Menu


ابزارهای تقویت تفکر استراتژیک (۱): آنالوژی


آنالوژی و نقش آن در تصمیم گیری و استراتژی

اگر درسهای مهندسی خوانده باشید، احتمالاً دانسته یا نادانسته با مفهوم آنالوژی آشنایی دارید.

قبل از آنکه به کاربرد مفهوم آنالوژی در استراتژی و تصمیم گیری بپردازیم مثالهای ساده‌ای از آن را در مهندسی و در زندگی روزمره مرور می‌کنیم.

قیاس در زبان عربی و فراسنجی در زبان فارسی به عنوان معادل این واژه به کار گرفته می‌شود.

بسیاری معتقدند که اینترنت و مغز انسان را می‌توان با یکدیگر قیاس کرد:

هر کامپیوتر را می‌شود یک نورون فرض کرد و ارتباط بین نورون‌ها را مشابه ارتباط بین کامپیوترها در نظر گرفت.

برق و انرژی را برای اینترنت می‌توان معادل خون و اکسیژن برای مغز فرض کرد.

شبکه های اجتماعی تا حد زیادی شبیه شبکه های نورونی مغز عمل می‌کنند و دائره‌المعارف‌های بزرگی مثل ویکی پدیا را می‌توان مصداقی از حافظه بلندمدت این مغز جهانی در نظر گرفت.

تعریف آنالوژی و به کار بردن آنالوژی در مدیریت و استراتژی و تصمیم گیری

مقایسه‌ی حسابهای مالی یک خانواده و حسابهای یک شرکت تا حد زیادی مصداقی برای استفاده از آنالوژی است.

سرفصل‌های حسابداری در شرکت، در خانواده هم مصداق دارند.

در هر دو جا، به شکل‌ها و شاید با اسامی متفاوت، هزینه های بیمه داریم. برای هزینه های روزمره و بحث سرمایه گذاری و تامین مالی و بودجه ریزی هم، می‌توان المان‌های مشابهی را پیدا کرد.

اما آیا از مفهوم آنالوژی می‌توان در تصمیم گیریهای استراتژیک سازمانی هم استفاده کرد؟

این شکل استفاده از آنالوژی در سالهای اخیر به صورت گسترده برای ترویج ایده پردازی خلاقانه و همینطور کمک به تصمیم گیری بهتر و کمک به انتخاب استراتژیک مناسب مورد استفاده قرار می‌گیرد:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

محتوای تشویقی

درس آنالوژی، دارای محتوای تشویقی است و عنوان محتوای تشویقی آن، نقش غیرقابل انکار کشتارگاه‌ها در توسعه‌ی صنعت خودرو است.

دوستان عزیز متممی که هم کاربر ویژه هستند و هم تمرین این درس را انجام می‌دهند، محتوای تشویقی این درس را مشاهده خواهند کرد.

محتوای تشویقی

تمرین:

۱- در حوزه کسب و کار دو خدمت یا دو محصول که به نظر شما با هم آنالوژی دارند را مطرح کنید و مصداق‌هایی از این شباهت را بگویید.

۲- دو مورد از رابطه های خود را (رابطه با همسر، دوست، مدیر، کارمند، رابطه با کشور، رابطه با پول، رابطه با هویت امروز من، رابطه با بیماری خودم، رابطه با …) را انتخاب کنید و تلاش‌ کنید با مدل ذهنی مبتنی بر آنالوژی، وجوه مشترک آنها را بیان کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تفکر استراتژیک به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

199 نکته برای ابزارهای تقویت تفکر استراتژیک (۱): آنالوژی

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : محمدرضا شعبانعلی

    متن تمرین :

    من برای کارهای خودم، همیشه به آنالوژی "محصول" و "لباس" فکر می‌کنم.

    به نظرم طراحی و تولید و ارائه و عرضه‌ی لباس، هنر و صنعتی است که تقریباً به اندازه‌ی انسان قدمت دارد و این قدمت باعث شده که انواع راهکارها و ایده‌ها و راه حل‌ها و خلاقیت‌ها در مورد آن به کار گرفته شود.

    هر وقت به ضرورت کار (یا به دستور دوستان)، به طراحی یک محصول جدید و یا ارائه‌ی آن فکر می‌کنم، چند روزی را به مقایسه آن محصول با لباس می‌گذرانم.

    شباهت‌ها زیاد و ساده است.

    اجازه بدهید به بعضی از آنها اشاره کنم:

    در بسیاری از محصولات، مانند پوشاک، بحث "تک دوزی" و "تولید انبوه" وجود دارد. یعنی هم Customization و تولید سفارشی داریم و هم Mass Production.

     

    محصولاتی هستند که به هیچ وجه مورد نیاز نیستند، اما می‌توان آنها را فروخت. درست مانند لباس‌های لوکس که چنین ویژگی‌هایی دارند.

     

    برخی محصولات لوکس غیرضروری، روی پلتفرم سایر محصولات سوار می‌شوند.

    مانند نگین که روی موبایل Vertu نصب می‌شود و من را به نوعی یاد دکمه سردست‌های گران‌قیمت برای کت‌ها می‌اندازد.

    بسیاری از برندها در صنایع دیگر را می‌توان با برندهای صنعت پوشاک، مورد قیاس قرار داد و از آنها الهام گرفت.

     

    به نظرم خودروهای دست‌ساز را می‌توان با کت و شلوارهایی که به تعداد کم برای مشتریان خاص با قیمت بالا تولید می‌شوند مقایسه کرد و حتی نام صاحب رولزرویس را که بر روی صندلی خودرو حک می‌شود، می‌توان با نام صاحب کت که در داخل آستر کت‌ و شلوار ویلیام وستمن‌کات چاپ می‌شود مقایسه کرد.

     

    اجازه بدهید این دو تصویر جالب را که از دو فروشگاه پوشاک لوکس انداخته‌ام نشان دهم:

    این تصویر متعلق به فروشگاه لویی ویتون است که با قرار دادن یک تک محصول در فضای ویترین (که قاعدتاً می‌توانست خیلی بزرگتر باشد) تاکید دارد که ارزش محصولش آنقدر زیاد است که نمی‌توان آن‌ها را به صورت فله‌ای داخل ویترین ریخت.

    تصویر زیر حتی عجیب‌تر است:

    این ویترین، مربوط به فروشگاه کلوین کلین است که الان فعال است! اما ترجیح داده از ویترین استفاده نکند.

    چون بازدیدکننده یا می‌داند که CK چیست و یا اگر نمی‌داند بهتر است نداند!

     

    ممکن است بگویید این مثال‌های لوکس خارجی، آیا به درد ما هم می‌خورد؟

    برای من ایده‌ی کار اینها زمانی الهام بخش شد که به فروشگاه Dorsa Home سر زدم.

    چیدمان فروشگاه و هزینه‌ای که انجام شده و خلاصه همه چیز، نشان می‌داد که قرار است یک فروشگاه لوکس در تهران را شاهد باشیم.

    در آنجا برخی وسایلی را دیدم که به قیمت 10X به فروش می‌رسید و به نظرم می‌آمد که به قیمت X هم در بیرون قابل تهیه باشد.

    طبیعتاً با قیمت بالا مشکل ندارم. قیمت، موقعیت برند را تعیین می‌کند.

    اما برایم جالب بود که این کالاهای 10X را بیست تا بیست‌ تا روی هم ریخته بودند.

    اینجاست که متوجه می‌شویم عرضه کننده، با وجودی که قیمت را بالا اعلام کرده، اما خودش باور نداشته که محصول، چنین ارزشی دارد. در غیر این صورت چیدمان متفاوتی را شاهد بودیم.

    (آلبته من صرفاً در مورد بخشی از فروشگاه حرف می‌زنم و نه همه‌ی آن)

    اینجاست که با همین مقایسه، احساس کردم به قول ال ریس، گاهی اوقات ما مفهوم Premium (گران بودن) را با مفهوم Luxury (لوکس بودن) یکسان می‌گیریم.

    درحالی که آنها از دو فلسفه‌ی مختلف نشات می‌گیرند.

    طبیعی است که اینها را به این امید نوشتم که ما هم در کشورمان، بتوانیم در کنار محصولات لوکس خارجی، محصولات لوکس ایرانی (نه فقط از لحاظ قیمت، بلکه از لحاظ فلسفه) داشته باشیم و با آنها رقابت کنیم.

    پی نوشت: فکر می‌کنم مدل کسب و کار مبتنی بر حذف زوائد یا No-Frills هم، مثالی از آنالوژی کسب و کار (یا طراحی محصول) و پوشاک باشد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .