Menu


خرید درمانی: راهکاری برای بهبود ناراحتی و افسردگی؟


خرید درمانی

خرید درمانی یا Retail Therapy اصطلاحی است که برای خرید کردن با هدف تغییر حال و هوا و خلق و خو به کار گرفته میشود.

اصطلاح خرید درمانی، در ابتدا با بار معنایی مثبت به کار گرفته نمی شده است.

بیش از سی سال قبل، وقتی شیکاگو تریبون برای نخستین بار این ترکیب را به کار برد و آمریکایی ها را مردمی نامید که زندگی را در سبدهای خرید خود جستجو میکنند و دردهای خود را با خرید، درمان میکنند، قطعاً خرید درمانی مفهومی مثبت نبوده است.

اما امروز، تاثیر خرید بر روی خلق و خوی، توسط تحقیقات متعدد به اثبات رسیده است. شاید تحقیقات سلین آتالای و مارگارت ملوی، یکی از نمونه‌های خوب این نوع تحقیقات باشد.

خرید درمانی و اثرات آن

البته اگر بخواهیم از دید دوستان متممی که به حوزه #تسلط کلامی توجه و حساسیت دارند به کلمه‌ی خریددرمانی نگاه کنیم، باید توجه داشته باشیم که کلمه‌ی درمان، یک تعبیر علمی نیست و منظور از خریددرمانی، صرفاً تجربه‌ی اثرات مثبت ذهنی در هنگام خرید است.

در اینجا به بررسی برخی از ریشه‌های اثرات مثبت خرید درمانی می‌پردازیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین درس خرید درمانی:

چه نکات یا تجربیات دیگری در حوزه‌ی خرید درمانی دارید که مناسب می‌دانید برای دوستان خود مطرح کنید؟

در صورتی که زیر این مطلب، علامت بگذارید و بگویید که در حوزه علاقه شما قرار دارد، متمم مطالب دیگر مرتبط با روانشناسی خرید را برای شما تنظیم و منتشر خواهد کرد.

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مبانی روانشناسی پول به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مبانی روانشناسی پول

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

234 نکته برای خرید درمانی: راهکاری برای بهبود ناراحتی و افسردگی؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    من هم از جمله افرادی هستم که خرید درمانی برایم، آثار مثبتی به همراه داشته و داره.

    اما اصولی رو در موردش رعایت می‌کنم که دوست داشتم اینجا بنویسم:

    * در لحظه‌ی ناراحتی، در مورد اینکه چه چیزی بخرم تصمیم نمی‌گیرم. معمولاً همیشه فهرستی از خریدهای قابل تعویق (deferrables)  دارم. عمداً از اصطلاح خریدهای قابل تعویق استفاده می‌کنم. چون لغت خرید ضروری و خرید غیرضروری رو دوست ندارم.

    فکر می‌کنم تنها خریدهای ضروری، خریدهای حیوانی هستند (غذا. سرپناه. آمیزش با جنس مخالف و ...) و انسان بودن، از خریدها و رفتارهای غیرضروری آغاز میشه (کتاب خواندن، شعر حافظ خواندن، موسیقی گوش دادن، تابلو به دیوار زدن و ...). فکر می‌کنم اصطلاح مصرف گرایی و کالاهای ضروری و کالاهای تجملی و ...، پسمانده ی تفکرات تاریخ مصرف گذشته در فرهنگ ماست.

    اما خریدها قابل تعویق هستند. من دلم می‌خواهد نسخه‌ی زیبایی از حافظ یا یک تابلوی زیبا یا یک خودکار خوش دست یا یک لباس خوش رنگ یا یک فیلم بسیار دوست داشتنی را تهیه کنم که در حالت عادی، چون ضرورتی برای آن نمی‌بینم، آن را به تاخیر می‌اندازم.

    هر زمان که قصد خرید دارم، به سراغ آن فهرست می‌روم. چون می‌دانم در زمان سرحال بودن هم، هنوز آن خرید جزو علائقم بوده است.

    * برای روزهایی که چنین حسی دارم، در رفتن به فروشگاه، از کارتهای بانکی استفاده نمی‌کنم و پول نقد می‌برم. تا سقف هزینه ای که انجام می دهم مشخص باشد.

    * معمولاً در ماه، سهم مشخصی از درآمدم را برای خریدهای بی بهانه و بی دلیل اختصاص می‌دهم، تا حتی اگر هم بعداً دیدم که آن خرید اشتباه بوده، ناراحتی مضاعف ایجاد نشود. این سهم، بخش کوچکی از درآمد من است و هرگز از آن فراتر نمی‌روم.

    * به تجربه آموخته‌ام که تعداد اقلام خرید، مهم‌تر از حجم ریالی خرید است. بنابراین اگر از سر ناراحتی و برای تعویض حال و هوا، به سراغ خرید بروم، همیشه در خاطر دارم که خرید یک قاب برای موبایل، عموماً به اندازه‌ی خرید یک موبایل و خرید یک آدامس با طعم جدید عموماً به اندازه‌ی امتحان کردن یک رستوران جدید، اثر دارد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .