Menu


روانشناسی پول و تمایل به نگهداری پول


اصرار بر نگهداری و حفظ پول - متمم - محل توسعه مهارتهای من

در نوشته‌های قبلی خواندیم که آدریان فرنهام بحث روانشناسی پول را به شکل علمی و دقیق مطرح کرد و توسعه داد و با استفاده از پرسشنامه سنجش نگرش پولی مفاهیم مربوط به این حوزه را شفاف‌تر کرد.

همینطور درباره وسواس پولی صحبت کردیم و دیدیم که بسیاری از ما، به شکل‌های متفاوت با وسواس بیش از حد پولی یا با بی‌توجهی به مفهوم پول مواجه هستیم و هزینه‌های آن را در زندگی شخصی و شغلی خود پرداخت می‌کنیم.

در این نوشته، به دومین فاکتور در پرسشنامه MBBS می‌پردازیم. اگر هنوز این پرسشنامه را تکمیل نکرده‌اید می‌توانید با مراجعه به پرسشنامه سنجش نگرش پولی، آن را تکمیل کرده و سپس به مطالعه این مطلب ادامه دهید.

مجموعه دارایی‌ها و نقدینگی هر یک از ما، مانند یک استخر از پول است. همانطور که آب یک استخر قرار نیست راکد باشد، نقدینگی ما و دارایی‌های ما هم قرار نیست راکد بمانند.

البته بدیهی است که بخشی از دارایی‌ها گردش کندتر دارند و برخی دیگر سریع‌تر در دستان ما می‌گردند. به عنوان مثال ممکن است، خودرو ما هر دهه یک‌بار تغییر کند اما جیب ما، هر روز شاهد ورود پول‌های جدید و خروج سریع (شاید بتوان گفت تبخیر یا تصعید!) آن پولها باشد.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین درس روانشناسی پول و تمایل به نگهداری پول:

۱- موقعیت شما از لحاظ تمایل به حفظ و نگهداری پول کجاست؟ (با توجه به پرسشنامه)

۲- با توجه به موقعیت شغلی و اجتماعی شما، چه سطحی از تمایل به حفظ پول، برای شما مطلوب است؟

۳- سود و هزینه‌های نگرش فعلی شما به حفظ و نگهداری پول، در زندگی شخصی‌تان چه بوده است؟

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مبانی روانشناسی پول به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

55 نکته برای روانشناسی پول و تمایل به نگهداری پول

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : باران

    متن تمرین :

    من امتیاز ده گرفتم.

    از نظر موقعیت شغلی بهتره به جای کم کردن هزینه حواسم به کسب درآمد باشه چون مدیر شرکتم. البته تا چند سال قبل این طوری نبودم. یعنی اوایل مدیرعاملیم.

    مدام سعی می کردم توی شرکت، علی رغم خاصیت شخصیم، صرفه جویی کنم. اما یه جایی به خودم اومدم و نمی دونم چی شد که کشف کردم به عنوان یک مدیر باید به بالا بردن درآمد فکر کنم وگرنه گدا می شیم و خواص گداها رو هم پیدا می کنیم.

    از همون موقع با اینکه در خرج کردن منظم هستم و با وجود وضع مالی مناسب شرکت هنوز به نقطه سفارش مایحتاج شرکت اهمیت میدم (چون عقیده دارم درست هزینه کردن فرهنگ سازیه)، اما درآمد سازی هم می کنم و جاهایی که لازمه برای درآمد ساختن خرج هم می کنم. خرج هایی که خیلی از هم صنفی های ما ممکنه نکنن.

    مثلن سرمایه گذاری روی سیستم سی آر ام شرکت.

    سعی می کنم بچه های شرکت الان که وضعمون نسبتن خوبه، از رفاه نسبی برخوردار باشن. رفتار مالی ما در شرکت طوریه که همه می دونن برای پول باید ارزش قائل باشن چون از راه زحمت‌کشی در میاریم و  هرقدر هم تلاش کنن، به همون نسبت از مزایا برخوردار می شن.

    فکر کردن به درآمد سازی به نظرم برای مدیر بلند نظری میاره.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .