Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


برخی اشتباهات رایج در نگارش فارسی | چند پیشنهاد نگارشی


درست نویسی

نگارش و ویرایش دو تخصص مهم با قلمرو گسترده‌اند که تسلط بر آن‌ها نیازمند سال‌ها تلاش و تمرین و تجربه است. کتاب‌ها و شیوه‌نامه‌های بسیاری هم در این زمینه تألیف شده‌اند و علاقه‌مندان نوشتن برای بهبود نگارش خود به آن‌ها مراجعه می‌‌کنند.

هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که بی‌غلط می‌نویسد. به‌ویژه این‌که در پاره‌ای موارد، اختلاف‌‌نظر و تفاوت سلیقه میان صاحب‌نظران نیز بسیار است و چه بسا اگر رعایت ادب و احترام نبود، صریحاً می‌گفتند که منش و روش و عقل و منطق یکدیگر را هم قبول ندارند.

در عین حال نمی‌توان این تنوع نظرات و سلیقه‌ها را بهانه کرد و تلاش برای بهتر‌نویسی و درست‌نویسی را کنار گذاشت. چرا که در بسیاری از مبانی، مانند شکل نگارش کلمات، اختلاف‌نظر نیست و در موضوعات سلیقه‌ای هم، حداقل می‌توان ناآگاهانه رفتار نکرد. سلیقه‌ها و توصیه‌ها را دید و آن‌چه را زیباتر و چشم‌نواز‌تر و دل‌پذیرتر است، پسندید و به‌کار گرفت.

در این درس کمی دربارهٔ بهترنویسی – البته به عنوان پیشنهاد و بر اساس سلیقهٔ متمم – حرف می‌زنیم و در پایان به تعدادی از غلط‌های دیکته‌ای پرتکرار در نوشته‌های دوستان متممی اشاره می‌‌کنیم. امیدوارم این تأکیدها باعث شود دوستان متممی بیش‌از‌پیش به طرز صحیح نوشتن کلمات فارسی توجه کنند.

اگرچه واضح است، اما باز هم تکرار می‌کنیم که هیچ‌وقت از صرف زمان برای بهترنویسی پشیمان نخواهید شد. چون انسان‌ها گرفتار خطای هاله‌ای هستند. به عنوان یک مثال بزرگنمایی‌شده، فرض کنید کسی در مکالمه با شما از «سختی ذندگی» نوشته است. سخت است باور کنید چنین فردی از بهرهٔ هوشی بالایی بهره‌مند است یا مهارت‌های کلامی خوبی دارد (در حالی که این دو لزوماً به هم ربط ندارند). بر همین پایه، وقتی کسی در نگارش ضعیف است، ممکن است بسیاری از خوانندگان نتوانند درستیِ منطق و استدلال و پیام نوشتهٔ او را هم به سادگی بپذیرند.

فهرست پیشنهاد‌ها و اشتباهات می‌تواند بسیار طولانی باشد. چنان که کتاب‌هایی هم، نظیر غلط ننویسم ابوالحسن نجفی، صرفاً به این موضوع پرداخته‌اند. ولی ما در این‌جا صرفاً به موارد پرتکراری که در دیدگاه‌های دوستان متممی وجود داشته می‌پردازیم.

چند اشتباه دیکته‌ای رایج

علاوه بر پیشنهادهای نگارشی بالا، برخی اشتباهات دیکته‌ای هم بارها در کامنت‌های دوستان متممی تکرار شده‌‌اند. در ادامه به این اشتباه‌های پرتکرار اشاره می‌کنیم. لطفاً بکوشید تا حد امکان این واژه‌ها و اصطلاحات را اشتباه ننویسید:

خُرد / خورد

یکی از اشتباهات رایج در زبان فارسی متأسفانه که در دیدگاه‌های دوستان متممی به چشم می‌خورد، این است که به جای خُرد (کوچک) از کلمه‌ی خورد (خوردن) استفاده می‌کنند.

مثلاً خرده‌مهارت را به اشتباه به صورت «خورده مهارت» و یا پول خرد به شکل «پول خورد» می‌نویسند. به این نکته توجه داشته باشیم که هر جا که منظور ما کوچک بودن است، باید از خرد استفاده کنیم:

خردسال / خرده‌فروشی / خرده‌مهارت / پول خرد

بُرهه / برحه

برهه هم به معنای «مقطع زمانی» از جمله واژگان دیگری است که گاهی به اشتباه، در دیدگاه‌های دوستان‌مان به صورت برحه ثبت شده است.

منسوب / منتسب

وقتی چیزی به کسی نسبت داده می‌شود از واژه‌‌های منسوب یا منتسب استفاده می‌کنیم (مثلاً: این جمله منسوب به کنفوسیوس است).

اما وقتی فردی را در یک موقعیت سازمانی قرار می‌دهند (درست مثلِ یک تابلو که در جایی نصب می‌شود) باید از واژه‌های منصوب و انتصاب استفاده کنیم.

گاهاً / ناچاراً / خواهشاً

همه‌ی ما می‌دانیم که تنوین عربی به واژه‌های فارسی نمی‌چسبد. اما هم‌چنان از سر عادت، برخی از این ترکیب‌ها را به‌کار می‌بریم و این کلمات به یکی از اشتباهات رایج در فارسی تبدیل شده‌اند.

پیشنهاد ما این است که تا حد امکان، از به‌کار بردن این نوع ترکیب‌ها اجتناب کرده و از عبارات جایگزین، نظیرِ «گاهی»، «به ناچار» و «خواهش می‌کنم» استفاده کنید.

معضل

معضل به معنای مشکلِ دشوار و سخت هم واژه‌ای است که گاهی اوقات به اشتباه به صورت «معزل» (از ریشه‌ی عزل و برکناری) نوشته می‌شود. پس بهتر است شکل درست آن،‌ یعنی معضل را به‌خاطر بسپاریم.

مطمئن / آیا / …

بعید است کسی از روی بیسوادی یا بی‌دقتی کلماتی مانند مطمئن و آیا را به صورت مطمعن یا عایا بنویسد. بنابراین اجازه بدهید این نوع نوشتن را نوعی «لوس‌نویسی» بدانیم که ریشه‌های آن را احتمالاً باید در شبکه‌های اجتماعی جستجو کرد.

غالب / قالب

هر دو واژه‌ی غالب و قالب در زبان فارسی به‌صورت گسترده به‌کار می‌روند.

غالب به مفهومِ «بیشتر / اکثریت» نزدیک است. اما قالب، به فُرم و شکل ظاهری اشاره دارد. جابه‌جا نوشتن غالب و قالب یکی از اشتباهات رایج املایی در فارسی است:

  • اجازه بدهید حرفم را در قالب [ فُرم / شکل ] دیگری بیان کنم: ….
  • غالبِ [ بیشتر / اکثر ] دوستانی که این نوشته را می‌خوانند، …

سَلب / صُلب

اگر در دیدگاه‌ها بگردید، موارد متعددی از سَلب و صُلب را هم می‌بینید که به اشتباه به کار رفته‌اند.

صلب به معنای Rigid و سخت و محکم و غیرقابل‌انعطاف است. در حالی که سلب به معنای رفع کردن و نفی کردن به کار می‌رود. مثلاً سلب مسئولیت

توجیه

توجیه به معنای «موجه جلوه دادن» است و طبیعی است که باید مانند وجه و موجه نوشته شود. اما بعضی از دوستان متممی آن را به صورت توجیح می‌نویسند.

صوری یا سوری؟

واژه‌ی صوری به معنای «ظاهری» و «سطحی» را هم نباید به صورت سوری (منسوب به سوریه) بنویسیم. پس ترکیب‌های زیر درست هستند:

قرارداد صوری، اجاره‌نامه‌ی صوری، موافقت صوری و …

روبات / روباط

واژهٔ Robot از واژه‌های پرتکرار در نوشته‌های جدید است. در گذشته آن را در فارسی به صورت روبوت هم می‌نوشتند. اما اخیراً روبات رایج‌تر شده و از آن‌جا که به تلفظ انگلیسی هم نزدیک‌تر است، انتخاب مناسب‌تری محسوب می‌شود.

عرف نوشتن چنین واژه‌هایی که از زبان‌هایی غیر از عربی آمده‌اند این است که به جای ط با ت نوشته می‌شوند.

سپاسگزاری / قیمت‌گذاری / اضطراب

این واژه‌ها هم نیاز به توضیح بیشتر ندارند.

بذاریم / نذاریم / راجبِ / فِک کردن

ما در متمم منعی نداریم که سبک نگارش دیدگاه‌ها، به لحن محاوره‌ای نزدیک باشد. اما محاوره‌ای نوشتن نباید باعث بی‌دقتی در نگارش شود.

مثلاً بگذاریم حتی به فرضِ حذفِ گ نباید به بزاریم تبدیل شود.

ضمن این‌که برخی ترکیب‌های خلاصه‌شده هم، اساساً غلط هستند و نمی‌شود با توجیهِ نگارش محاوره‌ای از آن‌ها استفاده کرد (راجع به را نمی‌توانیم به صورت راجبِ بنویسیم و فکر کردن را نباید به شکل «فک کردن» نوشت).

مال من / کتاب خودم / بدون ماشین

گاهی اوقات بعضی دوستان، کسره‌‌ی اضافه را به صورت «ـه» می‌نویسند: ماله من / کتابه خودم / بدونه ماشین

واضح است که این شیوه‌ی نگارش هم نادرست است و باید از آن اجتناب کنیم.

بِ / کِ

در مقابل عزیزانی که کسره‌ را به ـه تبدیل می‌کنند، کسانی هم هستند که به نیت خلاصه‌نویسی، «به» و «که» را به صورت «ب» و «ک» می‌نویسند: «ب مادرم گفتم ک نباید این حرف را می‌زد.»

این هم از مواردی است که ممکن است احساس خوبی در خواننده ایجاد نکند (کسی که برای نوشتن یک ـه حوصله و فرصت نداشته، بعید است برای محتوای حرفش هم وقت و حوصله‌ی چندانی صرف کرده باشد).

بیفتد / بیندیشد / نینداخت / …

اگر فعلی با الف شروع شود و بخواهیم به ابتدای آن «ب» یا «ن» اضافه کنیم، الف حذف می‌شود. بنابراین بهتر است به جای بیافتد، بیاندیشد و نیانداخت از شکلِ بیفتد و بیندیشد و نینداخت استفاده کنیم.

لطفاً توجه داشته باشید که بیوفتد هم اشتباه است و از آن استفاده نکنید.

حوزه / حوضه

گاهی دوستان‌مان به علت شتاب‌زدگی در نوشتن، دو کلمه‌ی حوزه و حوضه را با هم اشتباه می‌گیرند. فراموش نکنیم که حوض، جایی است که در آن ماهی‌ها زندگی می‌کنند و در گذشته هم هندوانه و سایر میوه‌ها را در آن می‌انداختند تا خنک شوند. پس نباید بنویسیم حوضه روانشناسی و حتماً توجه داشته باشیم که از شکل حوزه استفاده کنیم.

لپ‌تاپ

همه می‌دانیم که Laptop از ترکیب Lap (ران پا در حالت نشسته) و Top تشکیل شده و نام‌گذاری لپ‌تاپ به این نکته اشاره دارد که این وسیله آن‌قدر کوچک است که می‌توان روی پا گذاشت و با آن کار کرد. بنابراین ترکیب‌هایی مثل لپ‌تاب و لب‌تاپ و لب‌تاب نه در فارسی و نه در انگلیسی معنا ندارند.

جالب این‌جاست که بعضی دوستان متممی در کامنت‌های خود، از نگارش انگلیسی Laptop استفاده می‌کنند، اما چند جمله پیش‌تر یا پس از آن، شکل فارسی لپ‌تاپ را اشتباه می‌نویسند.

اصطکاک / اصطحکاک

این مورد هم نسبتاً واضح به نظر می‌رسد. اما چون چند بار در کامنت‌های دوستان متممی تکرار شده، مناسب دیدیم یادآوری کنیم که اصطکاک حرف «ح» ندارد و لازم نیست برای تأکید بر زیاد بودن اصطکاک، آن را به شکل اصطحکاک تلفظ کنیم یا بنویسم.

اولویت / الویت

کلمهٔ اولویت هم – هم‌خانواده با اول و اولیٰ – با «و» نوشته می‌شود. اما گاهی بعضی دوستان بی‌دقتی می‌کنند و آن را به شکل الویت می‌نویسند.

مکث / مکس

کلمهٔ مکث به معنی توقف کردن، درنگ کردن، ایستادن و مانند این‌هاست. بعضی دوستان این کلمه را به اشتباه به شکل مکس می‌نویسند.

می‌خواممی‌خام

کلمهٔ خواستن با خاستن تفاوت دارد:

  • خواستن (نیاز، درخواست و …): من آب می‌خواهم. من حقوق بیشتر می‌خواهم.
  • خاستن (برخاستن و بلندشدن): روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست.

در سال‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی زیاد می‌بینیم که خواستن را اشتباه می‌نویسند: «می‌خام امروز براتون یه خاطره بگم…»

این که «می‌خواهم» را به شکل محاوره‌ایِ «می‌خوام» بنویسیم، اشتباه نیست. اما حذف «و» کلمه را از شکل اصلی آن خارج می‌کند.

ائتلاف / اعتلاف

ائتلاف به معنای همراه شدن و همسو شدن است (البته با اتحاد فرق دارد).

این کلمه را در ترکیب‌هایی مثل دولت ائتلافی و ائتلاف سیاسی می‌بینیم. متأسفانه برخی این واژه را به اشتباه به شکل اعتلاف می‌نویسند که به معنای جستجوی علف است. لطفاً به نگارش درست این کلمه دقت کنید و اگر با معنای دقیق ائتلاف و ظرافت‌های کلامی آن آشنا نیستید، درس معنی ائتلاف را بخوانید.

اَسرار / اِصرار

هم اصرار و هم اسرار واژه‌هایی هستند که در فارسی به کار می‌روند. اما معنای آن‌ها با هم فرق دارد. اَسرار، رازهایی است که در ذهن و دل داریم و به دیگران نگفته‌ایم یا از آن‌ها پنهان می‌کنیم.

چنان‌که حافظ می‌گوید: نکته‌ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟

یا این که: با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرسی.

اصرار به معنای پافشاری است و با این که قرن‌هاست در فارسی رایج است، در اشعار کهن ما کمتر به کار رفته و کاربردهای متأخر آن بیشتر است. مثلاً ملک‌الشعرای بهار می‌گوید:

در دست کسانی است نگهبانی ایران / کاصرار نمودند به ویرانی ایران (کاصرار = که + اصرار)

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

برای مشاهدهٔ متن کامل این مطلب کافی است (بدون پرداخت هرگونه هزینه) در سایت متمم ثبت نام کنید. پس از ثبت‌نام به تعداد قابل‌توجهی از درس‌‌های متمم دسترسی پیدا می‌کنید:

نمونه درس‌های کاربر آزاد

البته اگر بخواهید به همهٔ درس‌های متمم دسترسی از جمله درس‌های زیر دسترسی داشته باشید لازم است حق اشتراک بپردازید:

مدیریت کسب و کار (MBA) | توسعه فردی

خودشناسی | شخصیت شناسی | هدف گذاری

مسیر شغلی | کوچینگ | مشاوره مدیریت

تصمیم گیریعزت نفس | زندگی شاد

تسلط کلامی | مهارت ارتباطی | فنون مذاکره

ثبت نام رایگان    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید دوره های صوتی هم می‌‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

لازم به توضیح است که توجه به حجم بسیار زیاد محتوای متمم و این که درس‌ها طی بیش از یک دهه نوشته و ارائه شده‌اند، احتمال دارد در برخی مطالب – به ویژه مطالب قدیمی‌تر – خطاهای نگارشی متعدد ببینید. از آن‌جا که ما همواره در تلاشیم استاندارد محتوای متمم را ارتقاء دهیم، همواره مطالبی در متمم وجود دارند که از متوسط کیفیت درس‌های دیگر ضعیف‌ترند. با این حال، همان‌طور که قطعاً مشاهده کرده‌اید، ما پیوسته در حال ویرایش و بازآفرینی درس‌های متمم هستیم و می‌کوشیم فاصلهٔ متوسطِ کیفیتِ درس‌ها را با استانداردی که توصیه و تجویز می‌کنیم کاهش دهیم.

پیشنهاد مشارکت در بحث

خوشحال می‌شویم اگر شما هم هنگام مطالعهٔ دیدگاه‌ها و نظرهای دوستان‌تان، به نمونه‌های دیگری از اشتباهات دیکته‌ای در نگارش کلمات برخورده‌اید، زیر همین مطلب آن‌ها را ذکر کنید تا همهٔ ما بتوانیم از این به بعد، تعداد اشتباه‌های موجود در نوشته‌هایمان را کاهش دهیم.

البته پیشنهاد ما این است که صرفاً روی اشتباه‌های پایه متمرکز شویم و سخت‌گیری‌های بی‌حد و حصر در درست نویسی کلمات و جمله‌ها نداشته باشیم.

مثلاً درست است که «نمایان‌گر» واژه‌ای نادرست است و پسوند «گر» به «نمایان» نمی‌چسبد؛ و درست است که «لازم به ذکر است» اشتباه است چون «لازم» با حرف اضافه‌ی «به» نمی‌آید؛ و این هم درست است که «شباهت» واژه‌ی اصیلی نیست و باید به جای آن از «مشابهت» استفاده شود؛ و نیز منطقی است که «سوال پرسیدن» دارای حشو است و یک مفهوم دو بار در آن تکرار شده و باید از «سوال کردن» یا «پرسیدن» استفاده کنیم، اما تأکید ما بر اشتباهات ساده‌تر و پایه‌ای‌تر است و از شما هم می‌خواهیم که تذکرات خود را به سطوح ابتدایی و غیرتخصصی محدود کنید. چون بحث درباره‌ی درست‌نویسی، حد و مرزی ندارد و نگاه افراطی به جزئیات، ممکن است شوق ما را به نوشتن کاهش داده و سرکوب کند.

توضیح و تشکر: برخی از مواردی که در این مطلب به آن‌ها اشاره شده، از کامنت‌هایی که زیر همین مطلب می‌بینید اقتباس شده‌اند. بنابراین ضمن تشکر از دوستانی که به کامل‌تر شدن این فهرست کمک کرده‌اند، لازم است یادآوری کنیم که اگر می‌بینید نکته‌ای در متن هست و کسی آن را در کامنت گفته، به این معنا نیست که وی بی‌توجه بوده و متن را نخوانده است. بلکه اغلب به این معناست که ما پس از دیدن کامنت، آن را به فهرست افزوده‌ایم.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری آشنایی با کلمات و ظرافت‌های کلامی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه آشنایی با کلمات و ظرافت‌های کلامی

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۱۱۱ نظر برای برخی اشتباهات رایج در نگارش فارسی | چند پیشنهاد نگارشی

  1. saman گفت:

    نکته اذیت کننده تر این است که چرا ما از ویرگول استفاده نمی کنیم ؟

    نقطه چی پس؟

    فاصله و رعایت پاراگراف چی شد؟

    ولی اذیت کننده ترین کسانی هستند که انگلیسی تایپ میکنند

  2. طاهره خباری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

    یک موردی که من چند باری در برخی از کامنت‌ها دیدم این بود که به‌جای علامت تنوین فتحه (اً)، حرف «ن» گذاشته می‌شه: مثلن، کاملن

    به‌نظرم گذاشتن الف بدون علامت تنوین (مثلا، کاملا) قابلِ قبول باشه، ولی اینکه این نوع علامت تنوین به یکی از حروف فارسی تبدیل بشه، اشتباه است.

     

    مورد دیگر فعل «فکر می‌کنم» بوده که چند باری دیدم به‌شکل خلاصه نوشته شده: فک می‌کنم

    به این شکل، زبان نوشتار به‌شدت تبدیل به زبان گفتار شده ولی به قمیت کاهش خوانایی و درک متن.

  3. مثل همیشه مطلبی پراز نکته بود خواستم از تجربه خودمان در سایت دیجیتالینگ بگویم.

    موضوع سبک نگارش برای ما آنقدر جدی و مهم بوده که بین اعضای تیم محتوا یک فایل آماده کردیم واز اصول نگارشی، لحن و صدای محتوا، دلیل پرهیز از مطلق نویسی، نکات دستوری و نبایدهایمان در سایت دیجیتالینگ گفتیم

    بعد از مدتی نتایج مثبتی در تیم مشاهده کردیم و ترجیح دادیم این مفاهیم را تحت عنوان کتابچه سبک نگارش دیجیتالینگ به رایگان در اختیار علاقه‌مندان قرار بدیم

     

     

  4. امیررضا ریاحی گفت: (عضو ویژه)

    یکی دیگر از اشتباهاتی که زیاد دیدم (البته نه لزوما در متمم) بکار بردن واژه فارق به‌جای فارغ است. مثلا فارق‌التحصیل.

    فارغ به معنای آزاد و رها و آسوده شدن است. همان‌طور که برای زایمان هم از فارغ شدن استفاده می‌شود که احتمالا به همان معناست.

    در حالی که فارق هم‌ریشه با فرق است. به معنای جدا کننده و تمیز دهنده. 

    پس فارغ‌التحصیل به معنای کسی است که از تحصیل آسوده و رها شده.

  5.  

    مُهَیا / مُحَیا

    مهیا به معنای؛ آماده، فراهم، تهیه

    محیا به معنای؛ حیات، زندگی، حی

    بهر امیدی / بحر امیدی

    بهر امید، یعنی امید داشتن

    بر  در  این خانه من بهر امیدی آمدم          پس نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن

    بحر امید، (اگر نگوییم بی‌معناست) یک اصطلاح ادبی است به معنای دریای امید(کنایه از امید بسیار فراوان) که شاید خارج از حوزه ادبیات کاربردی برای آن متصور نباشد.

    نا امیدم مکن ای دوست که در بحر امید          سیل بنیان کنش آخر به قراری برسد

     

  6. نوشتار فارسی پیچیدگی‌های زیادی داره (جدا از اینکه گفتار ما با نوشتارمان هم متفاوته!). من اینجا می‌خواستم به دو مورد اشاره کنم که برای خودم هم کاملاً شفاف نبود.

    اول در خصوص واژه‌های مرکبی مثل “گفت و گو” که به چند شکل “گفتگو”، ” گفت و گو” و “گفت‌و‌گو” نوشته میشه، یا مثلاً جستجو و شستشو ، بلاخره یکی از این شیوه‌ها احتمالاً درست‌تر هست. طبق جستجویی که من انجام دادم متوجه شدم ظاهراً این “و” که این دو بخش رو به هم پیوند میده و o تلفظ میشه به تدریج توسط نویسندگان و کاتبان قدیمی حذف شده و کلمات به شکل گفتگو، جستجو و شستشو نوشته میشن. البته در بعضی موارد که کاربرد کمتری دارن این “و” عطف همچنان وجود داره مثل پخت و پز، دوخت و دوز. اما نکته مهم اینه که به هر صورت نباید خوانش این کلمات به اشتباه به شکل گفتِگو، جستِجو یا شستِشو باشه.

    دومین مورد در خصوص نوشتار همزه عربی در کلماتی مثل مسأله، نشأت یا جرأت هست. در عربی اگر همزه حرکت فتحه داشته باشه روی پایه الف قرار میگیره اما ظاهراً فرهنگستان زبان فارسی برای فارسی کردن این کلمات قاعده‌ای گذاشته که همزه روی پایه الف به همزه روی پایه “ی” تبدیل شه یعنی میشه مسئله، جرئت، نشئت.

    البته خوشحال میشم اگر دوستانی که در این زمینه تخصص و دانش بیشتری دارن راجع به نوشتار این کلمه‌ها یا کلمه‌هایی مثل اینها نظرشون رو بگن.

    • عباس ریاحی گفت: (عضو ویژه)

      با سلام.

      مورد اول که شما فرمودید دربارۀ گروهی از واژه‌های مرکب فارسیه که از ترکیب دو مادۀ فعلی ساخته شدن. اینا به صورت کلی، اگر دست به ساده‌سازی بزنیم، بر یک فعالیت به شکل عام و بی‌اعتنا به جزئیات درونی‌ش دلالت میکنن. این گروه از واژه‌های مرکب از دیدگاه تکواژهای سازنده چند دستۀ پرکاربرد دارن. دستۀ اول و از همه پرکاربردتر از ترکیب دو مادۀ (یا بن) یک فعل ساخته میشن، یعنی بن ماضی و بن مضارع یک فعل خاص با هم ترکیب میشن مثل: رُفت‌وروب، ساخت‌وساز، پخت‌وپز، مشت‌ومال، کشت‌وکار، دوخت‌ودوز، ریخت‌وریز، گرفت‌وگیر، تاخت‌وتاز و نمونه‌هایی که شما آوردید. دستۀ بعدی ترکیب مادۀ دو فعله که به شکلی معنی‌شون در تضاد با هم یا در دو سمت یک طیفه مثل: رفت‌وآمد، آمدوشد، نشست‌وبرخاست، بردوباخت و … دستۀ دیگه از ترکیب دو مادۀ فعلی تشکیل شدن که معنی هم‌دیگه رو تکمیل میکنن یا معنی دومی به شکلی در امتداد معنی اولی قرار می‌گیره مثل بریز(و)بپاش، ریخت‌وپاش (ریختن + پخش‌وپلاکردن)، تارومار (پراکنده‌کردن + نابودکردن) و …

      در همۀ این نمونه‌ها اصل بر اینه که «و» در بین دو تکواژ نوشته بشه به جز چند مورد خاص که از زمان گذشته به صورت سازه‌های نوشتاری به‌هم‌چسبیده به ما رسیدن (مثل گفتگو، جستجو، شستشو) و یا اون آوای “o” در بین دو تکواژ دیگه در گویش مردم وجود نداره مثل بریزبپاش که در گویش بسیاری از مردم به همین شکلی که نوشتم تلفظ میشه و نه به شکل بریز+و+بپاش.

      علت این که چند مورد خاص در نوشتن به این شکل دراومدن به پدیده‌هایی مثل بسامد بالا و یا گاهی قیاس برمیگرده که پرداختن بهش خارج از حوصلۀ این نوشتۀ کوتاهه.

      دربارۀ مورد دوم درست همونه که نوشتید: همزه روی پایۀ ی.

      پیروز باشید.

  7. سلام

    ممنون از متمم
    هرچند این سوالی که مطرح می کنم مربوط به گویش هست و ارتباطی به نگارش نداره. ولی ممنون میشم اگه زحمتی نباشه دوستان و متمم هم در موردش نظر بدن.

    برای من سوال ایجاد شده که چرا عده زیادی از هموطنان مون نمی تونن حرف “ق” رو در گویش طوری تلفظ کنند که با حرف “غ” اشتباه گرفته نشه.

    راستش من زیاد تمرین کردم که این حرف رو دقیقا “ق” تلفظ کنم و خیلی از دوستان زمانی که حرف “ق” رو تلفظ می کنم حتی بهم می خندن.

     

    هر جا هم که وارد صحبت دوستانم میشم، احساس می کنم واقعا نمی تونن از نظر گویش این حرف رو تلفظ کنند.

     

    شما هم همچین احساسی داشتید؟ تابحال به این موضوع دقت کرده بودید؟

    • محمدرضا شعبانعلی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

      همون‌طور که اشاره کردید، صحبت شما به «گویش» مربوط میشه و نه «نگارش» و در واقع خارج از موضوع این مطلب محسوب میشه.

      با این حال، چون جای دیگری هم در متمم نیست که به چنین موضوعی ربط داشته باشه، گفتم در این‌جا برداشت خودم رو بنویسم. البته نظر من در این زمینه کاملاً غیرکارشناسی محسوب میشه و دیدگاهم صرفاً بر پایه‌ی برداشت‌ها و تجربه‌ی شخصی‌ام شکل گرفته.

       

      این‌که عزیزان عرب‌زبان ما که در ایران یا هر جای دیگه‌ای از جهان به زبان فارسی حرف می‌زنن، علاقه یا تعصب یا توانایی داشته باشند حروفی مثل «غ / ق» و همین‌طور «ض / ذ / ز» رو به شکل‌های متفاوتی تلفظ کنند، کاملاً طبیعی و قابل درک است.

      اما متوجه نمی‌شم چرا یک نفر فارسی زبان، باید اصرار داشته باشه این حروف رو به شکلی که در زبان دیگری تلفظ می‌شن، تلفظ کنه.

      مسیری که زبان‌ها برای یادگیری از هم طی می‌کنند، در شکل گفتاری و نوشتاری کاملاً مستقله. گاهی علائم نوشتاری یا کلمات مکتوب از زبانی به زبان دیگه می‌رن، بدون این‌که شکل گفتاری‌شون جابه‌جا بشه. و بالعکس. گاهی شکل گفتاری اقتباس میشه، اما از شکل نوشتاری متفاوتی استفاده می‌شه.

      در زبان فارسی اساساً‌ تفاوتی بین تلفظ ظ و ض و .. یا غ و ق وجود نداره و این‌که اعراب این حروف رو به چه شکلی تلفظ می‌کنند اصلاً مسئله‌ی ما نیست. چنان‌که ما حتی در واژه‌ها هم، گاهی به این‌که اعراب چه معنایی رو از کلمات اراده می‌‌کنند توجه نداریم و مفاهیم مورد نظر خودمون رو بر واژه‌ها بار می‌کنیم (به تفاوت معنای کلماتی مثل سابق و اجمال در فارسی و عربی توجه کنید).

      ممکنه بفرمایید که فارسی با عربی ممزوج شده و با هم بیگانه نیستند که البته این نکته‌ی درستی است. اما در ممزوج شدن هم، زبان میزبان می‌تونه ترجیحات و ساختار خودش رو به حروف یا واژه‌های میهمان تحمیل کنه.

      مثال مشابهش در زبان انگلیسی هم وجود داره. می‌دونیم که انگلیسی مدرن امروزی یک زبان قدیمی نیست و نسبتاً نوظهوره. این زبان در پنج قرن اخیر حروف و واژه‌های بسیاری رو از لاتین، یونانی و خصوصاً آلمانی و فرانسوی به عاریه گرفته و به دایره‌ی واژگانی خودش افزوده. 

      با این حال، انگلیسی قواعد و ترجیحات خودش رو بر این حروف و کلمات سوار کرده. 

      به عنوان نمونه، ما در آلمانی اوملاوت داریم. مثلاً: Ü 

      این حروف در انگلیسی یا به همین شکل نوشته می‌شن یا به صورت ue. اما انگلیسی‌زبان‌ها تلفظ رو در نهایت به همون شکل ترجیحی خودشون انجام می‌دن و تلفظ ue هیچ ربطی به تلفظ Ü نداره.

      ضمن این‌که حتی تلفظ رو فراتر از این‌ها به واژه‌ها تحمیل می‌کنن. پیتر دراکر (Drucker) اتریشی بوده. Druck به معنای چاپ هست و اجدادش در صنعت چاپ بودن. زبان انگلیسی دروکر رو دراکر تلفظ می‌کنه و خود دراکر هم وقتی به آمریکا رفت، پذیرفت که نام خانوادگیش به شکل دیگری تلفظ بشه. یعنی حروف، آلمانی موندن، اما تلفظ انگلیسی شد.

      فکر می‌کنم زبان‌شناسی هم اساساً‌ همین رویکرد رو می‌پسنده. یعنی وقتی می‌بینه مردم، ترجیحات تلفظ خودشون رو دارن (مثلاً فارسی‌زبان‌ها ترجیح می‌دن «ح و ه» یا «ق و غ» رو به یک شکل تلفظ کنن) همین شیوه رو می‌پذیره و سعی می‌کنه نگاه مداخله‌گرانه نداشته باشه.

      • به نظرم درباره‌ی غ و ق نسبت به بقیه‌ی حروفی که صدای مشابه دارن می‌شه بیشتر فکر کرد. ما توی لهجه‌ی یزدی یه صدایی برای ق داریم که اصلا تو لهجه‌ی معیار وجود نداره (همچین از ته ته حلق!) و غ رو هم مثل عرب‌ها تلفظ می‌کنیم. یعنی تو حرف زدن یه یزدی غذا و قضا کاملا متفاوت ادا می‌شه. (و البته که هیچ کدومش شبیه چیزی که تهرانیا می‌گن نیست!) این البته چیزی رو ثابت نمی‌کنه و ممکنه منحصر به این لهجه‌ی خاص باشه. ولی خب هیچ حرف دیگه‌ای هم تو الفبا نیست که یزدی‌ها متفاوت از بقیه تلفظش کنن. 

        نمی‌دونم چقدر درسته و اصلا چطور می‌شه درستیش رو ثابت کرد ولی از چند تا شاعر و گوینده از جمله آقای ساعد باقری شنیده‌م که این دو حرف کاملا متفاوت تلفظ می‌شن. مثلا می‌گفتن امروزه می‌تونیم قافیه شدن خاص و احساس رو بپذیریم ولی داغ و اتاق کلا متفاوته و شاید فقط تو ترانه بشه پذیرفتش.

        • احسان کارگزارفرد گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

          همینطور که اشاره کردید، تلفظ "ق" و "غ" توی بعضی از مناطق کشور یه مقدار با تلفظ "ذ" ، "ز" ، "ض" و "ظ" متفاوت هست. با وجود اینکه مردم اون منطقه عرب نیستند.

          توی جنوب فارس و هرمزگان، تلفظ "ق" و "غ" کاملا از هم متمایز هست. اما تلفظ ذ، ز، ض، و ظ کاملا شبیه هم هست. 

          این موضوع باعث میشه خطاهای نگارشی از این دست (اشتباه گرفتن ق و غ) توی نوشتار مردم این منطقه کمرنگ تر باشه.

           

    • عباس ریاحی گفت: (عضو ویژه)

      با سلام.

      در فارسی معیار چیزی به نام تفاوت بین “غ” و “ق” وجود نداره و نمیشه از چنین چیزی سخن گفت. در این باره دو نکته هست که باید بهش دقت کرد.

      یک مسئلۀ گویشی داریم که در برخی گویش‌های فارسی در مناطقی از ایران، یا زبان‌های ایرانی غیر فارسی دو آوای متفاوت از هم داریم که در فارسی‌سخن‌گفتن این عزیزان به چشم میاد.

      مسئلۀ دیگه مقایسۀ فارسی با عربیه. ما در فارسی (برای غ و ق) یک آوا داریم که در عربی (به‌جز عربی مصر به‌جای ج) وجود نداره و در جدول‌های آواشناسی با G نشونش میدن. در برابر در عربی دو آوار داریم که در فارسی وجود نداره که یکی ق نوشته میشه و دیگری غ. آوای برابر ق عربی رو در جدول‌ها با q و غ رو با γ (گاما در خط یونانی) نشون میدن. برای دیدن جایگاه تولید هریک از این‌ها در جدول آوایی میشه به اینجا نگاه کرد:

      IPA Chart

      پیروز باشید.

  8. سامان گفت:

    نکته‌ای که لازم میدونم اشاره کنم استفاده از “نیم‌فاصله” به جای “فاصله” در بعضی ترکیبات هست،

    مثلا اشتباهه بنویسیم “آن ها”

    بلکه شکل درستش “آن‌ها” میباشد.

    رفته ام –> غلط

    رفته‌ام –> درست

     

    شتاب دهنده –> غلط

    شتاب‌دهنده –> درست

     

    خانه ای –> غلط

    خانه‌ای –> درست

     

    خانه اش –> غلط

    خانه‌اش –> درست

     

    قوی ترین –> غلط

    قوی‌ترین –> درست

     

    لیست این مثال‌ها خیلی طولانی‌تر میتونه باشه ولی به صورت یک قاعده سرانگشتی می‌تونیم بگیم در “افعال دو بخشی (مثل مضارع اخباری)” ،”واژه‌های مرکب” ،”استفاده از ای نکره” و “استفاده از پسوند تر و ترین” باید از نیم‌فاصله استفاده کرد.

    برای استفاده از نیم‌فاصله در ویندوز می‌تونیم از کلید ترکیبی “Crtl+Shift+2” استفاده کنیم.

    البته برای استفاده از نیم‌فاصله ترکیبات زیادی هست که با سرچ تو گوگل می‌تونید ببینید ولی مشکلی که وجود داره در خیلی از نرم‌افزارها کار نمیکنن ولی این کلید ترکیبی‌ای که من پیشنهاد دادم را در سری نرم‌افزارهای ادوبی، آفیس و ویرایشگر وردپرس تست کردم و مشکلی نداره و می‌تونید به راحتی ازش استفاده کنید.

     

     

  9. درود بر شما بابت طرح موضوع

     

    کلمه اى که من خیلى نسبت به آن حساس هستم و مى بینم که زیاد تکرار مى شود

    سپاسگزارى است

    که بعضى از دوستان به اشتباه سپاسگذارى مى نویسند

    در سطح جامعه هم به نسبت زیادى با این اشتباه روبرو مى شوم

  10. حسین گفت:

    با سلام و احترام خدمت متممی های فرهیخته :

    خیلی سپاسگزارم از همه شما و عزیزانی که بابت اشتباه های نگارشی عزیزان دیگر حساس هستید، اگه اجازه دهید می خواهم اندکی از این عزیزان دفاع کنم و علت را به تنوع حروف مشابه زبان فارسی ربط دهم :(البته غیر از تنبلی مختصر نویسی و اشتباهات گرامری)
    ما برای صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم.
     
    برای این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
    برای این ۲ تا: هـ، ح
    برای این ۲ تا: ق، غ
    برای این ۲ تا: ء، ع
    برای این ۳ تا: ث، س، ص
    و برای این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
    این یعنی:«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت.
    «دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت.
    «غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت.
    «دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت.
    «اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت.
    «سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت.
    «زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت.
    «ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت.
    «احتضار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت.
    «استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت.
    و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!
    حالا به نظر شما :
     واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم؟!
    این بود دفاعیه من از عزیزانی که در دیکته لغات مشکل داشتند.
     پ ن : قسمتی از متن بالا که در یکی از ایمیل های۷ سال قبل موجود بود، استفاده کردم و منبع آن ناشناس می باشد.

    • عباس ریاحی گفت: (عضو ویژه)

      با درود به شما.

      این ویژگی که فرمودید خاص سامانۀ نوشتاری زبان فارسی نیست و تقریبا هر زبانی که سامانۀ نوشتاری به‌اندازۀکافی طولانی‌مدت داشته باشه چنین ویژگی‌هایی توش دیده میشه. بخشی از این ویژگی مربوط به وام‌واژه‌هاست و بخشی مربوط به پدیده‌ای که بهش میگن املای تاریخی. اگه بخوام یک مثال خیلی دم‌دستی بیارم آوای “ک” در انگلیسی به این شکل‌ها نوشته میشه: c, k, ch, ck, q, cq. یعنی زمانی که یک گویشور انگلیسی این آوا رو می‌شنوه باید از بین شش گزینه انتخاب کنه. آیا ما در فارسی آوایی داریم که شش شکل نوشتاری گوناگون داشته باشه؟

      همچنین یک انگلیسی زمانی که آوای “ن” رو میشنوه باید تصمیم بگیره که کدوم یکی رو بنویسه: n یا kn.

      نمونه‌ها بسیار بیشتر از اینه، هم در انگلیسی و هم در بسیاری زبان‌های دیگه. از این منظر فارسی املاهای تاریخی بسیار کمی نسبت به انگلیسی و به‌ویژه فرانسوی داره.

      کوتاه‌سخن، چنین اشتباهاتی دلیلی جز بی‌مبالاتی، بی‌سوادی و ناآشنایی با متن‌های فارسی نداره و نباید برای توجیهش به بی‌راهه زد.

      پیروز باشید.

  11. فرهاد جهش گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    یکی دیگه از ایرادهایی که گاهی دیده میشه اینه که هر کلمه رو به صورت مستقل به رسمیت نمی‌شناسند و تا مجبور نباشند بین کلمات فاصله نمی‌گذارند.

    مثلا: دیرروزروززیباوبسیاردل انگیزی بود.

    درسته که مثلا روز و زیبا به هم نمی‌چسبند اما هر کدام کلمه‌ای جدا هستند و با جدا کردن آنها علاوه بر این که روح کلمات تفکیک میشه به زیبایی و شیوایی نگارش ما هم کمک میکنه.

  12. با عرض سلام و ادب

    با سپاسگزاری از متمم عزیز که روی نکاتی اساسی دست می گذارد. همانطور که خودتان گفتید اگر نخواهیم مته به خشخاش بگذاریم تقریباً اشتباهات رایج در این مطلب اشاره شده است. ولی یکی از غلطهای بسیار رایج، که حتی متأسفانه در دیدگاه برگزیدۀ بالا نیز دیده می شود، استفاده از «رو» به جای «را»ی مفعولی است. این کلمه در خیلی از جاها خواندن یا، دستِ کم، روان خواندن را مشکل می سازد. من فکر می کنم ریشۀ بسیاری از غلطهایی که شما اشاره کرده اید، علاوه بر کمخوانیِ نثرهای معیار و پاکیزۀ فارسی، از تلاش برای شکسته نویسی، آن هم از نوع افراطی و بدون قید و بند، آب می خورد. پیشنهاد می کنم دوستان متممی کتاب کوچک ولی پر مغز جناب علی صلحجو زیر عنوان «اصول شکسته نویسی» تولید نشر مرکز را مطالعه بفرمایند. ایشان تأکید می کنند که خواننده معمولاً هنگام خواندن، در جایی که احساس می کند، شکسته می خواند و در خیلی از جاها نیاز نیست کلمات را بشکنیم و به جای آن بهتر است نحو گفتاری به کار ببریم. البته برای شکسته نوشتنِ معقول هم پیشنهادهای قابل تأمل و کاربردی نیز مطرح می کنند. شاد و تندرست باشید.

    • شهرزاد راسخ گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

      دوست خوبم. در رابطه با نکته‌ای که در دیدگاه‌تان اشاره کردید:

      یکی از غلطهای بسیار رایج، که حتی متأسفانه در دیدگاه برگزیدۀ بالا نیز دیده می شود، استفاده از «رو» به جای «را»ی مفعولی است. 

      چون صحبت شما به دیدگاه من مربوط میشد خواستم توضیح کوتاهی را خدمت شما بگویم.

      من فکر میکنم – جدا از تمام گرفتاریهایی که به نظر من، ما در زبان و خط فارسی داریم – وقتی با متنی ادبی یا رسمی یا معیار یا مرجع روبرو نیستیم، استفاده از زبان گفتاری در یک نوشته‌ی خاص – نه بی بند و بار و یا با اشتباهات فاحش دیکته‌ای – می‌تواند به عنوان نوعی از نگارش فارسی، یک انتخاب باشد.

      مثلاً من خودم سعی می‌کنم معمولاً در دیدگاه‌هایی که به عنوان تمرین در دروس اختصاصی متمم می‌نویسم، بیشتر از زبان رسمی استفاده کنم.

      اما در دیدگاه قبلی‌‌ام انتخاب کردم که به جای لحن رسمی، با لحن گفتاری – یعنی همان طوری که حرف میزنم – بنویسم. چون نمی‌خواستم گفته‌های من در آن دیدگاه، به لحنی آمرانه نزدیک شود.

      و به نظر من وقتی که انتخاب می‌کنیم که با لحن گفتاری بنویسیم، استفاده از «را» به جای «رو» زیاد مناسب نخواهد بود و در خوانایی و روانی و یکدستیِ نوشته‌ی ما، نوعی اختلال ایجاد خواهد کرد.

  13. خیلی ها به جای  اصطلاح رایج “بر خیابان”، “دوبر” و … می‌نویسند “بحر خیابان” یا “دو بحر”!

    اما موضوعی که منو به شدت کلافه کرده این روزها، اشتباهات بسیار بسیار زیاد و پیش پا افتاده در کتابهای چاپیه! واقعا باعث تاسف هست اینکه بعضیها اسم خودشون رو ناشر گذاشتن، کلی بابت یک کتاب با عناوین مختلف از بیت المال امتیاز و پول و تسهیلات میگیرن، کلی درخت رو نابود میکنن و کتابهایی چاپ میکنن که تو هر صفحه حداقل ۴-۵ غلط املایی و نگارشی به چشم میخوره…

    روزگاری کتابها منبع و مرجع فرهنگ و ادبیات این مملکت محسوب میشدن ، اما گویا این روزها هر کسی به لطف پول و پارتی اسم خودش رو نویسنده و ناشر میذاره. این هم یک افسوس جدید…

  14. این درس  و تذکر بجای متمم رو خیلی خیلی دوست داشتم . به عنوان یک فارسی زبان فکر می کنم حداقل وظیفه مون اینه که نسبت به نگهداشت و  پاسداشت زبانمون چه در گفتار و چه در نوشتار کوشا باشیم. متاسفانه گاهی اشتباهات فاحش نوشتاری از افرادی دیده میشه که تحصیلات بالایی دارند و بعضی وقتا هم بقول متمم از سر لوس نویسی واژه های واضحی مثل آقا رو با شکل و شمایل عجیب (عاقا) می نویسند و این متن با همین شکل توی شبکه های اجتماعی منتشر میشه . من خودم هیچ وقت هدف آدمها رو از این کار متوجه نمیشم و   قطع یقین با رایج شدن چنین سبکهایی از نوشتن مشکل دارم. یک نکته اضافه هم به ذهنم رسید که فکر می کنم گفتنش خالی از لطف نباشه حالا که به لطف اینترنت در کسری از ثانیه امکان دسترسی به حجم بالایی از اطلاعات برامون میسر شده و این یکی از شانس های بزرگ این عصر به حساب میاد، خوبه قبل از انتشار هر نوع محتوا اگه نیاز به تحقیق و بررسی راجع به موضوعی داریم دستکم یک سرچ در اینترنت بکنیم تا از صحت درست نویسی مون مطمئن بشیم . مثلا دو سه تا ضرب المثل که بشدت بین مردم  به اشتباه رایج شده  این موارد هست که بهش اشاره می کنم:

    گرگ باران دیده به جای گرگ بالان دیده، پیش قاضی و معلق بازی به جای پیش غازی و معلق بازی و خواب زن چپه به جای خواب ظن چپه.(موارد دوم صحیح است). امیدوارم خودم توی این متن و هر جای دیگه که لازمه حرفی بزنم یا چیزی بنویسم ، این نکات رو مدنظر داشته باشم.

  15. محمد گفت:

    من معمولا برای نامه نگاری ها به زبان انگلیسی از ابزار grammarly استفاده میکنم. مزیت این ابزار این هست که هم غلط های املایی را اصلاح میکند و هم اشتباهات گرامری، علاوه بر این پیشنهاد واژه ی مترادف یا مناسب برای متن را هم دارد.

    به نظر من جای چنین ابزاری برای زبان فارسی هم لازم است خصوصا برای فارسی زبانان که با رفع اشتباهات رایج نگارشی، درست نویسی را به یک عادت تبدیل کنیم.

  16. قطعا این مطلب اونقدر مهم بوده که متمم لازم دونسته پست جداگانه ای براش بنویسه و البته که این اشتباهات زیاد تکرار می شن

    من همیشه برام مهم بوده نوع نگارش و سعی کردم که به درستی بنویسم و حتی گاهی بازخورد هم می دم به افراد برای مدل نوشتن و نگارشی که دارن

    چند تا اشتباه  هم من یادم میاد :

    – توی نوشتن بصورت محاوره اضافه کردن ” ه ” به آخر کلمه

    ماله مامانه ، کتابه خودم و…

    – توی نوشتن بصورت محاوره حذف ” را ” یا “رو” یا “و” یا ” ُ “

    کتابم بیار ( کتابم رو بیار ، کتابمو بیار )

    حرفت بزن ( حرفت رو بزن ، حرفتو بزن ، حرفتُ بزن  )

    –  واژه های مثل معتل ، الاف ، مطمعن ، عایا که همگی اشتباه نوشته شدن

    – استفاده از صفت به جای سفت ( به معنی سخت )

    – نوشتن شست به جای شصت ( برای نوشتن عدد شصت )

    و…

     

     

     

  17. به عنوان شخصی که زبان فارسی و حفظ آن برایم دغدغه محسوب می‌شود و تلاش می‌کنم درست بگویم و درست بنویسم این موضوع همیشه برایم مهم بوده است.

    متاسفانه در بسیاری از سایتهای بزرگ و حتی گاه سایتهای نهاد و سازمانهای معتبر هم اشتباهات مشابه دیده می‌شود.

    مخصوصا عبارت راجب که در متن به آن اشاره شد بسیار رایج است.

    مورد دیگری که به ذهن من می‌رسد اضافه کردن حرف ه به آخر کلماتی است که با کسره تمام می‌شوند.

    مثلا:

    من بدونه ماشین رفتم. من بدون ماشین رفتم.

    در کنار موارد مطرح شده بد نیست به موضوع نیم‌فاصله هم اشاره  کنیم. موضوعی که در متمم هم کاملا رعایت نمی‌شود. البته در این درس تا جایی که من دقت کردم رعایت شده بود.

    برای درست‌نویسی و البته زیبا شدن مطلب باید از نیم‌فاصله استفاده کنیم. برای دوستانی که ممکن است ندانند نیم‌فاصله چیست مثال زیر شاید موضوع را روشن کند.

    این نیم فاصله ندارد.

    این نیم‌فاصله دارد.

    در عبارت اول بین کلمه نیم و فاصله یک space یا جای خالی قرار دارد اما در عبارت دوم یک نیم‌فاصله است.یعنی کلمه اول تمام شده است اما کلمه دوم هم با فاصله نیامده است.

    مثالهای بیشتر:

    می گویم

    می‌گویم

     

    تمرین ها

    تمرین‌ها

     

    یک بار

    یک‌بار

     

    چطور نیم‌فاصله بنویسیم:

    برای این کار باید کیبورد فارسی استاندارد را روی ویندوز خود نصب کنید. بعد با استفاده از کلیدهای ترکیبی shift + space نیم‌فاصله تایپ کنید.

     

  18. شهرزاد راسخ گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

    در کنار نکات خوبی که متمم عزیزمون بهشون اشاره کرد، من هم میخواستم به چند نمونه از اشتباهات دیکته‌ای که گاهی در معدودی از دیدگاه‌ها می‌بینم اشاره کنم:

    * در معدودی از دیدگاه‌ها می‌بینیم که از «ب» به جای حرف اضافه‌ی «به»، و از «ک» به جای حرف اضافه‌ی «که» استفاده میشه.

    * گاهی مشاهده می‌کنیم که به اشتباه، «اظطراب» به جای «اضطراب» نوشته میشه. (یا موارد مشابهی از این دست)

    * در معدودی از دیدگاه‌ها، گاهی به چشم میخوره که تمام کلمات و جملات و پاراگراف‌ها، بدون هیچ مکث یا توقفی پشت سرِ هم نوشته شده‌اند، و از حداقل علائم نگارشی مانند نقطه و ویرگول در میانِ کلمات و جملات استفاده شده.
    به نظرم این موضوع موجب میشه تا خواندن دیدگاه، و همچنین فهم و درک منظور نویسنده‌‌ی دیدگاه برای خواننده دشوار بشه، یا اصلا از همون ابتدا تمایلش رو به خوندن اون دیدگاه از دست بده.

    * خطاهای نگارشی و اشتباهات تایپی که به نظر میرسه اگر حداقل یکبار قبل از ارسالِ دیدگاه مرور شده بودند، این شانس رو داشتند که مورد اصلاح قرار بگیرند. مثلا، در یک دیدگاه دیده میشه که چندین بار در برخی کلمات، «ذ» به جای «د»، یا «ر» به جای «ز» تایپ شده.

    به عنوان نمونه، در این جمله:

    “مثلا ممکنه یه موسیقی دان چیره ذستی باشید اما این به معنی اعتماذبنفس واقعی نیست.”

    پی‌نوشت:

    راستش این نکته‌ای که میخوام در پی‌نوشت دیدگاهم بهش اشاره کنم، جزو اشتباهات دیکته‌ای نیست، اما دوست داشتم به بهانه‌ی این موضوع بهش اشاره‌ای بکنم. اشاره‌ام به این علامت هست:

    :دی

    راستش من هیچوقت نفهمیدم این علامت – به خصوص در یک کامنت جدی – چه معنی‌ای میده. (و البته در کامنتهای شبکه‌های اجتماعی زیاد می‌بینیمش.)

    شخصاً به عنوان یک متممی (و البته مسلماً با یک سلیقه‌ی ‌شخصی)، وقتی این علامت رو مشخصا در دیدگاهی در متمم می‌بینم، حس می‌کنم استفاده از این علامت برای دیدگاهی که در متمم نوشته میشه زیاد قشنگ نیست.

    یعنی گاهی شده، حتی دیدگاهی به نظرم آموزنده یا خوب بوده و در حالی که تصمیم داشتم بهش امتیاز “آموزنده” یا “خوب” بدم، اما وقتی به انتهای کامنت رسیدم و این علامت رو دیدم، متاسفانه اونقدر حسم بد شده که نتونستم امتیازی بهش بدم.

    • جزو یا جزء؟

      • شهرزاد راسخ گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

        دوست عزیز.

        اگر تا به حال به نمونه‌های فراوانی از به کارگیریِ «جزو» [«جزء» در فارسی معمولاً به‌ صورت «جزو» نوشته میشود (+)] – در متن‌ها و کتاب‌ها و شعرهای مختلف برنخورده‌اید؛

        فکر می‌کنم اگر همین سوالِ کوتاهِ “جزو یا جزء؟”

        را از گوگل هم پرسیده بودید، به راحتی به پاسخ سوال‌تان می‌رسیدید.

        به عنوان مثال، در لغت‌نامه دهخدا می‌خوانیم (+):

        جزو. مأخوذ از تازی جُزء به معنای قطعه. پاره. بخش و … است که ظاهراً مخفف جزء بهمزه ٔ عربی است و چون آنرا مضاف نمایند به چیزی بجای همزه واو نویسند، و گویند جزو طلا هم طلا است.

        و به عنوان نمونه، می‌بینیم که «جزو» به معنای «جزء»، در این بیت از اشعار مولوی هم به کار رفته است:

        هرچه بینی سوی اصل خود رود

        جزو سوی کل خود راجع شود

        پی نوشت:

        در کل، اگر چه میدانم که من هم با وجود اینکه به دعوت متمم عزیز به برخی خطاهای نگارشی و دیکته‌ای در برخی کامنتهای متمم اشاره کردم،

        اما هرگز نوشته‌های خودم هم از اشتباهات نگارشی و دیکته‌ای عاری نبوده و نیست، و البته بعد از این درس متمم، برای نوشتن دیدگاه‌هایی با حداقل خطاهای دیکته‌ای و نگارشی، حساس‌تر شده‌ام و سعی می‌کنم بیشتر از قبل هم بهش توجه کنم،

        اما فکر می‌کنم این مورد، چیزی نبود که شما پیش از آن که کمی در موردش تحقیق کوچکی بکنید، مجبور بشید بخاطرش، زحمتِ نوشتن این کامنت با این سوال رو متقبل بشید.

  19. Annowenn گفت:

    واقعا به نوشتن همچین مطلبی نیاز بود. البته بنظر من اگه درباره نیم فاصله و یسری چیزای دیگه هم می گفتید خوب می شد.

    ولی در کل باید به درست نوشتن بیشتر توجه کنیم، توی شبکه های اجتماعی که اینطور نیست، حداقل توی جاهای خوبی مثل وب سایت ها این اصول رو رعایت کنیم.

  20. زهـرا محمودی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    یکی از ایراد‌های نگارشی که این روزها در فضای مجازی بسیار شاهد آن هستیم، حذف کسره‌‌ی بین دو اسم یا اسم و صفت است(همان ترکیب وصفی و اضافی) که از “ه” استفاده می‌کنند. مثلا کاره خوبیه _ به نظره من_ اسم‌هایی که باید با ( -ِ) کسره به اسم بعد از خود اضافه شوند.[کارِ خوب_به نظرِ من] یا رعایت نکردن شیوه‌ی نگارش حرف “و” که حرف ربط است. [منو یاد این موضوع انداخت.]خیلی وقت‌ها متنی را می‌خوانم که زبان یک‌دستی ندارد، بخشی از آن محاوره است و گفتاری و قسمتی از  آن نوشتاری! البته گاهی وقتها برای همه‌ی ما ممکن است به دلیل شتاب برای بیان مقصودمان مثلا  “را”_ “رو” نوشته شود، ولی شکستن فعل و رعایت نکردن نحو جمله، از خطاهای نگارشی‌ست که به بافت زبان و یک‌دستی آن آسیب می‌زند.