Menu


سیستم کنترل متوازن چیست؟


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۳۳۲۰۹
از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • بتوانند مفهوم متوازن بودن (یا بالانس بودن) یک سیستم کنترل مدیریتی را شرح دهند.
  • بتوانند برخی از ویژگی های یک سیستم کنترل متوازن را فهرست کنند.
  • پنج بُعد اصلی مدل منشور را به‌خاطر سپرده و بتوانند مصداق‌های هر بُعد آن را در سیستم‌های مختلف بیابند.
  • هنگام بررسی سیستم‌های کنترل مدیریتی، عدم توازن‌های جدی را تشخیص داده و راهکارهای مناسب را برای کاهش عدم‌توازن پیشنهاد دهند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
سیستم امتیازدهی متوازن یا سیستم کنترل متوازن چیست

وقتی بحث‌ سیستم‌های کنترل و تعریف شاخص را می‌خوانیم و می‌آموزیم، به‌نظر می‌رسد که به‌کارگیری این مفاهیم، چندان دشوار نیست.

کافی است یک یا چند شاخص را انتخاب و تعریف کنیم و استانداردهایی هم در نظر بگیریم و پیوسته مراقب آن شاخص‌ها باشیم و در تیم یا شرکت یا سازمان، از همه بخواهیم به آن شاخص‌ها توجه کنند.

در مقاطع زمانی مشخص هم، وضعیت موجود را با وضعیت مطلوب بسنجیم و اگر انحراف وجود داشت، به سراغ اقدام‌های اصلاحی برویم.

اما در عمل، ماجرا پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

کافی است شاخص یا شاخص‌هایی نادرست و نامربوط و نامناسب را انتخاب کنیم و روی آن‌ها متمرکز شویم. هر چقدر که سیستم کنترل را قدرتمندتر پیاده کنیم و روی این شاخص‌های نامناسب، بیشتر متمرکز شویم، مجموعه‌ی خود را سریع‌تر به سراشیبی سقوط و محدوده‌ی نابودی نزدیک می‌کنیم.

بحثی که درباره‌ی شاخص‌های پرآوازه و میان‌تهی (Vanity Metrics) مطرح کردیم، در همین راستا بود.

تعریف شاخص نادرست و پیگیری جدی آن با روش‌های درست، ما را به نقطه‌ی مطلوب نمی‌رساند.

سیستم های کنترل نامتوازن

انتخاب شاخص‌های نادرست، صرفاً یکی از اشتباهاتی است که در طراحی سیستم‌های کنترل به‌وجود می‌آید.

اشتباه رایج دیگر، انتخاب سبد نامتوازن از شاخص‌ها است. به این معنا که به سراغ شاخص‌های اشتباه نمی‌رویم. اما سبدی که از شاخص‌ها انتخاب می‌کنیم، نامتوازن است و بعضی از انواع شاخص‌ها در آن، سهمی بیشتر از آن‌چه که باید دارند.

این‌که در سبد شاخص‌های خود، چه شاخص‌هایی را در نظر بگیریم و چگونه از متوازن بودن مجموعه‌ی شاخص‌ها اطمینان حاصل کنیم، نیازمند دانش و البته تجربه است و می‌توان گفت نوعی تصمیم گیری شهودی است.

اما معیارهای متعددی وجود دارد که در این مسیر به ما کمک کند و در این درس قصد داریم تعدادی از این معیارها را به شما معرفی کنیم.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های سیستم های کنترل مدیریت و شاخص‌های مدیریتی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

البته با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

ضمناً با توجه به علاقه‌ی شما به سیستم‌های کنترل مدیریت، درس‌های زیر در متمم می‌توانند برایتان در اولویت بالاتری قرار بگیرند:

  استراتژی | تفکر استراتژیک

  تفکر سیستمی | تصمیم گیری

  مهارت فروش

  دوره MBA متمم (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

تمرین و مشارکت در بحث

آیا تجربه‌ای از کنترل نامتوازن دارید؟ نمونه‌ای که خودتان یا شرکت و مجموعه‌ای که می‌شناسید، در دام آن گرفتار شده باشد.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    احسان تاجیک ، حسن حاجی زاده ، مینا ، مهدی صالحی ، اکبر مهرابی نژاد

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری آشنایی با سیستم کنترل مدیریت به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه آشنایی با سیستم کنترل مدیریت

قوانین کامنت گذاری در متمم

21 نکته برای سیستم کنترل متوازن چیست؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدامین نجفی

    تجربه ای از مقایسه سیستم های فروش شرکت های ایرانی و یک شرکت اتریشی.

    قبل از فعالیت به عنوان مهندس فروش در شرکت اتریشی تجربه فعالیت به عنوان مهندس فروش در چندین شرکت ایرانی را در حوزه صنعت بتن داشتم. همچنین تجربه مذاکرات متعددی را هم با شرکت های ایرانی داشتم که در نهایت منجر به همکاری در زمینه فروش نشد.

    مطلبی که تقریبا در تمام شرکت های ایرانی دیدم این بود که شدیدا تمایل داشتند که درصد بالایی از دستمزد تیم فروش را به صورت کمیسیون بدهند و اگر می توانستند دوست داشتند هیچ حقوق ثابتی ندهند. اما نکته جالب در مورد شرکت اتریشی این بود که حدود 70 درصد حقوق تیم فروش را بصورت حقوق ثابت می داد و 30 درصد باقیمانده در گرو رسیدن به اهداف فروش از پیش تعیین شده بود. البته از آنجایی که عمده ریسک این روش روی دوش شرکت بود نه تیم فروش، منطقی بود که در نهایت، دریافتی تیم فروش در صورت رسیدن به هدف نهایی، کمتر از شرکت هایی باشد که تقریبا تمام حقوق بصورت کمیسیون داده می شد.

    در مدت زمان فعالیتم در شرکت اتریشی هیچ زمان نشد که پروژه ای را پیدا کنیم و شرکت بگوید توانایی اجرای پروژه را نداریم. شرکت به واسطه نرم افزار CRM قوی ای که داشت فعالیت مهندسین فروش را چک می کرد. همچنین سیستم های کنترلی بسیار قدرتمندی هم در حوزه های تولید و مهندسی و پشتیبانی داشت.

    اما در شرکت های ایرانی بارها با این تفکر مواجه شدم که "مهندس فروش خوب کسی است که یک محصول را با تمام عیب و نقص هایش بفروشد و گرنه محصولی که عیب و نقص نداشته باشد را که همه می توانند بفروشند."

    با این نوع تفکر، داشتن استراتژی برای رفع مشکلات محصول، پشتیبانی مناسب محصول و تامین رضایت کارمندان و مشتریان از اهمیت بسیار پایین تری نسبت به استراتژی های فروش و تبلیغات برخوردار بوده و کنترل این موضوع نیز کم اهمیت است. اوج این عدم توازن را می توانیم در بیزینس هایی مانند انواع محلول های رویش مو، ظروف تفلون، شماره های *...#، سردوش فلان و بیزینس هایی دید که استراتژی درآمدیشان بر روی فقط یکبار خرید مشتری یا جذب مشتریان نا آگاه هست و رضایت مشتری تقریبا هیچ اهمیتی ندارد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .