Menu


اهمیت داستان گویی و داستان سازی در تصمیم گیری تشخیصی


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۲۶۸۵
پیش نیاز مطالعه درس اهمیت داستان در تصمیم گیری تشخیصی از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • بتوانند تصمیم گیری تشخیصی را توضیح داده و تفاوت آن را با تصمیم های انتخابی شرح دهند.
  • به خاطر بسپارند که انباشتگی داستان‌ها در ذهن می‌تواند به بهبود کیفیت تصمیم های تشخیصی کمک کند.
  • بتوانند سه کارکرد اصلی داستان‌سازی و داستان‌گویی را بر اساس دسته‌بندی گری کلین فهرست کرده و شرح دهند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار

زندگی
داستان در مورد تصمیم گیری و به طور خاص تصمیم گیری تشخیصی

در تعریف تفکر شهودی توضیح دادیم که گری کلین نقش مهمی در توسعه و ترویج این بحث ایفا کرده است.

هم‌چنین گفتیم که یکی از مهم‌ترین دستاوردهای او در موضوع تصمیم گیری، طرحِ مفهومی تحت عنوان تصمیم گیری طبیعی یا NDM (مخفف Naturalistic Decision Making) بوده است.

کلِین روش NDM را در مقابل تصمیم گیری تحلیلی مطرح کرده تا به ما یادآوری کند که همه‌ی تصمیم‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، مطابق آن فرایند مکانیکی و ریاضی که دانشمندان کلاسیک تصمیم‌گیری مطرح کرده‌اند انجام نمی‌شوند.

روش تصمیم گیری تشخیصی یکی از زیرمجموعه‌های تصمیم گیری طبیعی است که همه‌ی ما تجربه‌ی آن را داریم، اما در کتاب‌های رسمی دانشگاهی و آموزش‌های سنتی تصمیم‌گیری، کمتر به آن اشاره می‌شود:

منظور از تصمیم گیری تشخیصی چیست؟

در شکل متعارف تصمیم‌گیری، چند گزینه پیش روی شما قرار دارد و شما هم بر اساس معیارهای مختلف، آن‌ها را ارزیابی کرده و یکی را انتخاب می‌کنید.

مثلاً از خود می‌پرسید: کدام‌یک از این ماشین‌ها را بخرم؟

اما در تصمیم‌گیری تشخیصی (Recognitional Decision-making)، شما به مجموعه تجربه‌های پیشین خود مراجعه می‌کنید و می‌کوشید تشخیص دهید که وضعیت فعلی به کدام‌یک از تجربه‌های پیشین شما نزدیک است.

مثلاً کسی که مصاحبه‌های شغلی فراوانی انجام داده است، ممکن است در برخورد با یک مصاحبه‌شونده‌ی جدید، بکوشد نمونه‌ای شبیه او را از خاطرات خود پیدا کرده و بر آن اساس، درباره‌ی این فرد هم پیش‌بینی‌هایی را انجام دهد.

تحلیل‌های تشخیصی ممکن است در ادامه، به تصمیم‌های متعارف منتهی شوند.

مثال‌های تحلیل و تصمیم مبتنی بر تشخیص کم نیستند و حتماً شما هم نمونه‌های بسیاری از آن‌ها را دیده و شنیده‌اید:

  • آیا اقتصاد ایران شبیه اقتصاد ونزوئلا خواهد شد؟ (یا این‌ها دو الگوی کاملاً متفاوت هستند؟)
  • آیا رونق کسب و کارهای دیجیتال در کشور را می‌توان با رونق شدید سال‌های پایانی قرن بیستم در سطح جهان مقایسه کرد؟ (یعنی آیا این‌جا هم با حباب اینترنت روبرو هستیم یا وضعیت فعلی، پدیده‌ی متفاوتی است؟)
  • آیا ادغام شرکت A و B، سرنوشتی شبیه ادغام دایملر-کرایسلر (که چندان موفق نبود) خواهد داشت؟

گری کلین از جمله کسانی است که چنین موضوعاتی را به شکل گسترده و عمیق بررسی کرده است.

او معتقد است که خطاهای این نوع تصمیم‌ها، الزاماً از روش‌های تحلیلی – که ساده‌سازی‌های خاص خود را دارند – بیشتر نیست و اگر نقاط قوت و ضعف روش‌های تشخیصی را بشناسیم و آن‌ها را در کنار روش‌های سنتی تحلیلی قرار دهیم،‌ اتفاقاً قدرت تصمیم‌گیری‌مان افزایش خواهد یافت.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز. مطالعه مجموعه درس‌های تصمیم گیری پیشرفته، صرفاً برای کسانی امکان پذیر است که هر دو شرط زیر را دارا باشند:

ضمناً اگر کاربر ویژه متمم باشید، به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که فهرست آن‌ها را می‌توانید در این‌جا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تفکر سیستمی

  مهارت یادگیری

  مدل ذهنی

  تصمیم گیری

و سپس به سراغ تصمیم گیری پیشرفته بیایید.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: محمد جواد زاهدی , Narjes , پیمان تسنیمی , نیلوفر شیری پور , رضا لطفی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری پیشرفته به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری پیشرفته
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

26 نکته برای اهمیت داستان گویی و داستان سازی در تصمیم گیری تشخیصی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مریم رئیسی

    * به نظر من و اونطوری که من از این درس متوجه شدم, کارکرد سوم بیشتر به ما آموزش داده میشود. از همان سالهای اول مدرسه ذهن مارو چارچوب بندی میکنند و یک سری داده های انتخاب شده رو به ما آموزش میدن . یعنی برای ما تصمیم گیری می کنند که چه داده هایی برایمان مفید هست و چه داده هایی مفید نیست.

    * در مورد درسهای متمم هم به نظر من درسهای تفکر سیستمی و تفکر استراتژیک در راستای کارکرد اول طراحی شدند. چونکه به نظرم این درسها کمک می کنند چند پارامتر رو به طور همزمان در تصمیم گیری ها و بررسی مسائل  در نظر بگیریم  و اثرات متقابل اونها رو بررسی کنیم و در واقع دنیارو از داخل نی نوشابه نگاه نکنیم!

    به نظرم درسهایی مانند مهارت ارتباطی و مذاکره در راستای کارکرد دوم طراحی شدند. در توضیحات کارکرد دوم اومده که مثلا  اگر از این وضعیت شروع کنیم , آخر ماجرا چی میشه؟  و به نظرم چیزی که در مذاکره آموزش داده میشه به همین وضعیت مربوط میشه. شروع مذاکره و ارتباط, وضعیتی هست که در اون قرار داریم و با استفاده از اطلاعات و دانشمون در مورد ارتباطات و مذاکره میتونیم  داستان رو به روش خودمون بسازیم.

    در مورد کارکرد سوم هم میتونم درس مدل ذهنی رو مثال بزنم. در درس مدل ذهنی با مدلها آشنا میشیم و می تونیم تصمیم بگیرم که چه مدلی برای ما مفید هست و کدام مدل مفید نیست. همچنین درس مدل ذهنی به ما یاد میده که در برسی رویدادها, با توجه به مدل ذهنیمون چه رویدادی رو برای داستان سازیمون انتخاب کنیم و کدوم رویداد رو حذف کنیم. فکر میکنم درسهایی مثل شخصیت شناسی و خودشناسی هم میتونند در راستای این کارکرد طراحی شده باشند.

    * به نظرم حوزه ی  خودشناسی و شخصیت شناسی خیلی به روشهای مکانیکی و خشک آلوده شده. انسانها رو در طبقه بندیهای مختلف تیپ شناسی و شخصیت شناسی قرار میدند و کمتر به تفاوت انسانها توجه میکنند و این موضوع رو که انسانها پیچیده هستند و به راحتی نمیشه در این طبقات اونها رو جای داد,  در نظر نمیگیرند.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .