظرش به کل زیر و رو شد و من همونجا بود که فهمیدم مغز ما آمار نمی فهمه!

  19. با سلام

    میتوانیم ببینیم تجمعات انسانی ای که اکثرا (نمیتوان گفت همه) با افکار زره پوش شده حاضرند و میجنگند. و گاهی دیگران را از تیر های خود هم بهره مند میکنند!

    یادمان باشد که زود جبهه نگیریم و با اولین مطلب متفاوت با باور های ما، شمشیر را در نیاوریم. برای حرف و نظر خود باید دلیل داشته باشیم و از دیگران هم برای حرف هایشان دلیل طلب کنیم. بپرسیم، نه اینکه دائم در حال جواب دادن و تیر پراندن باشیم.

    اندیشه و نقد کنیم.

    روزی که ادعای دانایی و یادگیری داشته باشیم و خود را بهتر(امان از تر و ترین ها!) بدانیم، روزی ست که خود ما هم اسیر این زره ها شده ایم.

    هیچگاه حق نداریم کسی را به دلیل علم نداشتن مسخره کنیم. یاد بگیریم درست و صحیح حرف بزنیم.درست و صحیح بنویسیم.کلام و قلم قدرتمندند.

    پس تمرین کنیم، بکوشیم و به یاد داشته باشیم.

    هدفم از نوشتن اینها قبل از اینکه تذکری برای  عزیزان باشد، تذکر برای خود من بوده است!ممکن است اینگونه رفتارهایی را به صورت غیر عمدی از خود نشان داده باشم یا بدهم و هیچ دوست ندارم تکرار کننده ی این رفتار ها باشم و اگر خدای ناکرده صورت گرفت، سعی در حل آن داشته باشم.

    با تشکر

  20. واقعا توی دنیایی زندگی میکنیم که هیچ قطعیتی وجود نداره و بعد نمیدونم بعضی از ما انسان ها چطور روی یکسری از مسایل تعصب‌های شدیدی داریم.

    به خاطر وجود همین عدم قطعیت موقع گوش دادن این فایل صوتی بیشتر این جمله توی ذهنم تداعی میشد که از "هیچ کس هیچ توقعی نداشته باش". 

    چرا که ما آدم‌ها بیشتر از مسایل و دانسته‌های علمی رنگ عوض میکنیم و گویا این موضوع در این دنیا طبیعی هست و این مدل فکر کردن ما آدم‌هاست که غیرطبیعیه!