Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




کاربرد هوش هیجانی در محیط کار و زندگی شخصی


کاربرد هوش هیجانی در محیط کار و زندگی

وقتی بحث از آموزش هوش هیجانی است، معمولاً لازم نیست افراد را درباره‌ی اهمیت هوش هیجانی، متقاعد کنید.

تقریباً همه، حتی قبل از آشنایی با جزئیات هوش هیجانی، قانع هستند که هوش هیجانی مهم است و می‌تواند باعث افزایش کیفیت زندگی و نیز تسهیل پیشرفت و موفقیت شغلی شود.

از این منظر، شاید بتوان  آموزش هوش هیجانی را به آموزش زبان انگلیسی تشبیه کرد:

اگر معلم بخواهد در سر کلاس زبان، درباره‌ی کاربرد زبان در کار و زندگی صحبت کند، دانشجوها عصبانی و دل‌گیر خواهند شد و احتمالاً خواهند گفت: «ما خودمان می‌دانسته‌ایم که زبان کجا و چگونه به درد می‌خورد که به این‌جا آمده‌ایم. بنابراین، صرفاً درس را ارائه کنید و به سراغ کاربردها نروید.»

با این حال، لطفاً اجازه بدهید بعد از تعریف هوش هیجانی به شکل دانشگاهی، اکنون به زبانی ساده‌تر، درباره کاربرد هوش هیجانی در محیط کار و زندگی صحبت کنیم تا انتظار شما از یادگیری مباحث هوش هیجانی واقعی‌تر شود و دقیقاً بدانید که باید چه نوع دانش و مهارتی را جستجو کنید.

هوش هیجانی یعنی دیدن و فهمیدن و به کارگرفتن هیجان‌ها

اگر بخواهیم هوش هیجانی را به زبان ساده تعریف کنیم، می‌توانیم چنین بگوییم:

هوش هیجانی، یعنی شناختنِ احساسات و هیجاناتِ خودم و دیگران و استفاده‌ی سازنده از این شناخت.

این تعریف با تصور عمومی از هوش هیجانی فاصله دارد:

ما معمولاً تصویری که از یک فرد با هوش هیجانی بالا در ذهن داریم، چنین است:

فردی خوش‌برخورد، اجتماعی، با اعتماد به نفس بالا و خوش‌بین به آینده.

حتی بسیاری از آزمون های هوش هیجانی هم، همین ویژگی‌ها را در ما می‌سنجند و به عنوان EQ اعلام می‌کنند.

در حالی که آن تعریف، الزاماً به این تصویر منجر نمی‌شود.

جان مایر که در کنار پیتر سالووی، نقش مهمی در توسعه هوش هیجانی داشته، در کتاب On Emotional Intelligence این نکته را به زیبایی بیان می‌کند:

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌های مرتبط با هوش هیجانی هم دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  فنون مذاکره

  خودشناسی

  تحلیل رفتار متقابل

  افزایش عزت نفس

  چگونه شاد باشیم

لازم به تأکید است که پرسش‌های بالا، یک پرسشنامه رسمی سنجش هوش هیجانی نیستند که شما به دنبال کلید و تعداد مناسب پاسخ‌های مثبت و منفی بگردید.

اما نشانه‌هایی هستند که اگر تراکم آن‌ها در زندگی شما یا اطرافیان‌تان زیاد باشند، اولویت تلاش برای تقویت هوش هیجانی را افزایش می‌دهند.

اگر راحت هستید، می‌توانید بگویید که در چه شرایط و وضعیت‌هایی، حس کرده‌اید که به تقویت هوش هیجانی خود نیاز دارید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: شیما خضوعی , احمد عباسی , حمید مرادی , نریمان درافشان , کمال محتشم

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری هوش هیجانی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه هوش هیجانی

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

21 نکته برای کاربرد هوش هیجانی در محیط کار و زندگی شخصی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سارا حق بین

    سلام به دوستان

    به گفته بعضی از دوستان و همکارانم و البته امتیازهای پرسشنامه های هوش هیجانی، ظاهراً بطور نسبی هوش هیجانیم بالاست اما چند مورد هست که خودم را اذیت می کنه و باید روش کار کنم البته اگر تعریف هوش هیجانی را این در نظر بگیرم:
    هوش هیجانی توانایی درک و مدیریت احساسات خود و دیگران است.
    * مورد اول این هست که شاید من در قبال دیگران زیادی وارد نقش والد میشم و حمایت هام بیشتر از حد رابطه ام هست. حتی یکی از دوستان خوبم در این راستا اسم من رو فلورانس نایتینگل گذاشته بود.

    اوایل از این بابت خوشحال بودم، چون فکر می کردم از انسانیت حداقل بخش همدلی و همدردی و حمایت رو خوب بلدم اما بعدها تجربه هام بهم نشان داد که نباید والد همه باشم و باید احساساتم را مدیریت کنم و فقط به اندازه نقشم جلو برم که به لحاظ عاطفی، معنوی و مالی متضرر نشم و البته طرف مقابلم هم بخاطر توقعی که در من شکل خواهد گرفت و یا در اثر تغییر نقش من اذیت نشه. اخیراً مدیریتم روی این موضوع با نهیب زدن به خودم بهتر شده ولی هنوز جای کار داره.

    * مورد دوم که خیلی زیاد به مورد اول مرتبط هست رودربایستی و نه گفتن هست. با وجود اینکه برونگرا هستم و خجالتی نیستم اما در مقابل خواسته های دیگران بسیار ضعیف عمل می کنم و بارها خودم را تحت فشارهای روحی، جسمی، مالی و ... قرار دادم تا به طرف مقابل نه نگم و این موضوع بارها و بارها من را از عملکرد خودم بسیار دلخور کرده و می کنه.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .