Menu


برخی اشتباهات رایج در نگارش فارسی | چند پیشنهاد نگارشی


درست نویسی

نگارش و ویرایش دو تخصص مهم با قلمرو گسترده‌اند که تسلط بر آن‌ها نیازمند سال‌ها تلاش و تمرین و تجربه است. کتاب‌ها و شیوه‌نامه‌های بسیاری هم در این زمینه تألیف شده‌اند و علاقه‌مندان نوشتن برای بهبود نگارش خود به آن‌ها مراجعه می‌‌کنند.

هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که بی‌غلط می‌نویسد. به‌ویژه این‌که در پاره‌ای موارد، اختلاف‌‌نظر و تفاوت سلیقه میان صاحب‌نظران نیز بسیار است و چه بسا اگر رعایت ادب و احترام نبود، صریحاً می‌گفتند که منش و روش و عقل و منطق یکدیگر را هم قبول ندارند.

در عین حال نمی‌توان این تنوع نظرات و سلیقه‌ها را بهانه کرد و تلاش برای بهتر‌نویسی و درست‌نویسی را کنار گذاشت. چرا که در بسیاری از مبانی، مانند شکل نگارش کلمات، اختلاف‌نظر نیست و در موضوعات سلیقه‌ای هم، حداقل می‌توان ناآگاهانه رفتار نکرد. سلیقه‌ها و توصیه‌ها را دید و آن‌چه را زیباتر و چشم‌نواز‌تر و دل‌پذیرتر است، پسندید و به‌کار گرفت.

در این درس کمی دربارهٔ بهترنویسی – البته به عنوان پیشنهاد و بر اساس سلیقهٔ متمم – حرف می‌زنیم و در پایان به تعدادی از غلط‌های دیکته‌ای پرتکرار در نوشته‌های دوستان متممی اشاره می‌‌کنیم. امیدوارم این تأکیدها باعث شود دوستان متممی بیش‌از‌پیش به طرز صحیح نوشتن کلمات فارسی توجه کنند.

اگرچه واضح است، اما باز هم تکرار می‌کنیم که هیچ‌وقت از صرف زمان برای بهترنویسی پشیمان نخواهید شد. چون انسان‌ها گرفتار خطای هاله‌ای هستند. به عنوان یک مثال بزرگنمایی‌شده، فرض کنید کسی در مکالمه با شما از «سختی ذندگی» نوشته است. سخت است باور کنید چنین فردی از بهرهٔ هوشی بالایی بهره‌مند است یا مهارت‌های کلامی خوبی دارد (در حالی که این دو لزوماً به هم ربط ندارند). بر همین پایه، وقتی کسی در نگارش ضعیف است، ممکن است بسیاری از خوانندگان نتوانند درستیِ منطق و استدلال و پیام نوشتهٔ او را هم به سادگی بپذیرند.

فهرست پیشنهاد‌ها و اشتباهات می‌تواند بسیار طولانی باشد. چنان که کتاب‌هایی هم، نظیر غلط ننویسم ابوالحسن نجفی، صرفاً به این موضوع پرداخته‌اند. ولی ما در این‌جا صرفاً به موارد پرتکراری که در دیدگاه‌های دوستان متممی وجود داشته می‌پردازیم.

چند اشتباه دیکته‌ای رایج

علاوه بر پیشنهادهای نگارشی بالا، برخی اشتباهات دیکته‌ای هم بارها در کامنت‌های دوستان متممی تکرار شده‌‌اند. در ادامه به این اشتباه‌های پرتکرار اشاره می‌کنیم. لطفاً بکوشید تا حد امکان این واژه‌ها و اصطلاحات را اشتباه ننویسید:

خُرد / خورد

یکی از اشتباهات رایج در زبان فارسی متأسفانه که در دیدگاه‌های دوستان متممی به چشم می‌خورد، این است که به جای خُرد (کوچک) از کلمه‌ی خورد (خوردن) استفاده می‌کنند.

مثلاً خرده‌مهارت را به اشتباه به صورت «خورده مهارت» و یا پول خرد به شکل «پول خورد» می‌نویسند. به این نکته توجه داشته باشیم که هر جا که منظور ما کوچک بودن است، باید از خرد استفاده کنیم:

خردسال / خرده‌فروشی / خرده‌مهارت / پول خرد

بُرهه / برحه

برهه هم به معنای «مقطع زمانی» از جمله واژگان دیگری است که گاهی به اشتباه، در دیدگاه‌های دوستان‌مان به صورت برحه ثبت شده است.

منسوب / منتسب

وقتی چیزی به کسی نسبت داده می‌شود از واژه‌‌های منسوب یا منتسب استفاده می‌کنیم (مثلاً: این جمله منسوب به کنفوسیوس است).

اما وقتی فردی را در یک موقعیت سازمانی قرار می‌دهند (درست مثلِ یک تابلو که در جایی نصب می‌شود) باید از واژه‌های منصوب و انتصاب استفاده کنیم.

گاهاً / ناچاراً / خواهشاً

همه‌ی ما می‌دانیم که تنوین عربی به واژه‌های فارسی نمی‌چسبد. اما هم‌چنان از سر عادت، برخی از این ترکیب‌ها را به‌کار می‌بریم و این کلمات به یکی از اشتباهات رایج در فارسی تبدیل شده‌اند.

پیشنهاد ما این است که تا حد امکان، از به‌کار بردن این نوع ترکیب‌ها اجتناب کرده و از عبارات جایگزین، نظیرِ «گاهی»، «به ناچار» و «خواهش می‌کنم» استفاده کنید.

معضل

معضل به معنای مشکلِ دشوار و سخت هم واژه‌ای است که گاهی اوقات به اشتباه به صورت «معزل» (از ریشه‌ی عزل و برکناری) نوشته می‌شود. پس بهتر است شکل درست آن،‌ یعنی معضل را به‌خاطر بسپاریم.

مطمئن / آیا / …

بعید است کسی از روی بیسوادی یا بی‌دقتی کلماتی مانند مطمئن و آیا را به صورت مطمعن یا عایا بنویسد. بنابراین اجازه بدهید این نوع نوشتن را نوعی «لوس‌نویسی» بدانیم که ریشه‌های آن را احتمالاً باید در شبکه‌های اجتماعی جستجو کرد.

غالب / قالب

هر دو واژه‌ی غالب و قالب در زبان فارسی به‌صورت گسترده به‌کار می‌روند.

غالب به مفهومِ «بیشتر / اکثریت» نزدیک است. اما قالب، به فُرم و شکل ظاهری اشاره دارد. جابه‌جا نوشتن غالب و قالب یکی از اشتباهات رایج املایی در فارسی است:

  • اجازه بدهید حرفم را در قالب [ فُرم / شکل ] دیگری بیان کنم: ….
  • غالبِ [ بیشتر / اکثر ] دوستانی که این نوشته را می‌خوانند، …

سَلب / صُلب

اگر در دیدگاه‌ها بگردید، موارد متعددی از سَلب و صُلب را هم می‌بینید که به اشتباه به کار رفته‌اند.

صلب به معنای Rigid و سخت و محکم و غیرقابل‌انعطاف است. در حالی که سلب به معنای رفع کردن و نفی کردن به کار می‌رود. مثلاً سلب مسئولیت

توجیه

توجیه به معنای «موجه جلوه دادن» است و طبیعی است که باید مانند وجه و موجه نوشته شود. اما بعضی از دوستان متممی آن را به صورت توجیح می‌نویسند.

صوری یا سوری؟

واژه‌ی صوری به معنای «ظاهری» و «سطحی» را هم نباید به صورت سوری (منسوب به سوریه) بنویسیم. پس ترکیب‌های زیر درست هستند:

قرارداد صوری، اجاره‌نامه‌ی صوری، موافقت صوری و …

روبات / روباط

واژهٔ Robot از واژه‌های پرتکرار در نوشته‌های جدید است. در گذشته آن را در فارسی به صورت روبوت هم می‌نوشتند. اما اخیراً روبات رایج‌تر شده و از آن‌جا که به تلفظ انگلیسی هم نزدیک‌تر است، انتخاب مناسب‌تری محسوب می‌شود.

عرف نوشتن چنین واژه‌هایی که از زبان‌هایی غیر از عربی آمده‌اند این است که به جای ط با ت نوشته می‌شوند.

سپاسگزاری / قیمت‌گذاری / اضطراب

این واژه‌ها هم نیاز به توضیح بیشتر ندارند.

بذاریم / نذاریم / راجبِ / فِک کردن

ما در متمم منعی نداریم که سبک نگارش دیدگاه‌ها، به لحن محاوره‌ای نزدیک باشد. اما محاوره‌ای نوشتن نباید باعث بی‌دقتی در نگارش شود.

مثلاً بگذاریم حتی به فرضِ حذفِ گ نباید به بزاریم تبدیل شود.

ضمن این‌که برخی ترکیب‌های خلاصه‌شده هم، اساساً غلط هستند و نمی‌شود با توجیهِ نگارش محاوره‌ای از آن‌ها استفاده کرد (راجع به را نمی‌توانیم به صورت راجبِ بنویسیم و فکر کردن را نباید به شکل «فک کردن» نوشت).

مال من / کتاب خودم / بدون ماشین

گاهی اوقات بعضی دوستان، کسره‌‌ی اضافه را به صورت «ـه» می‌نویسند: ماله من / کتابه خودم / بدونه ماشین

واضح است که این شیوه‌ی نگارش هم نادرست است و باید از آن اجتناب کنیم.

بِ / کِ

در مقابل عزیزانی که کسره‌ را به ـه تبدیل می‌کنند، کسانی هم هستند که به نیت خلاصه‌نویسی، «به» و «که» را به صورت «ب» و «ک» می‌نویسند: «ب مادرم گفتم ک نباید این حرف را می‌زد.»

این هم از مواردی است که ممکن است احساس خوبی در خواننده ایجاد نکند (کسی که برای نوشتن یک ـه حوصله و فرصت نداشته، بعید است برای محتوای حرفش هم وقت و حوصله‌ی چندانی صرف کرده باشد).

بیفتد / بیندیشد / نینداخت / …

اگر فعلی با الف شروع شود و بخواهیم به ابتدای آن «ب» یا «ن» اضافه کنیم، الف حذف می‌شود. بنابراین بهتر است به جای بیافتد، بیاندیشد و نیانداخت از شکلِ بیفتد و بیندیشد و نینداخت استفاده کنیم.

لطفاً توجه داشته باشید که بیوفتد هم اشتباه است و از آن استفاده نکنید.

حوزه / حوضه

گاهی دوستان‌مان به علت شتاب‌زدگی در نوشتن، دو کلمه‌ی حوزه و حوضه را با هم اشتباه می‌گیرند. فراموش نکنیم که حوض، جایی است که در آن ماهی‌ها زندگی می‌کنند و در گذشته هم هندوانه و سایر میوه‌ها را در آن می‌انداختند تا خنک شوند. پس نباید بنویسیم حوضه روانشناسی و حتماً توجه داشته باشیم که از شکل حوزه استفاده کنیم.

لپ‌تاپ

همه می‌دانیم که Laptop از ترکیب Lap (ران پا در حالت نشسته) و Top تشکیل شده و نام‌گذاری لپ‌تاپ به این نکته اشاره دارد که این وسیله آن‌قدر کوچک است که می‌توان روی پا گذاشت و با آن کار کرد. بنابراین ترکیب‌هایی مثل لپ‌تاب و لب‌تاپ و لب‌تاب نه در فارسی و نه در انگلیسی معنا ندارند.

جالب این‌جاست که بعضی دوستان متممی در کامنت‌های خود، از نگارش انگلیسی Laptop استفاده می‌کنند، اما چند جمله پیش‌تر یا پس از آن، شکل فارسی لپ‌تاپ را اشتباه می‌نویسند.

اصطکاک / اصطحکاک

این مورد هم نسبتاً واضح به نظر می‌رسد. اما چون چند بار در کامنت‌های دوستان متممی تکرار شده، مناسب دیدیم یادآوری کنیم که اصطکاک حرف «ح» ندارد و لازم نیست برای تأکید بر زیاد بودن اصطکاک، آن را به شکل اصطحکاک تلفظ کنیم یا بنویسم.

اولویت / الویت

کلمهٔ اولویت هم – هم‌خانواده با اول و اولیٰ – با «و» نوشته می‌شود. اما گاهی بعضی دوستان بی‌دقتی می‌کنند و آن را به شکل الویت می‌نویسند.

مکث / مکس

کلمهٔ مکث به معنی توقف کردن، درنگ کردن، ایستادن و مانند این‌هاست. بعضی دوستان این کلمه را به اشتباه به شکل مکس می‌نویسند.

می‌خواممی‌خام

کلمهٔ خواستن با خاستن تفاوت دارد:

  • خواستن (نیاز، درخواست و …): من آب می‌خواهم. من حقوق بیشتر می‌خواهم.
  • خاستن (برخاستن و بلندشدن): روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست.

در سال‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی زیاد می‌بینیم که خواستن را اشتباه می‌نویسند: «می‌خام امروز براتون یه خاطره بگم…»

این که «می‌خواهم» را به شکل محاوره‌ایِ «می‌خوام» بنویسیم، اشتباه نیست. اما حذف «و» کلمه را از شکل اصلی آن خارج می‌کند.

ائتلاف / اعتلاف

ائتلاف به معنای همراه شدن و همسو شدن است (البته با اتحاد فرق دارد).

این کلمه را در ترکیب‌هایی مثل دولت ائتلافی و ائتلاف سیاسی می‌بینیم. متأسفانه برخی این واژه را به اشتباه به شکل اعتلاف می‌نویسند که به معنای جستجوی علف است. لطفاً به نگارش درست این کلمه دقت کنید و اگر با معنای دقیق ائتلاف و ظرافت‌های کلامی آن آشنا نیستید، درس معنی ائتلاف را بخوانید.

اَسرار / اِصرار

هم اصرار و هم اسرار واژه‌هایی هستند که در فارسی به کار می‌روند. اما معنای آن‌ها با هم فرق دارد. اَسرار، رازهایی است که در ذهن و دل داریم و به دیگران نگفته‌ایم یا از آن‌ها پنهان می‌کنیم.

چنان‌که حافظ می‌گوید: نکته‌ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟

یا این که: با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرسی.

اصرار به معنای پافشاری است و با این که قرن‌هاست در فارسی رایج است، در اشعار کهن ما کمتر به کار رفته و کاربردهای متأخر آن بیشتر است. مثلاً ملک‌الشعرای بهار می‌گوید:

در دست کسانی است نگهبانی ایران / کاصرار نمودند به ویرانی ایران (کاصرار = که + اصرار)

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

برای مشاهدهٔ متن کامل این مطلب کافی است (بدون پرداخت هرگونه هزینه) در سایت متمم ثبت نام کنید. پس از ثبت‌نام به تعداد قابل‌توجهی از درس‌‌های متمم دسترسی پیدا می‌کنید:

نمونه درس‌های کاربر آزاد

البته اگر بخواهید به همهٔ درس‌های متمم دسترسی از جمله درس‌های زیر دسترسی داشته باشید لازم است حق اشتراک بپردازید:

مدیریت کسب و کار (MBA) | توسعه فردی

خودشناسی | شخصیت شناسی | هدف گذاری

مسیر شغلی | کوچینگ | مشاوره مدیریت

تصمیم گیریعزت نفس | زندگی شاد

تسلط کلامی | مهارت ارتباطی | فنون مذاکره

ثبت نام رایگان    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید دوره های صوتی هم می‌‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

لازم به توضیح است که توجه به حجم بسیار زیاد محتوای متمم و این که درس‌ها طی بیش از یک دهه نوشته و ارائه شده‌اند، احتمال دارد در برخی مطالب – به ویژه مطالب قدیمی‌تر – خطاهای نگارشی متعدد ببینید. از آن‌جا که ما همواره در تلاشیم استاندارد محتوای متمم را ارتقاء دهیم، همواره مطالبی در متمم وجود دارند که از متوسط کیفیت درس‌های دیگر ضعیف‌ترند. با این حال، همان‌طور که قطعاً مشاهده کرده‌اید، ما پیوسته در حال ویرایش و بازآفرینی درس‌های متمم هستیم و می‌کوشیم فاصلهٔ متوسطِ کیفیتِ درس‌ها را با استانداردی که توصیه و تجویز می‌کنیم کاهش دهیم.

پیشنهاد مشارکت در بحث

خوشحال می‌شویم اگر شما هم هنگام مطالعهٔ دیدگاه‌ها و نظرهای دوستان‌تان، به نمونه‌های دیگری از اشتباهات دیکته‌ای در نگارش کلمات برخورده‌اید، زیر همین مطلب آن‌ها را ذکر کنید تا همهٔ ما بتوانیم از این به بعد، تعداد اشتباه‌های موجود در نوشته‌هایمان را کاهش دهیم.

البته پیشنهاد ما این است که صرفاً روی اشتباه‌های پایه متمرکز شویم و سخت‌گیری‌های بی‌حد و حصر در درست نویسی کلمات و جمله‌ها نداشته باشیم.

مثلاً درست است که «نمایان‌گر» واژه‌ای نادرست است و پسوند «گر» به «نمایان» نمی‌چسبد؛ و درست است که «لازم به ذکر است» اشتباه است چون «لازم» با حرف اضافه‌ی «به» نمی‌آید؛ و این هم درست است که «شباهت» واژه‌ی اصیلی نیست و باید به جای آن از «مشابهت» استفاده شود؛ و نیز منطقی است که «سوال پرسیدن» دارای حشو است و یک مفهوم دو بار در آن تکرار شده و باید از «سوال کردن» یا «پرسیدن» استفاده کنیم، اما تأکید ما بر اشتباهات ساده‌تر و پایه‌ای‌تر است و از شما هم می‌خواهیم که تذکرات خود را به سطوح ابتدایی و غیرتخصصی محدود کنید. چون بحث درباره‌ی درست‌نویسی، حد و مرزی ندارد و نگاه افراطی به جزئیات، ممکن است شوق ما را به نوشتن کاهش داده و سرکوب کند.

توضیح و تشکر: برخی از مواردی که در این مطلب به آن‌ها اشاره شده، از کامنت‌هایی که زیر همین مطلب می‌بینید اقتباس شده‌اند. بنابراین ضمن تشکر از دوستانی که به کامل‌تر شدن این فهرست کمک کرده‌اند، لازم است یادآوری کنیم که اگر می‌بینید نکته‌ای در متن هست و کسی آن را در کامنت گفته، به این معنا نیست که وی بی‌توجه بوده و متن را نخوانده است. بلکه اغلب به این معناست که ما پس از دیدن کامنت، آن را به فهرست افزوده‌ایم.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری آشنایی با کلمات و ظرافت‌های کلامی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه آشنایی با کلمات و ظرافت‌های کلامی

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۱۱۱ نظر برای برخی اشتباهات رایج در نگارش فارسی | چند پیشنهاد نگارشی

  1. در محیط وب، نیم فاصله با کلیدهای ترکیبی Ctrl+Shift+2 ایجاد می‌شود که من هم تصمیم گرفته‌ام از این به بعد رعایت کنم.

  2. عاطفه گفت:

    سلام 

    یکی از اشتباهات رایجی که من دیدم، اتصال واو ربط به انتهای فعل در آخر جمله بوده. به این صورت که به جای «خرید میکنم و میام.» می‌نویسند «خرید میکنمو میام.» 

    در استفاده از دو کلمه‌ی «بجای» و «به‌ جای» هم بهتر هست توجه داشته باشیم که کلمه اول به معنی «مناسب» و کلمه دوم به معنی «در عوض» هست.

  3. عارف مرادی قشقایی گفت: (عضو ویژه)

    سلام.

    در متن به اکثر غلط‌نویسی‌هایی که در فضای وب و سوشال‌مدیا وجود داره اشاره شد. دو نکته به ذهن من میاد که نمی‌دونم سخت‌گیری به‌حساب میاد یا نه!

    می‌خوام اول به موضوع علائم سجاوندی اشاره کنم. نکته‌ی ساده‌ای که رعایت‌کردن اون، اصلاً سخت نیست و کمی توجه می‌خواد. دوستان، بین هر علامتی مثل نقطه، ویرگول، علامتِ سوال یا تعجب و … با کلمه‌ی قبل نباید فاصله باشه و باید با کلمه‌ی بعد یه فاصله داشته باشه.

    نکته‌ی بعدی رعایت‌کردن نیم‌فاصله است. رعایت این نکته نه تنها به درست‌نویسی، بلکه به زیبایی و خوانایی متن ما هم بسیار کمک می‌کنه. اگه برگردید و متن همین درس رو یه‌بار با دقت بیشتری مرور کنید، خیلی بهتر متوجه این دو نکته می‌شید.

    به‌عنوان مثال نیم‌فاصله در افعال.

    صحیح: می‌شود. می‌خواهد. می‌گوید.

    غلط: می شود. می خواهد. می گوید.

     

    به‌عنوان مثال نیم‌فاصله در ترکیب‌واژه‌ها.

    صحیح: درست‌نویسی. سوشال‌مدیا. سخت‌گیری.

    غلط: درست نویسی. سوشال مدیا. سخت گیری.

     

    سعی کردم اون‌قدری که می‌تونم کامنتم رو کوتاه‌تر بنویسم.

    بابت وقتی که گذاشتید خیلی ممنونم.

    • حسین خدابخش گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

      سلام عارف جان.
      مرسی از نکته خیلی خوبی که بسیار هم قشنگ بیانش کردی

      فقط موضوعی که به ذهنم اومد در مورد یکی از مثال‌هات هست
      نیم‌فاصله رو برای کلمات مرکب استفاده می‌کنیم اما برای ترکیب‌ها نه
      به عنوان مثال درست‌نویسی یک کلمه مرکب هست ولی سوشال مدیا با توجه به فرم اصلی عبارت در زبان انگلیسی (Social Media) یک ترکیب هست و نباید از نیم‌فاصله استفاده بشه برای نزدیک‌تر کردن دو کلمه
       

  4. دردانه امیری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    جمع نقص از غلطهای مشهور است ، نقایص را به اشتباه نواقص می نویسند مخصوصا در نامه های اداری شرکتها و سازمانها.

    • محمدصادق رستمی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

      در تکمیل حرف شما، از اون‌جایی که بنده نیز در محیط کار با این واژه سروکار دارم، یک بار به جستجوی فرق بین نواقص و نقایص پرداختم. در محیطی که من کار می‌کنم، هم نواقص وجود دارن، هم نقایص! اما شکل رایجی که در هر دو حالت استفاده می‌شه، کلمه "نواقص" است. جالب اینجاست که در بدو ورودم به این شغل، در مکاتبات، از واژه نقایص استفاده می‌کردم و مدیرم بعد از چند بار تکرار این کلمه در نامه‌ها، از من خواست تا از واژه نواقص استفاده کنم.
      و اما کمی توضیح در مورد این دو واژه (از این لینک کمک گرفتم):
      واژه "نواقص"، اون طوری که در لغتنامه دهخدا گفته، جمع "ناقصه" (با ه تانیث) یا "ناقص" است و معنی کار ناتمام و نیمه‌کاره رو داره. اما واژه "نقایص" جمع "نقیصه" یا "نقص"، به معنی عیب و ایراد است.

  5. سلام، مواردی که من دیدم: "طعم" که بعضی آن را "طمع" می نویسند و "طبع" یا "بالطبع" که گاهی به صورت "تبع" و "بالتبع" در نوشته های افراد دیده می شود.

    • عارف مرادی قشقایی گفت: (عضو ویژه)

      سلام.

      به‌گمان من واژه‌ی بالتبع که شما فرمودید، اگه در جمله‌ای به کار بره که منظور نویسنده، تبعیت، پیروی، در پیِ و دیگر واژه‌های مترادف باشه،‌ نگارشش صحیحه. اما اگه نویسنده قصد داشته به معمول‌بودن، طبیعی‌بودن، بدیهی‌بودنِ یه مسئله اشاره کنه، طبق فرمایش شما، نویسنده غلط نوشته.

  6. حسام مرحمتی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۵ درس)

    واژهٔ «فسخ» هم از اون دسته کلماتی که هم به لحاظ نگارشی و هم به لحاظ معنایی اشتباه به‌کار گرفته می‌شود؛
    مثلاً می‌گن در مواقعی که چیزی رو فروختی و طرف مقابل پولت رو نمی‌ده می‌گن رو برو قراردادت رو فسق کن.

    یا این‌که موقع نوشتن یه قرارداد اطرافیان با تجربه توصیه می‌کنن که بنویس در صورت پاس/وصول نشدن چک(ها) قرارداد فخس می‌گردد.

    در کنار خطای نگارشی رایج، ما نگاه خیلی ساده‌ای به فسخ و فسخ کردن داریم در صورتی که در همیشه این‌طور نیست و بسته به شرایط و محتوای قرارداد خیلی اوقات نمی‌تونیم به راحتی فسخ یک قرارداد رو از محاکم قضایی بخوایم و اگر این حق در قرارداد برامون ایجاد نشده باشه می‌شه گفت به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست.

  7. محمد وحیدطاری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۵ درس)

    چقدر این درس خوب بود و برای من بهونه‌ای شد که یه چک‌لیست برای خودم درست کنم و کنار دستم بذارم. این کار کمکم می‌کنه تا موقع نوشتن و منتشرکردن، حواسم باشه که تا حد ممکن درست بنویسم.

    تو توضیح برخی از پیشنهادهای این درس هم طنز بامزه‌ای بود که تو ذهن آدم می‌مونه؛ مخصوصاً تو بخش حوضه و حوزه.  

  8. Shirin Naddaf گفت:

     سلام به دوستان گرانمایه وبزرگوار متممی ام
    در تمرین این درس زیبا دوتا مثال به  ذهنم آمد :
     موذب (چنین لغتی نداریم) معذب به معنای  در عذاب .  متلب : یک محیط نرم افزاری برای انجام محاسبات عددی است و یک زبان برنامه نویسی نسل چهارم.
    مطلب : خواسته ، موضوع
    پ.ن من فکر می کردم هردو به معنای موضوع است و چون عربی هست با "ط" و واژه پارسی "ت " نوشته می شود.  مثل طهران / تهران
    امیدوارم پیوسته درودمند و پر آرزو باشید.

  9. مرضيه رفعتي گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    – یکی از این اشتباه نویسی ها، نوشتن کلمه اَسرار به جای کلمه اصرار است.

    کلمه اول به معنای «رازها و نهانی ها»

    گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند       جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

    و کلمه دوم به معنای «پافشاری و سماجت کردن» است.

     از ما اصرار از او انکار

     

    – کلمه دسکتاپ (Desktop)  که به اشتباه دکستاپ نوشته یا تلفظ می شود، البته نمی دانم در دسته ی همین اشتباههای نگارشی قرار می گیرد یا خیر؟

  10. نظرات صفحه نخست را خواندم و چنین نظری ندیدم بنابراین گفتم شاید بد نباشد به «نرم‌افزار»ی که در word به صورت افزونه، اضافه می‌شود و به درست‌نویسی کمک می‌کند را معرفی کنم.

    نرم‌افزار «پاک‌نویس» را اخیرا نصب و استفاده کردم و به نظرم بیشتر انتظارم ظاهر شد. موارد مشابه قبلی چنان کج‌فهمی‌هایی را نشان می‌دادند که به‌کل از اجرای آن صرف‌نظر کنیم. اما این افزونه به‌نظرم بسیار کمک‌کننده‌است.

     

    https://paknevis.ir

     

  11. محمد امین سپهری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    استفاده از جایگرین های نا متداول 
    شاید بتوان در مورد استفاده از کلمات رایج عربی علارغم وجود جایگزین فارسی‌  ایرادی نگرفت.
    ولی اصرار در استفاده مکرر از کلمات نامتداول عربی کار پسندیده ای نیست. 
    این ایراد که حتی در کامنت های این درس هم مشاهده می شود،ناخودآگاه این احساس را ایجاد می کند که فرد قصد فخر فروشی دارد.

  12. محسن شیروانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    یکی از مواردی که من دیدم بصورت اشتباهی نوشته شده، واژه ی "ایده آل" هست. شکل صحیح نوشتنش، بصورت زیر هست.
    "ایدئال"
    واژه ی "خانم" رو هم دیدم که بصورت اشتباهی، "خانوم" می نویسند.
    مثال دیگه. در جمله ی زیر، کلمه ی "جامع شناس"، باید به شکل صحیح (جامعه شناس) نوشته بشه.
    "آقای یوسف اباذری، یک جامع شناس شناخته شده هستند که در دانشگاه تهران تدریس می کنند. با شنیدن صحبتهای ایشان در رابطه با نئولیبرالیسم، پی به این نکته بردم اگر ایشان قدرت اجرایی داشتند، طرحی با عنوان "صیانت از عدم رقابت "، اجرا می کردند که بر اساس این طرح، عمل زیبایی برای خانم ها را ممنوع می کردند و  برای متخلفان، مجازات سختی در نظر  می گرفتند". 

  13. چقدر این مطلب برای منی که اغلب برای نوشتن «ز» و «ذ» در واژگانی مثل می‌گذارم و بذاریم چالش داشتم پربار بود

  14. سامان زندیانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    من چند وقته که زیاد اخبار رو دنبال نمی‌کنم. اما در لینکدین دیدم که با عبارت «به سطوح آمدن» شوخی می‌کردند.

    فکر کنم یکی از مسئولین اشتباهی به جای به ستوه آمدن از به سطوح آمدن استفاده کردن. :)

  15. ابوالحسن رزمی نیا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    یک اشتباه رایج: پهباد (نادرست) پهپاد (درست)

    یک اشتباه رایج دیگر: معمولاً   " ُ " را در نوشتن‌های‌مان چندان الویت نمی‌دهیم. به عنوان مثال، چرا باید Oxford را این‌طور بنویسیم: آکسفورد؟ در حالی‌که صدای " ُ " در این‌جا روشن است. پس نوشتن آکسفُرد به نظرم درست‌تر است. همین‌طور استنفُرد به جای استنفورد. این‌گ.نه نوشتن‌های بیم اشتباه‌خوانی کم‌تری دارد.

    • محمدرضا شعبانعلی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

      در مورد بخش دوم کامنت شما، من هم چند نکته – از جنس تفسیر و برداشت شخصی – به ذهنم رسید که گفتم شاید بیان کردن آن مفید باشد.

      اول این که به نظر می‌رسد در خط فارسی ترجیح این است که به شکلی بنویسیم که نیاز به اعراب نباشد. حتی عرب‌زبان‌ها هم که پیچیدگی‌های اعرابی فراوان در زبان‌شان دارند و گاه با تغییر اعراب، معنای کلمات‌شان به کلی تغییر می‌کند، در نوشتن معمولاً از اعراب استفاده نمی‌کنند. بنابراین نوشتن آکسفرد (بدون ضمه) با سبک رایج فارسی بیشتر نسبت دارد تا آکسفُرد. بگذریم از این که در تایپ دیجیتال با کامپیوتر و موبایل، اعراب‌گذاری سخت‌تر هم هست.

       

      دوم این که بیم اشتباه‌خوانی به تنهایی نمی‌تواند دلیل کافی برای تغییر شیوهٔ نگارش باشد. چنان‌که خواهر هم بیم اشتباه‌خوانی دارد و ما به این بهانه آن را به شکل خاهر نمی‌نویسیم. قاعدهٔ دیگری که در زبان رایج است، آشنایی چشمی است. چشم فارسی زبان‌ها به دیدن خواهر عادت کرده است (لااقل تا امروز). و برای تغییری که کلمه را به چشم ناآشنا کند، باید علت دیگری داشت.


      سوم این که اُ که به شکل و نوشته می‌شود، تلفظ متفاوتی دارد و کمی کشیده‌تر خوانده می‌شود. یعنی فوری را فُری نمی‌خوانیم. یا دولتی را دُلتی نمی‌خوانیم. بنابراین می‌توان گفت این دو علامت، کارکرد یکسان ندارند.


      چهارم این که اگر فرض کنیم نمی‌خواهیم مخاطب را وادار به اعراب‌گذاری کنیم، باید آکسفرد را با آکسفورد مقایسه کنیم. به نظر می‌رسد فارسی‌زبان‌ها در طول زمان به این نتیجه رسیده‌اند که ford را به شکل فورد بنویسند. علت هم این است که اُ این کلمه در زبان انگلیسی هم کمی طولانی‌تر خوانده می‌شود (یعنی به فوری شبیه‌تر است تا فُری). مثلاً تلفظ استنفورد چنین است: stan·fuhd

       

      پنجم این که ما با یادگیری شهودی به تدریج آموخته‌ایم که فورد را با «او» نخوانیم. خوانندهٔ ایرانی تلفظ «فورد» در کلمات فارسی به اندازهٔ خواهر می‌شناسد. چنان‌که خودرو فورد را هم – زمانی که بخت سوار شدن بر آن را داشت – همین شکل می‌نوشت و می‌خواند. ما فرد را برای تلفظ‌های دیگری نظیر آلفرد کنار گذاشته‌ایم. حالا اگر و را حذف کنیم، آلفورد (نام محل) و آلفرد (نام فرد) یکسان نوشته می‌شوند و ابهام ایجاد می‌شود.

       

      ششم این که اصرار بر حذف «و» و استفاده از «اُ» چه با نوشتن و چه به شکل محذوف، باعث می‌شود از روح واژه‌های رایج در فارسی فاصله بگیریم و در نگارش و تلفظ برخی کلمات دیگر هم اشتباه کنیم. چنان‌که خود شما در کامنت‌تان اولویت را الویت نوشته‌اید. در عین این که حتی اگر آن را اُلویت هم بخوانیم، تلفظ نادرستی است. اُ در اول این کلمه کشیده‌تر است (شبیه اولاد و اوهام) و مانند «امید» و «سالاد الویه» کوتاه تلفظ نمی‌شود. 

       

  16. این ایراد های نگارشی بیشتر در متولدین دهه های پنجاه به بعد بیشتر دیده می شود، بعد از پنجاهی ها به نظر می آید  که ادبیات فارسی هم بر باد رفته است. البته آنان که نگارش و ویراستاری و ادبیات می دانند که در این دسته جایی ندارند.

  17. بابت این محتوا خیلی خیلی سپاس گزارم. شاید خنده دار به نظر بیاد اما من همیشه با توجیه یا توجیح درگیر بودم. اصلا به یه آرامش خاصی رسیدم.

  18.  

    سرمایه گذاری یا سرمایه گزاری؟ 

    – اشتباهی ساده اما به اندازه تغییر مسیر یک زندگی              (توصیه می کنم حتما بخونید خالی از لطف نیست)

    سلام و ممنون از این بخش ضروری در متمم

    دوست دارم شما را با یک خاطره جالب و خواندنی در رابطه با همین درس متمم با خودم همراه کنم و پیش از آغاز هم از وقتی که برای خواندنش اختصاص می دهید ممنونم.

    نمره دیکته من در اول دبستان با وجود تلاش های بسیارم و لطف مادرم در گفتن دیکته هر شب، در نهایت به یک نمره ۱۳ در کنار تمام نمره های ۲۰  کارنامه ختم شد و من بر عکس تمام بچه های باهوشی که سال ها بعد در مقاطع مختلف تحصیلی در کنارشان تحصیل کردم هرگز کارنامه ای با معدل ۲۰ نداشتم؛ با وجود تحصیل در دانشگاه های معتبری همچون شهید بهشتی، علامه طباطبایی و کار در سازمانهای بزرگ و بنام کشور و با وجود نوشتن گزارش های مفصل تخصصی همچنان این نقص در من باقی مانده است اما مقصودم از گفتن این تاریخچه این بود تا شما کمی بیشتر با خاطره ای که می خواهم برای شما عزیزان نقل کنم، ارتباط برقرار کنید و اهمیت این درس کاربردی متمم که شاید خیلی ها از کنار آن به سادگی رد می شوند بیش از پیش برایشان مفهوم شود.

    ماجرای جالب و کاربردی من مربوط به مصاحبه استخدامم در یک سازمان بزرگ مالی می شود؛ روزی که به مصاحبه دعوت شدم هنگام ورود به مدیریت مربوطه که نامش کلید ورود من به آن سازمان بود روی در ورودی در کمال تعجب اشتباه نوشته شده بود یعنی کلمه سرمایه گذاری را به اشتباه سرمایه گزاری  نوشته بودند و این قدر این اشتباه تو چشم من بزرگنمایی کرد که تمام آنچه در مورد آنجا تصور می کردم در یک چشم برهم زدنی بر باد رفت.

    مذاکرات ذهنی ام آغاز شد که "آخه این چجور سازمانی است، چقدر بی سوادن اخه، این چه آبروریزی برای این سازمانه که روی تابلوی به این شیکی اسم مدیریت به این مهمی رو اشتباه نوشتن ، یکی نگفته که این چیه نوشتید و الی آخر"

    خلاصه وارد شدم و مصاحبه شروع شد و مدیر آنجا فردی بسیار دقیق، باهوش وفارغ التحصیلان دانشگاه شریف بود. مصاحبه بیشتر شخصیت شناسی بود و فضای بی روح و لحن خشک مدیر کار را کمی برای پیش بینی نتیجه مصاحبه برای من سخت می کرد و نمی شد از رفتار و لحن ایشان پی به عاقبت مصاحبه برد من هم که دیدم از این مصاحبه ممکن چیزی در نهایت برای من حاصل نشود گفتم بگذار تا این اشتباه تایپی عنوان مدیریت را بگویم و از آمدن و رفتن من به اینجا نتیجه همین بس که حداقل این اشتباه تصحیح شود.

     کلا حرف زدن در مقابل مدیر جدی کمی سخت بود بلاخره خودم رو جمع  و جور کردم و این موضوع رو گفتم، مدیر وقتی شنید تعجب کرد و بلافاصله بلند شد و رفت جلوی در و به تابلو نگاه کرد و با عصبانیت همان لحظه به دفتردارش این موضوع را اعلام و دستور تعویض تابلو را داد. بعد برگشت و روی صندلی روبروی من نشست و بابت این موضوع اظهار تعجب کرد که چطور چنین چیزی رو حداقل شش ماه است نه خودش توجه کرده و نه کارکنانش. بعدم یکم گارد جدی و خشک بودنش باز شد و لحن آرام تری پیدا کرد و تازه منم که فکر می کردم الان می گوید "خداحافظ خوشحال شدیم از ملاقاتتون"، یکم نفس راحت تری کشیدم و در نهایت بنده به لطف حسرت نمره دیکته ۱۳ اول دبستانم که سبب تلاش بیشترم در همان نقص شده بود؛ در همان سازمان استخدام شدم و به مدت ۵ سال با بزرگواران همکاری کردم.

    بله دوستان فقط یک تذکر کوچک نگارشی جهت اصلاح یک لغت ساده ای مثل "سرمایه گذاری" حال و هوای جلسه مصاحبه من را تغییر داد و  تخصص و رزومه کاری  من با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گرفت و به دنبال آن تغییر مسیر شغلی، زندگی شخصی و همه اتفاقهای خوبی که برای من در آن سالها رخ داد به نوعی مدیون یک توجه کوچک و گذرا به یک اشتباه و سعی در اصلاح آن بود.

    پی نوشت:

    شاید برای تان جالب تر باشه که تا دو سال بعد از ورود من به همان سازمان همچنان تیم پشتیبانی همیشه در صحنه، تابلو رو نه تنها عوض نکرد بلکه تازه بعد از دو سال آمدن تابلو را برداشتند و بردند و مدیریت ما به مدت شش ماه تابلو نداشت.

    در ضمن لطفا اشتباهات تایپی من را پیشاپیش ببخشید و بدانید که من هم چنان با این نقص درگیرم و تلاشم برای بهبود آن ادامه دارد.

     

  19. هما گفت:

    زمینه یا ضمینه و ضمیمه یا زمیمه

    زمینه به معنای اساس درست است و

    ضمیمه به معنای پیوست

  20. عرفان گفت: (عضو ویژه)

    خیلی آموزنده بود.

    از روز اولی که در متمم ثبت نام کردم فکر کنم خطاهای نگارشی زیادی داشته‌ام. 

    اما یک چیز را در نظر بگیریم، خود من اگر بخواهم بهتر بنویسم باید انرژی بیشتری صرف فکر کردن و جمله بندی کنم پس نتیجه می‌گیریم نیاز به صرف انرژی بیشتر برای دقت در ترکیب کلمات دارم.

    انتظار خود را از نگارش با خواندن این درس خیلی بالا بردم اما از تایید کننده‌ی کامنت و مسئول استاندارد سایت این انتظار می‌رود که توقع درست شدن نگارش من را به این زود نداشته باشد زیرا نیاز به صرف زمان و دقت دارد، شاید در ماه آینده بهتر بشوم و عادت‌های درست بیشتری در نگارش خود به کار بگیرم.

    ممنون بابت این درس عالی بود.

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content