Menu


روش مدیریت کلاس و ارائه مطلب | تجربه‌ی کارل راجرز


روش مدیریت کلاس

به این درس می‌توانید از دو زاویه‌ی کاملاً متفاوت نگاه کنید.

زوایه‌ی اول، روش مدیریت کلاس و ارائه مطلب در شرایطی است که مخاطب، تخصص بالایی در حوزه‌ی خود دارد.

زاویه‌ی دوم، دیدگاه‌های یک روانشناس بزرگ انسان گرا، درباره‌ی آموزش و یادگیری است.

از زاویه‌ی اول، می‌توانید این درس را زیرمجموعه‌ی مجموعه‌ی درس‌های سخنرانی و ارائه مطلب متمم در نظر بگیرید و از منظر دوم، می‌توانید آن را به عنوان یکی از درس‌های مکمل مهارت یادگیری بخوانید.

محتوای این درس، بر اساس بخشی از کتاب راه انسان شدن نوشته‌ی کارل راجرز تنظیم شده است.

دعوت به سخنرانی توسط دانشگاه هاروارد

کارل راجرز در کتاب راه انسان، فصلی بسیار کوتاه دارد که در پنج یا شش صفحه تمام می‌شود و هیچ نوع تناسبی با سایر فصل‌‌های طولانی کتاب ندارد.

اما در ابتدای فصل، تأکید می‌کند که مطلبی که در آن‌جا مطرح شده، مهم است و به نوعی نشان می‌دهد که آن فصل کوتاه را یکی از مهم‌ترین حرف‌های کتاب خود می‌داند.

ظاهراً دانشگاه هاروارد سمیناری را سازمان‌دهی کرده بود و از او دعوت کرده بودند تا در آن سمینار سخنرانی کند.

عنوان سمینار چنین بوده: «روش‌های تأثیرگذاری بر رفتار انسان‌ها از طریق آموزش کلاسی

از او خواسته بودند به عنوان کسی که با روان‌درمانی آشناست و با استفاده از تجربیاتی که در این حوزه دارد، درباره‌ی شیوه‌های آموزش دانشجومحور (Student-centered) صحبت‌کند.

راجرز نمی‌دانست که چگونه باید یک جلسه‌ی سخنرانی دو ساعته را مدیریت کند. آن هم با مخاطبانی که ساده و بی‌تجربه نبودند.

راجرز تا آخرین روزها سعی کرد خود را به کارهای دیگر سرگرم کرده و به سخنرانی فکر نکند. اما به هر حال، زمان سمینار نزدیک می‌شد و او باید مطلبی برای ارائه آماده می‌کرد.

جمله ای از کارل راجرز درباره دوری از تکلف و دشوارگویی

چگونه سخنرانی کنم؟

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های آموزش سخنرانی و مهارت ارائه برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با فعال شدن به عنوان عضو ویژه، به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، فضای درس‌های زیر به سخنرانی، ارائه و فن بیان نزدیک‌تر است و شاید بهتر باشد مطالعه‌ی آن‌ها را در اولویت قرار دهید:

  مهارت ارتباطی

  تحلیل رفتار متقابل | فنون مذاکره

  پرورش تسلط کلامی

  افزایش عزت نفس | حمایت اجتماعی

با توجه به این‌که در این درس، دو موضوع کاملاً متفاوت مطرح است، لطفاً در بیان دیدگاه‌های خود، ابتدا مشخص کنید که صحبت‌هایتان درباره‌ی کدام موضوع است تا دوستان دیگر، دیدگاه‌ها را ساده‌تر دنبال کنند:

شیوه‌ی راجرز در مدیریت کلاس و ارائه

 نگاه راجرز به آموزش و یادگیری

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    آمال موسوی ، کیوان بشاش ، الهام طهماسبی ، علیرضا داداشی ، vahidebadiyyan

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت ارائه و سخنرانی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت ارائه و سخنرانی

قوانین کامنت گذاری در متمم

9 نکته برای روش مدیریت کلاس و ارائه مطلب | تجربه‌ی کارل راجرز

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمد حسن حافظی

    سلام

    بعد از 20 سال تدریس به نتیجه ای رسیدم که شاید برای شما هم جالب باشه;

    به نظر بنده تدریس و فروش شباهتهای خیلی زیادی دارند:

    اول : در فروش شما خدمت یا کالایی برای عرضه دارید در تدریس هم همین طوره

    دوم : اگه کالا یا خدمت شما شبیه بقیه باشه فروش آن خیلی سخت میشه چون دائما دارید مقایسه میشید. در تدریس هم همینه در زمان دانشجویی میگفتیم روش فلان استاد خوبه یا خوب نیست یا فلان استاد اگه یک روز جزوه نیاره مطالب یادش میره و...

    سوم : بر اساس دلیل دوم شما در فروش کالا یا خدمت باید یک مزیت رقابتی داشته باشید تا دیگران شما رو انتخاب کنند.در تدریس هم همینه حتما باید یک مزیت داشته باشید یا معلومات بالا یا حوصله زیاد یا مهارت کلامی یا ارتباط چشمی قوی یا استفاده درست از تکنولوژی و الی آخر

    چهارم: شما تا خودتون به کالا یا خدمتی که می فروشید اطمینان نداشته باشید چطور میخواهید بنده رو بعنوان خریدار رو مطمئن کنید اگر شما مزیت، عیب و نیازی که کالای شما قراره برطرف کنه رو نشناسید چطور منو راضی می کنید از شما بخرم؟

    در تدریس هم همینه . فرض کنید من میخوام معادله اساسی حسابداری ( درس اول) رو درس بدم اما بعد 20 سال هنوز نمیدونم که این معادله یک متر و معیار هست و صرفا به عنوان یک سرفصل آموزشی، مطلب رو درس میدم و رد میشم و به اثرات این رفتار در بی میلی شاگردام هم توجهی نمی کنم . بعد 4 سال دانشجو با کلی انتظار و طلب از جامعه میره سر کار در حالی که اصلا نمیدونه واسه چی اومده حسابداری خونده.

    پنجم:مشتری های شما از ادیان اقوام و مذاهب و عقاید مختلف هستند که کارشناسان بازاریابی و تبلیغات شما روی این موضوعات کار میکنند و در تبلیغات و طراحی محصولات این متغیر ها رو لحاظ می کنند و فروشنده های شما برای مشتری وقت صرف می کنند

    در تدریس هم همینه شاگردان شما از قومیت های مختلف از آیین ها و رسوم مختلف حتی ممکنه از زبان های مختلف سر کلاس شما بنشینند شما به عنوان یک مربی، معلم، پرورش دهنده یا هر عنوان دیگه موظف هستید به این تفاوت ها توجه کنید. تحلیل های فردی رو بپذیرید انتقاد ها رو با هم دلی و مهربانی گوش کنید و برای شاگرداتون وقت بگذارید تا وقتی شاگردان به خونه میرند از جان و دل تکالیف رو انجام بدهند و در نتیجه عاشق درسی که میخونن بشن.

    اگه بخوام باز هم بشمارم تا فردا صبح باید براتون بنویسم

    اما نکته آخر:

    شما باید عاشق فروختن باشید تا بتونید بفروشید

    شما باید عاشق یاد دهی و آموزش باشید تا بتونید درس بدید

    یک معلم عاشق تدریس می تونه جراح عاشق پزشکی، کارگر عاشق کار، کارمند عاشق کار راه اندازی، مهندس عاشق تولید محصول نه وارادات محصول، عالم عاشق تولید علم نه کپی علم و از همه مهم تر انسان عاشق خدا و انسان تربیت کنه.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .