Menu


وضعیت تعلیق ذهنی و غرق شدن در یک فعالیت


گیمیفیکیشن و وضعیت Flow - فلو

از زمانی که درس گیمیفیکیشن یا بازی سازی را آغاز کردیم، تمام تلاشمان بر یک نکته متمرکز بود و آن اینکه نشان دهیم مفهوم گیمیفیکیشن چیزی فراتر از یک تکنیک مورد استفاده در میان فعالان حوزه‌ی IT است.

همچنین بر خلاف ترجمه‌های پیچیده فارسی مانند بازی‌کاری و بازی‌وارسازی و سایر واژه‌های مشابه، مستقیماً بازی سازی را به کار بردیم تا تاکید کنیم آنچه در گیمیفیکیشن روی می‌دهد، ساختن چیزی شبیه بازی نیست. یا حتی افزودن بازی به عنوان یک ویژگی فرعی در فعالیت‌ها نیست. بلکه هدف گیمیفیکیشن خلق بازی است. چون بازی‌ها از جمله فعالیت‌هایی هستند که بیشترین درگیری ذهنی برای انسان را ایجاد می‌کنند.

در اینجا می‌خواهیم به یکی از ویژگی‌های مهم بازی‌های موفق اشاره کنیم. چیزی که آن رو ایجاد وضعیت تعلیق ذهنی یا غرق شدن فرد در بازی می‌نامند.

چیک سنت میهایی، در کتاب خود به نام Flow یا روانشناسی تجربه بهینه، وضعیت Flow را به این صورت تعریف می‌کند:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین

یکی از موارد زیر (یا مورد مشابه آنها) را در نظر بگیرید:

نحوه نگارش یک کتاب آموزشی

نحوه طراحی یک بازی‌ فیزیکی یا دیجیتال

چیدمان روند یک سمینار یا سخنرانی

طراحی یک مسیر پیاده روی

طراحی یک دوره آموزشی

اگر بخواهید از آنچه در مورد State of Flow  آموخته‌اید در موارد فوق استفاده کنید، چه نکاتی به نظرتان می‌رسد؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: دیانا , احمدی , علی بابایی , حامد نوروزی , مسعود صادقی

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری طراحی برای تغییر رفتار به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه طراحی برای تغییر رفتار
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

83 نکته برای وضعیت تعلیق ذهنی و غرق شدن در یک فعالیت

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : هومن کلبادی

    با سلام به دوستان
    با تعریفی که انجام شد و با مراجعه به لینکی که دربارۀ "چیک زنت میهایلی" در ویکی پدیا ارائه شده ، فکر می کنم باید یک حالت تعادل ، بین مهارتِ فرد در انجامِ یک فعالیتِ مشخص ، و میزانِ چالش برانگیز بودنِ اون فعالیت ، برای همون فرد برقرار بشه تا فرد ، در حالتِ تعلیق یا غوطه ور شدن در اون فعالیت قرار بگیره و چنان در انجامِ اون فعالیت غرق بشه که عملاً از دنیایِ اطرافِ خودش ، کاملاً فارغ بشه و نه متوجه باشه که زمان چطور می گذره ، نه اینکه احساس گرسنگی یا تشنگی بکنه (در حین انجام اون فعالیت) و نه نیازهایِ دیگه براش پیش بیاد .
    فکر می کنم یکی دیگه از عواملی که میتونه به فرد کمک کنه تا راحت تر واردِ این ناحیۀ تعلیق بشه و مدتِ بیشتری رو در اون حالت ، باقی بمونه ، میزانِ عشق و علاقۀ اون فرد ، به انجامِ اون فعالیتِ خاص باشه ؛ مثلاً زمانی که فردی قرار باشه به عنوانِ مدرس یا معلم ، وارد یک کلاس بشه و تدریس بکنه ، هر چقدر هم مهارت داشته باشه در تدریسِ مطالب ، و هر چقدر هم خودِ کلاس و شرکت کنندگانِ در اون کلاس ، برایِ اون معلم ، ایجاد انگیزه بکنن ، در صورتیکه ، عشق به تدریس و معلمی در وجودِ اون فرد نباشه ، فکر می کنم حالت غرق شدگی ، به سختی برای اون فرد ایجاد میشه . اگر عشق در وجودِ اون معلم باشه ، علیرغمِ گذشت چند ساعت از تدریس ، نه خستگی ، نه گرسنگی ، نه گذشت زمان و نه هیچ یک از احساساتِ آزار دهنده و منفیِ دیگه ، در وجودِ اون معلمِ عاشق ، بروز نخواهند کرد و علیرغمِ اینکه ، احساسِ تعلیق رو ، یک حسِ درونی و فردی ، تلقی می کنند ، فکر می کنم زمانی که این حس در فرد ایجاد بشه ، میتونه حسی مشابه رو به اطرافیانِ درگیر در اون فعالیت هم ، القا بکنه . در همین مثال ، زمانی که معلمِ موردِ نظر ، با تمامِ وجود ، تدریس می کنه و به انتقالِ مفاهیم و مطالب ، مبادرت می ورزه ، دانشجویان و شاگردان هم ، راحت تر و سریع تر به ناحیۀ غرق شدگی و تعلیقِ در یادگیری و فراگیریِ مطالب ، وارد میشن و گذرِ زمان ، خستگی ، گرسنگی و . . . باعث نمیشه که مدام به معلم تذکر بدن " استاد ، خسته نباشید ! " .
    در ویکی پدیا نوشته شده که مارتین سِلیگمن که در متمم با ایشون به عنوانِ پایه گذار روان شناسی مثبت نگر ، آشنا شدیم ( http://www.motamem.org/?p=525 ) ، میهایلی رو به عنوانِ محققِ پیشرویِ جهان در حوزۀ روان شناسیِ مثبت نگر ، معرفی می کنه .
    اگر بین تصویر چهارمِ این پُست و تصویری که در ویکی پدیا توسط میهایلی ارائه شده ، تطابقی ایجاد کنیم ، میتونیم مناطق و ناحیه هایِ مشخص شده با شماره رو اینطور تبیین کنیم :
    ناحیۀ 1 - Anxiety اضطراب و نگرانی و تشویش (چالش برانگیزی زیاد - مهارت فردیِ کم)
    ناحیۀ 2 - Arousal تحریک شدگی و برانگیختگی (چالش برانگیزیِ زیاد - مهارتِ فردیِ متوسط)
    تاحیۀ 3 - Flow یا ناحیۀ تعلیق ذهنی (حداکثر چالش برانگیزی - حداکثرِ مهارتِ فردی)
    ناحیۀ 4 - Worry اجتناب از تهدیدات و نگرانی هایِ احتمالی (چالش برانگیزیِ متوسط - مهارتِ فردیِ کم)
    ناحیۀ 6 - Control یا محدودۀ Over-learning که مرحله ای هست که اشرافِ فرد بر یک مهارتِ تازه و جدید ، تا حدی باشه که اون فعالیت رو به طورِ خودکار و ناخودآگاه انجام میده (چالش برانگیزیِ متوسط - مهارتِ فردیِ زیاد)
    ناحیۀ 7 - Apathy یا بی تفاوتی و بی احساسی (چالش برانگیزیِ کم - مهارتِ فردیِ کم)
    ناحیۀ 8 - Boredom یا بی حوصلگی و نداشتنِ رغبت برای انجامِ هیچ کاری (چالش برانگیزیِ کم - مهارتِ فردیِ متوسط)
    ناحیۀ 9 - Relaxation تنش کم و اضطراب ناچیز ؛ حالتی که هیچ برانگیختگی که ممکنه از عصبانیت ، خشم و ترس ناشی بشه ، فرد رو تهدید نمی کنه (چالش برانگیزیِ کم - مهارتِ فردیِ زیاد)

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .