توسعه فردی چیست؟ | آشنایی با انواع برنامه ریزی توسعه فردی

توسعه فردی (personal development) از اصطلاحات رایج دهههای اخیر است و به تبع آن اصطلاح «برنامه ریزی توسعه فردی» یا «personal development planning» را هم زیاد میخوانیم و میشنویم.
این را میدانیم که با توجه به نوع درسهای متمم و خود کلمهٔ متمم (= محل توسعه مهارتهای من) بسیاری از دوستان متممی هم با انگیزهٔ توسعه فردی به جمع متممیها پیوستهاند.
بنابراین کاملاً طبیعی است درسی را به اصطلاح «توسعه فردی» اختصاص دهیم و دربارهٔ معنی توسعه فردی و انواع رویکردها در برنامه ریزی توسعه فردی صحبت کنیم.
لازم به تأکید است که این درس صرفاً یک مقدمهٔ مختصر است و در درسهای آتی به تاریخچه توسعه فردی، علت افزایش توجه به توسعه فردی و روش درست تنظیم برنامه توسعه فردی خواهیم پرداخت.
قصد ما این است که پس از آشنایی با این موضوعات، اثربخشی یادگیری شما بیشتر شود و با مشخص کردن مسیر توسعه فردی خود بهتر بتوانید از درسهای متمم استفاده کنید.
تعریف توسعه فردی
برای این که بدانیم برنامه ریزی توسعه فردی چیست و برای توسعه فردی چه کنیم، ابتدا باید تعریف توسعه فردی را مشخص کنیم و بدانیم دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم. ما در متمم توسعه فردی را به شکل زیر تعریف میکنیم:
توسعه فردی فرایندی آگاهانه، سیستماتیک و پیوسته است که هر فرد با تکیه بر آن، مهارتها، دانش، نگرش و رفتارهای خود را بهبود میدهد تا بهتر بتواند از ظرفیتهای خود استفاده کرده و به هدفهایی که در زندگی برای خود انتخاب کرده دست پیدا کند.
توجه کنید که توسعه فردی، چنانکه نام آن نشان میدهد، فردی (اختصاصی) است. یعنی قرار نیست مسیری که شما برای رشد و ارتقاء فردی انتخاب میکنید، با مسیری که دوستان و نزدیکان یا همکاران شما انتخاب میکنند مشابه یا یکسان باشد. چون هم اهداف و نیازها و هم ارزش های فردی شما لزوماً با دیگران یکسان نیست. پاول ویلیس این نکته را مختصر و زیبا بیان میکند (+):
برنامه توسعه فردی چیست؟ (به زبان ساده)
بهتر است قبل از اینکه وارد جزئیات تخصصی شویم و به تعریف دقیق برنامه توسعه فردی بپردازیم، به زبان ساده بگوییم که برنامه توسعه فردی چیست:
برنامه توسعه فردی
برنامه توسعه فردی برنامهای است که هر کس برای خودش تنظیم میکند و بر اساس آن مشخص میکند که در آیندهٔ پیش رو میخواهد کدام توانمندیها، شایستگیها و مهارتها را در خود تقویت کند.
این برنامه میتواند با هدفهای مختلفی از جمله اهداف زیر تدوین شود:
بهبود کیفیت زندگی با تقویت مهارت های زندگی (هر کس در هر سن) یافتن فرصتهای استخدامی بهتر پس از فارغالتحصیلی (برای دانشجویان و دانشآموزان) بهبود جایگاه حرفهای یا پیشبرد مسیر شغلی (برای افراد شاغل؛ چه مدیر و کارمند و چه فریلنسر)اگر حوصله یا وقت کافی برای مطالعهٔ دقیقتر ندارید و فقط میخواهید با مفهوم توسعه فردی آشنا شوید، میتوانید به همین تعریف اکتفا کنید. اما اگر این درس را با هدف برنامه ریزی توسعه فردی برای خودتان میخوانید، لازم است تا پایان درس همراه ما بمانید.
انواع برنامه های توسعه فردی
اگر کتابها و مقاله های مختلفی را که درباره توسعه فردی نوشته شدهاند ورق بزنید و با افراد و سازمانهایی که به برنامه ریزی توسعه فردی توجه میکنند صحبت کنید، نهایتاً به نتیجه خواهید رسید که حداقل سه نوع برنامه توسعه فردی (یا توسعه شخصی) وجود دارد (+). البته معمولاً همهٔ آنها را به یک اسم صدا میکنند و توسعه فردی مینامند. ولی ما در اینجا برای تفکیک بهترشان از سه عنوان متفاوت استفاده میکنیم:
◼️ توسعه فردی با رویکرد استخدامپذیری (Employability Development Plan)
بیشتر مردم معمولاً وقتی از برنامه توسعه فردی حرف میزنند به این رویکرد از توسعه فردی فکر میکنند. یعنی میخواهند برای افزایش دانش، توسعه نگرش و ارتقاء مهارتهای خود وقت صرف کنند تا جایگاه شغلیشان تقویت شده یا جذابیتشان برای استخدام بیشتر شود. به این مثالها توجه کنید:
فرض کنید شما یکی از چند کارشناس فروش در شرکت خود هستید و میدانید که در آینده قرار است جایگاه یکی از کارشناسان به مدیر فروش ارتقاء پیدا کند. برای اینکه شانس خود را – به عنوان یک گزینه – افزایش دهید چه میکنید؟ احتمالاً یکی از کارها این است که بر توسعه تواناییهای خود متمرکز شوید.
حالا فرض کنید از موقعیت شغلی خود راضی نیستید و دوست دارید شغلتان را تغییر دهید. باز هم یکی از کارهایی که باید انجام دهید، آماده شدن برای شغل جدید است. قطعاً لازم است مهارتهای تازهای را یاد بگیرید یا برخی از مهارتهای فعلیتان را تقویت کنید.
توسعه فردی در سازمان | برنامه توسعه فردی با هدف ارزیابی سازمانی
وقتی از منظر کارمند و کارجو به برنامه توسعه فردی نگاه میکنیم، میگوییم که این برنامهها به استخدامپذیری و ارتقاء شغلی کمک میکنند.
اما این برنامهها را از زاویهٔ نگاه مدیران شرکتها و سازمانها هم میشود دید. بسیاری از سازمانها توسعه فردی را بسیار جدی میگیرند و به عنوان بخشی از فرایند ارزیابی کارکنان لحاظ میکنند (+).
یعنی این که برنامه ریزی برای توسعه فردی را یک انتخاب آزاد در نظر نمیگیرند. بلکه معتقدند که کارمند یا باید برنامه توسعه فردی داشته باشد و یا اساساً در سازمان ما نباشد. این نوع سازمانها از کارکنان خود میخواهند که برنامه توسعه شخصی خود را با هماهنگی مدیرانشان تنظیم کنند و هر فصل یا هر سال گزارش دهند که چه پیشرفتهایی در تحقق اهدافشان داشتهاند.
برنامه توسعه فردی کارکنان در برخی سازمانها آنقدر جدی است که دستیابی به اهداف توسعه فردی هم مانند عوامل دیگر در ارزیابی عملکرد و محاسبهٔ حقوق و پاداش کارکنان لحاظ میشود.
سناریوی سوم هم این است که هماکنون دانشجو هستید و به زودی فارغالتحصیل میشوید و قرار است وارد بازار کار شوید؛ مثلاً به عنوان مهندس، وکیل، برنامهنویس، حسابدار یا چیزی از این دست. از آنجا که میدانید در مصاحبهٔ استخدامی تنها نخواهید بود و افراد دیگری هم علاوه بر شما برای موقعیت شغلی مطلوبتان رزومه میفرستند، منطقی است در پی مزیت رقابتی باشید. برنامه ریزی برای توسعه فردی در چنین موقعیتی معنا پیدا میکند. امروزه بسیاری از دانشگاهها این خدمت را به دانشجویان خود ارائه میدهند و کمکشان میکنند تا علاوه بر مسیر رسمی آموزش عمومی، برای توسعه شخصی خود نیز برنامه ریزی کنند:
فرم برنامه ریزی توسعه فردی دانشگاه پردو برای دانشجویان مکانیک (فایل PDF)
سناریوی چهارمی هم برای رویکرد استخدامپذیری وجود دارد و آن مهاجرت است. کسانی که میخواهند به کشور دیگری مهاجرت کنند (مستقل از اینکه انگیزهشان کار یا تحصیل باشد) لازم است مهارتهای تازهای را به سبد مهارتهای خود بیفزایند یا برخی مهارتهای فعلیشان را تقویت کنند تا بهتر بتوانند در جامعهٔ مقصد جذب شوند. با وجودی که این سناریو اختلافهایی با استخدامپذیری دارد، اما به هر حال در مقایسه با رویکردهای دیگر به استخدامپذیری شبیهتر است.
◼️ توسعه فردی با رویکرد حرفه ای (Professional Development Plan)
حرفههای بسیاری هستند که یادگیری آنها در دانشگاه آغاز میشود، اما با دانشگاه به پایان نمیرسد. فعالان حوزهٔ سلامت و صنعت بهداشت و درمان، مشهورترین نمونهٔ این حرفهها هستند.
توسعه فردی برای متخصصان حوزهٔ سلامت
پزشکان، داروسازان، روانشناسان و درمانگرها و و پرستاران هرگز نمیتوانند بگویند به نقطهٔ پایان یادگیری رسیدهاند. آنها باید پیوسته در زمینهٔ تخصصی خود و نیز در مهارتهای نرم آموزش ببینند. بهروزرسانی مادامالعمر دانش تخصصی به علت تحولات دائمی دانش است. یادگیری مهارتهای نرم هم از آن جهت لازم است که معمولاً در دورههای آموزش رسمی فرصت کافی برای پرداختن به این مهارتها وجود ندارد.
جالب اینجاست که با وجودی که اصطلاح توسعه فردی در بسیاری از رشتهها از جمله مدیریت و کسب و کار نسبتاً تازه است، برای فعالان حوزهٔ سلامت، جاافتاده و قدیمی محسوب میشود و مثلاً در میان کتابهای دهه نود میلادی هم میتوانید عناوینی را در زمینه آموزش توسعه فردی به درمانگران بیابید. در همانجا هم نویسنده میگوید میدانید که داشتن برنامه رشد شخصی یک کار قدیمی و جاافتاده است (+).
این ویژگیهای حوزهٔ درمان و سلامت در بسیاری از حرفههای دیگر هم صادق است؛ از وکیل و کوچ و مشاور مدیریت تا روزنامهنگار و متخصص فناوری اطلاعات و توسعهدهندهٔ نرمافزار.
بنابراین در اینجا بر خلاف رویکرد پیشین در توسعه فردی که هدف خود را استخدامپذیری قرار میداد، توسعه فردی به حفظ موقعیت شغلی کمک میکند. و میتوان گفت کسی که برای توسعه فردی برنامه ریزی نکند، احتمالاً به تدریج به گوشهای رانده شده و از صنف خود حذف خواهد شد.
◼️ توسعه فردی برای پژوهشگران (Academic Development Plan)
سومین رویکردی که در توسعه فردی وجود دارد، توسعه فردی برای پژوهشگران است. تا چند دهه قبل، تعداد کسانی که تحصیلات عالی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری داشتند، زیاد نبود و بسیاری از این افراد میتوانستند عضو هیئت علمی دانشگاهها شوند.
شاید این کار در مقطع کارشناسی ارشد کمی دشوار بود، اما تقریباً هر کس که مدرک دکتری در دست داشت میتوانست جایی برای تدریس پیدا کند.
در دهههای اخیر تعداد فارغالتحصیلان دکترا و حتی پستدکترا در بسیاری از مراکز آموزش عالی جهان آنقدر زیاد شده که دانشگاهها توان جذب آنها را ندارند.
این روند از یک سو برای دانشگاهها مفید است. چون دستشان در انتخاب هیئت علمی باز است و میتوانند در بین گزینههای فراوان در دسترس، افراد بهتر و مناسبتری را انتخاب کنند. اما از سوی دیگر برای اعتبار دانشگاهها خوب نیست که فارغالتحصیلان آنها در بالاترین سطح، کار پیدا نکنند و مجبور شوند مسئولیتهایی را بر عهده بگیرند که یک کارشناس هم در همان رشته هم میتواند به خوبی از پس آن برآید.
راهحلی که دانشگاهها به آن رسیدهاند، مجبور کردن دانشجویان تحصیلات عالی به برنامه ریزی توسعه فردی است. به این شکل که دانشگاهها از دانشجویان خود میخواهند در کنار مسیر آموزشی، برنامه توسعه شخصی خود را نیز تدوین کرده و به دانشگاه ارائه کنند و به صورت منظم به دانشگاه گزارش دهند که چه کارهایی برای توسعه مهارتهای خود و آماده شدن برای گامهای بعدی مسیر شغلی برداشتهاند. برای آشنایی بیشتر با این رویکرد میتوانید نمونههای زیر را ببینید:
فرم برنامه ریزی توسعه شخصی دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی (دانلود فایل PDF)
فرم توسعه فردی دانشجویان پستدکترا دانشگاه استنفورد (دانلود فایل PDF)
سرویس آنلاین برنامه ریزی توسعه فردی برای پژوهشگران
برخی از موضوعات مورد توجه در توسعه فردی
همانطور که در ابتدای این درس گفتیم، هر کس باید خودش برنامه توسعه شخصی خود را تعریف و تدوین کند و هیچکس بهتر از خود فرد نمیتواند در این باره تصمیم بگیرد.
با این حال به نظر میرسد موضوعات و مهارتهای زیر از جمله موضوعات پرتکرار در برنامه های توسعه فردی هستند و افراد بسیاری آنها را در فهرست مهارت های توسعه فردی میگنجانند:
- خودآگاهی و خودشناسی
- افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس
- هدف گذاری، مدیریت اهداف و تعیین اولویتها
- مدیریت زمان و ارتقاء بهره وری
- توسعه هوش هیجانی
- تسلط بر استرس و مدیریت استرس
- ایجاد تغییرات مثبت
- موفقیت شخصی
- توسعه مهارتهای ارتباطی
- شبکه سازی و ارتقاء ارتباطات اجتماعی
- ذهن آگاهی و ارتقاء سلامت روان
- تعادل در زندگی و تعادل در کار و زندگی
چرا از اصطلاحهای فردی و شخصی استفاده میکنیم؟
وقتی از اصطلاح توسعه فردی یا توسعه شخصی استفاده میکنیم، منطقی است این سوال در ذهن شما ایجاد شود که: «مگر توسعهٔ غیرفردی یا غیرشخصی هم داریم؟» دانشگاهها و سازمانها برای این سوال، پاسخی ساده و شفاف دارند:
◼️ وقتی دانشجو وارد دانشگاه میشود، یک برنامهٔ عمومی برای رشد و یادگیری او و همهٔ همدورهایهایش وجود دارد: همان واحدهای درسی که به تدریج آنها را ترم به ترم میخوانند و جلو میروند. دانشگاهها با اصطلاح توسعه شخصی میخواهند به دانشجو یادآوری کنند که صرفاً به آموزشهای عمومی اکتفا نکنند و هر یک بر اساس نقاط قوت و ضعف، اهداف، آرزوها و تصویری که از مسیر شغلی خود در ذهن دارند، یک برنامه توسعه فردی هم برای خود تعریف کنند و در نظر بگیرند.
◼️ شرکتها و سازمانها هم همیشه برنامههایی برای آموزش و توسعه توانمندیهای کارکنان خود تدوین میکنند. کلاسها، سمینارهای آموزشی که در شرکتها برگزار میشوند، اغلب در همین راستا هستند. اما این آموزشها جمعی هستند و لزوماً با نیازهای فردی کارکنان تطبیق ندارند. به همین علت سازمانها و کسبوکارها از کارکنان خود انتظار دارند که هر کدام برای توسعه فردی خود برنامه ریزی کرده و برای یادگیری و رشد فردی تلاش کنند.
توسعه شخصی یا توسعه فردی؟ کدام درست است؟
در زبان فارسی هر دو اصطلاح توسعه فردی (معادل انگلیسی: Individual Development) و توسعه شخصی (معادل انگلیسی: Personal Development) به کار میروند. طبیعتاً واژهٔ برنامه ریزی هم به هر دو آنها افزوده میشود و «برنامه ریزی توسعه فردی» و «برنامه ریزی توسعه شخصی» هر دو رایج هستند.
حتی در دقیقترین متن های آکادمیک انگلیسی هم این دو اصطلاح تقریباً مترادف یکدیگر فرض میشوند و نمیشود بگوییم یکی درست و دیگری نادرست است.
اما اگر اصرار دارید بین آنها تفاوتی پیدا کنید، میتوانیم چنین بگوییم:
فرق توسعه فردی و توسعه شخصی
معمولاً در سازمانها و شرکتها و کتابها و منابع مرتبط با رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی استفاده از اصطلاح توسعه شخصی یا personal development رایجتر است (و به تبع آن: pdp یا برنامه توسعه شخصی).
در مقابل در فضای آکادمیک و دانشگاهی، مثلاً زمانی که از دانشجویان میخواهند برای گسترش دانش و یادگیری مهارتهای تازه برنامه ریزی کنند، بیشتر اصطلاح توسعه فردی یا individual development (و به تبع آن idp یا برنامه توسعه فردی) را به کار میبرند.
در فروشگاه متمم یک فایل صوتی آموزشی ۸ ساعته با عنوان هدف گذاری عرضه شده است.
محمدرضا شعبانعلی در این فایل صوتی توضیح میدهد که هدف و هدف گذاری بحثی گسترده است که اغلب ما صرفاً با گوشههایی از آن آشنا هستیم.
تعریف هدف، انواع اهداف، مدلهای مختلف هدف گذاری، تکنیکهای هدف گذاری، علت رها کردن اهداف و روش افزایش تعهد به اهداف از جمله موضوعاتی است که در دوره آموزش هدف گذاری به آنها پرداخته میشود.
اگر موضوع هدف گذاری برایتان اهمیت دارد و میل دارید آن را عمیقتر و بهتر بیاموزید، ممکن است این فایل برایتان مفید و مناسب باشد.
[ اطلاعات بیشتر... ]
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
توسعه فردی یک مد زودگذر نیست؟
یکی از مباحث مهم در توسعه فردی این است که چه شد که توسعه فردی رونق پیدا کرد و افراد بسیاری به سراغ برنامه رشد فردی رفتند؟ آیا این همه اقبال به انواع برنامه ریزی شخصی برای یادگیری و رشد را باید یک تب زودگذر در نظر گرفت؟ یا در بلندمدت هم همچنان از آن استقبال خواهد شد؟ ما در درس بعدی به این پرسشها پاسخ دادهایم و پیشنهاد میکنیم حتماً آن را هم در ادامهٔ این درس بخوانید:
آشنایی با درس های توسعه فردی در متمم
میتوانید به صفحهٔ معرفی درسهای توسعه هم سر بزنید و عناوین دوره توسعه فردی متمم را ببینید. دوره های توسعه فردی متمم بسیار متنوعاند و بعضی از موضوعات انتخاب شده آنقدر گستردهاند که به تنهایی میتوانند موضوع چند جلسه کلاس توسعه فردی باشند:
روش تدوین برنامه رشد شخصی
اگر از همین الان میدانید که در کدام مهارتها ضعف دارید و میخواهید برای تقویت آن مهارتها برنامه ریزی کنید، میتوانید درس شناسنامه مهارت را بخوانید. در این درس روش نوشتن برنامه رشد شخصی با مثال توضیح داده شده و میتوانید ببینید یک نمونه برنامه توسعه فردی چگونه نوشته میشود. در آن درس یک فایل PDF هم برای تدوین برنامه رشد فردی – به عنوان الگو – پیشنهاد شده که میتوانید دانلود و استفاده کنید:
آشنایی با چند کتاب توسعه فردی
اگر قصد دارید برای توسعه فردی بیشتر وقت صرف کنید و تلاش برای بهبود فردی را در زندگیتان بگنجانید، بد نیست به تدریج مطالعهٔ کتابهای توسعه فردی را هم در برنامه خود بگنجانید. بیشتر این کتابها مستقیماً به آموزش توسعه فردی نپرداختهاند. اما دربارهٔ موضوعاتی هستند که پایه توسعه فردی محسوب میشوند. ما در متمم تعدادی از این کتابها را معرفی کردهایم (البته بعضی را نقد کردهایم و هدفمان از معرفی این بوده که آنها را نخرید):
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری توسعه مهارتهای فردی به شما پیشنهاد میکند: چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
سلام به همه متممی های عزیز
به نظر من هر کسی که دنبال آموزش هست قبلش یه هدفی برای خودش تعیین کرده که قراره به اون برسه و تو مسیر رسیدن به اون هدف به اقتضای نیازش باید یکسری مهارت هارو در خودش پرورش بده و یا تقویت کنه حالا اگه با برنامه قبلی و اولویت بندی و به صورت منسجم به این مهارت ها مسلط بشه در نهایت هم زودتر به هدفش میرسه و هم با به دست آوردن یکسری مهارت قطعا از نظر شخصیتی رشد میکنه که در نهایت باعث میشه انسان توانمندتری بشه
از اردیبهشت هزار چهارصد یک است که دارم مهارت یادگیری و برنامه ریزی را تقویت میکنم.
از آنجا که من هم به بازی کردن علاقه دارم و هم مهارتی به دست آوردم در طول چند سال تکرار بازی کردن که میتوانم هر بازی را زود یاد بگیرم و وقت خودم را خرج بازی کردن کنم، نیاز دارم که این مهارت را بیشتر از این تکرار و تمرین نکنم تا به رتبههای برتر هر بازی دست پیدا کنم.
میتوانید کتابیهای انگلیسی مورد نظر خود را مانند کتابی که سینا شهبازی یکی از اعضای متمم معرفی کرده است را از اپلیکشین zlibrary دانلود کنید.
من همیشه دنبال افزایش بهره وری خودم بودم ( بماند که چقدر دور خودم چرخیدم ) . همچنان که دنبال عیب یابی بودم که چه عامل یا عوامل مانع بهره وری من می شن با توسعه فردی آشنا شدم . فهمیدم که باید مهارت هایی رو در خودم پرورش بدم تا بتونم بهره وریم رو هم بالا ببرم .
جالبه تو همین مسیر بودم که با متمم آشنا شدم اون هم زمانی که فهمیده بودم مشکل اساسی و ریشه ایم چیه و اون چیزی نبود جز عزت نفس . در واقع من متمم رو با کارگاه فوق العاده عزت نفس شروع کردم . دلیل این که این همه نوشتم این بود که به اینجا برسم که من در پی دوای دردی به متمم رسیدم و این کارگاه فوق العاده برام موثر بود.
سرفصل ها و دسته بندی های دیگه متمم فوق العاده برام جذاب بودن و هستن اما یه چیزی فکرم رو خیلی مشغول کرده بود که من دلم می خواد همه این موضوعات رو یاد بگیرم اما طبق تجربه ای که با گذروندن کارگاه عزت نفس و با نحوه آموزش متمم داشتم می دونستم که همه این ها رو که نمی تونم با هم یاد بگیرم .
خیلی دلم می خواست تو همین متمم جوابی برای این سوالم پیدا کنم که خب از کجا شروع کنم ؟ کدوم موضوع رو در اولویتم قرار بدم.؟ وقتی نگاهی به عناوین کردم مهارت یادگیری توجهم رو جلب کرد و تصمیم گرفتم با اون شروع کنم اما باز هم به اون جوابی که می خواستم نرسیده بودم.
چند وقت پیش که باز داشتم به عنوان های زیرشاخه توسعه فردی نگاه می کردم و بیشتر دنبال حل مشکل برنامه ریزی و نظم و انضباطم بودم عنوان این درس نظرم رو جلب کرد. وقتی که شروع به خوندن این درس کردم دیدم که این همون حلقه گمشده ای بود که من به دنبالش بودم و از این بابت خیلی خوشحالم .
نظرات تعدادی از دوستان رو خوندم و فکر می کنم شاید بهتر باشه این درس حداقل در قالب توصیه به کسایی که آموزش تو متمم رو شروع می کنن ، پیشنهاد بشه .
قطعا هر کس مسیر خودش رو داره و ممکنه مثل من اول برای یادگرفتن موضوع خاصی سراغ متمم بیاد اما همین طور فکر می کنم اگر که یک متممی بشه حتما بعد از مدتی به این درس نیاز پیدا می کنه .
برای من مسیر توسعه فردی ز گهواره تا گور است و اگر خودم هم برایش برنامه ریزی نکردم جهان هستی و اتفاقات زندگی مرا به نحوی در مسیر توسعه فردی قرار داد.
اما چیزی که مهم است این است که برنامه ریزی برای توسعه فردی با گامها و ریتم و اتفاقت زندگی ما باید در تطابق باشد. مثلا فردی که الان مشغول تربیت فرزند است با فردی که به دنبال کار است مسیر متفاوتی را باید طی کند و نمی توان برای همه افراد یک مسیر واحد را پیشنهاد داد.
همزمان با این مبحث دارم کتاب پنجمین فرمان پیتر سنگه رو میخونم و وقتی رسیدم به دومین فرمان یعنی تسلط فردی و تعریفی که از این موضوع شده تصمیم گرفتم این مبحث رو با حوصله وجدیت کامل به پایان برسانم و قسمت جالب موضوع این هست که میبینم این مبحث رو صرف خوندن مطالب نمیشه تمام کرد و به فکر کردن بیشتری برای تنظیم این سبد مهارت نیاز هست.
عنوان درس به شدت برایم جذاب بود چون چوب بی برنامه بودن را خیلی محکم در این یه سال خوردم !
نه در زندگی ، در یادگیری
دوست دارم چند تا از اون ضربه هایی که یادگیری بدون برنامه بهم زده رو براتون بازگو کنم
پی نوشت : یکی دیگه از چیزهایی هم که بهم اضافه کرد یه لیست بلند بالا از ای کاش ها بود.
اینم یکیشه : “ای کاش با متمم زودتر آشنا میشدم”
موضوعی که خیلی وقته ذهن من رو هم درگیر کرده اینه که متمم با این همه مطلب پیوسته و عمیق که میتونه واسه هرکسی مفید باشه چرا کسایی که تازه وارد این جامعه میشن رو رها میکنه تا خودشون اولویت بندی مطالعه دروس رو انجام بدن؟
کسی که هدفش تنها توسعه فردی باشه رو میشه با یک نقشه راه که در اون توضیح داده بشه که اگه اولویت مطالعه ت مثلا یادگیری مذاکره است از این درس شروع کن یا هر چیز دیگه ای.(همونطور که آقای شعبانعلی گفتن افرادی هستن که برای پیگیری و یادگیری موضوعی خاصی که مد نظرشونه به متمم مراجعه می کنن.)
شایدم هدفی پشت این سرگردانی واسه شروع بوده که خود متمم میدونه چی هست ولی من خبر ندارم.
در پاسخ به شما دوست عزیز باید عنوان کنم که به دو دلیل با این سرگردانی اولیه در متمم موافق هستم.
۱-دستیابی به کلمات و مفاهیم کلیدی در حوزه های مختلف که تا حدود زیادی باعث میشه همزمان با مطالعه و سپری کردن زندگی و چالش هاش ناخوداگاه به سمت نیازمندی های شخصی سوق داده بشی
۲-تا پراکنده نخونی یاد نمیگیری که نباید پراکنده بخونی
۳-آگاه شدن از اینکه اصلا میخواهی یا میتوانی به خوانندگی منظم ادامه بدهی یا خیر
سایر دوستان اگر چیزی به نظرتون رسید اضافه کنین.
میدونم که با پیدا کردن الگوی اشتباهات روزمره ای که انجام میدم ؛می تونم بیشتر پیشرفت کنم تا اینکه بیام مهارت های جدید رو با همون سیستم و نگرش قدیمی به خودم اضافه کنم.
همیشه عجله داشتم تو یادگیری و با خودم گفتم که وقت نیست ؛ باید سریعتر یاد بگیرم و…
این بار خیلی حواسم به این موضوع هست که قرار نیست همه مهارت ها رو تو یه سال یا یه ماه یاد بگیرم.
دانشگاه که میریم همه درسارو تو سال اول یاد میگیریم؟
اطمینان دارم با توجه به همین یک نکته خیلی بیشتر از دفعه های قبلی پیش میرم و موفق تر میشم.
دقیقاً این عجول بودن و ذهنیتِ "اگه ندوی از زندگی عقب میمونی" به نظرم در طولانی مدت میتونه برای آدم خیلی گرون تموم بشه.
من هم همینطور.
خیلی از ما به خاطر شیوه تربیت در خانواده و مدرسه و مقایسه شدن با همسن و سالانمون، این ذهنیت رو داریم که اگر در هر چیزی خیلی سریع نباشیم، از زندگی و دیگران خیلی عقب میمونیم. انگار معتقدیم که زندگی یک مسابقه بی رحمانه هست که ارزش هر کارمان در مقایسه با دیگران تعریف میشود.
اما متاسفانه ممکن است همین عجله کردن و صبور نبودن در زندگی و یادگیری باعث بشه نه متناسب با تلاشی که کردیم، چیزهایی که میخواستیم رو یاد بگیریم؛ و نه حتی از مسیر یادگیریمون بهرهی درست و حسابی ببریم.
در نهایت هم ممکنه دچار Burn-out بشیم و برای مدتی قید یادگیری و برنامهریزی و تلاش رو بزنیم.
خط آخر دقیقاً اتفاقی بود که از یک سال پیش تا الان برای من در رابطه با متمم افتاد.
هم عجله داشتم، هم میخواستم همه چیز رو همزمان یاد بگیریم و هم نمیدونستم که برآورده شدن این انتظارات از «یک انسان با منابع محدود» غیرممکن است.
اما الان امیدوارم با مطالعه این سلسله دروس و با نظم و برنامه، پله پله مسیر رشد رو طی کنم.
یکی از مهارت هایی که هر انسان نسل جدید ( کسایی که غرق در دنیای تکنولوژی شدند ) واقعا برای رشد شخصی خودشون نیاز دارند به نظرم مهارت صبر کردن هستش ، خیلی از مشکلاتمون از جمله اینکه هرکاری رو میخوایم سریع تمام کنیم و سریع به قله برسیم ، تمام مهارت هارو همزمان یادبگیریم بخاطر عجله ای هستش که همه ما به نوعی دچارش شدیم و همین باعث کمال گرایی ، اهمال کاری و عطش بیشتر خواستن رو در ما تقویت میکنه
اگر بتونیم اروم و پیوسته روزی یک قدم برای هدف خودمون تلاش کنیم قطعا فردی مفید و کارآمد برای زندگی شخصی و کاری خواهیم شد .
اگر بتونیم ویژگی صبر را در خودمان افزایش بدهیم ، قطعا با یک برنامه ریزی درست و اولویت بندی به نتیجه مطلوب خواهیم رسید .
بنظرم خانواده شکل کوچک یک سازمان هست و به همین دلیل درس های مدیریتی می تواند در زندگی شخصی و خانوادگی هم کاربرد داشته باشد و امروزه با توجه به سبک زندگی و رونق کار افرینی مرز بین مهارت های سازمانی و فردی کمی کمرنگ شده است خواندن درس های مهارت زندگی و مدیریتی میتواند
هزینه کمتری تا تجربه کردن و شکست خوردن داشته باشد
یادم بماند
توسعه فردی، یک اقدام مقطعی نیست؛ بلکه مسیری طولانی است که باید گام به گام طی شود.
شخصاً خیلی دارم در این زمینه تلاش میکنم. امیدوارم در نهایت به حدی از رضایتمندی برای خودم و مفید بودن برای جامعه برسم.
خیلی به موقع و به جا به این مطلب برخورد کردم
درست همون لحظه که اونقدر توی سرفصل ها و مباحث جالب سایت غرق شدم و گم شدم، و دیگه داشتم کلافه می شدم، اصلا نمیدونستم از کجا شروع کنم و چجوری ادامه بدم، با خودم گفتم این دیگه ینی کارم تمومه، اینقدر که توش سردرگم شدم که اصلا خواستم ولش کنم…
آدم وقتی حس میکنه چقدر فکر و ابتکار و قدرت ذهن و عمل پشت محصولی خوابیده چقدر کیف میکنه… متمم جزو معدود سایت ها و محصولات فارسی اینچنینیه
فقط یه انتقادی که دارم اینه که چرا سایت این درس رو از لحظه ی ورود جدی تر و زودتر بهم پیشنهاد نداد؟ البته شاید همین حفظ فضا برای امکان اکتشاف سایته که اینقدم جذابش کرده
من عنوان درسی «برنامه ریزی برای توسعه مهارتهای فردی» را پیش از این در متمم ندیده بودم. راستش را بخواهید اگر هم میدیدم تمایلی به شرکت در آن نداشتم. چرا؟
این خطا هم مثل خطاهای دیگر در من رخ داده. پیش بینی و تخمین اشتباه از زمانی که میتوانم صرف کنم، از میزان دانشی که اندوختهام. اگر بخواهم صحبتم را با یک مثال دقیق ادامه بدهم، باید چیزی که بر من گذشت در اسفند ۱۴۰۰ و فروردین ۱۴۰۱ را بگویم.
اسفند سال گذشته روزهای شلوغ پایانی سال از نظر کاری برای من بود. نه توانستم ورزش کنم، نه توانستم مطالعه کنم و نه هیچ عادت فردی دیگری مثل نوشتن که در مسیر توسعه فردی برای خودم در نظر گرفته بودم را پیش ببرم.
خطای اول،پیش خودم هم تصور داشتم که، روز اول فروردین که تعطیلات طولانی دو هفتهای پیش رو دارم کلی کار انجام خواهم داد! اما امسال «هیچ» اقدام موثری در جهت توسعه فردی خودم برنداشتم. تمام این تعطیلات را به خوش گذارنی و بطالت سپری کردم و در پایان احساس عجیب سبک بودن داشتم.
اینجا متوجه شدم که چقدر من به این به ظاهر «زمان های سپری کردن به بطالت» احتیاج داشتم. چرا که با خودم کلی فکر کردم در همین راستا و متوجه شدم که من طی سال با برنامه ریزی اشتباه، برخی روزها قدم صفر برمیدارم و تصور میکنم در تعطیلات نوروز میتوانم در دو هفته استاد تمام بشوم در کنار تماس خوشگذارنی ها!
خطای دیگر من تصور اشتباه از دانش خودم بود. فکر میکردم خیلی خوب مسلط هستم به مهارتهایی که باید در مسیر توسعه فردی به آن ها دست یابم. برنامه ریزی، کنترل پروژه، تفویض اختیار، مدیریت تعارض، آشنایی با روش های سرمایه گذاری در بورس و ارز دیجیتال، دوره دیجیتال مارکتینگ… همه و همه عناوین دوره هایی بودند که در متمم یا خارج از متمم طی سال ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ شروع کردم و هیچ کدام را درست و حسابی به پایان نرساندم.
در روزهای پایانی تعطیلات نوروز با خودم تصمیم گرفتم اول درس برنامه ریزی برای توسعه مهارتهای فردی را در متمم به صورت کامل، با قواعد صحیح متمم خوانی سپری کنم و بعد از مشخص کردن اولیت ها، مسیری را در نظر بگیرم و متعهد به همان پیش بروم.
ممنون از متمم عزیز
بر عکس بسیاری از دوستان تیتر برنامه ریزی برای توسعه فردی بسیار جذاب بود و بدون توصیه و به انتخاب خودم این قسمت رو انتخاب کردم
در ابتدا با کلیک کردن روی بسیاری از لینکها باعث خسته شدن شد اما وقتی مدون تر این قسمت رو مطالعه کردم تو نستم یه سبد مهارت برای خودم تعریف کنم و بعد از اولویت بندی این سبد برا اساس ماتریس آیزنهاور از این به بعد با برنامه تر موضوعات متمم را خواهم خواند
چقدر به موقع با ان مطلب برخورد کردم
دقیقا وقتی بهش نیاز داشتم!
مرسی متمم
لذت بردن از زندگی اصل بسیار مهمی برای درست زندگی کردن است. درست زندگی کردن با زندگی درست متفاوت است.
«درست زندگی کردن» فرآیندی دنباله دار؛ آهسته و پیوسته است که فرد با نوع اندیشه ؛ بینش و جهان بینی خاص خود(و البته با ویژگی های شخصیتی و ژنتیکی خود) در زندگی به روش های درونی شده و منحصر به فردی دست پیدا میکند که روند رشد و شکوفایی خود را دنبال میکند و نیز این متدها صرفا مختص زندگی خود فرد است و از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد………
برعکس «زندگی درست» که بر خلاف ظاهر مثبت این عبارت! زندگی ست که فرد فاقد اندیشه و بینش خاص خودش باشد و روش ها و دستورات دیگری یا دیگران را در پیش بردن زندگی خودش بکار گیرد! و رشد و شکوفایی در زندگی این افراد کمتر اتفاق می افتد و یا اصلا اتفاق نمی افتد و این افراد از زندگی لذت نمیبرند و زندگی شان اکثرا فاقد هدفمندی و سازنده بودن ست!
«برنامه ریزی برای توسعه مهارت های فردی» ویا «توسعه فردی» کمکی سازنده برای «درست زندگی کردن» است که هرچقدر توسعه مهارت های فردی ژرف تر و گسترده تر باشد به شکوفایی بیشتر و عمیق تر استعدادها می انجامد و «لذت بردن از زندگی» را به حد اعلا می رساند.
سلام
فکر میکنم برنامه ریزی یکی از فرایند های هر تصمیم و انتخاب باشه حتی انتخاب یک سر فصل از دروس متمم من هم فکر می کردم این قسمت از مباحث متمم جذاب نیست.
تا اینکه بنا به شرایط شغلی به چند نفر از همکارانم پیشنهاد دادم که دروس متمم را در شرکت جا بندازیم فکر میکنم جدا از مباحثی مثل یادگیری می بایست این مبحث را هم مطالعه کرد
مشکل انتخاب محتوا و شروع یادگیری با توجه به حجم زیاد عنواین یکی ازبزرگترین نقاط ضعفم در فضاهای آموزشی است.
مثلا بعد از خرید پکیج زبان مدام محاسبه میکنم که چه زمانی قادرم آن را به اتمام برسانم.
ممنونم راهنمایی کنید.
یکی از کمکهایی که متمم به من کرد در همین زمینه، جا انداختن این مطلب بود که سریع تموم کردن و به اصطلاح زودتر مدرکش رو گرفتن خوبه واقعا(؟) یا اینکه یک فرد از همون اول، آروم آروم، آجر به آجر زندگیش رو بسازه(؟) که خب مسئله مربوط به یادگیری ای که گفتید هم یکی از مسائل زندگی محسوب میشه مثل مدیریت زمان و استرس و برنامه ریزی.
به جایگاهی نرسیدم که معتقد باشم متمم صد در صد درست میگه! صرفا رجوع کردم به زندگی فعلی خودم و این برداشت رو کردم که این سبک زودتر یادگرفتن ها و زودتر جلو رفتن ها اگر مسیر درستی بود، الان تا اینقدر با مشکلات دست به یقه نبودم. این سبک زندگی من رو به جایگاه دلخواهی نرسوند و شاید حتی اگر چیزی هم به دست آوردم بخت و اقبال با من یار بوده. به همین جهت تصمیم گرفتم این اگر X آنگاه Y ها رو با عوض کردن X ها تغییر بدم(منظور همون تغییر رفتار و عقایدمه).
امیدوارم که همگی به کمک هم مشغول جلو رفتن در مسیر درست باشیم.
متمم که برای من حکم اقیانوسی ازمهارت های کاربردی زندگی است که هیچ نهاد آموزشی به راحتی قابل دسترسی نبود اما یکی ازمشکلاتم این است که با توجه به انبوه اطلاعات من هم دچار استرس و کمبود زمان میشوم و نمی دانم کدام را شروع کنم که به گفته یکی ازمتممی ها الویت بندی راه حل است.
با دیدن مطالب کاربردی متمم طبق معمول خودم میخواستم تمام درس ها را با هم شروع کنم و همزمان همه را فرا بگیرم اما این حالت و این اشتیاق را قبلا بارها تجربه کرده بودم و همیشه هم یک نتیجه را به من میداد ان هم اینکه به هیچکدام در اخر نمیرسیدم و کلی پرونده باز شده در ذهنم داشتم که همه نیمه کاره رها شده اند برای همین ایندفعه خود را متعهد کردم تا یک درس را به اتمام نکردم به سراغ دیگری ابدا نروم.
هرچند گاهی همان اشتیاق مرا با خود به سراغ درس های مختلف ودیدن انها میبرد و وسوسه ام میکند تا به درس هایم اضافه کنم اما میدانم که کار اشتباهی ست حداقل برای من!
و اما این درس :
به نظرم قبل از شروع یادگیری هر مهارتی لازم باشد این درس را بگذرانیم تا بتوانیم اگاهانه و با اولویت بندی بهتری مهارت های خود را توسعه بدهیم.