Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




نظام آموزشی چگونه خلاقیت را نابود می‌کند؟


نظام آموزشی چگونه خلاقیت کودکان را نابود می‌کند؟

گفتیم که از این پس، در متمم، برخی از تاثیرگذارترین سخنرانی‌های TED را با شما مرور می‌کنیم. فیلم سخنرانی‌ها در پایین نوشته قرار داده می‌شود و بخش‌هایی از آن را در کنار یکدیگر مرور می‌کنیم. این بار به صحبت‌های کن رابینسون درباره نقش نظام آموزش در نابود کردن خلاقیت می‌پردازیم. کن رابینسون، که از بزرگ‌ترین تحلیل‌گران حوزه آموزش در جهان بوده و به دولت‌های مختلف در این‌باره کمک کرده است، سخنرانی خود را در TED اینگونه آغاز می‌کند:

من در حوزه آموزش کار می‌کنم. آموزش برایم جذاب است و فکر می‌کنم برای همه هم به نوعی جذاب باشد! این را وقتی می‌فهمم که در مهمانی‌ها، عکس‌العمل مثبت دیگران را می‌بینم.

چرا آموزش برای ما جذاب است؟ شاید برای اینکه آموزش قرار است کمک کند تا به دنیای بهتر و بزرگتری برویم. دنیایی که الان هنوز شکل نگرفته و به آن دسترسی نداریم. دانش آموز مدرسه‌ای امروز قرار است حدود ۵۰ سال بعد بازنشسته شود. ما هیچ ایده‌ای نسبت به آن زمان نداریم. نسبت به اینکه دنیا در آن موقع چگونه خواهد بود و مردم چگونه زندگی خواهند کرد. ما تلاش می‌کنیم با دانسته‌های امروز خود، فرزندانمان را برای دنیایی که نمی‌شناسیم آماده کنیم!

کن رابینسون، صحبت‌های خود را اینگونه ادامه می‌دهد که: خلاقیت چیزی شبیه سواد است. نداشتن خلاقیت با بیسواد بودن فرقی ندارد. البته فرزندان ما خلاق به دنیا می‌آیند. این ما هستیم که خلاقیت را در آنها از بین می‌بریم.

شاید همه‌ی شما داستان آن دختر شش ساله‌ای را شنیده باشید که داشت نقاشی می‌کشید.

معلم پرسید: چه کار می‌کنی؟

دانش آموز گفت: دارم تصویر خدا را می‌کشم.

معلم گفت: هیچکس نمی‌داند خدا چه شکلی است!

دانش آموز گفت: تا یک دقیقه دیگر که نقاشی من تمام شود، همه می‌فهمند!

نظام آموزشی چگونه خلاقیت کودکان را نابود می‌کند؟کودکان از اشتباه کردن نمی‌ترسند. این ما هستیم که آنها را در چارچوبهای مختلف قرار می‌دهیم و از اشتباه کردن می‌ترسانیم. البته منظور من این نیست که هر کس اشتباه کند، خلاق است. اما باید قبول کنیم که اگر آماده خطا کردن و پذیرش خطاها نباشیم، نمی‌توانیم خلاق بشویم.

ما به تدریج که بزرگتر می‌شویم، ظرفیت خطا کردن و ظرفیت پذیرش خطای دیگران را از دست می‌دهیم. سیستم آموزشی هم به ما می‌آموزد که اشتباه کردن، بدترین کاری است که تو می‌توانی انجام بدهی.

پیکاسو جمله معروفی دارد که می‌گوید: همه بچه‌ها هنرمند به دنیا می‌آیند. مسئله این است که چه کنیم تا آنها وقتی بزرگ شدند هنرمند باقی بمانند؟

مهم نیست در کجای جهان، در کدام فرهنگ و کدام کشور زندگی کنید. در سراسر کره زمین، نظامهای آموزشی یک سلسه مراتب خاص دارند. بالاترین و ارزشمندترین درس معمولاً ریاضیات و ادبیات است. بعد علوم مرتبط با انسانها و در پایین‌ترین مرتبه هم هنر.

همان هنر هم، طبقه‌بندی نانوشته‌ی دیگری دارد. موسیقی را بالاتر از نمایش می‌بینند. نمایش را بالاتر از رقص. اصلاً نظام آموزشی ما خیلی عجیب است. تمام بدن را رها کرده و فقط به پرورش مغز فکر می‌کند. به تدریج تمام تلاشش را هم روی بخش کوچکی از مغز متمرکز کرده است.

امروز اگر بیگانه‌ای از سیاره‌ای دیگر به زمین بیاید و به رفتار و زندگی ما نگاه کند، هرگز نمی‌فهمد خاصیت این نظام آموزش عمومی که در کره زمین وجود دارد چیست! نه می‌تواند موفق شدن را تضمین کند و نه زندگی بهتر را و نه برنده بودن را. پس این آموزش برای چیست؟

به نظر می‌رسد که در سراسر دنیا، نظام‌های آموزشی درست شده‌اند که استاد دانشگاه بسازند!

استاد دانشگاه بودن، بهترین شکل زندگی نیست. تنها شکلی از زندگی است. شکلی که کمی هم عجیب است. استاد دانشگاه‌ها، فقط با سرشان زندگی می‌کنند. انگار بدن آنها فقط حمال سرشان است و مغزشان را از جایی به جای دیگر می‌برد تا در جلسات مهم علمی شرکت کنند!

البته وضعیت امروز نظام آموزش عمومی در سراسر جهان قابل درک است. این نوع نظام عمومی آموزش، قبل از قرن نوزدهم وجود نداشته است. صنعتی شدن این ارمغان را هم با خود آورد. همه یا باید به بالاترین سطح کارخانه‌ها می‌رسیدند یا باید استاد دانشگاه می‌شدند تا به دیگران کمک کنند به بالاترین سطح کارخانجات و صنایع برسند.

طبیعی است که نظام دانشگاهی هم، دنیا را همانجور که خودش می‌فهمید و میدید به ما یاد داد و قبل از هر چیز، به ما آموخت که «استاد دانشگاه» یکی از بالاترین مدارج اجتماعی است. طبیعی است که استاد دانشگاه، دیدگاهی غیر از این را هم منتقل نکند. امروز می‌بینیم که تمام نظام آموزشی عمومی قبل از دانشگاه، فقط یک هدف را دنبال می‌کند: ورود به دانشگاه.

آدمهای خلاق و مستعد و توانمند زیادی وجود دارند که در این مسیر با استانداردهای عمومی نظام آموزشی، موفق به نظر نمیرسند و کم کم به این نتیجه می‌رسند که اساساً خلاق و مستعد و توانمند نیستند.

یونسکو گزارش می‌دهد که در سه دهه‌ی آینده، تعداد آدمهایی که از دانشگاه بیرون می‌آیند بیشتر از کل آدمهایی است که از آغاز تاریخ تا کنون از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شده‌اند! طبیعی است که در این شرایط، مدرک‌ها دیگر به درد نخواهند خورد! در زمان ما، داشتن مدرک مساوی داشتن شغل بوده و هست. اما زمان فرزندان ما چنین نخواهد بود.

ما امروز به یک «تورم آکادمیک» یا «Academic Inflation» گرفتار شده‌ایم. همان کاری را که قبلاً یک دیپلم انجام می‌داد، بدون اینکه تغییر خاصی کرده باشد به یک لیسانس سپرده می‌شود. همان کاری که یک لیسانس انجام میداد به یک کارشناس ارشد یا فارغ التحصیل دکترا سپرده می‌شود. اما این روند نمی‌تواند ادامه پیدا کند.

من با جیلیان لین حرف می‌زدم. او نمایش‌های بزرگی در جهان اجرا می‌کند و یک میلیونر است. احتمالاً کار Phantom of Opera را می‌شناسید. او تعریف می‌کرد که مدرسه برای والدینش نامه می‌فرستند که «او توانایی یادگیری ندارد. حتی نمی‌تواند سر کلاس بنشیند». مادرش او را پیش روانپزشک می‌برد. خوشبختانه آن موقع، اسمهایی مثل ADHD درست نشده بود تا بتوانند سریع روی او برچسب یک بیماری بزنند. روانپزشک وقتی جیلیان را می‌بیند، به مادرش می‌گوید: شما بیرون باشید. بعد رادیو را برای او روشن می‌کند و خودش هم بیرون می‌آید. جیلیان خیلی سریع تا اتاق خالی را می‌بیند، روی پاهایش می‌ایستد و می‌رقصد. روانپزشک به مادرش می‌گوید: جیلیان بیمار نیست. او استعداد رقص و باله دارد. جیلیان به سمت هنر رفت و بعدها شرکت خودش را تاسیس کرد و امروز یک شرکت بزرگ هنری به شمار می‌رود.

جیلیان های زیادی وجود دارند که پدر و مادر یا پزشکان، آنها را به عنوان بیمار یا ناتوان در یادگیری تلقی کرده‌اند و صرفاً از آنها خواسته‌اند که آرام سر جای خود بنشینند!

ما باید تلاش کنیم. باید تلاش کنیم تا فرزندانمان را برای زندگی در آینده‌ای بهتر آماده‌ کنیم. آینده‌ای که اگر چه ما آن را نخواهیم دید. اما آنها آن را تجربه خواهند کرد.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: نگار , محمدحسین استقلال , سمیه درکانی , کیوان علیمحمدی , سینا آقااحمدی

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری قبل از بیست و دو سالگی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه قبل از بیست و دو سالگی

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

48 نکته برای نظام آموزشی چگونه خلاقیت را نابود می‌کند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : ابراهیم صیادی

    الهی قمشه ای صحبت جالبی داره در مورد تحقیقات اینروزهای محققین. می گه آنها نسخه های چاپی رو دستنویس می کنند و اسمش رو می ذارند تحقیق. و هیچکس از خودش چیزی نداره. کارشناسان برنامه های صدا و سیما رو که می بینی بیستها مدرک دارند ولی وقتی حرف می زنند فقط بلدند بگن فلانی در کتاب فلان ایجوری می گه و فلانی اینجوری می گه. خوب تو چی می گی تو حتی تحلیل هم نمی کنی و فقط منتقل می کنی اون هم از روی ورقه می خونی. محقیقن ما بیشتر شبیه گوینده اخبارند.
    من خودم روشی رو برای سالم نگهداشتن دندانها کشف کردم که خیلی لازم نیست مسواک بزنی و از خوردن قند و شیرینی بترسی. شاید صدها سال دیگه هم دانشمندان و محققین به این روش من دست پیدا نکنند. و همینطور برای پیشگیری از سرما خوردگی و درمانهای کاملا بی ضرر برای گلو درد. و اینکه چرا خدا در قرآن به زیتون قسم خورده. مگه زیتون چه امتیاز ویژه ای نسبت به هزارن میوه دیگه داره. و اینکه چرا خدا گفته بهترین بندگان نزد من با تقوایان هستند. تقوای حقیق چیه که برای خدا انقدر مهم ؟ و اینکه نظریه انسان معلق ابن سینا رو چرا تا حالا کسی با کامپیوتر شبیه سازی نکردند ببینن نتیجه اش چی می شه . یکی از راههای خلاقیت طرح سوال که متاسفانه تو انسانها هر کی سوال بپرسه می گن بچه فضول چقدر سوال می پرسی مخمون ترکید :-( ولی هر جا خواستم حرفی بزنم اول گفتن مدرک شما چیه ؟! همینکه متوجه می شن دیپلم دارم انگار که زامبی دیده باشن ازم فرار می کنند و حتی حاضر نمی شن گوش بدن من چی می گم. و نتیجه اینکه من اکتشافات خودم رو برای خودم نگه می دارم و اونها رو به گور می برم. و جامع مدرک پرست را به حال خودشون می سپارم. و البته این مدرک پرستی شامل کشور ما نمی شه. کشور هایی مثل دانمارک هم برای پذیرش نیرو به مدرک امتیاز عددی ویژه ای می دن. و حتی نوع دانشگاه. دلیلی نداره کسی که از دانشگاه معتبر اومده بیرون کارش درست باشه. شما می تونی با خواندن چهل تا کتاب دکترا اون موضوع رودریافت کنی.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .