Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

در این فایل صوتی آموزشی ۲۸ دقیقه‌ای چند نکته مقدماتی در مورد مهارت یادگیری مطرح شده است. این فایل برای کسانی که می‌خواهند درس مهارت یادگیری را آغاز کنند، می‌تواند نقطه شروع آشنایی محسوب شود. همچنین برای کسانی که قبلاً این مبحث را مطالعه کرده‌اند می‌تواند یک یادآوری باشد.

البته مثل همیشه در تنظیم محتوای فایل‌ها تلاش می‌شود بحث‌ها و مثال‌ها به شکلی باشند که حتی اگر کسی درس‌ها را مطالعه نکرده، باز هم مطالب مطرح شده بتواند برای وی قابل استفاده باشد.

در فایل صوتی مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری نکات متعددی از جمله نکات زیر مورد اشاره و بحث قرار گرفته‌اند:

  خود یادگیری را هم باید یاد بگیریم.

  در دوران جدید، سهم آموزش کم‌رنگ‌تر و سهم یادگیری پررنگ‌تر شده است.

  خطاهای شناختی ما، می‌توانند مانع یادگیری اثربخش شوند.

نقشه ذهنی زیر، موضوعات مطرح شده در فایل را نمایش می‌دهد تا آمادگی بیشتری برای گوش دادن به فایل صوتی داشته باشید.

با کلیک بر روی تصویر، می‌توانید نسخه‌ی با کیفیت‌تر را مشاهده کنید:

یادگیری به عنوان یک مهارت


این فایل‌ صوتی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی درباره مهارت یادگیری

سایر فایل‌های صوتی مرتبط با مباحث درسی را می‌توانید از طریق آرشیو رادیو متمم مشاهده و دانلود نمایید.

[ درس مرتبط: خطاهای شناختی ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۷۱۱ نظر برای فایل صوتی آموزشی | مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمیدرضا رازقندی

    با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه...

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  1. نسترن گفت:

    سلام

    میخواهم تجربه ام را درباره ی استفاده از منابع نامناسب بگم:

    من امسال کنکور داشتم و فکر میکردم برای برخی درس ها باید از چند منبع استفاده کرد تا نتیجه بهتری گرفت. این کار را انجام دادم ولی نتیجه ی عکس گرفتم و رتبه خوبی کسب نکردم. بعد از آن تجربه، هنگامی که داشتم کتاب ها را برای مطالعه دوباره جهت شرکت در کنکور سال ۹۵ مرتب میکردم، بهترین منبع را انتخاب کردم و الان مطالعه ام بسیار موثرتر از سال پیش است.

    بحث آمادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض های قبلی، برای من بسیار جالب و مفید بود. تا به حال به یادگیری با این دید نگاه نکرده بودم. ولی وقتی حرف های آقای شعبانعلی را شنیدم و درباره ی واکنش های خودم در مقابل یادگرفته های جدید فکر کردم، فهمیدم خوشبختانه این آمادگی را تا حد زیادی دارم. من وقتی مطلب جدیدی را می آموزم که با دانسته های قبلی ام در تضاد است حتما درباره هر دو دانسته تحقیق میکنم تا بدانم کدام یک درست است تا اگر نیاز بود دیدگاهم را در رابطه با موضوع مورد نظر عوض کنم.

    بسیار ممنون از آقای شعبانعلی

  2. محسن رجب پور گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    سلام

    آقای شعبانعلی در این نوار به صورت منسجمی مقدمات یادگیری این مهارت مهمو بیان میکنند. مخصوصا بخش آخرش که یک جمع بندی قشنگی از این فایل دارند به نظرم خیلی کارسازه.

    من یک استادی دارم که همیشه میگن خودتان را درگیر منابع زیادی نکنید، این را به این تشبیه کرده اند که چطور انسان اگر در یک سفره که چندین نوع مختلف غذا که با هم سازگاری ندارند بنشینیم باعث میشود در هضم با مشکل مواجه شویم، در بخش یادگیری هم به همین صورت است نمیشود چندین نوع مخلتف منبع را انتخاب و سپس شروع کنیم. باید چند منبع محدود و معتبر پیدا کرده و حال روی اون کار کنیم.

  3. با سلام به همه متممی های عزیز

    مطالب این درس رو با نرم افزار imind map به صورت نقشه ذهنی درآوردم و برای استفاده دوستان آپلود کردم،

    امیدوارم مفید باشه…

    http://uupload.ir/files/z8h9_1.jpeg

  4. با سلام

    بسیار آموزنده بود…

    آمادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض های  قبلی به نظر من خیلی مهم است. وقتی با دوستانم درباره ی یک موضوع بحث میکنیم و من پایه ی آن را روی یادگیری قرار میدهم ، در عین حال که میخواهم اطلاعات جدید را ارزیابی کنم و یاد بگیرم اما اینکار برایم مشکل است و از میانه های بحث  کنترل آن را از دست میدهم. سعی میکنم از این به بعد با نکاتی که متوجه شدم ، این مهارت را در خود بهبود ببخشم.

  5. سعید میربرون گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

  6. ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما

    اولا صداتون خیلی خوب و قشنگه

    هم فن بیانتون عالیه

    و سوما خیلی استفاده کردم

    بعد از سال ها انقدری مجاب شدم که دارم نکته برداری میکنم

    خوشبختانه من خودم کلا یادگیری و خود یادگیریم خیلی خوب بوده و الان ضمن خوندن مطالب شما، هم خیلی چیزهای جدید یاد گرفتم و هم خیلی از چیزهایی که قبلا بلد بودم و فهمیده بودم، اما چارچوب و طبقه بندی ای براش نداشتم رو میتونم بهتر دسته بندی کنم.

    خلاصه این فایل از نظر من اینه:

    به عنوان مقدمه برای یادگیری باید اول به منابعی معتبر و قابل اتکا و وزن دست پیدا کنیم.

    و پس از این مرحله از مهارت یادگیری استفاده کنیم.

    که این مهارت یادگیری خودش شامل:
    ۱٫مهارت اننتخاب هوشمندانه اطلاعات
    ۲٫دور ریختن اطلاعات بی اهمیت
    ۳٫پذیرش تضاد و تناقض و تعارض و ابهام
    ۴٫ و آمادگی برای کنار گذاشتن پیش فرض های قبلی میشه.

    البته تا اینجا و با توجه به درس ایراد شده جناب استاد.

    در ضمن الان که تو نوشتن کامنت افتادم، خود به خود و با ی کپی پیست راحت تو وورد، نسخه دیجیتال نکته برداری ام هم شکل گرفت.

    و ی نکته انهایی هم اینکه من ۲ سال تو واحد بازرگانی هستم و اگه امروز اینجام و متممی شدم بخاطر اینه که تا امروز منبع خوب و قوی ای مثل شما رو نشناختم.

    حتی سر برخی کنفرانس و کلاس ها هم رفتم اما واقعا ارزش هزینه ای رو که شرکت میکرد رو نداشت و سر همین هم بیخیالش شدم اما الان با هزینه شخصی خودم راغبم متممی بشم.

    با سپاس از زحماتتون

  7. ابراهیم صیادی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    یکی از چبزهایی که یاد گرفتم این که همیشه یک شاگرد موندم و حتی یه لحظه نگفتم ” می دونم ” . و همیشه این سخن پیامبر رو آویز ه گوشم کردم که گفت از سنگ بیاموز پرسیدند چه می توانیم بیاموزیم. گفت سکوت را. و خیلی از این مهارت لذت می برم. لذتی که تو یادگیری پیداکردم در هیچ چیزی نیافتم. جالب که شاید از معدود کسانی باشم که قبل از کارکردن با یک وسیله همیشه کاتالوگ اون وسیله رو می خونم. و در همون کاتالوگها چیزهایی یاد گرفتم که صد سال با تجربه و دیدن و شنیدن کلاس رفتن نمی شه یاد گرفت. و این مهارت باعث شده از انجام هیچ کاری واهمه نداشته باشم. و در آخر بایستی عرض کنم محمد رضا دمت گرم و خیلی ممنون. و اینکه خیلی کارت درسته.

  8. فریبا گفت:

    ما به اندازه باورهایمان دنیا را تجربه می کنیم .پس هر کس که بیشتر دانسته هایش مورد تهاجم قرار می گیرد و باور هایش زیر و رو می شود وباور های غنی تری پیدا میکند دنیایش نیز بزرگتر می شود.

  9. سجاد سلیمانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    به خاطر نوشته طولانی من را ببخشید. آن را در یه بخش تقدیم می کنم:

     

    ۱- می خواهم یکی از خطرناکترین شیوه های آموزشی و پند گیری خودم را بگویم! (احتمالا بعدا در سایتم به طور مفصل به آن بپردازم)  که در خصوص منابع یادگیری محمدرضای عزیز تاکید داشتند:

    بر اساس آموخته هایی که از اشعار و توصیه های بزرگان ادب و مفاخر دیگر داشتم، مشـورت با دیگران به ویژه سالخوردگان را در دوره نوجوانی هر جایی ممکن بود انجام می دادم. برای نمونه در تاکسی، وقتی طی مسیری که با راننده گرم می گرفتم می گفتم: آقا یه درخواست از شما دارم، شما که سن تون بالاست و دنیا رو دیدن و چرخــیدین، میشه دو تا از بهترین تجربه های زندگیتون رو به من بگین!

    بنده های خدا هم بعضی هاشون فوری میگفتن و بعضی هاشونم کمی فکر می کردن و بعدش می گفتن، منم عادت داشتم از دوره نوجوانی (مثل همین الان یه برگه کاغذ و خودکار همراه خودم همه جا می بردم) بعد که راننده تاکسی می رفت یه گوشه ای می رفتم و فوری می نوشتم. حتی مطب دکتر هم که می رفتم واسه درمان مریضیم، همین سوال رو می پرسیدم و خلاصه هرجایی یه فـردی رو مناسب می دیدم این سوال رو می پرسیدم و خدا می دونه چه پاسخ هایی و راهکارهایی گرفتم! برخی واقعا عالی و برخی توصیه های پدربزرگانه و برخی هم مفتضح ترین حرفهایی بود که تو عمرم می شنیدم!! و حتی خطرناک ترین حرفها و توصیه هایی که شنیده بودم

    این شیوه من (آنهم در سن نوجوانی مثلا ۱۱ سالگی تا ۱۷ و ۱۸ سالگی) که دقیقا زمانِ شکل گیری باورها و نگاه من به دنیا بود، درست مثل راه رفتن از روی مین های مهیبی بود که همین الان افکار عمومی جامعه ، بعضا گرفتارش هستند. اما بدلیل اینکه من مطالعه های گاه به گاه و روزنامه و اشعار غنی مولوی و سعدی را مرور میکردم، برخی از این مین ها عمل نمی کرد و ذهن من کمتر زخم دیده رد می شد!

    .

    ۲- نمونه اول، یکی از روش های من برای رسیدن به منابع معتبر بود. روش دوم مطالعه نوشته های بزرگان بود. مثلا وقتی، جمعی نادان  پروفسور X را تمسخر می کردند و بدگویی ها و تهمت ها به او می گفتند، من در اینترنت دنبال نوشته های او بودم و می خواستم بدانم واقعا چه گفته است (و دقیقا یکی از بهترین اساتید زندگی من و باورهای من از همین اساتید خارج شده از کشور هستند که هزاران حرف نامربوط در موردش زده شده و می شود)  

    همچنین می توان گفت از شیوه های درست رسیدن به منابع معتبر در زندگی من (مثل همین سایت متمم) مطالعه دائمی و رصد عمومی منابع و حرفهای جدید بود. من متمم را درست در زمانی که بیکار شده بود و هیچ در بساط نداشتم، و در خصوص کارآفرینی و اصول آن می خواندم یافتم و بعد شیفته و دلبسته و وابسته اش شدم و همچنان هستم و خواهم بود.

    .
    ۳- خدا را شاکرم به خاطر اینکه در برابر آموخته ها و ارزش های خودم سخت و مقاوم هستم و به همین راحتی ها از دستشان نمی دهم و نداده ام، اما در برابر منطق و استادی که توانمنـدی اقناع داشته باشد ، مثل موم شکل جدید می گیرم و باورهای خود را تعدیل و اصلاح می کنم.
    پذیرش را با سه اصل برای خود امکان پذیر کرده ام: الف) مطالعه منابع مختلف که منتقد هم باشند و ب) گفتگو با شخص با صلاحیت!  ج)  دیدن و درک شهودی و محیط ورخدادها
    لازم به گفتن است که پس از یادگرفتن تاثیر منابع ِ غلط و نامعتبر، تقریبا تمام شبکه های اجتماعی و مجلات و روزنامه های زرد و رادیو و تلوزیون و ماهواره و…. را از زندگی خود حذف کرده ام. تاثیرش اینجاست که امروز در جمعی وقتی حرف میزنی، فورا تفاوت ها را می توان دید و شنید! هرچند این شروع یک زندگی جدید است
    .
    این مطلب را هم با جان و دل، با یادداشت برداری خوانده ام که امیدوارم گذاشتن عکس هایش اینجا شاید برای دوستانی مفید باشد:

    و صفحه دوم:

    .

  10. علی گفت:

    فراموش کردن آموخته های قبلی رو، حدود ۳۰ سال پیش وقتی درس ورزش ۲ رو داشتم از مربی پینگ پنگ شنیدم. اون موقع اکثرا این ورزش رو به صورت غیر علمی یاد گرقته بودیم. با بازی در زنگ ورزش مدرسه یا موقع تفریح با دوستان در سالن های پینگ پنگ. مربیمون گفت هر چی از پینگ پنگ بلدید رو بذارید کنار و کاری رو که من میگم انجام بدید. وقتی میخواستیم به روش مربی به توپ ضربه بزنیم، نمیتونستیم حتی توپ رو از روی تور رد کنیم، در صورتیکه بعضی هامون کلی تو این ورزش ادعا داشتیم. یعنی می خوام بگم فراموش کردن دانسته های قبلی خیلی کار سختیه و تمرین و پشتکار زیادی می خواد.

  11. به نظر من شنیدن مطالبی که آقای شعبانعلی عزیز گفنتد خیلی واسمون خوشایند هست و اکثر افراد تاییدش می کنن. مثل اینکه بهمون بگن دروغ گفتن بده یا کمک کردن به دیگران کار خوبیه و همه قبولش دارن. اما خیلی از مواقع یا مصداق  دروغ گفتن و کمک کردن رو نمیشناسیم و یا حتی گاهی در مقابل پذیرفتنشون مقاومت می کنیم. در مورد یادگیری هم به نظر من خیلی وقت ها بدون اینکه متوجه کارمون باشیم داریم از دانسته های قبلی مون دفاع می کنیم و یا داریم دونسته می جنگیم تا چیزی رو که قبلا یاد گرفتیم از دست ندیم…

  12. مریم گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    مهارتِ یادگیری

    مهارتِ انتخابِ هوشمندانۀ اطلاعات

    دور ریختنِ اطلاعاتِ بی اهمیت

    پذیرش تناقض ، تضاد ، تعارض و ابهام

    و

    آمادگی برایِ کنار گذاشتنِ پیش فرض های قبلی هست.

     

    دقیقا بهترین تعریفی که میتونه وجود داشته باشه.

  13. مطالب فایل واقعا غافلگیر کننده بود.بویژه توجه زیاد مغز و ذهن ما به اخرین مطالب یادگیری شده و تلاش جهت حفاظت از مفروضات قبلی.فکر میکنم ویژگی های اجتماعی و فرهنگی ما  که در سیستم آموزشی کهنه و غیر کارامد نمود داره این مطالب رو شدیدتر میکنه.در نظر بگیرید اساتید و معلمان ما سالهای سال بدون گذراندن هیچ دوره بازآموزی یک مطالب را بدون هیچ گونه تغییر حنی تغییر در مدل و سوالات امتحانی بصورت یکسان ارایه میدهند.

  14. پروین گفت:

    باسلام : برام خیلی جالب بود اینکه ذهن ما باید مطالب قبل رو فراموش کنه تا جا برای یاد گیری مطالب جدید فراهم بشه مخصوصا مثالها خیلی خوب بیان میکرد مطلب رو .البته ناخوداگاه این اتفاق برایم رخ میداد ولی به دلیلش پی بردم از شما سپاسگزارم.

  15. یادگیری به شیوه تایید دانسته های قبلی و یادنگرفتن از موارد خلاف دانسته های قبلی برام خیلی ارزشمند بود. چیزی که خودم سالها تجربه کرده بودم. نمیدونم دقیقا چه زمانی سعی کردم کمتر متعصبانه نگاه کنم اما مطمئنم از وقتی با محمدرضا و متمم آشنا شدم این نوع نگاه یادگیرنده ام بیشتر از قبل شده. امروز دوباره این درس رو مرور کردم و این مرور برام خیلی ارزشمنده

  16. با سلام

    یادمه یه جا خونده بودم هر وقت خواستید برید سر کلاس یا دوره های آموزشی یادتون باشه که با ذهن خالی برید یعنی سعی کنید ذهنتونو برای پدیرش مطالب جدید آماده کنید اینجوری راحت تر میتونید اون مطالبو هضم کنید اما اگه با این فرض برید که بیشتر اطلاعاتو میدونید چیزی بهتون اضافه نمیشه و بر عکس دوباره در دام مفروضات و اطلاعات قبلیتون خواهید موند…(البته اگه پیرامون اون موضوع مطالعه داشته باشید و دوباره تو اون کلاس یا دوره اموزشی گفته بشه  بیشتر مطالب براتون جا می افته اگر هم نه که به دانسته های قبلیتون اضافه میشه)…

    چیزی که من از گفته های اقای شعبانعلی گرفتم ( و همیشه چیزی بیشتر از درس دادنه و از این بابت ازشون بی نهایت سپاسگزارم) اینه که حتی تو یادگیری هم سعی کنیم  چند بعدی به مسایل نگاه کنیم …

  17. بنده در یک طیف مسایل همیشه بحث ها و اطلاعات جدید را با دیدگاه های سابقم می سنجیدم بعد از شنیدن این فایل پی بردم می شد اطلاعات جدید را با ذهن عریان می سنجیدم و بعد اطلاعات سابق را تکمیل می کردم

  18. شاید بهتر باشه این سوال رو بعد از مطالعه دوره مذاکره مطرح کنم ولی به اقتضای شرایط، اشتیاقی زیادی برای آگاه شدن دارم و اینکه به نظرم اینجا بهترین مکان برای مطرح کردنش هست.

    در دقیقه ۱۳:۲۰ در توصیف آدمی که مهارت یادگیری داره می فرمایید “قطعیت از کلامش رنگ می بازه

    آیا در این صورت این عدم قطعیت رو به پای ضعف ما نمی ذارن؟ مخصوصا در مکالمه و مذاکره این اتفاق مهم جلوه می کنه.

    • آقای کامران من در این جمله  کمی تامل کردم و سوالتون برام جالب بود و به این نتیجه شخصی رسیدم :

      وقتی قطعیت از کلام ما رنگ ببازه یعنی سپر دفاعی خودمون رو در مقابل دیگران میندازیم , تصور کن تو خیابون راه میری و بایه نفر با حالت گارد گرفته مواجه میشی , تو ناخودآگاه نسبت به اون حساس میشی و خودت رو آماده میکنی که اگه حمله کرد , حمله کنی یا از خودت دفاع کنی , شاید اون اصلا داره فیلم بازی میکنه یا عقل نداره ولی این عکس العمل ما غیرارادیه , توی مذاکرات و زندگی هم همینه وقتی ما در مورد یک موضوع قطعیت نداشته باشیم یعنی اینکه این نظر ماست و شخصیه , حالا ممکنه با تحقیق و آمارگیری به اون رسیده باشیم ولی قطعا ما نتونستیم تمام احتمالات رو بسنجیم و باید کمی درصد خطا برای شک کردن به کار خودمون کنار بذاریم این جوری هم دستاوردمون معتبرتر بیان میشه و حداقل علم خودمون رو توش لحاظ کردیم و هم ناخودآگاه به نظر بقیه احترام گذاشتیم و اگر هم کسی نقدی در مورد ما داشته باشه با احترام نظرش رو بیان میکنه و به ما حمله نمیکنه چون قبلش با بیان همین عدم قطعیت همه رو خلع سلاح کردیم.

    • علی رسولی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

      با سلام، مطلبی به ذهنم رسید که گفتم شاید برای تو هم مفید باشه، اول باید ببینیم آیا قطعیت داشتن یک نقطه قوت در مکالمه و مذاکره است؟ هر فرد باتجربه ای این واقعیت رو درک کرده که ما هیچوقت نمیتونیم راجع به وقایع پیرامون خودمون با قطعیت حرف بزنیم، مخصوصا در دنیای کسب و کار، لذا کسی که با قطعیت و اطمینان صد درصدی حرفی رو میزنه، ناخودآگاه مورد سوءظن طرف مقابلش قرار خواهد گرفت و همچنین در آینده درصورت درست نبودن بخشی از حرف ها و پیش بینی هاش به شدت سلب اعتماد میشه.

      آقای شعبانعلی در یکی از سمینارهاشون تاکید داشتن که در مذاکره از کلمات همیشه، هرگز، هیچوقت و امثال اینها پرهیز کنیم. مثلا اگر ما در مذاکره بگیم “همه قوها سفید هستند” ذهن طرف مقابل به دنبال مثال های نقض و قوهای سیاه خواهد گشت

    • پیام گفت: (عضو ویژه)

      سوال بسیار جالبی بود که مدت ها ذهن من رو هم مشغول کرده بود.

      من به توجه به تجاربی که داشتم و صبحت هایی که با بقیه راجع به همین موضوع داشتم به نتیجه ی زیر رسیدم که دوست دارم تحت عنوان داستان زیر با شما و بقیه ی دوستان به اشتراک بگذارم.

      فرض کنید شما مشاور بازاریابی یک شرکت هستید و در جلسه ای که با هیات رییسه دارید از شما راجع به کارایی طرح جدید در حوزه ی بازاریابی سوال می شود.

      رویکرد اول: به نظر شما این طرح تقریبا بدون عیب و نقص است و شما شرکت ها ی بسیاری را دیده اید که با اجرای آن موفق شده اند. پس شما با قطعیت بیان می کنید که این طرح عالی است و باید اجرا شود . اما این خلاف توصیه در مورد عدم قطعیت داشتن است.

      رویکرد دوم: اگرچه به نظر شما طرح عالی می باشد اما نظر خود را این گونه عنوان خواهید کرد: من فکر میکنم باید طرح را اجرا کنیم ولی صد درصد مطمن نیستم. این نحوه ی بیان کردن شما رو کمی غیر حرفه ای نشان می دهد. اگر شرکت می خواست یک نفر فکری را بیان کند که از آن مطمن نیست که دیگر شما را استخدام نمیکرد. یک فردی عادی هم می توانست همین نظر را بدهد.

      رویکرد سوم: شما با اعداد و ارقام و به صورت کاملا اماری عدم قطعیت خود را بیان می کنید. مثلا یک نحوه پاسخ می تواند این گونه باشد: با توجه به بررسی های من در ۹۰ درصد از شرکت هایی که از طرح فوق استفاده شده بازگشت سرمایه در همان سال اول اتفاق افتاده و فقط در ۴ درصد از انها این بازگشت بیشتر از یک سال بوده. با این حال ۶ درصد از شرکت ها در اجرای طرح موفقیت قابل قبولی کسب نکردند.

      از نظر من رویکرد سوم بهترین رویکرد ممکن است که در عین اظهار نظر حرفه عدم قطعیت مورد بحث را نیز با خود به همراه دارد.

      این مثال را میتوان تا حد قابل قبولی در سایر مسایل نیز بسط داد.

  19. محمد رضا مکرم گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    سلام
    شاید مرز بین جزم اندیشی و پویایی در نگرش و اندیشه همین تفاوت باشه که بعضی از ما بدنبال تاییدیه دانسته های قبلی میگردیم و بعضی اگر لازم شد دانسته های قبلی مان را به چالش میکشیم . این کار بعضی وقتها یه جورایی سخته ، احساس اینکه تهی هستی و اتفاقا این احساس خالی بودن همونیه که خیلی بهش احتیاج داری
    آب کم جو ،تشنگی آور بدست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    “مولوی”
    ولی ما معمولا
    دم بدم ما بسته دام نویم
    هریکی گر باز و سیمرغی شویم
    “مولوی”
    و هرچه دانسته ها بیشتر میشه این زمین گذاشتن اطلاعات سخت تره چون ماها فکر میکنیم جزئی از هویتمونه

  20. با سلام به دوستای عزیزم
    این فایل بسیار مفید بود ؛
    اینکه یادگیری ، زمانی معنا پیدا می کنه که حاضر باشیم ، یادگرفته های قبلی رو زیر سوال ببریم ؛
    اینکه مهمتر از یاد گرفتنِ چیزهای جدید ، فراموش کردنِ آموخته های قدیمی هست ؛
    و در پایان هم یک جمع بندیِ زیبا انجام دادید :
    مهارتِ یادگیری ، مهارتِ انتخابِ هوشمندانۀ اطلاعات ، دور ریختنِ اطلاعاتِ بی اهمیت ، پذیرش تناقض ، تضاد ، تعارض و ابهام و آمادگی برایِ کنار گذاشتنِ پیش فرض های قبلی هست
    به امید روزی که فرهنگِ یادگیری ، جایگزینِ فرهنگِ آموختن بشه
    شاد باشید و سلامت