Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




جملاتی از کتاب گفتگو با کافکا | گوستاو یانوش


کتاب گفتگو با کافکا - جملاتی از کافکا به نقل از گوستاو یانوش

برای آشنایی بیشتر با کافکا و خواندن جمله هایی از کافکا، چقدر به کتابی که فرد دیگری نوشته است و همه چیز را در قالب دیدارها و گفتگوهای خود با کافکا شرح داده، اعتماد می‌کنید؟

کتاب گفتگو با کافکا (Conversations with Kafka)، چنین نوشته‌ای است.

گوستاو یانوش، با وجودی که بیست سال از کافکا کوچک‌تر بوده، با فرانتس کافکا دوست بوده است.

این را می‌دانیم و مطمئنیم.

این را هم می‌دانیم که روزهای بسیاری، کافکا بعد از کار با او در خیابان‌ قدم می‌زده است.

می‌توان تصور کرد کسی مانند کافکا، با سال‌ها کار در یک شرکت بیمه، چقدر از فضایی که یک نویسنده انتظار دارد فاصله داشته است و از این نظر، می‌توان لحظات خوبی را که با گوستا یانوش داشته، تصور کرد. یانوش، کتابخوان و کتاب‌خواری بوده که تمام توان و انرژی خود را صرف خواندن می‌‌کرده و احتمالاً در مقایسه با همکاران اداره‌ی بیمه، هم‌صحبت مناسبی بوده است.

دیدارهای مکرر کافکا و یانوش هم چنین فرضی را تأیید می‌کند.

این‌ها چیزهایی است که می‌دانیم.

اما این را هم باید در نظر بگیریم که یانوش، گفتگوهای خود را با کافکا، کمتر از دو سال پس از مرگ کافکا منتشر کرده است؛ یعنی کافکا آن‌ها را ندیده.

این‌که چهل سال پس از مرگ کافکا، نسخه‌ی کامل کتاب، با مجموعه‌ای از یادداشت‌ها که در نسخه اول نبوده منتشر شده، کتاب را بیش از پیش در نگاه منتقدان آسیب‌پذیرتر کرده است.

کتاب گفتگو با کافکا به زبان آلمانی تألیف شده و ترجمه فارسی کتاب گفتگو با کافکا از زبان مبداء، در سال ۱۳۵۲ و به همت انتشارات خوارزمی منتشر شده و سال‌های پس از آن‌ هم، (۵۷ و ۸۶) تجدید چاپ شده است.

زحمت ترجمه را مترجم پیشکسوت کشورمان، آقای فرامرز بهزاد کشیده‌اند که نقش مهمی در آشنایی فارسی‌زبان‌ها با کافکا و برشت داشته‌اند.

در ترجمه‌ی ایشان، مقدمه‌ای از ماکس برود (Max Brod) دوست نزدیک کافکا وجود دارد.

ما در متمم با مراجعه به نسخه انگلیسی کتاب با ترجمه‌ی گرونوِی ریس (Goronway Rees)، متوجه شدیم که ناشر انگلیسی زبان ترجیح داده از مقدمه‌ی خانم فرانسین پروز (Francine Prose)، نویسنده موفق معاصر آمریکایی استفاده کند.

فرانسین پروز در مقدمه، به این نکته پرداخته که برخی از جدی‌ترین منتقدان کتاب گوستاو یانوش، با یانوش مشکل شخصی داشته‌اند. هم‌چنین تأکید کرده که با وجود همه‌ی نقدهایی که به کتاب وارد شده، هم‌چنان آن را پس از سال‌ها، درست مانند نخستین روزها دوست دارد.

به هر حال، منطقی است کافکای یانوش را مثل نیچه‌ی اروین یالوم یا سقراطِ افلاطون دوست داشته باشیم. کسانی که کوشیده‌اند دریچه‌ای به زندگی بزرگان برای ما باز کنند.

ما در پاراگراف فارسی متمم، برای نقل جمله های کتاب از ترجمه‌ی آقای بهزاد استفاده کرده‌ایم:

روز افسون بزرگی است.

چیزی که مخل من است، نور است، کارخانه است، خانه‌ها و پنجره‌های روبروست.

ولی در وهله‌ی اول، نور.

نور توجه را منحرف می‌کند.

من کار کردن در کارگاه را دوست دارم.

بوی چوب رندیده، صدای اره،‌ ضربه‌های چکش، همه مسحورم می‌کردند.

…[شبها] خسته بودم، ولی خوشبخت هم بودم.

هیچ چیزی زیباتر از دستی پاک و ملموس و سودمند نیست.

گذشته از نجاری، قبلاً کشاورزی و باغبانی هم کرده‌ام.

خیلی باارزش‌تر و زیباتر از بیگاری در اداره بود.

آدم در اینجا به ظاهر چیز والاتر و بهتری است، ولی فقط به ظاهر.

واقعیت این است که آدم فقط تنهاتر، و در نتیجه بدبخت‌تر است. همین و بس.

کار فکری انسان را از جامعه دور می‌کند، در حالی که کار دستی او را به انسان‌ها می‌پیوندد.

هنر برای هنرمند، رنجی است که با آن خود را برای گرفتار شدن در رنجی دیگر نجات می‌دهد.

هنرمند غول نیست، بلکه پرنده‌ای است کمابیش رنگارنگ در قفس وجود خود.

در که می‌زدند، فرانتس کافکا با یک «بفرمایید» مختصر و نه‌چندان بلند پاسخ می‌داد، در حالی که همکار و هم‌اتاقی‌اش معمولاً آمرانه و با اوقات تلخی فریاد می‌زد: «بیایید تو.»

با این لحن، مردی که سال‌های متمادی پشت میز مقابل کافکا کار می‌کرد، می‌خواست ناچیز بودن ارباب رجوع را، در همان آغاز ورودشان به اتاق، به رخ‌شان بکشاند.

… بیاد دارم که فرانتس کافکا، هر بار که صدای آمرانه‌ی «بیایید تو»ی هم‌اتاقی‌اش بلند می‌شد، تکان خفیفی می‌خورد.

ماکس برود، فلیکس ولچ، همه‌ی دوست‌های من، همیشه یکی از چیزهایی را که نوشته‌ام در اختیار می‌‌گیرند و بعد، با آوردن قرارداد چاپ، که همه‌ی کارهایش را هم کرده‌اند، مرا در مقابل عمل انجام شده می‌گذارند.

چون نمی‌خواهم برایشان دردسر ایجاد کنم، عاقبت به انتشار چیزهایی می‌کشد که در اصل، فقط یادداشت‌هایی خصوصی‌اند، صورت بازی و سرگرمی را دارند.

شواهد خصوصی ضعف بشری‌ام، چاپ می‌شوند و حتی به فروش می‌رسند، چون دوستان من، و در صدر آن‌ها ماکس برود، عزم‌شان را جزم کرده‌اند که از آن‌ها ادبیات بسازند، و من هم قدرتش را ندارم این شواهد تنهایی‌ام را نابود کنم.

آزادی صوری که با وسایل خارجی به‌دست می‌آید، جز اشتباه چیزی نیست.

پریشانی است.

بیابان است که جز علف‌های تلخ ترس و یأس چیزی به بار نمی‌آورد و این کاملاً طبیعی است.

چون فقط عطیه‌ی درون است که ارزشی ابدی و راستین دارد.

جهت رشد انسان، نه از پایین به بالا، که از درون به بیرون است و این در زندگی، شرط اساسی هر نوع آزادی است.

آزادی، محیطی اجتماعی نیست که تصنعاً بتوان به وجودش آورد، بلکه وضعی است که در برابر خود و جهان به خود می‌گیریم و باید هر آن، در به‌دست آوردنش بکوشیم.

انسان، فقط چیزی را که مالک آن است، می‌تواند دور بریزد.

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت.

فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

  فنون مذاکره

  تحلیل رفتار متقابل

  تصمیم گیری

  پرورش تسلط کلامی

  افزایش عزت نفس

  چگونه شاد باشیم

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: علیرضا دورباش , محسن سعیدی پور , ایمان میرزائی , وحید مهدوی , سامان عزیزی

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

6 نکته برای جملاتی از کتاب گفتگو با کافکا | گوستاو یانوش

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .