Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقه‌ای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که می‌خواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، می‌تواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کرده‌اند می‌تواند یک یادآوری باشد.

البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایل‌ها تلاش می‌شود بحث‌ها و مثال‌ها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درس‌ها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.

در فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفته‌اند:

  خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.

  در دوران جدید، سهم آموزش کم‌رنگ‌تر و سهم یادگیری پررنگ‌تر شده است.

  خطاهای شناختی ما، می‌توانند مانع یادگیری اثربخش شوند.

نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش می‌دهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.

با کلیک بر روی تصویر، می‌توانید نسخه‌ی با کیفیت‌تر را مشاهده کنید:

یادگیری به عنوان یک مهارت


این فایل‌ صوتی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری

سایر فایل‌های صوتی مرتبط با مباحث درسی را می‌توانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.

[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۷۱۱ نظر برای فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی

    با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه...

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  1. سلام دوستان من مطالب گفته شده در فایل صوتی رو خلاصه برداری کردم
    البته این خلاصه برداری من داخل وان نوت انجام شده اما یه کپی از اون رو اینجا میذارم
    ممنونم از محمدرضای عزیز بابت مطالبی گه گفتن

     

     

    یکی از نکاتی که در صوت مطرح شده بود ما هنوز یاد گرفتن رو یاد نگرفتیم.

    ما هیچگاه مفهوم اموزش رو با مفهوم یادگیری در مقابل هم قرار ندادیم و با هم مقایسه نکردیم

    ابتدا به مفهوم اموزش و یادگیری اشاره میکنم هنگامی که من دارم چیزی رو به شما اموزش می دم این نقش من هست که خیلی پررنگ تر می شه اما وقتی شما دارین چیزی رو یاد میگیرین این نقش شماست که خیلی پر رنگ تر میشه

    جو حاکم بر کشور ما و بر خود ما بیشتر بر اموزش بوده تا یادگیری و ما بیشتر دیگران را مقصر می دانستیم که درست به ما اموزش ندادند

    یادگیری در زندگی ما داره بیشتر پر رنگ تر میشه این یادگیری در شبکه های اجتماعی ، از طریق وب سایت ، از طریق مجله و مهمانی ، گروه های دوستانه ما  …  و اتفاق می افته الان اون طوری نیست که یادگیری در سن مشخص در مکان و زمان مشخص و با استاد مشخصی اتفاق بیافته

    یادگیری و مهارت یادگیری داره پر رنگ تر می شه  و اگر جدی گرفته نشده قدرت تجزیه و تحلیل اطراف خودمونو نداریم تسلط بر بعضی وقایع رو نداریم  و اگر ما بر محیط تسلط پیدا نکنیم محیط اماده هست که بر روی ما سوار بشه و ما رو از پا دربیاره

    یکی از مواردی که باید همیشه یادمون باشه در مورد یادگیری قبل از یادگرفتن موراد جدید فراموش کردن اموخته های قبلی هستش
    باید ما توانایی این رو داشته باشیم که قبل از اینکه بخوایم چیزه جدیدی یاد بگیریم باید ابتدا مفروضات قبلی خود را زیر سوال ببریم
    به عنوان مثال در زمینه رانندگی خانم ها که من اعتقاد دارم که رانندگی خانم ها خوب نیست و ادامه ماجرا که هر جا برم این موضوع رو تعریف میکنم

    اگر در جایی دیدید یه ادمی ریشه تمام مشکلات رو به یه عامل بر میگردونه بدونید این فرد مهارت یادگیری نداره
    یه چیزی رو در یه جای دنیا میدونه و ریشه تمام مشکلات رو به همون چیز مرتبط می کنه
    بعضی از ما مثل اهن ربا میمونیم فقط اهن جذب میکنیم همه موراد مثل کاغذ و پلاستیک و چوب رو کنار میذاریم و فقط میخ جمع میکنیم بعد از ۳۰ سال وقتی به ما نگاه میکنن شده ایم یه کالکشنی از میخ و سوزن و تمام دستاورد ما اهنه وفقط یه جنسه و اونم اهنه

    ادمی که مهارت یادگیری داره اروم اروم تحلیل های متعددی داره نسبت به مشکلات و تحلیل هاش چند جانبه تر هستش قطعیت داره از کلامش رنگ می بازه

    یادگیری و مهارت یادگیری یعنی نقض شدن مهارت ها و مفروضات قبلی

    به عنوان مثال در زمینه استخدام در یه شرکت بین المللی و ده تا مقاله که به دو شخصی که برای استخدام امده بودند
    یکی از افراد زره پوش اومده و در میدان یادگیری زره پوش اومده  که مبادا از دانسته های قبلیش چیزی نقض بشه ، این فرد ابتدا دانسته های جدید رو با دانسته های قبلی خودش مقایسه میکنه ببینه که ایا این ها با دانسته ها من جور هستن که قبول میکنه و گرنه اون دانسته های جدید رو کنار میذاره

    اون دومی که میاد اطلاعات جدید رو با دانسته های قبلیش میسنجه و فکر میکنه که اون هایی که قبلا میدونسته درسته یا غلطه سریع پس نمیزنه و در موردش تحقیق میکنه
     
    حتی با چنین دیدگاهی میشه مهارت افراد رو در یادگیری سنجید و اونا رو پیش بینی کرد
    و به عنوان مثال میشه افرادی که در شبکه های اجتماعی بیشتر دارن فعالیت میکنن رو بیایم در نظر بگیریم و مطالبی رو میذارن بیایم بسنجیم ایا اونا با همون زرهشون وارد میدون میشن و همه کارها رو با همون زرهشون دارن انجام میدن و میبینن یا نه اینکه در مورد مباحث مختلف نظرات مختلفی میدن و سعی نمیکنن موضع گیری های محکمی در مورد همه موارد داشته باشند.

    و نکته دیگر اینکه منابع یادگیری هستش و یادگیری الان از منابع محدود و معدود منتخبه
    یکی از خطاهای شناختی مغز انسان تاکید بر اخرین اطلاعات در دسترسه

    و یک نکته بسیار مهم اینکه مغز ما امار متوجه نیست و اخرین اطلاعات در دسترس رو بیشترین وزن رو بهش میده
    مغز ما امار متوجه نیست و فقط اخرین اطلاعات در دسترسش رو متوجه میشه و درک میکنه و از روش استنباطی انجام میده

    مهارت یادگیری مهارت هوشمندانه اطلاعات ، دور ریختن اطلاعات بی اهمیت ، پذیرش تناقض و تضاد و ابهام و امادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض های قبلی هستش

  2. وقتی مطالب متمم درباره آموزش و یادگیری رو خواندم.اولین مثالی که به ذهنم اومد که برای همه ما هم ملموس و قابل درک هست این بود که:

     

    «سال های دوران تحصیلی خصوصا دوران پیش دانشگاهی،اغلب در گوش ما می خواندند که نگاه نکن فلانی فلان مدرسه ی غیر انتفاعیه که هر سال فلان قدر رتبه برتر ازش در میاد و فلان اساتید و معلم های کشوری در اون درس میدن!

    همه چیز به خود فرد بستگی داره»

     

    با خوندن مطالب این صفحه تازه متوجه شدم دلیل این حرف رو.افرادی که مهارت یادگیری دارند ممکن هست از دور افتاده ترین نقاط نسبت به شهر های با امکانات تبدیل به رتبه های برتر کنکور یا دیگر آزمون های رقابتی شوند که افرادی با ثروت های بسیار نتوانند به این مهم دست یابند.

    امید به اینکه همه در هر زمینه ی لازم «مهارت یادگیری» خود را تقویت کنیم

  3. مطالب جدیدی یاد گرفتم. ارزیابی مهارت یادگیری در استخدام افراد. پافشاری بر دانسته های قدیمی وتقویت آنها براساس شواهد جدید. انتخاب منابع معتبر وبعضا متناقض برای یادگیری، انتخاب وتصمیم گیری براساس آخرین داده ها وهمواره بروز رسانی دانسته های قبلی…….

  4. علیرضا امینی نائینی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    نکته جالب در این فایل صوتی و البته چالش برانگیز، فراموشی دانسته های قبلی است. ما می بایست هر لحظه آمادگی یادگیری مطالبی را داشته باشیم که با آموخته های ما زاویه دار هستند.

    اینکه یادگیری در ما منعطف باشد و بتوانیم از نردبان آموخته های خود گاهی یک قدم به عقب برگردیم امری است که شاید در درازمدت به خودشکوفایی و تعالی ما منجر شود.

    ممکن است این مورد با بیدی که به هر باد می لرزد اشتباه گرفته شود اما اصول شخصی و چهارچوب هایی که از درستی آن ها مطمئن هستیم در این مسیر ناهموار کمک حال ما خواهند ما بود. ما می توانیم بدون تعصب و با عینک های متفاوت جهان را نظاره کنیم و از آن یاد بگیریم.

  5. مسعود نصراللهی گفت: (عضو ویژه)

     یک روز سر یکی از کلاس های تقویتی وقتی معلم عزیزم از مطالعه و کتاب خواندن صحبت می‌کرد، بحث به اینجا کشیده شد که هستند کسانی که افکار و دانسته های منسوخ و تاریخ گذشته ای دارند و روی آن‌ها تعصب دارند، من پرسیدم، اگر این افراد به مطالعه بپردازند و کتاب بخوانند آگاه نمی‌شوند؟ مضمون جواب معلمم این بود که حتی اگر آن‌ها مطالعه ای داشته باشند و همچنین بخواهند روی آن فکر بکنند، از آن به عنوان تثبیت دانسته‌های قبلی‌شان استفاده می کنند.

    اما به نظرم معمولا قبل از اینکه بخواهند با چنین مسائلی مواجه شوند (البته اگر بخواهند به سمتش بروند) با کمی پرس و جو در گروه‌ها و افراد مانند خودشان به این نتیجه می‌رسند که فلان کتاب و مطالعه‌اش ممکن است ما را از راه به در کند؛ آن‌ها به زعم خودشان صحیح‌ترین و بهترین‌ها را می‌دانند.
     

  6. در مورد جذب اخرین اطلاعات دریافتی توسط مغز، من به طور بسیار ملموسی این رو تجربه کردم.

    زمانی که دوران لیسانس دانشجو بودم، در یکی از تشکل های دانشجویی عضو بودم و با دوستانم به صورت گروهی کتاب میخوندیم.

    یه موضوعی بود که در اون اختلاف نظر زیادی بین دو طرز فکر بود(که البته اسمش رو نمیشه اختلاف زیاد گذاشت بلکه کاملا مخالف هم بودند). تصمیم گرفتم در این مورد لیستی کتاب تهیه کنم که در اون دو نظر متفاوت رو مطالعه کنیم.

    کتبی رو انتخاب کردم که تقریبا به طور کامل در رد هم بودند! البته از همون ابتدا یکی از نویسنده ها کاملا از نظر علمی در سطح بالاتر و بهتری بود و تحصیلات معتبری داشت و فارغ التحصیل یکی از معروف ترین دانشگاه های امریکا بود. من هم نظرات ایشون رو می پسندیدم و قبول داشتم که البته نویسنده ی مقابل با همه ی اینکه نماینده ی فکری طیف خودش بود اما سطح علمی و اکادمیک یا تجربی قابل اعتمادی نداشت.

    اما در نوع خودش سطح کلی بالاتری نسبت به بقیه داشت. بعد از تهیه ی کتب اول کتب نویسنده ی مورد علاقه ی خودم را خواندم که بسیار دید جدید و جالبی رو به من داد. بعد از اون به مطالعه ی کتب مقابل پرداختم.

    اطلاعاتی در این کتاب وجود داشت که کاملا در رد نظریات بسیاری از اندیشمندان بود اما باز هم به مطالعه ادامه دادم. ولی در پایان مطالعه ی خودم به صورت عجیبی دچار شک و تردید شده بودم. چرا که به مطالعه ی انبوهی از اطلاعات پرداخته بودم که هر چند علمی نبود اما با اب و تاب بسیاری نوشته شده بودند و رنگ و لعاب علمی داشتند.

    همین تجربه که اطلاعاتی رو دریافت کردم که هر چند در ابتدا موافق اونها نبودم اما موجب شد در ذهن خودم بسیار دچار تناقض و کانفلیکت بشم. بارها به خودم میگفتم که ای کاش اصلا این کتب غیر معتبر رو اصلا مطالعه نمیکردم! و مدت زیادی طول کشید تا بتونم فرق بین اطلاعات درست و غلط رو در این زمینه تشخیص بدم!

  7. الان به این دلیل اینجا هستم که متوجه شدم بیشترین زمان رو صرف مطالعه ویادگیری دروس می کنم و کمترین نتیجه را میگیرم. این سوال را ازخودم پرسیدم که چرا به نتیجه مطلوب نمیرسم با توجه به اینکه وقت صرف می کنم .تصمیم گرفتم نقاط ضعف و قوت فرآیند یادگیری ام را بررسی کنم . ترجیح دادم برای این موضوع به متمم مراجعه کنم که این روزها مانند به من بگو چرا برایم  عمل می کند.

  8. ما باید تفکر انتقادی و رفتار انتقادی را در خود پرورش دهیم، باید سعی کنیم همیشه خود را به چالش بکشیم و نقد کنیم. ایا در مرحله درستی از یادگیری هستم؟ ایا به خوبی مطلب را درک کرده ایم؟… این همان نکته ای هست که تحت عنوان ارزیابی از ان یاد شد، ارزیابی مداوم دانسته های قبلی. اگر رفتار انتقادی را در خود پرورش دهیم بی شک هم به پیشرفت خودمان کمک کرده ایم و هم اطرافیانمان. اما این انتقاد باید سازنده باشد! من اما افرادی را در اطرافم میبینم که حتی حس نمیکنند در پروسه غلطی از یادگیری هستند، که در نتیجه بخواهند برای تغییر رفتار خود قدمی بردارند. اما راه حل برای فردی که نمیداند و متوجه نیست که دچار خطا در یادگیریست چیه؟ ان کس که نداند و نداند که نداند! دانینگ و  کروگر برای چنین افرادی توصیه هایی دارد که فکر میکنم در سرفصل های بعدی به ان اشاره شود.

  9. سلام

    به عقیده من یادگیری و کسب دانش یا همون سوادی که یونسکو تعریف میکنه یعنی توانایی تغییر ، مهمترین و بارزترین ویژگی مورد انتظار ما باید تغییر در دانسته های قبلی باشه ،

    یعنی مثلا همانظور که بعد از یک کلاس آداب غذاخوری به تغییر در روش غذا خوردن خودمون فکر میکنیم باید با یادگیری دانش های جدید فرضیات قبلی خودمون رو تغییر بدیم.

    در مورد منبع هم به نظر من میتونیم از منابعی استفاده کنیم که تاییدیه کسانی رو داره که مورد تاییید ما هستن یا حس  میکنیم که شباهتی به ما دارند هم میتونه کمک کننده باشه.

    منابع هر چقدر صحیح تر و دقیق تر انتخاب بشوند میتونند در فرایند یادگیری بیشتر به ما کمک کنند.

  10. برداشت من از این درس، فراموش کردن یا بهتر بگم آماده کردن ذهن برای بهبود دانسته های قبلی ، پیش از یادگیری است. امیدوارم در عمل بتوانم اینکار رو بکنم

  11. سلام

    مثل همیشه عالی بود. تا به حال دروس متمم را از اول شروع نکرده بودم و بسته به نیاز برخی دوره ها را گذرانده بودم. سپاسگزارم

    اما سوالی که درباره این درس برای من پیش آمده این است که همین حرف و همین الگویی که مطرح شد، چقدر در حاشیه امنیت قرار دارد؟
    آیا همین الگو متاثر از سوگیری های ناخودآگاه ذهنی و خطاهای نگرشی نشده است؟

    این الگو هرگونه جزم اندیشی، تکیه بر مفروضات و … را نفی میکند. یعنی خودش یک چارچوب مشخص و شاید تیز داشته باشد (که البته منطقی هم به نظر میرسد مخصوصا وقتی با شواهد بیرونی مقایسه میکنیم) اما به هرحال انگار که در یک چرخه قرار گرفته. به عنوان مثال این جمله را در نظر بگیرید:

    “هرگونه وضع قانون از سوی هرکسی حتی خود من ممنوع است”

    این گزاره خودش قانون است. قانونی که هرگونه وضع قانون را نهی میکند.

    اگر متممی های عزیز این سوال (البته فیلسوف مابانه) من را پاسخ دهند ممنون میشوم.

     

     

     

  12. چقدر غم انگیز خطاهای شناختی مغز ….

     

    چیزی که بهش باور داریم .. ممکنه دروغی بزرگ باشه 

  13. به نام خالق قلم

    با شنیدن این فایل صوتی بیش از پیش متوجه شدم که در یادگیری باید “من” را کنار گذاشت و پافشاری و اصرار بر دانسته های قبلی را فراموش کرد.

    به قول مولانای عزیز:
    نردبان خلق این ما و منی است… عاقبت این نردبان افتادنی است

  14. یکی از دلایلی که باعث میشه نتونیم بین منابع متعدد، فقط جند تا منبع معتبر انتخاب کنیم کمال گرایی هست.

    آدم کمال گرا همش دنبال اینه که همه چیز رو یاد بگیره، همه چیز رو بخونه، نکنه یه جایی چیزی گفته باشن که من جا بمونم ازش. پس باید همه منابع رو بخونم.

    به نظرم یکی از مهمترین مسائل برای یادگیری صحیح اصلاح روحیه کمال گرایی در فرد هست.

  15. سیداسلام جلالی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    خب مطالب مفید و آموزنده ای بود. یک اسلایدی هم آماده کردم که دیدنش هم خالی از لطف نیست.

    چیزی که من فهمیدم اینه که آموزش صرفا به تنهایی کمکی به ما نمیکنه. این ما هستیم که با یادگیری خودمون رو باز می آفرینیم.

  16. مهم ترین مسئله ای که توی این پادکست بهش اشاره شد و من بشخصه برعکسش فکر میکردم، منابع بود.

    یعنی من اینطور بودم که هیچ وقت برام مهم نبود کی حرفی رو میزنه! من آماده شنیدن همه چیز بودم. ولی نه لزوما یادگیری همشون!

    به این صورت که سعی میکردم با حذف فیلتر منبع، خودم رو آماده شنیدن هرموضوع اشتباهی بکنم و اینطوری این مسئولیت رو به خودم میدادم که بیشتر راجع بهش فکر کنم و دیگه صرفا به این خاطر که منبع معتبری داره، منفعلانه نپذیرمش.

    اما با این توصیفات بنظر میرسه میتونم کمی کار رو برای خودم راحت تر کنم. یعنی با انتخاب منابع درست و معتبر این مسئولیت رو سبک تر کنم. اما فکر میکنم باز هم نباید از تفکرفعالانه و امتناع از پذیرش هرچیزی غافل بشم.

    باید این مهارت رو یاد بگیرم که حتی با اطمینان از یه مطلب با منبع معتبر، توان مقایسه با داده های قبلی خودم یا داده های مشابهش یا متضادش در سایر منابع رو داشته باشم.

    مثل همیشه ممنون از متمم بابت پابت پادکست پربارشون…

  17. علی سمیعی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    به نظر من ( بنا به تجربه و دیده‌ها در این عمر کوتاه و نه یک فکت علمی) با بالا رفتن سن معمولا آدم‌ها دو دستی به مفروضات خود می‌چسبند. یکی از دلایلی که به ذهنم می‌رسه اینکه در سن بالا ترس از مواجه شدن با ناشناخته‌ها و ریسک‌پذیری در یادگیری تازه‌ها وجود داره. یعنی آدم‌ها حاضر نیستند قبول کنند ممکنه در تمام طول این سال‌های زندگی در مسیر اشتباهی و با مفروضات غلطی گام برمی‌داشته‌اند. به نظرم کسانی که مهارت یادگیری را در خودشان تقویت کرده باشند همیشه تشنه مفاهیم جدید هستند؛ حتی در ۸۰ سالگی.
    چند وقت پیش یک ویدیوی مصاحبه کوتاه با محمود دولت آبادی را می‌دیدم ( یکی از جذاب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین نویسنده‌های من) که جمله جالبی گفتند. گفتند ذهنم مثل یک انسان ۲۰ ساله است اما دیگه دست‌هام نمیکشه که بخوام بنویسم و اگر عمری بود بعد از عمل جراحی کار رو ادامه خواهم داد. (نقل به مضمون) به نظرم همه آدم‌هایی که حرفی برای گفتن داشتند و چیزی از خودشان به یادگار گذاشتند (یک کتاب، یک کسب و کار یا هر دستاورد دیگه ارزشمندی) ذهنی فعال و رویی گشاده به یادگیری داشتند. چون اگر غیر از این بود بعد از مدتی حرف‌ها و کلمات‌شون بوی کهنگی می‌داد. به نظر من این یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی است که باهاش مواجه هستیم. اینکه حاضریم خودمان را برای یادگیری تربیت بکنیم و فرزند زمان خود باشیم یا باید منتظر باشیم که یکی داد بزنه «دهه‌ات گذشته مربی».
    ممنونم از این فایل صوتی خوب محمدرضا

  18. درست است که یادگیری خیلی مهم است ولی به نظرم چرایی یادگیری مهمتر است.

    خیلی وقتها خیلی از مطالبی که یاد می گیریم در یک مقطع زمانی مشخص امکان دارد تا مدت طولانی به سراغشون نریم و از یاد و خاطر ما پاک شوند.
    من همیشه فکر می کردم امتحان کردن چیزهای مختلف و یاد گرفتن مسائل گوناگون میتونه همیشه خوب باشه.
    ولی الان مخالف این نظرم چون مغز ما ظرفیت یادگیری همه چیز را با هم نداره و یا فرصت یادگیری همه مسائل نیست.
    پس باید همون اول سعی کنیم بفهمیم از زندگی چی میخواهیم و وقتمون صرف یادگیری مسائلی که شاید هیچ وقت بدردمون نخوره نکنیم.

  19. قاسم انصاری گفت: (عضو ویژه)

    به نظرم افکار و عقاید ما نشات گرفته شده از یک سلسله آموزش هایی مثل والدین، محیط های آموزشی و… است و خیلی سخت میشه تغییرش داد. و اینکه با هر بار به چالش کشوندن اون افکار که به ندرت تغییر پذیرند باعث میشه ما یه انگیزه و یه توجیه ذهنی برای اون عقاید خلق کنیم. و این نیز خود باعث رشد ما میشه.

  20. یک جمله ای جایی خوندم وقتی آدمها پیر میشن که یادگیریشون متوقف بشه!  یعنی دنیای دیجیتال حتی تعریف واژه ها رو تغییر داده . پس اگر ما هم با تغییرات مفید همراه بشیم که یکی از اونها یادگیری مادام العمر هست، بهتر می تونیم  با دنیای جدید تعامل کنیم. ممنون از آقای شعبانلی که این مقوله بسیار مهم رو برامون خوب موشکافی کردند.