Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




واسطه گری چیست و تفاوت دلالی و واسطه گری در کجاست؟


تعریف دلالی چیست و تعریف واسطه گری چیست و تفاوت دلالی و واسطه گری چیست

با توجه به اینکه در درس ارزش آفرینی بارها به واژه‌های دلال (Dealer) و واسطه (Intermediary) اشاره شده است، مناسب دیدیم که یک درس اختصاصی را به بررسی تفاوت دلالی و واسطه گری اختصاص دهیم.

در این درس می‌خواهیم به این سوال مهم پاسخ دهیم که:

 با توجه به نقش گسترده واسطه ها در کسب و کار، آیا می‌توانیم اهمیت آنها را در کسب و کارها زیر سوال ببریم؟ 

اگر معتقدیم که واسطه گری مفید است، پس چرا احساس خوبی به دلال ها نداریم و اگر معتقدیم که واسطه گری بد است، چرا نمی‌توان کسب و کارها را بدون نقش واسطه و واسطه گری تصور کرد؟

در این درس، با اشاره به تفاوت دلالی و واسطه گری، می‌کوشیم پاسخ این پرسش را بیان کنیم.

اما قبل از این سوال، لازم است اشاره‌ی دقیق‌تری هم به بحث خلق ارزش داشته باشیم و رابطه‌ی آن را با مفهوم پایداری بهتر و بیشتر بررسی کنیم.

چون بسیار پیش می‌آید که خلق ارزش را صرفاً به خلاقیت ربط می‌دهند و از ارتباط عمیق آن با بحث پایداری غافل می‌شوند.

ضمن اینکه یکی از تفاوت های کلیدی بین دلالی و واسطه گری را نیز می‌توان در همین مفهوم پایداری جستجو کرد.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری ارزش آفرینی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه ارزش آفرینی

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

478 نکته برای واسطه گری چیست و تفاوت دلالی و واسطه گری در کجاست؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    پریسای عزیز. مطلبی که در ادامه می‌آید شاید مستقیماً ارتباطی به صحبت‌های کامل و تحقیق دقیق شما نداشته باشد.
    اما فرصت خوبی است تا به بهانه‌ی قسمت 1-1 تمرین شما، یک اصطلاح جالب را هم با هم مرور کنیم و آن، Golden Handcuffs یا دستبند‌های طلایی است.

    همه‌ی ما می‌دانیم که هیچ کس از دستبندی که پلیس بر دستانش بزند، لذت نمی‌برد. اما شاید اگر این دستبند از طلا باشد، کسانی هم پیدا بشوند که برای دستیابی به آن، حاضر باشند جرمی مرتکب شوند!

    در ادبیات مدیران منابع انسانی (و گاهی هیات مدیره سازمان‌ها) اصطلاح Golden Handcuffs به پاداش‌هایی اطلاق می‌شود که ضمن جذاب بودن، نهایتاً افراد را به سازمان وفادارتر می‌کنند و احتمال ماندگاری آنها را در سازمان افزایش می‌دهند.

    دوستی که مدیر یک شرکت نرم افزاری بزرگ در کشور است، به معاونش یک خودرو اختصاص داده بود و قرار بود که این خودرو تا زمانی که او در شرکت است در اختیار او باشد.

    ایشان به شوخی - و البته کمی هم جدی - می‌گفت:
    اگر پول نقد می‌دادم می‌رفت روی آن یک پول دیگر هم می‌گذاشت و یک خرید قسطی بزرگ می‌کرد و از ماه بعد، دیگر پاداش من یادش نبود و هر بار که چک قسط را پاس می‌کرد، به این فکر می‌کرد که چرا شرکت به من حقوق بیشتری نمی‌دهد تا من گرفتار قسط‌ها نمانم.

    اما الان به او ماشین داده‌ام. همانقدر خوشحال است و از سوی دیگر، یک دستبند طلایی محسوب می‌شود.

    هر بار که به استعفا فکر کند، یادش می‌افتد که ماشین را هم باید رها کند و برود و فردا صبح، ماشین و شغل را با هم از دست می‌دهد.

    ضمن اینکه با ماشین زودتر به سر کار می‌رسد و عصرها هم برای دیر رفتن و گیر نیامدن ماشین بهانه ندارد و می‌تواند جلسه‌های دیروقت را بماند!

    قطعاً موضع ما تایید تا رد چنین حرفی نیست. تنها مرور یک واژه است. اما اینکه دستبند‌های طلا، چگونه انتخاب شوند که ضمن ماندگار کردن منابع انسانی، دست آنها را هم آزار ندهند و زخمی نکنند، ماجرایی دیگر است که باید جداگانه به آن پرداخته شود.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .