Menu


پرورش استعدادها – آیا من یک آغازگر هستم؟


آغازگر بودن به عنوان یک استعداد

دوست عزیز سلام.

درس‌های مرتبط با استعدادیابی (هم استعدادیابی مقدماتی و هم مجموعه درس‌های #پرورش استعدادها) برای کاربران متمم طراحی شده و برای شما به صورت کامل نمایش داده نمی‌شود.

در صورتی که کاربر متمم هستید، لطفاً‌ برای مشاهده‌ی محتوای این درس، ابتدا با استفاده از نام کاربری و رمز عبور خود، وارد شوید و اگر کاربر متمم نیستید، می‌توانید به سادگی با تعیین نام کاربری و رمز عبور، به جمع کاربران متمم بپیوندید. عضویت متمم به عنوان کاربر آزاد، هیچ هزینه‌ای ندارد و صرفاً چند ثانیه از وقت شما را می‌گیرد:

از نخستین روزهایی که درس پرورش استعدادها آغاز شد، از شما خواهش کردیم که دفتر یادداشتی برای این درس داشته باشید و بر اساس بحث‌هایی که در حوزه پرورش استعدادها مطرح می‌شود، آن را تکمیل کنید.

بحثمان با اینکه داشته های من چیست شروع شد و اکنون می‌خواهیم با سوال دیگری درس را ادامه دهیم.

این بار یک سوال ساده و مهم پیش روی ماست: آیا من آغازگر هستم؟

فقط دقت داشته باشید که این بحث، به نسبت اکثر درس‌های متمم، کمی طولانی‌ است و بهتر است زمانی آن را مطالعه کنید که فرصت کافی در اختیار دارید.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مفاهیم پرورش استعدادها به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مفاهیم پرورش استعدادها

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

117 نکته برای پرورش استعدادها – آیا من یک آغازگر هستم؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : هومن کلبادی

    با سلام

    بعد از خوندنِ این درسِ بسیار مفید ، حسابی به فکر فرو رفتم و رفتارهای خودم رو در طولِ زندگیم ، مرور کردم . در بسیاری از مقاطعِ زندگیم و در بسیاری از حوزه ها ، به شدت آغازگر بودم . تا حدی که خیلی اوقات ، از طرفِ دوستان ، اطرافیان و نزدیکانم ، متهم شدم که تو دوست داری رئیس باشی و خودت شروع کننده باشی و بقیه رو دنبالِ خودت ، بکشونی ؛ یا اینکه متهم شدم که فقط دوست داری شروع کنی و به عواقبِ تصمیمی که می گیری و کاری که قراره انجام بدی ، فکر نمی کنی (البته تا حدِ زیادی با این نظرشون موافقم چون خیلی وقت ها شده که تصمیماتی احساسی و هیجانی گرفتم و تاوانِ سنگینی هم بابتش ، پرداختم . مثالِ بارزش رو هم در همین چند ماهی که عضوِ متمم شدم برام پیش اومده که دوستانم در جریانش هستن و باعث شد حسابی از کیسۀ عزتِ نفسم ، هزینه بپردازم و تصمیماتی بگیرم که شاید خودم رو بیشتر از هر فردِ دیگه ای آزرده کرد و البته ، باعث شد درس هایِ بسیار خوبی بگیرم و . . .)

    همونطوری که در این پست هم توضیح داده شده ، مهم اینه که اگه آغازگر هستیم ، در جایِ مناسبِ خودش و در حوزۀ مناسبِ اون توانایی که داریم ، بتونیم از سکۀ رایجِ همون حوزه ، استفاده کنیم و نوعی تناسب و همخوانی ، بینِ توانمندیِ ما و حوزۀ مربوطه وجود داشته باشه . فکر می کنم اگر تواناییِ آغازگر بودن ، تفکرِ سیستمی رو هم به عنوانِ پشتوانۀ خودش داشته باشه و فرد بتونه سیستمی فکر کنه و در عینِ حال ، گرفتارِ کمال طلبی از یک سو و به تعویق انداختن ، از سویِ دیگر نشه ، میتونه به بهترین شکل ، از این توانمندیِ خودش ، بهره ببره و منشا و مبدا حرکات و تصمیماتی مفید برایِ خودش و اطرافیانش باشه و در نهایت ، باعثِ بهبودِ کیفیتِ زندگیِ خودش و اطرافیانش بشه . خیلی اوقات ، سایرِ خصوصیاتِ فرد ، مثلِ کمال طلبی (نه کمال گرایی) ، میتونه به شدت ، توانمدنیِ آغازگر بودنِ فرد رو سرکوب کنه و در دراز مدت ، اون فرد رو به فردی منفعل و دنباله رو ، تبدیل بکنه .

    امیدوارم با ادامۀ این مبحث ، بتونم راهکارهایی برای توسعۀ معقول و کاربردیِ این توانمندی (که فکر می کنم دارم رو) یاد بگیرم و با به کار بستنِ این راهکارها و آموزه ها ، بتونم برای خودم و اطرافیانم ، مفید واقع بشم

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .