Menu


خلاصه کتاب ذهن کامل نو یا ذهن کاملاً جدید


خلاصه کتاب ذهن کامل نو یا یک ذهن کاملاً جدید نوشته دنیل پینک

ذهن کاملاً جدید یا ذهن کامل نو عنوان کتابی از دنیل پینک است. قبلاً هم دنیل پینک را در متمم معرفی کرده‌ایم. اما در کنار عنوان ذهن کاملاً جدید، عنوان دومی هم روی جلد کتاب او به چشم می‌خورد: گذر از عصر اطلاعات به عصر مفهوم پردازی.

دنیل پینک در این کتاب توضیح می‌دهد که ما چگونه از عصر اطلاعات به عصر مفهوم پردازی رسیده‌ایم و برای اینکه در این دوره جدید موفق باشیم چگونه باید ذهن و ذهنیت جدیدی را برای خود خلق کنیم.

دنیل پینک در کتاب ذهن کامل نو می‌کوشد با توجه به تغییراتی که معتقد است در جهان اطراف روی داده است، به ما کمک کند تا بتوانیم از تفکرات قدیمی عصر اطلاعات، که بر پایه‌ی تحلیل‌های منطقی، ریاضی و شبه کامپیوتری بنا شده است عبور کرده و برای دنیای امروز بیندیشیم و زندگی کنیم. دنیایی که در آن، «طراحی» و «همدلی» مهم‌تر، اثربخش‌تر و سودبخش‌تر از جمع و تفریق و محاسبات ریاضی و مهندسی است. او در این راستا، شش پایه‌ی اصلی دنیای جدید را مطرح می‌کند:

طراحی: دنیل پینک، تاکید میکند که در دنیای جدید، نباید فقط به عملکرد فکر کنیم. بلکه طراحی هم مهم است. به هر حال امروز تکنولوژی به حدی رسیده که همه فندک ها روشن میشوند. همه موبایلها، آنتن میدهند. همه کتابها، خوانا چاپ میشوند و همه یخچالها خنک میکنند. امروز آن چیزی که میتواند در فضای رقابتی مفید و اثربخش باشد، علاوه بر عملکرد، طراحی است.

داستان سازی هم نکته دیگری است که دنیل پینک در کتاب ذهن کامل نو، به آن اشاره می کند. او بر این باور است که موفقیت در دنیای امروز، نیازمند نگرشی فراتر از بحث و استدلالهای سنتی است. امروز بسیاری از کسانی که گوشی آیفون میخرند، نمیتوانند برای شما یک فهرست ده موردی از مشخصات فنی آن را فهرست کنند و با رقبای دیگر مقایسه کنند. اما میتوانند ساعتها از داستانهای استیو جابر و اپل برای شما تعریف کنند.

کسی که میگوید تویوتا، خودرویی است که به کیفیت توجه دارد، شاید نتواند برای من و شما، شاخص های دقیق اندازه گیری و سنجش کیفیت را توضیح دهد. اما آنقدر داستان در ذهن دارد که کیفیت تویوتا را تایید کند. ما از داستان های داخل کارخانه تویوتا و رویدادهای خیابانهای اطراف آن، کم نشنیده ایم. امروز، داستان است که می فروشد. نه به معنای اینکه استدلال و پشتوانه منطقی لازم نیست. بلکه به معنای اینکه، استدلال، کافی نیست (به همین دلیل است که ما در درس فنون مذاکره هم، بخشی را به مهارت داستان گویی اختصاص داده ایم).

هماهنگی و همنوایی: دنیل پینک توضیح میدهد که «وقتی از هماهنگی میگویم، تاکیدم بر رابطه است. بر اینکه بتوانیم ارتباط را، بین چیزهایی که حتی به ظاهر نامربوط می رسند هم برقرار کنیم». او بر این باور است که انسانهایی میتوانند در دوران جدید – که او آن را عصر مفهوم پردازی مینامد – موفق شوند که بتوانند بین موضوعات بیشتری رابطه برقرار کنند. صرف تمرکز بر یک موضوع تخصصی، شاید نتواند تمایز مورد انتظار در دنیای جدید را ایجاد کند. علوم بین رشته ای یکی از نمونه های مد نظر دنیل پینک هستند. همچنین موبایل، مثال خوب دیگری است. امروز یکی از فرعی ترین کارکردهای موبایل، برقراری تماس صوتی با دیگران است. موبایل وسیله ای برای تفریح است. برای عکاسی. برای بازی. برای کارهای دیگری که ظاهراً همه مهم تر از تماس صوتی هستند.

بنابراین کسی یا کسانی میتوانند موفق ترین گوشی موبایل را عرضه کنند که صرفا متخصص کور مخابرات نباشند. بلکه بتوانند یک هماهنگی و همخوانی بین چند کارکرد مختلف را در قالب یک محصول واحد، عرضه و ارائه کنند.

همدلی: همدلی نگاه کردن به جهان از دریچه ی نگاه دیگران است. ما گاهی اوقات، این نکته مهم را فراموش میکنیم. فروشنده ای که در معرفی یک کیف، از ساعتها کار کارگران در دوختن آن میگوید، ممکن است فراموش کرده باشد که در نگاه خریدار، زیبایی و دوام و طراحی است که مهم است و او ساعت کار نمیخرد. ما در متمم، اگر احساس کنیم که «پست» مینویسیم و منتشر میکنیم، به فراموشی خواهیم سپرد که آنکس که اینجا آمده، در پی «درس» است. طبیعی است آنکس که پست مینویسد و آنکس که درس مینویسد به یک شکل نخواهند نوشت.

کارمندی که در جلسه مذاکره حقوق با مدیر خود، از مدرک تحصیلی اش میگوید، همدلی را به فراموشی سپرده و از دریچه نگاه خود حرف میزند. در نگاه مدیر، خروجی افراد زیرمجموعه اش مهم هستند و نه مدرک تحصیلی آنها.

بازی و جنبه‌های تفریحی: درباره ی بازی و جنبه تفریحی، آن قدر در درسهای گیمیفیکیشن و بازی سازی، گفته ایم که لازم نباشد در اینجا دوباره آنها را تکرار کنیم.

ایجاد معنا: حرفهای دنیل پینک، با بحث در مورد معنا به پایان میرسند. او توضیح میدهد که انسان در دنیای امروز، بیش از هر چیز دیگر به دنبال معنا است. به دنبال هدف و انگیزه ای برای زندگی. جستجوی معنا بخش جدایی ناپذیر دغدغه های بسیاری از ماست. کسانی که در پاسخ به سوال معنا، در زندگی خود میکوشند و نیز تلاش میکنند به دیگران هم در یافتن معنای زندگی کمک کنند، انسانهای پیروز نسل جدید هستند.

اگر دقت کرده باشید، تلاش برای ایجاد معنا، مورد توجه برندهای امروزی نیز هست. حتی یک برند لوکس هم، در پشت حرفها و تبلیغات خود، در پی القای هویتی تازه و ایجاد معنایی در ذهن مشتری است. اینکه تو با خریدن من، نشان میدهی که چنین هستی و چنان هستی و به زندگی اینچنین نگاه میکنی و …

در این شرایط راز ماندگاری در این خواهد بود که معنایی که برای زندگی خود و دیگران میسازیم، تا چه حد موقتی و زودگذر و یا بلندمدت و جاودان باشد.

شاید تصویر زیر که از سایت کاتالیست اقتباس شده، بتواند شش نکته مورد نظر دنیل پینک را با کلمات خودش، در ذهنمان ماندگارتر کند (ضمن اینکه یادآور کارکرد اینفوگرافیک هم هست که در استراتژی محتوا به آن اشاره کرده ایم!):

شش نکته اصلی کتاب ذهن کامل نو یا یک ذهن کاملاً جدید - دنیل پینک

اجازه بدهید که در اینجا، چند جمله از کتاب ذهن کامل نو را با هم مرور کنیم:

قسمت مهمی از فرایند فکر کردن انسان، از طریق استعاره است. استعاره، خون اصلی در رگ‌های هنر است.

یک دفترچه کوچک با خودتان بردارید و طی مدت یک هفته، طراحی های خوب و طراحی‌های بدی را که می‌بینید در آن ثبت کنید. خیلی زود می‌فهمید که تقریباً همه‌چیز (خوب یا بد) حاصل یک تصمیم خوب یا بد در حوزه‌ی طراحی است.

انتشارات کندوکاو، در سال ۱۳۹۰   کتاب ذهن کامل نو نوشته دنیل پینک را با ترجمه رضا امیررحیمی منتشر نموده است.

اگر علاقمند به خواندن یک خلاصه کوتاه اما دقیق به زبان انگلیسی از The Whole New Mind هستید، میتوانید این فایل را بخوانید:

خلاصه کتاب یک ذهن کاملاً جدید – به زبان انگلیسی

این خلاصه توسط Kim Hartman تهیه شده است. او در سایتش، خلاصه کتابهای دیگری را هم دارد که میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری بوی کاغذ به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه بوی کاغذ

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

30 نکته برای خلاصه کتاب ذهن کامل نو یا ذهن کاملاً جدید

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : هیوا

    کامنت بالا رو چند ماه پیش نوشتم. الان با خوندن ویرایش دوم این مطلب یه سری نکته به ذهنم میرسه به صورت پراکنده بهشون اشاره میکنم:
    - دوران جدیدی که دنیل پینک در موردش صحبت می‌کنه و مهارتهای لازم برای زیستن در آن، بسیاری انسانی تر و ارشمندتر هستند از دوران ماشینی قبلی. انسانها ملییون‌ها ساله روی دیوار غار یا روی صفحه سینما و حتی در گفتگوهای ساده برای هم داستان میگن. سعی میکنن در محیط دخل و تصرف کنن و چیزی طراحی و خلق کنن، به دنبال معنا در همه چیز هستند و اگر پیدا نکردند آن را می‌سازند، و همیشه بازی می‌کنند حتی جدی‌ترین انسان‌ها. بنابراین احتمالاً آدمها در این دوران رضایت بیشتری خواهند داشت و کلاً یک گام انسان‌تر خواند شد!

    -این کتاب در مورد امریکا و برای آنجا نوشته شده. در یک سخنرانی یک ساعته از دنیل پینک که در مورد این کتاب دیده بودم، تمام تاکیدش روی همین مسئله بود. تمام مطالعاتش داده‌هایی که برای تحلیل جمع‌آوری و استفاده کرده، بر اساس وضعیت کنونی امریکا بوده. اصلاً پیش فرضهاش بر وضعیت کنونی امریکا استواره: سه چیزی که لازمه گذار از دوران اطلاعات هستند (یعنی فراوانی، برون‌سپاری کارهای روتین به آسیا و اتوماسیون)در ایران بسیار کمتر از اندازه آمریکا مطرح هستند.
    البته منظور من این نیست که این شش مفهوم و مولفه اصلی دنیای مفهوم‌پردازی اهمیت کمی دارند. این موارد همیشه اهمیت رو به رشد داشته اند. این کتاب هم حتماً برای همه مفید است. بحث بر سر نقطه‌ای از این مسیر گذار و پیشرفت است که کشوری مثل ایران یا امریکا در آن قرار دارند. به نظر من فاصله زیاد هست. اینجا هنوز کارگران دانش (که سربازان عصر مفهوم پردازی هستند)، اهمیت بیشتری از (به قول پینک) خالقان و همدلان(creators and empathizers) دارند. به هرحال بحث بسیار مفصلیه و نیازمند تحلیل درست و دقیقی هست. حرفهای پراکنده مثل این حرفهای من خیلی درست و مفید نیستند. در کامنت قبلیم هم نظر محمدرضا رو در این زمینه پرسیده بودم. به نظرم توضیح تکمیلی خیلی خوبی می‌توانند به این مطلب اضافه کنند.

    -قرار شد سراغ خلاصه نرید! ;) خود این کتاب به شدت خلاصه است. در کتاب به ده‌ها سایت و کتاب اشاره شده. خواندن دقیق این کتاب مخصوصاً وقتی قصد داشته باشیم این گذار رو جدی بگیریم و براش برنامه عملی داشته باشیم پروژه سنگین عملی حداقل یک ساله است. محمدرضا در بحث‌های یادگیری کریستالی و یا بحث مفهوم پردازی و بسیاری جایهای دیگر مکرراً به اهمیت این موضوع اشاره کرده.

    - تقریباً نام دیگر هماهنگی و همنوایی تفکر سیستمی است. در متمم هم به این موضوع پرداخته شده. خوب بود یه لینک به اون مطلب می‌گذاشتید برای دوستان علاقمندتر.

    - به قول پیتر ثیل درحالیکه بسیاری از آدمها در این دنیای مسطح در پیله خود فرو‌ می‌روند آدمی مثل دنیل پینک سالها با بررسی داده‌ها و اطلاعات بسیار بسیار زیاد پارادایم جدیدی رو معرفی می‌کنه. محمدرضا هم جاهای زیادی به این مسئله اشاره کرده. ست گودین هم حرفهای تکان‌دهنده‌ای در این مورد میزنه و کتاب نوشته.
    زیاد به این مسئله فکر میکنم و خیلی برام جالبه.

    ببخشید طولانی شد

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .