استعفا | فقط درگیر متن استعفا و نوشتن نامه استعفا نباشید!

نامه استعفا را روی میز میگذارید و میز کار خود را جمع میکنید. کمدها را برای آخرین بار باز کرده و کاغذها را برمیدارید. فایلهای شخصیتان را از روی کامپیوتر پاک میکنید. کتابهایی را که آورده بودید، در جعبهای میگذارید تا ببرید. پول کمی را که برای شرایط خاص همیشه در کشوی کنار دستتان داشتید، داخل کیف پولتان میگذارید و موبایل به دست، با اپلیکیشن موبایل خود درخواست تاکسی ثبت میکنید و از در شرکت بیرون میآیید.
چنین صحنهای، با اندک تغییراتی در جزئیات، بخش آشنای زندگی شغلی همهٔ ماست. حتی اگر تا امروز برایتان پیش نیامده باشد، دیر یا زود آن را تجربه خواهید کرد. از این نظر، شاید بتوان استعفا را شبیه مرگ دانست: مرحلهای ناگزیر در مسیر شغلی. هر چند معمولاً تا وقتی عمر همکاری ما به پایان نرسیده، ترجیح میدهیم به آن فکر نکنیم.
اهمیت استعفای حرفه ای
استعفا میتواند علتهای بسیاری داشته باشد. شاید از حقوق و مزایای خود ناراضی باشید، شاید از سختی کار. شاید هم همکاری دارید که گرسنگی و در خانه ماندن را همکاری و همکلامی با آنها و دیده هر روزهشان ترجیح میدهید. این احتمال هم وجود دارد که فرصت شغلی بهتری پیدا کرده باشید و با شادی و امید، مشغول فراهم کردن مقدمات برای جابهجایی شغلی هستید. اما مستقل از این که علت استعفا چیست، مهم است که استعفا به شکل حرفهای انجام شود.
استعفا و ترک شغل (به شکل حرفهای) یک هنر است. هنری که در موردش کمتر با ما حرف زدهاند. دربارهٔ موضوعاتی مانند استعدادیابی و انتخاب شغل، رزومه نویسی، استخدام و شرکت در مصاحبه شغلی، کتاب و مقاله و دورهٔ آموزشی فراوان است. اما استعفا در این میان، سهم کمتری دارد. اگر هم دربارهٔ ترک شغل چیزی میگویند، بیشتر در حد روش نوشتن نامه استعفا و چند نمونه استعفانامه است.
این در حالی است که هر یک از ما در مسیر شغلی خود بارها در موقعیت استعفا قرار میگیریم؛ چه استعفاهایی که به ترک کار منجر میشوند و چه مواردی که نهایتاً با مذاکره و گفتگو، اختلافنظرها حل میشوند و همکاری ادامه پیدا میکند.
روش استعفای ما و مسیری که برای ترک محل کار انتخاب میکنیم، برای همیشه به عنوان بخشی از رزومه کاری ما ثبت میشود و باقی میماند. این بخش از رزومه چنان مهم است که ممکن است به سادگی روی تمام بخشهای دیگر آن سایه بیندازد.
انواع استعفا | هفت سبک مختلف استعفا
وقتی مطالعات دانشگاهی و مقالات و کتابهای مربوط به مدیریت منابع انسانی را ورق میزنید، میبینید که در بحث استعفا معمولاً به سراغ علت استعفا رفتهاند. این که چه پیشزمینههایی باعث میشود افراد استعفا دهند و چگونه باید استعفا از سر نارضایتی را کاهش داد.
اما به عنوان کارمند یا عضوی از یک سازمان و شرکت، چنین سوالهایی کمتر به کار میآیند. در عوض، سوال مهمتری هست که دوست داریم پاسخش را بدانیم: «چه روشهایی برای استعفا وجود دارد و من قرار است کدام را انتخاب کنم؟»
مشاغل مختلف، ویژگیهای متفاوتی دارند. استعفا از شغل نظامی (مثلاً استعفا از ارتش) با استعفا از یک استارتاپ شبیه نیست. استعفا از کار دولتی (مثلاً استعفا از آموزش و پرورش) هم با استعفا از بخش خصوصی (مثلاً یک کلینیک زیبایی) یکسان نیست. نمیشود بگوییم استعفا از یک کار دفتری و کاملاً شبیه استعفا از یک کار فیزیکی (مثلاً به عنوان تعمیرکار یک کارخانه) است.
علت استعفا هم روی شیوهٔ استعفا تأثیر میگذارد. استعفا به علت بیاحترامی با استعفا به علت حقوق کم تفاوت دارد. استعفا به علت سوء استفادهٔ یک آقا از یک خانم (یا بالعکس) با استعفا به علت تعارض منافع یا شفاف نبودن شرح شغل یکسان نیست.
به همین علت برای استعفا نمیتوان توصیههای قطعی مطرح کرد و در حد اصل و قانون، اصرار کرد که اینها را رعایت کنید. چنان که دیدید، حتی در بین چهار سبک مثبت استعفا هم، تفاوتهایی جدی وجود دارد.
با این حال، در ادامه چند نکته را فهرستوار مطرح میکنیم و پیشنهاد میکنیم پیش از استعفا، حتی اگر قصد ندارید آنها را رعایت کنید، حداقل یک بار این فهرست را مرور کنید.
همیشه به روز استعفا فکر کنید
بسیاری از ما با استعفا دادن مانند مرگ برخورد میکنیم؛ انگار همیشه برای دیگران است و هیچوقت برای ما پیش نمیآید. حتی اگر مطمئن باشیم که برای ما هم پیش خواهد آمد، ترجیح میدهیم تا روز استعفا به این اتفاق فکر نکنیم.
اما – چنانکه میدانیم و جدی نمیگیریم – روز استعفا دیر یا زود خواهد رسید. افراد کمی در همانجایی که امروز کار میکنند، بازنشسته خواهند شد.
به روز استعفا فکر کنید و این موضوع را در تصمیمها و رفتارهایتان مد نظر قرار دهید. اگر برای سازمان یا همکاران، کاری انجام میدهید، تا آن حد پیش نروید که اگر به روز استعفا رسید، احساس قربانی بودن کنید و تمام عمر خود را سوخته ببینید (استعفا و جدایی از سازمان قرار نیست به یک زخم روانی تبدیل شود).
از سوی دیگر، با همکاران خود به شکلی رفتار کنید که در روز استعفا، خوشحال نباشند و به شما کمک کنند تا با کمترین هزینهٔ مادی و روانی – برای خود و سازمان – آنجا را ترک کنید.
در زمان مناسب استعفا دهید
اگر مجموعهای را که در آن کار میکنید دوست ندارید و به هر علت آیندهٔ شغلی خود را در آن مجموعه نمیبینید و مطمئن شدید که باید استعفا داد، زمانی که هنوز در موقعیت خوبی هستید، سازمان را ترک کنید. تا آخرین لحظه ممکن، در آنجا نمانید.
اجازه ندهید وضع به حدی خراب شود که مشکلات مالی تمام مجموعه را به هم ریخته، تنشهای میان همکاران جدی شده، آیندهٔ شرکت مبهم است و همه به دنبال مقصری هستند که از مجموعه بیرونش کنند تا حرصشان خالی شود یا اندکی جا برای تنفسشان بازتر شود.
آنقدر به سازمان و پروژههای سازمانی آویزان نشوید که نهایتاً سازمان بخواهد شما را کنار بگذارد. به خاطر داشته باشید که یکی از تلخترین توضیحات در مورد گذشتهٔ شغلی میتواند این باشد که: «در میانهٔ پروژه گفتند که ما به تو نیاز نداریم.» بسیار بهتر است که بگویید: «برای پروژهٔ … به شرکت ملحق شده بودم و تا پایان با همکارانم ماندم و بعد هم، چنانکه از ابتدا قرار بود، جدا شدم.»
در این زمینه، این توصیف ساده و زیبا را به خاطر بسپارید (+):
پلهای پشت سر را خراب نکنید
این حرف واضح، نیاز به توضیح ندارد. دنیا کوچک است و دیر یا زود، ممکن است با همکاران خود در همین سازمان یا نقطهٔ دیگری از کشور و جهان روبهرو شوید. تا حد امکان بکوشید پلهای پشت سر خود را چنان خراب نکنید که هیچ فرصتی برای همکاریهای آتی نماند. یا اگر روزی با همکارانتان روبهرو شدید، حتی نتوانید با آنها احوالپرسی کنید.
این به آن معنا نیست که گله نکنید و دلایل استعفا را صریح و شفاف نگویید. بلکه منظور این است که در حرف زدن و شیوهٔ بیان پیامتان، به اندازهٔ کافی دقت و ملاحظه بهخرج دهید.
هزینهٔ استعفا را برای خود و کارفرما کاهش دهید
استعفا به دو طرف هزینه تحمیل میکند: هم هزینههای کوتاهمدت و هم بلندمدت.
جستجوی کار جدید، دل بریدن از کار فعلی، تحمل ابهام و تأمین جریان مالی برای هزینههای زندگی در دوران گذار، نمونههایی از هزینههای کوتاهمدت شما هستند.
جستجوی فرد جایگزین، آموزش همکار جدید، همسو کردن همکار جدید با ویژگیهای موقعیت شغلیاش و بازآفرینی و بازسازی رابطههایی که با رفتن همکار قبلی از بین رفتهاند، نمونههایی از هزینهٔ شرکت و کارفرما هستند.
قطعاً شما برای کاهش هزینههای کوتاهمدت خود تلاش خواهید کرد. اما ممکن است برایتان مهم نباشد که هزینههای کوتاهمدت سازمان هم کم شود (بپذیریم که بعضی از ما لذت میبریم که بگوییم: من رفتم و هر چه بود، فرو ریخت. بدون من نتوانستند هیچ کاری کنند).
اما به خاطر داشته باشید که هزینههای کوتاهمدتی که برای کارفرما به وجود میآید، ممکن است به هزینههای بلندمدت برای شما تبدیل شوند. ممکن است رفتارهای غیرحرفهای شما هیچوقت فراموش نشود و در ذهن کارفرما بماند و سایر همکاران، آن را اینجا و آنجا نقل کنند و رفتارتان، به بخش ثابت رزومهٔ غیررسمیتان تبدیل شود.
پایینترین فرد در چارت سازمانی هم، حتی کسی که زمین را میشوید و چای جلوی شما میگذارد، ممکن است جایی در حضور یا غیاب شما، دربارهٔ اخلاق و رفتار شما شهادت دهد. تا حد امکان، به شکلی رفتار کنید که در چنین شرایطی، آسیب نبینید (واضح است که این توصیه، جدا از ظاهر منفعتطلبانهٔ آن، توجیه کاملاً اخلاقی و انسانی هم دارد).
علاوه بر این، معمولاً بهتر است که سالها بعد، وقتی میخواهید بگویید من در فلان سازمان و شرکت کار میکردم، آن شرکت هنوز وجود داشته باشد و حتی بزرگتر از گذشته باشد. چندان جالب نیست که بگویید: «مدیر بازاریابی شرکت X بودم.» و وقتی میگویند آن را نمیشناسیم. پاسخ دهید: «چون بعد از رفتن من نابود شد!»
توصیه به این که «هرگز انتقام نگیرید» واقعبینانه نیست. اما اگر هنگام ترک محل کار به انتقام وسوسه شدهاید، بارها و بارها فکر کنید و مطمئن شوید که حاضرید تمام هزینههایش را بپردازید.
ایام استعفا زمانی نیست که تمام خشم فروخوردهٔ سالهای قبل خود را خالی کنید. مهمترین هدف شما در زمان استعفا باید این باشد که تصویری از پختگی خود به نمایش بگذارید و خاطراتی از حرفهای بودنتان در ذهن اطرافیان ثبت کنید.
کمی با خود فکر کنید که وقتی در مجموعه نبودید، دیگران دربارهٔ شما چه میگوید. این چند جمله را – که هر کدام میتوانند توصیف شما باشند – با هم مقایسه کنید:
در لحظهٔ آخر، عصبانی شد و چند ماجرای شخصی و اسراری را که از دیگران میدانست افشا کرد.
حال مدیر را گرفت. خیلی خوب. قشنگ توی دهان مدیر زد.
به طرز عجیبی آرام بود. انگار احساس میکرد در این استعفا، بیشتر شرکت باخته تا خودش.
آرام و متین بود. مهربان حرف زد. فکر نمیکردیم اینطوری از شرکت برود.
همیشه اشتباه فکر میکردیم. فکر میکردیم روزی که برود، همهچیز را به هم میریزد. اما بسیار حرفهای بود.
شاید دو جملهٔ اول، کمی دل شما را خنک کند. اما سه جملهٔ آخر هستند که میتوانند به ساختن آیندهٔ حرفهایتان کمک کنند. فراموش نکنید که در دنیای جدید، فاصلهٔ انسانها به اندازهٔ یک کلیک یا لمس صفحهٔ نمایش است.
همین قاعده را در تنظیم نامه استعفا هم رعایت کنید. حرفها و جملاتی را بنویسید که سالها بعد وقتی آنها را میخوانید، احساس بد پیدا نکنید و از گفتن و نوشتنشان شرمنده نشوید.
تشکر کنید
هیچکس نمیتواند ادعا کند تمام ساعتها و روزها و ماهها و سالهایی که در محیط کارش بود، فقط لحظات تلخ و نامطلوبی را تجربه کرده است. به هر حال، لحظات خوب، تجربههای خوب و فرصتهای خوبی هم در فضا کار بودهاند که باعث شده او در آن محیط بماند.
حتی اگر برایتان سخت و انرژیبر است، در حافظهٔ خود کندوکاو کنید و دنبال خاطرههای خوب بگردید. حتی اگر میخواهید گله کنید، باز هم سهمی از جلسه استعفا و استعفانامه (یا ایمیل استعفا) را به تشکر و قدردانی اختصاص دهید.
حتی اگر از مدیر، سازمان یا همکارانتان نفرت دارید و حق را هم کاملاً به خودتان میدهید، این واقعیت را بهخاطر بسپارید که تقریباً همه میدانند تشکرهای استعفا از جنس تعارف است. بنابراین با نوشتن متن استعفای محترمانه و تشکر، بیش از این که به دیگران اعتبار دهید، تصویر حرفهای خودتان را ساختهاید. خلاصه این که در ابراز قدردانی خسیس نباشید.
به فرایندها، چارچوبها و چارت سازمانی احترام بگذارید
تا حد امکان بکوشید روند رسمی را طی کنید.
اگر انتظار میرود فرمهایی را امضا کنید (و امضای آنها منطقی است)، این کار را انجام دهید. اگر باید مدارکی را تحویل دهید، این کار را انجام دهید. اگر لازم است که نفر بعدی را حتماً خودتان آموزش دهید، این کار را بکنید.
قرار نیست سازمان از شما سوءاستفاده کند. اما اگر قواعد و قوانینی برای استعفا وجود داشته که از قبل هم میدانستهاید یا زمان استخدام آنها را پذیرفتهاید، الان زمانی نیست که آنها را انجام ندهید و درستیشان را زیر سوال ببرید (مگر در موارد بسیار خاص. استثناء بالاخره همیشه هست).
به خاطر داشته باشید که بعید است یک شغل سازمانی را بتوان در کمتر یک دو تا چهار هفته تحویل داد و کامل رها کرد. ضمن اینکه تحویل دادن بعضی موقعیتهای شغلی، میتواند به یک سال زمان نیاز داشته باشد.
یکی دیگر از مصداقهای احترام به سازمان، جدی گرفتن چارت سازمانی است. جز در مواردی که عذر بسیار جدی وجود دارد، در مورد استعفا اول با سرپرست مستقیم خود حرف بزنید و بعد به سراغ مدیران بالاتر یا واحد اداری بروید.
مدیران بالاتر، همکاران واحدهای دیگر و واحد اداری و منابع انسانی (در شرکتهای بزرگتر) احتمالاً با مدیر شما حرف میزنند. اگر او را دور زده باشید، کنترل چندانی بر آنچه او خواهد گفت ندارید و از این منظر، ممکن است برایتان هزینه یا دردسر پیشبینینشده ایجاد شود.
تا آخرین لحظه کارتان را به درستی انجام دهید
تا آخرین لحظه، با همان دقت همیشگی کار کنید. وقتتان را با سخنرانی در مورد ایرادهای شغل فعلی و مزیتهای محل کار جدید پر نکنید. مراقب باشید به اطرافیانتان این حس را ندهید که چون باید در آنجا بمانند بدبختند (مشابه این حس را گاهی کسانی که مهاجرت میکنند، به دوستانشان که مهاجرت نکردهاند القا میکنند).
حتی در صحبت کردن با مدیرتان، تا حد امکان نقدهای خود را به شرایط فعلی بگویید. نه این که شغل بعدیتان را بر سر او بزنید. شما تا آخرین لحظه، کارمند و عضو این مجموعه هستید. دقیقاً تا آخرین لحظه.
فایل صوتی دربارهٔ استعفا
محمدرضا شعبانعلی چند سال پیش، یک فایل صوتی چهلوپنج دقیقهای دربارهٔ استعفا تهیه کرده که اگر درگیر تصمیم ترک شغل و استعفا هستید، ممکن است گوش دادن به آن برای شما مفید باشد.
در این فایل صوتی، حرف تازه و عجیبی – که خودتان ندانید یا در این درس و درسهای دیگر متمم گفته نشده باشد – وجود ندارد. اما معمولاً در زمان استعفا، ممکن است شنیدن و یادآوری دوبارهٔ بعضی نکات واضح و بدیهی هم مفید باشد.
دسترسی کامل به مجموعه درسهای مسیر شغلی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.
اعضای ویژهی متمم علاوه بر دسترسی به درسهای مسیر شغلی به مجموعهی گستردهای از درسها به شرح زیر دسترسی پیدا میکنند:
البته بررسیهای آماری ما نشان داده که علاقهمندان به درسهای مسیر شغلی از میان مجموعه درسهای متمم به مطالعهی درسهای زیر بیشتر علاقهمند بودهاند:
خودشناسی | شخصیت شناسی | کار تیمی
کوچینگ | مشاوره مدیریت | استعدادیابی
مذاکره | رفتار سازمانی | تصمیم گیری
ارزش آفرینی | فایل صوتی حرفه ای گری
دوره MBA (مطالعهی منظم همهی درسها)
اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید دربارهی متمم بیشتر بدانید، میتوانید نظرات دوستان متممی را دربارهی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی میشناسند:
مشارکت در بحث
تجربهٔ شما از استعفا چه بوده است؟ چه نکات، خاطرات یا تجربیات دیگری دارید که مناسب میدانید برای دوستانتان مطرح کنید؟
اعلام عمومی استعفا
یکی از سوالهایی که برای ما هنگام استعفا پیش میآید این است که «آیا استعفای خود را به شکل عمومی – مثلاً در شبکههای اجتماعی – اعلام کنم یا نه؟ و اگر قرار است اعلام ترک کار به شکل عمومی انجام شود، چه ملاحظاتی داشته باشم؟ به همین علت، پیشنهاد میکنیم درس اعلام عمومی استعفا را هم به عنوان بخشی از بحث استعفا بخوانید:
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مسیر شغلی به شما پیشنهاد میکند: چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
با سلام به همه دوستان
چند وقت پیش یه فیلمی می دیدم به اسم بالا در آسمان یا پا در هوا به انگلیسی: Up In The Air (یک فیلم کمدی-درام عاطفی به کارگردانی جیسن رایتمن محصول سال ۲۰۰۹ آمریکا ) با بازی جرج کلنی در نقش رایان بینگهام.
آقای رایان وظیفه اش تو این شرکت رفتن به شرکت های دیگه و اعلام اخراج نفرات تعدیل شده این شرکت هست این کار رو هم به صورت حضوری و رو در رو با سفر به محل شرکت ها انجام می ده روزی به رایان خبر میرسد که مدیران شرکتها دیگر قصد ابلاغ خبر اخراج کارمندان را به شیوه رایان را ندارند. دختری به نام ناتالی کینر((آنا کندریک دستگاهی را وارد شرکت میکند که با آن دستگاه مدیران از همان جایی که نشستهاند میتوانند کارمندان خود را اخراج کنند. رایان تا حد توانش جلوی عملی شدن این تصمیم را میگیرد و به ناتالی میگوید که او هیچ چیز از شغل رایان نمیداند. ناتالی نیز درخواست میکند تا چند روزی با رایان به شیوهٔ سنتی با هواپیما پرواز کنند و چندنفر را اخراج کنند.
جدا از اتفاقاتی که برای رایان می افته می فهمه چقدر شغل بدی داره و در کنار اون چه زندگی بدی و شخصیت رایان که ادمی بی ثبات و بی بند وبار که هیچ علاقه ای به وابستگی ندارد مقاومت رایان با استفاده از تکنولوژی و از راه دور اخراج کردن کارمندان اونم توسط اپراتورهای تازه کار جالبه و مربوط به این درس ما هم می شه که چقدر تو این مواقع حضور فیزیکی و رو در رو صحبت کردن به هر دو طرف کمک می کنه موضوع رو راحتر هضم کنن.
نکته جالب دیگه این فیلم به هم زدن رابط دوست پسر ناتالی با ناتالی اونم با یه اس ام اس بود که براش خیلی شوک اور بود و شاکی بود که چرا با یه اس ام اس اینکار کرده اما خودش مبدع سیستمی کردن اخراج بود از راه دور می خواست یسری ادم رو که به شغلشون دل بسته بودن رو اخراج کنن . بماند که خودشم اخر فیلم با یه اس ام اس استفا داد.
دو سال پیش استعفای خودم رو در مقابل بی احترامی یکی از مدیران شرکتی که در اون سِمت طراح داشتم نوشتم، بنظرم اون مدیر فقط لفظ مدیر رو به دوش می کشید و اصلا رفتار مدیریتی نداشتن و این ناشی از بی تجربگی ایشون در این پست بود. من مهارت های مختلفی داشتم که دوست داشتم از همه ی اونها بهره ببرم و به دیگران هم منتقل کنم (مثلا آموزش نرم افزار به همکاری که نیاز داشت، یا مثلا تدوین کتابچه ی راهنمای دستگاه برای اپراتوری که سواد کارکردن با دستگاه رو نداشت و خیلی کارهای دیگه که خارج از حوزه “طراح ” بودن بود )
همیشه وعده ی بهبود اوضاع داده می شد و من خودم رو به امید بهتر شدن شرایط راضی می کردم تا جایی که مدیر مستقیما من رو در مقابل یک خطای کوچک مورد توهین قرار دادن در صورتی که مدیر ارشد قبلنا تذکر لازم رو داده بودن و نیازی به این برخورد بعدی نبود، توو شرایط عصبانیت استعفای خودم رو نوشتم اما چند نفر از همکارانم مانع تحویل استعفا نامه شدن. بهرحال من دو روز سر کار نرفتم، روز سوم مدیر برای ملاقاتم من رو احضار کردن و من دلایلم رو برای عدم ادامه همکاریم مطرح کردم و استعفا نامه ای رو که با فکر و در آرامش تنظیم کرده بودم با کمال احترام تحویل ایشون دادم. هرچند ایشون درباره رفتار ناشایست خودشون اظهار پشیمانی کردن اما تمام ارزش اونجا برای من فرو ریخته بود و اصلا تمایلی نداشتم که خودم رو برای بازسازی شرایط مستهلک کنم. معتقد بودم فردی با توانایی های من میتونه شرایط بهتری رو برای خودش رقم بزنه و درست به فاصله چند روز پیشنهاد کاری خیلی بهتری بمن داده شد. فکر می کنم نباید بخاطر ترس از دست دادن کار و مسایل بعدی خودمون رو توو شرایط استرس زا به چالش بکشیم و حروم کنیم. یه جاهایی باید جلوی خودمون بایستیم، گزینه هایی رو حذف کنیم تا فضا برای گزینه های بهتر باز شه.
امیدوارم که شرایط به شکل عالی پیش بره .
برای من دقیقا هم استعفای در زمان عصبانیت به وجود اومد هم استعفای بافکر به وجود اومد
اولین بار وقتی بود که عصبانی شدم از یک واقعه و اون موقع فقط به مافوقم گفتم فعلا یکی دو روز نمیام سر کار تا بتونم بهتر فکر کنم و بعد از خاموش شدن آتشم فهمیدم زود عصبانی شده بودم و ماندم بهتر از رفتنم بود.
دفعه بعد که واقعا استعفا دادم و اومدم بیرون وقتی بود که مافوقِ مافوقم شد مافوقم!
اون فرد قانونی گذاشت از سر زورگویی و بدون هیچ منطقی؛ لذا چون کلا فردی نیستم که زیر بار زور بروم و چند همکار باهم بدون خداحافظی از ساختمان آومدیم بیرون و هرگز برنگشتم مگه ۲ ساعت برای برداشتن لوازمم و اونم بعد یک هفته.
وقتی اومدم واسه جمع کردن لوازمم و همه پرسیدن چه خبر چرا رفتی؟ با لبخند گفتم: «دارم همون کارم رو انجام میدم و فقط مافوقم رو عوض کردم چون اینجا دیگه نتونستم به رئیسم افتخار کنم پس عوضش کردم.»
حتی چند ماه بعد هم مافوق زورگوم رو توی خیابون دیدم و بهش سلام کردم و بهش لبخند هم زدم و به خودم خیلی بیشتر افتخار کردم.
از فایل شما هم نکته مهمی یاد گرفتم که باید وقت اومدن یک خداحافظی گرم از مافوقم انجام میدادم تا من پیروزمندتر میشدم.
البته توی برنامه خودم گذاشتم که وقتی خواستم یکی از همکارای قدیمی خودم رو ببینم با یک جعبه شیرینی برم اونجا.
سلام به همه دوستان
فایل صوتی فوق العاده بود.نام گذاری هنر استعفا هم به نوبه خودش ممتاز بود.همچنین تشکر از دوستانی که در کمال صدافت نامه های استغفای خودشان را برای استفاده اعضای سایت به اشتراک گذاشته اند.
با سلام
در جواب محبتها و سخاوتهای جناب آقای شعبانعلی، بنده چیزی برای ارائه ندارم.
با این حال آخرین استعفانامه خودم را که از قضا در فضایی تحت فشار نوشته ام، بعنوان ارائه تمرین، تقدیم میکنم.
سلام آقای جاهد
اول باید عرض کنم، که واقعاً خوشحالم از اینکه عضو کوچکی از جمعی هستم که همیشه میتونم به بودن در کنارشون افتخار کنم و از همه مهمتر اینکه میتونم در کنارشون و ازشون یاد بگیرم. چقدر خوبه که دوستان خوبی مثل شما،مثل صاحب خونه خوبمون، تجربیاتشونو در هر زمینه ای در اختیار هم گروهی هاشون قرار میدن.
اما بعد: خیلی دوست دارم نتیجه استعفاتون رو هم بدونم (البته اگر معذوریتی برای گفتنش نداشته باشین)
اگر من به جای مدیرتون بودم شرایطی فراهم میکردم که استعفاتونو پس بگیرین
سلام سامان عزیز
ممنون از ابراز لطفتان. راستش آقای شعبانعلی و برخی دوستان از بس بزرگوارانه رفتار میکنند، بنده روی خیلی حرفها را ندارم.
پروژه فوق برون مرزی بود و بنابه مشکلات ناشی از عدم شناخت تیم قراردادی ما با قوانین و برداشتهای کارفرما از بندهای قرارداد، مشکلات عدیده ای در مسیر پروژه بر تیم اجرا و مدیریت پروژه تحمیل شد. وسط کار هم دو دستگی در هیئت مدیره پیش آمد در خصوص نحوه سرمایه گذاری و هزینه کردها. کاری که باید قبل از ورود به پروژه و امضای قرارداد در آن تدقیق میشد!
نهایتا تیم پروژه با چنگ و دندان و با حوصله و صبوری، توانستند مسیر کار را باز کنند و تجربه با ارزشی برای تیم و موقعیت ممتازی برای شرکت پیش آمد.
درست در موقعی که کارها به روال درآمد، احساس خسته گی عجیبی داشتم. و البته موقعیت های خیلی بهتری نیز برایم جور شده بود. ولی بیشترین عاملی که مرا به نوشتن این استعفا واداشت، اظهار نظرهایی در بین برخی از سهامداران بود که از باز بودن کامل دستم در پروژه انتقاد کرده بودند. این موضوع راستش به من برخورد. و دو ماه قبل از اینکه استعفا را بنویسم، در جلسه ای دلگیری و تصمیمم به خروج از شرکت را اعلام کردم. شاید برایتان جالب باشد که هنگام افزایش حقوق نیز، درخواست افزایش حقوق را رد کردم. و قرارداد امسال را با اصرار خودم در ادامه قرارداد پاراسال قرار دادم.
پس از این استعفا، طی گزارشی کاملا مستند، ضمن اثبات انضباط مالی، صرفه جویی های انجام شده را به اطلاع رساندم.
ولی نهایتا از خروجم از شرکت صرف نظر کردم. دلیلش هم شرایطی بود که در شرکت رقیب برای جذب بنده اتفاق افتاد. شرکت رقیب در یک بداخلاقی طوری وانمود کرد که من همه شرایط را با آنها بسته ام. مدیر عامل متوجه قضیه شد و از من خواست برای اینکه بداخلاقی آنها به نتیجه نرسد، از استعفایم صرف نظر کنم یا حداقل اگر از پروژه جدا میشوم، از شرکت جدا نشوم. بنا به احترامی که به ایشان داشتم، از ایشان خواستم داخل شرکت جابجا شوم. و نهایتا این اتفاق افتاد.
امیدوارم برایتان سردرد نبوده باشد این نوشته ها.
سامان عزیز.
خواستم بگویم که من استعفای بد هم داشته ام. بگونه ای که حاضر شدم از دو ماه حقوق معوقه ام چشم بپوشم و در یک روز تصمیم به عدم ادامه کارم گرفته و با یک ایمیل اعلام عدم همکاری بکنم. یادآوری اش هم اذیتم میکند. این استعفا در یک شرکت شبه دولتی که از نظر من بدترین جا برای کار هستند، اتفاق افتاد
یک استعفا هم داشتم که مدیر در رفتاری عجیب، در خداحافظی آخر برایم ارزوی عدم موفقیت و برگشت دوباره به مجموعه شان را کرد. در حالیکه در آن شغل نیز، تا آنجاییکه از دستم بر می آمد، و تجربه و سوادم یاری میداد، حرفه ای رفتار کرده بودم. در سالهای بعد، فرصت پیش آمد تا اشتباهش را گوشزد کنم. و این تجربه در یک محیط دولتی پیش آمد.
علیرضای عزیز
از توضیحاتی که دادی ممنونم.
راستش گاهی به دو تا نعمت بزرگ که در زندگی (و خصوصاً فضای کسب و کار) میشه ازشون بهره مند بود فکر میکنم. یکیش اینه که آدم انقدر بزرگ و بالغ بشه که بتونه به بهترین شیوه به دیگران اعتماد کنه .
دوم اینکه آدم انقدر بزرگ و بالغ بشه که بتونه اعتماد دیگران رو به خوبی جلب کنه و پاسخ خوبی به این اعتماد بده.
ما خیلی وقتها چون بلد نیستیم درست اعتماد کنیم، بعد از مدتی گرفتار ترس های مختلفی میشیم که اون اعتماد بالغانه رو از بین میبریم. شاید هیئت مدیره شرکت شما هم گرفتار این ترس ها شده باشه.
ولی داشتن یک رابطه کاری سرشار از اعتماد واقعاً لذت بزرگیه که فکر میکنم شما با عملکرد خوبتون این تجربه لذت بخش رو به مدیران شرکتتون هم هدیه کردید
جناب جاهد عزیز، با بازنویسی و الهام از متن نامه شما که برای من بسیار آموزنده بود نامهای برای خودم نوشتم. هم برای این که از شما تشکری بشه و هم برای این که شاید به کار بقیه دوستان هم بیاد، در ادامه متنش رو میذارم:
______________________________________________
جناب آقای *****
جانشین محترم مدیر پروژه
موضوع: درخواست استعفا
با سلام و احترام؛
همان گونه که مستحضر هستید، اینجانب فرهاد جهش، از نخستین روزهای پروژه ***** (آذر ماه سال ۱۴۰۲) افتخار همکاری در این پروژه را داشته ام. در روزهای آغازین که برههای حساس است، جنابعالی، جناب مهندس *****، جناب دکتر *****، جناب ***** و جناب ***** به من اعتماد کرده و موقعیت فعلی را امانت به دست من سپردید. پس از گذشت نزدیک به شش ماه از آغاز پروژه و علیرغم همه افت و خیزهای این مسیر، خوشبختانه امروز با خرسندی و مسرت شاهد آنیم که شرایط به سمت همگرایی رفته، چالشهای پیش رو یکی پس از دیگری حل و فصل شده و فاز اجرایی پروژه به قوت و با قدرت در حال پیشرفت است.
علی رغم فرصت بینظیر کار در تیمی چنین حرفهای و پروژهای خاص در این سطح و همچنین علاقمندی قلبی اینجانب به ادامه فعالیت، متأسفانه به دلیل برخی مشکلات شخصی امکان ادامه همکاری بنده با پروژه مقدور نیست و بر خلاف میل باطنی وقت آن خواهد بود که این امانت را به صاحبان آن عودت دهم. امیدوارم امانتداری بنده مورد قبول آن عزیزان واقع شده باشد و کاستیهای مرا به بزرگی خود بر من ببخشند. خوشبختانه با تکیه بر همکاران توانمند و دلسوزی که چه در دفتر تهران و چه در کارگاه یاریگر این پروژه هستند، خللی در ادامه مسیر پروژه متصور نیست و یقیناً شاهد توفیق روزافزون این پروژه خواهیم بود.
با عنایت به سطور فوق، خواهشمند است نسبت به خاتمه فعالیت اینجانب از پایان تیر ماه سال جاری یا هر موعد دیگری که تا جایگزینی و انتقال کامل امور صلاح میبینید موافقت بفرمایید. در این مدت باقی مانده اینجانب آماده استخدام و آموزش و همسو کردن نیروی جایگزین، تحویل و انتقال کارها، عودت اسناد و مدارکی که به امانت در اختیار بنده بوده اند، طی مراحل اداری خاتمه فعالیت شامل تسویه مالی و تحویل اموال، و دیگر فعالیتهایی که دستور بفرمایید میباشم. همچنین پس از خاتمه فعالیت نیز اینجانب آمادگی کامل خود را برای حفظ ارتباط با شرکت تا زمان حصول اطمینان کامل از انتقال صحیح همه امور اعلام میدارم.
در پایان لازم میبینم که مجدداً و از صمیم قلب از حسن اعتمادی که به بنده داشته اید سپاسگزاری نمایم. طی ایامی که گذشت همه سرمایه بنده همین اعتماد بوده و بنده نیز صمیمانه قدردان این اعتماد، چه از طرف جنابعالی، و چه از جانب دیگر مدیران و همکاران مذکور هستم. برای شرکت محترم ***** و همه عزیزانی که افتخار همکاری و یادگیری از آنها را داشته ام نیز آرزوی موفقیت و کامیابی روزافزون دارم.
با تجدید احترام
فرهاد جهش
۲۸ خرداد ۱۴۰۳
با سلام،
یکی از کارهایی که میشه انجام داد، بعد از استعفا و قبل از رفتن از یک شرکت، ارسال یک ایمیل به همکاران و مدیریت و خداحافظی و تشکر از اونهاست. چند وقت پیش یکی از همکارها بعد ا زدوسال کار در شرکت ، موقعیت شغلی بهتری در جای دیگری به وی پیشنهاد شده بود و ایشان هم تصمیم گرفته بودند که از شرکت بروند و نامه استعفای خودشون را یک ماه قبل به مدیریت ارسال کردند. بااینکه چند بار مدیریت قول ها و شرایط بهتری را به ایشان ارائه دادند ،ولی او نپذیرفت . در صبح روز آخر کاری ، ایمیلی به همکارها و مدیریت ارسال کردند ،که البته برخی از همکارها نیز متقابلا بصورت تکی یا گروهی در جوابیه ایمیل ،از او تشکر و قدر دانی کردند. متن ایمیل را برای شما میزارم ،شاید جالب باشه ( نام شرکت و افرا د حذف شده )
سلام به دوستان
ممنون از فایل صوتی ارزشمند، بسیار بهره بردم.
از نظر من ارزش این فایل از این جهت است که تمام موارد یاد شده را به جز محل کار و به لحاظ شغلی، می توان در روابط دوستی و خانوادگی هم مورد استفاده قرار داد. اگر در خاتمه یک رابطه شغلی رعایت ادب و احترام و حتی زمان لازم برای انتقام و چگونگی برخورد قبل و بعد از پایان رابطه کاری اهمیت دارد، به عقیده من در اتمام روابط دوستی و خانوادگی اهمیت آن دو چندان است زیرا بسیاری از لحظات و خاطرات خوب و حتی گاهی دستاوردها و موفقیت های زندگی ما مدیون این روابط بوده، پس حفظ حرمت این ارزش ها و قدردان بودن و معقولانه رفتار کردن به موازات اتمام رابطه، حداقل موجب خدشه دار شدن واژه ارزشمند دوستی نخواهد شد.
ممتم عزیزم
متممی های دوست داشتنی
نکات خیلی هوشمندانه و دقیقی رو برای موضوع و رویداد مهم نوشتید که به نظرم میتونن بسیار کاربردی و اجرایی باشن. استعفا و اساسا موضع ترک و عمل کوچ کردن در زندگی هر انسانی اتفاق میفته و از تصمیم گیری های مهم و اساسی زندگی محسوب میشه. از دست دادن چیزی که بخشی از وجود و ساختار تو شده کار راحت و آسانی نیست.
مدیر عامل سابق و دوست من که بابت تمام چیزهایی که ازش یاد گرفتم دستش رو میبوسم جمله قابل تأملی داشته به این مضمون که ” ما همیشه خیلی خوب شروع میکنیم. اما پایان های خوبی نداریم.” پروژه ها خیلی خوب و با انرژی شروع میشن و فاز یک و دو با همه زوایا جلو میره ولی وقتی موقع بستن پروژه همه سعی میکنن با آب دهن و نخ و هر چیزی که میشه فقط جمعش کنن. در زندگی هم شاید بشه این قضیه رو تعمیم داد و چند نفر از ماها مثالهایی برای طلاق های خوب داریم؟!
نکته اول برای متمم از نگاه من: بنظرم نگاه به استعفا نگاه خیلی بالغ و تینکری اومد. بالاخره استعفا به هر دلیلی که اتفاق بیفته موضع و جنبه احساسی بسیار قوی داره. من برای ترک اولین کارم گریه کردم. من اگر بودم حتمن یه جایی و یه جوری مینوشتم که پایان باز برای مشکلاتتون در اون شرکت باقی نگذارید. خیلی پر جرأت و بالغانه برید و در مورد مشکلاتتون صحبت کنید و ابهامی برای خودتون باقی نگذارید. البته این کار رو باید قبل از استعفا انجام میدادید ولی حالا در آخرین فرصت و به بهترین وجه باید انجام بشه. شما وسایل شخصی تون رو از کشوتون خالی میکنید و میبرید چون فکر میکنید که همه چیز تموم شده و دیگه برنخواهید گشت اما در نظر داشته باشید که بار های روانی شرکت رو هم تا جایی که میشه تخلیه کنید. اگر بالغانه و از موضع درست این کار رو انجام بدید شاید کلن ورق برگرده و حتمن اثرات خوبی در آینده نامعلوم خواهد داشت.
نکته دوم: استعفا مسئله شوخی بردار و لحظه ای نیست. با اینکه جنبه احساسی قوی داره اما در هر استپ و هر مرحله اش کاملن باید عاقلانه و تحلیلی انجام بشه. از لحظه تصمیم تا اجرا کاملن برنامه ریزی شده و این همون نکات بند اول هست که ضرر و هزینه های استعفا رو کاهش میده.
بعنوان سرپرست مستقیم و مسئول جذب کارکنان شرکت همیشه در پایان آموزش هام به این نکته اشاره کردم که بودن شما در سازمان نقش مهم و حیاتی رو خواهد داشت اما فکر نکنید که با رفتن شما سازمان فرو میریزه و از هم میپاشه. هر چقدر هم نقش مهمی داشته باشید شاید مقطعی و کوتاه مدت نبود یک نفر تأثیر گذار باشه اما سازمان خلأ رو پر خواهد کرد مگر اینکه خودش در حال احتضار باشه. پس رفتن شما ضربه مهلک و روش خوبی برای انتقام نیست. شما هزار سال در یک سازمان عمر نخواهید کرد و قرار هم نیست که اونجا باشید. هدفی دارید و زمان مشخصی برای رسیدن به هدف پس از زمانتون بهترین استفاده رو بکنید.
نکته سوم: استعفا و مسائل پسا جدایی زمان خیلی خوبی برای استپ، توقف و تفکر هستند. فکر کنیم و اینبار شروع بهتری داشته باشیم. شروعی که باعث نشه دوباره یک مسیر رو طی کنیم و به همین نقطه فعلی برسیم. شروع موفق به ما حس خوشایند پیروزی و رضایت رو در آینده امروز استعفا خواهد داد.
توصیه به خانم ها (تجربه شخصی): کارمندان خانم (لا اقل اونهایی که من دیدم و میشناسم) در هر سمت و پستی حد اقل سالی یکبار حرف از استعفا میزنن یا استعفا مینویسن. شاید به این علت که کار و امرار معاش در عرف ما نقش اول یک زن محسوب نمیشه و شاید نگاه احساسی اونها به مسئله. بهتره که در مورد استعفا تا اونجایی که میتونین عقب بیندازینش تا فرصت بهتری برای فکر کردن و تحلیل شرایط جدید داشته باشید. اگر حال خوبی بهتون میده هر وقت که طاقتتون تاق شد نامه یک برگه بردارید و نامه استعفا بنویسید و تاریخ دو روز بعد رو براش تعیین کنید. این نامه ها در کشوی شخصی شما جمع میشن و نهایتن روش میتونید تصمیم جدی و درستی بگیرید.
استعفا ها و کوچ هاتون به سمت پیروزی و موفقیت.
قسمت انتقام سرد بسیار جالب بود،ممنونم فهمیدم نوع جدایی وکنار گذاشتن دوستانم قدیمیم درست بوده
دو مورد داشتم
مورد اول بعد از چهار ماه فعالیت در مجموعه بزرگ ۱۲۰۰ نفری طرحی را پیشنهاد دادم که به مذاق مدیرعامل خوش امد اما به اطرافیانش نه. به همین دلیل با حسادت ها و عناد خاصی مواجه شدم و دست آخر به اتهام جاسوسی اخراج شدم. طرحم راجع به مانیتورینگ دقیق کاربران کامپیوترها بود … خود بخوان از حدیث مجمل….
الان خوشحالم که از اون مجموعه جدا شدم چون طرحم را به رایگان نفروختم و بعدتر همان طرح با کمی توسعه تبدیل شد به سرویس جدید که درآمدزا است همچنان.
مورد دوم دوباره بعد چهار ماه همکاری صورت گرفت که به خاطر عقب افتادن حق بیمه و دستمزد به صورت آنی بوده، وقتی آنجا بودم جدا شدن برای اکثر کارکنان تابو بوده و به این دلیل که مدیر عامل با هوشیاری و زرنگی همه را معتاد به ماندن کرده بود به این طریق که وقتی همه انتظار پاداش داشتندهیچ چیز تخصیص پیدا نمی کرد برعکس تنبیه هم میشدیم ولی وقتی همه چیز راکد بوده پاداش های بالا میداد و همه منگ بودند… با هیچ معیاری نمیشد سنجید فردا قراره چی بشه…
کار من آنجا تخصصی بود، با وعده و وعید خواستند بمانم، اما نماندم، و الان با مجموعه متوسطی دو سال همکاری دارم و حال خیلی بهتری نسبت به دو جای قبلی دارم
اما باز هم راضی راضی نیستم، اعتقادم به اینه که کار باید اختصاصی مال خودت باشه تا به اون رضایت خاص برسم
سلام محسن عزیز
شاید مالکیت چیزی باشه که خیلی هامون دنبالشیم.مالکیت فکری،معنوی،فیزیکی و …
۱ سال پیش که استعفا دادم از این قواعد بی خبر بودم ولی این اصل هارو در قالب آداب روابط رعایت کردم الان حس خوبی دارم چون حاصل این برخورد ها پیشنهاد سمتی مهمتر ,دعوت به همکاری مجدد بعد از گذر زمانی,داشتن رزومه ای بر پایه تعهد, اخلاقیات و بعد مهارت است،ناگفته نماند که مشکلات,تفاوت نظر ها و تنگناهایی اساسی عامل استعفام بوده و اگرچه باز هم حاضر به همکاری با اون مجموعه نیستم اما به لحاظ درونی عصبانی یا ضدش هم نیستم
تو یه سازمان دولتی بصورت پاره وقت مشغول کار بودم ، ماه آخر قراردادم اعلام کردن که به دلیل مشکلات مالی و عدم تامین مالی قراردادهای ما (حدود ۸۰ نفر) تمدید نمیشه، تو همین زمان یه موقعیت پیش اومد برای تغییر شیوه همکاری من که از کار پاره وقت به کار تمام وقت تبدیل می شد و حقوق هم افزایشی حدود ۷۰% درصد داشت، بعد از مذاکرات و برگزاری جلسات متعدد در مورد اینکه با چه کسایی این قرارداد رو ببندن، من و یه نفر دیگه که ارتباط نزدیکی داشتیم برای این قرارداد انتخاب شدیم.
ما دونفر هم برای تقویت تیممون و راحت شدن کار (که نسبتا کار سنگین و طولانی بود) تصمیم گرفتیم که پیشنهادی به صورت زیر ارائه بدیم:
اضافه شدن یک نفر دیگر به قرارداد و تقسیم مبلغ قرارداد. یعنی مبلغی که به اضای هر نفر میدادن ضربدر ۲، تقسیم بر ۳ بشه. از لحاظ بار مالی تفاوتی برای سازمان نداشت و در عین حال بازدهی کاملا صعودی بود. اون نفری که ما انتخاب کردیم هم کاملا براشون شناخته شده بود.
بعد از مذاکرات متعدد با شوق پیشنهادمون رو قبول کردن و گفتا که فلان روز بیاید برا امضای قرارداد.
روز موعود رفتیم برا امضا با کلی ذوق و شوق قرارداد رو از دبیرخانه گرفتیم و بردیم به معاونت نیروی انسانی برای امضا و کارای نهایی، داشتم قرارداد رو میخوندم که دیدم به جای ۳ نفر نوشتن ۴ نفر! و مبلغ هم کاملا خارج از مذاکرات و به طور قابل توجهی کمتر، تویه مذاکرات قرارداد باید با سازمان به صورت مستقیم نوشته می شد که تویه قرارداد یک واسطه تعیین کرده بودن که حدود ۲۰% مبلغ رو می گرفت، بیمه هم قرار بود باشیم که توی قرارداد نوشته بودن هیچ تعهدی ندارن.
خلاصه رفتیم برای اعتراض که متوجه شدیم که نفر ۴ام بند پ داره (به قول معاون نیروی انسانی زور زوردار داره) و یا اون تو قرارداد هست یا مام نیستیم، حالا این نکته هم قابل توجه بود که حتی رشته و تجربه مرتبط با کار ما رو نداشت و وقتی این اعتراض رو پیش کشیدیم گفتن که اصلا قرار نیست با شما کار کنه! فقط تو قرارداد هست و برا خودش آزاده.
مام دیدیم کاری از دستمون بر نمیاد، مسائل مالی و بیمه ای رو تاحدودی تونستیم بهبود بدیم (حدود یه ماه طول کشید!) و در نهایت قرارداد نهایی آماده شد و بردیم برای تایید معاونت نیروی انسانی تا تایید کنه، اینجا تایید شد و بردیم برای معاونت اداری مالی که در یک کلام بهمون گفت امکان عقد قرارداد نیست!!! بدون دلیل موجه! فقط گفت که باهامون قرارداد نمیبنده!
و من دیگه برنگشتم، خداحافظی هم نکردم.
بعد از چند وقت دوباره اعلام کردن که قراردادهای موقتی که تمدید نشد دوباره قابل بسته میشن و کسایی که میخوان مدارک بیارن برای ثبت قرارداد، سرپرست من هم باهام تماس گرفت و راضیم کرد که برگردم و یه سری امتیازات هم بهم داد که ساعات کارم رو به شدت کاهش می داد. من تا حدودی قبول کردم ولی با گذشت یک هفته هنوز سرکار آفتابی نشدم، البته هنوز قراردادی هم بسته نشده و شایعاتی هست که میگن بازم لغو میشه.
تا قبل از خوندن این مطالب تصمیم داشتم که اگه قراردادی امضا نشه هرگز برای خداحافظی برنگردم، اما حالا تصمیم گرفتم که اگه قرارداد بسته نشه برم و خیلی محترمانه از دوستان و همکاران خداحافظی کنم.
توضیح اینکه من یک ماه بعد از پایان دوره اول قرارداد چون یه کار نیمه تمام داشتن بدون هیچ حقوقی میرفتم و کمکشون میکردم، و حتی به ۲ نفر هم آموزش دادم که اگه من رفتم کارا رو پیش ببرن.
البته در حال حاضر دارم به این فکر میکنم که قرارداد جدید رو حتی در صورت موافقت قبول نکنم و برم برا خداحافظی محترمانه و دوستانه.
یه داستان کوتاه از متنم درمیاد!!
با سپاس از متمم
سلام به شما آقای شعبانعلی و سلام به دوستان من در فضای خاص و ناب متمم
آقای شعبانعلی، خیلی خیلی خیلی ممنونم که این فایل صوتی رو تهیه کردین و زمان صرف کردین بابت این فایل.
دلم میخواد ماجرای مشغول به کار شدنم و در آخر خارج شدنم از شرکت توسط خودم رو در یکی از شرکت ها بهتون بگم. حقیقتش خیلی طولانیه. نمیخوام وقتتون گرفته بشه. ولی یه قسمتیش هست که احساس میکنم، باید بیان کنم و ازتون بخوام که منو راهنمایی کنین که واقعا باید چه کاری انجام میدادم؟
/***
مدیر عامل شرکت، در زمان مصاحبه، به من گفت، ۳ماه به عنوان کارآموز کار کن، و برای اون ۳ ماه، بهتون حقوق میدیم. بعدش اگه مناسب بودی، استخدام صورت میگیره. منم چون تجربه ی کاری نداشتم، قبول کردم و بهترین فرصتم بود تا خودمو توی محیط کاری نشون بدم.
خلاصه، بعد در ۴۵ روز به این نتیجه رسیدم، که این شرکت برای من جای پیشرفت نداره( هم محیط مناسبی نداشت هم از نظر پیشرفت علمی جای مناسبی نبود و از همه مهم تر، من برای انجام کار ها تمرکز نداشتم که به دلیل محیط نامناسبی بود که عرض کردم)
تصمیم گرفتم دیگه نیام، انصافا خیلی خوب هم صحبت کردم و برای بیان این تصمیم، زمان و مدارک مناسبی رو در نظر گرفتم. (خلاصه خوب خداحافظی کردم)
قرار بود که به من حقوق بدن، به من گفتن، آخر ماه حقوقتون رو بهتون میدیم، ولی بهم ندادن. بهشون ایمیل زدم، ولی هیچ پاسخی نگرفتم. تصمیم گرفتم حضوری برم شرکت و بهشون بگم. این کار رو انجام دادم، ولی برخورد خیلی بدی با من شد. جوری که انگار کار اشتباهی از سوی من انجام گرفته که برای احقاق حقم اقدام کردم.
بنظرتون کار اشتباهی کردم؟
ازین که زمان میزارین برای کامنت من، ازتون تشکر میکنم و ممنون میشم من رو راهنمایی کنین.
با سپاس
مثبت ترین نکته برای زندگی من شاید این باشد که با این وجود که هنوز هیچ جایی شغل رسمی نداشته ام که بخواهم استعفاء هم بدهم؛ سعی میکنم در اولین شغل رسمی ام، حداقل طوری رفتار کنم که با استعفا دادنم هم بتوانم ارزش آفرینی کنم.
گرچه من این سیستم استعفا را در زمان پایان خدمتم تا حد زیادی شبیه داستان “تجربه مرگ” جناب شعبانعلی دیده ام.
سلام آ قای شعبانعلی عزیز
فایل صوتی اتان را همین الان داشتم گوش میکردم بی اغراق میتوانم بگویم با تک تک نظرات و ایده هایی که به آن اشاره کردید قلبا موافقم این را برای این می گویم که من چند سال پیش تجربه ای مانند این را داشته ام و و اقعا علیرغم انیکه برایم خیلی آسان نبود اما در تمام مراحل سعی کردم بقول شما منش خودم را داشته باشم و بسیار سنجیده همراه با حفظ ادب و احترام به رابطه پایان دهم به نحوی که برای دوستانم مایه تعجب نیز شده بود این را حقیقتا نه برای تعریف از خود بیان میکنم بلکه قلبا اعتقاد دارم هر نوع رابطه ای برای خود حرمتی دارد که میباید حفظ شود حتی اگر طرف مقابل مفهوم آن را درک نکند که معمولا این اتفاق نمی افتد .
از شما معلم و دوست بسیار عزیزم ممنون هستم که وقت و حوصله بخرج میدهید و به این مسایل خیلی مهم که بقول شما تا الان کمتر به آن پرداخته شده می پردازید …… گفتن و راهنمایی کردن در این موارد آن هم در شرایط فعلی جامعه مان جای سپاسگزاری دارد.
من دوبار از دو شرکت استعفا دادم و هر دو بار با بهترین احساس و بدون ذره ای بغض از شرکتی استعفا و به شرکت دیگر رفتم. هر دو بار امکان ماندن و در قدرت بودن را داشتم ولی رفتم. هر دو بار با احساس دلتنگی رفتم و هنوز هم آنجا را دوست دارم. خوشحالم که اینچنین عمل کردم واینبار نیز همیگونه عمل خواهم کرد و با شکوهتر خواهم رفت.
پیش نوشت: فایل خیلی خوب و مفیدی بودو بابتش ازتون خیلی ممنونم. ضمن اینکه باید بگم که دلم برای فایل های صوتی فوق العاده ت خیلی تنگ شده بود.
خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتین که این سری فایلهای یادآوری رو تهیه کنید. برای من یادگیری از طریق فایلهای صوتی تو ، تا حد محسوسی (یا معنی داری)نسبت به سایر روش ها بیشتر بوده و هست.
مشتاقانه منتظرادامه این فایل ها می مونم.
پی نوشت: محمد رضا جان اگه وقت میکنی یه فکری هم به حال فایلهای رادیو مذاکره بکن.چند وقتیه که رها شون کردی.امیدوارم این رها کردن از جنس رهایی نباشه!
نکات بسیار جالب و آموزنده ای مطرح شد. البته من رفعه اول که به حدود ۱۶ سال پیش بر می گردد مواردی را رعایت کردم . اگرچه از مدیر ارشدم ناراضی بودم ولی ایشان را برای استعفاء متقاعد ساختم و الان بعد از ۱۶ سال هنوز هم به محل کار قبلی ام رفت و آمد دارم و با همکاران سابقم ارتباط خوبی را ادامه داده ام.
ولی اگر قرار باشد اینبار استعفاء بدهم حتما به نکاتی که مطرح شد توجه بیشتری خواهم نمود.
سلام
ایده فایلهای یادآوری خیلی عالیه
ممنونم محدرضا
۴ سال پیش از کار قبلی ام استعفا دادم و خیلی هم خوشحالم .با وجود مخالفت مدیر عامل و برادربزرگترم که همزمان با من یه نرم افزار سفارشی برای اون شرکت مینوشت و بار جمع کردن دیتا با من بود .اما من نمیتونستم به خاطر شرایط مالی اونجا بمونم.و اونها فکر میکردند که من به خاطر شرایط بد بازار کار همونجا میمونم.اما نموندم و الان خوشحالم چون دارم پیشرفت میکنم . از نظر روحی و از نظر تخصصی در شغلی که دارم
متشکرم
چقدر خوبه که مثال های ملموسی همیشه تو فایل ها وجود داره. ممنون.
آخرین استعفای من جایی بود که بعد از دو ماه اتفاق افتاد. بعد ازاینکه دو ماه فقط و فقط تحمل کردم و فقط وعده بهتر شدن شرایط کاری رو می شنیدم ـ بی عمل ـ ، زمانی که با مدیرم مطرح کردم سریع قبول کرد انگار که منتظر طرح استعفای من بوده فقط! ( به نظرم اصلا رفتار خوبی نبود)
هر چند که روز بعد با هزار وعده وعید جالب مثل سفر و تحصیلات در خارج از کشور وچیزهای عجیب و خنده دار بچه گول زنک، مدیرم سعی کرد با کلی صحبت منو منصرف کنه که در نهایت قبول نکردم. درست از اون لحظه من تبدیل شدم به یک کارمند بد با بدترین خصوصیات و بدون هیچ مهارتی که تنها شایسته اخراجه! شروع کرد به سم پاشی در بین پرسنل. حتا وقتی سفارش جدید کارها از مسئول دفترش رو قبول نکرده بودم و براش توضیح داده بودم که علت نپذیرفتنم اینه که تا مدت کوتاه دیگه ای از اینجا می خوام برم و می خوام از این فرصت برای به پایان رسوندن کارهای نیمه کاره ام استفاده کنم، شاکی شده بود که چرا به اون شخص این موضوع رو گفتم! (این در شرایطی بود که من به یک واحد اضافه شده بودم و نفرات دیگری برای انجام دادن همون کارها وجود داشت) با اون همه سم پاشی به نظر می رسید دوست داشت استعفای منو، اخراج نمایش بده. این نفرت انگیزترین تجربه کاری و استعفای من بود. در بقیه موارد اصلا با دلخوری از مجموعه ای جدا نشدم و کاملا با تعامل بوده.
اگرچه معمولا آدم به جایی که از اونجا جدا شده بر نمی گرده. چون اگر می شد موند، که نمی رفت.
با برخی مدیران و همکارانی که سالهای قبل کار کردم حتا شده به قدر یک تبریک سال نو در ارتباطم ولی همیشه حرصم در میاد که چرا به محیطی که دوست نداشتم (فقط با اصرار بیش از حد یکی از همکارانم) پا گذاشتم.
حس خوب به نظرم مسئله مهمیه. وقتی جایی از اولش نسبت به هیچ چیز حس خوبی نداری بعیده که این حس بعدا ایجاد بشه.این تجربه رو من از اولین لحظه معارفه با مدیرجدید داشتم و تا لحظه آخرکه دیگه رسما بیزار شده بودم. متاسفانه تنها با گزینه حقوق بالا حاضر به کار با این مدیر شده بودم که البته تنها یک گزینه اصلا کافی نبود.