چند نکته و تمرین برای سخنرانی و مهارت صحبت کردن در جمع
در مجموعه درسهای سخنرانی و فن بیان، تمرینهای متعدد و متنوعی برای خوب حرف زدن در جمع مطرح شده است.
از جمله این که در درس چند نکته و روش برای افزایش تسلط بر سخنرانی، تکنیکها و تمرینهای مختلفی را - با تمرکز بر نیازهای فردی که قرار است در آیندهی نزدیک یک سخنرانی مهم داشته باشد - مطرح کردهایم.
این درس، بیشتر بر روی چند نکته و تمرینِ اولیه متمرکز است و کمک میکند تا اثربخشی تمرینهای شما در طول مدتی که درسهای مربوط به مهارت های صحبت کردن در جمع را مطالعه میکنید، افزایش پیدا کند.
بنابراین نکات و تمرینهای مطرح شده در این درس، برای رفع نیاز فوری و لحظهای شما طراحی نشده و بیشتر بر روی بهبود بلندمدت مهارت سخنرانی در جمع متمرکز شده است.

مهارت سخنرانی و صحبت کردن در جمع، برای برخی از ما یک آرزو و برای بسیاری از ما یک دغدغه و نیاز جدی است.
گروهی از ما به عنوان یک علاقهی شخصی، دوست داریم در جمع دوستان، در جلسات کاری، در سمینارها و کلاسها، خوب حرف بزنیم و سخنرانی کنیم. گروه دیگری هم هستند که شاید علاقهای به این کار نداشته باشند، اما به تجربه دریافتهاند که فرار کردن از صحبت کردن در جمع در محیط کسب و کار و فضاهای اجتماعی امروز، تقریباً غیرممکن است:
یک فروشنده حرفه ای باید بتواند در کنار اسلایدهای معرفی محصول بایستد و برای جمع حرف بزند.
خصوصاً در فروش B2B که بسیاری از جلسات فروش، در قالب صحبت کردن برای چند نفر مخاطب (از واحدهای مختلف سازمان) اجرا و برگزار میشود.
مهم نیست که مدیرعامل شرکت چقدر توانمند است، اما همکاران او انتظار دارند در مناسبهای مهم، او با حرف زدن و سخنرانی خود، به بحثها و جلسات و مراسمها و مهمانیها رسمیت ببخشد.
در گذشته، به عنوان مثال کلاسیک از شغل مناسب برای یک فرد درونگرا به مدیر مالی اشاره میکردند و از این منظر، جایگاه او را در مقابل مدیر فروش (نیازمند به برونگرایی و تعامل اجتماعی گسترده) قرار میدادند.
اما این مثالها فقط برای کتابها و کلاسهاست. مدیر مالی هم میداند که خوب حرف زدن، برای او یک مهارت ضروری است و لازم است بتواند در حضور مدیران شرکت یا هیات مدیره و سهامداران، از تصمیمها و سیاستهای واحد خود دفاع کند.
ترس از صحبت کردن در جمع و سخنرانی
پیش از هر چیز، بهتر است با ترس از سخنرانی در جمع (یا به عبارت دقیقتر: گلاسوفوبیا) کنار بیایید. این ترس، در کنار ترس از بیماری، مرگ، ارتفاع، جانوران و شنا در آبهای عمیق، یکی از ترسهای اصلی انسان امروزی است و شما در این زمینه، تنها نیستید.
ترس از حرف زدن در مقابل جمع حتی در افراد حرفهای هم وجود دارد و با وجودی که با تمرین کمتر میشود، هرگز به صورت کامل از بین نمیرود.
اگر به سراغ سخنرانهای حرفهای – که بارها در مقابل جمعهای بزرگ سخنرانی کردهاند – بروید، عموم آنها صادقانه اعتراف میکنند که هنوز هم در شروع سخنرانی اضطراب دارند.
البته ممکن است این اضطراب – بسته به عوامل مختلف – برای یک نفر دو دقیقه، برای فرد دیگری پنج دقیقه و برای فرد دیگری تا پایان سخنرانی طول بکشد.
بنابراین آنچه شما باید به تدریج و با تمرین بیاموزید، مدیریتِ ترس از حرف زدن در میان جمع است و نه از بین بردن ترس.
ما در دو درس با عنوانهای شناخت استرس سخنرانی و نیز طبقه بندی علت های استرس هنگام سخنرانی تا حدی به این موضوع پرداختهایم.
اما مهم است قبل از همهی تمرینها، ترسیدن، اضطراب و هول شدن را به عنوان پیشامدهایی طبیعی در نظر بگیرید و با آنها راحت باشید. در غیر این صورت، ممکن است به سرعت و در نخستین تمرینها، از خودتان ناامید شوید.
طبیعی است تکرار، تمرین و تلاش، میتواند تسلط شما را بر سخنرانی افزایش دهد و این روند، در طول زمان طی خواهد شد.
اما فعلاً در حد نخستین توصیهها برای ابتدای مسیر، مناسب است بر یک توصیه کلیدی تأکید کنیم:
این را همواره به خاطر بسپارید که برای خوب حرف زدن در مقابل جمع، لازم نیست حرفها و سخنرانی خود را از قبل، حفظ کنید.
حفظ کردن دقیق متن سخنرانی و تلاش برای تکرار کلمه به کلمهی آن، باعث میشود که در طول سخنرانی، انرژی زیادی از شما گرفته شود.
همچنین این احتمال وجود دارد که با فراموش کردن یک کلمه یا جملهی خاص، احساس کنید که روند سخنرانی به کلی از اختیارتان خارج شده و اضطرابتان افزایش پیدا کند.
اضطراب، خودش را بازتولید میکند و لحظه به لحظه، تسلط شما بر خود و سخنرانیتان کاهش خواهد یافت.
به همین علت، بسیاری از مربیان سخنرانی، روش زیر را برای سخنرانی توصیه میکنند:
صرفاً نقشه و مسیر کلی حرفهای خودتان را ترسیم و ثبت کنید:
- اینکه چگونه سخنرانی را شروع کنید و جملات آغازین شما چه باشد.
- مرور و بررسی قصهها، داستانها و مثالهایی که احتمالاً در سخنرانی مطرح خواهید کرد.
- انتخاب آمارها و گزارشهایی که به آنها اشاره خواهید کرد.
- روند کلی سخنرانی و نکاتی که در پایان به عنوان جمع بندی سخنرانی مطرح خواهید کرد.
پس از مشخص شدن مسیر کلی و المانهای سخنرانی خود، اجازه دهید که جملات، آن طور که پیش میآید بر زبان شما جاری شوند.
برای تسلط بر روند سخنرانی، باید بتوانید انرژی خود را مدیریت کنید
توان ذهنی همهی ما محدود است.
در تعریف استرس هم آموختهایم که استرس یعنی اینکه در یک مقطع زمانی مشخص، منابع مورد نیاز ما بیشتر از منابع در دسترسمان باشد.
بنابراین – در حد یک نگاه ساده و ابتدایی – میتوانیم اضطراب و استرس سخنرانی را از این زاویه ببینیم که: «هرگاه توان ذهنی ما برای مدیریت کل فرایند سخنرانی و حواشی آن کافی نباشد، استرس را تجربه خواهیم کرد.»
اجازه بدهید این مسئله را با یک مثال عددی، که البته به هیچ وجه دقت علمی ندارد، بررسی کنیم:
استفاده از کلمات: فعالیتی با مصرف انرژی بالا
فرض کنید یک سخنران حرفهای روی سن میرود و برای لحظهای کوتاه، به جمعیتی که مشتاق و با هیجان و بعضاً با تردید به او خیره شدهاند، نگاه میکند.
احتمالاً او دچار اضطراب میشود و در عین حال، میخواهد سخنرانی را آغاز کند.
فرض کنید چنین فردی دارای تسلط کلامی نسبتاً بالایی است و مغز او، برای جملهسازی و جستجوی کلمات، نیاز به صرف انرژی چندانی نداشته باشد (مثلاً ۲۰٪ توانایی ذهنی او برای جمله سازی و یافتن کلمات مناسب کافی باشد).
چنین فردی میتواند با ۸۰٪ باقیماندهی توان ذهنی خود، حواشی سخنرانی (از جمله اضطراب درونی و حرکتها و بینظمیهایی را که در کنارههای سالن دیده میشوند) را مدیریت کند.
اما فرض کنید که این شخص مهارت کلامی چندانی ندارد و حتی در خلوت خود نیز، وقتی میخواهد چند جمله بسازد و حرف بزند، ۶۰ تا ۷۰ درصد توان ذهنیاش درگیر بازی با کلمات میشود.
میتوان حدس زد که انرژی باقیمانده در چنین فردی، برای مدیریت اضطراب و حواشی سخنرانی کافی نخواهد بود و کوچکترین اتفاق پیشبینینشده یا رفتار آزاردهنده، میتواند او را به کلی از مسیر سخنرانی منحرف کند.
البته جملهسازی و کنار هم چیدن کلمات، تنها فعالیت انرژیبر در یک سخنرانی نیست؛ اما بیتردید یکی از مهمترین آنهاست.
حرف زدن مدیریت شده؛ تمرینی برای انتخاب کلمات مناسب در سخنرانی
شاید اصطلاح Toastmaster را شنیده باشید. این اصطلاح برای کسانی به کار میرود که در انجام سخنرانی های کوتاه مهارت دارند.
Toastmaster الزاماً قرار نیست از توانایی سخنرانی مثلاً هشتساعته در یک سمینار آموزشی بهرهمند باشد. اما میتواند در شروع یک مهمانی، در جلسه معارفه و تودیع شرکت، در آغاز یک سمینار یا شرایطی مانند اینها، سخنرانی کوتاهی (مثلاً در حد پنج دقیقه) داشته باشد.
یا اینکه میتواند در میانهی سخنرانیهای متوالی در یک سمینار، چند دقیقهای صحبت کند و آنها را به هم ارتباط دهد.
مدیری که پس از شنیدن صحبتهای همکاران خود در جلسهای چند ساعتی، میایستد و در ده یا بیست دقیقه، حرفها را جمعبندی میکند نیز، در این جایگاه قرار دارد.
انجمنی هم به این نام وجود دارد و اعضای آن هم در نقاط مختلف جهان میکوشند به کسانی که به تازگی وارد حوزهی سخنرانی و سخنوری شدهاند، در طی کردن بهتر این مسیر کمک کنند.
جالب اینجاست که بخش قابل توجهی از تمرینهایی که در این نوع مجامع انجام میشود از جنس مهارت کلامی است.
از میان این تمرینها هم، تعداد قابلتوجهی، کمابیش ساختار مشابه دارند. ساختاری که به آن، حرف زدن مدیریت شده یا Self Moderated Speech گفته میشود.
ما در اینجا به دو نمونه از آنها اشاره میکنیم؛ اما طراحی و اجرای این تمرینها، تا حد زیادی به سلیقه و حالوهوای شما و دوستانتان باز میگردد.
بنابراین آنچه در ادامه میآید را صرفاً به عنوان ایدههایی برای طراحی تمرینهای مشابه در نظر بگیرید.
در جمع دوستانتان، یک موضوع مشخص را برای سخنرانی (یا صحبت کردن معمولی) انتخاب کنید.
پیش از شروع صحبت، با یکدیگر صحبت کنید و پنج کلمهی کلیدی بحث را روی یک کاغذ بنویسید. کلمههایی که به نظر میرسد حتماً برای چنین گفتگویی لازم باشند.
سپس پنج دقیقه دربارهی آن موضوع صحبت کنید؛ اما بکوشید از کلماتی که ممنوع کردهاید استفاده نکنید.
به عنوان مثال، میتوانید کلمات زیر را برای یک سخنرانی پنج دقیقهای دربارهی تکنولوژی ممنوع کنید:
اگر دوستانی در کنار خود ندارید که علاقهمند به اجرای چنین تمرینهایی باشند، میتوانید خودتان در خلوت خود صحبت کنید و حرفهایتان را ضبط کنید و سپس، تعداد خطاهایتان را بشمارید.
هر بار که یکی از کلمات ممنوعه را بهکار میبرید، یک خطا محسوب میشود.
حتی اگر اشتباه کردید و کلمهی ممنوعی را به کار بردید، صحبتها را هرگز قطع نکنید؛ صرفاً بکوشید که اشتباههای بیشتری انجام ندهید.
همین کار به شما یادآوری میکند که یک سخنرانی هرگز نباید به خاطر یک خطا متوقف شود.
کاهش قطعیت در یک جمله
در مورد یک موضوع یا شخص خاص، نظر خود را در قالب یک جمله روی کاغذ بنویسید.
سپس بکوشید با تکمیل کردن آن (تا رسیدن به یک پاراگراف)، قطعیت جملهی خود را کاهش دهید. عادت به این کار، ضمن افزایش تسلط کلامی شما، باعث میشود که در آینده بهانههای کمتری در اختیار مخاطبانی بدهید که با خود عهد کردهاند، به هر شیوهی ممکن از شما ایراد بگیرند و صحبتهایتان را به چالش بکشانند.
شازده کوچولو، قطعاً معروفترین داستان در جهان است.
حالا فکر کنید که آن مخاطب مشکوک و وسواسی، چه خواهد پرسید و چگونه شما را به چالش خواهش کشید.
او ممکن است بپرسد: از کجا مطمئنی که شازده کوچولو، معروفترین است؟
حالا میتوانید حرف خود را اصلاح کنید:
شازده کوچولو، یکی از معروفترین داستانهای جهان است.
اوضاع کمی بهتر شد. اما حالا ممکن است باز هم بگویند معیار تو از معروفیت چیست؟ فروش؟ تحقیقات انجام شده بین مردم و خوانندگان؟ یا شاخص دیگر؟
به نظر میرسد که معروفیت، صفت دردسرداری است. شاید بهتر باشد به جای آن، از صفت دوستداشتنی استفاده کنید:
شازده کوچولو، یکی از رمانهای دوست داشتنی جهان است.
بهتر شد. اما اوضاع هنوز خوب نیست. اگر طرف مقابل قصد کرده باشد که چالشی ایجاد کند، ممکن است بگوید: من که دوستش نداشتم!
پس باز هم میتوانید قطعیت جملهی خود را کاهش دهید و فرصت نقد کردن را از طرف مقابل بگیرید:
در صحبت با دوستان و آشنایانم، کمتر کسی را دیدهام که رمان شازده کوچولو را دوست نداشته باشد.
حالا خیلی بعید است که طرف مقابل بتواند حرفی بزند.
اگر هم حرفی زد میتوانید بگویید: «شاید سلیقهی دوستان و آشنایان من با دوستان و آشنایان شما تفاوت دارد.»
آیا واقعاً قرار است در سخنرانیها با چنین وسواسی حرف بزنیم؟ هرگز.
میدانیم که اغلب مخاطبانتان هم، تا این حد بیمار نیستند که با خود عهد کرده باشند تحت هر شرایطی از شما ایراد بگیرند.
این فقط یک بازی است. اما ما را عادت میدهد تا جملات خود را هوشمندانهتر انتخاب کنیم.
همینکه نگویید ما اولین تولیدکنندهی … یا بزرگترین و معتبرترین شرکت … در کشور هستیم، دستاورد خوبی است؛ ضمن اینکه با این شیوه، جملههای شما طولانیتر میشود.
مفاهیم مانند آجر هستند و برخی کلمات و اصطلاحات و عبارات و تعابیر، در میانهی آنها نقش ملات را ایفا میکنند. به این معنا که ساختاری زیباتر، منسجمتر و محکمتر به بنای حرفهایتان میدهند.
این را هم به خاطر داشته باشید که با چنین تمرینهایی، شما ذهن خود را وادار به تمرین و نرمش میکنید.
تکمیل کردن یک متن ناقص
یک کتاب را انتخاب کرده و صفحهای از آن را بهصورت تصادفی باز کنید.
سه کلمهی اولین جملهی صفحه را بخوانید و با آن جملهی دیگری بنویسید یا بگویید.
پس از مدتی که این تمرین را تکرار کردید، تعداد کلمات را به چهار و پنج و بیشتر افزایش دهید.
هدف نهایی این است که یک پاراگراف را بخوانید و پاراگراف بعدی را به سلیقه خود – و البته با حفظ پیوستگی – بگویید یا بنویسید.
میوهی مهارت در این بازی را روزی تجربه خواهید کرد که بعد از سخنران قبلی صحبتهای خودتان را آغاز کنید و مخاطبان ببینند که هنرمندانه بحث خود را به گفتههای او متصل میکنید.
حرف زدن مدیریت شده، صرفاً یکی از انواع تمرینهای کلامی است و تمرینهای بسیار متنوعی در این زمینه وجود دارد.
تسلط بر دنیای کلمات، هرگز شرط کافی برای مهارت سخنرانی نیست، اما شرط لازم آن است.
آنهایی که حرف زدن مدیریت شده را تمرین میکنند، پس از مدتی از آن به عنوان یک بازی لذت میبرند و میبینند که سخنرانی، شکل بسیار سادهتری از این بازی است.
البته انتخاب با شماست.
میتوانید برای این نوع تمرینها و بازیها وقت نگذارید و همیشه، با اضطراب و نگرانی، در انتظار لحظهای باشید که نوبت شما برای حرف زدن فرا میرسد.
تمرین و مشارکت در بحث
غیر از موارد فوق، چه تمرینهای دیگری دیدهاید یا شنیدهاید که از جنس حرف زدن مدیریت شده محسوب شوند؟
اگر بخواهید با خلاقیت خودتان یا به سلیقهی خودتان، تمرین دیگری طراحی و اجرا کنید، چه تمرینی پیشنهاد میکنید؟
میتوانید مسیر تعریفشدهی درس مهارت سخنرانی را ادامه دهید و درس استرس سخنرانی را مطالعه کنید.
اگر کمی شتابزده هستید، میتوانید مستقیماً به سراغ درس تمرین هایی برای افزایش تسلط بر سخنرانی بروید.
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت ارائه و سخنرانی به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت ارائه مطلب و سخنرانی (نقشه راه درس)
- برای تقویت فن بیان روی کدام مهارتها وقت بگذاریم؟ | آموزش فن بیان
- چند نکته و تمرین برای سخنرانی و مهارت صحبت کردن در جمع
- شناخت بهتر استرس سخنرانی و صحبت در مقابل جمع
- گام اول در غلبه بر استرس هنگام سخنرانی | طبقه بندی علتهای استرس
- فایل صوتی آموزشی | مهارت سخنرانی و فن بیان
- فایل صوتی آموزشی | برنامه ریزی برای سخنرانی در جمع
- مخاطب شناسی در سخنرانی | توجه به شرایط محیطی
- مخاطب شناسی در سخنرانی | موضع مخاطب نسبت به سخنران و سخنرانی چیست؟
- روش مدیریت کلاس و ارائه مطلب | تجربهی کارل راجرز
- نکات و تکنیکهای برقراری ارتباط چشمی در سخنرانی
- تله پرامپتر یا اتوکیو چیست؟ آیا سخنرانان حرفه ای از آن استفاده میکنند؟
- تنظیم متن سخنرانی | چند نمونه چارچوب و ساختار رایج
- یادداشت سخنرانی | آیا استفاده از یادداشت برای سخنرانی درست است؟
- نکاتی درباره سخنرانی معرفی ایده / محصول / کسب و کار
- چگونه از حرفها و ایدههایتان در سخنرانی پشتیبانی میکنید؟
- برای کاهش استرس سخنرانی باید “توهم شفافیت” را بشناسید
- تمرین سخنرانی | چند نکته و روش برای افزایش تسلط بر سخنرانی
- سخنرانی های تد (Ted Talks) | این سخنرانیها چقدر مفید هستند؟
- سایت تد TED | پیشنهاد چند سخنرانی
- رادیو متمم | ترکیب اطلاعات و سرگرمی در سخنرانی
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : سامان عزیزی
تمرين پيشنهادي اول:
يك جمله خاص انتخاب كنيم مثلاً "شازده کوچولو، یکی از رمانهای دوست داشتنی جهان است." بعد سعي كنيم حداقل ده جمله ديگه كه همون مفهوم رو ميرسونه بجاي جمله اصلي بكار ببريم-طبيعتاً اگه زمان محدودي هم براش در نظر بگيريم،شبيه سازي بيشتري با فضاهاي پر استرس انجام داده ايم
تمرين پيشنهادي دوم:
يك حوزه خاص مثلاً "تكنولوژي" انتخاب كنيم و همراه با يك يا چند نفر ديگه يك مكالمه راه بيندازيم-منظور من از مكالمه در اينجا مفهومي بر وزن مشاعره ست !-به اين صورت كه من يك كلمه توي اين حوزه به كار ميبرم و با حرف آخر اون كلمه نفر بعدي شروع به ساختن كلمه بعدي ميكنه .چيزي شبيه اين روند: كامپيوتر-ريستارت-تبلت-تكنسين-نمايشگر-رباتيك-كيس-سايت-تبادل اطلاعات-...
(شايد بهتر باشه كه حوزه هايي رو انتخاب كنيم كه با اونها آشنايي نسبي داريم تا بازي اثرگذارتري داشته باشيم)
تمرين پيشنهادي سوم:
همانند تمرين اول يك جمله انتخاب كنيم و سعي كنيم حداقل ده جمله نقيض اون رو بيان كنيم
با سلام و احترام
ضمن تشکر از تیم متمم جهت ارائه محتوای رزشمند
خواهشمند است قسمت "تکمیل کردن یک متن ناقص" را باذکر مثال تشریح کنید.
کاری که الان بیشتر برام در حال حاضر قابل انجام بود این است که کتابی را باز کرده و شروع می کنم به خواندن آن نه به صورت کتابی بلکه حالتی که کسی متوجه نشده و من آن را با زبان ساده تری بیان می کنم .. در برخی موارد هم کلمات و یا اشخاصی که به آنها در کتاب اشاره شده است، یک جا مینویسم که بعدا توضیحی هم در خصوص آنها ارائه بدم. این کار را جلوی آینه انجام میدم برای این که کتاب را معرفی کنم تقریظ کتاب و کمی در خصوص کلیات و چارچوب آن توضیح میدهم که قبلش یک متنی را می نویسم و بعد به نسبت آن شروع به توضیح می کنم.
با تشکر
در مدارس متوسطه کشورهای اروپایی و آمریکا درسی تحت عنوان مهارت ارتباط موثر وجود دارد که یکی از تمرین های هفتگی این درس به این صورت هست که بصورت تصادفی یکی از دانش آموزان انتخاب شده و از او خواسته می شود در مورد موضوع مشخصی فرضا آب و هوا، یکی از اخبار اخیر یا یکی از بستگان خود صحبت کند.
فرد انتخاب شده تا دو نوبت برای خارج شدن از موضوع مورد نظر اخطار گرفته و دفعه سوم ادامه صحبت او بصورت کامل قطع می شود.
یکی از مهارت های اصلی که این تمرین تقویت می کند تمرکز در موضوع صحبت هست، که در فرهنگ ما به اهمیت این مهارت خیلی توجه نشده است و معمولا از هر دری سخنی گفته می شود و بحث های باز شده بدون نتیجه گیری و پایان بندی درست رها می شوند درنتیجه ساختار اصلی بحث شکل نمی گیرد( شروع مشخص، طرح بحث و موضع یا دیدگاه گوینده و جمع بندی) در نتیجه مکالمه در ذهن هریک از طرفین ادامه می یابد و به نقاط بعضا کاملا متفاوتی از منظور اصلی گوینده ختم می شود همین موضوع باعث می شود در بسیاری از مواقع سخنان ما یا بی اثر می نماید و یا تاثیری خلاف آنچه که مورد نظر گوینده بوده می گذارد، چرا که اولا حرف را کامل و صریح نگفته ایم و نتیجه گیری نکرده ایم، باز گذاشته و به تخیل مخاطب میدان داده ایم.
دوما چون بحث باز مانده طبیعتا امکان اعتبار سنجی صحت انتقال مطلب هم وجود نداشته و گر به منظور حصول اطمینان از انتقال مطلوب مطالب بپرسیم نظر جناب عالی در رابطه با موضوع طرح شده چیست؟ ایشان بصورت کاملا مستقل از مباحث مطرح شده اگر نظر و دیدگاهی در رابطه با موضوع داشته باشد همان را مطرح می کند! گویی تمام تلاش های ما برای انتقال منظور به ایشان هیچ نبوده است.
در حالی که اگر پیام و گذاره بصورت واضح و مشخص و در قالب یک بسته اطلاعاتی کامل منتقل میشد حداقل تاثیر مورد انتظار این بود که لنگر گاهی برای ادامه بحث باشد و طرف مقابل حتی اگر نظری کاملا متفاوت با دیدگاه ما داشته باشد شروع مخالفت خود را از پایان سخن ما آغاز نماید.
مزیت دیگر این تمرین افزایش خلاقیت، حضور ذهن و به اصطلاح حاضر جوابی و مهارت ساختن و پرداخت سخن در لحظه هست.
چرا که علی رغم اینکه هیچ محدودیتی برای زمان صحبت کردن در این تمرین وجود ندارد به ندرت دانش آموزی می تواند بیش از ۵ تا ۱۰ دقیقه بدون ارتکاب ۳ خطا و درنتیجه قطع سخنرانی از جانب مدرس در باب موضوعی سخن براند.
تاجایی که معیار و شاخص موفقیت استاد در انتقال این مهارت به دانش آموزان، و پیشرفت دانش آموز در این فن به این ترتیب سنجیده می شود که معمولا در پایان سال تحصیلی توانایی و مهارت دانش آموز برای ارائه سخن رانی برای مدت زمانی بیشتری بدون خروج از موضوع واحد افزایش پیدا می کند.
در کنار تمام تمرین های نوشتاری و کلامی که دوستان به خوبی توضیح دادن به نظرم تمرین شنیدن و گوش کردن میتونه تمرین کمکی موثری باشه
گوش کردن به معنای عمل ارادی و توجه مستقیم و درک مطالب مخاطب هست،لازمه ی یک سخنرانی خوب تقویت مهارت گوش دادنه تا با توجه به نیاز و تمایل اکثریت یک جمع بتونیم صحبت (سخنرانی)کنیم
گوش دادن کمک میکنه تا با استفاده از داده هایی که از مخاطب های خودمون بدست میاریم موضوع و محوریت صحبت رو جهت و هدف بدیم
اینکار میتونه با گوش کردن به کتاب های صوتی-پادکست ها و … تمرین بشه به طوری که بعد از هر ۵دقیقه گوش کردن اون رو برای خودمون یا کسی که حاضره درین تمرین با ما مشارکت داشته باشه اما اون ویس یا مطلب اصلی رو نشنیده توضیح بدیم بعد ویس رو براش پخش کنیم تا ببینیم تا چه اندازه در رسوندن پیام اون ویس موفق و تاثیر گذار بودیم
بعد ،۱۰ دقیقه گوش کنیم و در 5دقیقه توضیح بدیم
دور بعد ۱۵ دقیقه گوش کنیم ۱۰ دقیقه توضیح بدیم
به طور کلی زمان گوش دادن بیشتر از زمان صحبت کردن باشه تا توانایی انتخاب کلمات و انتقال مفهوم رو بهتر و بهتر یاد بگیریم.
یکی از تمرین هایی که من پیشنهاد دارم، هم میشه تنهایی انجام داد و هم با دوستان کنار هم
انواع فضاها، سنین و افراد مخاطب رو تعیین کنیم و تصور کنیم سپس برای اون ها سخنرانی کنیم.
مثلا تمرین اول. سخنرانی و تدریس برای یک جمع کودک زیر ۱۱ سال
تمرین دوم. سخنرانی برای یک جمع با میانگین سنی بالای هفتاد سال که انگیزه چندانی برای زندگی ندارن
میشه این تمرین ها رو برای جمع خیرین، شاغلین بخش دولتی، کارگران یک کارخانه خصوصی، مدیران بالا دست، بچه های بی سرپرست و … تمرین کرد
خیلی به خلاقیت هم کمک می کنه
کلمات رو با دقت باید انتخاب کرد که به کسی بر نخوره
لحن و انرژی و سرعت و حجم کلمات و صدا
همگی با توجه به جمع فرق می کنن
سلام. یکی از تمارین مشابه که قبلا شنیده بودم، این بود که یک صفحهی تصادفی از کتابی رو بخونیم . بعد کتاب رو ببندیم و سعی کنیم دوباره همون صفحه رو خودمون بنویسیم. البته این یک تمرین برای نویسندگی بهتر بود اما برای کسی که مشتاق گسترش دایره واژگان و انتخاب جمله است میتونه مفید و جالب باشه.
یک تمرین دیگر که خیلی هم ساده بود و خودم انجامش داده بودم این بود که به مدت ۵ دقیقه راجع به موضوعاتی مثل غذای کشورهای مختلف یا نحوهی رفتار انسانها با حیوانات در عصر حاضر، در آینه حرف بزنیم و میگفت اگر نتونید یعنی به شدت به تقویت مهارات کلامی و ارتباطی نیاز دارید. که البته من تونستم و خیلی بهم اعتماد به نفس داد. :)
بنظرم تمرین حذف کلمات کلیدی خیلی خلاقانه بود از بین تمارین این درس. تمارینی که مارو تو موقعیتی قرار بدن که مشکلات سخنرانی رو شبیهسازی کنه خیلی مفیدتر هم میتونن باشن. مثلا یه تمرینی که خودم بخوام طراحی کنم اینطوریه:
یه پاراگراف از کتابی انتخاب کنیم و به دقت مطالعه کنیم. بعد پاراگراف بعدی نه، بعدترش رو بخونیم. حالا سعی کنیم یه پاراگرافی بنویسیم که این دو تا رو به هم ربط بده. اینطوری این تمرین مشکل فراموش کردن یه بخش از سخنرانی رو تداعی میکنه و کمک میکنه بهتر مدیریتش کنیم.
متن تمرین:
به نظرم یکی از نکات لازم برای حرف زدن مدیریت شده، روش سوال پرسیدن و پاسخ دادن است.
خیلی وقت ها برایم پیش آمده که سوال معمولی را به شکل زننده پرسیدم و باعث تغییر در رفتار معلم شدم.
برعکس، بعضی وقت ها معلم جواب سوالم را با لحن تشدید یافته داده است که باعث افزایش تنش و پرسیدن سوال های غیر ضروری برای گیر انداختن استاد شده است.
بنابراین، به عنوان یک معلم یا یک شاگرد و یا یک سخنور، لحن جواب دادن درست و سوال کردن درست می تواند در ایجاد فضای امن و دوستانه مفید باشد.
یکی از مهم ترین مشکلاتی که من موقع صحبت کردن و سخنرانی خصوصاً تو محافل رسمی باهاش مواجه می شدم نفس کشیدن بی موقع و به تبع اون لرزیدن صدا بود به نظرم مهارت نفس کشیدن و مدیریت استرس تا حد زیادی میتونه این مشکل رو مرتفع کنه.
راستش من تا حالا زیاد در قید و بند تمرین سخنرانی نبودم.
شاید محیط زندگی من چندان نیاز به سخنرانی نداره و چند موردی که هم مجبور به اینکار شدم، فاجعه بار نبوده تا احساس نیازی بوجود بیاد.
امّا یک تمرین که در گذشته بارها و بارها (بدون توجه به ماهیّت تمرینی اون) انجام دادم فکر می کنم برام تا حدودی موثّر بوده.
تمرینی که من انجام می دادم اگر براتون جالبه، اینطوری بود که اگر سخنرانی یا فیلمی رو تو تلویزیون نگاه می کردم بعد از گوش دادن به چند دقیقه از اون، صدای دستگاه رو قطع می کردم و به جای اون کرکتر سخنرانی یا مونولوگ رو ادامه می دادم و در آخر دوباره به اون قسمتی که در حد چند دقیقه بجای فرد دیگه صحبت کرده بودم، گوش می دادم و با نحوه چینش کلمات خودم مقایسه می کردم. الان می تونم بگم که این تمرین برای من خیلی مفید بود.
این تمرین کمی سخت است ولی فکر می کنم جواب می دهد:
فرض می کنیم مجری یک برنامه هستیم که دو مهمان دارد. موضوعی را برای برنامه انتخاب می کنیم که خودمان از آن شناخت داریم مثلا بحث یارانه ها در اقتصاد. حالا در برنامه خیالی خودمان فرض کنیم که دو مهمان عقاید کاملا متضادی درباره یارانه ها دارند و یکی می گوید باید یارانه اضافه شود و دومی می گوید باید قطع شود، و فضای مخاصمه سنگینی در برنامه حاکم شده. حالا ما به عنوان مجری ۳ دقیقه وقت داریم یک جمع بندی کنیم تا هم فضا آرام شود و هم هر دو نفر راضی شوند و به اصطلاح به هیچکدام بر نخورد.
تمرینی که من پیشنهاد میکنم تمرین جمله سازی با کلمات بی ربط هست. گاهی رخدادهای لحظه ای و حواشی سخنرانی باعث می شود که در کنار ارائه مطالب اصلی سخنرانی، ما برای اینکه ارائه مون منعطف و بروز باشه و در عین حال برای زنگ تفریح و ممانعت از یکنواختی صحبت، در مورد موضوعاتی بعضا بی ارتباط با موضوع اصلی حرف بزنیم که این تمرین خوبی برایش هست.
تمرین دیگر، تمرین «زود بگو و فقط بگو!» هست. بدین شکل که بطور فی البداهه یک موضوع یا شیئ را انتخاب کرده و در مدت بسیار کوتاه یکی دو دقیقه ای هر چیزی که در مورد آن می دانیم را بدون وقفه به زبان می آوریم. این تمرین هم در زمانهایی که در موقعیتهای غیرقابل پیش بینی قرار می گیریم و ناچاریم بدون آگاهی قبلی در مورد موضوعی صحبت کنیم، بدرد می خوره.
من پیشنهاد می دهم این تمرین جالب، درباره رخدادهای ناگوار حاشیه سخنرانی باشد مثل خرابی کولر، دعوای بین دو نفر از حضار بر سر جا، صدای بلندگوی دستفروش در کوچه، دزدگیر ماشین و چیزهایی از این قبیل.
تمرینی که من بیشتر مواقع به نسبتا حرفه ام انجام میدم یه متن دارویی رو انتخاب میکنم و کلمات کلیدی و مزایای دارو رو پیدا میکنم و در میان دوستان پزشک و داروساز آن موضوع رو مطرح کرده و با آنها وارد چالش می شوم و سعی میکنم در فضای دوستانه ایراداتم در سخنرانی مشخص بشه.
سلام
تمرین کاربردی و مفیدی به نظر میرسه، ممنون، سعی میکنم امتحانش کنم
تشکر
یکی از دوستانم که در دورهمی های هفتگی ، معمولا خیلی خوب مطالب را تشریح و جمع بندی می کرد وقتی پرسیدم چه تمرین های برای سخنرانی داشته اید ،
پاسخ این بود:انتخاب موضوع ، صحبت کردن روبروی آیینه ، ضبط کردن صدای خودم و گوش کردن ، نوشتن اشکالاتی که به نظرم میرسد و انتخاب موضوعی متفاوت و تکرار همین مسیر ./
به نظرم مهم ترین تمرینی صحبت کردن زیاد در واقعیت است. آدم هر چقدر در تنهایی و خلوت با خودش صحبت کند و تمرین کند باز هم نیاز دارد تا در محیط واقعی خودش را زیاد به چالش بکشد!
تمرینی که من به فکرم میرسه این هست که سعی کنیم در جمع ها در باره مسایلی که قبلا مطالعه انجام دادیم صحبت کنیم این کار دو مزیت دارد باعث ددقت بیشتر در کتاب خوانی میشود (کتاب خوانی منفعل)
دوم در انتخاب کلمات دقت بیشتری صورت میگیرد
تمرینی که خودم از آن استفاده کردم الگو گرفتن از شخصی هست که دارای مهارت صحبت کردن و بداهه گویی در جمع را بخوبی می باشد بدین ترتیب خودم رو جای او می گذارم و میگویم من در این موقعیت بودم چگونه پاسخ می دادم و صدای خودم رو ضبط میکنم و بعد از پخش آن متوجه ناکافی بودن تمرینم میشوم.
این شخص با استفاده از تمثیل ، دامنه دایره لغات فراوان و همچنین با افزایش و تغییر تن صدای خود همانند یک سخنران جملات اش را از حوزه های مختلف به یکدیگر متصل می نماید.
یکی از مشکلات من برای صحبت در جمع، همین مشکل هست انقدری استرس دارم که صدام شروع به لرزش میکنه. چند تا بازی باید با خودم انجام بدم، دایره لغاتم را باید بالا ببرم. کتاب بیشتر بخونم. کلمات رو بیشتر بشناسم. تصویر ذهنی از کلمات و جملات واسه خودم درست کنم
من مدتی زیادی کتاب می خوندم و همیشه دنبال این بودم که در صحبت کردن من تاثیر بگذاره اما اینطور نبود. حتی گاهی از کتاب ها نوشته هایی بر می داشتم و سعی می کردم اون را به خاطر بسپارم تا به موقع از آن استفاده کنم ولی تاثیری از آن نمی دیدم.
این قضیه منو خیلی خسته کرده بود چون وقتی که می خواستم صحبت کنم علی الخصوص در جمع در مورد موضوعات پراکنده صحبت می کردم و ساختار و چارچوب نداشت. تا اینکه با روش آشنا شدم و آن این بود که دو کلمه بسیار متفاوت و از لحاظ معنایی بسیار دور انتخاب کنم و تصور کنم در جمعی هستم و باید از یکی از کلمه ها به کلمه دیگر برسم.
الان چند وقتی که دارم این کار انجام میدم . جالب که بگم در حین صحبت کردن تصاویری در ذهنم نقش می بنده که باعث میشه راحتتر و منسجمتر موضوع را بپرورانم و به کلمه دوم برسم.
صحبت کردن در موقعیت های مختلف با هم فرق می کنه و سطح بندی داره شخصی در جمع های کوچیک راحت صحبت می کنه و شخص دیگه در جمع های کوچیک نمی تونه صحبت کنه اما خودم دیدم در جمع ۵۰ نفر ۱۰۰ نفر راحت صحبت می کنه، البته می دونم موضوع و تجربه و اشخاصی که طرف هستند تاثیر داره،
حالا نکته ای دیگه بگم بعضی ها در مقابل مناصب بالاتر از خودشون نمی تونند صحبت کنند اما با کمال تعجب بعضی ها هم در مقابل افراد پایین تر از لحاظ اداری نمی توانند صحبت کنند.
این روش هم روش بدی نیست مخصوصاً برای اشخاصی که کمی درونگرا هستند و آن روش هم صحبت در جمع های فامیلی هست البته مدیریت شده و تحت کنترل، نه اینکه هرچی اومد بگی، یه جورایی از بالا به پایین به خودت و روش صحبت کردن نگاه کنی و اصطلاحاً فرمان اتومبیل را در دستانت بچرخانی البته به هیچ وجه منظورم این نیست که اجازه ندهی دیگران صحبت کنند اما اگر از بالا به پایین نگاه کنی خیلی براتون ملموس میشه و پله های بعدی واضح تر.
زمانی که کلاس نویسندگی میرفتم یه تمرین خیلی جالب برای باز کردن قدرت داستان گویی داشتیم که فکر میکنم خالی از لطف نیست شنیدنش
تمرین به این شکل بود که باید یک جمله از از یه نفر میپرسیدی و اون جمله تبدیل به جمله اول داستان یک صفحه ای ما میشد.
به نظرم این تمرین هم میتونه به ما توی باز کردن ذهن برای جمله سازی و حتی از اون بالاتر جمله سازی منسجم کمک کنه.
چون اخیرأ با مجموعه متمم آشنا شده ام ..ساختار کلی را جالب می بینم .. و مطالب مفیدی در برنامه وجود دارد .. امیدوارم در آینده در مورد کمیت و کیفیت برنامه ها ی آموزشی .. کامنت های مناسبی داشته باشم ..