Menu


موانع و مشکلات کار تیمی (۳): تفکر گروهی یا گروه اندیشی


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۲۹۴۹۸
پیش نیازهای مطالعه این درس: از دوستان متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • بتوانند تاریخچه شکل گیری مفهوم تفکر گروهی (Groupthink) را به صورت مختصر شرح دهند.
  • بتوانند تفکر گروهی (یا گروه اندیشی)‌ را تعریف کنند.
  • بتوانند سه دسته اصلی نشانه های تفکر گروهی را که ایروینگ جانیس مطرح کرده فهرست کنند.
  • کسانی که با بحث مفهوم پردازی آشنا هستند و تمرین این درس را هم انجام می‌دهد و به محتوای تشویقی درس دسترسی پیدا می‌کنند، علاوه بر موارد فوق، باید بتوانند ایرادها و نقدهای وارد بر مفهوم تفکر گروهی را نیز شرح دهند.
تعریف تفکر گروهی

حدود چهار دهه از زمانی که ایروینگ جانیس، اصطلاح Groupthink را مطرح کرد می‌گذرد. اصطلاحی که تنها سه سال پس از مطرح شدن، در سال ۱۹۷۵ به دیکشنری وبستر افزوده شد.

با توجه به اینکه در آن زمان ابزارهایی مانند اینترنت و شبکه های اجتماعی وجود نداشتند و واژه‌ها به سرعت فراگیر نمی‌شدند، می‌توانید حدس بزنید که این مفهوم چقدر برای مردم آشنا و قابل درک بوده است. البته بعداً وبستر اشاره کرد که این واژه قبلاً هم به صورت محدود به کار برده شده است. اما کسی قبل جانیس نتوانست آن را به صورت فراگیر به فرهنگ عمومی مدیریتی جهان بیفزاید.

کتاب قربانیان گروه اندیشی یا قربانیان تفکر گروهی - ۱۹۷۲ - اروینگ جانیس

در زبان فارسی هم Groupthink به تفکر گروهی و نیز گروه اندیشی ترجمه شد و مانند سایر نقاط جهان، به یکی از بحث‌های کلیدی در مدیریت و رفتار سازمانی و کار تیمی، تبدیل شد.

جانیس تفکر گروهی را به صورت زیر تعریف کرد:

تعریف تفکر گروهی:

تفکر گروهی یا گروه اندیشی به این معناست که در یک گروه،‌به خاطر فشارهای درون‌گروهی، کارایی ذهنی و قدرت تحلیل اعضا کاهش یابد.

همچنین واقعیت سنجی (Reality Testing) افت کند و این مسئله کمتر مورد توجه قرار گیرد که حرف‌ها و نظرات و تصمیم‌ها، تا چه حد با واقعیت دنیای بیرونی تطبیق دارند.

کم‌توجهی و بی‌توجهی به معیارهای اخلاقی نیز، ویژگی دیگر گروه اندیشی است.

ایروینگ جانیس هشت نشانه برای گروه اندیشی تعریف کرد و آن نشانه‌ها (یا به عبارتی عوارض تفکر گروهی) را در قالب سه دسته طبقه بندی کرد.

 توجه داشته باشید که در گروه اندیشی ما نمی‌گوییم همه‌ی گروه‌ها گرفتار عوارض زیر می‌شوند. بلکه بحث این است که اگر موارد زیر در یک گروه مشاهده شد، می‌توانیم بگوییم که در دام گروه اندیشی گرفتار شده است. 

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین درس گروه اندیشی (تفکر گروهی):

اگر تجربه‌ای از گروه اندیشی را در گروه‌های دوستی خود و یا تیم کاری خود و یا شرکت خود به خاطر می‌آورید، بر اساس دسته بندی سه گانه‌ی جانیس، برخی از نشانه‌های آن را ذکر کنید.

اگر هم در محیط کاری خود، مثالی ندارید (یا ترجیح می‌دهید مطرح نکنید) در قالب یک سناریوی فرضی، تجربیات و نظرات خود را طرح کنید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مهارت کار تیمی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

18 نکته برای موانع و مشکلات کار تیمی (۳): تفکر گروهی یا گروه اندیشی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : هنگامه

    برای مثال  گروه اندیشی یک سریال خانوادگی قدیمی به ذهنم اومد که فکر می کنم بیشتر دوستان اون رو به یاد داشته باشند و اون هم سریال "پدر سالار "هست.البته من خودم بسیاری از جزئیات سریال مثل نام شخصیت ها و جزییات وقایع رو فراموش کردم اما کلیاتی که در ذهنم مونده با مبحث گروه اندیشی مطابقت داره.در اینجا داستان کلی سریال رو برای دوستان تعریف میکنم:

    داستان حول پدری شکل گرفته بود که در خانواده خودش سالاری می کرد.اعضای خانواده که شامل همسر و فرزندان و عروس ها و نوه ها بودند همه در یک خانه قدیمی زندگی می کردند و اعضای دورتر که شامل عمو و زن عمو و خاله خانوم بود هم به نوعی از پدر سالار حساب می بردند.

    این خانواده در نگاه اول،خانواده صمیمی و متحدی به نظر می آمدند که هیچ گونه تنشی در بین خود ندارند."تصویر گروه یکپارچه".

    پدر سالار از وضع موجود راضی بود و به نظر خودش خانواده یکپارچه و یکدستی را بوجود آورده بود که در آن همه از وضع و موقعیت خود راضی هستند و احساس خوشبختی می کنند"تخمین بالا دست در ارزیابی گروه"

    اما این یکپارچگی ظاهری در نتیجه "خود سانسوری" عروس های خانواده در ابراز نارضایتی از وضع موجود،و "سکوت"پسرهای خانواده در مقابل نارضایتی همسرانشان ایجاد شده بود.

    مادر خانواده نقش "محافظ گروه "را بر عهده داشت و اگر هم گله و شکایتی از وضع موجود بود،مانع از رسیدن آن به گوش پدر سالار می شد تا از بروز تنش جلوگیری شود.

    در این بین عروس جدید خانواده که برادرزاده پدرسالار بود علی رغم علاقه قلبی به عمو و خانواده اش و نیز با وجود احترامی که برای آنها قائل بود،از انجام یکی از سنتهای آنها یعنی زندگی در خانه ای مشترک با دیگر اعضای خانواده سر باز زد و خواهان این شد که زندگی مشترک خود با پسر کوچک خانواده را در منزلی مستقل شروع کند.این موضوع از دید پدر سالار به معنی جنگ و ناسازگاری با او برداشت شد و از این رو با خواسته عروس جدید و پسرش به شدت مخالفت و حتی آنها را طرد کرد."فشار بر مخالفان"

    در داستان خاله خانومی هم حضور داشت که در جدل و رقابتی قدیمی با پدرسالار بود و بعد از ایجاد اختلاف در خانواده به قصد میانجیگری و البته رقابت غیر مستقیم با پدرسالار وارد داستان شد اما همه حرفها و اقدامات او از جانب پدر سالار با دید منفی قضاوت می شد ."دشمن در بیرون است" و فرزندان خودش رو از ارتباط با او منع کرد.

    نهایتا سریال پدر سالار با تجدید نظر او در سلایقش،انعطاف پذیری نسبت به خواسته های فرزندان و نیز تغییر دید و نگرش نسبت به عروس جدید و البته خاله خانوم به خیر و خوشی تمام شد.اما داستان این سریال می تواند مثال خوبی باشد بر اینکه برای بقای گروه می بایست پذیرای دیدگاههای منتقد بود و در برخورد با نظرات مخالف انعطاف پذیری نشان داد و با تغییرات زمانه  و محیط پیش رفت.در غیر این صورت گروه دچار  "گروه اندیشی " شده و محکوم به فنا خواهد بود.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .