Menu


مقایسه کلمات عینی و ذهنی


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۷۵۰

از دوستان متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:

  • بتوانند تفاوت کلمات عینی و کلمات ذهنی را تشریح کنند.
  • بتوانند برای کلمات عینی و کلمات ذهنی مثال بزنند.
تفاوت کلمات عینی و کلمات ذهنی

همچنانکه در نقشه راه یادگیری مهارت ارتباطی مورد اشاره قرار گرفته است، ارسال شفاف پیام‌ها یکی از زیرمجموعه‌های مهم مهارتهای ارتباطی است.

البته ممکن است با این حرف متمم موافق نباشید و معتقد باشید که گاهی اوقات، هنر ارتباط در این است که شفاف حرف نزنیم. حتی در این حالت هم، شفاف حرف نزدن و ایجاد ایهام و ابهام در گفتگو، نیازمند آشنایی با اصول شفافیت در ارتباط است.

یکی از بحث‌هایی که می‌تواند به ما در درک بهتر مفهوم شفاف بودن در ارتباط کمک کند، بحث کلمات عینی در مقابل کلمات ذهنی است:

تفاوت کلمات عینی و کلمات ذهنی

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود. ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید:

ثبت نام   نمونه درسهای کاربر‌‌آزاد

تمرین:

پنج مثال برای کلمات عینی و پنج مثال برای کلمات ذهنی بنویسید.

طبیعی است که در اینجا هم ممکن است قضاوت و سلیقه‌ی ما با یکدیگر متفاوت باشد، اما احتمالاً می‌توانیم کلماتی بیابیم که اکثر افراد، در طبقه بندی عینی / ذهنی آنها، با ما هم‌نظر باشند.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مهارتهای ارتباطی و زبان زندگی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

533 نکته برای مقایسه کلمات عینی و ذهنی

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : گروه متمم

    متن تمرین :

    الیاس عزیز.

    مطلبی که در اینجا می‌نویسم شاید به ظاهر ارتباط مستقیم با تمرین شما نداشته باشد. اما با توجه به اینکه محمدرضا شعبانعلی را به عنوان کلمه‌ای عینی مطرح کردید (که البته تا حد زیادی درست هم هست) گفتم فرصتی خوبی است تا بخشی از یک کتاب ارزشمند و تاثیرگذار را با هم مرور کنیم:

    کتابی هست به نام Life of the screen (زندگی بر روی صفحه نمایش) که توسط یکی از اساتید دانشگاه MIT در سال 1996 (حدود بیست سال پیش)‌ منتشر شده. شاید خیلی از دوستان جوان‌تری که الان دارند این متن رو می‌خونند قابل تصور نباشه که در اون زمان تنها امکان ارتباطی نرم افزارهای ساده چت مثل IRC بود و هنوز قسمت عمده‌ای از مانیتورها مونوکروم بودند و سیستم‌ عامل VAX با امکانات بسیار ضعیف، یکی از ابزارهای رایج برای اتصال به اینترنت بود.

    اما نویسنده هوشمند کتاب، خانم شری ترکل در اون زمان بحث بسیار جالبی رو مطرح می‌کنه. شری ترکل توضیح می‌ده که به تدریج با باز شدن جای «صفحه نمایش» در خانه و زندگی ما، انسانها فرصت پیدا می‌کنند تا هویت‌های مختلفی از خودشون خلق کنند. هویت‌هایی که با شخصیت، دانش، منش و سبک زندگی کاملاً متفاوت از ما، متولد می‌کنند. شناخته می‌شوند. رشد می‌کنند و حتی می‌میرند.

    در این کتاب یک فصل مهم وجود دارد که به این صورت نام گذاری شده است: «در اینترنت، هیچ کس نمی‌داند که شما یک ... هستید»

    در این فصل، توضیح داده می‌شود که با توسعه تکنولوژی، حتی انسانها و هویت آنها هم از شکل عینی به مفهومی ذهنی تبدیل می‌شود.

    شاید این حرف برای الان که اکثر ما در شبکه‌های مجازی حضور داریم و فاصله اخلاق و منش و شخصیت انسانها را در فضای فیزیکی و مجازی (و حتی در تفاوت الگوی حضور یک فرد را در شبکه‌های مجازی مختلف) می‌بینیم، حرف‌های شری ترکل چندان عجیب نباشد.

    اما قطعاً می‌توان او را برای این سطح از هوشمندی و تحلیل‌گری در بیست سال قبل، تحسین کرد.

    راستی این خانم در تد هم یک سخنرانی جالب داشته است که اگر فرصت دارید، دیدن آن خالی از لطف نیست:

    فیلم خانم شری ترکل در TED تحت عنوان: با هم اما تنها

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .