Menu


میوه دوریان و درسی در طراحی محصول (ست گادین)


میوه دوریان و طراحی محصول

میوه دوریان (که البته نام انگلیسی آن Durian و تلفظ مالایی آن، دوری یِن است) برای ما ایرانیان – و بسیاری از مردمی که از مناطق استوایی در جنوب شرق آسیا دور هستند – چندان آشنا نیست.

این میوه، گونه‌های متنوعی دارد که همه‌ی آنها در دو چیز مشترک هستند: یکی ارزش غذایی بالا و دیگری بوی تهوع آور.

ست گادین این میوه را بهانه‌ کرده تا نکته‌ای در بازاریابی و طراحی محصول را مطرح کند.

ست گودین و میوه دوریان

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

درس ست گودین و میوه دوریان برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان #ایده متمم مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، ما فکر می‌کنیم با توجه به علاقمندی شما به موضوع دیجیتال، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

 پرسش‌ها و پاسخ‌ها (دن اریلی)

 مدیریت تعارض

 تصمیم گیری

 مجموعه مطالب ست گادین

تمرین:

اگر با حرف ست گادین موافق هستید، چه مثالی در ذهن دارید که حرف او را تایید می‌کند؟

اگر با حرف او مخالف هستید، چه مثالی دارید؟

اگر فکر می‌کنید این حرف، می‌تواند گاهی درست و گاهی نادرست باشد، احتمالاً از هر دو دسته‌ی بالا مثال دارید. خوش‌حال می‌شویم هر دو مثال (مصداق / نقض) را مطرح کنید.

 
 

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

39 نکته برای میوه دوریان و درسی در طراحی محصول (ست گادین)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علی رسولی

    مثالی که برای تایید حرف ست گادین به ذهنم می رسد درباره جاروبرقی است:

    قبلا روایتی خوانده بودم که یکی از شرکت های ژاپنی که اقدام به حذف صدای جاروبرقی کرده بود، با فروش نرفتن محصولاتش در بازار غافلگیر شد. ظاهرا علت این بوده که مشتریان، صدای بالای جاروبرقی را معادل قدرت بالای آن در جمع کردن زباله ها و تمیزی بیشتر می دانستند. حال با نگاه ست گادین می توان گفت:

    مشتری جاروبرقی، کسی است که خانه را جارو می کند و بازخورد و نیاز او، قدرت بالای جاروبرقی در کشیدن زباله هاست.

    اما سایر افراد منزل مشتری جاروبرقی محسوب نمی شوند و بازخورد و خواسته آنها  کاهش صدای جاروبرقی است.

    پس احتمالا ست گادین در این مورد هم نظرش اینست که از نظر بازاریابی بهتر است جاروبرقی با صدای بالاتر تولید کنیم!

     

    اما مثال های نقضی که به نظرم می رسند درباره استیوجابز و فورد هستند که اعتقادی به بازخورد گرفتن از بازار (مشتری و غیرمشتری) نداشتند. از فورد نقل می کنند که "اگر از مردم می پرسیدم که چه می خواهند، آن ها می گفتند اسب سریع تر"

    (البته برخی ها این نقل قول از فورد را رد کرده اند، اما در هر صورت این مثال می تواند مدل ذهنی این افراد را تا حدودی شفاف کند)

     

    جمع بندی من اینست که در تغییرات (ایجاد بهبودهای کوچک و تدریجی) بهتر است در جهت بازخورد و نظر مشتریان حرکت کنیم. اما در تحولات و محصولات نوآورانه و فناورانه که چندان در امتداد مسیر قبلی نیستند و در تصور عامه مردم و مشتریانمان نمی گنجند، بهتر است طبق تشخیص خودمان پیش برویم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .