توسعه فردی چیست؟ | آشنایی با انواع برنامه ریزی توسعه فردی

توسعه فردی (personal development) از اصطلاحات رایج دهههای اخیر است و به تبع آن اصطلاح «برنامه ریزی توسعه فردی» یا «personal development planning» را هم زیاد میخوانیم و میشنویم.
این را میدانیم که با توجه به نوع درسهای متمم و خود کلمهٔ متمم (= محل توسعه مهارتهای من) بسیاری از دوستان متممی هم با انگیزهٔ توسعه فردی به جمع متممیها پیوستهاند.
بنابراین کاملاً طبیعی است درسی را به اصطلاح «توسعه فردی» اختصاص دهیم و دربارهٔ معنی توسعه فردی و انواع رویکردها در برنامه ریزی توسعه فردی صحبت کنیم.
لازم به تأکید است که این درس صرفاً یک مقدمهٔ مختصر است و در درسهای آتی به تاریخچه توسعه فردی، علت افزایش توجه به توسعه فردی و روش درست تنظیم برنامه توسعه فردی خواهیم پرداخت.
قصد ما این است که پس از آشنایی با این موضوعات، اثربخشی یادگیری شما بیشتر شود و با مشخص کردن مسیر توسعه فردی خود بهتر بتوانید از درسهای متمم استفاده کنید.
تعریف توسعه فردی
برای این که بدانیم برنامه ریزی توسعه فردی چیست و برای توسعه فردی چه کنیم، ابتدا باید تعریف توسعه فردی را مشخص کنیم و بدانیم دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم. ما در متمم توسعه فردی را به شکل زیر تعریف میکنیم:
توسعه فردی فرایندی آگاهانه، سیستماتیک و پیوسته است که هر فرد با تکیه بر آن، مهارتها، دانش، نگرش و رفتارهای خود را بهبود میدهد تا بهتر بتواند از ظرفیتهای خود استفاده کرده و به هدفهایی که در زندگی برای خود انتخاب کرده دست پیدا کند.
توجه کنید که توسعه فردی، چنانکه نام آن نشان میدهد، فردی (اختصاصی) است. یعنی قرار نیست مسیری که شما برای رشد و ارتقاء فردی انتخاب میکنید، با مسیری که دوستان و نزدیکان یا همکاران شما انتخاب میکنند مشابه یا یکسان باشد. چون هم اهداف و نیازها و هم ارزش های فردی شما لزوماً با دیگران یکسان نیست. پاول ویلیس این نکته را مختصر و زیبا بیان میکند (+):
برنامه توسعه فردی چیست؟ (به زبان ساده)
بهتر است قبل از اینکه وارد جزئیات تخصصی شویم و به تعریف دقیق برنامه توسعه فردی بپردازیم، به زبان ساده بگوییم که برنامه توسعه فردی چیست:
برنامه توسعه فردی
برنامه توسعه فردی برنامهای است که هر کس برای خودش تنظیم میکند و بر اساس آن مشخص میکند که در آیندهٔ پیش رو میخواهد کدام توانمندیها، شایستگیها و مهارتها را در خود تقویت کند.
این برنامه میتواند با هدفهای مختلفی از جمله اهداف زیر تدوین شود:
بهبود کیفیت زندگی با تقویت مهارت های زندگی (هر کس در هر سن) یافتن فرصتهای استخدامی بهتر پس از فارغالتحصیلی (برای دانشجویان و دانشآموزان) بهبود جایگاه حرفهای یا پیشبرد مسیر شغلی (برای افراد شاغل؛ چه مدیر و کارمند و چه فریلنسر)اگر حوصله یا وقت کافی برای مطالعهٔ دقیقتر ندارید و فقط میخواهید با مفهوم توسعه فردی آشنا شوید، میتوانید به همین تعریف اکتفا کنید. اما اگر این درس را با هدف برنامه ریزی توسعه فردی برای خودتان میخوانید، لازم است تا پایان درس همراه ما بمانید.
انواع برنامه های توسعه فردی
اگر کتابها و مقاله های مختلفی را که درباره توسعه فردی نوشته شدهاند ورق بزنید و با افراد و سازمانهایی که به برنامه ریزی توسعه فردی توجه میکنند صحبت کنید، نهایتاً به نتیجه خواهید رسید که حداقل سه نوع برنامه توسعه فردی (یا توسعه شخصی) وجود دارد (+). البته معمولاً همهٔ آنها را به یک اسم صدا میکنند و توسعه فردی مینامند. ولی ما در اینجا برای تفکیک بهترشان از سه عنوان متفاوت استفاده میکنیم:
◼️ توسعه فردی با رویکرد استخدامپذیری (Employability Development Plan)
بیشتر مردم معمولاً وقتی از برنامه توسعه فردی حرف میزنند به این رویکرد از توسعه فردی فکر میکنند. یعنی میخواهند برای افزایش دانش، توسعه نگرش و ارتقاء مهارتهای خود وقت صرف کنند تا جایگاه شغلیشان تقویت شده یا جذابیتشان برای استخدام بیشتر شود. به این مثالها توجه کنید:
فرض کنید شما یکی از چند کارشناس فروش در شرکت خود هستید و میدانید که در آینده قرار است جایگاه یکی از کارشناسان به مدیر فروش ارتقاء پیدا کند. برای اینکه شانس خود را – به عنوان یک گزینه – افزایش دهید چه میکنید؟ احتمالاً یکی از کارها این است که بر توسعه تواناییهای خود متمرکز شوید.
حالا فرض کنید از موقعیت شغلی خود راضی نیستید و دوست دارید شغلتان را تغییر دهید. باز هم یکی از کارهایی که باید انجام دهید، آماده شدن برای شغل جدید است. قطعاً لازم است مهارتهای تازهای را یاد بگیرید یا برخی از مهارتهای فعلیتان را تقویت کنید.
توسعه فردی در سازمان | برنامه توسعه فردی با هدف ارزیابی سازمانی
وقتی از منظر کارمند و کارجو به برنامه توسعه فردی نگاه میکنیم، میگوییم که این برنامهها به استخدامپذیری و ارتقاء شغلی کمک میکنند.
اما این برنامهها را از زاویهٔ نگاه مدیران شرکتها و سازمانها هم میشود دید. بسیاری از سازمانها توسعه فردی را بسیار جدی میگیرند و به عنوان بخشی از فرایند ارزیابی کارکنان لحاظ میکنند (+).
یعنی این که برنامه ریزی برای توسعه فردی را یک انتخاب آزاد در نظر نمیگیرند. بلکه معتقدند که کارمند یا باید برنامه توسعه فردی داشته باشد و یا اساساً در سازمان ما نباشد. این نوع سازمانها از کارکنان خود میخواهند که برنامه توسعه شخصی خود را با هماهنگی مدیرانشان تنظیم کنند و هر فصل یا هر سال گزارش دهند که چه پیشرفتهایی در تحقق اهدافشان داشتهاند.
برنامه توسعه فردی کارکنان در برخی سازمانها آنقدر جدی است که دستیابی به اهداف توسعه فردی هم مانند عوامل دیگر در ارزیابی عملکرد و محاسبهٔ حقوق و پاداش کارکنان لحاظ میشود.
سناریوی سوم هم این است که هماکنون دانشجو هستید و به زودی فارغالتحصیل میشوید و قرار است وارد بازار کار شوید؛ مثلاً به عنوان مهندس، وکیل، برنامهنویس، حسابدار یا چیزی از این دست. از آنجا که میدانید در مصاحبهٔ استخدامی تنها نخواهید بود و افراد دیگری هم علاوه بر شما برای موقعیت شغلی مطلوبتان رزومه میفرستند، منطقی است در پی مزیت رقابتی باشید. برنامه ریزی برای توسعه فردی در چنین موقعیتی معنا پیدا میکند. امروزه بسیاری از دانشگاهها این خدمت را به دانشجویان خود ارائه میدهند و کمکشان میکنند تا علاوه بر مسیر رسمی آموزش عمومی، برای توسعه شخصی خود نیز برنامه ریزی کنند:
فرم برنامه ریزی توسعه فردی دانشگاه پردو برای دانشجویان مکانیک (فایل PDF)
سناریوی چهارمی هم برای رویکرد استخدامپذیری وجود دارد و آن مهاجرت است. کسانی که میخواهند به کشور دیگری مهاجرت کنند (مستقل از اینکه انگیزهشان کار یا تحصیل باشد) لازم است مهارتهای تازهای را به سبد مهارتهای خود بیفزایند یا برخی مهارتهای فعلیشان را تقویت کنند تا بهتر بتوانند در جامعهٔ مقصد جذب شوند. با وجودی که این سناریو اختلافهایی با استخدامپذیری دارد، اما به هر حال در مقایسه با رویکردهای دیگر به استخدامپذیری شبیهتر است.
◼️ توسعه فردی با رویکرد حرفه ای (Professional Development Plan)
حرفههای بسیاری هستند که یادگیری آنها در دانشگاه آغاز میشود، اما با دانشگاه به پایان نمیرسد. فعالان حوزهٔ سلامت و صنعت بهداشت و درمان، مشهورترین نمونهٔ این حرفهها هستند.
توسعه فردی برای متخصصان حوزهٔ سلامت
پزشکان، داروسازان، روانشناسان و درمانگرها و و پرستاران هرگز نمیتوانند بگویند به نقطهٔ پایان یادگیری رسیدهاند. آنها باید پیوسته در زمینهٔ تخصصی خود و نیز در مهارتهای نرم آموزش ببینند. بهروزرسانی مادامالعمر دانش تخصصی به علت تحولات دائمی دانش است. یادگیری مهارتهای نرم هم از آن جهت لازم است که معمولاً در دورههای آموزش رسمی فرصت کافی برای پرداختن به این مهارتها وجود ندارد.
جالب اینجاست که با وجودی که اصطلاح توسعه فردی در بسیاری از رشتهها از جمله مدیریت و کسب و کار نسبتاً تازه است، برای فعالان حوزهٔ سلامت، جاافتاده و قدیمی محسوب میشود و مثلاً در میان کتابهای دهه نود میلادی هم میتوانید عناوینی را در زمینه آموزش توسعه فردی به درمانگران بیابید. در همانجا هم نویسنده میگوید میدانید که داشتن برنامه رشد شخصی یک کار قدیمی و جاافتاده است (+).
این ویژگیهای حوزهٔ درمان و سلامت در بسیاری از حرفههای دیگر هم صادق است؛ از وکیل و کوچ و مشاور مدیریت تا روزنامهنگار و متخصص فناوری اطلاعات و توسعهدهندهٔ نرمافزار.
بنابراین در اینجا بر خلاف رویکرد پیشین در توسعه فردی که هدف خود را استخدامپذیری قرار میداد، توسعه فردی به حفظ موقعیت شغلی کمک میکند. و میتوان گفت کسی که برای توسعه فردی برنامه ریزی نکند، احتمالاً به تدریج به گوشهای رانده شده و از صنف خود حذف خواهد شد.
◼️ توسعه فردی برای پژوهشگران (Academic Development Plan)
سومین رویکردی که در توسعه فردی وجود دارد، توسعه فردی برای پژوهشگران است. تا چند دهه قبل، تعداد کسانی که تحصیلات عالی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری داشتند، زیاد نبود و بسیاری از این افراد میتوانستند عضو هیئت علمی دانشگاهها شوند.
شاید این کار در مقطع کارشناسی ارشد کمی دشوار بود، اما تقریباً هر کس که مدرک دکتری در دست داشت میتوانست جایی برای تدریس پیدا کند.
در دهههای اخیر تعداد فارغالتحصیلان دکترا و حتی پستدکترا در بسیاری از مراکز آموزش عالی جهان آنقدر زیاد شده که دانشگاهها توان جذب آنها را ندارند.
این روند از یک سو برای دانشگاهها مفید است. چون دستشان در انتخاب هیئت علمی باز است و میتوانند در بین گزینههای فراوان در دسترس، افراد بهتر و مناسبتری را انتخاب کنند. اما از سوی دیگر برای اعتبار دانشگاهها خوب نیست که فارغالتحصیلان آنها در بالاترین سطح، کار پیدا نکنند و مجبور شوند مسئولیتهایی را بر عهده بگیرند که یک کارشناس هم در همان رشته هم میتواند به خوبی از پس آن برآید.
راهحلی که دانشگاهها به آن رسیدهاند، مجبور کردن دانشجویان تحصیلات عالی به برنامه ریزی توسعه فردی است. به این شکل که دانشگاهها از دانشجویان خود میخواهند در کنار مسیر آموزشی، برنامه توسعه شخصی خود را نیز تدوین کرده و به دانشگاه ارائه کنند و به صورت منظم به دانشگاه گزارش دهند که چه کارهایی برای توسعه مهارتهای خود و آماده شدن برای گامهای بعدی مسیر شغلی برداشتهاند. برای آشنایی بیشتر با این رویکرد میتوانید نمونههای زیر را ببینید:
فرم برنامه ریزی توسعه شخصی دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی (دانلود فایل PDF)
فرم توسعه فردی دانشجویان پستدکترا دانشگاه استنفورد (دانلود فایل PDF)
سرویس آنلاین برنامه ریزی توسعه فردی برای پژوهشگران
برخی از موضوعات مورد توجه در توسعه فردی
همانطور که در ابتدای این درس گفتیم، هر کس باید خودش برنامه توسعه شخصی خود را تعریف و تدوین کند و هیچکس بهتر از خود فرد نمیتواند در این باره تصمیم بگیرد.
با این حال به نظر میرسد موضوعات و مهارتهای زیر از جمله موضوعات پرتکرار در برنامه های توسعه فردی هستند و افراد بسیاری آنها را در فهرست مهارت های توسعه فردی میگنجانند:
- خودآگاهی و خودشناسی
- افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس
- هدف گذاری، مدیریت اهداف و تعیین اولویتها
- مدیریت زمان و ارتقاء بهره وری
- توسعه هوش هیجانی
- تسلط بر استرس و مدیریت استرس
- ایجاد تغییرات مثبت
- موفقیت شخصی
- توسعه مهارتهای ارتباطی
- شبکه سازی و ارتقاء ارتباطات اجتماعی
- ذهن آگاهی و ارتقاء سلامت روان
- تعادل در زندگی و تعادل در کار و زندگی
چرا از اصطلاحهای فردی و شخصی استفاده میکنیم؟
وقتی از اصطلاح توسعه فردی یا توسعه شخصی استفاده میکنیم، منطقی است این سوال در ذهن شما ایجاد شود که: «مگر توسعهٔ غیرفردی یا غیرشخصی هم داریم؟» دانشگاهها و سازمانها برای این سوال، پاسخی ساده و شفاف دارند:
◼️ وقتی دانشجو وارد دانشگاه میشود، یک برنامهٔ عمومی برای رشد و یادگیری او و همهٔ همدورهایهایش وجود دارد: همان واحدهای درسی که به تدریج آنها را ترم به ترم میخوانند و جلو میروند. دانشگاهها با اصطلاح توسعه شخصی میخواهند به دانشجو یادآوری کنند که صرفاً به آموزشهای عمومی اکتفا نکنند و هر یک بر اساس نقاط قوت و ضعف، اهداف، آرزوها و تصویری که از مسیر شغلی خود در ذهن دارند، یک برنامه توسعه فردی هم برای خود تعریف کنند و در نظر بگیرند.
◼️ شرکتها و سازمانها هم همیشه برنامههایی برای آموزش و توسعه توانمندیهای کارکنان خود تدوین میکنند. کلاسها، سمینارهای آموزشی که در شرکتها برگزار میشوند، اغلب در همین راستا هستند. اما این آموزشها جمعی هستند و لزوماً با نیازهای فردی کارکنان تطبیق ندارند. به همین علت سازمانها و کسبوکارها از کارکنان خود انتظار دارند که هر کدام برای توسعه فردی خود برنامه ریزی کرده و برای یادگیری و رشد فردی تلاش کنند.
توسعه شخصی یا توسعه فردی؟ کدام درست است؟
در زبان فارسی هر دو اصطلاح توسعه فردی (معادل انگلیسی: Individual Development) و توسعه شخصی (معادل انگلیسی: Personal Development) به کار میروند. طبیعتاً واژهٔ برنامه ریزی هم به هر دو آنها افزوده میشود و «برنامه ریزی توسعه فردی» و «برنامه ریزی توسعه شخصی» هر دو رایج هستند.
حتی در دقیقترین متن های آکادمیک انگلیسی هم این دو اصطلاح تقریباً مترادف یکدیگر فرض میشوند و نمیشود بگوییم یکی درست و دیگری نادرست است.
اما اگر اصرار دارید بین آنها تفاوتی پیدا کنید، میتوانیم چنین بگوییم:
فرق توسعه فردی و توسعه شخصی
معمولاً در سازمانها و شرکتها و کتابها و منابع مرتبط با رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی استفاده از اصطلاح توسعه شخصی یا personal development رایجتر است (و به تبع آن: pdp یا برنامه توسعه شخصی).
در مقابل در فضای آکادمیک و دانشگاهی، مثلاً زمانی که از دانشجویان میخواهند برای گسترش دانش و یادگیری مهارتهای تازه برنامه ریزی کنند، بیشتر اصطلاح توسعه فردی یا individual development (و به تبع آن idp یا برنامه توسعه فردی) را به کار میبرند.
در فروشگاه متمم یک فایل صوتی آموزشی ۸ ساعته با عنوان هدف گذاری عرضه شده است.
محمدرضا شعبانعلی در این فایل صوتی توضیح میدهد که هدف و هدف گذاری بحثی گسترده است که اغلب ما صرفاً با گوشههایی از آن آشنا هستیم.
تعریف هدف، انواع اهداف، مدلهای مختلف هدف گذاری، تکنیکهای هدف گذاری، علت رها کردن اهداف و روش افزایش تعهد به اهداف از جمله موضوعاتی است که در دوره آموزش هدف گذاری به آنها پرداخته میشود.
اگر موضوع هدف گذاری برایتان اهمیت دارد و میل دارید آن را عمیقتر و بهتر بیاموزید، ممکن است این فایل برایتان مفید و مناسب باشد.
[ اطلاعات بیشتر... ]
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
توسعه فردی یک مد زودگذر نیست؟
یکی از مباحث مهم در توسعه فردی این است که چه شد که توسعه فردی رونق پیدا کرد و افراد بسیاری به سراغ برنامه رشد فردی رفتند؟ آیا این همه اقبال به انواع برنامه ریزی شخصی برای یادگیری و رشد را باید یک تب زودگذر در نظر گرفت؟ یا در بلندمدت هم همچنان از آن استقبال خواهد شد؟ ما در درس بعدی به این پرسشها پاسخ دادهایم و پیشنهاد میکنیم حتماً آن را هم در ادامهٔ این درس بخوانید:
آشنایی با درس های توسعه فردی در متمم
میتوانید به صفحهٔ معرفی درسهای توسعه هم سر بزنید و عناوین دوره توسعه فردی متمم را ببینید. دوره های توسعه فردی متمم بسیار متنوعاند و بعضی از موضوعات انتخاب شده آنقدر گستردهاند که به تنهایی میتوانند موضوع چند جلسه کلاس توسعه فردی باشند:
روش تدوین برنامه رشد شخصی
اگر از همین الان میدانید که در کدام مهارتها ضعف دارید و میخواهید برای تقویت آن مهارتها برنامه ریزی کنید، میتوانید درس شناسنامه مهارت را بخوانید. در این درس روش نوشتن برنامه رشد شخصی با مثال توضیح داده شده و میتوانید ببینید یک نمونه برنامه توسعه فردی چگونه نوشته میشود. در آن درس یک فایل PDF هم برای تدوین برنامه رشد فردی – به عنوان الگو – پیشنهاد شده که میتوانید دانلود و استفاده کنید:
آشنایی با چند کتاب توسعه فردی
اگر قصد دارید برای توسعه فردی بیشتر وقت صرف کنید و تلاش برای بهبود فردی را در زندگیتان بگنجانید، بد نیست به تدریج مطالعهٔ کتابهای توسعه فردی را هم در برنامه خود بگنجانید. بیشتر این کتابها مستقیماً به آموزش توسعه فردی نپرداختهاند. اما دربارهٔ موضوعاتی هستند که پایه توسعه فردی محسوب میشوند. ما در متمم تعدادی از این کتابها را معرفی کردهایم (البته بعضی را نقد کردهایم و هدفمان از معرفی این بوده که آنها را نخرید):
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری توسعه مهارتهای فردی به شما پیشنهاد میکند: چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
یادم هست وقتی مشغول تحصیل در سالهای اول دبستان بودم، یکی از آشنایان بسیار فعال بود و در کلاسها و دورههای مختلفی شرکت میکرد و مدام گواهیهای مختلف دریافت میکرد.
آن موقعها یادم هست دورههای خیاطی، کامپیوتر (MS-DOS)، زرنگار، آموزش زبان انگلیسی، نقاشی، خوشنویسی، ورزشهای رزمی و … را گذراند و در بسیاری از آنها هم با نمره خوبی آزمون نهایی را پشت سر گذاشت.
اما الان این آشنای ما یک خانم خانهدار هست که جز کارهای معمول خانه، کار دیگری انجام نمیدهد و هیچکدام از مهارتهایی را که آموخته بود، ادامه نداد و نتوانست از آنها در زندگیاش به درستی استفاده و بهرهبرداری کند.
به نظرم در صورتی که ایشان برای توسعه مهارتهای خود برنامه و هدف مشخصی داشت و براساس آن پیش میرفت، الان یکی از افراد تاثیرگذار در یک رشتههای تخصصی بود و میتوانست به جایگاههایی خوبی در آن زمینه دست یابد.
سلام
کاش این موضوع رو تعریف می کردند به عنوان یکی از درسها از پیش دبستانی دکترا!
برنامه ریزی برای توسعه مهارت ها یکی از مهمترین سرفصل های متمم است
چون که اینجا محلی برای توسعه مهارتهای من است و مهم است که بلد باشیم برای این توسعه دادن برنامه ریزی کنیم و پیش نیاز آن هم آشنایی با مهارت هاست
یک نمونه شناسنامه مهارت
بهترین نام برای این مهارت تمرکز در میان شلوغی برای مطالعه مطالب جدید و آموزش می باشد. این مهارت در دسته مهارت های ارتباط با خود می باشد. معیار سنجش این مهارت درصد درک و یادگیری مطالب مطالعه شده در میان شلوغی و سر و صدا می باشد. و زمانی که این در این مورد به ۸۰ درصد برسم و بتوانم خلاصه ای مفید از مطلب مطالعه شده بنویسم در این مهارت به توانایی رسیده ام.
مهارت های
۱٫ تمرکز
۲٫ یادگیری
۳٫ بخاطر سپردن
۴٫ خلاصه نویسی
۵٫ جستجو در گوگل برای یافتن مطالب ارزشمند
۶٫ مهارت مطالعه متون زبان انگلیسی
۷٫ یادداشت برداری
۸٫ انتخاب مقاله یا متن مناسب و مرتبط جهت یادگیری
زیرمجموعه های این مهارت می باشد. ارتقای این مهارت می تواند بر دسته مهارت های
۱٫ زبان انگلیسی
۲٫ تسلط بر احساسات
۳٫ تمرکز
شود. برای موفقیت در این مهارت می بایست از ناتمام گذاشتن و یادداشت برداری نکردن از مطالبی که مطالعه می کنم دوری کنم.
توانمند شدن من در این مهارت می تواند اثر خیلی زیادی بر پیشرفت شغلی من داشته باشد که به طبع آن اثرات مثبتی بر شرکت و دپارتمان فعالیت من نیز خواهد داشت. به علاوه با استفاده از این مهارت می توانم با سرعت و کیفیت بالاتری مهارت های دیگر خود را ارتقا دهم و مهارت های بیشتری بیاموزم که بر زندگی شخصی، خانواده و دوستانم تأثیر خواهد داشت.
از خواندن مطلب بالا یک نکته به ذهنم خطور کرد. به اعتقاد من هر مهارتی میتواند مرا توانمند کند و به اعتقاد من اگر توانمندی در فرد ایجادشود در ادامه مهارت اوبرای کار با جمع هم بیشتر میشود دیدگاه های دوستان برایم مفید بود .
من هم در برنامه ریزی برای توسعه مهارتهایم کمی نیازمند دقت بیشتری هستم .
اما دلیل این پراکندگی ها نیاز مقطعی من به برخی از موضوعات است که با مراجعه به آنها نیازم مرتفع میگردد.در آخر تلاش کردم تا استفاده ام از مطالب متمم به دو صورت انجام گردد: یک براساس برنامه ریزی کلی که برای خودم نوشته ام، دو براساس نیاز د زمان خاص و محدود( البته زمان بندی این دو استفاده از هم مجزاست)
اولویت بندی در کار و نیازها از مهمترین ارکان هر کار است چرا که هر کدام از ما در زندگی کاری و روزمره با ورودی بیشماری از دیتا مواجه هستیم که اگر حواسمان نباشد دنبال چه هستیم و اولویت ها را گم کنیم غرق در این دیتاها شده و هدف را گم میکنیم.
به طور مثال مهارتهایی که ارتباط مستقیم با کار ما دارد مثل زبان انگلیسی برای یک مدیر بین الملل، و یا مهارت ارتباط گیری برای یک بازاریاب.
مثلا در عضو شدن در کانال های تلگرام اگر افراط کنیم میبینیم که در طی یک روز چقدر زمان صرف چک کردن این کانال ها می کنیم بدون هیچ خروجی.
به نظرم بایستی اولویت ها و نیازها را نوشت و یا طوری باشد که حداقل هفته ای دو بار بازبینی شود. تا از مسیر دور نیافتیم
مشکلی که من با آن در متمم درگیر هستم باز کردن لینک نوشته هایی است که تیتر آنها برایم جذاب است یا احساس میکنم با چیزی که الان در ذهن دارم همخوانی بیشتری دارد. به همین دلیل از هر درسی مطلبی میخوانم و رد میشوم!به نظرم خیلی بد است.باید بیشتر بر روی باز نکردن همه نوشته های متمم کار کنم.
با خواندن این متن یاد جمله معروف شعبانعلی که از شریعتی نقل شده
میافتم که میگوید : کسی که ساختن را می آموزد نخست باید خراب کردن را یاد بگیرد.
یادگیری هر مهارت اصلی حداقل به پنج ریز مهارت دیگر وابسته است که باید با شناسایی انها وافزودن ان به سبد مهارتی تلاش خود را بر روی انها متمرکز کنیم
تو مدارس فقط به ما درس هایی رو یاد میدن که اکثرش به دردمون نمیخوره
ولی اینجا بهترین مدرسس برای یاد گرفتن هنر خوب زندگی کردن
درسته که برنامهریزی توسعۀ مهارت، جزو فعالیتهای بلندمدته ولی قدم گذاشتن تو این مسیر باعث میشه حتی در کوتاه مدت هم ثمراتش رو احساس کنیم:
وقتی به صورت جدی برای توسعۀ مهارتهامون برنامهریزی میکنیم:
· وارد یه فرآیند خودآگاهی میشیم که هر چیز بزرگ و کوچیکی رو به عنوان فرصتی برای ارتقای مهارت هامون میبینیم.
· هر روز به خودمون این تلنگر رو میزنیم که دیگه قرار نیست ساده از کنار هر چیزی عبور کنیم.
· اشتباهات رو به چشم تجربه و موفقیتها رو به عنوان سرنخی برای یادگیریهای بزرگتر میبینیم.
· به واسطۀ دقت و تمرکزی که برای توسعۀ مهارتهای فردی خرج میکنیم، ناخودآگاه روی جنبههای غیر مرتبط زندگیمون هم تغییراتی ایجاد میکنیم.
· از اونجایی که قسمت مهم از برنامۀ توسعۀ مهارتهای فردیمون میتونه عدم تمرکز روی موارد حاشیهای باشه، عزتنفس و آرامش بیشتری رو تجربه میکنیم.
· حتی اگر تلاشمون به قدر کافی هدفمند نباشه و تا انتهای مسیر پیش نره و به ثمر نرسه، باز هم می تونیم امیدوار باشیم که تغییرات کوچک و آگاهیهای کوتاه مدت، قدری روی مدل ذهنی و نگاهمون به دنیا میتونه تأثیرگذار بوده باشه.
الان که تابستان ۹۷ است و به مجموعهدرسهای متمم نگاه میکنم میبینم با چیزی که در سال ۹۲ وجود داشت خیلی فرق کرده است و متمم در طول این چند سال بیوقفه و با پشتکاری فوقالعاده به تشریح و تبیین مهارتهایی پرداخته است که ای کاش هر کدام از آنها در مدارس ما و از دوره ابتدایی آموختن آن به بچهها شروع میشد.
وقتی این محتوای غنی را اینجا میبینم و در عوض بچههایی را در مدارس نظاره میکنم که بیعلاقه به موضوعات درسی بدردنخور وناکارآمد مجبور هستند بهترین سالهای عمرشان را تلف کنند بسیار حسرت میخورم.
جامعه ما چقدر پیشرفتهتر و توسعهیافتهتر میبود اگر متمم خوانی به شکل یک قانون در میآمد و همه افراد جامعه با آن آشنا بودند.
یادگیری این مباحث در طول دوران تحصیل که خیلی عالی بود. من حتی قانع بودم که بعضی از مباحث متمم رو حین ورود به کار خونده بودم . قطعا زمان و انرژی کمتری هدر می دادم .و از خیلی از سردرگمی ها جلوگیری می کرد
درود
یک دوست محترمی داشتم که همیشه میگفت، نذار کارتو بدزدن!!! و اگر سوالی ازش میپرسیدی سعی میکرد خیلی جوبا مشخصی نده… حالا کاری به عقبه ایشون ندارم.
اما انتقال اطلاعات و منابع به سایر افراد جامعه حتی در حد خانواده و نشر این مطالب چه متمم یا یک کتاب یا فیلم خوب که بتواند نگرشی و دیدی و حسی را به ما اضافه کند و هرچند کوتاه وکوچک ما را آگاه تر کند، خواعیم دید که جامعه و مردمانی بسیار بهتری خواهیم داشت و خواهیم شد.
من از تمام عزیزانی که برای متمم زحمت میکشن و تمامی کسانی که از مطالب متمم استفاده میکنن برای توسعه و ایجاد یک زندگی بهتر برای خودشان تشکر میکنم.
پایدارباشید(متممی های برجان نشسته)
سلام
من قبلا این درس را خوانده بودم.
ولی چون در برنامهریزی احساس ضعف میکنم یکی از راهحل های که به ذهن ام رسید گفتم اگر برنامه ریزی را به عنوان ورودی کار در نظر بگیریم من میتوانم یک رزومه آینده نگر برای یک سال آینده بنویسم و از آن برای فیدبک گرفتن از برنامه ریزی و ارزیابی دستاورد نهایی برنامه ریزیام استفاده کنم.
اومدم بحث رزومه نویسی آیندهنگر را مطالعه کنم که از آنجا به این درس هدایت شدم. تصمیم گرفتم بار دیگر این درس را بخوانم، این بار با تمرین حل کردن و خواندن کامنتها…
یکی از خوبی های کامنت خواندن این هست که متوجه میشی خیلی از مشکلات و چالشها فقط مختص من نیست و افراد دیگر هم به این جنس مانع ها برخورد میکنند.
من امروز ۱۰۲۴ روزه که با متمم هستم. اوایل که دنبال توسعه مهارتهایم بودم پس از جستجو در گوگل اولین سایتی که بهش ارجاع میشد متمم بود . حدود دوسال بصورت جسته گریخته و بدون برنامه ریزی خاصی به متمم سر میزدم و مثل خیلی از دوستانی که سردرگم بودن و نمیدونستن چیکار کنن و کجا رو بخونن بودم.ولی از سال قبل تصمیم گرفتم اکانت ویژه بخرم و مرتب شروع به خواندن بکنم.پس از دو ماه یه استارت اپی رو شروع کردم که دیگه اصلا وقت نشد تا اینکه از اردیبهشت امسال دوباره شروع به مرتب خواندن کردم نکاتی که من تجربه کردم به شرح زیر میباشد:
۱-روزانه ۲ ساعت تو سایت بودم به مدت ۲ ماه تا دست اومد مطالب رو چجوری و به چه ترتیبی باید خوند.
۲- خواندن سایت mrshabanali.com همزمان با متمم بشدت توصیه میشه و خواندن مطالب همسو مثلا اگه مهارت یادگیری میخونید قوانین یادگیری من را هم اونجا بخونین و ..
۳- من شاید اوایل اشنایی با متمم تفاوت بین مهارت و دانش رو نمیدونستم ولی برای امسالم سبد مهارتهایم رو تنظیم کردم که شامل ۱- مهارت هدفگذاری ۲- برنامه ریزی ۳- مدیریت زمان ۴-نظم شخصی ۵- خود انگیزش ۶- و نهایتا مهارت یادگیری که شاید یکی از مهمترین مهارتهای پایه و اساسی باشه رو انتخاب کردم و برای هر کدام شناسنامه مهارت تنظیم کردم .ترتیب این مهارتها بسیار مهمه و من هدفم از انتخاب اونا یکی از مهترین مهارتها یعنی مهارت یادگیری هست در واقع احساس میکنم که این مهارتها در راستای مهارت یادگیری هستش مثلا اگه کسی خودانگیزشی برای یادگیری نداشته باشه نمیتونه این مهارت رو توسعه بده و ..
راستش را بخواهید تیتر این درس اصلاً برایم جذّاب نبود و جزو گزینههای روی میزم نبود ولی خب پیشنهاد دوست خوبم، حمید طهماسبی عزیز، را به این راحتی نمیشود ردّ کرد.
فقط یک نکته را برای دوستانی که تازه به متمّم میپیوندند عرض کنم. احتمالاً اکثریّت ما اوایل که سرفصل مباحث را میدیدیم، برایمان بسیار جذّاب بود تا همۀ آنها را باهم بخوانیم و همهچیز را باهم یاد بگیریم. فکر میکردیم همۀ اینها ،همزمان، مشکل ما را حلّ میکنند امّا یادمان نرود که ما انسانیم و باید دست به انتخاب بزنیم و اولویّتبندی کنیم.
من هم مثل شما اکثریّت مطالب را دوست دارم یاد بگیرم ولی خب وقتی نمیتوانم، اولویّتبندی میکنم و سعی میکنم “جوّگیر” نشوم.
توصیۀ من هم به شما همین است. اولویّتبندی کنید و هرلینکی را باز نکنید تا از اصل مطلب منحرف نشوید.
امیدوارم که هرچه زودتر، راه خودمون رو پیدا کنیم و آهسته و پیوسته با متمّم و متمّمیها حرکت کنیم و از این شاخه به اون شاخه نپّریم.
آنچه درفراگیری مهارت ها قابل یاد اوری است.
اول: برای کسب مهارت های فردی هرشخص تعریف و استاندارد های خودرا دارد. مهارت های فردی که قرار است کسب کنیم باید مطابق به تخصص و درحوزه علاقه ما باشد. در متمم حجم محتوا ( ان هم از نوع به روز) خیلی زیاد است. فراگیری همه این مهارت ها نه تنها موثر تمام نمی شود. بلکه بالای مهارت های حوزه ای تان تاثیر منفی دارد.
دوم: دقیقاً، فورمول اقای برنولی را که معلم عزیز قبلن به ان شاره داشت همه به یاد دارند. در انتخاب درس ها باید هوشمندانه عمل کنیم در غیر ان صورت فقط اتلاف وقت است.
ارزش ان نتیجه x احتمال وقوع نتیجه = ارزش یک تصمیم
یعنی ما در انتخاب سلسه درس های متمم ( البته درفراگیری اینکه کدام شان باید اول انتخاب کنیم ) بعضی موقع دچار تصمیم های اشتباه می شویم . پس بد نیست که در مورد اولویت بندی ان نگاهی به فورمول اقای برنولی بی اندازیم.
سوم: بهترین گزینه برای شناخت مهارت های لازم که بیتواند برای فرد ارزش ایجاد کند. در واقع شناخت نقاط ضعف انسان ها است. باید دقیق بشینیم، جمع و تفریق کنیم. بیبنیم در کدام بخش مهارت ها من نحیف هستم.
مثلن:
– ایده هایم را نمی توانم به شکل شفاف به مخاطب انتقال دهم (پس من نیاز جدی به فراگیری درس های فن بیان و تسلط کلامی دارم) .
– تصمیم های اشتباه میگرم در تصمیم هایم دچار ترس می شوم. ( پس نیاز به فراگیری سلسله درس های تصمیم گیری دارم)
– اعتماد به نفس ام پایین است ( پس نیاز به سلسله درس های عزت نفس و اعتماد بنفس دارم)
– مثل بعضی مردم عام به همه چی سطحی نگاه می کنم ( پس نیاز به فراگیری سلسله درس های تفکر سیستمی دارم)
متمم : محل توسعه مهارت های من
تعریف مهارت: فراتر از دانش، چیزی که در نهایت به خروجی منجر می شود
خروجی، از آن کلماتی است که من خیلی به آن اهمیت می دهم و در ذات این سایت می توان آن را دید.
مخصوصا برای من که به شدت target oriented هستم.
یادگیری هر مهارت اصلی حداقل به پنج ریز مهارت دیگر وابسته است که باید با شناسایی انها وافزودن ان به سبد مهارتی تلاش خود را بر روی انها متمرکز کنیم
مثال : مهارت فعالیت در بورس نیاز به یادگیری ریز مهارتهای تحلیل تکنیکال تحلیل فاندامنتال روانشناسی بازار مدیریت سرمایه و مدیریت فردی دارد