Menu


تحلیل استراتژیک منابع | محاسبه سود و ارزیابی هزینه


تفکر استراتژیک و مفهوم مدیریت هزینه

فرض کنید مالک یک رستوران هستید و انواع غذاهای ایرانی را در آن عرضه می‌کنید. یکی از دوستانتان پیشنهاد می‌دهد که با سرمایه گذاری حدود دویست میلیون تومان و ارائه‌ی غذاهای فست مانند پیتزا و همبرگر و …، می‌توانید سالیانه حدود صد میلیون تومان به فروش سالیانه خود اضافه کنید. آیا این پیشنهاد را سودمند می‌دانید؟

فرض کنید الان، در حوزه بازرگانی فعال هستید و کسب و کار موفقی هم در حوزه‌ی واردات «لوازم زینتی خانم‌ها» دارید. در یکی از مسافرت‌های خود در نمایشگاه وسایل و قطعات پلاستیکی در شهر شنزن شرکت می‌کنید و متوجه می‌شوید که چه فرصت خوبی را تا کنون از دست داده‌اید. احتمالاً در ذهن خود حساب می‌کنید که برای وارد کردن اولین محموله وسایل خانه پلاستیکی چقدر پول نیاز دارید. بعد هم قیمت و هزینه‌های فروش و زمان بازگشت پول را حساب می‌کنید و میخواهید تصمیم بگیرید که سود حاصل از اجرای چنین پروژه‌ای به هزینه‌های سرمایه گذاری اولیه و هزینه‌های جاری آن می‌ارزد یا نه.

شاید هم الان، با تکنولوژی دات نت، برنامه نویسی می‌کنید و شنیده‌اید که پی اچ پی هم مد شده و در حال حساب کردن سود و هزینه‌های وقت گذاشتن و رفتن به دوره‌های آموزشی پی اچ پی هستید. یا اینکه در مقطع کارشناسی درس خوانده‌اید و چون حقوق و مزایای فردی با مدرک کارشناسی ارشد بیشتر از کارشناسی است، می‌خواهید ادامه تحصیل بدهید.

تفکر استراتژیک، محاسبه سود و مدیریت هزینه

سود و هزینه‌های چنین تصمیم‌هایی را چگونه می‌توان سنجید؟

مدیریت هزینه با نگاهی به مفاهیم حسابداری

در حسابداری، همه چیز بر اساس «عددی» که در دفاتر ثبت می‌شود، سنجیده می‌شود. سود، برای حسابدار، اختلاف درآمد و هزینه است. اگر تصمیمی هیچ تغییری در درآمد یا هزینه ایجاد نکند، نه سود ده بوده و نه زیان ده.

از سوی دیگر، ممکن است هیچ اتفاق عجیبی نیفتاده باشد، اما با ارزیابی مجدد دارایی‌ها، متوجه شوید که شما سود قابل توجهی را به دست آورده‌اید! مدل ذهنی حسابداری، به پول‌هایی که می‌آیند و پول‌هایی که می‌روند (جریان وجه نقد) نگاه می‌کند و البته ممکن است در اینجا برآوردهایی هم انجام شود. به عنوان مثال، شما ذخیره‌ای را برای پرداخت مالیات یا مورد مشابهی درنظر بگیرید. اما به هر حال، نهایتاً برای همه چیز باید سندی باشد و تا واقعاً پولی نیاید یا پولی نرود، حسابداری معنا پیدا نمی‌کند.

ممکن است به نظر شما حرف دوست من در خرید کارگاه، ساده اندیشانه به نظر برسد. اما کمی فکر کنید…

 

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

اگر چه برای متممی‌های عزیز که درس‌های گذشته‌ی ما را خوانده‌اند چنین شبهه‌ای ایجاد نخواهد شد، اما برای کسانی که قبل از مطالعه سایر دروس این مطلب را می‌خوانند لازم است تاکید کنیم که:

تمام متن بالا و مصداق‌های بالا صرفاً با توجه به محاسبه سود و زیان ریالی تنظیم شده بود و مثال‌ها و اعداد و ارقام، برای درک بهتر مسئله ساده شده بودند.

وگرنه همچنانکه در تفکر سیستمی توضیح دادیم، هر کسی وسعت مسئله‌اش را خودش تعیین می‌کند.

برای کسی که به تولید بیشتر از بازرگانی ایمان دارد، وارد شدن به عرصه‌ی تولید و حتی تولید کردن و ایجاد اشتغال در عین زیان دادن، از لحاظ استراتژیک الزاماً به معنای یک تصمیم زیان ده محسوب نمی‌شود.

 

تمرین

۱- در کسب و کار خودتان، یا سازمانی که در آن کار می‌کنید،‌ یا هر کسب و کار دیگر و شرکت و برند داخلی یا خارجی که از آن شناخت دارید، یک تصمیم کلیدی را مطرح کنید و از هر چهار دیدگاه فوق، بسنجید و تحلیل کنید که آن را تا چه حد سودده یا زیان‌ده می‌نامید.

۲- در زندگی شخصی خود، لطفاً چهار مثال مختلف مطرح کنید که تحلیل اولین مورد با دید هزینه حسابداری مناسب باشد و تحلیل دومین مورد از دید سرمایه گذاری.  تحلیل سومین مورد از دید عملیاتی و چهارمین مدل از دید استراتژیک.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: ازاده زیبدی , آرمان صفایی , مبینا شبانفوزی , محمدرضا شعیبی , پیام سلیمیان

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تفکر استراتژیک به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تفکر استراتژیک
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

78 نکته برای تحلیل استراتژیک منابع | محاسبه سود و ارزیابی هزینه

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سارا.

    در سازمان،‌ قرارداد بستن با يك مشاور ضعيف‌تر بجاي يك مشاور قوي‌تر با 40% هزينه كمتر.
    از ديدگاه حسابداري: سود ، براي اينكه هزينه كمتر كرده‌ايم.
    از ديدگاه سرمايه‌گذاري: گرچه سود حاصله بصورت كمّي محاسبه نشده، اما اگر تفاوت خروجي كار به اندازه 20% باشد، 20% سود كمتر نسبت به 40% هزينه كمتر، آن را از نظر سرمايه‌گذاري نيز توجيه‌پذير مي‌كند.
    از ديدگاه مديريت عمليات: تعريف فرايندها و روش‌هايي كه از همين مشاور ضعيف‌تر، بهره بيشتري ببريم. با مذاكره سعي كنيم ساعت كار كارشناسان آن را افزايش دهيم. اين از نظر مديرت عمليات يعني سود بيشتر.
    از ديدگاه استراتژيك يعني ضرر: انجام كار با كيفيت كمتر، مي‌تواند در زنجيره پروژه‌هاي سازمان موجب كاهش كيفيت ورودي‌هاي پروژه‌هاي ديگر گردد و حتي موجب تأخير ساير پروژه‌ها گردد. يا حتي طراحي ضعيف و نادقيق ممكن است موجب دوباره‌كاري و هزينه مضاعف در آينده گردد.

    در زندگي شخصي: در تمرين خواسته شده كه چهار مثال مختلف بزنيم ولي من بنظرم اومد كه يك مثال را از چهار ديدگاه فوق بررسي كنم:
    مثلا دويست هزارتومان پول داريم با آن 1000 سهم 200 توماني يك شركت را مي‌خريم و دوماه بعد در 300 تومان مي‌فروشيم. در اينجا صدهزارتومان سود كرده‌ايم. از ديدگاه حسابداري ممكن است گفته شود كه اين كار عبثي بوده چون فقط صدهزارتومان سود كرده‌ايم و صدهزارتومان كه چيزي نيست و ارزش ندارد.
    اما از ديدگاه سرمايه‌گذاري، 50% سود كرده‌ايم و اين خيلي خوب است.
    از ديدگاه استراتژيك، 50% سود در دوماه مي‌شود حدود 25 برابر سود بانكي، بنابرين از نظر استراتژيك، پول را جاي خوبي سرمايه‌گذاري كرده‌ايم.
    از ديدگاه مديريت عمليات، بهتر بود كه مثلا يك هفته صبر مي‌كردم تا 30 تومان بالاتر بفروشم و لازم يود براي اينكار، بهتر تحليل كنم و نقطه خروج مناسب را پيدا كنم.

    چهار مثال در زندگي شخصي:
    1- سود از ديد حسابداري: خريد ميوه از بازار روز يا قيمت كمتر از مغازه.
    2- سود از ديد سرمايه‌گذاري: نگهداري پول در حساب بلندمدت به جاي خريد خانه در دو سال اخير.
    3- انجام چند كار نزديك به‌هم براي افزايش كارايي در استفاده از سوخت و زمان.
    4- تصميم براي تغيير كار حتي به كار با درآمد مساوي يا پايينتر و حتي ساعات كاري بيشتر براي پيشرفت شغلي.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .