چند نکته و تمرین برای سخنرانی و مهارت صحبت کردن در جمع
در مجموعه درسهای سخنرانی و فن بیان، تمرینهای متعدد و متنوعی برای خوب حرف زدن در جمع مطرح شده است.
از جمله این که در درس چند نکته و روش برای افزایش تسلط بر سخنرانی، تکنیکها و تمرینهای مختلفی را - با تمرکز بر نیازهای فردی که قرار است در آیندهی نزدیک یک سخنرانی مهم داشته باشد - مطرح کردهایم.
این درس، بیشتر بر روی چند نکته و تمرینِ اولیه متمرکز است و کمک میکند تا اثربخشی تمرینهای شما در طول مدتی که درسهای مربوط به مهارت های صحبت کردن در جمع را مطالعه میکنید، افزایش پیدا کند.
بنابراین نکات و تمرینهای مطرح شده در این درس، برای رفع نیاز فوری و لحظهای شما طراحی نشده و بیشتر بر روی بهبود بلندمدت مهارت سخنرانی در جمع متمرکز شده است.

مهارت سخنرانی و صحبت کردن در جمع، برای برخی از ما یک آرزو و برای بسیاری از ما یک دغدغه و نیاز جدی است.
گروهی از ما به عنوان یک علاقهی شخصی، دوست داریم در جمع دوستان، در جلسات کاری، در سمینارها و کلاسها، خوب حرف بزنیم و سخنرانی کنیم. گروه دیگری هم هستند که شاید علاقهای به این کار نداشته باشند، اما به تجربه دریافتهاند که فرار کردن از صحبت کردن در جمع در محیط کسب و کار و فضاهای اجتماعی امروز، تقریباً غیرممکن است:
یک فروشنده حرفه ای باید بتواند در کنار اسلایدهای معرفی محصول بایستد و برای جمع حرف بزند.
خصوصاً در فروش B2B که بسیاری از جلسات فروش، در قالب صحبت کردن برای چند نفر مخاطب (از واحدهای مختلف سازمان) اجرا و برگزار میشود.
مهم نیست که مدیرعامل شرکت چقدر توانمند است، اما همکاران او انتظار دارند در مناسبهای مهم، او با حرف زدن و سخنرانی خود، به بحثها و جلسات و مراسمها و مهمانیها رسمیت ببخشد.
در گذشته، به عنوان مثال کلاسیک از شغل مناسب برای یک فرد درونگرا به مدیر مالی اشاره میکردند و از این منظر، جایگاه او را در مقابل مدیر فروش (نیازمند به برونگرایی و تعامل اجتماعی گسترده) قرار میدادند.
اما این مثالها فقط برای کتابها و کلاسهاست. مدیر مالی هم میداند که خوب حرف زدن، برای او یک مهارت ضروری است و لازم است بتواند در حضور مدیران شرکت یا هیات مدیره و سهامداران، از تصمیمها و سیاستهای واحد خود دفاع کند.
ترس از صحبت کردن در جمع و سخنرانی
پیش از هر چیز، بهتر است با ترس از سخنرانی در جمع (یا به عبارت دقیقتر: گلاسوفوبیا) کنار بیایید. این ترس، در کنار ترس از بیماری، مرگ، ارتفاع، جانوران و شنا در آبهای عمیق، یکی از ترسهای اصلی انسان امروزی است و شما در این زمینه، تنها نیستید.
ترس از حرف زدن در مقابل جمع حتی در افراد حرفهای هم وجود دارد و با وجودی که با تمرین کمتر میشود، هرگز به صورت کامل از بین نمیرود.
اگر به سراغ سخنرانهای حرفهای – که بارها در مقابل جمعهای بزرگ سخنرانی کردهاند – بروید، عموم آنها صادقانه اعتراف میکنند که هنوز هم در شروع سخنرانی اضطراب دارند.
البته ممکن است این اضطراب – بسته به عوامل مختلف – برای یک نفر دو دقیقه، برای فرد دیگری پنج دقیقه و برای فرد دیگری تا پایان سخنرانی طول بکشد.
بنابراین آنچه شما باید به تدریج و با تمرین بیاموزید، مدیریتِ ترس از حرف زدن در میان جمع است و نه از بین بردن ترس.
ما در دو درس با عنوانهای شناخت استرس سخنرانی و نیز طبقه بندی علت های استرس هنگام سخنرانی تا حدی به این موضوع پرداختهایم.
اما مهم است قبل از همهی تمرینها، ترسیدن، اضطراب و هول شدن را به عنوان پیشامدهایی طبیعی در نظر بگیرید و با آنها راحت باشید. در غیر این صورت، ممکن است به سرعت و در نخستین تمرینها، از خودتان ناامید شوید.
طبیعی است تکرار، تمرین و تلاش، میتواند تسلط شما را بر سخنرانی افزایش دهد و این روند، در طول زمان طی خواهد شد.
اما فعلاً در حد نخستین توصیهها برای ابتدای مسیر، مناسب است بر یک توصیه کلیدی تأکید کنیم:
این را همواره به خاطر بسپارید که برای خوب حرف زدن در مقابل جمع، لازم نیست حرفها و سخنرانی خود را از قبل، حفظ کنید.
حفظ کردن دقیق متن سخنرانی و تلاش برای تکرار کلمه به کلمهی آن، باعث میشود که در طول سخنرانی، انرژی زیادی از شما گرفته شود.
همچنین این احتمال وجود دارد که با فراموش کردن یک کلمه یا جملهی خاص، احساس کنید که روند سخنرانی به کلی از اختیارتان خارج شده و اضطرابتان افزایش پیدا کند.
اضطراب، خودش را بازتولید میکند و لحظه به لحظه، تسلط شما بر خود و سخنرانیتان کاهش خواهد یافت.
به همین علت، بسیاری از مربیان سخنرانی، روش زیر را برای سخنرانی توصیه میکنند:
صرفاً نقشه و مسیر کلی حرفهای خودتان را ترسیم و ثبت کنید:
- اینکه چگونه سخنرانی را شروع کنید و جملات آغازین شما چه باشد.
- مرور و بررسی قصهها، داستانها و مثالهایی که احتمالاً در سخنرانی مطرح خواهید کرد.
- انتخاب آمارها و گزارشهایی که به آنها اشاره خواهید کرد.
- روند کلی سخنرانی و نکاتی که در پایان به عنوان جمع بندی سخنرانی مطرح خواهید کرد.
پس از مشخص شدن مسیر کلی و المانهای سخنرانی خود، اجازه دهید که جملات، آن طور که پیش میآید بر زبان شما جاری شوند.
برای تسلط بر روند سخنرانی، باید بتوانید انرژی خود را مدیریت کنید
توان ذهنی همهی ما محدود است.
در تعریف استرس هم آموختهایم که استرس یعنی اینکه در یک مقطع زمانی مشخص، منابع مورد نیاز ما بیشتر از منابع در دسترسمان باشد.
بنابراین – در حد یک نگاه ساده و ابتدایی – میتوانیم اضطراب و استرس سخنرانی را از این زاویه ببینیم که: «هرگاه توان ذهنی ما برای مدیریت کل فرایند سخنرانی و حواشی آن کافی نباشد، استرس را تجربه خواهیم کرد.»
اجازه بدهید این مسئله را با یک مثال عددی، که البته به هیچ وجه دقت علمی ندارد، بررسی کنیم:
استفاده از کلمات: فعالیتی با مصرف انرژی بالا
فرض کنید یک سخنران حرفهای روی سن میرود و برای لحظهای کوتاه، به جمعیتی که مشتاق و با هیجان و بعضاً با تردید به او خیره شدهاند، نگاه میکند.
احتمالاً او دچار اضطراب میشود و در عین حال، میخواهد سخنرانی را آغاز کند.
فرض کنید چنین فردی دارای تسلط کلامی نسبتاً بالایی است و مغز او، برای جملهسازی و جستجوی کلمات، نیاز به صرف انرژی چندانی نداشته باشد (مثلاً ۲۰٪ توانایی ذهنی او برای جمله سازی و یافتن کلمات مناسب کافی باشد).
چنین فردی میتواند با ۸۰٪ باقیماندهی توان ذهنی خود، حواشی سخنرانی (از جمله اضطراب درونی و حرکتها و بینظمیهایی را که در کنارههای سالن دیده میشوند) را مدیریت کند.
اما فرض کنید که این شخص مهارت کلامی چندانی ندارد و حتی در خلوت خود نیز، وقتی میخواهد چند جمله بسازد و حرف بزند، ۶۰ تا ۷۰ درصد توان ذهنیاش درگیر بازی با کلمات میشود.
میتوان حدس زد که انرژی باقیمانده در چنین فردی، برای مدیریت اضطراب و حواشی سخنرانی کافی نخواهد بود و کوچکترین اتفاق پیشبینینشده یا رفتار آزاردهنده، میتواند او را به کلی از مسیر سخنرانی منحرف کند.
البته جملهسازی و کنار هم چیدن کلمات، تنها فعالیت انرژیبر در یک سخنرانی نیست؛ اما بیتردید یکی از مهمترین آنهاست.
حرف زدن مدیریت شده؛ تمرینی برای انتخاب کلمات مناسب در سخنرانی
شاید اصطلاح Toastmaster را شنیده باشید. این اصطلاح برای کسانی به کار میرود که در انجام سخنرانی های کوتاه مهارت دارند.
Toastmaster الزاماً قرار نیست از توانایی سخنرانی مثلاً هشتساعته در یک سمینار آموزشی بهرهمند باشد. اما میتواند در شروع یک مهمانی، در جلسه معارفه و تودیع شرکت، در آغاز یک سمینار یا شرایطی مانند اینها، سخنرانی کوتاهی (مثلاً در حد پنج دقیقه) داشته باشد.
یا اینکه میتواند در میانهی سخنرانیهای متوالی در یک سمینار، چند دقیقهای صحبت کند و آنها را به هم ارتباط دهد.
مدیری که پس از شنیدن صحبتهای همکاران خود در جلسهای چند ساعتی، میایستد و در ده یا بیست دقیقه، حرفها را جمعبندی میکند نیز، در این جایگاه قرار دارد.
انجمنی هم به این نام وجود دارد و اعضای آن هم در نقاط مختلف جهان میکوشند به کسانی که به تازگی وارد حوزهی سخنرانی و سخنوری شدهاند، در طی کردن بهتر این مسیر کمک کنند.
جالب اینجاست که بخش قابل توجهی از تمرینهایی که در این نوع مجامع انجام میشود از جنس مهارت کلامی است.
از میان این تمرینها هم، تعداد قابلتوجهی، کمابیش ساختار مشابه دارند. ساختاری که به آن، حرف زدن مدیریت شده یا Self Moderated Speech گفته میشود.
ما در اینجا به دو نمونه از آنها اشاره میکنیم؛ اما طراحی و اجرای این تمرینها، تا حد زیادی به سلیقه و حالوهوای شما و دوستانتان باز میگردد.
بنابراین آنچه در ادامه میآید را صرفاً به عنوان ایدههایی برای طراحی تمرینهای مشابه در نظر بگیرید.
در جمع دوستانتان، یک موضوع مشخص را برای سخنرانی (یا صحبت کردن معمولی) انتخاب کنید.
پیش از شروع صحبت، با یکدیگر صحبت کنید و پنج کلمهی کلیدی بحث را روی یک کاغذ بنویسید. کلمههایی که به نظر میرسد حتماً برای چنین گفتگویی لازم باشند.
سپس پنج دقیقه دربارهی آن موضوع صحبت کنید؛ اما بکوشید از کلماتی که ممنوع کردهاید استفاده نکنید.
به عنوان مثال، میتوانید کلمات زیر را برای یک سخنرانی پنج دقیقهای دربارهی تکنولوژی ممنوع کنید:
اگر دوستانی در کنار خود ندارید که علاقهمند به اجرای چنین تمرینهایی باشند، میتوانید خودتان در خلوت خود صحبت کنید و حرفهایتان را ضبط کنید و سپس، تعداد خطاهایتان را بشمارید.
هر بار که یکی از کلمات ممنوعه را بهکار میبرید، یک خطا محسوب میشود.
حتی اگر اشتباه کردید و کلمهی ممنوعی را به کار بردید، صحبتها را هرگز قطع نکنید؛ صرفاً بکوشید که اشتباههای بیشتری انجام ندهید.
همین کار به شما یادآوری میکند که یک سخنرانی هرگز نباید به خاطر یک خطا متوقف شود.
کاهش قطعیت در یک جمله
در مورد یک موضوع یا شخص خاص، نظر خود را در قالب یک جمله روی کاغذ بنویسید.
سپس بکوشید با تکمیل کردن آن (تا رسیدن به یک پاراگراف)، قطعیت جملهی خود را کاهش دهید. عادت به این کار، ضمن افزایش تسلط کلامی شما، باعث میشود که در آینده بهانههای کمتری در اختیار مخاطبانی بدهید که با خود عهد کردهاند، به هر شیوهی ممکن از شما ایراد بگیرند و صحبتهایتان را به چالش بکشانند.
شازده کوچولو، قطعاً معروفترین داستان در جهان است.
حالا فکر کنید که آن مخاطب مشکوک و وسواسی، چه خواهد پرسید و چگونه شما را به چالش خواهش کشید.
او ممکن است بپرسد: از کجا مطمئنی که شازده کوچولو، معروفترین است؟
حالا میتوانید حرف خود را اصلاح کنید:
شازده کوچولو، یکی از معروفترین داستانهای جهان است.
اوضاع کمی بهتر شد. اما حالا ممکن است باز هم بگویند معیار تو از معروفیت چیست؟ فروش؟ تحقیقات انجام شده بین مردم و خوانندگان؟ یا شاخص دیگر؟
به نظر میرسد که معروفیت، صفت دردسرداری است. شاید بهتر باشد به جای آن، از صفت دوستداشتنی استفاده کنید:
شازده کوچولو، یکی از رمانهای دوست داشتنی جهان است.
بهتر شد. اما اوضاع هنوز خوب نیست. اگر طرف مقابل قصد کرده باشد که چالشی ایجاد کند، ممکن است بگوید: من که دوستش نداشتم!
پس باز هم میتوانید قطعیت جملهی خود را کاهش دهید و فرصت نقد کردن را از طرف مقابل بگیرید:
در صحبت با دوستان و آشنایانم، کمتر کسی را دیدهام که رمان شازده کوچولو را دوست نداشته باشد.
حالا خیلی بعید است که طرف مقابل بتواند حرفی بزند.
اگر هم حرفی زد میتوانید بگویید: «شاید سلیقهی دوستان و آشنایان من با دوستان و آشنایان شما تفاوت دارد.»
آیا واقعاً قرار است در سخنرانیها با چنین وسواسی حرف بزنیم؟ هرگز.
میدانیم که اغلب مخاطبانتان هم، تا این حد بیمار نیستند که با خود عهد کرده باشند تحت هر شرایطی از شما ایراد بگیرند.
این فقط یک بازی است. اما ما را عادت میدهد تا جملات خود را هوشمندانهتر انتخاب کنیم.
همینکه نگویید ما اولین تولیدکنندهی … یا بزرگترین و معتبرترین شرکت … در کشور هستیم، دستاورد خوبی است؛ ضمن اینکه با این شیوه، جملههای شما طولانیتر میشود.
مفاهیم مانند آجر هستند و برخی کلمات و اصطلاحات و عبارات و تعابیر، در میانهی آنها نقش ملات را ایفا میکنند. به این معنا که ساختاری زیباتر، منسجمتر و محکمتر به بنای حرفهایتان میدهند.
این را هم به خاطر داشته باشید که با چنین تمرینهایی، شما ذهن خود را وادار به تمرین و نرمش میکنید.
تکمیل کردن یک متن ناقص
یک کتاب را انتخاب کرده و صفحهای از آن را بهصورت تصادفی باز کنید.
سه کلمهی اولین جملهی صفحه را بخوانید و با آن جملهی دیگری بنویسید یا بگویید.
پس از مدتی که این تمرین را تکرار کردید، تعداد کلمات را به چهار و پنج و بیشتر افزایش دهید.
هدف نهایی این است که یک پاراگراف را بخوانید و پاراگراف بعدی را به سلیقه خود – و البته با حفظ پیوستگی – بگویید یا بنویسید.
میوهی مهارت در این بازی را روزی تجربه خواهید کرد که بعد از سخنران قبلی صحبتهای خودتان را آغاز کنید و مخاطبان ببینند که هنرمندانه بحث خود را به گفتههای او متصل میکنید.
حرف زدن مدیریت شده، صرفاً یکی از انواع تمرینهای کلامی است و تمرینهای بسیار متنوعی در این زمینه وجود دارد.
تسلط بر دنیای کلمات، هرگز شرط کافی برای مهارت سخنرانی نیست، اما شرط لازم آن است.
آنهایی که حرف زدن مدیریت شده را تمرین میکنند، پس از مدتی از آن به عنوان یک بازی لذت میبرند و میبینند که سخنرانی، شکل بسیار سادهتری از این بازی است.
البته انتخاب با شماست.
میتوانید برای این نوع تمرینها و بازیها وقت نگذارید و همیشه، با اضطراب و نگرانی، در انتظار لحظهای باشید که نوبت شما برای حرف زدن فرا میرسد.
تمرین و مشارکت در بحث
غیر از موارد فوق، چه تمرینهای دیگری دیدهاید یا شنیدهاید که از جنس حرف زدن مدیریت شده محسوب شوند؟
اگر بخواهید با خلاقیت خودتان یا به سلیقهی خودتان، تمرین دیگری طراحی و اجرا کنید، چه تمرینی پیشنهاد میکنید؟
میتوانید مسیر تعریفشدهی درس مهارت سخنرانی را ادامه دهید و درس استرس سخنرانی را مطالعه کنید.
اگر کمی شتابزده هستید، میتوانید مستقیماً به سراغ درس تمرین هایی برای افزایش تسلط بر سخنرانی بروید.
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت ارائه و سخنرانی به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت ارائه مطلب و سخنرانی (نقشه راه درس)
- برای تقویت فن بیان روی کدام مهارتها وقت بگذاریم؟ | آموزش فن بیان
- چند نکته و تمرین برای سخنرانی و مهارت صحبت کردن در جمع
- شناخت بهتر استرس سخنرانی و صحبت در مقابل جمع
- گام اول در غلبه بر استرس هنگام سخنرانی | طبقه بندی علتهای استرس
- فایل صوتی آموزشی | مهارت سخنرانی و فن بیان
- فایل صوتی آموزشی | برنامه ریزی برای سخنرانی در جمع
- مخاطب شناسی در سخنرانی | توجه به شرایط محیطی
- مخاطب شناسی در سخنرانی | موضع مخاطب نسبت به سخنران و سخنرانی چیست؟
- روش مدیریت کلاس و ارائه مطلب | تجربهی کارل راجرز
- نکات و تکنیکهای برقراری ارتباط چشمی در سخنرانی
- تله پرامپتر یا اتوکیو چیست؟ آیا سخنرانان حرفه ای از آن استفاده میکنند؟
- تنظیم متن سخنرانی | چند نمونه چارچوب و ساختار رایج
- یادداشت سخنرانی | آیا استفاده از یادداشت برای سخنرانی درست است؟
- نکاتی درباره سخنرانی معرفی ایده / محصول / کسب و کار
- چگونه از حرفها و ایدههایتان در سخنرانی پشتیبانی میکنید؟
- برای کاهش استرس سخنرانی باید “توهم شفافیت” را بشناسید
- تمرین سخنرانی | چند نکته و روش برای افزایش تسلط بر سخنرانی
- سخنرانی های تد (Ted Talks) | این سخنرانیها چقدر مفید هستند؟
- سایت تد TED | پیشنهاد چند سخنرانی
- رادیو متمم | ترکیب اطلاعات و سرگرمی در سخنرانی
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : سامان عزیزی
تمرين پيشنهادي اول:
يك جمله خاص انتخاب كنيم مثلاً "شازده کوچولو، یکی از رمانهای دوست داشتنی جهان است." بعد سعي كنيم حداقل ده جمله ديگه كه همون مفهوم رو ميرسونه بجاي جمله اصلي بكار ببريم-طبيعتاً اگه زمان محدودي هم براش در نظر بگيريم،شبيه سازي بيشتري با فضاهاي پر استرس انجام داده ايم
تمرين پيشنهادي دوم:
يك حوزه خاص مثلاً "تكنولوژي" انتخاب كنيم و همراه با يك يا چند نفر ديگه يك مكالمه راه بيندازيم-منظور من از مكالمه در اينجا مفهومي بر وزن مشاعره ست !-به اين صورت كه من يك كلمه توي اين حوزه به كار ميبرم و با حرف آخر اون كلمه نفر بعدي شروع به ساختن كلمه بعدي ميكنه .چيزي شبيه اين روند: كامپيوتر-ريستارت-تبلت-تكنسين-نمايشگر-رباتيك-كيس-سايت-تبادل اطلاعات-...
(شايد بهتر باشه كه حوزه هايي رو انتخاب كنيم كه با اونها آشنايي نسبي داريم تا بازي اثرگذارتري داشته باشيم)
تمرين پيشنهادي سوم:
همانند تمرين اول يك جمله انتخاب كنيم و سعي كنيم حداقل ده جمله نقيض اون رو بيان كنيم
با سلام
به نظرم این میتونه جالب باشه که در قالب یک بازی چهار پنج نفره ، افراد موضوعی رو انتخاب کنند و شروع به سخنرانی کنند و هر فرد دو دقیقه وقت داشته باشه بصورت بداهه در مورد موضوع سخنرانی کنه و بعد از پایان دو دقیقه نفر دوم در ادامه سخنرانی نفر اول و بصورت بداهه بحث رو ادامه بده و این روند بصورت چرخشی ادامه پیدا کنه، قوانین این بازی میتونه اینجوری باشه که هر کس در سخنرانی بیشتر از پنج ثانیه مکث کنه باخته ، بازی باید تا جایی ادامه پیدا کنه که فقط یک نفر به عنوان برنده باقی بمونه
من سعی میکنم وسط بحث با کلمات بی ربط جملات معناداری بسازم که به بحث مربوط باشه یا اصلا نقطه شروع بحث جدیدی باشه یا فقط با کلمه ها و جمله ها بازی میکنیم و سعی میکنیم ازشون مفهومی خارج کنیم.
من بازسازی میکنم. به این صورت که جمله ها و متن های مورد علاقه م که توی کتابا یا از اینترنت میخونم رو توی گوشیم یادداشت میکنم، و بعد سعی میکنم با حفظ قالب نوشته و وفاداری به موضوع ، با کلمات و ترکیبات خودم بازنویسی ش کنم . کپشن های روزنوشت اینستاگرمی خوراک این ماجرا هستن. البته پُرواضحه که نمیشه منتشرشون کرد و صرفا تمرین خلاقیته
پیشنهاد:
الف: یک کلمه را بنویسیم. مثلا کلمهی درخت. آخرین حرف این کلمه «ت» است. کلمه بعدی که مینویسیم باید با این حرف آغاز شود. اگر این تمرین به صورت زماندار انجام شود و برای یافتن هر واژه تعداد ثانیههای مشخصی به خودمان فرصت بدهیم، به نظرم تاثیر آن در حضور ذهن و سرعت انتقالمان بهتر خواهد شد.
ب: همان کلمهی درخت را در نظر بگیرید. شروع کنیم به نوشتن مثلا ده کلمهی هم خانوادهاش. مثلا شاخه،برگ، ساقه، تنه و… . به این ترتیب احتمالا مفهومهای مشابه را بهتر درک خواهیم کرد.
ج: شعر خوانی و حفظ کردن و تگ زدن این شعرها در ذهنمان با موضوعات خاص، میتواند در سخنرانیها و برای جا انداختن منظورمان به ما کمک بیشتری کند.
وقتی که از روی کتاب برای پسر کوچولوم قصه می خونم با توجه به شرایط و نیازهایی که در مورد تربیتش احساس می کنم کلمات و جملاتی را به داستان کتاب اضافه می کنم…
گاهی مثل فیلم های دوبله شده ایرانی کلا داستان عوض میشه….
با سلام
به نظر بنده کار بسیار زیبایی رو انجام میدین مخصوصا د رداستا هایی که نویسنده یک خارجی محسوب میشه و فضای فکری اون با بومی ما تفاوت میکنه
به نظرم کم و زیاد کردن محتوای داستان ها تربیت بچه ها رو اون طوری میکند که در مسیر مورد نظر خود والدین حرکت کنند
با احترام
یکی از شیوه هایی که من برای برای تسلط کلامی خودم استفاده می کنم اینه که گاهی یک موضوع کم اهمیت رو با طرح یه سوال توی جمع مطرح میکنم. بعد حول اون سوال به صورت کاملا جدی صحبت می کنم . از مطالبی که توی هفته قبلش خوندم هم بهره میگیرم و اونها رو به کار میبرم. بعد از یه مدت کوتاه یه بحث جدی شکل گرفته که از قضا جمع هم به مشارکت کردن توی بحث اشتیاق داره.این حس خوبی میده به من .
با سلام
روشی که با تجربه تلخ برای من بدست آمده این است. در یک سخنرانی که از نظر حرفه ای از مهمترین سخنرانیهای عمرم بود فایل ارائه به دلیل مشکل در ذخیره سازی باز نشد و ناچار شدم بدون پاورپوینت و بدون برنامه ریزی قبلی صحبت کنم. از آن به بعد این یک تمرین ارائه برای من است. فرض کن هیچ ابزار ارائه ای وجود ندارد و به جای تصویر و اسلاید مجبوری شفاهی ارائه کنی. چه میکنی. راه دیگر این است که یکی از سخنرانی های قبلی خودتان را که با پاورپوینت ارائه شده بردارید و فرض کنید مثلا از اسلاید ۱۱ دیگر اسلاید ندارید و بقیه را دهنی ارائه کنید. بعد از ارائه ضبط شده ارزیابی کنید که چه بخشهای مهمی را جا انداختید.
تمامی ما؛ تمرین های بسیار خوبی در دوران مدرسه برای بهبود توانایی های خود در دروس ادبیات و زبان فارسی انجام داده ایم و شاید به یاد آوری آن ها و اینکه کدام یک برای ما نتایج بهتری داشته است مفید باشد.
برای من به شخصه، تمرین های خلاصه گویی، جواب گویی به سوالات و تعبیر متون بسیار مفید بوده است.
پس می توان: از خلاصه گویی، به این تمرین رسید که یک صفحه از یک داستان را بخوانیم و آن را در یک پاراگراف خلاصه کنیم؛ از جواب گویی به سوالات، به این تمرین رسید که پس از مطالعه یک متن سوال هایی بنویسیم و بعد از مدتی به آن ها پاسخ دهیم؛ از تعبیر متون، به این تمرین رسید که متنی را بخوانیم و همان متن را با واژگان خود باز گویی کنیم.
بسیاری از کلمات در ذهن ما بصورت غیر فعال قرار گرفته اند . تنها راه فعال نمودن این کلمات و افزایش حوضه کلامی ما ،بیان چند باره این کلمات در سخنان خود است . ما زمانی می توانیم سخنان موثری داشته باشیم که در وهله اول خیالمان از مخزن کلامی خود راحت باشد . و لذا پر بار نمودن ذخایر کلامی ،تنها نیاز به ممارست و تمرین دارد.لذا شما با تمرین های ۵ دقیقه ای در روز و پر بار نمودن سخنانتان با کلمات جدید می توانید تاثیر شگرف آن را بخوبی در روز های بعد احساس کنید.
سلام خسته نباشید
با یکی از دوستانتان که هردو علاقمند به سخنرانی هستید . مطلبی را انتخاب کنید و هرکدام جداگانه در مورد آن حرف بزنید و ضبط کنید و با هم به نوار ضبط شده ی هم گوش بدهید و باهم نکاتی را که باید در سخنرانی عوض شود یادداشت کنید و با هم به اشتراک بگذارید به نظرم تمرین خوبی باشه .
به نظر من نقل اتفاقات و داستانهایی که در طول روز برایمان رخ می دهد برای اطرافیانمان می تواند یکی از مصداق های حرف زدن مدیریت شده باشد،و اگر بتونیم هر بار با استفاده از کلامات جدیدتر و متفاوت نسبت به دفعات قبلی داستان را بازگو کنیم،این امر در مدیریت سخنرانی هایمان مثمر ثمر خواهد بود.
به نظر من یکی از زیباترین بازی ها و تمرین هایی که می تواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد پرورش موضوعی در ذهن و سپس سخنرانی بدون فکر است.
یعنی در حدود نیم ساعت بر روی موضوعی فکر شود ایده پردازی شود روی آن تمرکز شود در ذهن حلاجی شود و یک تصویر ثابت و یا متحرک از آن موضوع در ذهن ایجاد شود و سپس با روان کردن کلمات در جهت بیان و نشان دادن آن تصویر ذهنی نیم ساعت بدون مکث سخنرانی شود.
شما می توانید به عنوان تمرین مذاکره ها و سخنانی را که قرار است با دیگران انجام دهید و در حال برنامه ریزی برای انجام آنها هستید پس از نوشتن سناریو، آنرا برای یکی از اعضای خانواده مثل همسر خود به هنگام یه سفر شهری کوتاه اجرا کنید و نظرات او را در مورد صحبتهای خود از او جویا شوید
فکر کنید مشتری عصبی دارید یا با فردی طرف هستید که در حال فریاد کشیدن است با دوستان یا خودتان به تنهایی تمرین کنید سعی کنید تمام آن کلماتی که شما را می آزارند را به یاد آورید که طرف مقابل به شما میگوید جوابتان به ایشان چیست سعی کنید لغاتی را انتخاب کنید که بتواند آن فرد عصبی را آرام نماید.
تلاش کنید خاطرات روزانه خود را به شکل یک داستان برای افراد مختلف بنویسد باید آنقدر جذاب باشد که حتی دلتان بخواهد به عنوان قصه شب برای بچه ها بگویید با اگر به زبان سیاسی ،اقتصادی،…. مینویسید سعی کنید طوری ماجرا را شرح دهید که گویی مقاله شما فردا در روزنامه اقتصادی چاپ خواهد شد،به طور مثال برخورد نا مناسب یک فروشنده با شما میتواند موضوعی باشد که هم بشود به فرهنگ بسطش داد هم به فشار روحی روانی دو تا ناسازا هم خواستید میتوانید به صورت کاملا ادبی بیان کنید
بنظرم یه تمرین میتونه این باشه که روزی پنج دقیقه راجب کارهایی که تو اون روز کردیم حرف بزنیم به طور پیوسته.
برای تقویت مهارت سخنرانی و رسوندن مفهوم مورد نظر در سخنرانیها تمرینی که من طراحی میکنم به این قرار هست :
در ابتدا موضوعی رو برای یک نفر به صورت سخنرانی یک طرفه توضیح میدم. در قدم بعدی از اون شخص میخوام که این موضوع رو برای یک نفر دیگه که اونجا نبوده توضیح بده. در آخر از شخص سوم میخوام که موضوع رو برای خودم توضیح بده.
این تمرین یک نتیجه خیلی جالب داره و اون اینه که میفهمم در انتقال پیام چقدر موفق بودم. اگر موضوعی که شخص سوم داره برای من توضیح میده خیلی با چیزی که توی ذهن من بوده فرق داره، این نشون میده که من چقدر در رسوندن مفاهیم مشکل دارم و باید سعی کنم تسلط کلامی خودم رو توسعه بدم. با این تمرین همینطور میشه تا جایی که میتونیم سخنرانیمون رو ساده کنیم و قابل فهم. البته باید دو نفر آدم که وقت بذارن رو پیدا کنیم از قبل.
تمرینی که من پیشنهاد میکنم و میخواهم خودم انجام بدم اینه که سعی کنم یبار دیگه به کامنتای قبلیم در متمم برگردم و سعی کنم تصور کنم که محمدرضا شعبانعلی میخواهد هرجوریکه شده از کامنتام -از دید تسلط کلامی- ایراد بگیره! نکته جالب انگیزه بالای این کار جهت تایید گرفتن از استاد است.از طرفی همه در این تمرین سعی در رضایت کسی داریم که شناختی نسبی ازشون داریم. کار من یکی که خیلی سخته :)
پی نوشت : البته تعداد کامنتای من خیلی کمه و میتونم به همشون برسم! ولی دوستانی که تعداد کامنتاشون بالاست میتونن کامنتایی که کمترین امتیاز رو گرفتن انتخاب کنن.
خود را در یک کلاس درس، جمع دوستانه یا جلسه کاری در نظر بگیرید.با یک موضوع فرضی ، یک گفتگوی دو یا چند طرفه را طراحی کنید و هربار با توجه به عکس العملی که ممکن است ببینید کلامتان را تغییر بدهید. در واقع درباره یک موضوع مشخص از ابعاد مختلف و از نگاه آدمهای متفاوت و در یک فضای گفتگوصحبت کنید.
با سلام
به نظرم ما همه گی بر روی سخنرانی مدیریت شده صحبت می کنیم و یک بخش مهم در سخنرانی سکوت هست و مکث بین کلمات
به نظرم یه تمرین خوب اینه که یه سخنرانی طراحی کنیم و مشخص کنیم کجا باید بین کلمات مکث کرد
با سلام و احترام
می توانیم یک تمرین خوب را برای مهارت های کلامی خود انجام دهیم بدین صورت که یک کلمه را انتخاب کرده در مورد آن با بالاترین سرعت ممکن در یک زمان مشخص صحبت کنیم .
این تمرین علاوه بر افزایش مهارت های کلامی در کاهش ااااا گفتن یا مممممم گفتن در بین سخنرانی کمک می کند تا این جاپرها را از بین ببریم!