Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


آموزش سوال پرسیدن | مهم است اما چگونه؟


آموزش سوال پرسیدن چگونه انجام می‌شود؟

می‌دانید که در پیام اختصاصی متمم، هر روز جمله‌ی کوتاهی را برای شما نمایش می‌دهیم.

اغلب این جمله‌ها، می‌توانند یک تلنگر و نقطه‌ی شروع برای فکر کردن باشند.

به همین علت، معمولاً برخی از این جمله‌ها را در قالب دعوت به گفتگو به بحث می‌گذاریم تا فرصت بیشتری برای تبادل‌نظر درباره‌ی آن‌ها فراهم شود.

جمله‌ای که این بار انتخاب کرده‌ایم، به نوعی به مسئله  و مهارت حل مسئله مربوط است.

این جمله از ریچارد سال ورمن (Richard Saul Wurman) انتخاب شده که دو کتابِ اضطراب اطلاعاتی (Information Anxiety) و فهمِ فهمیدن (UnderstandingUnderstanding) او – با توجه به مباحث یادگیری و رسانه در متمم – می‌توانند برای دوستان متممی بسیار جذاب باشند (فهم‌ِ فهمیدن، در سال ۲۰۱۷ نوشته شده، اما اضطراب اطلاعاتی، کتابی قدیمی و کلاسیک و البته هم‌چنان سرشار از ایده‌های مفید و ارزشمند است).

با وجود توضیحاتی که درباره‌ی سال وُرمن مطرح کردیم، جمله‌ی مورد نظرمان را می‌توان مستقل از گوینده به بحث گذاشت:

گزاره‌ای که سال ورمن مطرح کرده، مخالفان کمی دارد. در واقع حرف او، از آن جمله‌های زیباست که بسیاری از ما ممکن است در جای دیگری به‌کار ببریم و می‌توان آن را به یک پست آبرومند اینستاگرامی یا اسلاید زیبای آموزشی تبدیل کرد.

اما اجازه بدهید کمی بیشتر به آموزش سوال پرسیدن فکر کنیم:

  • آیا – جدا از زیبایی جمله – واقعاً آموزش در هیچ بخشی نباید پاسخ‌-محور باشد؟
  • طرح پرسش خوب را چگونه باید آموزش داد؟
  • آیا طرح پرسش خوب، به این معناست که فهرستی از پرسش‌های خوب را آموزش دهیم؟ یا این‌که می‌توان چیزی به نام سوال پرسیدن را نیز یاد داد؟
  • اگر شما نیز این جمله‌ی سال ورمن را قبول دارید و معتقدید نظام آموزش عمومی، کمتر به پرسش‌های خوب توجه می‌کند و دانستن پاسخ را ترجیح می‌دهد، چه راهکارهایی برای آموزش روش پرسش و تشویق پرسش‌های خوب به ذهن‌تان می‌رسد؟
  • یکی از راهکارهایی که گاهی اوقات پیشنهاد می‌شود (و ما هم در تکنیک های یادگیری مطرح کرده‌ایم) این است که هنگام امتحان، از دانش آموز (یا دانشجو) بخواهند که به جای پاسخ به تعدادی پرسش امتحانی، یک آزمون طراحی کند. اما به‌نظر می‌رسد که آموزش سوال پرسیدن، به تکنیک‌ها و روش‌ها و فرایندهای متنوع و بیشتری نیاز دارد و در چنین راهکارهایی خلاصه نمی‌شود.

شما در این زمینه چه ایده‌هایی دارید؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به این درس و ۷۶ درس دیگر دربارهٔ تصمیم گیری و حل مسئله برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۲۲۶۹ نفر از متممی‌ها مجموعاً ۲۳۹۷۸ تمرین در درس‌های تصمیم گیری و حل مسئله ثبت کرده‌اند.

با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۷۶ درس به هزاران درس دیگر از جمله درس‌های زیر دسترسی پیدا می‌کنید. درس‌های زیر صرفاً چند نمونه هستند:

تفکر سیستمی  |  تفکر استراتژیک  |  مهارت یادگیری

دوره MBA  |  توسعه فردی  | سبک زندگی

مشاوره مدیریت  |  کوچینگ  |  مدیریت جلسه

مذاکره  |  مدیریت تعارض  | مهارت های ارتباطی

خودشناسی  |  زندگی شاد  |  عزت نفس

خرید اشتراک    تجربهٔ متممی‌ها

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت حل مسئله به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت حل مسئله
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۶۰ نظر برای آموزش سوال پرسیدن | مهم است اما چگونه؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علی رسولیرسولی

    فاینمن در سخنرانی خودش هنگام دریافت جایزه نوبل فیزیک به آموزش های پدرش در دوران کودکی اشاره می کنه. پدر فاینمن یک تاجر و مدیر فروش بود ولی عاشق علم و آشنا به روش علمی. پدر فاینمن به ما نشان می دهد که برای اینکه فرزندمان را یک دانشمند بار بیاوریم، لازم نیست خودمان هم یک دانشمند باشیم و همه جواب ها را در آستین داشته باشیم.

    پدر فاینمن اول با بازی ها و بعدها با گفتگوی دو نفره درباره پدیده های اطراف و طبیعت، فاینمن را آموزش می داد. مثلا هنگام پیاده روی در جنگل از او می پرسید، چرا پرنده ها به پرهای خود نوک می زنند. فاینمن جواب می داد که برای مرتب کردن پرهایشان که هنگام پرواز ژولیده می شوند. بعد یک مدت رفتار پرنده ها را زیر نظر می گیرند و به این نتیجه می رسند که پرنده ها خواه روی زمین راه رفته باشند یا از پرواز برگشته باشند، به یک اندازه به پرهایشان نوک می زنند (پس فرضیه اولشان اشتباه بوده است).

    پدر فاینمن اینطور به او آموزش می داد: "آن پرنده را مي بیني؟ اسمش باسترک گلوقهوه اي است. توي آلمان بهش هالتسِن فلوگل مي گويند و در چین چونگ لینگ. ولي اگر تو همۀ اسم هاي آن پرنده را هم بداني، هنوز چیز زيادي درباره ي آن پرنده نمي داني. فقط مي داني که مردم آن را چه صدا مي کنند."
    * * * * *
    من فکر می کنم، مساله اصلی، سوال پرسیدن نیست بلکه کنجکاوی و جستجوگری است. سوال پرسیدن صرفا یکی از نمودهای بیرونی این خصوصیات است.
    اگر تجربه بودن در کنار بچه ها را داشته باشید، احتمالا با من موافقید که بچه ها، قبل از اینکه کاملا توسط والدین و مدرسه تربیت شوند، بالذاته کنجکاو هستند و مدام سوال می پرسند.
    اما ما در وهله اول باید تلاش کنیم این حس کنجکاوی ذاتی بچه ها را از بین نبریم و بعد سعی کنیم آن را در مسیر درست هدایت کنیم. یعنی مانند پدر فاینمن به آن ها یاد بدهیم که درگیر اسامی و لغت ها و حفظ کردن ها نباشند و بلکه پدیده های اطرافشان را مشاهده کنند و درباره آن ها سوال بپرسند. بعنوان مثال سوال آن ها این باشد که "چطور کبریت آتش می گیرد ولی چیزهای دیگر آتش نمی گیرند؟"، بجای اینکه بعد از شنیدن صحبت های بزرگترها بپرسند "ترقه یعنی چه؟".
    در مرحله بعدی باید به بچه ها بیاموزیم که در جستجوی پاسخ سوالاتشان باشند، فرضیه بسازند، آزمایش طراحی کنند، مشاهده کنند و فرضیه ها را محک بزنند.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .