فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقهای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که میخواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، میتواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کردهاند میتواند یک یادآوری باشد.
البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایلها تلاش میشود بحثها و مثالها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درسها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.
در فایل صوتی مقدمهای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفتهاند:
خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.
در دوران جدید، سهم آموزش کمرنگتر و سهم یادگیری پررنگتر شده است.
خطاهای شناختی ما، میتوانند مانع یادگیری اثربخش شوند.
نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش میدهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.
با کلیک بر روی تصویر، میتوانید نسخهی با کیفیتتر را مشاهده کنید:
این فایل صوتی را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:
دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری
سایر فایلهای صوتی مرتبط با مباحث درسی را میتوانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.
[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی
با سلام به همه متممی های عزیز
مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،
امیدوارم مفید باشه...
http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg
ما از دل شک و تردید و قیاس تضادهای بیرونی با افکار درونی به حقیقت می رسیم. این مسئله در مورد یادگیری صدق میکنه. ما مثل یک شوالیه از افکاری که مانند یک پادشاه در ذهن ما فرمانروایی میکنه، با دل و جون دفاع می کنیم و با هر فکر مخالفی تا سر حد مرگ می جنگیم. من هم دچار همین مرض هستم و با نکاتی که عرض کردین سعی می کنم از همین لحظه شروع به مادوا کنم و سعی کنم شنونده و پذیرای حرف های متناقض دیگران باشم.
باید منابعی که از ان استفاده میکنیم معتبر باشد.
دور ریختن اطلاعات غلط.
بسمه تعالی
با سلام . یادگیری مقوله ای بسیار ارزشمندی می باشد که وجه تمایز انسان های خردمند و نادان می باشد . کور دلان و متعصبان همواره راه را برای یادگیری بسته اند و از مفروضات خود و آبا و اجداد خود دفاع بلا دلیل می کنند و همیشه مانع یادگیری می باشتد ولی این همه سعی و تلاش آنها هیچگاه راه را برای خردمندان راه حقیقت که همان یادگیری هست به کل نبسته اند و آنها راه خود را پیش گرفته اند .
با شد که باشیم مستدام در راه یادگیری
در پناه حق
خلاصه ای ازفایل صوتی یادگیری یادگیری :
دو مورد زیر را برای یادگیری بهتر مد نظر داشته باشیم :
۱) زیر سوال بردن دانسته ها و محفوظات قبلی
زره دانسته های قبلی را در بیاوریم و وارد میدان یادگیری شویم
به دنبال رد پای تایید دانسته های خود در فهم مسائل نباشیم (چند جانبه فکر کنیم)
به دانسته های قبلی خود شک کنیم
۲) زیر نظر داشتن فرایند یادگیری مغز : مغز ما آمار نمی داند ، به آخرین داده توجه زیادی
میکند ، وزن زیادی به داده های آخر میدهد و ما دچار خطای شناختی می شویم
لذا همگن نبودن منابع یادگیری و حتی متناقض بودن آنها مارا فرد یادگیرنده تری می کند
مهارت یادگیری بستگی به هدفمندی افراد دارد و چندجانبه بودن در حل مسائل و دغدغههاست. یاد گرفتن اگر منجر به خلق ارزش برای خودِ فرد نشود، در طول مدت به تدریج اثربخشی اش از بین می رود و در نهایت متوقف می شود.
یکی از نکات مهمی که در فایل صوتی به خوبی به آن اشاره شده بود خطای شناختی مغز در تایید آخرین اطلاعات است. دوست دارم مقداری در این باره بیشتر صحبت کنم شاید برای دوستان مفید بود.
ما همواره این توانایی را داریم که نوسانها و تغییرات دادهها را نادیده بگیریم. به این مثال توجه کنید: کیسهای با ۱۰۰۰۰ توپ داریم؛ توپ اول را بیرون میآوریم و میبینیم قرمز است؛ دومی را بیرون میآوریم و آن هم قرمز است. سومی و چهارمی را در میآوریم و آنها هم قرمز هستند. پنجمی چه رنگی است؟ البته که قرمز! اعتماد ما به این نتیجه خیلی خیلی بیشتر از احتمال آماری است. هنوز ۹۹۹۶ توپ در کیسه مانده است. مسلم فرض کردن یک قاعده از روی فقط چند مورد، هم نقطه قوت تفکر انسانی است و هم نقطه ضعف آن. نقطه قوت است چون به ما امکان میدهد نظمها و قاعدهها را به راحتی بشناسیم. اما نقطه ضعف هم هست چون در حالتی که فقط قسمت خیلی کوچکی از واقعیت را مشاهده کردهایم ما را به سوی نتیجهگیری قطعی سوق میدهد.
برگرفته از کتاب زندگی پنهان ذهن [صفحه ۹۹ و ۱۰۰]- نوشته ماریانو سیگمان و ترجمه ماندانا فرهادیان. نشر نو
سلام
وقتی این فایل صوتی رو گوش دادم چند تا سوال برام پیش اومد
۱- در خلاقیت هم می گویند باید مفروضات را به چالش بکشیم و در مهارت یادگیری هم به این نکته اشاره شد. آیا می توان خلاقیت را با مهارت یادگیری یکسان دانست؟ آیا مهارت خلاقیت بخشی از مهارت یادگیری است؟
۲- آیا در خلاقیت انتخاب هوشمندانه اطلاعات مهم است یا می توان از هر اطلاعاتی چه منفی و چه مثبت نکته ای را یاد گرفت که برای ایجاد خلاقیت موثر است؟
۳- آیا بهتر نیست به جای آموزش دادن هر درسی و موضوعی به آموزش یادگیری اون درس بپردازیم؟
۱) تا اینجا اینچنین به نظر میرسد(البته در ادامه ممکن است مواردی در این میان اضافه شود) که یادگیری پیش نیاز هایی دارد که به ترتیب A- یافتن انگیزه مناسب جهت شروع B-هدف گذاری جهت به نتیجه رسیدن تلاش ها C-یافتن منابع معتبر که بتوان به آنها جهت کسب دانش رجوع کرد و اطلاعات نادرست را پیرامون خود حذف کرد D-ذهنمان را باز گذاریم و آماده کسب دانش جدید باشیم ولو اینکه با دانسته های قبلی ما در تضاد است.
۱)نظر خودم تا این لحظه این گونه بوده که به هر چیزی به شکل درست مطلق نگاه نکنم و شک را همیشه برای هر مفهومی حتی آنان که خط قرمز در جامعه برایش مشخص کرده اند به کار ببرم
۲)این طور مینماید که اگر به شکل افراطی و ناآگاهانه نظرات و تجارت دیگران را قبول کنیم و اطلاعات در ذهنمان را مرتبا جایگزین نماییم به جایی میرسیم که تبدیل به انسانی میشویم که در هیج جایی اطمینانی و اعتمادی به تفکرات و نظرات خودمان نخواهیم داشت زیرا چنین میپنداریم که احتمالا نادرست است که این رویه پس از مدتی تبدیل میشود به خودسانسوری که آفتی است برای اعتماد به نفس.پس هر کاری به خودی خود؛ مفید یا بی فایده نیست این طرز استفاده ما از آن است.
۳)مورد سوم یعنی یافتن منبع اطلاعاتی موثق امریست فوق العاده مهم.با توجه به اینکه ما توسط داده ها تقریبا محاصره شده ایم اگر به منابعی صحیح یا حداقل منبعی که اکثر اطلاعاتش صحیح باشد درسترسی پیدا کنیم با پیش فرض یادگیری، اطلاعات درستی به ما خواهد رسید که اگر در جهت یادگیری های قبلی باشد که آنان را مستحکم تر میکند و اگر درجهت عکس باشد میتواند دانش صحیح را با نا درست تعویض کند اما اگر منبع غیر از این باشد و ما آن را صحیح قلمداد کنیم نتیجه چه میشود؟؟؟
۴)سوالاتی که پاسخ آن ها بسیار مهم است حداقل برای شخص بنده
چگونه در این تعداد منابع بیشمار، منابع قابل استناد را تشخیص دهیم؟چگونه آگاهانه به دانسته هایمان شکاکانه نگاه کنیم؟
اهمیت یادگیری و ارتقاء مهارت یادگیری
«من، جهان را به ضعیف و قوی یا موفقها و ناکامها تقسیم نمیکنم. من جهان را به یادگیرندگان و غیریادگیرندگان تقسیم میکنم.» بنجامین باربر، جامعهشناس
بدون شک یادگیری یکی از اساسیترین ویژگیهای هر ارگانیسم و یا هر موجود هوشمند دیگر برای ارتقاء تواناییها، تطبیق با شرایط جدید و یا تغییر آنها، بقا، تکامل و افزایش کیفیت زندگی است.
و عجیب است که ما انسانها مهارت به این مهمی را دست کم میگیریم و سعی در محافظت از آموختهها و تواناییهای محدود، ناقص و غلط قبلی خود داریم.
یکی از دلایل مهمی که در روانشناسی نوین برای این موضوع مطرح میشود آن است که اغلب ما انسانها میپنداریم که بسیاری از ویژگیهای ما انسانها مادرزادی، ثابت و غیرقابل تغییر هستند و یادگیری هیچ تغییر محسوسی در میزان تواناییها و موفقیتهای ما نخواهد داشت در حالیکه واقعیت تقریباً خلاف آن است و یادگیری موثر و کاربردی اولاً از منابع درست و موثر و ثانیاً از شکستها و موفقیتهای خود و دیگران، تفاوت عظیمی در سطح تواناییها و موفقیتهای افراد و سازمانها ایجاد میکند.
چندی پیش پس از مطالعهی سلسله مطالب “قوانین یادگیری من” از سایت محمدرضا شعبانعلی عزیز، با مفهوم “ذهن مصداقیاب” آشنا شدم. از آن زمان تصمیم گرفتم که هر گاه مطالب جدیدی آموختم سعی کنم مصداقهای آن را در تجربیات خودم پیدا کنم. بنابراین بعد از شنیدن این پادکست سعی کردم این تمرین را انجام دهم.
در همین حین که سعی میکردم تفاوت بین “اهمیت فراموش کردن آموختههای قبلی” را با “خطای شناختی توجه به آخرین دادهها” مقایسه کنم، یاد تمایز بین دو کلمهی “Update” و “Upgrade” در اصطلاحات کامپیوتری افتادم.
اگر اشتباه نکنم ترجمههای تحت اللفظی Upgrade “ارتقا نسخه” و Update “بهروزرسانی” هستند.
آپدیتها یا به روزرسانیها معمولا دارای شرایط زیر هستند:
معمولا رایگان هستند.
حجم آنها کوچک است.
مدت زمان کمتری صرف به روزرسانی یک نرم افزار میشود.
باعث اعمال تغییرات جزیی بر روی نرم افزار میشوند.
الزاما همیشه باعث بهبود نسبت به آپدیتهای قبلی نمیشوند.
در مقابل آپگریدها یا ارتقا استانداردها را داریم:
در بیشتر مواقع پولی هستند.
حجم آنها بزرگ است.
مدت زمان بیشتری صرف آپگرید و نسخهی جدید نرم افزار میشود.
باعث اعمال تغییرات بزرگ در ساختار و هستهی نرم افزار میشود.
میتوان گفت همیشه باعث بهبود عملکرد و کارایی نسبت به نسخههای قدیمی تر میشود.
با توجه به تفاوت بین این دو، کاملا قابل درک است که ما در بیشتر مواقع ترجیح میدهیم تا ویندوز ۸ مان را آپدیت کنیم به جای اینکه آن را به یک نسخه ی بالاتر ارتقا دهیم. ارتقا آن به ویندوز ۱۰ برای ما معادل صرف زمان بیشتر، تحمیل هزینه و فراموشی محیطی است که به آن کاملا خو گرفته بودیم.
شاید به همین دلیل است که فراموشی آنچه آموخته ایم بعضا برای ما بسیار دشوارتر از یادگیری مباحثی است که هر چند به آموختههای ما اضافه میکند ولی باعث ارتقا ما نخواهد شد.
شاید هیچ چیز به اندازه یاد گیری هر چه بیشتر و بیشتر دانش در حوزه ها مختلف انسانها رو از همدیگر متمایز نمی کنه انسانی که اطلاعات زیادی داره خصوصا در حوزه تخصصی و در کنار کسب دانش از انعطاف ذهنی و تفکر نیز برخوردار باشد تونایی تفکر پویا و جاری را دارد، ما هم با کسب مهار تهای یادگیری به دنبال بارور کردن قوه تعقل و تفکر و پیشرفت از لحاظ شخصی و مهارتی هستیم
تا قبل از شنیدن این فایل صوتی به صورت خیلی جدی اعتقاد داشتم که تمام مشکلاتی که امروز توی جامعه داریم ، چه مشکلات فردی، اجتماعی، فرهنگی، رابطهای و… ناشی از عدم آموزش درست و اصولیه. یعنی اگر شما یک مشکلی رو برداری، تجزیه و تحلیل و بررسی کنی، نهایتا به این نتیجه میرسی که یک نفر یا یک گروهی این وسط آموزش درست ندیده و همین باعث به وجود اومدن مشکل شده!
مثلاٌ شما رابطهای رو تصور کن که توی اون زن و شوهر/ پسر و دختر باهم مشکلاتی دارن و از کنار هم بودن لذت نمی برن! من اینجوری قضاوت میکردم که اگر اینها مدیریت رابطه و حل تعارض بلد بودن، دست از کنترل کردن هم برمیداشتن رابطشون الان بهتر میبود و همهی این مشکلات به این برمیگرده که این دو نفر آموزش درست ندیدن!
یا هزار و یک مشکل دیگه که وقتی بررسی میکردم، میدیدم ریشهی تمام مشکلات عدم آموزش درست و اصولیه و با قاطعیت نظرم رو میگفتم.
وقتی محمدرضا مثال تبلیغات رو زد و توجیههای اون مشاور رو گفت (که در نگاه اول هم منطقی به نظر میرسیدن) دیدم چقدر شبیه طرز فکر خودمه!
الان عقیدهای که دارم به این شکل اصلاح شده:
احتمالاٌ دلیل اصلی بسیاری از مشکلاتی که هر روز توی جامعه باهاشون مواجه هستیم؛ ممکنه ناشی از عدم آموزش درست و اصولی باشه. یعنی اگر هر کسی متناسب با نقشهایی که در جامعه داره؛ آموزش درست ببینه، به عقیدهی من، ممکنه بسیاری از مسائل جدیای که امروزه باهاشون رو به رو هستیم برطرف بشن.
به نام خدا
شاید یکی از سخت ترین کار های ممکن همین داشتن انعطاف در برابر نظر مخالف و ایده های مخالف ما باشد. شکستن بت های ذهنی که من بشخصه برای هر کدام سال ها وقت صرف کردم برای خودم بسیار آزار دهنده است. اما زمانی که آدم این بت ها را می شکند بقول یکی از اساتید بزرگوارم انسان لذت واقعی را می چشد. لذت یادگیری لذت راه جدید رفتن و لذت آن پیشروی شاید بتوان گفت بزرگترین لذت ممکن است. فقط باید سعی کنیم که یا بت سازی نکنیم که تقریبا غیر ممکن است یا دل شکستن آن را پیدا کنیم.
فایل صوتی بسیار دل نشین و زیبا و مفید بود.
با تشکر
خیلی قبل تر ها هیچ انعطافی در مقابل یادگیری نداشتم ، قبل از آشنایی با متمم و جناب شعبانعلی عزیز . طی این سالها حل تمرین و مطالعه ی متمم و روزنوشت ها تغییراتی در من ایجاد کرده که هر آن انتظار دارم که تمام ، یا بخشی از اطلاعاتم و آموخته هام رو کاملا اشتباه و منقضی ببینم . ( نمونش همین فایل های صوتی اول امسال در مورد کتاب خوندن )
بیست سال پیش خیاطی یاد گرفتم و به صورت حرفه ای مشغول کار شدم تا همین ۲ سال گذشته به هیچ وجه فکر نمی کردم نیاز داشته باشم این اطلاعات رو آپدیت کنم ، با خودم میگفتم اینهمه سایت و پیج از استادای بزرگ دارم کافیه ، همینارو انجام میدم خیلی هم از همه بالاترم ، سال گذشته تصمیم گرفتم برم تهران آموزش ، وقتی آموزش رو شروع کردم تازه متوجه شدم چقدر دیر برای آپدیت اطلاعات و آموزش هام اقدام کردم ، آپدیت چیه؟ کلا از ریشه دوباره از نو شروع کردم ، همه ی آموزش قبلم رو ریختم دور و دوباره از سر گرفتم و چقدر سخت و چقدر شیرین .
این تجربه که در آموزش دوخت و دوز دارم رو در رفتارهام تعمیم دادم اما واقعا گیج بودم که باید چه کاری انجام بدم که بتونم بهتر رشد کنم ، این سلسله از درسها و خصوصا این فایل صوتی یه چشمه ی آب هست برای من تشنه . اعتراف می کنم با اینکه انعطاف پذیری خوبی دارم اما سخته که رجوع کنم به اطلاعات قبلی برای گزینش کردن و دور ریختن .
میخوام شروع کامنتم به اسم محمود دولتآبادی مزین باشه. چقدر که من شیفته این مرد و روح بلندشم! با من تیکهای از کتابش به نام نونِ نوشتن رو نجوا کنید! ببینید چقد قشنگ از لزوم زیر سؤال بردن باورها صحبت میکنه:
دگرگونی! وقتی داشتم این تیکه از کتابش رو میخوندم انگار دنیا رو دادن بهم. اینقدر قشنگ گفته که من همین یه نقل قول رو پیشکش متمم میکنم بابت همه زحمتهایی که برامون کشیده و میکشه!
باید یه بار زد زیر همه اون فرضیات مهمل که برای خودمون بافته بودیم و دوباره بسازیمش :)
در تست روانشناسی MBTI یکی از ویژگی های شخصیتی p (منعطف) یا J (ساختارمند و قضاوت گر) است. طبیعتا شخصیت هایی که J باشند قضاوت می کنند و گشودگی شون پایین تر است. این ویژگی های شخصیتی هر کدام مزایا و معایبی دارند و نمی دونم آیا در مثال استخدام ۲ نفر می توان این نکته را هم لحاظ کرد…
فک میکنم یه سری جملهها هستن که بدون اینکه متوجه باشیم به زبون میاریم یا حداقل از ذهنمون میگذرن و توشون این “قطعیت” یا “همهچیز و همهکس رو در یه گروه قرار دادن” وجود داره. مثل:
-شمالیا/نوجوونا/مردها/پیرها/معلما/کارمندای بانک و غیره “همه” فلان ویژگی رو دارن.
-“همهچی” برمیگرده به خانواده/مذهب/جایی که توش بزرگ شدی/تبلیغات/ ضعف مدیریت و غیره.
-“عمرا” یه دختری/کارمندی/راننده تاکسیای و غیره رو پیدا کنی که فلانجور باشه.
میتونیم هر زمان که دیدیم یه چنین جملهای توی فکرمون اومد، توی یه دفتر کوچولو یا توی قسمت Notes گوشیمون(که معمولا همراهمونه)، بنویسیمش و خودمونو ملزم کنیم که برای گزارهی خودمون مثال نقض پیدا کنیم. اینجوری مجبوریم یه فیلتر دیگه رو جایگزین اون فیلتر همیشگی کنیم و کم کم قطعیت رو از کلام و به تبع از ذهنمون حذف کنیم.
دیوانه کسی است که کار ثابتی می کند ولی انتظار نتیجه متفاوتی دارد.(این جمله رو جایی یا خوندم که الان یادم نیست کجا بوده)
طی شنیدن فایل صوتی مقدمه ای بر مهارت یادگیر ی این جمله برام زنده شد. اگر امروز به انتخاب هوشمندانه منابع و دور ریختم مفروضات گذشته و کسب مهارت یادگیری نگذره نمی توان انتظار فردای عبور از تعصبات و مفروضات پیشین رو داشت و فردای متفاوتی رو می سازه.
بسیار کلام به جایی هست این که خیلی از افراد بدون اینکه به دنبال راه های جدیدی برای تغییر زندگیشون باشن فقط به نقطه امنی که در یک زمانی در گذشته بدست اوردن چسبیدن و انتظار تغییرات عمده و کلی و ره صد ساله را یک شبه رفتن می گردن حال آنکه نقطه شروع تمام تغییرات بیرون زدن از نقطه امن و طی مسیر با یک تفکر تازه و نو است
سلام
بخشی از صحبت های محمدرضا در مورد توانایی فراموش کردن آموخته های قبلی من رو به یاد این بیت از حافظ انداخت:
“دست از مس وجود، چو مردان ره بشوی
تاکیمیای عشق بیابی و زر شوی”
این موضوع جدیدی نیست ولی متاسفانه میتوان گفت موضوعی مهجور مانده است.به نظرم مس (آموخته های قبلی ما) بی ارزش نیستند ولی برای تبدیل کردن آنها به زَر، مجبوریم فعلا از آن دل بکنیم و در غیر اینصورت تبدیل به اَحسَن نخواهد شد.
طبق نقشه ذهنی انتهای درس، باید پیش آموخته هایمان را با توجه به آموخته های جدید بدون تعصب بررسی و ارزیابی مجدد کنیم و احتمالا یکی از زمان هایی خواهد بود که به منبعی معتبر نیازمندیم.
در مورد اینکه ذهن آمار نمیفهمد و وزن دهی آن به آخرین مطلب، برای خودم این مساله همیشه صادق بوده که وقتی برنامه کاری روز بعدم را نوشتم، و شب قبل از خواب یک بار چک کردم، بیشتر زمان ها تونستم تمام کارهای مهم را انجام بدهم و زمان اضافه هم داشته باشم، چون ذهن آمادگی انجام کارها را از قبل یافته.
چقدر صریح و صادقانه و دلنشینه