Menu


کتاب مهره حیاتی از ست گادین | آیا غیر قابل جایگزینی هستید؟


کتاب مهره حیاتی ست گادین - عکس روی جلد

در معرفی کتاب قبایل (Tribes) از ست گادین به این نکته اشاره کردیم که بسیاری از کتاب‌های ست گادین – جز چند مورد استثنا – گردآوری شده‌ی وبلاگ‌های او هستند.

در کنار قبایل، کتاب مهره حیاتی (Linchpin) نمونه‌ی دیگری از معدود کتابهای ست گادین است که واقعاً از همان ابتدا به عنوان کتاب نوشته شده‌اند.

برای شناختن این کتاب، مهم است که معنی واژه‌ی Linchpin یا مهره‌ی حیاتی را بدانیم.

در طراحی چرخ گاری‌ها (و البته بسیاری وسایل امروزی) برای این‌که چرخ از محور جدا نشود، از یک قطعه‌ی فلزی استفاده می‌کنند که در محور فرو می‌رود و چرخ را نگه می‌دارد و اصطلاحاً به آن پین تثبیت می‌گویند.

تعمیرکارهای فارسی‌زبان برای شکل امروزی این قطعه، معمولاً از واژه‌ی اشپیل استفاده می‌کنند که برگرفته از تلفظ آلمانی واژه‌ای انگلیسی است که البته کمی هم برای راحتی بیان تغییر کرده است (Split Pin).

به هر حال، نباید انتظار داشته باشید روی جلد یک کتاب مدیریتی فارسی، لغتِ اشپیل را ببینید. ضمن این‌که در انگلیسی هم Linchpin دیگر از معنای تخصصی خود فاصله گرفته و معنای عام پیدا کرده است. مفهومی که شاید یکی از بهترین تعبیرهای آن در فارسی، مهره‌ی حیاتی است.

مهره حیاتی چیست و چرا ست گادین از عنوان مهره حیاتی در عنوان کتابش استفاده می‌کند؟

خلاصه‌ی حرف ست گادین در کتاب مهره حیاتی چیست؟

فشرده‌ترین شکل بیان ایده‌ی ست گادین، استفاده از واژه‌ای است که روی جلد کتاب هم نقش بسته است: Indispensable یا غیرقابل‌جایگزینی.

حرف ست گادین این است که ما در هر سازمان و مجموعه‌ای که کار می‌کنیم، باید بکوشیم غیرقابل جایگزین باشیم.

اگر من امروز عصر از شرکت #استعفا دادم و فردا صبح فرد دیگری به جای من نشست (یا بدتر از این: لازم نشد هیچ‌کس به جای من بنشیند) و هیچ اتفاقی هم نیفتاد، نشان می‌دهد که من از تمام ظرفیت خود استفاده نکرده‌ام.

تقریباً تمام کتاب به بسط و پرورش این مفهوم پرداخته و کوشیده خواننده متقاعد شود که می‌تواند در مسیر تبدیل شدن به یک فرد غیرقابل جایگزین حرکت کند.

او می‌خواهد به خواننده‌ی خود کمک کند که کار خود را فراتر از شغل و اشتغال ببیند.

شغل یعنی چیزی که به آن مشغولیم؛ همین و نه بیشتر.

و کسی که خود را شاغل می‌داند و مشغول بودن برایش کفایت کند، دستاورد بزرگی خلق نخواهد کرد.

به همین علت،‌ ست گادین ترجیح می‌دهد واژه‌ی Artist یا هنرمند را به‌کار بگیرد. هنرمندها از کار حرف می‌زنند و نه شغل.

آن‌ها می‌گویند یک کار جدید ارائه کرده‌ام و ما هم عادت کرده‌ایم بگوییم: این یا آن هنرمند، کار جدید خود را عرضه کرده‌اند.

هنرمند اگر کار نکند، مشغول بودن به هنر برایش اعتباری ندارد و این همان ذهنیتی است که ست گادین تأکید دارد باید الگوی همه‌ی افراد در همه‌ی سازمان‌ها و کسب و کارها قرار بگیرد: مشغول بودن را افتخار ندانیم و کار کنیم.

آن‌هایی که فقط مشغولند، به سادگی با فرد دیگری که دنبال اشتغال است جایگزین می‌شوند. اما آن‌ها که کار می‌کنند به سادگی قابل جایگزینی نیستند.

موضوع این کتاب آن‌قدر برای ست گادین مهم بوده که سعی کرده یک مانیفست هم برای آن تنظیم کند. اگر فرصت کافی در اختیار دارید، پیشنهاد می‌کنیم نگاهی به مانیفست یک صفحه‌ای او بیندازید:

The Linchpin Manifesto

  ست گادین - کتاب مهره حیاتی یا لینچ پین

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید.

شما با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، به درس‌های مختلفی (از جمله: استعدادیابی، سبک زندگی، هوش کلامی، افعال پرکاربرد انگلیسی، مهارتهای ارتباطی و پاراگراف فارسی) دسترسی پیدا خواهید کرد.

قسمتی از کتاب مهره‌ی حیاتی

به عنوان بخش پایانی این معرفی، چند سطر از کتاب مهره‌ی حیاتی را می‌خوانیم.

ست گادین در این‌جا کوشیده است توضیح دهد که ترس می‌تواند مانع حرکت شود و در پشت بسیاری از مشکلات و چالش‌ها، باید رد پای ترس را بجوییم:

اگر فروش ندارید، به دنبال ترس بگردید.

اگر جلسه‌ی بازاریابی به بن‌بست می‌رسد، به دنبال ترس بگردید.

اگر شخصی پرخاشگر است، قولش را می‌شکند یا همکاری نمی‌کند، ترس در آن دخیل است.

ترس مهم‌ترین احساس ماست. هر چه باشد، اجدادمان را زنده نگه داشته است.

ترس بر احساسات دیگر نیز تسلط دارد؛ زیرا بدون توانایی اجتناب از مرگ، بقیه‌ی احساسات زیاد مهم نیستند.

جامعه‌ی ما هنوز متوجه نشده است چطور از شر ترس خلاص شود، در عوض از آن به شکلی عجیب استفاده می‌کنیم.

توییتر را بررسی می‌کنیم، چون می‌ترسیم عقب بمانیم.

به همین دلیل هم کیف‌های گران می‌خریم.

شغل خشک و بدون انعطافی انتخاب می‌کنیم، چون می‌ترسیم خودمان برای زندگی‌مان نقشه بریزیم و شکست بخوریم.

تصمیم‌های بد مالی می‌گیریم، چون می‌ترسیم مسئولیت پول‌مان را قبول کنیم.

از قرار معلوم، حتی از صحبت کردن راجع به ترس هم می‌ترسیم، زیرا آن را واقعی‌تر جلوه می‌دهد.

ترس از زندگیِ بدون نقشه اصلی‌ترین دلیلی است که مردم مصرانه از ما می‌خواهند به آن‌ها بگوییم چه‌کار کنند.

دلایل تقریباً بدیهی‌اند: اگر این نقشه‌ی شخص دیگری باشد و به نتیجه نرسد، تقصیر شما نیست.

اگر دستورعمل را به شما دادم و نتوانستید فروش انجام بدهید، چه کسی توی دردسر افتاده است؟

نقشه نه‌تنها ما را از مسئولیت می‌رهاند، بلکه یک طلسم اجتماعی است.

توضیح پایانی: کتاب مهره حیاتی با ترجمه‌ی علیرضا خاکساران و به همت #نشر آموخته به بازار عرضه شده است. متن بالا هم از همین ترجمه نقل شده است.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    بهمن محمدی ، علیرضا دورباش ، رضا صبوری نژاد ، جواد خوانساری ، یوسف شیخه

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری توسعه مهارتهای فردی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه توسعه مهارتهای فردی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

12 نکته برای کتاب مهره حیاتی از ست گادین | آیا غیر قابل جایگزینی هستید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مریم رئیسی

    با خوندن این درس و آشنایی با واژه‌ی linchpin که وارد دنیای مدیریت و توسعه‌ی فردی شده, واژه‌ی Trim-tab برام تداعی شد.

    با این اصطلاح در یکی از پیام‌های اختصاصی متمم, حدود دو سه سال پیش, آشنا شدم و در موردش خوندم.

    توی اون پیام اختصاصی, در مورد آقای باکمینستر فولر معمار بزرگ آمریکایی که یک متفکر بزرگ سیستمی هم بودند, مطلبی نوشته شده بود.

    آقای فولر اصطلاح Trime-tab رو به کار می بردن و حتی روی سنگ قبرش هم نوشته شده: "call me trim-tab" (اگر سرچ کنید عکسش هست, من دیگه عکس نذاشتم که شلوغ نشه).

    برای اینکه بدونیم این کلمه چه معنایی داره و منظور ایشون از به کار بردن گسترده‌ی این واژه چی بوده, قسمتی از متنی رو که آقای فولر در یکی از مصاحبه‌هاش گفته و در پیام اختصاصی اومده بود, عینا نقل می‌کنم:
    "Trim-tab یک باله‌ی قائم کوچک است که در انتهای تیغه‌ی سکان کشتی قرار می‌گیرد. این قطعه با جابجایی کوچک و ظریف خود، فشاری ایجاد می‌کند تا سکان به آرامی حرکت کند و با تغییر موقعیت تیغه‌ی سکان، به تدریج خود کشتی هم تغییر جهت دهد. با توجه به حجم کشتی و فشار روی تیغه‌ی سکان، می‌توان گفت که عملاً هیچ فشاری به Trim Tab نمی‌آید و حرکتش به تدریج و به آهستگی، مسیر کشتی را تغییر می‌دهد. شما به سمت چپ می چرخید و جامعه فکر می‌کند که به سمت راست می‌گردد. اما مهم نیست. اگر به اندازه‌ی کافی در تصمیم‌ها و رفتار خود دقیق باشید، می‌توانید به آرامی مسیر جامعه را تغییر دهید.
    این است که دوست دارم من را Trim-Tab بدانند و بکوشم فقط در همین حد – و نه بیشتر – برای تغییر مسیر جامعه تلاش کنم.
    شاید، ما هم بتوانیم هر کدام برای خانواده و سازمان و جامعه‌ی خود، چنین قطعه‌ی کوچک اما تاثیرگذاری باشیم. کافی است به دنبال تاثیرگذاری بزرگ و سریع نباشیم".

    به نظرم دیدگاه ایشون و نظر ست گادین بی ارتباط با هم نیستن.
    هرکدوم از ما اگه مانند trim-tab باشیم و به دنبال تاثیرگذاری بزرگ نباشیم و تمرکز کنیم روی زندگی و کار خودمون و برای مفید بودن و ارزش آفرینی تلاش کنیم, به آرامی و آهستگی به یک مهره ی حیاتی و linchpin تبدیل میشیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .